1
00:00:05,090 --> 00:00:15,090
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:15,114 --> 00:00:36,314
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:01:15,033 --> 00:01:17,911
‫خب با چیزهایی که الان می‌دونی،

4
00:01:18,245 --> 00:01:20,330
‫بازم حاضر بودی نفرین بشی؟

5
00:01:20,998 --> 00:01:22,583
‫سؤال خوبیه.

6
00:01:23,834 --> 00:01:26,503
‫راستش رو بخوای، نمی‌دونم.

7
00:01:29,006 --> 00:01:31,466
‫تو رسماً داری به شیطان التماس می‌کنی

8
00:01:31,508 --> 00:01:33,593
‫فقط برای اینکه بهت ثابت کنه خدا وجود داره.

9
00:01:36,805 --> 00:01:38,807
‫آدم‌های شرور وجود دارن،
‫انرژی‌های شرور وجود دارن،

10
00:01:38,849 --> 00:01:40,434
‫و اگه بخوای باهاشون بازی کنی،

11
00:01:40,475 --> 00:01:42,394
‫باید خیلی شانس بیاری که زنده ازش دربیای.

12
00:01:44,187 --> 00:01:45,605
‫قراره خوش بگذره.

13
00:01:47,357 --> 00:01:50,444
‫نبینم ساعت دو نصفه‌شب به من زنگ بزنید

14
00:01:50,485 --> 00:01:52,195
‫بگید این یارو مرده‌ها،

15
00:01:52,237 --> 00:01:53,488
‫اصلاً نمی‌خوام بشنوم.

16
00:02:12,132 --> 00:02:14,885
‫ما در عصر پیشرفت‌های شگفت‌انگیز

17
00:02:14,926 --> 00:02:16,636
‫در علم و فناوری زندگی می‌کنیم.

18
00:02:17,721 --> 00:02:21,141
‫برای اجداد ما، فقط چند صد سال پیش،

19
00:02:21,183 --> 00:02:22,726
‫بخش بزرگی از دنیای امروز

20
00:02:22,768 --> 00:02:25,437
‫هیچ فرقی با جادو نداشت.

21
00:02:26,521 --> 00:02:28,815
‫اما شاید اونقدرها هم که فکر می‌کنیم

22
00:02:28,857 --> 00:02:31,610
‫از دنیای قدیمِ خدایان و خرافات

23
00:02:31,652 --> 00:02:33,111
‫فاصله نگرفته باشیم.

24
00:02:34,196 --> 00:02:37,199
‫۸۰ درصد مردم آمریکا هویت خودشون رو

25
00:02:37,240 --> 00:02:40,327
‫مذهبی یا معنوی می‌دونن.

26
00:02:40,369 --> 00:02:42,079
‫سه چهارم آمریکایی‌ها

27
00:02:42,120 --> 00:02:44,373
‫به نوعی از پدیده‌های فراطبیعی باور دارن،

28
00:02:44,414 --> 00:02:47,042
‫و آمارهای مشابهی در سراسر جهان هم دیده می‌شه.

29
00:02:48,502 --> 00:02:50,545
‫آیا باور به ماوراءالطبیعه

30
00:02:50,587 --> 00:02:54,091
‫صرفاً بازمانده‌ی یک ویژگی تکاملیه،

31
00:02:54,132 --> 00:02:57,344
‫یا حقیقتی عمیق‌تر و بنیادی‌تر

32
00:02:57,386 --> 00:03:01,139
‫در ماهیت خودآگاهی وجود داره
‫که هنوز کشفش نکردیم؟

33
00:03:06,395 --> 00:03:08,480
‫من الان بیشتر از ۲۰ ساله

34
00:03:08,522 --> 00:03:11,024
‫که دارم فیلم مستند می‌سازم.

35
00:03:11,066 --> 00:03:13,360
‫شغلی که ده سال پیش من رو به آمریکا آورد،

36
00:03:13,402 --> 00:03:17,364
‫جایی که با همسرم آشنا شدم

37
00:03:17,406 --> 00:03:20,534
‫و الان یه خانواده‌ی کوچیک و شاد
‫با دو تا گربه دارم.

38
00:03:23,662 --> 00:03:27,124
‫در کارم، این شانس رو داشتم
‫که در بعضی از جاهای عجیب و غریب

39
00:03:27,165 --> 00:03:29,626
‫و اغلب دورافتاده‌ی دنیا فیلمبرداری کنم.

40
00:03:32,879 --> 00:03:35,382
‫چیزی که تخیل من رو به کار انداخت

41
00:03:35,424 --> 00:03:37,426
‫این بود که هرجایی که سفر کردم،

42
00:03:37,467 --> 00:03:39,344
‫درست در زیر پوسته‌ی

43
00:03:39,386 --> 00:03:41,179
‫این دنیای به ظاهر مدرن ما،

44
00:03:42,097 --> 00:03:44,015
‫یک جریان پنهان و مداوم

45
00:03:44,057 --> 00:03:46,476
‫از باور به دنیای ارواح وجود داره.

46
00:03:49,980 --> 00:03:51,481
‫نمی‌تونم از خودم نپرسم،

47
00:03:51,523 --> 00:03:56,027
‫"چرا باور به ماوراءالطبیعه
‫اینقدر در وجود ما نهادینه شده؟"

48
00:03:56,069 --> 00:03:58,405
‫حتماً همه‌ش خرافاته.

49
00:03:59,406 --> 00:04:02,576
‫همون موقع بود که به یک ایده‌ی غیرعادی برخوردم.

50
00:04:03,743 --> 00:04:07,205
‫چی می‌شد اگه داوطلبانه از کسی می‌خواستم

51
00:04:07,247 --> 00:04:09,791
‫که من رو نفرین کنه؟

52
00:04:17,548 --> 00:04:18,925
‫سلام.
‫هی!

53
00:04:18,966 --> 00:04:20,177
‫چطوری؟

54
00:04:20,218 --> 00:04:22,471
‫خوبم، کسی رو پیدا کردی نفرینت کنه یا نه؟

55
00:04:22,512 --> 00:04:24,306
‫نه!

56
00:04:25,474 --> 00:04:26,349
‫از وقتی دیدمت،

57
00:04:26,391 --> 00:04:28,935
‫می‌دونستم که به اینجور چیزا کنجکاوی

58
00:04:28,977 --> 00:04:33,940
‫و همیشه دوست داری دنیای ناشناخته‌ها رو کشف کنی.

59
00:04:34,316 --> 00:04:35,650
‫چه جور نفرینی؟

60
00:04:35,692 --> 00:04:37,277
‫قراره چیکار کنه؟

61
00:04:37,319 --> 00:04:38,278
‫سؤال خیلی خوبیه.

62
00:04:38,320 --> 00:04:40,530
‫منم نمی‌دونم چه نوع نفرینی.

63
00:04:40,572 --> 00:04:42,616
‫خودت انتخاب می‌کنی یا
‫اونا یه بلایی سرت میارن

64
00:04:42,657 --> 00:04:44,409
‫و بعداً می‌فهمی چی بوده؟

65
00:04:44,451 --> 00:04:46,953
‫نمی‌دونم، یعنی اصلاً
‫کسی حاضر می‌شه منو نفرین کنه؟

66
00:04:46,995 --> 00:04:49,414
‫چون حدس می‌زنم برای کسایی که
‫می‌خوام باهاشون حرف بزنم،

67
00:04:49,456 --> 00:04:51,124
‫این اولین باره همچین چیزی می‌شنون.

68
00:04:52,000 --> 00:04:53,919
‫و بعد این سؤال پیش میاد که،

69
00:04:53,960 --> 00:04:55,337
‫خب، من چقدر بهش باور دارم؟

70
00:04:55,378 --> 00:04:56,463
‫تو دلت می‌خواد باور کنی.

71
00:04:56,505 --> 00:04:59,382
‫من آدم شکاکی‌ام، ولی تو اون کسی هستی
‫که می‌خواد باور کنه.

72
00:04:59,424 --> 00:05:01,635
‫دلت می‌خواد باور کنی، نه؟

73
00:05:01,676 --> 00:05:02,511
‫آره.

74
00:05:04,763 --> 00:05:07,057
‫خب وقتی اومدم آمریکا،
‫تقریباً با دو تا چمدون اومدم.

75
00:05:07,098 --> 00:05:09,017
‫یکیش لباس بود،

76
00:05:09,059 --> 00:05:11,603
‫و اون یکی یه جعبه‌ی خاطرات بود،

77
00:05:11,645 --> 00:05:13,855
‫پر از عکس‌های قدیمی

78
00:05:13,897 --> 00:05:17,484
‫از دورانی که صخره‌نوردی می‌کردم.

79
00:05:17,526 --> 00:05:20,445
‫چیزی که واقعاً من رو گرفت، پیدا کردن این بود.

80
00:05:20,487 --> 00:05:23,907
‫این کتاب رو وقتی حدود ۱۰ یا ۱۱ سالم بود گرفتم،

81
00:05:23,949 --> 00:05:26,826
‫و دیوانه‌وار دوستش داشتم.

82
00:05:26,868 --> 00:05:28,286
‫اسمش هست «ناشناخته‌ها:

83
00:05:28,328 --> 00:05:32,082
‫اسرار ذهن، علم، فضا و زمان».

84
00:05:32,123 --> 00:05:33,208
‫همه‌جور چیزی توش داره،

85
00:05:33,250 --> 00:05:36,044
‫از تاریخ استون‌هنج گرفته

86
00:05:36,086 --> 00:05:37,420
‫تا حتی بعضی از این ماجراهای یوفوها

87
00:05:37,462 --> 00:05:39,422
‫که الان دارن تو کنگره در موردش حرف می‌زنن،

88
00:05:39,464 --> 00:05:41,550
‫پس یه موضوع خیلی داغه.

89
00:05:41,591 --> 00:05:43,510
‫اما چیزی که واقعاً هیجان‌زده‌م می‌کرد

90
00:05:43,552 --> 00:05:45,345
‫و تخیلم رو به کار می‌انداخت

91
00:05:45,387 --> 00:05:47,180
‫وقتی بچه بودم، این بود:

92
00:05:47,222 --> 00:05:49,432
‫«در جستجوی حس ششم،

93
00:05:49,474 --> 00:05:52,644
‫ای‌اس‌پی، قدرت‌های فراحسی».

94
00:05:52,686 --> 00:05:55,146
‫برای من، این خود جادو بود.

95
00:05:55,188 --> 00:05:57,399
‫اینجا به دکتر «راین»

96
00:05:57,440 --> 00:05:59,734
‫از مرکز تحقیقاتی «راین» اشاره شده،

97
00:05:59,776 --> 00:06:02,529
‫و چیزی که برام خیلی عجیبه اینه
‫که تا چند هفته‌ی دیگه،

98
00:06:02,571 --> 00:06:05,866
‫خودم قراره به اون مرکز تحقیقاتی برم.

99
00:06:06,199 --> 00:06:08,034
‫و فکر نکنم اون منِ ۱۰ ساله

100
00:06:08,076 --> 00:06:11,746
‫حتی می‌تونست تصور کنه که یه روز این کار رو می‌کنم.

101
00:06:13,039 --> 00:06:15,375
‫فکر کنم اینکه این کتاب رو نگه داشتم،

102
00:06:15,417 --> 00:06:17,043
‫به عنوان یکی از مهم‌ترین خاطراتم

103
00:06:17,085 --> 00:06:19,879
‫از بچگی، یه چیزایی در مورد من می‌گه.

104
00:06:19,921 --> 00:06:22,966
‫و حدس می‌زنم دلیل اینکه
‫اصلاً دارم این کارها رو می‌کنم هم همینه.

105
00:06:29,097 --> 00:06:31,016
‫شاید عجیب به نظر برسه،

106
00:06:31,057 --> 00:06:33,518
‫اما این شهر فرشتگانِ پهناور

107
00:06:33,560 --> 00:06:36,521
‫یکی از بهترین شهرهای کشور

108
00:06:36,563 --> 00:06:37,898
‫برای جادوگر بودن محسوب می‌شه.

109
00:06:39,232 --> 00:06:42,485
‫با کلی محفل فعال، شفاگر،

110
00:06:42,527 --> 00:06:45,322
‫فالگیر تاروت و فروشگاه‌های جادویی

111
00:06:45,363 --> 00:06:47,741
‫برای انواع و اقسام وسایل جادوگری.

112
00:06:52,829 --> 00:06:54,039
‫و من با یک محفل شناخته‌شده

113
00:06:54,080 --> 00:06:56,082
‫در اینجا ارتباط برقرار کردم،

114
00:06:56,124 --> 00:06:58,627
‫به این امید که بتونن من رو

115
00:06:58,668 --> 00:07:00,837
‫با دنیای جادوی خودشون آشنا کنن.

116
00:07:03,048 --> 00:07:06,092
‫خب بگید ببینم، اینجا چه جور فضاییه و ما کجاییم؟

117
00:07:06,134 --> 00:07:08,261
‫اینجا معبد ماست، این بالا.

118
00:07:08,303 --> 00:07:11,681
‫جایی که مراسم‌هامون رو انجام می‌دیم.

119
00:07:11,723 --> 00:07:15,101
‫و مجبوریم ازش به عنوان کلاس درس هم استفاده کنیم

120
00:07:15,143 --> 00:07:16,102
‫به خاطر فضایی که داریم.

121
00:07:16,144 --> 00:07:18,772
‫و راستش، فضای خوبی هم برای این کاره.

122
00:07:18,980 --> 00:07:21,858
‫شاید چیزی که می‌گم دیوانگی به نظر برسه.

123
00:07:21,900 --> 00:07:25,445
‫من دنبال یه نفرین می‌گردم،

124
00:07:25,487 --> 00:07:29,949
‫یه جادوی سیاه، یه طلسم که روی خودم اجرا کنم.

125
00:07:29,991 --> 00:07:31,534
‫پس دنبال اینه...؟

126
00:07:31,576 --> 00:07:32,535
‫که خودش رو نفرین کنه.

127
00:07:32,577 --> 00:07:34,120
‫که نفرین بشه.
‫بله!

128
00:07:34,162 --> 00:07:35,413
‫می‌تونیم با حماقت نفرینت کنیم،

129
00:07:35,455 --> 00:07:37,582
‫ولی فکر کنم اون رو که دیگه فول هستی.

130
00:07:38,041 --> 00:07:40,710
‫خب، چون این ایده‌ی خطرناکیه.

131
00:07:40,752 --> 00:07:43,672
‫یعنی، وقتی یه همچین چیزی بهت بخوره،

132
00:07:43,713 --> 00:07:46,341
‫باطل کردنش خیلی بیشتر از اونی که فکر می‌کنی کار می‌بره.

133
00:07:46,383 --> 00:07:48,093
‫و بعضی وقتا وقتی درگیر

134
00:07:48,134 --> 00:07:48,968
‫یه همچین چیزی می‌شی،

135
00:07:49,010 --> 00:07:51,638
‫اصلاً خودت هم نمی‌فهمی که شدی.

136
00:07:51,680 --> 00:07:53,890
‫تو داری یه نیروی روحی رو

137
00:07:53,932 --> 00:07:56,184
‫به کار می‌اندازی که قراره دنبالت بیفته

138
00:07:56,226 --> 00:07:58,395
‫و راه‌هایی برای عملی شدنش پیدا کنه.

139
00:07:58,436 --> 00:08:00,146
‫چرا این رو به عنوان چیزی انتخاب کردی

140
00:08:00,188 --> 00:08:01,272
‫که می‌خوای ببینی به وقوع می‌پیونده؟

141
00:08:01,314 --> 00:08:04,150
‫فکر می‌کنی این تنها جادوی واقعیه،

142
00:08:04,192 --> 00:08:06,152
‫یا فکر می‌کنی این قوی‌ترین راه

143
00:08:06,194 --> 00:08:07,570
‫برای تجربه کردن جادوئه؟

144
00:08:07,612 --> 00:08:08,697
‫فکر کنم دومی درسته.

145
00:08:08,738 --> 00:08:10,949
‫فکر می‌کنم قوی‌ترین راه برای تجربه‌ کردنه.

146
00:08:10,990 --> 00:08:11,783
‫وقتی این کار رو شروع کردم،

147
00:08:11,825 --> 00:08:14,077
‫شاید با خودم فکر می‌کردم که جادو

148
00:08:14,119 --> 00:08:16,454
‫بیشتر تو ذهن آدمِ معتقده،

149
00:08:16,746 --> 00:08:18,081
‫و برای همین حس می‌کردم

150
00:08:18,123 --> 00:08:19,582
‫شاید روی من تأثیری نداشته باشه

151
00:08:19,624 --> 00:08:21,710
‫اگه خودم شخصاً باورش نداشته باشم.

152
00:08:21,751 --> 00:08:22,544
‫خب، مشکل اینجاست،

153
00:08:22,585 --> 00:08:24,129
‫که فقط با همین صحبت‌های امروزمون،

154
00:08:24,170 --> 00:08:25,630
‫یعنی، داریم با هم حرف می‌زنیم

155
00:08:25,672 --> 00:08:27,132
‫و تو داری یه دیدگاه متفاوت پیدا می‌کنی.

156
00:08:27,173 --> 00:08:30,969
‫واقعیت داره درها و پنجره‌های جدیدی
‫به روت باز می‌کنه،

157
00:08:31,011 --> 00:08:32,178
‫جوری که یه سال دیگه

158
00:08:32,220 --> 00:08:34,054
‫ممکنه یهو ببینی درگیر یه نفرین شدی

159
00:08:34,097 --> 00:08:36,474
‫و کاملاً تو اون دنیا غرق شدی.

160
00:08:36,515 --> 00:08:38,893
‫کاملاً حس می‌کنی که واقعیه.

161
00:08:40,061 --> 00:08:41,479
‫و اونوقته که می‌تونه واقعاً نابودت کنه.

162
00:08:41,520 --> 00:08:43,106
‫خب، قطعاً باید خیلی فکر کنم

163
00:08:43,148 --> 00:08:45,608
‫قبل از اینکه این سفر رو ادامه بدم.

164
00:08:45,650 --> 00:08:48,153
‫ولی خیلی دوست دارم ببینم

165
00:08:48,194 --> 00:08:50,655
‫وردنویسی شما چه شکلیه.

166
00:08:50,697 --> 00:08:52,240
‫امکانش هست کاری انجام بدیم

167
00:08:52,282 --> 00:08:54,325
‫که تو این سفرم به من کمک کنه

168
00:08:54,367 --> 00:08:57,370
‫تا به نوعی جادو رو پیدا کنم؟

169
00:08:57,412 --> 00:08:59,581
‫خب، جادو به نوعی یعنی

170
00:08:59,622 --> 00:09:03,084
‫گشودن روح برای رویارویی با جادو.

171
00:09:03,126 --> 00:09:04,669
‫هوم، آره.
‫و این کار رو می‌تونیم بکنیم.

172
00:09:04,711 --> 00:09:06,504
‫ترجیحاً بدون اینکه مجبور بشی

173
00:09:06,546 --> 00:09:09,049
‫نفرین بشی تا تجربه‌ش کنی.
‫آره، جدی می‌گم رفیق.

174
00:09:09,090 --> 00:09:11,718
‫یهو تبدیل به دریچه‌ای به دنیای جادو می‌شی،

175
00:09:11,760 --> 00:09:12,552
‫ممکنه به دردسر بیفتی.

176
00:09:16,556 --> 00:09:18,641
‫خب، اساساً می‌خوایم یه «نردبان جادوگر» درست کنیم،

177
00:09:18,683 --> 00:09:19,684
‫و این نردبان جادوگر توئه،

178
00:09:19,726 --> 00:09:21,352
‫پس ازت می‌خوام که مشارکت کنی.

179
00:09:21,394 --> 00:09:24,105
‫باشه.
‫ازت می‌خوام که

180
00:09:24,147 --> 00:09:26,858
‫یه تصور خیلی واضح از اون حالت شگفتی داشته باشی،

181
00:09:26,900 --> 00:09:30,278
‫یک واقعیت در حال تغییر که
‫ناگهان درهاش رو به روت باز می‌کنه.

182
00:09:30,320 --> 00:09:33,073
‫و در آخر، احتمالاً ازت می‌خوام که

183
00:09:33,114 --> 00:09:35,742
‫نفست رو توی گره آخر بدمی.

184
00:09:35,784 --> 00:09:37,327
‫باشه، عالیه.
‫بسیار خب.

185
00:09:37,368 --> 00:09:40,997
‫شروع می‌کنیم.

186
00:09:41,080 --> 00:09:43,875
‫روشنایی و تاریکی می‌چرخند،
‫به من و به این آتش بنگر.

187
00:09:43,958 --> 00:09:47,837
‫روشنایی و تاریکی می‌چرخند،
‫به من و به این آتش بنگر.

188
00:09:49,172 --> 00:09:52,467
‫این دیگ جادوگری به آیین‌های کهن تقدیس شده،

189
00:09:52,509 --> 00:09:54,260
‫ما طلسم را آغاز خواهیم کرد.

190
00:09:57,263 --> 00:09:58,932
‫با گره‌ی نخستین افسون می‌کنم

191
00:10:00,266 --> 00:10:05,188
‫تا نردبان جادوگر آغاز شود،
‫باشد که کار ما به سرانجام رسد.

192
00:10:07,857 --> 00:10:09,609
‫با گره‌ی دوم افسون می‌کنم،

193
00:10:11,027 --> 00:10:13,363
‫که به هدف خورد و راست نشیند.

194
00:10:16,324 --> 00:10:18,201
‫آتش جادوگر در حال شعله‌ور شدنه.

195
00:10:18,660 --> 00:10:20,829
‫این نشانه‌ی خوبیه برای کارمون.

196
00:10:20,870 --> 00:10:22,956
‫با گره‌ی سوم افسون می‌کنم،

197
00:10:22,997 --> 00:10:24,541
‫آنگونه که اراده کنیم.

198
00:10:24,666 --> 00:10:27,335
‫با گره‌ی چهارم افسون می‌کنم، آری،

199
00:10:27,377 --> 00:10:28,962
‫تا درِ شعله‌ور را بگشایم.

200
00:10:29,003 --> 00:10:31,631
‫با گره‌ی پنجم افسون می‌کنم،

201
00:10:31,673 --> 00:10:32,799
‫که طلسم ما زنده بماند.

202
00:10:32,841 --> 00:10:35,176
‫با گره‌ی ششم افسون می‌کنم،

203
00:10:35,218 --> 00:10:36,553
‫با گره‌ی هفتم افسون می‌کنم،

204
00:10:36,594 --> 00:10:38,304
‫طلسمی در ستارگان،

205
00:10:38,346 --> 00:10:40,807
‫همانطور که در آسمان است، بر زمین نوشته شود.

206
00:10:41,141 --> 00:10:43,184
‫با گره‌ی هشتم افسون می‌کنم،

207
00:10:43,226 --> 00:10:45,562
‫تا به دست سرنوشت به سرانجام رسد.

208
00:10:47,188 --> 00:10:48,898
‫با گره‌ی نهم افسون می‌کنم،

209
00:10:48,940 --> 00:10:51,484
‫این طلسم از آن من است، این طلسم از آن من است.

210
00:10:52,694 --> 00:10:54,154
‫با نَفَس جادوگر، اراده‌ات جاری خواهد شد.

211
00:10:54,195 --> 00:10:56,531
‫با نَفَس جادوگر، اراده‌ات جاری خواهد شد،

212
00:10:56,573 --> 00:10:59,492
‫و از میان شعله‌ها، تو را رها می‌کنم.

213
00:11:02,537 --> 00:11:03,746
‫خب، تمام شد.
‫تمام شد.

214
00:11:03,788 --> 00:11:05,707
‫طلسم کوتاهی بود.

215
00:11:12,922 --> 00:11:14,048
‫جادوگری شکل‌های مختلفی داره.

216
00:11:14,090 --> 00:11:16,134
‫در واقع، اگه یه اتاق پر از جادوگر داشته باشی،

217
00:11:16,176 --> 00:11:17,635
‫احتمالاً نظرات بیشتری پیدا می‌کنی

218
00:11:17,677 --> 00:11:18,928
‫تا تعداد آدم‌های توی اتاق.

219
00:11:18,970 --> 00:11:21,347
‫چون هر کسی نگاه شخصی خودش رو بهش داره.

220
00:11:21,472 --> 00:11:22,807
‫و درک من از جادوگری،

221
00:11:22,849 --> 00:11:24,767
‫و وجه اشتراک ما،

222
00:11:24,809 --> 00:11:26,936
‫اینه که همه‌مون یه رابطه‌ای داریم

223
00:11:26,978 --> 00:11:31,149
‫با دنیای نامرئی، با قلمروهای روح.

224
00:11:31,190 --> 00:11:33,735
‫و این شامل قلمرو ارواح الهی هم می‌شه،

225
00:11:33,776 --> 00:11:35,445
‫که بعضی‌ها بهشون می‌گن خدایان.

226
00:11:37,614 --> 00:11:39,866
‫ما همگی خارج از چارچوب

227
00:11:39,908 --> 00:11:41,367
‫ادیان سازمان‌یافته کار می‌کنیم.

228
00:11:41,409 --> 00:11:44,287
‫پس ما از طریق روحانیون با ارواح ارتباط نمی‌گیریم،

229
00:11:44,329 --> 00:11:46,748
‫ما رابطه‌ی شخصی و مستقیم خودمون رو داریم،

230
00:11:46,789 --> 00:11:48,708
‫که عملاً یعنی ما مُرتد هستیم.

231
00:11:52,837 --> 00:11:55,214
‫اگه قرار باشه جادوگری رو باور کنیم،

232
00:11:55,256 --> 00:11:58,134
‫طلسم «نردبان جادوگر» درهایی رو به روی من باز می‌کنه

233
00:11:58,176 --> 00:12:01,429
‫تا رویارویی با جادو رو تجربه کنم.

234
00:12:02,263 --> 00:12:04,057
‫و با وجود هشدارها،

235
00:12:04,098 --> 00:12:07,936
‫من هنوز مصمم‌ام که یه نفرین پیدا کنم.

236
00:12:07,977 --> 00:12:10,605
‫برای همین دارم به شهری می‌رم که

237
00:12:10,647 --> 00:12:12,774
‫به تاریخچه‌ی «وودو» معروفه.

238
00:12:19,822 --> 00:12:22,742
‫نیواورلئان که به فستیوال‌ها و زندگی شبانه‌ش شهرت داره،

239
00:12:22,784 --> 00:12:25,203
‫به همون اندازه هم به خاطر

240
00:12:25,244 --> 00:12:28,081
‫ارتباط طولانی‌ش با جادو شناخته شده‌ است.

241
00:12:28,957 --> 00:12:31,626
‫و امیدوارم برای پیدا کردن یه نفرین،

242
00:12:31,668 --> 00:12:33,878
‫جای درستی اومده باشم.

243
00:12:34,796 --> 00:12:37,382
‫اما جدا کردن افسانه‌های وودو

244
00:12:37,423 --> 00:12:40,093
‫از آیین واقعی‌ش کار سختیه.

245
00:12:40,134 --> 00:12:42,637
‫پس اول، می‌خوام سراغ یه متخصص برم

246
00:12:42,679 --> 00:12:45,765
‫تا بفهمم وودو دقیقاً چیه.

247
00:12:45,807 --> 00:12:47,058
‫سؤال همینه، مگه نه؟

248
00:12:47,100 --> 00:12:49,060
‫وودو یعنی چی؟

249
00:12:49,102 --> 00:12:52,355
‫بعضی‌ها می‌گن یعنی روح یا الوهیت،

250
00:12:52,397 --> 00:12:56,234
‫ایزد، می‌دونی، ما یه مفهومی داریم به اسم «آشه»،

251
00:12:56,276 --> 00:12:58,486
‫که همون انرژی الهی و مقدس چیزهاست.

252
00:12:58,528 --> 00:13:01,364
‫همه‌چیز «آشه» داره، این صندلی «آشه» داره،

253
00:13:01,406 --> 00:13:03,616
‫این چهارراه، این فضا، «آشه» داره،

254
00:13:03,866 --> 00:13:05,827
‫و ما «آشه» رو در درون خودمون جشن می‌گیریم،

255
00:13:05,868 --> 00:13:09,414
‫و همینطور در دنیای وحشی بیرون، هرجا که پیداش کنیم.

256
00:13:09,455 --> 00:13:11,249
‫به نظر من، وودو واقعاً همینه.

257
00:13:11,291 --> 00:13:13,001
‫یه جور درکه

258
00:13:13,042 --> 00:13:14,752
‫که همه چیز به هم متصله.

259
00:13:16,754 --> 00:13:20,216
‫اینقدر تصورات غلط در مورد وودو وجود داره که...

260
00:13:20,258 --> 00:13:21,843
‫یعنی، امیدوارم مردم

261
00:13:21,884 --> 00:13:23,928
‫کم‌کم با چیزایی مثل این کنار بیان که، می‌دونی،

262
00:13:23,970 --> 00:13:25,221
‫همه‌ش منفی نیست،

263
00:13:25,263 --> 00:13:26,556
‫بد نیست، تاریک نیست.

264
00:13:26,597 --> 00:13:27,849
‫فکر کنم مردم می‌فهمن

265
00:13:27,890 --> 00:13:29,976
‫که مثلاً عروسک‌های وودو چیز واقعی‌ای نیستن،

266
00:13:30,018 --> 00:13:33,104
‫می‌فهمن که زامبی‌ها چیز واقعی‌ای نیستن.

267
00:13:33,146 --> 00:13:35,440
‫از طرفی، چیزایی هم داره

268
00:13:35,481 --> 00:13:39,569
‫که خیلی روی نفرین و طلسم متمرکزه

269
00:13:39,610 --> 00:13:42,697
‫و چیزایی که مردم بهش می‌گن جادوی سیاه.

270
00:13:42,739 --> 00:13:44,407
‫اما من به مردم می‌گم،

271
00:13:44,449 --> 00:13:47,869
‫اگه می‌دونستی شریک زندگیت یا بچه‌ت داره آسیب می‌بینه،

272
00:13:47,910 --> 00:13:49,078
‫تلافی نمی‌کردی؟

273
00:13:49,120 --> 00:13:51,080
‫یا فقط می‌شستی و هیچی نمی‌گفتی؟

274
00:13:51,122 --> 00:13:53,374
‫معلومه که سعی می‌کنی مقاومت کنی

275
00:13:53,416 --> 00:13:55,168
‫و نذاری آسیب ببینن،

276
00:13:55,209 --> 00:13:57,128
‫با هرچیزی که در اختیارت داری.

277
00:13:57,170 --> 00:13:59,088
‫و ما این جادوی خیلی قدرتمند رو داریم.

278
00:14:07,722 --> 00:14:10,099
‫جادوگری، مثل همه‌ی ادیان،

279
00:14:10,141 --> 00:14:14,020
‫پیچیده و اغلب متناقضه.

280
00:14:14,062 --> 00:14:17,690
‫و حالا می‌دونم که نفرین کردن در این آیین انجام می‌شه.

281
00:14:18,775 --> 00:14:20,026
‫برای همین با یه کشیش وودوی

282
00:14:20,068 --> 00:14:21,986
‫شناخته‌شده تماس گرفتم،

283
00:14:22,028 --> 00:14:24,405
‫به این امید که شاید از جستجوی من

284
00:14:24,447 --> 00:14:27,325
‫برای یافتن جادوی سیاه استقبال کنه.

285
00:14:29,660 --> 00:14:32,038
‫درود بر شما، خوش آمدید.
‫متشکرم.

286
00:14:32,080 --> 00:14:33,956
‫دستاتون رو برای من بشورید و بفرمایید تو.

287
00:14:34,457 --> 00:14:36,209
‫باشه، حتماً.

288
00:14:36,250 --> 00:14:38,586
‫این یه جور تبرکه.
‫ممنونم.

289
00:14:38,628 --> 00:14:41,172
‫و یه راه شیک برای اینکه
‫بهتون ضدعفونی کننده بزنم.

290
00:14:41,214 --> 00:14:43,841
‫و به خانه‌ی شاهزاده‌ی الهی خوش آمدید.

291
00:14:43,883 --> 00:14:44,801
‫خیلی ممنونم.

292
00:14:45,093 --> 00:14:46,969
‫اینجا مکان مقدس منه.

293
00:14:47,011 --> 00:14:49,764
‫می‌شه گفت اتاق عبادتگاه منه.

294
00:14:49,806 --> 00:14:51,432
‫شما تو این اتاق «سانتریا» می‌بینید،

295
00:14:51,474 --> 00:14:53,392
‫«لوکومی» می‌بینید،

296
00:14:53,434 --> 00:14:54,852
‫«ایفا» می‌بینید،

297
00:14:54,894 --> 00:14:58,272
‫و قطعاً حضور «وودو» رو هم تو این اتاق می‌بینید.

298
00:14:58,314 --> 00:15:00,900
‫یه چیزی که توجهم رو جلب کرد
‫این مجسمه این پایینه.

299
00:15:00,983 --> 00:15:02,026
‫می‌شه یه کم در موردش بهم بگید؟

300
00:15:02,068 --> 00:15:03,945
‫باید مراقب اون باشی.

301
00:15:03,986 --> 00:15:05,738
‫بلند شو.
‫باشه.

302
00:15:05,780 --> 00:15:06,989
‫این یه همزاد روحه،

303
00:15:07,031 --> 00:15:09,367
‫یه جنگجوئه، اگه بخوای اینطور بگی.

304
00:15:09,408 --> 00:15:11,411
‫کارهای بدی رو که من نمی‌تونم

305
00:15:11,452 --> 00:15:14,080
‫در عالم روح انجام بدم، اون انجام می‌ده.

306
00:15:14,122 --> 00:15:18,000
‫و هر کدوم از این میخ‌ها
‫نمایانگر یه مأموریت موفقه

307
00:15:18,042 --> 00:15:20,294
‫که این ایزد انجام داده.

308
00:15:20,336 --> 00:15:24,799
‫این مجسمه کارهای قدرتمندی برام کرده.

309
00:15:24,841 --> 00:15:27,051
‫و برای همین مردم رو ازش دور نگه می‌دارم.

310
00:15:29,720 --> 00:15:31,180
‫می‌شه بگید مردم معمولاً

311
00:15:31,222 --> 00:15:33,933
‫برای چه جور چیزایی پیش شما میان؟

312
00:15:33,975 --> 00:15:35,476
‫میان که متبرک بشن،

313
00:15:35,518 --> 00:15:36,936
‫پاکسازی بشن،

314
00:15:36,978 --> 00:15:39,105
‫محافظت بشن.

315
00:15:39,147 --> 00:15:40,773
‫من با نیاکان ارتباط می‌گیرم،

316
00:15:40,815 --> 00:15:44,318
‫با ایزدان «لوآ» و «اُریشا» ارتباط می‌گیرم،

317
00:15:44,360 --> 00:15:47,947
‫و قطعاً نیاز دارم که ذهن مراجع هم

318
00:15:47,989 --> 00:15:51,701
‫در مراسم فعال باشه.

319
00:15:51,742 --> 00:15:54,495
‫پس نمی‌تونم کاری رو برات انجام بدم، می‌دونی،

320
00:15:54,537 --> 00:15:57,456
‫که خودت حاضر به پذیرشش نباشی.

321
00:15:57,498 --> 00:16:00,501
‫شاید درخواستم کمی عجیب به نظر برسه،

322
00:16:00,543 --> 00:16:03,796
‫ولی من دنبال یه نفرین می‌گردم،

323
00:16:03,838 --> 00:16:05,715
‫یه جور طلسم.

324
00:16:05,756 --> 00:16:09,469
‫نه برای اینکه چیزی رو جلوی دوربین ثابت کنم،

325
00:16:09,510 --> 00:16:11,679
‫بلکه برای اینکه شخصاً به خودم ثابت کنم

326
00:16:11,721 --> 00:16:13,556
‫که می‌تونم چیزی رو تجربه کنم.

327
00:16:13,598 --> 00:16:15,308
‫اصلاً برام منطقی نیست.

328
00:16:16,684 --> 00:16:20,980
‫دنبال یه نفرین می‌گردی که چی رو اثبات کنی؟

329
00:16:21,022 --> 00:16:24,984
‫یعنی یه چیز مثبت، یه برکت،

330
00:16:25,943 --> 00:16:28,237
‫یه چیز معجزه‌آسا این کار رو برات نمی‌کنه،

331
00:16:28,279 --> 00:16:29,614
‫حتماً باید نفرین باشه.

332
00:16:29,655 --> 00:16:32,742
‫یه چیز مثبت حس می‌کنم می‌تونه
‫یه اتفاق روزمره باشه،

333
00:16:32,783 --> 00:16:34,076
‫که هر روز اتفاق میفته،

334
00:16:34,118 --> 00:16:35,578
‫در حالی که چیزی مثل نفرین

335
00:16:35,620 --> 00:16:38,206
‫شاید خیلی غیرعادی‌تر باشه

336
00:16:38,247 --> 00:16:40,666
‫و چیزی باشه که باور شخصی من رو

337
00:16:40,708 --> 00:16:42,251
‫تأیید کنه.

338
00:16:42,293 --> 00:16:43,419
‫به عنوان یه مرد سیاه‌پوست تو آمریکا،

339
00:16:43,461 --> 00:16:45,671
‫من دقیقاً برعکسش رو حس می‌کنم.

340
00:16:47,215 --> 00:16:49,008
‫من هر روز با نفرین سر و کار دارم،

341
00:16:49,050 --> 00:16:51,385
‫هر روز از جهنم می‌گذرم.

342
00:16:51,427 --> 00:16:53,679
‫آدم‌هایی که هر روز نفرین شدن

343
00:16:53,721 --> 00:16:57,433
‫برای کمک به من زنگ می‌زنن و باهام تماس می‌گیرن.

344
00:16:57,475 --> 00:16:59,477
‫حالت عادی، نفرین شدنه.

345
00:16:59,518 --> 00:17:04,482
‫و برای همین حرفت، بی‌احترامی نباشه،

346
00:17:04,523 --> 00:17:06,483
‫تقریباً طلبکارانه به نظر میاد.

347
00:17:06,526 --> 00:17:07,359
‫نکته‌ی خوبیه،

348
00:17:07,401 --> 00:17:09,654
‫و اصلاً قصد ندارم قضیه رو سبک جلوه بدم.

349
00:17:09,694 --> 00:17:13,782
‫حس می‌کنم دنبال یه چیز تکان‌دهنده‌ام

350
00:17:13,824 --> 00:17:16,993
‫که بتونه توجهم رو جلب کنه

351
00:17:17,036 --> 00:17:20,122
‫و به من یه درکی بده از اینکه

352
00:17:20,164 --> 00:17:22,916
‫شاید چیزی فراتر از این دنیای مادی وجود داره.

353
00:17:23,834 --> 00:17:26,546
‫نمی‌تونم بهت بگم این کار چقدر خطرناکه.

354
00:17:28,589 --> 00:17:31,509
‫و داری خودت رو در معرض چی قرار می‌دی،

355
00:17:31,550 --> 00:17:33,553
‫از دست دادن همه‌چیز.

356
00:17:33,594 --> 00:17:37,848
‫اوه، الان حرفام شبیه کشیش‌های انجیلی می‌شه.

357
00:17:37,890 --> 00:17:40,393
‫تو رسماً داری به شیطان التماس می‌کنی

358
00:17:40,434 --> 00:17:41,560
‫که درِ خونه‌ت رو بزنه،

359
00:17:41,602 --> 00:17:43,771
‫فقط برای اینکه بهت ثابت کنه خدا وجود داره.

360
00:17:44,730 --> 00:17:48,150
‫جهان ما قوانینی داره.

361
00:17:48,192 --> 00:17:49,944
‫و حتی قبل از اینکه چیزی از دهنمون دربیاد،

362
00:17:49,986 --> 00:17:53,739
‫باید تو ضمیر ناخودآگاهمون باشه.

363
00:17:53,781 --> 00:17:57,660
‫پس کائنات همین الان درخواستت رو شنیده.

364
00:17:57,702 --> 00:17:59,620
‫زاویه‌ی دیدی که شما ازش به دنیا نگاه می‌کنید

365
00:17:59,662 --> 00:18:02,415
‫چیزی نیست که دیدنش برای من خیلی راحت باشه.

366
00:18:02,456 --> 00:18:04,709
‫ما باید چیزها رو خودمون تجربه کنیم،

367
00:18:04,750 --> 00:18:06,794
‫و این کاریه که من دارم می‌کنم،

368
00:18:06,836 --> 00:18:09,005
‫من دنبال یه تجربه‌ی شخصی‌ام.

369
00:18:09,046 --> 00:18:10,214
‫ترس من در حال حاضر اینه

370
00:18:10,256 --> 00:18:15,261
‫که چرخ‌ها به حرکت دراومدن.

371
00:18:15,428 --> 00:18:17,430
‫چون مهم نیست تو به من چی می‌گی،

372
00:18:17,471 --> 00:18:20,057
‫تو همین الان این انرژی رو آزاد کردی،

373
00:18:20,099 --> 00:18:24,687
‫و من فقط می‌تونم بپذیرم
‫که تو کاملاً به چیزی که می‌گی

374
00:18:24,729 --> 00:18:27,106
‫باور داری، و این من رو می‌ترسونه.

375
00:18:29,275 --> 00:18:31,027
‫یه نفرین می‌تونه به زندگیت پایان بده،

376
00:18:31,068 --> 00:18:32,486
‫اونوقت چی رو داری ثابت می‌کنی؟

377
00:18:33,738 --> 00:18:35,197
‫«خب من الان مُردم، ولی وای،

378
00:18:35,239 --> 00:18:38,075
‫حالا می‌دونم واقعاً چیزی فراتر از این دنیا هست.»

379
00:18:39,827 --> 00:18:43,831
‫اوه، نبینم به من زنگ بزنید

380
00:18:43,873 --> 00:18:45,124
‫ساعت دو نصفه‌شب

381
00:18:45,166 --> 00:18:46,792
‫بگید این یارو مرده،

382
00:18:46,834 --> 00:18:48,669
‫اصلاً نمی‌خوام همچین چیزی بشنوم.

383
00:18:50,421 --> 00:18:51,756
‫اصلاً نمی‌خوام بشنوم.

384
00:19:20,034 --> 00:19:21,410
‫هی، چطوری؟

385
00:19:21,452 --> 00:19:22,286
‫سلام علی.

386
00:19:22,662 --> 00:19:26,665
‫اینجا یه کم روزای سختی رو گذروندیم.

387
00:19:26,707 --> 00:19:30,670
‫به سختی می‌تونم کسی رو قانع کنم

388
00:19:30,711 --> 00:19:35,716
‫که منظور و نیتم چیه.

389
00:19:36,050 --> 00:19:38,177
‫وقتی باهاشون حرف می‌زنی چی می‌شه؟

390
00:19:38,219 --> 00:19:40,096
‫خب، خیلی مقاومت می‌کنن

391
00:19:40,137 --> 00:19:43,933
‫و مثلاً، می‌دونی، سعی می‌کنن بهم یادآوری کنن

392
00:19:43,974 --> 00:19:45,518
‫که من چقدر خوشبخت‌ترم

393
00:19:45,559 --> 00:19:47,645
‫نسبت به خیلی‌های دیگه تو دنیا.

394
00:19:47,687 --> 00:19:49,105
‫آره، یعنی می‌فهمم چرا،

395
00:19:49,146 --> 00:19:51,649
‫اگه فقط بگی این یه جور سفر شخصیه،

396
00:19:51,691 --> 00:19:52,650
‫«این سفریه که من توش هستم»،

397
00:19:52,692 --> 00:19:54,944
‫این حرفا برای مردم شبیه شعارهای توخالیه، می‌دونی؟

398
00:19:54,985 --> 00:19:56,070
‫فکر کنم باید یه راه بهتری

399
00:19:56,112 --> 00:19:58,614
‫پیدا کنم تا بگم چرا این موضوع برام مهمه.

400
00:19:59,573 --> 00:20:00,991
‫چون واقعاً جدی‌ام.

401
00:20:01,033 --> 00:20:03,202
‫و فکر می‌کنم اگه برم بگم،

402
00:20:03,244 --> 00:20:05,204
‫«هی، من دنبال یه برکت می‌گردم»،

403
00:20:05,246 --> 00:20:06,997
‫و بعد تو خیابون راه برم

404
00:20:07,039 --> 00:20:09,125
‫و یه اسکناس ۱۰ دلاری پیدا کنم،

405
00:20:09,208 --> 00:20:11,836
‫حس می‌کنم این نظرم رو عوض نمی‌کنه.

406
00:20:11,877 --> 00:20:14,296
‫اون تاییدی نیست که دنبالشم.

407
00:20:14,338 --> 00:20:15,464
‫اصلاً نگران نیستی

408
00:20:15,506 --> 00:20:17,717
‫که اگه کسی رو پیدا کنی که حاضر باشه نفرینت کنه،

409
00:20:17,758 --> 00:20:19,802
‫واقعاً چه شکلی خواهد بود؟

410
00:20:20,177 --> 00:20:22,138
‫می‌دونی، دیگه نمی‌دونم

411
00:20:22,179 --> 00:20:24,723
‫چی رو در مورد این چیزا باور کنم.

412
00:20:24,765 --> 00:20:26,767
‫فکر کنم اوایل کار،

413
00:20:26,809 --> 00:20:31,147
‫شاید شکاک‌تر بودم، ولی هرچی روزا می‌گذره،

414
00:20:32,189 --> 00:20:33,691
‫دیگه مطمئن نیستم چی فکر می‌کنم.

415
00:20:39,655 --> 00:20:43,576
‫آیا واقعاً باید نگران نفرین شدن باشم؟

416
00:20:43,617 --> 00:20:45,786
‫و آیا اصلاً مدرک واقعی‌ای وجود داره

417
00:20:45,828 --> 00:20:47,913
‫که جادو می‌تونه واقعی باشه؟

418
00:20:49,165 --> 00:20:52,293
‫خوشبختانه، کسانی هستند
‫که دارن علمِ

419
00:20:52,334 --> 00:20:54,128
‫این پدیده رو مطالعه می‌کنن.

420
00:20:54,170 --> 00:20:58,048
‫مؤسسه‌ی علوم نوتیک که ۵۰ سال پیش
‫توسط فضانورد آپولو ۱۴،

421
00:20:58,090 --> 00:21:01,844
‫دکتر ادگار میچل تأسیس شد،

422
00:21:01,886 --> 00:21:05,014
‫یکی از مراکز پیشرو در زمینه‌ی تحقیق

423
00:21:05,055 --> 00:21:08,559
‫در مورد قدرت آگاهی انسانه.

424
00:21:08,601 --> 00:21:12,313
‫چیزی که ما مطالعه می‌کنیم
‫تجربیات استثناییه.

425
00:21:12,354 --> 00:21:14,023
‫این حسن تعبیر ماست.

426
00:21:14,064 --> 00:21:17,860
‫اما منظور تجربه‌ی عرفانی، تجربه‌ی روانی،

427
00:21:17,902 --> 00:21:20,779
‫و انواع دیگر تجربیات دگرگون‌کننده‌ست.

428
00:21:20,821 --> 00:21:24,909
‫اهداف مؤسسه‌ی علوم نوتیک چیه؟

429
00:21:25,326 --> 00:21:28,120
‫ما یه فرضیه‌ی کاری داریم

430
00:21:28,162 --> 00:21:31,040
‫که همه‌ی ذهن‌ها به هم متصلن.

431
00:21:31,081 --> 00:21:34,251
‫پس بخشی از هدف، آزمودن ایده‌هاییه

432
00:21:34,293 --> 00:21:37,963
‫که این فرضیه رو تأیید یا رد کنن.

433
00:21:38,088 --> 00:21:40,841
‫بیشتر وقتا هم تأییدش می‌کنیم.

434
00:21:40,883 --> 00:21:43,636
‫و البته، این بخشی از سنت‌های باطنیه

435
00:21:43,677 --> 00:21:46,847
‫که قدمتشون به اندازه‌ی خود بشریته.

436
00:21:46,889 --> 00:21:50,601
‫و ما داریم سعی می‌کنیم
‫ابزارهای علم رو به کار بگیریم

437
00:21:50,643 --> 00:21:53,020
‫تا چیزی رو بهتر درک کنیم که ظاهراً

438
00:21:53,062 --> 00:21:55,314
‫پیشینیان خیلی خوب می‌دونستن.

439
00:21:55,356 --> 00:21:57,233
‫من به طور خاص به ایده‌ی

440
00:21:57,274 --> 00:22:00,402
‫نیروی اراده، جادو،

441
00:22:00,444 --> 00:22:03,072
‫و اینکه آیا نیت فکری

442
00:22:03,113 --> 00:22:05,074
‫واقعاً روی دنیای اطرافمون تأثیر می‌ذاره، علاقه‌مندم.

443
00:22:05,115 --> 00:22:06,951
‫خب تو آزمایشگاه،

444
00:22:06,992 --> 00:22:09,995
‫این نوع آزمایش به عنوان

445
00:22:10,037 --> 00:22:13,165
‫«تأثیر ذهن بر ماده» در نظر گرفته می‌شه.

446
00:22:13,290 --> 00:22:16,669
‫آیا ذهن می‌تونه چیزی رو تغییر بده

447
00:22:16,710 --> 00:22:19,046
‫که از راه دور قابل اندازه‌گیری فیزیکی باشه؟

448
00:22:20,172 --> 00:22:22,091
‫خب، جواب مثبته.

449
00:22:22,132 --> 00:22:26,345
‫بزرگترین دسته‌ی مطالعات

450
00:22:26,428 --> 00:22:29,265
‫شامل سیستم‌های فیزیکی تصادفی می‌شه.

451
00:22:29,306 --> 00:22:31,809
‫داریم در مورد مولدهای اعداد تصادفی الکترونیکی حرف می‌زنیم.

452
00:22:31,851 --> 00:22:35,437
‫شما از کسی می‌خواید در حین تولید بیت‌ها،

453
00:22:35,479 --> 00:22:38,857
‫صرفاً اراده کنه که تعداد «یک»‌ها بیشتر بشه

454
00:22:38,899 --> 00:22:40,192
‫یا تعداد «صفر»ها.

455
00:22:40,234 --> 00:22:44,363
‫و بعد از ۵۰ سال یا بیشتر انجام آزمایش،

456
00:22:44,405 --> 00:22:48,284
‫به عنوان بخشی از یه تست آزمایشگاهی، این کار جواب می‌ده.

457
00:22:48,325 --> 00:22:49,326
‫پس ما همه‌ی اینا رو در نظر می‌گیریم

458
00:22:49,368 --> 00:22:51,161
‫و بعد به این سؤال می‌پردازیم که،

459
00:22:51,203 --> 00:22:52,705
‫«خب، آیا نیروی اراده جواب می‌ده؟»

460
00:22:52,788 --> 00:22:53,873
‫در دنیای واقعی،

461
00:22:53,914 --> 00:22:56,542
‫من می‌گم جملات تأکیدی، وردهای جادویی،

462
00:22:56,584 --> 00:22:58,294
‫و بقیه‌ی این چیزا، جواب می‌دن.

463
00:22:59,169 --> 00:23:00,754
‫ولی معمولاً جواب نمی‌دن

464
00:23:00,796 --> 00:23:03,966
‫با سرعتی نزدیک به اون چیزی

465
00:23:04,008 --> 00:23:05,843
‫که ما تو آزمایشگاه می‌بینیم.

466
00:23:06,802 --> 00:23:09,013
‫تمرین‌کنندگان جادوگری سنتی

467
00:23:09,054 --> 00:23:10,890
‫باور دارن که وردنویسی‌شون

468
00:23:10,931 --> 00:23:13,934
‫می‌تونه روی دنیای اطراف تأثیر بذاره.

469
00:23:13,976 --> 00:23:16,520
‫و حالا دانشمندان دارن شواهدی پیدا می‌کنن

470
00:23:16,562 --> 00:23:21,525
‫که ذهن انسان می‌تونه روی سیستم‌های دیجیتال در آزمایشگاه تأثیر بذاره.

471
00:23:21,567 --> 00:23:24,236
‫یکی از بزرگترین آزمایش‌ها در این زمینه

472
00:23:24,278 --> 00:23:27,615
‫توسط «پروژه‌ی آگاهی جهانی» انجام شد.

473
00:23:27,656 --> 00:23:30,284
‫این گروه، مولدهای اعداد تصادفی رو

474
00:23:30,326 --> 00:23:32,536
‫اطراف شهرهای پرجمعیت قرار دادند

475
00:23:32,578 --> 00:23:34,580
‫تا ببینن آیا افکار و احساسات

476
00:23:34,622 --> 00:23:36,248
‫گروه‌های بزرگ مردم

477
00:23:36,290 --> 00:23:38,334
‫می‌تونه خروجی دستگاه‌ها رو

478
00:23:38,375 --> 00:23:42,922
‫از شانس ۵۰-۵۰ برای «یک» یا «صفر» بودن، منحرف کنه یا نه،

479
00:23:42,963 --> 00:23:45,591
‫به خصوص در طول رویدادهای مهم جهانی.

480
00:23:52,640 --> 00:23:55,059
‫داده‌های ثبت‌شده روی این دستگاه‌ها

481
00:23:55,100 --> 00:23:57,353
‫در حوالی رویدادهای ۱۱ سپتامبر

482
00:23:57,394 --> 00:24:00,648
‫انحرافات قابل توجهی رو نشون داد که برای خیلی‌ها،

483
00:24:00,689 --> 00:24:05,611
‫نشان‌دهنده‌ی وجود یک میدان یکپارچه‌ی آگاهی انسانی بود.

484
00:24:06,487 --> 00:24:08,989
‫من از تمرین‌کنندگان جادو پرسیدم

485
00:24:09,031 --> 00:24:12,534
‫که آیا حاضرن به نوعی یه طلسم منفی

486
00:24:12,576 --> 00:24:15,204
‫یا یه نفرین یا سِحر روی من اجرا کنن.

487
00:24:15,245 --> 00:24:18,457
‫با توجه به تجربیات شما، چقدر احتمال داره

488
00:24:18,499 --> 00:24:20,334
‫که چه من باور داشته باشم چه نه،

489
00:24:20,376 --> 00:24:22,544
‫بازم به نوعی تحت تأثیر قرار بگیرم؟

490
00:24:22,586 --> 00:24:24,672
‫می‌تونی تحت تأثیر قرار بگیری

491
00:24:24,713 --> 00:24:27,091
‫صرفاً به دلایل روانشناختی.

492
00:24:27,132 --> 00:24:29,635
‫یعنی وقتی ناخودآگاهت

493
00:24:29,677 --> 00:24:32,805
‫این ایده رو بپذیره که کسی داره نفرینت می‌کنه،

494
00:24:33,722 --> 00:24:35,766
‫می‌تونه آسیب جدی بزنه.

495
00:24:35,808 --> 00:24:38,268
‫و این می‌تونه روی فیزیولوژی‌ت فشار بیاره،

496
00:24:38,310 --> 00:24:40,270
‫می‌تونه انواع و اقسام کارهای جالب رو بکنه.

497
00:24:40,312 --> 00:24:43,315
‫و اگه من کسی رو پیدا می‌کردم که می‌خواست

498
00:24:43,357 --> 00:24:46,568
‫با این روش آسیب بزنه، سریع ازش فاصله می‌گرفتم.

499
00:24:46,610 --> 00:24:48,696
‫چون خدا می‌دونه دیگه چه فکرهایی تو سرشونه.

500
00:24:48,737 --> 00:24:51,240
‫من اصلاً دلم نمی‌خواد دور و بر همچین آدمایی باشم.

501
00:24:55,619 --> 00:24:59,665
‫جستجوی من برای جادوی سیاه در نیواورلئان هنوز تموم نشده.

502
00:25:00,582 --> 00:25:02,793
‫با یه تمرین‌کننده‌ای ارتباط برقرار کردم

503
00:25:02,835 --> 00:25:05,421
‫که فعالانه جادوی منفی رو

504
00:25:05,462 --> 00:25:09,049
‫به دلایل مشروعی که خودش معتقده، انجام می‌ده.

505
00:25:12,302 --> 00:25:14,054
‫سلام، الیاس.
‫سلام.

506
00:25:14,263 --> 00:25:15,597
‫از دیدنت خوشبختم.
‫منم از دیدنت خوشبختم.

507
00:25:15,639 --> 00:25:16,598
‫بله، حتماً.

508
00:25:16,640 --> 00:25:18,350
‫وای، این مغازه فوق‌العاده‌ست.

509
00:25:18,392 --> 00:25:19,184
‫ممنونم.

510
00:25:19,226 --> 00:25:21,603
‫نیواورلئان خیلی به وودو معروفه،

511
00:25:21,645 --> 00:25:23,939
‫ولی آیین شما چیه؟

512
00:25:23,981 --> 00:25:27,192
‫من «هودو» و جادوگری تمرین می‌کنم.

513
00:25:27,234 --> 00:25:29,945
‫به چندتا سنت دیگه هم وابستگی دارم،

514
00:25:29,987 --> 00:25:32,281
‫ولی مردم من رو به اسم‌های مختلفی صدا می‌زنن.

515
00:25:32,322 --> 00:25:35,034
‫بهم می‌گن مردِ افسونگر، می‌گن جادوگر،

516
00:25:35,075 --> 00:25:38,287
‫بهم می‌گن شعبده‌باز، می‌گن کشیش،

517
00:25:38,328 --> 00:25:40,122
‫اما برای من، همه‌ش یکیه.

518
00:25:40,164 --> 00:25:41,707
‫من علاقه‌مندم در مورد

519
00:25:41,749 --> 00:25:43,584
‫دنیای نفرین‌ها بدونم.

520
00:25:43,625 --> 00:25:44,877
‫حتماً، می‌تونیم قطعاً

521
00:25:44,918 --> 00:25:45,711
‫در مورد نفرین‌ها صحبت کنیم.

522
00:25:45,753 --> 00:25:46,795
‫بسیار خب، از کجا شروع کنیم؟

523
00:25:47,004 --> 00:25:48,714
‫همین الان با فال گرفتن شروع می‌کنیم.

524
00:25:48,756 --> 00:25:49,882
‫باشه، عالیه، انجامش بدیم.

525
00:25:53,177 --> 00:25:56,930
‫چرا نفرین و نه یه چیز دیگه؟

526
00:25:56,972 --> 00:25:59,516
‫توضیحش سخته.

527
00:25:59,558 --> 00:26:02,561
‫حس می‌کنم می‌خوام مرزهای

528
00:26:02,603 --> 00:26:06,648
‫تجربه‌ی شخصی خودم رو تا جایی که می‌تونم پیش ببرم.

529
00:26:06,690 --> 00:26:09,359
‫این حرفم منطقی به نظر میاد؟

530
00:26:09,401 --> 00:26:11,445
‫یعنی تمرین‌کننده‌هایی مثل شما،

531
00:26:11,487 --> 00:26:15,324
‫مرزهای تجربه‌ی خودشون رو جابجا می‌کنن؟

532
00:26:15,491 --> 00:26:17,284
‫آره، درک می‌کنم.

533
00:26:17,326 --> 00:26:20,078
‫فکر می‌کنم تو داری یه سری توافق می‌کنی.

534
00:26:20,120 --> 00:26:24,583
‫داری می‌گی در ازای دانش بیشتر

535
00:26:24,625 --> 00:26:28,587
‫و بینش نسبت به این مفاهیم معنوی باطنی،

536
00:26:28,629 --> 00:26:30,756
‫حاضرم خودم رو در معرض خطر قرار بدم،

537
00:26:30,798 --> 00:26:34,301
‫که به نظرم یه بخشیش شجاعته، یه بخشیش حماقت.

538
00:26:34,343 --> 00:26:37,096
‫و بهترین چیزای زندگی

539
00:26:37,137 --> 00:26:39,181
‫معمولاً از همین ترکیب به وجود میاد.

540
00:26:39,223 --> 00:26:44,728
‫از اینکه بدون حس کردن یه تور نجات کامل، قدم برداری.

541
00:26:46,396 --> 00:26:49,066
‫خب، کارت‌های تاروت فقط یه ابزارن.

542
00:26:49,107 --> 00:26:52,778
‫در واقع کاری که من می‌کنم، صحبت با ارواحه.

543
00:26:52,820 --> 00:26:56,532
‫دارم به طور مشخص در مورد هر کاری که ممکنه انجام بدیم می‌پرسم،

544
00:26:56,573 --> 00:26:58,617
‫که چطور روی تو تأثیر می‌ذاره.

545
00:26:58,659 --> 00:27:01,078
‫پس هرجا کارت جادوگر تو فال بیاد،

546
00:27:01,119 --> 00:27:02,830
‫همونجاست که جادو وارد ماجرا می‌شه.

547
00:27:02,871 --> 00:27:05,541
‫جایی که جادو وارد چت می‌شه، درسته؟

548
00:27:05,582 --> 00:27:07,960
‫خب، هر کسی که چشم بصیرت داشته باشه

549
00:27:08,001 --> 00:27:09,670
‫و حتی یه کم از هنر سر در بیاره،

550
00:27:09,711 --> 00:27:11,713
‫می‌تونه ببینه که رنگ‌ها اینجا یه کم عوض شدن،

551
00:27:11,755 --> 00:27:14,925
‫و حال و هوا بعد از انجام کار تغییر کرده.

552
00:27:14,967 --> 00:27:16,301
‫پس ما از کارت جادوگر،

553
00:27:16,343 --> 00:27:17,344
‫به سه سکه،

554
00:27:17,386 --> 00:27:19,763
‫مرد به دار آویخته، و بعد به «خودِ سایه» می‌رسیم.

555
00:27:19,805 --> 00:27:22,391
‫به نظر میاد زندگی نسبتاً مثبتی داری.

556
00:27:22,432 --> 00:27:23,976
‫به نظر میاد عشق زیادی

557
00:27:24,017 --> 00:27:25,644
‫و فرصت‌های زیادی داری.

558
00:27:26,770 --> 00:27:32,234
‫تو قراره یه کم به اون آسیب بزنی.

559
00:27:33,235 --> 00:27:35,237
‫ولی به چیزی که می‌خوای می‌رسی.

560
00:27:35,279 --> 00:27:37,239
‫یه تجربه به دست میاری

561
00:27:37,281 --> 00:27:39,199
‫و جواب سؤال‌هات رو می‌گیری.

562
00:27:39,241 --> 00:27:40,117
‫تو در ادامه

563
00:27:40,158 --> 00:27:43,328
‫به عنوان «امپراتور» به تصویر کشیده شدی.

564
00:27:43,370 --> 00:27:45,455
‫چیزی که من می‌بینم دگرگونیه،

565
00:27:45,497 --> 00:27:47,499
‫تصوری که از خودت داری تغییر می‌کنه.

566
00:27:47,541 --> 00:27:51,128
‫اما فکر می‌کنم اصل حرفی که کارت‌ها می‌زنن اینه،

567
00:27:51,170 --> 00:27:53,172
‫تو داری دری رو باز می‌کنی

568
00:27:53,213 --> 00:27:54,423
‫که آگاهانه داری می‌گی

569
00:27:54,464 --> 00:27:57,593
‫می‌خوای منفی باشه، به سمت یه مسیر منفی،

570
00:27:57,634 --> 00:27:58,927
‫تا کشف کنی پشتش چیه،

571
00:27:58,969 --> 00:28:00,012
‫و پیداش هم می‌کنی.

572
00:28:00,053 --> 00:28:01,471
‫و این تأثیرات مخربی خواهد داشت

573
00:28:01,513 --> 00:28:03,765
‫روی چیزهایی که همین الانم دور و برت مثبت هستن.

574
00:28:03,807 --> 00:28:05,559
‫درسته.
‫طبق اینا، و متأسفم،

575
00:28:05,601 --> 00:28:06,810
‫ولی این چیزیه که...
‫آره،

576
00:28:06,852 --> 00:28:08,437
‫این چیزیه که کارت‌ها می‌گن.

577
00:28:09,646 --> 00:28:11,398
‫کارت‌ها همین چیزی هستن که الان هستن.

578
00:28:11,440 --> 00:28:15,277
‫و اگه من هنوز بخوام که کار نفرین رو پیش ببرم،

579
00:28:15,569 --> 00:28:18,697
‫شما هنوز با انجام دادنش موافقید؟

580
00:28:19,781 --> 00:28:24,786
‫آره، ولی الان سرگرم‌کننده‌تر شد.

581
00:28:34,087 --> 00:28:38,592
‫خب امروز، قراره یه طلسم بسازیم

582
00:28:38,634 --> 00:28:41,136
‫که عملاً یه نفرین باشه.

583
00:28:41,178 --> 00:28:42,846
‫اول قراره تو رو

584
00:28:42,888 --> 00:28:46,391
‫به یکی از این میخ‌های تابوت گره بزنیم.

585
00:28:46,433 --> 00:28:47,517
‫پس مقداری از موی تو رو،

586
00:28:47,559 --> 00:28:49,228
‫به این میخ تابوت گره می‌زنیم.

587
00:28:49,269 --> 00:28:52,898
‫این باید یه کم سرعتت رو کم کنه،

588
00:28:52,940 --> 00:28:55,108
‫و انجام دادن کارهایی رو که

589
00:28:55,150 --> 00:28:57,069
‫امید داری انجام بدی، برات سخت‌تر کنه.

590
00:28:57,110 --> 00:30:00,239
‫و بعد، آدم‌هایی رو که می‌تونستن

591
00:29:00,280 --> 00:29:02,616
‫بهت کمک کنن، ازت دور می‌کنه.

592
00:29:02,658 --> 00:29:05,953
‫خب، باحال به نظر میاد؟

593
00:29:05,994 --> 00:29:07,746
‫باشه!
‫آره، انجامش بدیم.

594
00:29:07,788 --> 00:29:09,081
‫انجامش بدیم.
‫بسیار خب.

595
00:29:14,127 --> 00:29:15,462
‫ای نیاکان، ای کسانی که

596
00:29:15,504 --> 00:29:17,172
‫خون و عرق و اشک خود را برای وجود ما فدا کردید،

597
00:29:17,214 --> 00:29:18,131
‫شما را فرامی‌خوانم.

598
00:29:18,173 --> 00:29:19,633
‫از شما می‌خواهیم که اینجا با ما باشید.

599
00:29:19,675 --> 00:29:22,094
‫عشق، خرد،

600
00:29:22,135 --> 00:29:24,596
‫راهنمایی و بصیرت شما را در زندگی‌مان می‌طلبیم.

601
00:29:24,638 --> 00:29:27,307
‫بار دیگر، ای نیاکان، ای کسانی که

602
00:29:27,349 --> 00:29:29,559
‫خون و عرق و اشک خود را برای وجود ما فدا کردید،

603
00:29:29,601 --> 00:29:30,477
‫شما را فرامی‌خوانیم،

604
00:29:30,519 --> 00:29:33,271
‫از شما می‌خواهیم که اینجا با ما باشید.

605
00:29:37,943 --> 00:29:39,403
‫جای نگرانی نیست

606
00:29:39,444 --> 00:29:42,155
‫که خیلی بترسونتت، هنوز نه.

607
00:29:42,197 --> 00:29:44,199
‫اما چنین خواهد شد،

608
00:29:44,241 --> 00:29:46,326
‫که به ندای خداوند، خدای خود گوش فرا نخواهی داد،

609
00:29:46,368 --> 00:29:51,164
‫و همه‌ی فرمان‌ها و احکام او را

610
00:29:51,206 --> 00:29:53,917
‫که من امروز به تو امر می‌کنم، به جا نخواهی آورد،

611
00:29:53,959 --> 00:29:56,461
‫که همه‌ی این نفرین‌ها بر تو نازل شود

612
00:29:56,503 --> 00:29:58,005
‫و تو را فراگیرد.

613
00:29:58,046 --> 00:29:59,172
‫خداوند تو را مبتلا خواهد کرد

614
00:29:59,214 --> 00:30:01,717
‫به زوال و به تب،

615
00:30:01,758 --> 00:30:04,136
‫به التهاب و به سوزشی شدید.

616
00:30:04,177 --> 00:30:06,847
‫و تو را دنبال خواهند کرد تا هلاک شوی.

617
00:30:06,888 --> 00:30:08,265
‫و اراده‌ی تو...

618
00:30:08,307 --> 00:30:11,768
‫ما که همه‌ی اینا رو نمی‌خوایم، یا می‌خوایم؟

619
00:30:13,061 --> 00:30:15,022
‫خداوند باران سرزمینت را به پودر

620
00:30:15,063 --> 00:30:18,025
‫و غبار تبدیل خواهد کرد و از آسمان بر تو فرو خواهد ریخت

621
00:30:18,066 --> 00:30:19,693
‫تا نابود شوی.

622
00:30:19,735 --> 00:30:20,902
‫خداوند تو را

623
00:30:20,944 --> 00:30:24,156
‫در زانوان و ساق‌ها مبتلا خواهد کرد.

624
00:30:24,197 --> 00:30:26,616
‫علاوه بر این، همه‌ی این نفرین‌ها بر تو نازل خواهد شد

625
00:30:26,658 --> 00:30:28,201
‫و تو را دنبال کرده و فرا خواهند گرفت

626
00:30:28,243 --> 00:30:29,619
‫تا نابود شوی.

627
00:30:29,661 --> 00:30:33,040
‫یوغی از آهن بر گردنت خواهد نهاد

628
00:30:33,081 --> 00:30:44,708
‫تا تو را نابود کند.

629
00:30:38,962 --> 00:30:42,424
‫ای نیاکان، او این را خواسته است

630
00:30:42,466 --> 00:30:45,135
‫به خاطر تجربه‌اش،

631
00:30:45,177 --> 00:30:46,470
‫میلش به دانستن و آموختن

632
00:30:46,511 --> 00:30:48,263
‫و رشد در آیین معنوی خودش.

633
00:30:48,305 --> 00:30:50,724
‫از شما می‌خواهم که این را به او بدهید،

634
00:30:50,766 --> 00:30:53,185
‫ولی تو خودت این رو خواستی.

635
00:30:53,226 --> 00:30:55,729
‫من خودم این رو خواستم، بله.
‫بسیار خب.

636
00:30:55,771 --> 00:30:57,064
‫حتی اگه این رو نندازی گردنت،

637
00:30:57,105 --> 00:30:58,398
‫بازم بهت وصله.

638
00:31:01,610 --> 00:31:04,321
‫و این روغنِ هلاکت است.

639
00:31:04,946 --> 00:31:07,574
‫روغن هلاکت، یعنی مرگ بر دشمن من.

640
00:31:07,616 --> 00:31:10,535
‫از یه دیگی به اسم «اِنگانگا» میاد،

641
00:31:10,577 --> 00:31:12,621
‫و «اِنگانگا» یعنی احضار ارواح آفریقایی.

642
00:31:13,538 --> 00:31:16,875
‫پس اول کابوس‌ها میان،

643
00:31:16,917 --> 00:31:20,378
‫احساس‌های ناگهانی وحشت، گیجی،

644
00:31:20,420 --> 00:31:22,672
‫مه‌آلودگی ذهن،

645
00:31:22,714 --> 00:31:24,091
‫و بعد بیماری میاد،

646
00:31:26,218 --> 00:31:30,222
‫ناتوانی در خوابیدن، و بعد از دست دادن میاد.

647
00:31:30,263 --> 00:31:31,598
‫باید یه جایی تو این مسیر

648
00:31:31,640 --> 00:31:33,475
‫جلوش رو بگیری.

649
00:31:33,517 --> 00:31:35,060
‫هوم، قبل از اینکه خیلی دیر بشه.

650
00:31:35,102 --> 00:31:38,063
‫هوم، و اگه کاری که لازمه رو نکنی،

651
00:31:38,897 --> 00:31:40,732
‫هرچیزی که گفته شد، همون چیزیه که مقدر شده.

652
00:32:09,427 --> 00:32:14,307
‫بفرما.

653
00:32:14,349 --> 00:32:16,226
‫پس انجامش دادیم؟

654
00:32:16,268 --> 00:32:17,102
‫اوهوم!

655
00:32:18,436 --> 00:32:19,813
‫سنگین‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم.

656
00:32:19,855 --> 00:32:21,398
‫عالیه، قراره سنگین و سنگین‌تر

657
00:32:21,440 --> 00:32:24,359
‫و سنگین و سنگین‌تر بشه، مثل یه یوغ آهنی دور گردنت.

658
00:32:24,401 --> 00:32:25,277
‫همونطور که گفته شد،

659
00:32:25,610 --> 00:32:26,987
‫اگه واقعاً می‌خوای ببینی جواب می‌ده یا نه،

660
00:32:27,028 --> 00:32:28,405
‫پس درش نیار.

661
00:32:33,410 --> 00:32:35,162
‫قراره خوش بگذره.

662
00:32:35,203 --> 00:32:37,122
‫بعد از انجام این کار چه حسی داری؟

663
00:32:43,336 --> 00:32:45,755
‫شیطانی.

664
00:32:45,797 --> 00:32:48,258
‫وای، حتماً خیلی وسوسه‌انگیزه.

665
00:32:48,300 --> 00:32:52,095
‫هست، ولی این همون قدرتیه که داری فرامی‌خونی،

666
00:32:52,137 --> 00:32:53,471
‫شیطان، مگه نه؟

667
00:32:53,513 --> 00:32:57,517
‫خیلی وسوسه‌انگیز.

668
00:32:58,727 --> 00:33:02,606
‫و حالا با توئه.

669
00:33:25,795 --> 00:33:27,464
‫پس نفرین می‌تونه برای یه نفر اتفاق بیفته

670
00:33:27,505 --> 00:33:29,674
‫چه باورش داشته باشه یا حتی ازش خبر داشته باشه،

671
00:33:29,716 --> 00:33:31,218
‫چون جادو داره

672
00:33:31,259 --> 00:33:33,386
‫روی کیفیت روح در دنیای اون فرد تأثیر می‌ذاره.

673
00:33:33,428 --> 00:33:36,056
‫اگه حس قوی‌ای از هویت خودت نداشته باشی،

674
00:33:37,349 --> 00:33:39,434
‫حس قوی‌ای از شخصیت نداشته باشی،

675
00:33:39,476 --> 00:33:41,603
‫و فقط از انرژی اطرافت

676
00:33:41,645 --> 00:33:43,688
‫پیروی کنی، اونوقته که دیگه مهم نیست

677
00:33:43,730 --> 00:33:44,981
‫باورش داری یا نه،

678
00:33:45,023 --> 00:33:47,442
‫اون کیفیت روح رو حس می‌کنی

679
00:33:47,484 --> 00:33:48,944
‫که داره اطرافت دستکاری می‌شه،

680
00:33:48,985 --> 00:33:50,654
‫و تو رو به مسیری می‌بره

681
00:33:50,695 --> 00:33:51,905
‫که منفی خواهد بود.

682
00:33:51,947 --> 00:33:55,033
‫فکر می‌کنم خطر انجام کاری وجود داره

683
00:33:55,075 --> 00:33:57,160
‫که برای خودت مضره،

684
00:33:57,202 --> 00:33:58,662
‫برای اطرافیانت که شاید

685
00:33:58,703 --> 00:34:00,580
‫محافظت نشده باشن، مضره.

686
00:34:00,622 --> 00:34:02,666
‫همونطور که گفتم، آدم‌های شرور وجود دارن،

687
00:34:02,707 --> 00:34:04,584
‫انرژی‌های شرور در کائنات وجود دارن.

688
00:34:04,626 --> 00:34:06,127
‫و اگه بخوای با اونا بازی کنی

689
00:34:06,169 --> 00:34:07,796
‫و ندونی داری چیکار می‌کنی،

690
00:34:07,837 --> 00:34:09,922
‫باید خیلی شانس بیاری که زنده ازش دربیای.

691
00:34:09,965 --> 00:34:12,175
‫تا حالا تأثیرات جادوی سیاه رو

692
00:34:12,217 --> 00:34:14,469
‫دیدی یا تجربه کردی؟

693
00:34:14,511 --> 00:34:17,179
‫اوه آره، وقتی به خونه‌م دزد زد.

694
00:34:17,222 --> 00:34:21,351
‫یه نفر بود، دقیقاً می‌دونستم کیه.

695
00:34:21,434 --> 00:34:24,771
‫وقتی من نبودم، کولر رو هل می‌ده تو،

696
00:34:24,813 --> 00:34:26,940
‫و میاد تو خونه‌م.

697
00:34:26,982 --> 00:34:31,110
‫ولی بعدش رفت سراغ محراب‌ها، اشتباهش همون بود.

698
00:34:31,152 --> 00:34:34,239
‫و مشروب‌های خیلی گرون رو از روی محراب‌ها دزدید،

699
00:34:34,281 --> 00:34:36,824
‫وسایل مقدس رو از روی محراب‌ها برداشت.

700
00:34:36,866 --> 00:34:40,620
‫من فوراً به همه‌ی بزرگانی که تو شهر می‌شناختم زنگ زدم،

701
00:34:41,913 --> 00:34:43,665
‫«این قضیه سر انتقام نیست،

702
00:34:44,498 --> 00:34:45,750
‫ربطی به میل من

703
00:34:45,792 --> 00:34:48,295
‫برای انجام جادوی سیاه نداره،

704
00:34:48,335 --> 00:34:49,795
‫من نمی‌تونم ازش محافظت کنم.

705
00:34:50,922 --> 00:34:54,467
‫اون به حریم مقدس من تجاوز کرده، نمی‌تونم ازش محافظت کنم.

706
00:34:54,509 --> 00:34:58,638
‫باید وادارش کنید اون وسایل رو برگردونه.»

707
00:34:58,680 --> 00:35:00,640
‫هفت روز بعد، مُرد.

708
00:35:07,647 --> 00:35:08,732
‫بسیار خب، لیام، صدام رو داری؟

709
00:35:09,190 --> 00:35:10,483
‫بله، صداتون رو دارم.

710
00:35:10,525 --> 00:35:12,861
‫عالیه، می‌تونی شاتر رو باز کنی.

711
00:35:13,403 --> 00:35:15,614
‫باشه، شاتر بازه.

712
00:35:16,072 --> 00:35:17,490
‫در چند ماه گذشته،

713
00:35:17,532 --> 00:35:20,285
‫با کسانی که جادو تمرین می‌کنن صحبت کردم.

714
00:35:20,327 --> 00:35:22,954
‫حالا، قراره با فراروانشناسانی ملاقات کنم

715
00:35:22,996 --> 00:35:25,332
‫که تحقیقاتشون در مورد «ذهن برتر از ماده»

716
00:35:25,540 --> 00:35:28,877
‫شامل مطالعه‌ی شفادهندگان معنوی هم می‌شه.

717
00:35:29,836 --> 00:35:33,715
‫می‌خوام بدونم شفای معنوی چطور ممکنه رخ بده،

718
00:35:33,757 --> 00:35:38,136
‫و آیا باید نگران نقطه‌ی مقابلش، یعنی جادوی سیاه، باشم؟

719
00:35:38,178 --> 00:35:42,223
‫هرچی نباشه، من الان رسماً یه مرد نفرین‌شده‌ام.

720
00:35:45,685 --> 00:35:46,895
‫وقتی بچه بودم،

721
00:35:46,936 --> 00:35:49,898
‫خانواده‌م خیلی نسبت به پدیده‌هایی که

722
00:35:49,939 --> 00:35:52,776
‫ما اینجا مطالعه می‌کنیم، ذهن بازی داشتن،
‫انواع مختلف شفا.

723
00:35:52,817 --> 00:35:55,945
‫مادرم شفاگر بود، یه چیز خانوادگی بود.

724
00:35:55,987 --> 00:35:57,405
‫و بعد وقتی ۲۰ و چند سالم بود،

725
00:35:57,447 --> 00:36:00,158
‫فهمیدم که مرکز تحقیقاتی «راین» وجود داره.

726
00:36:00,200 --> 00:36:04,162
‫جایی بود که به صورت علمی روی ای‌اس‌پی،

727
00:36:04,204 --> 00:36:07,540
‫پی‌کی، و پدیده‌های مختلفی که بهشون علاقه داشتم، مطالعه می‌کردن.

728
00:36:07,707 --> 00:36:10,627
‫خب، سال‌ها بعد، در سال ۲۰۰۹،

729
00:36:10,669 --> 00:36:13,338
‫من به یه تیم تحقیقاتی پیوستم و اینجا شروع به کار کردم.

730
00:36:14,255 --> 00:36:16,341
‫وقتی مردم به اصطلاح «فراروانشناسی» فکر می‌کنن،

731
00:36:16,383 --> 00:36:18,385
‫به چیزای مختلفی فکر می‌کنن.

732
00:36:18,426 --> 00:36:21,763
‫خیلی‌ها به پاگنده یا هیولای لاک‌نس فکر می‌کنن،

733
00:36:21,805 --> 00:36:23,890
‫یا می‌دونی، دنبال یوفوها گشتن.

734
00:36:23,932 --> 00:36:26,267
‫و اینا موضوعات خیلی جالبی هستن،

735
00:36:26,309 --> 00:36:28,478
‫ولی چیزی نیست که ما در فراروانشناسی مطالعه می‌کنیم.

736
00:36:28,520 --> 00:36:30,438
‫فراروانشناسی در واقع یه علمه

737
00:36:30,480 --> 00:36:33,316
‫که پنج پدیده‌ی خیلی مشخص رو مطالعه می‌کنه.

738
00:36:33,358 --> 00:36:37,362
‫یکی تله‌پاتی، ارتباط ذهن به ذهن.

739
00:36:37,404 --> 00:36:40,073
‫دیگری، روشن‌بینی، یعنی گرفتن اطلاعات

740
00:36:40,115 --> 00:36:42,992
‫در مورد اشیاء یا رویدادهای پنهان.

741
00:36:43,118 --> 00:36:45,245
‫حوزه‌ی سوم، پیش‌آگاهیه،

742
00:36:45,286 --> 00:36:47,747
‫گرفتن اطلاعات از طریق زمان.

743
00:36:47,789 --> 00:36:50,125
‫ما اینا رو با هم گروه‌بندی می‌کنیم و بهشون می‌گیم ای‌اس‌پی

744
00:36:50,166 --> 00:36:52,836
‫یا ادراک فراحسی.

745
00:36:52,877 --> 00:36:54,379
‫علاوه بر ای‌اس‌پی،

746
00:36:54,421 --> 00:36:56,923
‫ما سایکوکینesis یا تأثیر ذهن بر ماده رو هم

747
00:36:56,965 --> 00:36:59,259
‫مطالعه می‌کنیم.

748
00:36:59,300 --> 00:37:02,053
‫حوزه‌ی پنجم، مطالعات بقاست.

749
00:37:02,095 --> 00:37:04,139
‫مطالعات بقا شامل همه چیز می‌شه

750
00:37:04,180 --> 00:37:06,266
‫از تجربیات نزدیک به مرگ،

751
00:37:06,307 --> 00:37:07,475
‫تجربیات خروج از بدن،

752
00:37:07,517 --> 00:37:09,602
‫زندگی‌های گذشته یا تناسخ.

753
00:37:09,644 --> 00:37:10,854
‫پس این پنج حوزه‌ایه

754
00:37:10,895 --> 00:37:12,188
‫که فراروانشناسان مطالعه می‌کنن.

755
00:37:15,650 --> 00:37:18,153
‫این یه لامپ تکثیرکننده‌ی نوره

756
00:37:18,194 --> 00:37:21,865
‫که سطوح خیلی پایین نور رو اندازه‌گیری می‌کنه.

757
00:37:21,906 --> 00:37:26,494
‫آدما به طور طبیعی سطوح خیلی پایینی از نور

758
00:37:26,661 --> 00:37:28,538
‫در طیف فرابنفش تولید می‌کنن.

759
00:37:28,580 --> 00:37:30,457
‫و چیزی که ما اینجا دنبالشیم اینه

760
00:37:30,498 --> 00:37:33,793
‫که ببینیم آیا وقتی مردم دارن شفا می‌دن،

761
00:37:33,835 --> 00:37:37,964
‫مدیتیشن می‌کنن، هنرهای رزمی کار می‌کنن،
‫یا هر فعالیت روانی دیگه‌ای،

762
00:37:38,006 --> 00:37:41,259
‫آیا تغییری در سطح نور ساطع شده ازشون ایجاد می‌شه یا نه.

763
00:37:41,551 --> 00:37:43,803
‫و این کاریه که این دستگاه برای انجامش طراحی شده.

764
00:37:45,680 --> 00:37:47,974
‫ما افرادی رو که می‌گن شفاگر هستن میاریم،

765
00:37:48,016 --> 00:37:50,018
‫تست نمی‌کنیم تا مطمئن شیم شفاگرن.

766
00:37:50,059 --> 00:37:51,269
‫این کار رو تو آزمایشگاه‌های دیگه می‌کنن،

767
00:37:51,311 --> 00:37:53,605
‫کسایی که کار پزشکی می‌کنن این کار رو می‌کنن.

768
00:37:53,646 --> 00:37:55,690
‫کاری که ما اینجا می‌کنیم اینه که سعی می‌کنیم بگیم:

769
00:37:55,857 --> 00:37:58,234
‫«مکانیسم پشت شفا چیه؟»

770
00:37:58,276 --> 00:38:00,403
‫بسیار خب لیام، یه خط مبنای عالی داریم.

771
00:38:00,445 --> 00:38:02,614
‫می‌خوای مدیتیشنت رو الان شروع کنی؟

772
00:38:02,822 --> 00:38:04,866
‫باشه، مدیتیشن رو الان شروع می‌کنم.

773
00:38:11,581 --> 00:38:14,167
‫خب می‌بینی که جلسه‌ی فعال رو شروع کردیم،

774
00:38:14,209 --> 00:38:17,462
‫و یه جهش داشتیم که از خط مبنا،
‫به ۱۲ رسید،

775
00:38:17,504 --> 00:38:20,381
‫در حالی که قبلش زیر هفت بود.

776
00:38:20,423 --> 00:38:21,841
‫فقط یه جهش داشتیم که تا ۱۲ بالا رفت،

777
00:38:21,883 --> 00:38:23,551
‫تفاوت خوبیه،

778
00:38:23,593 --> 00:38:26,137
‫ولی ما دوست داریم یه کم بیشتر از یکی ببینیم.

779
00:38:26,179 --> 00:38:27,847
‫پس دوست داریم ببینیم آیا باز هم

780
00:38:27,889 --> 00:38:30,433
‫از این جهش‌ها در طول جلسه‌ی فعال داریم یا نه.

781
00:38:30,475 --> 00:38:34,020
‫خط مبنا معمولاً حدود ۱۲ تا ۲۰ فوتون در ثانیه‌ست.

782
00:38:34,062 --> 00:38:36,898
‫ما می‌بینیم که این عدد به ۸۰ می‌رسه.

783
00:38:36,940 --> 00:38:38,483
‫این چهار برابر خط مبناست،

784
00:38:38,525 --> 00:38:41,110
‫از نظر آماری خیلی بزرگه.

785
00:38:41,152 --> 00:38:44,239
‫ولی آدمایی رو هم می‌بینیم که
‫به صدها و هزارها می‌رسن.

786
00:38:46,074 --> 00:38:47,742
‫برای فهمیدن این موضوع نیازی به آمار نداری.

787
00:38:47,784 --> 00:38:50,662
‫یه اتفاق غیرعادی تو آزمایشگاه داره میفته.

788
00:38:51,496 --> 00:38:52,872
‫خب، تقریباً در تمام مدت

789
00:38:52,914 --> 00:38:55,124
‫یه خط مبنای صاف داشتیم.
‫باشه.

790
00:38:55,166 --> 00:38:57,377
‫ولی یه تغییر جزئی وجود داشت.

791
00:38:57,418 --> 00:38:58,419
‫هوم!
‫و اگه نگاه کنی

792
00:38:58,461 --> 00:39:01,089
‫به نمودار این طرف، می‌تونی ببینی،

793
00:39:01,130 --> 00:39:05,051
‫به محض اینکه شروع کردی،
‫این جهش رو تا ۱۱ یا ۱۲ دیدیم.

794
00:39:05,093 --> 00:39:08,638
‫حالا، معمولاً ما می‌خوایم
‫چندین جهش مثل این ببینیم.

795
00:39:08,680 --> 00:39:12,308
‫پس من این رو یه نشانه‌ی خیلی قوی در نظر نمی‌گیرم،

796
00:39:12,350 --> 00:39:13,142
‫ولی یه شروعه.

797
00:39:13,309 --> 00:39:14,853
‫باشه.

798
00:39:14,894 --> 00:39:17,730
‫اگه این انرژی زیستی،
‫اگه این نور فرابنفش

799
00:39:17,772 --> 00:39:21,192
‫که از آدما ساطع می‌شه،
‫به عنوان یه موج حامل استفاده بشه

800
00:39:21,234 --> 00:39:23,736
‫برای انتقال اطلاعات بین آدما

801
00:39:23,778 --> 00:39:27,282
‫و اجازه بده شفا در یه شخص دیگه رخ بده،

802
00:39:27,323 --> 00:39:29,951
‫شاید این چیزیه که ما تو آزمایشگاهمون پیدا می‌کنیم.

803
00:39:29,993 --> 00:39:31,911
‫این جاییه که ما الان هستیم،

804
00:39:31,953 --> 00:39:34,289
‫در حال بررسی شفا در حوزه‌ی فراروانشناسی.

805
00:39:38,501 --> 00:39:40,962
‫اگه آدما توانایی شفا دادن رو دارن،

806
00:39:41,004 --> 00:39:42,839
‫فکر می‌کنید آدما این توانایی رو هم دارن

807
00:39:42,880 --> 00:39:44,257
‫که برعکسش رو انجام بدن

808
00:39:44,299 --> 00:39:46,175
‫و کسی رو نفرین کنن،

809
00:39:46,217 --> 00:39:48,052
‫مثلاً، و مریضش کنن؟

810
00:39:49,387 --> 00:39:50,305
‫من... من نمی‌فهمم،

811
00:39:50,346 --> 00:39:53,933
‫چرا باید اجازه بدی کسی عمداً بهت آسیب بزنه؟

812
00:39:54,809 --> 00:39:58,354
‫هر کسی که بتونه روی کسی به شکل سالم تأثیر بذاره

813
00:39:58,396 --> 00:40:01,316
‫ممکنه بتونه به شکل منفی هم روش تأثیر بذاره

814
00:40:01,357 --> 00:40:02,650
‫و به سلامتیش آسیب بزنه.

815
00:40:02,692 --> 00:40:04,986
‫هیچکس نمی‌خواد خودش رو در معرض خطر قرار بده.

816
00:40:05,028 --> 00:40:07,238
‫چرا باید واقعاً اجازه بدی کسی این کار رو بکنه؟

817
00:40:07,280 --> 00:40:09,365
‫این کار خطرناکیه.

818
00:40:09,407 --> 00:40:11,242
‫می‌دونم تو فکر دیگه‌ای تو سرت داری.

819
00:40:11,284 --> 00:40:12,911
‫آره، نه، نه.

820
00:40:12,952 --> 00:40:16,205
‫خب، می‌دونی، دیگه رو بازی می‌کنم.

821
00:40:16,247 --> 00:40:18,249
‫من با آدمایی بودم

822
00:40:18,291 --> 00:40:20,710
‫که ادعا کردن این توانایی رو دارن.

823
00:40:20,752 --> 00:40:23,463
‫البته!
‫و من ازشون خواستم

824
00:40:23,504 --> 00:40:25,381
‫که این کار رو با من بکنن.

825
00:40:27,800 --> 00:40:32,013
‫بسیار خب، چه حسی داری؟

826
00:40:32,055 --> 00:40:33,598
‫من الان وسط همین ماجرام.

827
00:40:33,640 --> 00:40:36,559
‫باشه، اگه کمک خواستی، بهم بگو.

828
00:40:38,770 --> 00:40:39,896
‫شوخی نمی‌کنم.

829
00:40:47,946 --> 00:40:50,990
‫چند هفته بعد از اینکه الیاس من رو نفرین کرد،

830
00:40:51,032 --> 00:40:55,662
‫شروع کردم به دیدن یه سری خواب‌های خیلی نگران‌کننده.

831
00:40:55,703 --> 00:40:58,957
‫آخریش واقعاً تکونم داد

832
00:40:58,998 --> 00:41:02,502
‫و باعث شد تمام روز احساس اضطراب کنم.

833
00:41:17,225 --> 00:41:20,019
‫فکر کنم باید در مورد خطرات کاری که

834
00:41:20,061 --> 00:41:22,772
‫احتمالاً دارم با روانم می‌کنم، مشاوره بگیرم.

835
00:41:23,898 --> 00:41:25,483
‫متوجه شدم نفرین رو

836
00:41:25,525 --> 00:41:27,360
‫الان دور گردنت ننداختی.

837
00:41:27,402 --> 00:41:30,613
‫خب بهم گفته شد که وقتی دور گردنمه

838
00:41:30,655 --> 00:41:32,323
‫در قوی‌ترین حالتشه.

839
00:41:32,365 --> 00:41:34,033
‫ولی در هر صورت به من وصله

840
00:41:34,075 --> 00:41:36,244
‫و کارش رو در هر حال انجام می‌ده.

841
00:41:36,285 --> 00:41:40,665
‫حدود ۳ تا ۴ هفته بعد از اون تجربه،

842
00:41:40,707 --> 00:41:44,544
‫شروع کردم به دیدن یه سری خواب‌های خیلی بد.

843
00:41:45,420 --> 00:41:50,425
‫خواب‌هایی که خشن‌تر بودن، شوم‌تر بودن.

844
00:41:50,967 --> 00:41:55,138
‫خواب دیدم که اسیر شده بودم

845
00:41:55,179 --> 00:41:57,056
‫یا یه چیزی می‌خواست،

846
00:42:00,393 --> 00:42:05,398
‫می‌خواست گربه‌م رو شکنجه کنه

847
00:42:05,523 --> 00:42:07,066
‫و من رو مجبور کنه تماشا کنم.

848
00:42:09,027 --> 00:42:10,528
‫تنها راه برای جلوگیری از این اتفاق

849
00:42:10,570 --> 00:42:12,238
‫این بود که من

850
00:42:15,074 --> 00:42:17,076
‫سعی کنم گربه‌م رو خلاص کنم

851
00:42:18,703 --> 00:42:20,038
‫تا عذاب نکشه.

852
00:42:22,540 --> 00:42:25,084
‫و اون خواب

853
00:42:26,669 --> 00:42:28,921
‫واقعاً، واقعاً اذیتم کرد.

854
00:42:28,963 --> 00:42:30,715
‫حتماً.
‫آره.

855
00:42:31,924 --> 00:42:33,259
‫اون یکی از لحظاتی بود که،

856
00:42:33,301 --> 00:42:35,470
‫به خصوص وقتی حس کردم،

857
00:42:35,511 --> 00:42:39,390
‫شاید این چیزا داره بهم اثر می‌کنه.

858
00:42:40,850 --> 00:42:43,978
‫برای من، دنبال کردن همچین چیزی،

859
00:42:44,020 --> 00:42:45,646
‫دنبال کردن نفرین‌ها،

860
00:42:45,688 --> 00:42:49,317
‫خطرات روانی بالقوه‌ش برای من چیه؟

861
00:42:49,358 --> 00:42:50,735
‫خب، فکر کنم بعضی‌هاش رو

862
00:42:50,777 --> 00:42:53,196
‫همین الانم تجربه کردی، درسته؟

863
00:42:53,237 --> 00:42:55,364
‫اضطراب و، درسته،

864
00:42:55,406 --> 00:42:57,700
‫یه جور ترسی که به وجود اومده.

865
00:42:57,742 --> 00:42:59,869
‫فکر می‌کنم اینا یه جورایی طبیعی‌ان،

866
00:42:59,911 --> 00:43:03,664
‫عادی‌ان، درسته، تلقین‌ها.

867
00:43:03,706 --> 00:43:06,793
‫ذهن منطقی رو دور می‌زنن.

868
00:43:06,834 --> 00:43:08,753
‫مستقیم میرن سراغ ناخودآگاه،

869
00:43:08,795 --> 00:43:10,963
‫ذهن منطقی رو دور می‌زنن،

870
00:43:11,005 --> 00:43:12,381
‫و بعد تأثیر می‌ذارن،

871
00:43:12,423 --> 00:43:15,968
‫نه تنها روی انتظارات و تصوراتت،

872
00:43:16,010 --> 00:43:19,931
‫بلکه روی رفتارهات بدون اینکه خودت آگاه باشی.

873
00:43:19,972 --> 00:43:22,266
‫به نظر من، خطرش اینه که بعدش

874
00:43:22,308 --> 00:43:26,646
‫کنترل رو به دست می‌گیره و همه‌چیز منفی می‌شه،

875
00:43:26,687 --> 00:43:29,398
‫همه‌چیز یه مشکل می‌شه.

876
00:43:29,440 --> 00:43:32,443
‫و کاری که تو کردی این بود که رفتی و گفتی،

877
00:43:32,485 --> 00:43:34,987
‫«من الان می‌خوام به سمت منفی متمایل بشم.»

878
00:43:35,029 --> 00:43:37,406
‫خب این رو تا کجا می‌خوای ادامه بدی؟

879
00:43:37,448 --> 00:43:42,245
‫در چه نقطه‌ای اضطراب کافی برات وجود داره،

880
00:43:42,286 --> 00:43:44,121
‫خواب‌های بد کافی برات وجود داره،

881
00:43:44,163 --> 00:43:47,959
‫چیزهای کافی برات وجود داره تا یه تصمیمی بگیری

882
00:43:48,000 --> 00:43:49,418
‫که به سمت مثبت متمایل بشی؟

883
00:43:52,463 --> 00:43:55,091
‫هرچقدر هم که ناراحت‌کننده بوده باشن،

884
00:43:55,132 --> 00:43:57,510
‫فکر نمی‌کنم کابوس‌های خشنم

885
00:43:57,552 --> 00:43:59,345
‫برای قانع کردن من کافی باشن

886
00:43:59,387 --> 00:44:03,558
‫که وجود جادو رو هنوز باور کنم.

887
00:44:03,599 --> 00:44:05,893
‫پس تصمیم گرفتم فراتر برم.

888
00:44:05,935 --> 00:44:09,647
‫دنبال یه نفرین دیگه می‌گردم، از جایی که معروفه

889
00:44:09,689 --> 00:44:12,817
‫به داشتن بعضی از قدیمی‌ترین آموزه‌های ثبت‌شده‌ی جادو

890
00:44:12,859 --> 00:44:13,651
‫در جهان.

891
00:44:13,693 --> 00:44:17,196
‫شاید این به بازی گرفتن سرنوشته،

892
00:44:17,238 --> 00:44:19,282
‫ولی من نفرینم رو با خودم نگه می‌دارم

893
00:44:19,323 --> 00:44:21,117
‫وقتی به جایی سفر می‌کنم که بهش می‌گن:

894
00:44:21,159 --> 00:44:23,870
‫«سرزمین جادوی سیاه».

895
00:44:32,211 --> 00:44:34,213
‫دارم به روستای «مایونگ» سفر می‌کنم

896
00:44:34,255 --> 00:44:36,048
‫در شمال شرقی‌ترین نقطه‌ی هند.

897
00:44:37,425 --> 00:44:40,720
‫«مایونگ» که در کرانه‌های رود پهناور «براهماپوترا» قرار گرفته،

898
00:44:40,761 --> 00:44:42,805
‫سبک زندگی سنتی‌ش

899
00:44:42,847 --> 00:44:45,975
‫تاریخ غنی‌ش در جادو،

900
00:44:46,017 --> 00:44:49,937
‫جادوگری و حتی قربانی کردن انسان رو پنهان کرده.

901
00:44:51,647 --> 00:44:54,609
‫تبار ناگسسته‌ی آموزه‌های جادویی‌ش

902
00:44:54,650 --> 00:44:57,028
‫نسل به نسل

903
00:44:57,069 --> 00:44:58,738
‫برای صدها سال منتقل شده.

904
00:45:00,656 --> 00:45:04,702
‫امروزه، انجام جادوی سیاه غیرقانونیه،

905
00:45:04,744 --> 00:45:07,538
‫و این آیین‌ها در خفا انجام می‌شن.

906
00:45:09,916 --> 00:45:11,834
‫خوشبختانه، یه دوست قدیمی دارم

907
00:45:11,876 --> 00:45:14,503
‫که یه روزنامه‌نگار باتجربه اینجا تو هنده

908
00:45:14,545 --> 00:45:16,380
‫و قبول کرده کمکم کنه تا

909
00:45:16,422 --> 00:45:20,051
‫بعضی از تمرین‌کنندگان جادوی مرموز هند رو پیدا کنم.

910
00:45:24,847 --> 00:45:26,390
‫«مایونگ» جای کوچیکی نیست.

911
00:45:26,432 --> 00:45:28,684
‫باید مساحتش حدود، شاید ۵۰، ۶۰، ۷۰

912
00:45:28,726 --> 00:45:30,519
‫کیلومتر مربع باشه.

913
00:45:30,561 --> 00:45:34,523
‫و «مایونگ» تقریباً مرکز

914
00:45:34,565 --> 00:45:38,361
‫تمام جادوی سیاه در این کشوره.

915
00:45:39,862 --> 00:45:42,531
‫خب اینجایی که ما امروز هستیم

916
00:45:42,573 --> 00:45:45,576
‫یه معبده که صدها ساله

917
00:45:45,618 --> 00:45:47,245
‫اینجا بوده.

918
00:45:47,286 --> 00:45:49,872
‫و یه مکان اصلیه

919
00:45:49,914 --> 00:45:51,874
‫که مردم میان تا خودشون رو پاک کنن

920
00:45:51,916 --> 00:45:55,086
‫از هر جادوی سیاهی که روشون انجام شده.

921
00:45:55,127 --> 00:45:57,004
‫چقدر سخته که بتونیم

922
00:45:57,046 --> 00:46:00,341
‫خودمون از نزدیک اجرای جادوی سیاه رو ببینیم؟

923
00:46:00,383 --> 00:46:03,844
‫طبق قانون هند ممنوعه، خیلی سخته.

924
00:46:03,886 --> 00:46:06,514
‫مردم حتی می‌ترسن در موردش حرف بزنن،

925
00:46:06,555 --> 00:46:08,432
‫چه برسه به اینکه بهت نشون بدن.

926
00:46:08,474 --> 00:46:10,685
‫کار آسونی نخواهد بود.

927
00:46:10,726 --> 00:46:11,769
‫این تمرین‌کننده‌ای که اینجاست،

928
00:46:11,811 --> 00:46:14,855
‫کمک می‌کنه جادوی سیاه رو از روت برداره.

929
00:46:14,897 --> 00:46:16,857
‫یعنی ممکنه یکی برات طلسمی بذاره،

930
00:46:16,899 --> 00:46:18,985
‫اون همه‌ی اون ارواح رو دور می‌کنه.

931
00:46:19,026 --> 00:46:21,445
‫می‌گه می‌تونه اون رو برات پاک کنه.

932
00:46:22,947 --> 00:46:27,159
‫«تارا بابا» یکی از تمرین‌کنندگان عرفانی تانترای هنده

933
00:46:27,201 --> 00:46:30,830
‫که گفته می‌شه توانایی این رو دارن که

934
00:46:30,871 --> 00:46:34,250
‫دنیاهای فیزیکی و ماوراءالطبیعه‌ی ما رو به هم ببافن.

935
00:46:35,376 --> 00:46:36,919
‫امیدوارم بیشتر یاد بگیرم

936
00:46:36,961 --> 00:46:39,755
‫در مورد قدرت این آیین باستانی

937
00:46:39,797 --> 00:46:43,634
‫قبل از اینکه دنبال تجربه‌ی جادوی سیاه برم.

938
00:47:05,865 --> 00:47:07,616
‫اینا دوستاتن؟

939
00:47:30,639 --> 00:47:32,975
‫آها، پس این تسخیر

940
00:47:33,017 --> 00:47:34,018
‫توسط جن هست.
‫آره، آره، آره!

941
00:48:00,753 --> 00:48:04,965
‫از دیدن صحنه‌های یه جن‌گیری واقعی شوکه شدم.

942
00:48:07,635 --> 00:48:11,222
‫چه ارواح خبیث باشن یا صرفاً باور

943
00:48:11,263 --> 00:48:13,724
‫از طریق قدرت تلقین،

944
00:48:13,766 --> 00:48:16,685
‫در هر صورت، یادم افتاد که ذهن ما چقدر می‌تونه

945
00:48:16,727 --> 00:48:20,689
‫شکننده و مستعد این خطرات باشه.

946
00:48:21,649 --> 00:48:24,276
‫به خصوص اگه خودمون دنبالشون بریم.

947
00:48:35,746 --> 00:48:37,957
‫آیین معنوی «تانترا»

948
00:48:37,998 --> 00:48:40,876
‫البته خیلی فراتر از جادوگریه.

949
00:48:42,086 --> 00:48:44,463
‫آموزه‌های اون که اولین بار در قرن ششم ثبت شد،

950
00:48:44,505 --> 00:48:47,967
‫می‌گن که هر چیزی در این دنیای مادی

951
00:48:48,008 --> 00:48:52,596
‫به هم متصله و با قدرت الهی زنانه آمیخته شده.

952
00:48:54,723 --> 00:48:57,685
‫وسواس من برای پیدا کردن جادوی سیاه

953
00:48:57,726 --> 00:49:01,480
‫با یه اصل مهم تانتریک همسو به نظر میاد.

954
00:49:01,522 --> 00:49:05,234
‫اینکه با درگیر شدن فعالانه با موانع معنوی‌مون،

955
00:49:05,276 --> 00:49:07,611
‫مثل میل و ترس،

956
00:49:07,653 --> 00:49:09,613
‫می‌تونیم یاد بگیریم بر اونا غلبه کنیم

957
00:49:09,655 --> 00:49:13,409
‫و از نظر فیزیکی و معنوی با تمام چیزایی که

958
00:49:13,868 --> 00:49:15,995
‫اطرافمونه در هم تنیده بشیم.

959
00:49:19,457 --> 00:49:22,418
‫امشب یه فستیوال مهم هندوهاست،

960
00:49:22,460 --> 00:49:24,462
‫و در معابد سراسر کشور،

961
00:49:24,503 --> 00:49:28,382
‫جشن‌های بزرگی به افتخار «لرد گانش» برگزار می‌شه.

962
00:49:29,425 --> 00:49:31,302
‫فرصت مهمیه

963
00:49:31,343 --> 00:49:33,929
‫برای پیدا کردن چندتا تمرین‌کننده‌ی جادوی محلی.

964
00:49:35,139 --> 00:49:37,183
‫برای کمک به من برای گشتن تو فستیوال،

965
00:49:37,224 --> 00:49:38,767
‫با راهنمای محلی

966
00:49:38,809 --> 00:49:41,353
‫و عکاس حیات وحش، «چامپاک» ملاقات می‌کنم.

967
00:50:01,707 --> 00:50:04,418
‫با شروع جشن‌های شبانه،

968
00:50:04,460 --> 00:50:06,837
‫تیم ما یه ارتباط مهم برقرار می‌کنه

969
00:50:06,879 --> 00:50:08,923
‫با این تمرین‌کننده‌ی تانترای مرموز

970
00:50:09,006 --> 00:50:12,176
‫که قبول کرد یه مراسم جادوی سیاه انجام بده،

971
00:50:12,218 --> 00:50:14,720
‫ولی فقط تو جنگل دورافتاده.

972
00:50:15,846 --> 00:50:18,182
‫تانتریک‌های محلی بهمون توصیه کردن

973
00:50:18,224 --> 00:50:20,142
‫که به دل طبیعت وحشی نزنیم

974
00:50:20,184 --> 00:50:22,645
‫با این تمرین‌کننده‌ی ناشناس.

975
00:50:22,686 --> 00:50:25,064
‫اما وقتم اینجا داره تموم می‌شه

976
00:50:25,105 --> 00:50:26,899
‫و مصممم که یه مراسم

977
00:50:26,941 --> 00:50:29,860
‫جادوی سیاه رو خودم تجربه کنم.

978
00:50:46,502 --> 00:50:47,211
‫درسته.

979
00:50:53,634 --> 00:50:54,635
‫باشه!

980
00:50:59,807 --> 00:51:01,350
‫این چیزیه که بهتون گفت؟

981
00:51:02,268 --> 00:51:03,602
‫سلاحی در کار خواهد بود؟

982
00:51:10,109 --> 00:51:12,611
‫خب، حدس می‌زنم این اطلاعات جدیدیه.

983
00:51:23,205 --> 00:51:24,373
‫بعدش نمی‌تونیم برگردیم پایین.

984
00:51:24,415 --> 00:51:26,166
‫نه!
‫خیلی دورافتاده به نظر میاد.

985
00:51:38,053 --> 00:51:39,388
‫درسته.

986
00:51:39,596 --> 00:51:41,932
‫درسته، حدس می‌زنم باید روش بخوابیم و ببینیم چیکار می‌تونیم بکنیم

987
00:51:41,974 --> 00:51:44,351
‫چون نمی‌خوام برگردم خونه و بهش نرسم،

988
00:51:44,393 --> 00:51:46,395
‫ولی قطعاً نمی‌خوام کسی رو به خطر بندازم.

989
00:51:46,437 --> 00:51:49,857
‫آره!

990
00:51:59,575 --> 00:52:02,828
‫مریدان معنوی هند زود بیدار می‌شن

991
00:52:02,870 --> 00:52:04,788
‫تا نمازهای روزانه‌شون رو شروع کنن.

992
00:52:07,625 --> 00:52:12,129
‫جایی که هم زندگی و هم مرگ جشن گرفته می‌شه.

993
00:52:15,924 --> 00:52:18,552
‫امروز روز آخر ما اینجاست،

994
00:52:18,594 --> 00:52:21,680
‫آخرین شانس ما برای پیدا کردن جادوی واقعی.

995
00:52:25,351 --> 00:52:26,894
‫پس با وجود هشدارها،

996
00:52:26,935 --> 00:52:30,064
‫من و گروهم تصمیم گرفتیم با اون تانتریک ملاقات کنیم،

997
00:52:30,105 --> 00:52:34,360
‫که حاضره ما رو به محل تمرین معنوی‌ش ببره

998
00:52:34,401 --> 00:52:36,737
‫در اعماق کوه‌های جنگلی.

999
00:52:40,908 --> 00:52:42,242
‫با وسایل بسته‌بندی شده،

1000
00:52:42,284 --> 00:52:45,537
‫صعود یک و نیم مایلی رو به سمت یه غار شروع می‌کنیم

1001
00:52:45,579 --> 00:52:48,999
‫جایی که اون الهه‌ی خودش، «چیناماستا» رو فرا می‌خونه.

1002
00:52:50,751 --> 00:52:52,628
‫به نظر مناسبه که سفر من

1003
00:52:52,670 --> 00:52:56,090
‫برای پیدا کردن روشنایی از دل تاریکی
‫من رو به «چیناماستا» رسونده،

1004
00:52:57,383 --> 00:53:00,928
‫الهه‌ی هم زندگی و هم مرگ،

1005
00:53:00,969 --> 00:53:03,555
‫الهه‌ی تخریب و بازآفرینی،

1006
00:53:04,431 --> 00:53:07,142
‫الهه‌ی تناقضات.

1007
00:53:10,270 --> 00:53:12,439
‫وقتی به مقصدمون نزدیک می‌شیم،

1008
00:53:12,481 --> 00:53:14,775
‫از یه حلقه‌ی آتش‌های بوته‌ای عبور می‌کنیم.

1009
00:53:15,984 --> 00:53:19,279
‫بهم گفته شد که خیلی بیشتر از برگ‌های خشک نمی‌سوزن.

1010
00:53:20,364 --> 00:53:23,701
‫شاید فقط نفرینیه که همین الانشم بهم وصله،

1011
00:53:23,742 --> 00:53:27,371
‫ولی نمی‌تونم جلوی این فکر رو بگیرم که
‫راه‌های فرار ما

1012
00:53:27,413 --> 00:53:29,039
‫داره بسته می‌شه.

1013
00:53:47,599 --> 00:53:50,144
‫تانتریک‌ها فضای مقدس رو آماده می‌کنن

1014
00:53:50,185 --> 00:53:52,146
‫با پیشکش‌هایی برای خدایان

1015
00:53:52,187 --> 00:53:54,231
‫در حالی که منتظر شب هستیم.

1016
00:53:55,315 --> 00:53:57,943
‫امشب، تانتریک اینجا قراره سعی کنه

1017
00:53:57,985 --> 00:54:00,571
‫روح «چیناماستا» رو فرا بخونه.

1018
00:54:00,612 --> 00:54:01,488
‫بله.
‫و اون روح

1019
00:54:01,530 --> 00:54:02,948
‫قراره در مورد ما قضاوت کنه.

1020
00:54:20,716 --> 00:54:23,093
‫با نزدیک شدن شب،

1021
00:54:23,135 --> 00:54:25,512
‫تانتریک ذهنش رو متمرکز می‌کنه،

1022
00:54:25,554 --> 00:54:27,765
‫آماده برای مراسم امشب.

1023
00:54:29,516 --> 00:54:32,352
‫قبل از اینکه فرصت کنم به انتخاب‌هایی که

1024
00:54:32,394 --> 00:54:34,396
‫من رو به اینجا رسوندن فکر کنم،

1025
00:54:34,438 --> 00:54:36,940
‫به فضای مقدس فراخونده می‌شم.

1026
00:54:37,399 --> 00:54:40,527
‫لیام، بیا، بیا اینجا.

1027
00:54:42,529 --> 00:54:45,991
‫هیچوقت تا حالا سرنوشتم اینقدر به معنای واقعی کلمه

1028
00:54:46,033 --> 00:54:48,202
‫در دست خدایان نبوده.

1029
00:55:58,647 --> 00:56:01,733
‫حس خوبیه، آروم باش.

1030
00:56:04,486 --> 00:56:05,696
‫هوم، بله.

1031
00:56:05,862 --> 00:56:08,448
‫هوم؟
‫هوم، آروم باش.

1032
00:56:18,041 --> 00:56:21,044
‫نمی‌دونم منتظر چی بودم.

1033
00:56:21,086 --> 00:56:25,299
‫شاید خود الهه از دل شعله‌ها بیرون بیاد.

1034
00:56:25,340 --> 00:56:29,219
‫اما جادوی واقعی یه حقه بازی روی صحنه نیست.

1035
00:56:33,724 --> 00:56:35,100
‫حس خوبی دارم، حس قدرت می‌کنم.

1036
00:56:35,726 --> 00:56:36,768
‫بله، بله.

1037
00:56:37,728 --> 00:56:39,646
‫هوم، بله، می‌کنم.

1038
00:57:09,968 --> 00:57:13,597
‫وقت‌هایی تو زندگیم بوده که سرنخ‌هایی پیدا کردم

1039
00:57:13,639 --> 00:57:17,017
‫که شاید همه‌مون به طور جهانی و معنوی

1040
00:57:17,059 --> 00:57:19,478
‫به هم متصلیم، به شکلی

1041
00:57:19,519 --> 00:57:21,855
‫که تعریف عقلانی‌ش سخته.

1042
00:57:22,898 --> 00:57:27,444
‫دارم کم‌کم می‌فهمم که جستجوی من برای یه نفرین نیست.

1043
00:57:27,486 --> 00:57:29,029
‫من دنبال یه درم،

1044
00:57:29,071 --> 00:57:31,782
‫یه دروازه به سوی الوهیت،

1045
00:57:32,658 --> 00:57:35,786
‫چیزی که قبلاً تجربه‌ش کردم.

1046
00:57:45,671 --> 00:57:49,049
‫یه اتفاق بزرگ تو زندگیم افتاد،

1047
00:57:49,091 --> 00:57:51,385
‫یه تصادف بزرگ تو صخره‌نوردی داشتم.

1048
00:57:51,426 --> 00:57:54,221
‫آره، می‌دونم قبلاً در موردش بهم گفتی.

1049
00:57:54,262 --> 00:57:59,226
‫داشتم یه مسیر بزرگ رو تو انگلیس صعود می‌کردم.

1050
00:57:59,267 --> 00:58:00,227
‫رسیدم به بالاترین نقطه،

1051
00:58:00,268 --> 00:58:02,980
‫و بعد پام تو صخره گیر کرد.

1052
00:58:03,021 --> 00:58:06,775
‫فهمیدم که موقع بالا رفتن به اندازه‌ی کافی

1053
00:58:06,817 --> 00:58:08,986
‫ابزار حمایتی تو صخره نذاشتم.

1054
00:58:09,027 --> 00:58:10,153
‫معنیش این بود که

1055
00:58:10,195 --> 00:58:12,989
‫اگه می‌افتادم احتمالاً می‌خوردم زمین.

1056
00:58:13,031 --> 00:58:15,283
‫وحشت بود، وحشت مطلق،

1057
00:58:15,325 --> 00:58:19,079
‫چون باید پام رو از صخره‌ای که گیر کرده بود درمیاوردم.

1058
00:58:19,121 --> 00:58:20,414
‫و لحظه‌ای که پام دراومد،

1059
00:58:20,455 --> 00:58:24,042
‫دستام رها شدن، و افتادم.

1060
00:58:24,084 --> 00:58:27,087
‫فقط یادمه دستام رو گذاشتم روی چشمام.

1061
00:58:27,129 --> 00:58:29,297
‫فقط یادمه با خودم فکر کردم، «قراره بمیرم.

1062
00:58:30,257 --> 00:58:33,260
‫فقط نمی‌خوام وقتی اتفاق میفته ببینمش.»

1063
00:58:33,301 --> 00:58:35,595
‫اینجاست که قضیه عجیب می‌شه.

1064
00:58:35,637 --> 00:58:40,434
‫من از وحشتناک‌ترین ترسی که تو عمرم داشتم

1065
00:58:42,269 --> 00:58:46,148
‫به یه حس فوق‌العاده،

1066
00:58:46,189 --> 00:58:50,027
‫یه حس فوق‌العاده‌ی سعادت رسیدم.

1067
00:58:50,068 --> 00:58:55,031
‫اونقدر احساس آرامش می‌کردم

1068
00:58:55,073 --> 00:58:56,950
‫به شکلی که باورنکردنی بود.

1069
00:58:56,992 --> 00:59:01,955
‫تا همین امروز، هیچ منطقی نداره.

1070
00:59:01,997 --> 00:59:05,667
‫از شانس خوبم، به زمین نخوردم، و با خودم گفتم،

1071
00:59:05,792 --> 00:59:07,961
‫«من زنده‌ام.»

1072
00:59:08,003 --> 00:59:10,255
‫حس کردم چیزی رو لمس کردم

1073
00:59:10,297 --> 00:59:15,719
‫که در سطح طبیعی و عادی ما نبود.

1074
00:59:16,011 --> 00:59:17,220
‫و نمی‌دونم اون چیه،

1075
00:59:17,262 --> 00:59:21,349
‫نمی‌دونم چی بود، و اذیتم می‌کنه.

1076
00:59:21,391 --> 00:59:23,560
‫اذیتم می‌کنه که باعث می‌شه حس کنم

1077
00:59:23,602 --> 00:59:25,562
‫این چیزا رو نمی‌فهمم

1078
00:59:25,604 --> 00:59:27,063
‫یا آماده نیستم بهشون نگاه کنم.

1079
00:59:27,105 --> 00:59:29,649
‫می‌دونم این برای اکثر مردم منطقی نیست،

1080
00:59:29,691 --> 00:59:31,985
‫که مثلاً، «چرا باید این کار رو بکنی؟»

1081
00:59:32,027 --> 00:59:35,572
‫من تقریباً می‌خوام تاریکی رو تجربه کنم

1082
00:59:35,614 --> 00:59:37,365
‫تا بدونم که روشنایی وجود داره.

1083
00:59:39,076 --> 00:59:40,452
‫و فکر می‌کنم این چیزیه که دنبالشم.

1084
01:00:00,555 --> 01:00:03,683
‫حالا می‌دونم که اگه بخوام به خودم ثابت کنم

1085
01:00:03,725 --> 01:00:06,728
‫تجربه‌ی سقوطم تو صخره‌نوردی واقعی بوده،

1086
01:00:06,770 --> 01:00:10,107
‫نمی‌تونم از به خطر انداختن خودم بترسم.

1087
01:00:10,148 --> 01:00:14,402
‫پس دارم دنبال خطرناک‌ترین جادویی که می‌تونم پیدا کنم می‌گردم.

1088
01:00:15,779 --> 01:00:18,949
‫من به «کاتماکو» در جنوب مکزیک اومدم،

1089
01:00:18,990 --> 01:00:22,244
‫یه شهر زیبا و عمیقاً معنوی.

1090
01:00:22,285 --> 01:00:24,246
‫از قضا، شهرتش بیشتر

1091
01:00:24,287 --> 01:00:26,998
‫به خاطر کلیسای کاتولیک محترمش نیست،

1092
01:00:27,040 --> 01:01:02,045
‫بلکه به عنوان یه قبله‌گاه برای
‫جادوگریه.

1093
01:01:02,712 --> 01:01:05,215
‫سنت غنی شمنیسم این شهر

1094
01:01:05,257 --> 01:01:08,510
‫به تمدن باستانی «اولمک» برمی‌گرده

1095
01:01:08,552 --> 01:01:11,805
‫و هنوزم خونه‌ی خیلی از جادوگران زن و مرده

1096
01:01:11,847 --> 01:01:14,266
‫که بهشون «بروهو» و «بروها» می‌گن.

1097
01:01:15,559 --> 01:01:17,435
‫هر سال، یه فستیوال برگزار می‌شه

1098
01:01:17,477 --> 01:01:20,522
‫در سواحل دریاچه‌ی «کاتماکو»،

1099
01:01:20,564 --> 01:01:25,068
‫گردهمایی خیلی از تمرین‌کنندگان جادوگری منطقه.

1100
01:01:25,110 --> 01:01:27,654
‫هزاران نفر از مردم میان تا ببینن

1101
01:01:27,696 --> 01:01:31,741
‫شمن‌هایی که با لباس‌های خارق‌العاده در شهر رژه می‌رن.

1102
01:01:06,955 --> 01:01:09,374
‫جشنی از آیین جادویی

1103
01:01:09,416 --> 01:01:11,751
‫و تاریخ بسیار محترمشون.

1104
01:01:13,378 --> 01:01:14,921
‫و برای خیلی از بازدیدکننده‌ها،

1105
01:01:14,963 --> 01:01:17,132
‫این یه فرصته که با «بروهو»ها ملاقات کنن

1106
01:01:17,174 --> 01:01:19,509
‫تا یه طلسم جادویی بگیرن

1107
01:01:19,551 --> 01:01:22,512
‫برای سلامتی بهتر، بخت و اقبال،

1108
01:01:22,554 --> 01:01:25,307
‫یا شاید یه چیز شوم‌تر.

1109
01:01:27,225 --> 01:01:29,978
‫و البته، من اینجام تا با یکی از «بروهو»ها ملاقات کنم

1110
01:01:31,354 --> 01:01:34,024
‫و هنوز دنبال یه تجربه‌ی معنوی‌ام

1111
01:01:34,065 --> 01:01:36,860
‫از طریق قدرت جادوی سیاه.

1112
01:03:38,773 --> 01:03:40,317
‫سلام!

1113
01:03:45,572 --> 01:03:47,741
‫در ادیان مسیحی،

1114
01:03:47,907 --> 01:03:52,412
‫می‌گن که شیطان یه موجود منفی و شروره.

1115
01:03:52,495 --> 01:03:54,831
‫چرا شما حس می‌کنید که اینطور نیست؟

1116
01:04:16,686 --> 01:04:19,314
‫من دنبال یه درخواست غیرعادی‌ام.

1117
01:04:19,355 --> 01:04:22,275
‫دنبال کسی می‌گردم که من رو نفرین کنه.

1118
01:04:22,317 --> 01:04:24,778
‫این کاریه که شما می‌تونید انجام بدید؟

1119
01:04:53,390 --> 01:04:55,934
‫چه چیزای بالقوه‌ای ممکنه برام اتفاق بیفته

1120
01:04:55,975 --> 01:04:57,644
‫وقتی این درخواست رو بکنم؟

1121
01:05:33,471 --> 01:05:36,641
‫من همین الانشم یه نفرین بهم وصله،

1122
01:05:36,683 --> 01:05:39,310
‫ولی یه حسی بهم می‌گه

1123
01:05:39,352 --> 01:05:41,980
‫هنوز چیزای بیشتری برای تجربه کردن هست.

1124
01:05:42,814 --> 01:05:47,569
‫برای همین امشب، «خوان» من رو به یه عشای ربانی شیطانی دعوت کرده.

1125
01:05:47,610 --> 01:05:50,155
‫بهم گفته شده این اولین قدمه

1126
01:05:50,196 --> 01:05:52,740
‫برای بستن پیمان با شیطان.

1127
01:09:11,229 --> 01:09:14,399
‫خب امشب دیدن و بخشی از این ماجرا بودن خیلی سنگین بود.

1128
01:09:15,026 --> 01:09:17,236
‫حرف زدن در مورد احساسش سخته،

1129
01:09:17,694 --> 01:09:19,197
‫حسی که بهت دست می‌ده،

1130
01:09:19,238 --> 01:09:21,073
‫سطح انرژی‌ای که بهت دست می‌ده

1131
01:09:21,157 --> 01:09:23,868
‫وقتی تو یه محیط اینجوری هستی.

1132
01:09:23,910 --> 01:09:27,622
‫موسیقی، دود، آتش، طبل‌ها،

1133
01:09:27,662 --> 01:09:29,624
‫همه‌ش داره درونت جمع می‌شه،

1134
01:09:29,791 --> 01:09:32,042
‫و یه انرژی خیلی قدرتمندی ایجاد می‌کنه.

1135
01:09:33,252 --> 01:09:36,339
‫و می‌فهمم چرا این تو رو در یه حالتی قرار می‌ده

1136
01:09:36,381 --> 01:09:39,300
‫که می‌تونه تو رو مستعد باور کردن کنه،

1137
01:09:40,134 --> 01:09:42,053
‫یا بعضی‌ها می‌گن تو رو

1138
01:09:42,095 --> 01:09:44,846
‫در یه حالتی قرار می‌ده که آماده‌تر باشی برای دریافت

1139
01:09:44,889 --> 01:09:47,183
‫و ارتباط با دنیای ارواح.

1140
01:09:49,644 --> 01:09:52,563
‫خب امشب، در تئوری، من این گفتگو رو باز کردم،

1141
01:09:52,604 --> 01:09:55,483
‫این مکالمه رو با شیطان.

1142
01:09:55,525 --> 01:09:57,693
‫ولی این فقط بخش اولشه.

1143
01:09:57,735 --> 01:10:00,279
‫فردا، می‌ریم به غار شیطان.

1144
01:10:00,321 --> 01:10:03,241
‫«خوان» می‌گه اونجا یه ارتباط قدرتمندتر

1145
01:10:03,282 --> 01:10:06,494
‫و مستقیم‌تر با دنیای ارواح داره.

1146
01:10:06,536 --> 01:10:09,997
‫و اونجا، قراره با شیطان پیمان ببندم

1147
01:10:10,039 --> 01:10:12,166
‫تا این نفرین رو روی من بذاره.

1148
01:10:13,501 --> 01:10:15,461
‫فکر می‌کنم تفاوت این یکی

1149
01:10:15,503 --> 01:10:17,922
‫و اینکه چطور بازی عوض شده

1150
01:10:17,964 --> 01:10:19,924
‫اینه که تو این سناریو،

1151
01:10:19,966 --> 01:10:24,345
‫من باید دقیقاً بنویسم که چی می‌خوام اتفاق بیفته.

1152
01:10:24,387 --> 01:10:27,473
‫پس من نمی‌خوام قدرت کس دیگه‌ای رو امتحان کنم،

1153
01:10:27,515 --> 01:10:31,853
‫در واقع دارم یه نفرین برای خودم درخواست می‌کنم.

1154
01:10:31,894 --> 01:10:34,105
‫دارم با شیطان پیمان می‌بندم

1155
01:10:34,147 --> 01:10:36,315
‫تا یه چیز منفی درخواست کنم،

1156
01:10:36,357 --> 01:10:40,737
‫یه بیماری، یه آسیب، یا حتی مرگ.

1157
01:10:42,822 --> 01:10:45,324
‫می‌خوام یه تلاش جدی بکنم

1158
01:10:45,366 --> 01:10:48,119
‫برای تجربه کردن یه چیز ماوراءالطبیعه.

1159
01:10:49,245 --> 01:10:50,913
‫اما آیا ماوراءالطبیعه‌ست

1160
01:10:50,955 --> 01:10:54,625
‫یا فقط دارم از ذهن خودم علیه خودم استفاده می‌کنم؟

1161
01:10:56,002 --> 01:10:57,295
‫باید خیلی با دقت فکر کنم

1162
01:10:57,336 --> 01:10:59,672
‫در مورد چیزی که تو این پیمان می‌نویسم.

1163
01:10:59,714 --> 01:11:02,216
‫چیزی که درخواست می‌کنم اونقدر شدیده

1164
01:11:02,258 --> 01:11:04,552
‫که حتی نمی‌خوام با کسی در میون بذارمش

1165
01:11:05,595 --> 01:11:08,556
‫چون ممکنه عواقب خیلی واقعی‌ای

1166
01:11:08,598 --> 01:11:13,603
‫برای کاری که دارم می‌کنم وجود داشته باشه، و چه جادویی باشه چه روانشناختی،

1167
01:11:14,145 --> 01:11:15,730
‫حدس می‌زنم باید صبر کنم و ببینم.

1168
01:13:06,382 --> 01:13:08,551
‫شیطان، این درخواست من از توئه،

1169
01:13:08,843 --> 01:13:10,970
‫و من با فروتنی اون رو به تو تقدیم می‌کنم.

1170
01:14:10,863 --> 01:14:14,200
‫آیا ارتباط یا پیوندی می‌بینی

1171
01:14:14,241 --> 01:14:16,952
‫بین قدرت تلقین و جادو؟

1172
01:14:16,994 --> 01:14:20,456
‫قطعاً، بعد از اینکه تو مکزیک بودم

1173
01:14:20,498 --> 01:14:24,293
‫و اون درخواست رو برای خودم کردم،

1174
01:14:25,920 --> 01:14:30,257
‫با خودم فکر می‌کنم که آیا اون حتی خواب‌ها رو یه سطح بالاتر برد یا نه.

1175
01:14:31,842 --> 01:14:35,262
‫قطعاً حس می‌کنم ایده‌ی اینکه
‫همیشه مراقب باشم

1176
01:14:35,304 --> 01:14:39,141
‫و نسبت به موقعیت‌ها محتاط‌تر باشم

1177
01:14:39,183 --> 01:14:41,018
‫قطعاً تشدید شده،

1178
01:14:41,060 --> 01:14:43,562
‫این حس که شاید الان باید

1179
01:14:43,604 --> 01:14:46,148
‫یه کم محتاط‌تر باشی.

1180
01:14:46,190 --> 01:14:48,150
‫از انجام دادنش پشیمونی؟

1181
01:14:49,860 --> 01:14:52,655
‫من واقعاً یه ترس بزرگ دارم

1182
01:14:53,656 --> 01:14:59,203
‫که ممکنه یه آسیب فیزیکی به خودم زده باشم.

1183
01:14:59,453 --> 01:15:01,997
‫ما می‌دونیم که علم چیزایی رو ثابت کرده

1184
01:15:02,039 --> 01:15:04,667
‫مثل اثر دارونما و نوسِبو،

1185
01:15:04,709 --> 01:15:08,045
‫و ذهن ما می‌تونه تأثیرات فیزیکی

1186
01:15:08,087 --> 01:15:10,798
‫روی بدنمون داشته باشه وقتی باور می‌کنیم.

1187
01:15:11,924 --> 01:15:13,801
‫احساس پشیمونی من ممکنه متفاوت باشه

1188
01:15:13,843 --> 01:15:17,138
‫اگه بفهمم که نتایج پزشکی من

1189
01:15:17,179 --> 01:15:19,640
‫مشکلی رو نشون بده که شش ماه پیش نداشتم.

1190
01:15:27,732 --> 01:15:29,650
‫خب دوچرخه‌سواری کوهستان قطعاً یکی از

1191
01:15:29,692 --> 01:15:31,777
‫بزرگترین علایق من تو زندگیه.

1192
01:15:31,819 --> 01:15:35,531
‫واقعاً هیچی مثل پایین اومدن از مسیرها نیست،

1193
01:15:35,573 --> 01:15:37,700
‫گاز دادن، خوش گذروندن.

1194
01:15:37,742 --> 01:15:40,536
‫و باید اعتراف کنم، از وقتی رفتم نیواورلئان،

1195
01:15:40,578 --> 01:15:41,996
‫نفرین شدم،

1196
01:15:42,037 --> 01:15:45,207
‫و بعد از غار مکزیک بیرون اومدم،

1197
01:15:45,249 --> 01:15:48,127
‫از دوچرخه‌سواری زده شدم و این حالم رو گرفته.

1198
01:15:48,169 --> 01:15:51,714
‫پس تصمیم گرفتم الان اون رو پشت سر بذارم.

1199
01:15:51,756 --> 01:15:54,175
‫باید برم تو مسیرها، یه کم خوش بگذرونم،

1200
01:15:54,216 --> 01:15:57,219
‫و فقط به این چیزا فکر نکنم، می‌دونی؟

1201
01:16:32,463 --> 01:16:33,380
‫رفیق، خوبی؟

1202
01:16:33,422 --> 01:16:35,591
‫آخ، زانوم، آخ...

1203
01:16:38,052 --> 01:16:39,053
‫آره...

1204
01:16:39,470 --> 01:16:43,474
‫عکس‌برداری بیمارستان نشون داد چیزی نشکسته، خدا رو شکر،

1205
01:16:43,516 --> 01:16:46,602
‫ولی یه بریدگی عمیق داشتم که بخیه لازم داشت.

1206
01:16:46,644 --> 01:16:49,522
‫ورم زانو خیلی شدید بود

1207
01:16:49,563 --> 01:16:50,981
‫و پنج شش هفته طول کشید

1208
01:16:51,023 --> 01:16:54,151
‫تا بتونم دوباره درست راه برم.

1209
01:16:54,235 --> 01:16:56,195
‫حتی وقتی سعی کردم ازش فرار کنم،

1210
01:16:56,278 --> 01:16:58,656
‫ذهنم درگیر نفرین‌هاست.

1211
01:16:59,824 --> 01:17:03,369
‫هرجا توجهت بره، انرژی‌ت هم همونجا می‌ره.

1212
01:17:03,410 --> 01:17:07,081
‫و می‌ترسم که دارم برای خودم خطرناک می‌شم.

1213
01:17:14,755 --> 01:17:17,842
‫چیزی که عجیبه اینه که فیلم نفرین

1214
01:17:17,883 --> 01:17:22,888
‫«الیاس» رو چک کردم و جایی که دقیق شد، شوکه‌م کرد.

1215
01:17:23,389 --> 01:17:25,933
‫خداوند تو را در زانوان

1216
01:17:25,975 --> 01:17:28,727
‫و ساق‌ها مبتلا خواهد کرد.

1217
01:17:30,771 --> 01:17:32,022
‫آیا جادو واقعیه،

1218
01:17:32,064 --> 01:17:34,024
‫و اگه آره، از کجا میاد؟

1219
01:17:34,817 --> 01:17:37,194
‫جادو این حقیقته

1220
01:17:37,236 --> 01:17:41,740
‫که تو یه موجود زنده‌ای که در حال حاضر وجود داری

1221
01:17:41,907 --> 01:17:44,285
‫و اونقدر آگاهی که این سؤال رو بپرسی.

1222
01:17:44,326 --> 01:17:45,703
‫این جادوئه.

1223
01:17:45,744 --> 01:17:49,415
‫پس بله، جادو به همون اندازه واقعیه.

1224
01:17:49,456 --> 01:17:52,042
‫اینکه بری و دنبال تجربه بگردی اشتباه نیست.

1225
01:17:52,084 --> 01:17:53,419
‫ارزش داره،

1226
01:17:53,460 --> 01:17:58,090
‫ولی باید، باید، مراقب باشی

1227
01:17:58,132 --> 01:18:00,801
‫چون همه‌ی اون چیزا، همه‌ی اون چیزا حقیقت دارن،

1228
01:18:01,093 --> 01:18:02,595
‫همه‌ی اون چیزا خیلی، خیلی حقیقت دارن.

1229
01:18:09,101 --> 01:18:10,936
‫الان چند ماهه که گذشته

1230
01:18:11,020 --> 01:18:13,355
‫و خواب‌ها دارن بدتر می‌شن.

1231
01:18:13,397 --> 01:18:15,941
‫در حال حاضر به سختی می‌خوابم،

1232
01:18:15,983 --> 01:18:18,736
‫و اون حس اضطرابی که باهاش بیدار می‌شم

1233
01:18:18,777 --> 01:18:21,864
‫در طول روز باهام می‌مونه.

1234
01:18:21,906 --> 01:18:24,200
‫همیشه احساس پارانویا دارم.

1235
01:18:24,241 --> 01:18:25,367
‫حتی وقتی تو ترافیک نشستم،

1236
01:18:25,409 --> 01:18:29,079
‫همش فکر می‌کنم هر ماشینی قراره بهم بزنه.

1237
01:18:29,121 --> 01:18:30,456
‫هر بار که تلفن زنگ می‌زنه،

1238
01:18:30,497 --> 01:18:33,167
‫فکر می‌کنم یه اتفاق بدی افتاده،

1239
01:18:33,209 --> 01:18:36,545
‫و این حس دائمی وحشته.

1240
01:18:41,508 --> 01:18:44,178
‫شاید به کم‌خوابیم ربط داشته باشه،

1241
01:18:44,219 --> 01:18:47,640
‫ولی این حس فیزیکی رو دارم

1242
01:18:47,681 --> 01:18:49,391
‫که یه اتفاق بدی در راهه.

1243
01:19:01,153 --> 01:19:03,948
‫تا کی می‌خوای مرد نفرین‌شده باقی بمونی؟

1244
01:19:04,907 --> 01:19:07,076
‫فکر کنم دیگه کافیه.

1245
01:19:07,117 --> 01:19:10,955
‫دقیقاً خواب‌ها بود که گفتی دیگه کافیه؟

1246
01:19:10,996 --> 01:19:14,875
‫یا تصادف بود یا اضطراب؟

1247
01:19:14,917 --> 01:19:15,960
‫هر چی چیزای کوچیک

1248
01:19:16,001 --> 01:19:18,128
‫و فیزیکی‌تری اتفاق میفته،

1249
01:19:18,170 --> 01:19:22,383
‫اون سپر دفاعی «همه‌ش تو ذهنته» رو داره از بین می‌بره.

1250
01:19:22,424 --> 01:19:25,928
‫و حس می‌کنم اگه سعی نکنم

1251
01:19:25,970 --> 01:19:28,055
‫و یه جوری این رو باطل کنم،

1252
01:19:28,097 --> 01:19:30,432
‫چه جادو واقعی باشه چه نباشه،

1253
01:19:31,308 --> 01:19:35,521
‫ممکنه دارم یه سری عادت‌های منفی واقعی پیدا و شکل می‌دم.

1254
01:19:35,562 --> 01:19:37,982
‫پس تا حالا چی جلوی تو رو گرفته

1255
01:19:38,107 --> 01:19:42,361
‫که خودت رو ازشون رها کنی؟

1256
01:19:42,403 --> 01:19:43,737
‫نمی‌دونم آیا قراره

1257
01:19:43,779 --> 01:19:46,782
‫به همین راحتی باشه یا نه.

1258
01:19:46,824 --> 01:19:48,742
‫فکر کنم الان تو یه موقعیت سختی هستم

1259
01:19:48,826 --> 01:19:51,996
‫که اگه شاید

1260
01:19:52,997 --> 01:19:55,582
‫به جادو باور نداشتم،

1261
01:19:55,624 --> 01:19:58,961
‫و با این حال یه جوری به ناخودآگاهم نفوذ کرده

1262
01:19:59,003 --> 01:20:01,964
‫که حالا واقعاً باید باور کنم

1263
01:20:02,006 --> 01:20:04,008
‫تا بتونم خودم رو از این وضعیت خلاص کنم.

1264
01:20:11,640 --> 01:20:13,684
‫با وجود هشدارهای شما-

1265
01:20:13,726 --> 01:20:18,022
‫بله؟
‫من نه یکی،

1266
01:20:18,063 --> 01:20:23,068
‫بلکه دو نفر رو پیدا کردم که حاضر شدن من رو نفرین کنن.

1267
01:20:23,402 --> 01:20:25,237
‫ببین، برای همینه که در مورد ما بریتانیایی‌ها تعجب می‌کنن،

1268
01:20:25,279 --> 01:20:28,240
‫فکر می‌کنن ما دیوونه‌ایم.
‫درسته، ولی نمی‌تونم تصور کنم چرا.

1269
01:20:29,408 --> 01:20:32,411
‫و حس می‌کنم دارم یه لیست بلندبالا از چیزایی

1270
01:20:32,453 --> 01:20:34,330
‫که دارن خراب می‌شن، جمع می‌کنم.

1271
01:20:34,371 --> 01:20:37,499
‫من چندتا کلیپ با خودم آوردم

1272
01:20:37,541 --> 01:20:39,960
‫از کارایی که باهام کردن.

1273
01:20:41,211 --> 01:20:43,005
‫اول قراره تو رو

1274
01:20:43,047 --> 01:20:46,508
‫به یکی از این میخ‌های تابوت گره بزنیم.

1275
01:20:46,550 --> 01:20:48,886
‫پس مقداری از موی تو،
‫خداوند تو را مبتلا خواهد کرد

1276
01:20:48,927 --> 01:20:51,096
‫به زوال و به تب،

1277
01:20:51,263 --> 01:20:53,891
‫و به التهاب و به سوزشی شدید،

1278
01:20:53,932 --> 01:20:56,727
‫و تو را دنبال خواهند کرد تا هلاک شوی.

1279
01:20:56,769 --> 01:20:59,313
‫خداوند تو را در زانوان-
‫خدای من...

1280
01:20:59,354 --> 01:21:02,066
‫و ساق‌ها مبتلا خواهد کرد.

1281
01:21:03,984 --> 01:21:06,779
‫و یوغی از آهن بر گردنت خواهد نهاد

1282
01:21:07,738 --> 01:21:09,823
‫تا تو را نابود کند.

1283
01:21:09,865 --> 01:21:11,158
‫وای.

1284
01:21:11,200 --> 01:21:12,785
‫لعنتی رفیق!

1285
01:21:12,826 --> 01:21:14,328
‫خب الان حدود شش ماه از اون موقع می‌گذره،

1286
01:21:14,370 --> 01:21:16,580
‫و قطعاً یه سری اتفاقا برام افتاده.

1287
01:21:16,622 --> 01:21:18,332
‫تو خوابات شروع شد؟

1288
01:21:18,374 --> 01:21:20,751
‫بله، الان کابوس‌های خیلی شدیدی

1289
01:21:20,793 --> 01:21:22,086
‫دارم می‌بینم، واقعاً.

1290
01:21:22,127 --> 01:21:23,045
‫دست و پات که سر جاشه

1291
01:21:23,087 --> 01:21:25,297
‫یا اتفاقی نیفتاده، درسته؟

1292
01:21:25,339 --> 01:21:29,885
‫نه، حدود پنج، شش هفته بعد از

1293
01:21:29,927 --> 01:21:32,805
‫اتفاقی که برای زانوم افتاد،

1294
01:21:32,888 --> 01:21:35,766
‫مجبور شدم زانوم رو بخیه بزنم.
‫باشه.

1295
01:21:35,808 --> 01:21:36,600
‫ناجوره.

1296
01:21:36,642 --> 01:21:38,936
‫به زانو ختم نمی‌شه، ادامه داره.

1297
01:21:39,228 --> 01:21:40,437
‫اگه این رو تموم نکنی،

1298
01:21:40,479 --> 01:21:41,647
‫می‌تونه خیلی بد بشه...
‫قراره شروع بشه

1299
01:21:41,688 --> 01:21:43,273
‫و خیلی فیزیکی بشه.
‫آره.

1300
01:21:43,315 --> 01:21:44,858
‫شاید باید همونجا متوقف می‌شدم.

1301
01:21:44,900 --> 01:21:47,694
‫یه «بروهو» تو مکزیک پیدا کردم

1302
01:21:47,736 --> 01:21:51,573
‫که کارش رو مشخصاً با شیطان هماهنگ می‌کنه.

1303
01:21:51,657 --> 01:21:54,743
‫بهم گفت که باید درخواست رو بنویسم

1304
01:21:54,785 --> 01:21:56,829
‫و اون درخواست رو به شیطان تقدیم کنم

1305
01:21:56,870 --> 01:21:58,580
‫در یه جای خیلی خاص.

1306
01:21:58,747 --> 01:22:01,333
‫من این کار رو کردم، و با خون بسته شد.

1307
01:22:01,375 --> 01:22:03,836
‫بستن با خون، باطل کردنش رو آسون نمی‌کنه.

1308
01:22:14,596 --> 01:22:17,057
‫شیطان، این درخواست من از توئه،

1309
01:22:17,099 --> 01:22:20,602
‫و من با فروتنی اون رو به تو تقدیم می‌کنم، و ازت متشکرم.

1310
01:22:29,111 --> 01:22:30,070
‫اوه اون تو رو علامت‌گذاری کرد.

1311
01:22:33,240 --> 01:22:37,035
‫این یکی چیزیه که تو علامت‌گذاری شدی و گرفتی،

1312
01:22:37,077 --> 01:22:39,496
‫و درخواست کردی، پس...

1313
01:22:39,538 --> 01:22:41,415
‫برای یه عمر، نه فقط نفرین،

1314
01:22:41,456 --> 01:22:43,167
‫بلکه این قراره از این به بعد زندگی تو باشه،

1315
01:22:43,208 --> 01:22:44,626
‫این چیزی بود که اساساً می‌شنیدم.

1316
01:22:44,668 --> 01:22:46,503
‫مشکل اینجاست که تو داری بهش نزدیک می‌شی

1317
01:22:46,545 --> 01:22:47,546
‫مثل یه حقه بازی،

1318
01:22:47,588 --> 01:22:50,841
‫و برای همین خود این عمل بی‌احترامیه.

1319
01:22:50,883 --> 01:22:53,635
‫و برای اون، ممکنه، ممکنه یه سیلی بخوری،

1320
01:22:53,677 --> 01:22:56,138
‫یا ممکنه دعوامون بشه.

1321
01:22:56,180 --> 01:22:57,723
‫صادقانه بگم، فقط برای اینکه بدونی،

1322
01:22:57,764 --> 01:22:59,641
‫برای اینکه سعی کنی این رو باطل کنی،

1323
01:22:59,683 --> 01:23:01,852
‫باید به این ایمان پیدا کنی

1324
01:23:01,894 --> 01:23:03,061
‫تا بتونی باطلش کنی.

1325
01:23:03,145 --> 01:23:06,023
‫تو کلید باطل کردنش خواهی بود.

1326
01:23:06,064 --> 01:23:09,234
‫باشه.

1327
01:23:33,342 --> 01:23:34,509
‫خب، حاضری؟

1328
01:23:34,593 --> 01:23:37,054
‫من حاضرم.
‫بسیار خب، با من بیا.

1329
01:23:40,390 --> 01:23:45,395
‫یکی از آن تو، سه برای تو،

1330
01:23:46,772 --> 01:23:51,693
‫نه از آن من.

1331
01:23:54,363 --> 01:23:58,200
‫یکی برای زمین و یکی برای تو.

1332
01:23:59,326 --> 01:24:00,494
‫یکی از آن تو،

1333
01:24:01,870 --> 01:24:06,375
‫سه برای تو، و نه از آن من.

1334
01:24:06,500 --> 01:24:07,876
‫محافظت روانی.

1335
01:24:07,918 --> 01:24:09,253
‫و هر کسی که میاد تو،

1336
01:24:09,294 --> 01:24:13,006
‫به هر کدوم یه سکه می‌دی.

1337
01:24:13,048 --> 01:24:17,886
‫سه برای تو، و نه از آن من.

1338
01:24:23,141 --> 01:24:24,643
‫پرداختت رو قبول کن.

1339
01:24:31,358 --> 01:24:35,404
‫نه از آن من.

1340
01:24:37,072 --> 01:24:39,408
‫پرداختت رو برای این کار قبول می‌کنم.

1341
01:24:46,331 --> 01:24:51,128
‫ما اینجا جمع شدیم تا قراردادهایی رو

1342
01:24:51,169 --> 01:24:53,422
‫برای «لیام» ببندیم، به دلایل مشروع.

1343
01:24:53,463 --> 01:24:55,048
‫فکر می‌کنم اون یه احمق بود،

1344
01:24:55,090 --> 01:24:56,675
‫ولی ما اینجاییم تا باطلش کنیم.

1345
01:25:02,055 --> 01:25:06,518
‫خدایانم، «کرومان» رو فرا می‌خوانم،

1346
01:25:07,352 --> 01:25:09,396
‫خون رو در رگ‌هام بشنو

1347
01:25:09,438 --> 01:25:12,190
‫سوگندهایی رو که بر محراب‌های باستانی خوردم بشناس.

1348
01:25:13,191 --> 01:25:15,986
‫نگهبانان رو فرا می‌خوانم،

1349
01:25:16,028 --> 01:25:18,739
‫ارواح سیاه و سفید، ارواح سرخ و خاکستری،

1350
01:25:18,780 --> 01:25:21,158
‫در هم آمیزید، در هم آمیزید، در هم آمیزید، هر که می‌تواند،

1351
01:25:21,241 --> 01:25:23,493
‫بیرون، بیرون، بیرون، دور و اطراف،

1352
01:25:23,535 --> 01:25:26,288
‫دنیایی در درون و دنیایی در بیرون،

1353
01:25:26,330 --> 01:25:28,749
‫دنیایی در درون و دنیایی در بیرون،

1354
01:25:28,790 --> 01:25:32,878
‫خوب، بماند، و بد، برود.

1355
01:25:37,841 --> 01:25:40,886
‫دو نفرین روی «لیام» گذاشته شده.

1356
01:25:42,012 --> 01:25:45,432
‫اولی برای باطل شدن ساخته شده بود.

1357
01:25:46,933 --> 01:25:49,144
‫در خدمت «لیام»،

1358
01:25:49,186 --> 01:25:50,771
‫من حالا در این لحظه،

1359
01:25:53,398 --> 01:25:58,195
‫این نفرین رو قطع می‌کنم، هوم، محکم بسته شده.

1360
01:26:09,456 --> 01:26:12,084
‫باز کن و تمیز کن.

1361
01:26:12,125 --> 01:26:14,211
‫تیکه‌تیکه‌ش کن، پاره‌پاره‌ش کن،

1362
01:26:14,252 --> 01:26:16,254
‫همه‌ش رو بشکن.

1363
01:26:16,296 --> 01:26:18,090
‫بیا، داس رو بگیر، چندتا نخ رو ببر،

1364
01:26:18,131 --> 01:26:21,927
‫پارچه رو ببر، برش دار، قطعش کن.

1365
01:26:23,720 --> 01:26:26,348
‫به کسی که بهت خدمت کرد برکت بده.

1366
01:26:27,432 --> 01:26:29,810
‫بدون که کارش رو انجام داده.

1367
01:26:34,606 --> 01:26:36,817
‫ممنونم که این تجربه رو بهم دادی.

1368
01:26:36,858 --> 01:26:38,318
‫ولی خوشحالم که تموم شد.

1369
01:26:38,360 --> 01:26:40,487
‫این تموم شده و انجام شده.

1370
01:26:47,452 --> 01:26:48,662
‫بعدی سخت‌تره،

1371
01:26:51,373 --> 01:26:52,290
‫گام محفل.

1372
01:27:07,347 --> 01:27:09,641
‫تو را فرا می‌خوانم ای فرشته‌ی سقوط کرده،

1373
01:27:10,559 --> 01:27:14,896
‫پیمانی که او اکنون می‌خواهد به پایان برسد،

1374
01:27:15,897 --> 01:27:17,774
‫دانشی که به دست آورده

1375
01:27:17,858 --> 01:27:20,360
‫می‌داند که حقیقت دارد،

1376
01:27:20,402 --> 01:27:22,863
‫و از طریق این کاری که انجام می‌دهد،

1377
01:27:22,904 --> 01:27:26,074
‫این دانش را با جهان به اشتراک خواهد گذاشت.

1378
01:27:26,116 --> 01:27:30,078
‫برای این، او می‌خواهد که به رسمیت شناختن این پیمان

1379
01:27:30,120 --> 01:27:33,582
‫تکمیل و به پایان برسد.

1380
01:27:33,623 --> 01:27:34,875
‫به آینه نگاه کن

1381
01:27:34,916 --> 01:27:37,043
‫و از اون تکمیل شدن بگو.

1382
01:27:38,253 --> 01:27:40,422
‫می‌دونی که حقیقت داره، لیام؟

1383
01:27:40,464 --> 01:27:42,758
‫بله، می‌دونم که حقیقت داره.

1384
01:27:42,799 --> 01:27:44,801
‫من قدرت رو به رسمیت می‌شناسم.

1385
01:27:44,843 --> 01:27:46,470
‫دیگه کافیه.

1386
01:27:46,511 --> 01:27:47,596
‫تو آماده‌ای.

1387
01:27:47,637 --> 01:27:48,597
‫من آماده‌ام.

1388
01:27:48,638 --> 01:27:51,183
‫این کاملاً تموم شده، انجام شده.

1389
01:27:51,224 --> 01:27:53,143
‫من با این کار تموم کردم.

1390
01:27:53,185 --> 01:27:56,772
‫اون روزی که تو اون غار بودی رو می‌بینی

1391
01:27:56,813 --> 01:27:58,273
‫و این پیمان رو بستی؟

1392
01:27:58,315 --> 01:27:59,191
‫بله.

1393
01:27:59,232 --> 01:28:03,695
‫فشار بده، فشار بده، پیمان رو حس می‌کنی؟

1394
01:28:03,862 --> 01:28:04,863
‫بله، حسش می‌کنم.

1395
01:28:04,946 --> 01:28:06,156
‫اون رو جلوی خودت می‌بینی.

1396
01:28:06,198 --> 01:28:08,283
‫می‌تونم ببینمش، آره، اون انرژی رو حس کردم.

1397
01:28:08,325 --> 01:28:09,451
‫الان حسش می‌کنی؟

1398
01:28:09,534 --> 01:28:10,368
‫می‌تونم حسش کنم، بله.

1399
01:28:10,410 --> 01:28:12,245
‫حالا، اون بندها رو قطع کن.

1400
01:28:12,287 --> 01:28:13,538
‫قطعشون کن، یکی یکی.

1401
01:28:13,580 --> 01:28:15,040
‫پاره‌پاره‌شون کن.

1402
01:28:15,081 --> 01:28:16,625
‫من این بندها رو قطع کردم،

1403
01:28:16,666 --> 01:28:18,251
‫این پیوندها رو قطع کردم.

1404
01:28:18,293 --> 01:28:19,586
‫با افتخار و احترام.

1405
01:28:19,669 --> 01:28:21,213
‫با افتخار و احترام.

1406
01:28:21,254 --> 01:28:22,923
‫حس کن هر چیزی که در تو بسته شده

1407
01:28:22,964 --> 01:28:25,217
‫حالا در اون آینه بسته بشه.

1408
01:28:25,550 --> 01:28:26,426
‫از نفست استفاده کن.

1409
01:28:28,678 --> 01:28:29,471
‫دوباره.

1410
01:28:29,721 --> 01:28:31,681
‫غرش کن، غرش کن.

1411
01:28:31,765 --> 01:28:36,144
‫غرش کن!

1412
01:28:36,311 --> 01:28:38,063
‫آره.
‫یالا، فشار بده.

1413
01:28:38,188 --> 01:28:40,482
‫فشار بده!

1414
01:28:40,524 --> 01:28:45,403
‫به داخلش، و مهر و موم کن.

1415
01:28:48,573 --> 01:28:50,408
‫آره!
‫آره!

1416
01:28:53,662 --> 01:28:54,454
‫تمومه؟
‫آره!

1417
01:28:54,496 --> 01:28:56,164
‫تمومه، بذارش تو.

1418
01:28:56,623 --> 01:28:58,375
‫دست‌ها روی لبه‌ی دیگ.

1419
01:29:04,673 --> 01:29:05,924
‫تموم شد.

1420
01:29:08,426 --> 01:29:09,386
‫فشار بده!

1421
01:29:16,268 --> 01:29:17,936
‫فشار بده!

1422
01:29:18,061 --> 01:29:20,313
‫هیچ قرارداد دیگه‌ای وجود نداره.

1423
01:29:20,355 --> 01:29:22,232
‫همه‌چیز به پایان رسیده.

1424
01:29:22,274 --> 01:29:23,900
‫حالا، این رو پاره کن و بنداز تو.

1425
01:29:25,318 --> 01:29:26,528
‫قرارداد تمومه.

1426
01:29:26,570 --> 01:29:28,613
‫فشار بده!

1427
01:29:28,655 --> 01:29:30,115
‫با تمام افتخار و احترام،

1428
01:29:30,156 --> 01:29:31,866
‫چیزی که بهم دادی رو برمی‌گردونم.

1429
01:29:31,908 --> 01:29:34,494
‫با تمام افتخار و احترام، چیزی که بهم دادی رو برمی‌گردونم.

1430
01:29:41,876 --> 01:29:43,378
‫پایین!

1431
01:29:49,175 --> 01:29:50,969
‫جادوگران از چشم‌هاتون استفاده کنید،

1432
01:29:51,011 --> 01:29:52,220
‫بذارید دیدتون حقیقی باشه.

1433
01:29:54,598 --> 01:29:59,019
‫آه، رفت، بالاخره، تموم شد.

1434
01:30:00,979 --> 01:30:03,064
‫همه خوبن؟

1435
01:30:03,106 --> 01:30:05,275
‫تموم، تموم، تموم، و تموم؟

1436
01:30:05,317 --> 01:30:06,902
‫تموم!

1437
01:30:08,570 --> 01:30:11,573
‫لیام، بلند شو.

1438
01:30:11,615 --> 01:30:12,699
‫سر پایین، دست‌ها بیرون.

1439
01:30:16,328 --> 01:30:17,287
‫و ریشه.

1440
01:31:20,809 --> 01:31:25,855
‫خب شش ماه از وقتی که نفرین شدم می‌گذره.

1441
01:31:26,022 --> 01:31:29,401
‫شش ماه؟
‫الان پاکسازی شدم.

1442
01:31:29,442 --> 01:31:31,987
‫چه حسی داری؟
‫خیلی بهترم.

1443
01:31:32,028 --> 01:31:33,780
‫واقعاً؟
‫آره،

1444
01:31:33,822 --> 01:31:35,323
‫دارم بهتر می‌خوابم.

1445
01:31:35,365 --> 01:31:36,199
‫خوبه.

1446
01:31:37,367 --> 01:31:38,660
‫این یه چیزیه،

1447
01:31:38,702 --> 01:31:40,328
‫فکر کنم این موضوع یه کم

1448
01:31:40,370 --> 01:31:41,538
‫ذهنم رو درگیر کرده بود.

1449
01:31:41,579 --> 01:31:43,540
‫بالاخره نتایج

1450
01:31:43,581 --> 01:31:47,627
‫چکاپ دکترم، آزمایش خونم رو گرفتم.

1451
01:31:47,669 --> 01:31:49,379
‫و هنوز بازش نکردم.

1452
01:31:51,798 --> 01:31:53,133
‫الان یه کم نگرانم.

1453
01:31:53,174 --> 01:31:54,259
‫واقعاً؟
‫آره.

1454
01:31:56,177 --> 01:32:00,265
‫باشه، خب ما برای چندتا سرطانی که تو خانواده‌م هست غربالگری کردیم،

1455
01:32:10,442 --> 01:32:13,111
‫و غربالگری‌ها نرمال هستن.

1456
01:32:13,194 --> 01:32:16,406
‫خوبه، پس چه حسی داری؟

1457
01:32:16,573 --> 01:32:19,325
‫یعنی، راستش، این یه خیال راحتی واقعیه.

1458
01:32:19,367 --> 01:32:22,454
‫نگرانش بودی.
‫آره.

1459
01:32:23,872 --> 01:32:26,291
‫نمی‌دونستم اینقدر ذهنت رو درگیر کرده.

1460
01:32:26,332 --> 01:32:30,545
‫آره، می‌دونی، با خواب‌ها و همه چیز،

1461
01:32:30,587 --> 01:32:33,673
‫یهو از کاری که کرده بودم ترسیدم.

1462
01:32:34,924 --> 01:32:38,136
‫و اینکه این برای تو و ما چه معنایی داشت.

1463
01:32:38,178 --> 01:32:39,888
‫و داشتم نگران می‌شدم که

1464
01:32:39,929 --> 01:32:41,556
‫ممکنه اشتباه بزرگی کرده باشم.

1465
01:32:45,018 --> 01:32:47,812
‫خوبی؟
‫آره، همه چی خوبه.

1466
01:32:47,854 --> 01:32:51,941
‫آخ جون.
‫هیچ، هیچ چیز بدی نیست.

1467
01:32:51,983 --> 01:32:55,904
‫خوبه.

1468
01:33:01,034 --> 01:33:02,827
‫فکر می‌کنم جادو قطعاً واقعیه.

1469
01:33:02,911 --> 01:33:04,746
‫نمی‌دونم قابل اندازه‌گیری هست یا نه،

1470
01:33:04,788 --> 01:33:05,914
‫اون یه چیز دیگه‌ست،

1471
01:33:05,955 --> 01:33:08,041
‫و بعد اینکه با چی داریم اندازه‌گیریش می‌کنیم؟

1472
01:33:08,124 --> 01:33:12,420
‫ولی قابل اثباته، مؤثره.

1473
01:33:12,462 --> 01:33:14,005
‫یه جورایی، تقریباً می‌خوام تعریفش کنم

1474
01:33:14,047 --> 01:33:16,508
‫همونطوری که فرهنگ رو تعریف می‌کنم،

1475
01:33:16,549 --> 01:33:19,803
‫مثل اون کل پیچیده‌ای که یه شخص رو می‌سازه.

1476
01:33:19,844 --> 01:33:22,806
‫ریشه‌ی جادو، توانایی به کار بردن اراده‌ی آزاده.

1477
01:33:22,847 --> 01:33:26,434
‫ما از اراده‌ی آزادمون استفاده می‌کنیم تا تغییر خاصی رو

1478
01:33:26,476 --> 01:33:29,729
‫در آینده از طریق اعمال امروز به وجود بیاریم.

1479
01:33:29,771 --> 01:33:31,815
‫پس رابطه‌ی ما با ارواح الهی

1480
01:33:31,856 --> 01:33:35,110
‫خیلی پویاتر از چیزیه که اکثر مردم

1481
01:33:35,151 --> 01:33:37,028
‫در سیستم‌های مذهبی دیگه دارن.

1482
01:34:01,135 --> 01:34:03,847
‫آیا می‌تونیم، و آیا کارهایی کردیم

1483
01:34:03,888 --> 01:34:04,806
‫که خیلی خارق‌العاده باشن؟

1484
01:34:04,848 --> 01:34:07,475
‫قطعاً، ولی من عصای جادویی ندارم.

1485
01:34:07,517 --> 01:34:09,686
‫قرار نیست زندگی شما رو یه شبه درست کنم،

1486
01:34:09,727 --> 01:34:12,605
‫به خصوص اگه خودتون سرمایه‌گذاری نکنید.

1487
01:34:12,647 --> 01:34:14,816
‫اونا نقششون رو در نظر نمی‌گیرن،

1488
01:34:14,858 --> 01:34:17,861
‫پاسخگویی‌شون، مسئولیتشون

1489
01:34:17,902 --> 01:34:21,906
‫در زندگی‌ای که براشون رقم خورده.

1490
01:34:21,948 --> 01:34:25,368
‫خب به مردمی که فکر می‌کنن این شیطانیه چی می‌گم؟

1491
01:34:25,410 --> 01:34:29,455
‫برگردید و هر فکری رو که به عنوان یه شخص

1492
01:34:29,497 --> 01:34:32,792
‫بهتون تحمیل شده به چالش بکشید.

1493
01:34:32,834 --> 01:34:35,503
‫ذهن شما، واقعیت شماست.

1494
01:34:35,545 --> 01:34:37,672
‫و پس چیزی که تصمیم می‌گیرید بهش اجازه ورود بدید

1495
01:34:37,714 --> 01:34:39,299
‫و چیزی که تصمیم می‌گیرید رهاش کنید

1496
01:34:39,340 --> 01:34:42,093
‫دنیای اطرافتون رو شکل خواهد داد.

1497
01:34:49,183 --> 01:34:53,021
‫من رفتم دنبال رازهای جادو،

1498
01:34:53,062 --> 01:34:56,191
‫و فهمیدم که ذهن ما واقعیتمون رو شکل می‌ده

1499
01:34:56,232 --> 01:35:00,403
‫به شکلی که شاید هنوز فراتر از درک ماست.

1500
01:35:02,655 --> 01:35:05,283
‫شاید فقط می‌خوام باور کنم

1501
01:35:05,325 --> 01:35:08,453
‫که این به نظر من شبیه جادوئه.

1502
01:35:08,477 --> 01:35:26,677
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

