﻿1
00:00:57,375 --> 00:01:02,500
‫<b>بر اساس یک داستان واقعی</b>

2
00:01:11,750 --> 00:01:12,875
‫آروم باش.

3
00:01:19,666 --> 00:01:21,041
‫تقریباً رسیدیم.

4
00:01:36,704 --> 00:01:40,750
‫شهرِ سن‌میگوئل توکومان
‫آرژانتین، 2014

5
00:01:44,208 --> 00:01:45,041
‫بیا بریم.

6
00:01:45,125 --> 00:01:46,000
‫بیا بیرون.

7
00:01:46,024 --> 00:01:56,024
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

8
00:01:56,048 --> 00:02:01,048
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

9
00:02:13,125 --> 00:02:14,166
‫پرستار!

10
00:02:15,375 --> 00:02:16,750
‫خانوم!

11
00:02:19,375 --> 00:02:21,625
‫دکتر، لطفاً!

12
00:02:21,708 --> 00:02:23,875
‫- بله، چی شده؟
‫- می‌شه یه سر به دخترم بزنی؟

13
00:02:23,958 --> 00:02:27,166
‫- بله، حتماً.
‫- فقط تو کشالۀ رانش خیلی درد داره.

14
00:02:27,250 --> 00:02:29,208
‫چند وقته این درد رو داره؟

15
00:02:29,291 --> 00:02:30,541
‫دقیق نمی‌دونم.

16
00:02:30,625 --> 00:02:32,750
‫- دقیقه؟ ساعت؟ روز؟
‫- چند ساعته!

17
00:02:32,833 --> 00:02:34,583
‫- از سر کار اومدم...
‫- آروم باش.

18
00:02:34,666 --> 00:02:37,708
‫خانوم، شما اینجا بمونید
‫و فرمش رو پر کنید...

19
00:02:37,791 --> 00:02:41,125
‫پروندۀ پزشکی‌اش رو. من می‌برمش دکتر.

20
00:02:41,208 --> 00:02:44,375
‫بیا. نفس بکش.
‫اوضاع اونقدرها هم بد نیست. بیا.

21
00:03:07,666 --> 00:03:08,791
‫بشین و تکون نخور.

22
00:03:09,583 --> 00:03:10,666
‫دکتر!

23
00:03:11,791 --> 00:03:15,916
‫یه خانم دارم با درد شدید
‫توی قسمت پایینی شکمش.

24
00:03:16,000 --> 00:03:17,375
‫- زخمی شده؟
‫- نه

25
00:03:17,458 --> 00:03:18,875
‫- معاینه اش کردی؟
‫- نه

26
00:03:23,625 --> 00:03:26,541
‫خیلی خب. دراز بکش. رو به بالا.

27
00:03:26,625 --> 00:03:29,375
‫- کمکش کن. تنها اومده؟
‫- با مادرش.

28
00:03:29,458 --> 00:03:32,333
‫لباست رو بده بالا.
‫زیپ شلوارت رو بکش پایین.

29
00:03:37,208 --> 00:03:39,125
‫چند وقته اینجوری شدی؟

30
00:03:39,208 --> 00:03:40,916
‫از امروز، بعد از ظهر.

31
00:03:41,000 --> 00:03:42,333
‫حامله‌ای؟

32
00:03:43,166 --> 00:03:44,250
‫نه

33
00:03:44,333 --> 00:03:46,000
‫چیزی خوردی؟ شام؟

34
00:03:46,666 --> 00:03:49,166
‫یه سالاد میوه خوردم.

35
00:03:49,250 --> 00:03:50,333
‫و قبل از اون؟

36
00:03:51,041 --> 00:03:53,416
‫گوشت گوسالۀ سوخاری با پورۀ سیب‌زمینی.

37
00:03:53,500 --> 00:03:54,583
‫دیگه هیچی.

38
00:03:57,500 --> 00:03:58,708
‫آپاندیس داشتی؟

39
00:03:59,500 --> 00:04:01,833
‫یه سرم با یه ضد تهوع
‫و یه مسکن بهش وصل کنین.

40
00:04:01,916 --> 00:04:02,916
‫بهش آب زیاد بدین.

41
00:04:03,000 --> 00:04:05,416
‫به محض اینکه حالش بهتر شد،
‫برش گردون پیش مامانش.

42
00:04:05,500 --> 00:04:09,583
‫باشه. لطفاً یه آنژیوکت سه‌راهه به من بده.

43
00:04:10,125 --> 00:04:11,125
‫الان

44
00:04:13,125 --> 00:04:14,583
‫کجا داری میری؟

45
00:04:14,666 --> 00:04:16,166
‫باید برم دستشویی.

46
00:04:17,000 --> 00:04:18,666
‫صبر کن، کمکت می‌کنم.

47
00:04:18,750 --> 00:04:20,833
‫- نه، خودم می‌تونم برم.
‫- مطمئنی؟

48
00:04:20,916 --> 00:04:22,041
‫آره، می‌تونم.

49
00:04:22,125 --> 00:04:25,125
‫دستشویی از اون دره، سمت چپ.

50
00:05:20,250 --> 00:05:21,333
‫چیکار می‌کنی؟

51
00:05:22,083 --> 00:05:23,458
‫داری چیکار می‌کنی؟

52
00:05:25,166 --> 00:05:26,000
‫بیا.

53
00:05:42,041 --> 00:05:44,791
‫دکتر، یه مشکل دیگه هست.
‫داره خون زیادی از دست میده.

54
00:05:44,875 --> 00:05:46,125
‫چی؟ حامله‌ست؟

55
00:05:46,208 --> 00:05:48,208
‫ بهمون نگفت. چیکار کنیم؟

56
00:05:48,291 --> 00:05:51,458
‫ببرینش بخش زنان، حتماً براش
‫کورتاژ اورژانسی انجام میدن.

57
00:05:51,541 --> 00:05:53,916
‫چی؟

58
00:06:10,833 --> 00:06:11,666
‫دکتر!

59
00:06:25,583 --> 00:06:27,375
‫چیه؟ وسط پروسه بودیم.

60
00:06:27,458 --> 00:06:29,541
‫یه پروسه برای سقط‌جنینِ غیر‌قانونی.

61
00:06:30,958 --> 00:06:33,458
‫- انگار سعی کرده سقط جنین کنه.
‫- کی می‌گه؟

62
00:06:33,541 --> 00:06:36,000
‫- اون‌ها گفتن یه جنین پیدا کردن.
‫- اونا کین؟

63
00:06:36,083 --> 00:06:37,708
‫- نمی‌دونم
‫- نه نه

64
00:06:37,791 --> 00:06:39,541
‫ببخشید جناب سروان، چی شده؟

65
00:06:39,625 --> 00:06:41,791
‫اون باید تحت نظارت بمونه تا منتقل بشه.

66
00:06:41,875 --> 00:06:44,375
‫- امکان نداره، اون ضعیفه...
‫- دکتر، خواهش می کنم.

67
00:06:44,458 --> 00:06:46,458
‫- راهی وجود نداره.
‫- دکتر، خواهش می‌کنم.

68
00:06:46,541 --> 00:06:49,041
‫چیکار داری می‌کنی؟
‫این واقعاً غیرقابل قبوله.

69
00:06:49,125 --> 00:06:51,333
‫- خولیِتا گومز.
‫- داری چیکار می‌کنی؟

70
00:06:51,416 --> 00:06:55,041
‫شما بازداشتی و ما به زندان
‫منتقلت خواهیم کرد.

71
00:06:55,125 --> 00:06:57,666
‫من هیچ کاری نکردم.
‫به مامانم زنگ بزن.

72
00:06:58,791 --> 00:07:00,916
‫تو یه کار خیلی جدی کردی.

73
00:07:01,625 --> 00:07:04,708
‫من هیچ کاری نکردم.
‫دکتر، به مامانم زنگ بزن.

74
00:07:04,791 --> 00:07:07,500
‫- بیارش اینجا.
‫- اون توضیح میده چه اتفاقی افتاده.

75
00:07:09,375 --> 00:07:10,500
‫این رو می‌بینی؟

76
00:07:10,583 --> 00:07:12,625
‫- اون چیه؟
‫- بچۀ خودت بود.

77
00:07:13,541 --> 00:07:15,958
‫چی؟ بچه؟ من بچه ندارم.

78
00:07:16,458 --> 00:07:18,125
‫من بچه ندارم.

79
00:07:18,833 --> 00:07:19,958
‫چه خبره؟

80
00:07:22,333 --> 00:07:24,916
‫برو بیرون. برو بیرون!

81
00:07:26,250 --> 00:07:27,708
‫به مادرم زنگ بزنید.

82
00:07:29,166 --> 00:07:30,208
‫بهش زنگ بزنید!

83
00:07:34,791 --> 00:07:37,291
‫به مادرم زنگ بزنید!

84
00:07:38,125 --> 00:07:40,166
‫به مادرم زنگ بزنید!

85
00:07:44,000 --> 00:07:45,791
‫به مادرم زنگ بزنید!

86
00:07:50,541 --> 00:07:54,833
‫<b>دو سال بعد</b>

87
00:08:10,125 --> 00:08:13,416
‫مثلاً پایین اومدن از کوه،
‫برای همۀ بچه‌ها مناسب نیست.

88
00:08:13,500 --> 00:08:16,458
‫نه، مارتین با دوچرخه خیلی ماهر نیست.

89
00:08:16,541 --> 00:08:19,000
‫می‌تونه رکاب بزنه، ولی
‫نمی‌تونه اینطوری از تپه پایین بره.

90
00:08:19,083 --> 00:08:20,500
‫- توی گردش.
‫- حتماً

91
00:08:20,583 --> 00:08:22,916
‫دو ساله که از تپه پایین نرفتن.

92
00:08:23,000 --> 00:08:26,125
‫- اون گردش رو حذف کردن.
‫- چرا نگفتین؟

93
00:08:26,208 --> 00:08:28,125
‫- اگه میدونستین؟
‫- بابت تأخیر متاسفم.

94
00:08:28,208 --> 00:08:29,291
‫تازه پولش رو دادیم.

95
00:08:29,375 --> 00:08:31,958
‫خب، سه ماهۀ آخر سال داره میاد،

96
00:08:32,041 --> 00:08:36,916
‫و به عنوان والدین فارغ‌التحصیلان،
‫باید بهشون انگیزه بدین تا تمرکز کنن.

97
00:08:37,000 --> 00:08:39,583
‫کار آسونی نیست

98
00:08:40,333 --> 00:08:42,833
‫میدونین کی می‌خواد این ویدیو رو بسازه؟

99
00:08:44,291 --> 00:08:46,208
‫میتونیم یه کمیسیون ویدئویی تشکیل بدیم.

100
00:08:46,291 --> 00:08:48,625
‫- البته
‫- باید برم، دیرم شده

101
00:08:48,708 --> 00:08:50,708
‫همه‌مون کارهای مهمی داریم.

102
00:08:50,791 --> 00:08:53,208
‫- شوهرم ویدیو رو می‌سازه.
‫- عالیه.

103
00:08:53,291 --> 00:08:56,166
‫- شوهرِ خانم ویدیو رو می‌سازهو
‫- عالیه. ویدیو حل شد.

104
00:09:05,583 --> 00:09:06,916
‫یالا برو دیگه!

105
00:09:10,208 --> 00:09:13,125
‫تو مجوز داری. برو داخل، من تاخیر دارم.

106
00:09:26,083 --> 00:09:29,291
‫جدی فکر می‌کنی اگه
‫دخترم هشت‌ماهه حامله بود...

107
00:09:29,375 --> 00:09:31,416
‫توی اون شلوارک تنگ براش جا می‌شد؟

108
00:09:32,250 --> 00:09:34,666
‫اونو می‌بینی؟
‫داره یه چیزی بهت نشون میده.

109
00:09:34,750 --> 00:09:39,291
‫هزار بار بهت گفتم خانم،
‫باید بری خیابونِ سارمینتو.

110
00:09:39,375 --> 00:09:40,958
‫این انجمن شهروندیه.

111
00:09:41,041 --> 00:09:44,750
‫سلام. برای جلسۀ دادرسی دیر کردم.
‫همکارم داخله.

112
00:09:44,833 --> 00:09:47,583
‫- ویسنر-مارو، پروندۀ نفقۀ فرزند. ممنون.
‫- بذار بررسی کنم.

113
00:09:47,666 --> 00:09:49,083
‫با وکیل صحبت کردیم...

114
00:09:49,166 --> 00:09:51,416
‫اون هیچ کاری نمی‌کنه، و
‫دادگاه سه‌روز دیگه‌ست.

115
00:09:51,500 --> 00:09:53,666
‫- می‌تونید برید داخل، منتظرتون بودن.
‫- ممنون

116
00:09:53,750 --> 00:09:56,958
‫یه جواب، یه شماره تلفن،
‫یه چیزی که بتونه ارتباط بگیره.

117
00:10:00,458 --> 00:10:01,541
‫- سلام
‫- حالت چطوره؟

118
00:10:01,625 --> 00:10:02,583
‫- سلام
‫- صبح بخیر

119
00:10:04,916 --> 00:10:07,416
‫- حاضره؟
‫- بابت تأخیر معذرت می‌خوام.

120
00:10:07,500 --> 00:10:10,083
‫پنج دقیقه بود. به قاضی بگو، باشه؟

121
00:10:10,166 --> 00:10:12,166
‫- می‌گیرمش.
‫- خانوم‌ها رو دیدی؟

122
00:10:12,250 --> 00:10:13,708
‫- قاضی
‫- کدوم خانم‌ها؟

123
00:10:13,791 --> 00:10:15,041
‫- ندیدی‌شون؟
‫- نه

124
00:10:15,125 --> 00:10:16,250
‫ببخشید بابت تأخیر.

125
00:10:16,333 --> 00:10:18,291
‫آقا، ما برای شروع آماده‌ایم.

126
00:10:18,375 --> 00:10:22,708
‫فقط چند تا شک در مورد قطعنامۀ سوم دارم.
‫می‌خوای بخونی؟

127
00:10:25,458 --> 00:10:29,291
‫لطفاً یه لحظه صبر کنین.
‫عفونت ادراری دارم.

128
00:10:29,375 --> 00:10:31,916
‫- یه لحظه.
‫- کجا داری میری؟

129
00:10:32,000 --> 00:10:34,541
‫- فقط یه دقیقه.
‫- اون عفونت داره.

130
00:10:34,625 --> 00:10:35,458
‫دزا!

131
00:10:42,458 --> 00:10:45,416
‫خانوم؟ ببخشید!

132
00:10:45,500 --> 00:10:49,000
‫وقتی رسیدم اینجا، صدات رو شنیدم.
‫چه بلایی سر دخترت اومده؟

133
00:10:49,083 --> 00:10:51,500
‫خواهرم. اون دو ساله که توی زندانه.

134
00:10:51,583 --> 00:10:53,583
‫اون هیچ کاری نکرده.
‫می‌خوان حبس ابد بدن.

135
00:10:53,666 --> 00:10:56,000
‫- اتهامش چیه؟
‫- بچه‌کُشی.

136
00:10:56,083 --> 00:10:57,541
‫یه سقط جنین داشت.

137
00:10:57,625 --> 00:11:00,250
‫من اونجا بودم،
‫و هیچوقت من رو نبردن شهادت بدم.

138
00:11:00,333 --> 00:11:03,125
‫نمی‌دونیم با کی حرف بزنیم،
‫وکیل از ما خوشش نمیاد.

139
00:11:03,208 --> 00:11:05,125
‫- وکیلت کیه؟
‫- بئاتریز

140
00:11:05,208 --> 00:11:08,416
‫- اسمش بئاتریز کامائو هست.
‫- دزا... ببخشید.

141
00:11:08,500 --> 00:11:10,458
‫- منتظرن
‫- معذرت میخوام. حق با توئه

142
00:11:10,541 --> 00:11:13,291
‫من با همکارم هستم.
‫صبر می‌کنین تا با هم حرف بزنیم؟

143
00:11:13,375 --> 00:11:14,791
‫- بله
‫- برمی‌گردم

144
00:11:14,875 --> 00:11:17,750
‫- ببخشید، حق با توئه.
‫- اون کیه؟

145
00:11:17,833 --> 00:11:19,958
‫- نمیدونم، مامان
‫- چیکار کنیم؟

146
00:11:20,041 --> 00:11:22,833
‫بذار منتظر بمونیم. همونجا بشین مامان.

147
00:11:36,500 --> 00:11:38,625
‫نمی‌فهمم چطور از این موضوع خبر نداشتیم.

148
00:11:38,708 --> 00:11:40,125
‫آره، خیلی عجیبه.

149
00:11:44,416 --> 00:11:46,166
‫اون نمیاد. حرفمو باور کن.

150
00:11:46,250 --> 00:11:47,958
‫زیاد ذوق نکنیم.

151
00:11:48,041 --> 00:11:49,833
‫سلام. چی میل دارید؟

152
00:11:49,916 --> 00:11:53,625
‫خوان کارلوس، یه میراندای سیب
‫و سه تا تورتیلای نازک می‌گیرم.

153
00:11:53,708 --> 00:11:56,166
‫- عالیه
‫- و یه ساندویچ گوشت گاو کبابی و پنیر.

154
00:11:56,250 --> 00:11:58,875
‫- یادداشت شد.
‫- صبحانه و ناهار رو یه‌جا می‌خورم.

155
00:11:58,958 --> 00:11:59,958
‫خوبه

156
00:12:00,541 --> 00:12:03,208
‫اینکه اون این پرونده رو
‫گرفته مشکوک می‌زنه.

157
00:12:03,291 --> 00:12:05,708
‫بئاتریز کامائو همیشه خوشبوئه.

158
00:12:05,791 --> 00:12:06,791
‫مجبورم نکن شروع کنم.

159
00:12:06,875 --> 00:12:10,500
‫اونقدر جوون بودیم که به حساب نمیاد.
‫من براش فقط یه تجربه بودم.

160
00:12:10,583 --> 00:12:14,375
‫بعد ترسید و رفت سراغ یه پسر.

161
00:12:15,083 --> 00:12:16,041
‫اوناهاش. ببین.

162
00:12:19,083 --> 00:12:20,750
‫-بئاتریز.
‫-حالت چطوره؟

163
00:12:20,833 --> 00:12:23,166
‫حال شماها چطوره؟

164
00:12:23,958 --> 00:12:26,250
‫- خیلی وقته ندیدمت.
‫- آره، همینطوره.

165
00:12:28,583 --> 00:12:30,083
‫باورنکردنیه.

166
00:12:30,583 --> 00:12:32,875
‫همون شکلی موندین.

167
00:12:33,958 --> 00:12:36,583
‫همیشه با هم، یکی چسبیده به
‫اون یکی، مثل دوران دانشگاه.

168
00:12:36,666 --> 00:12:37,875
‫- آره
‫- آره، درسته؟

169
00:12:38,791 --> 00:12:40,708
‫اون موقع خوش گذشت.

170
00:12:40,791 --> 00:12:41,791
‫حتماً که گذشت.

171
00:12:42,833 --> 00:12:45,000
‫می دونی؟ بعضی وقت‌ها..

172
00:12:45,958 --> 00:12:49,125
‫خیلی بهت فکر کردم.

173
00:12:49,208 --> 00:12:52,166
‫پروندۀ اون دختر...

174
00:12:52,666 --> 00:12:55,166
‫این باعث شده از من دور بشی. درسته؟

175
00:12:55,250 --> 00:12:57,208
‫- من؟ نه، اصلا. نه.
‫- نه

176
00:12:58,250 --> 00:12:59,208
‫مطمئنی؟

177
00:13:00,625 --> 00:13:02,291
‫- البته.
‫- بعضی وقت‌ها...

178
00:13:02,375 --> 00:13:05,000
‫به عنوان یه وکیل تسخیری،
‫فقط از دستم همینقدر برمیاد.

179
00:13:05,083 --> 00:13:07,083
‫- البته
‫- می‌تونم تصور کنم.

180
00:13:08,000 --> 00:13:10,375
‫خیالم راحت شد شنیدم تو
‫داری پرونده رو قبول می‌کنی.

181
00:13:10,458 --> 00:13:12,458
‫خب، بذار گیر ندیم به گذشته.

182
00:13:12,541 --> 00:13:15,041
‫ممنون که تا اینجا اومدی.

183
00:13:15,125 --> 00:13:18,125
‫می‌دونیم سرت شلوغه،
‫پس میریم سر اصل مطلب.

184
00:13:18,208 --> 00:13:21,250
‫آره، بذار بهت بگم فکرهامون رو...

185
00:13:21,333 --> 00:13:24,625
‫چیزی که تو شرکت حقوقی روش
‫کار کردیم، شاید بتونیم کمک کنیم.

186
00:13:24,708 --> 00:13:27,208
‫تو خوب می‌دونی که من نمی‌تونم
‫دربارۀ این پرونده اینجا صحبت کنم.

187
00:13:27,291 --> 00:13:30,083
‫- ما نمی‌خوایم مزاحمت ایجاد کنیم.
‫- بله

188
00:13:31,708 --> 00:13:33,375
‫پس زود باش.

189
00:13:33,458 --> 00:13:35,166
‫- آره
‫- با مادرش صحبت کردیم،

190
00:13:35,250 --> 00:13:38,625
‫و اون به ما جزئیاتی داد از اینکه
‫چطور دخترش رسید بیمارستان.

191
00:13:38,708 --> 00:13:40,416
‫شبی که اون بستری شد...

192
00:13:40,500 --> 00:13:43,625
‫حرف‌زدن با مادرش خیلی سخت بود.
‫پرخاشگره.

193
00:13:43,708 --> 00:13:46,333
‫خیلی نگرانه.
‫فکر می‌کنه ممکنه حبس ابد بگیره.

194
00:13:46,958 --> 00:13:48,666
‫- امیدوارم که نه
‫- ببخشید

195
00:13:50,166 --> 00:13:51,125
‫بفرمایید

196
00:13:52,291 --> 00:13:54,958
‫- میشه یه ساندویچ گریل شده داشته باشم؟
‫- آره

197
00:13:55,041 --> 00:13:56,833
‫دقیقاً مثل همون. ممنون

198
00:13:59,291 --> 00:14:00,291
‫خب؟

199
00:14:01,250 --> 00:14:04,750
‫فکر می‌کنم حداقل می‌تونستی...

200
00:14:04,833 --> 00:14:07,750
‫افشای اسرار حرفه‌ای رو مطرح کنی.

201
00:14:07,833 --> 00:14:10,041
‫اینکه پلیس ها ریختن تو اتاق...

202
00:14:10,125 --> 00:14:13,666
‫و دکتر تصمیم می‌گیره
‫سوابق پزشکی بیمارا رو بده بهشون؟

203
00:14:15,458 --> 00:14:17,750
‫خب، بله، یک اتفاق جدی افتاده بود.

204
00:14:17,833 --> 00:14:19,833
‫حقش بود که پرونده تشکیل بشه.

205
00:14:19,916 --> 00:14:23,250
‫اون پرونده وجود داره.
‫اسمش قتله، و ما اینجاییم.

206
00:14:23,333 --> 00:14:27,083
‫فکر کنم قبل از تشکیل پرونده توی بیمارستان
‫دنبال مقصر می‌گشتن.

207
00:14:27,166 --> 00:14:28,916
‫- برای همینه که...
‫- معذرت می‌خوام.

208
00:14:29,000 --> 00:14:31,500
‫با من قرار گذاشتی تا برام
‫توضیح بدی پرونده چطور پیش می‌ره؟

209
00:14:31,583 --> 00:14:32,875
‫- نه.
‫- وایسا!

210
00:14:32,958 --> 00:14:35,708
‫یه زن جوون با بارداریِ پیشرفته
‫میره بیمارستان...

211
00:14:35,791 --> 00:14:37,708
‫و یه جنین مرده توی دستشویی
‫پیدا میشه.

212
00:14:37,791 --> 00:14:41,708
‫مادره گفته که شکمش مشخص نبوده.
‫بیمارستان هم به بارداری شک نکرده بود.

213
00:14:41,791 --> 00:14:45,083
‫- فکر کردن پریتونیته (التهاب صفاق).
‫- هزاران تناقض!

214
00:14:45,166 --> 00:14:48,541
‫قول میدم دارم نهایت تلاشم رو می‌کنم
‫تا بهش کمک کنم،

215
00:14:48,625 --> 00:14:51,541
‫اما پرونده‌اش سخته،
‫و من معجزه نمی‌کنم.

216
00:14:52,291 --> 00:14:53,666
‫من میرم سر کار

217
00:14:58,541 --> 00:15:00,791
‫میشه ساندویچ رو بفرستید به دفترم، لطفا؟

218
00:15:00,875 --> 00:15:01,791
‫آره، البته

219
00:15:03,083 --> 00:15:05,333
‫"زیبایی روی زمین را به پرسش بگیر."

220
00:15:05,416 --> 00:15:07,291
‫"زیبایی دریا را به پرسش بگیر."

221
00:15:07,791 --> 00:15:10,333
‫"زیبایی آسمان را به پرسش بگیر."

222
00:15:10,416 --> 00:15:12,541
‫"همۀ این واقعیت‌ها را به پرسش بگیر."

223
00:15:12,625 --> 00:15:14,041
‫"همگی پاسخ می‌دهند:"

224
00:15:14,125 --> 00:15:17,083
‫"ببین، ما زیباییم."

225
00:15:17,166 --> 00:15:20,541
‫"زیبایی‌شان بیانیۀ وجودشان است."

226
00:15:21,250 --> 00:15:22,875
‫بیانیه چیه؟

227
00:15:24,375 --> 00:15:26,083
‫پیامی که می‌خوای برسونی.

228
00:15:26,166 --> 00:15:28,791
‫انگار خدا داره از این طریق
‫با ما ارتباط برقرار می‌کنه؟

229
00:15:28,875 --> 00:15:29,833
‫یه همچین چیزی.

230
00:15:29,916 --> 00:15:31,250
‫منظورش چیه؟

231
00:15:31,333 --> 00:15:34,208
‫- اینکه "به برادرت تو تکالیف کمک کن."
‫- من ماست می‌خوام.

232
00:15:34,291 --> 00:15:38,125
‫نه، داریم شام میخوریم. نشنیدی؟
‫بشین تکالیفت رو تموم کن.

233
00:15:38,208 --> 00:15:39,833
‫- آره، بیاین بخوریم.
‫- من چطوری کمک کنم؟

234
00:15:39,916 --> 00:15:41,083
‫این رو بگیر.

235
00:15:42,250 --> 00:15:44,750
‫قسم می‌خورم نمی‌فهمم
‫چطور می‌تونی به خدا اعتقاد داشته باشی.

236
00:15:44,833 --> 00:15:47,916
‫فکر می‌کنی الان واقعا رو ابرهاست؟

237
00:15:48,625 --> 00:15:52,000
‫نه، فکر نمی‌کنم خداها روی ابر باشن، فلورا.

238
00:15:52,083 --> 00:15:53,125
‫پس اون کجاست؟

239
00:15:53,208 --> 00:15:54,125
‫دیگه بسه سارا!

240
00:15:54,750 --> 00:15:56,458
‫مثلاً، توی این مکالمه.

241
00:15:57,000 --> 00:16:01,083
‫خدا از طریق من صحبت می‌کنه؟ یا از طریق
‫سارا وقتی پارس میکنه؟

242
00:16:01,166 --> 00:16:03,500
‫از کِی اینقدر تحت‌اللفظی حرف می‌زنی؟

243
00:16:03,583 --> 00:16:06,583
‫- یه مثال بزن
‫- مثال؟

244
00:16:06,666 --> 00:16:09,208
‫در مهربانی، در دلسوزی برای مردم.

245
00:16:09,291 --> 00:16:11,208
‫این تجلی خداست.

246
00:16:11,291 --> 00:16:13,625
‫و اون در شرارت تجلی نمی‌کنه؟

247
00:16:14,125 --> 00:16:16,333
‫شماها خدا رو هر جا که به نفعتونه می‌ذارین.

248
00:16:16,416 --> 00:16:17,833
‫شاید حق با تو باشه.

249
00:16:17,916 --> 00:16:22,333
‫به نظر من، خدا خودش رو در این
‫نشون می‌ده که به زندگیت یه هدف میده، مثلاً

250
00:16:22,416 --> 00:16:25,583
‫یا یه نوع دعوت یا فراخوانی برای انجام کاری.

251
00:16:25,666 --> 00:16:27,333
‫- خدا اونجاست.
‫- من متقاعد نشدم.

252
00:16:27,416 --> 00:16:29,375
‫- نمیخوایم قانعت کنیم.
‫- اصلا.

253
00:16:29,458 --> 00:16:32,541
‫اگه خدا وجود داشت، کسی
‫رو نداشتی که ازش دفاع کنی.

254
00:16:32,625 --> 00:16:35,583
‫تو وکیلی چون اون وجود نداره. درسته، بابا؟

255
00:16:35,666 --> 00:16:38,375
‫- یه چیزی بگو.
‫- بس کن، بذار غذا بخوریم.

256
00:16:38,458 --> 00:16:40,708
‫وقتی یه بچه می‌میره، خدا کجاست؟

257
00:16:40,791 --> 00:16:43,708
‫فلورا، چه خبر شده؟
‫چرا داری بیمارگونه حرف می‌زنی؟

258
00:16:44,208 --> 00:16:46,291
‫- تو مریضی
‫- خفه شو

259
00:17:03,291 --> 00:17:04,125
‫خب

260
00:17:16,083 --> 00:17:17,669
‫- کامائو کجاست؟
‫- هیچ نظری ندارم.

261
00:17:31,166 --> 00:17:32,250
‫باورم نمی‌شه.

262
00:17:33,833 --> 00:17:36,125
‫عذر می‌خوام. می‌تونید شروع کنید.

263
00:17:45,666 --> 00:17:47,500
‫بریم سراغِ...

264
00:17:48,000 --> 00:17:52,375
‫جلسۀ رسیدگیِ شفاهی
‫به پروندۀ خولیتا استفانیا گومز،

265
00:17:53,000 --> 00:17:59,375
‫با شمارۀ شناسایی ۳۴۲۱۱۳۱۸،

266
00:17:59,458 --> 00:18:02,666
‫به اتهام قتل عمد با تشدید
‫به دلیل رابطۀ خویشاوندی،

267
00:18:03,208 --> 00:18:08,416
‫پرونده شماره ۱۲۹۴۱-۲۰۱۴

268
00:18:08,500 --> 00:18:11,500
‫این اولین یا آخرین باری نیست
‫که چنین اتفاقی می‌افته.

269
00:18:12,500 --> 00:18:14,583
‫لطفاً به سؤال پاسخ بدین.

270
00:18:15,666 --> 00:18:17,250
‫بله، دختر رفت دستشویی.

271
00:18:17,333 --> 00:18:21,083
‫ازش پرسیدم کمک می‌خواد و اون گفت نه.

272
00:18:21,166 --> 00:18:23,500
‫ولی خیلی درد داشت، برام عجیب بود.

273
00:18:23,583 --> 00:18:25,750
‫متهم چقدر تو دستشویی بود؟

274
00:18:26,333 --> 00:18:30,375
‫حتماً حدود ۱۵ دقیقه اونجا بود،
‫یا یکم بیشتر.

275
00:18:31,208 --> 00:18:34,333
‫میشه وضعیت بیمار رو موقع پذیرش بگی؟

276
00:18:34,416 --> 00:18:38,208
‫بیمار اظهار کرد که درد شدید
‫در ناحیۀ زیرین شکم داره.

277
00:18:38,958 --> 00:18:42,750
‫دقایقی بعد از معاینه شدن،
‫خونریزی واژینال پیدا کرد.

278
00:18:42,833 --> 00:18:45,708
‫و بلافاصله به بخش زنان ارجاع داده شد.

279
00:18:45,791 --> 00:18:47,708
‫میشه تخصص پزشکی‌تون رو بهمون بگید؟

280
00:18:48,833 --> 00:18:50,291
‫پزشک بالینی هستم.

281
00:18:50,375 --> 00:18:54,500
‫وقتی پلیس ریخت تو اتاق عمل،
‫پروسه رو تموم کرده بودی؟

282
00:18:54,583 --> 00:18:56,000
‫داشتم تموم میکردم، بله.

283
00:18:56,583 --> 00:18:58,458
‫می‌دونستی چه خبره.

284
00:18:58,541 --> 00:19:00,291
‫نه، پلیس بهم گفت...

285
00:19:00,375 --> 00:19:03,833
‫که بیمار یک عمل غیرقانونی انجام داده بود.

286
00:19:03,916 --> 00:19:06,791
‫اون همۀ نشونه‌های سقط جنین رو داشت.

287
00:19:06,875 --> 00:19:09,291
‫- جسد رو دیدی؟
‫- بله.

288
00:19:10,041 --> 00:19:12,125
‫مذکر بود؟ دیدیش؟

289
00:19:12,208 --> 00:19:14,750
‫مثبته. توی دست‌هام گرفتمش.

290
00:19:15,250 --> 00:19:17,750
‫- پیداش کردی؟
‫- نه

291
00:19:17,833 --> 00:19:19,125
‫عجله نکن.

292
00:19:20,791 --> 00:19:21,958
‫اون...

293
00:19:22,791 --> 00:19:25,500
‫مثل این... نه، کوچیک‌تر بود. مثل این.

294
00:19:33,083 --> 00:19:35,500
‫این مادر چندین جرم مرتکب شده.

295
00:19:36,416 --> 00:19:39,416
‫اول، بارداری‌اش رو پنهان کرد...

296
00:19:40,083 --> 00:19:43,166
‫رفت بیمارستان و به کادر درمان دروغ گفت.

297
00:19:43,750 --> 00:19:45,208
‫نذاشت کسی کمکش کنه...

298
00:19:45,291 --> 00:19:48,666
‫خودش رو تو دستشویی حبس کرد
‫با قصد از بین‌بردن بچه،

299
00:19:48,750 --> 00:19:51,541
‫تا بعد دوباره برگرده روی برانکارد
‫انگار نه انگار اتفاقی افتاده.

300
00:19:52,083 --> 00:19:53,708
‫از اون ماجرای دراماتیک به بعد...

301
00:19:53,791 --> 00:19:56,291
‫اون هیچ کاری جز انکار دخالتش
‫تو این عمل نکرد.

302
00:19:58,041 --> 00:20:00,125
‫همونطور که متخصصینِ روان‌پزشکی تایید کردن،

303
00:20:00,208 --> 00:20:03,958
‫می‌دونیم خولیتا گومز تو شوک بوده...

304
00:20:04,041 --> 00:20:08,583
‫و به عنوان یک وکیل تسخیری،
‫اجازه نداشتم تیم پزشکی تشکیل بدم.

305
00:20:08,666 --> 00:20:11,333
‫حکمی مثل آنچه دادستان درخواست کرده...

306
00:20:11,416 --> 00:20:15,000
‫وضعیت دوران پس از زایمان موکلم...

307
00:20:15,625 --> 00:20:18,208
‫و احساسات طبیعی ناشی از زایمان
‫رو در نظر نمی‌گیره.

308
00:20:22,916 --> 00:20:27,208
‫دادگاه تا روز سه‌شنبه
‫ساعت ۱۰ صبح تعطیل می‌شود.

309
00:20:27,291 --> 00:20:29,666
‫پس از ادای شهادت متهم...

310
00:20:29,750 --> 00:20:35,750
‫که از حق خود مطابق قانونِ
‫آیین دادرسی کیفری استفاده خواهد کرد...

311
00:20:38,125 --> 00:20:39,583
‫ حکم را صادر خواهیم کرد.

312
00:20:45,083 --> 00:20:45,916
‫بریم.

313
00:21:24,000 --> 00:21:25,166
‫سلام، خولیتا.

314
00:21:25,958 --> 00:21:28,375
‫- سولداد دزا
‫- آره، مامانم بهم گفت

315
00:21:28,458 --> 00:21:31,375
‫مجبور شدم بگم وکیلتم تا بذارن بیام تو.

316
00:21:37,500 --> 00:21:39,583
‫- می‌خوای؟
‫- نه

317
00:21:42,875 --> 00:21:44,750
‫باشه، بله، یه سیگار بده.

318
00:21:57,875 --> 00:21:59,791
‫این کتابی که نوشتم رو برات آوردم.

319
00:22:00,708 --> 00:22:01,791
‫کتاب؟

320
00:22:02,583 --> 00:22:05,541
‫آره، در مورد پرونده‌ایه که روش کار کردیم.

321
00:22:05,625 --> 00:22:08,208
‫یه دختری که همون بلایی
‫سرش اومد که سر تو اومده.

322
00:22:08,291 --> 00:22:11,791
‫براش پرونده باز کردن چون سقط جنین داشت،
‫اما زندان نرفت.

323
00:22:12,416 --> 00:22:14,333
‫می‌دونستی ممکنه حبس ابد بگیرم؟

324
00:22:14,416 --> 00:22:16,500
‫این هرگز نمی‌تونه اتفاق بیفته.
‫الان بهش فکر نکن.

325
00:22:18,500 --> 00:22:20,125
‫سه‌شنبه رای رو اعلام می‌کنن.

326
00:22:21,500 --> 00:22:23,750
‫باید آماده کنی چی می‌خوای بگی.

327
00:22:23,833 --> 00:22:24,916
‫بله

328
00:22:25,791 --> 00:22:27,708
‫می‌تونم دوشنبه برگردم و کمکت کنم.

329
00:22:36,125 --> 00:22:37,250
‫این چیه؟

330
00:22:38,125 --> 00:22:42,291
‫یه دستبنده. من برای محافظت و شانس
‫می‌پوشمش. می‌تونی بندازی‌ش دور.

331
00:22:48,916 --> 00:22:50,541
‫می دونی باید چیکار کنی.

332
00:22:51,541 --> 00:22:54,083
‫- دقیقاً
‫- دقیقاً چی؟

333
00:22:54,166 --> 00:22:56,250
‫دقیقاً، اون می‌دونه چیکار کنه.

334
00:22:57,291 --> 00:22:58,916
‫من تو اون بیمارستان کار کردم.

335
00:22:59,000 --> 00:23:02,458
‫یه سری دکترها فکر می‌کنن خدا هستن،
‫و پلیس‌ها حتی قدرت بیشتری دارن.

336
00:23:02,541 --> 00:23:05,416
‫پیشنهاد دیگه ای هم هست؟
‫چیز دیگه ای هم هست که بخوای بگی؟

337
00:23:05,500 --> 00:23:07,875
‫لعنت بهشون عزیزم. آتیش بزنشون.

338
00:23:08,916 --> 00:23:12,625
‫گوش کن، نصف مردم ترجیح می‌دن ندونن،

339
00:23:12,708 --> 00:23:16,125
‫و نصف دیگه فکر می‌کنن اون دختره یه قاتله.

340
00:23:16,208 --> 00:23:19,083
‫پس، ما باید به صف اعدام‌کننده ها بپیوندیم،
‫ درسته؟

341
00:23:19,166 --> 00:23:22,291
‫ما باید به فکر اون دختر باشیم،
‫و همۀ مردم...

342
00:23:22,375 --> 00:23:24,791
‫که چاره‌ای ندارن جز اینکه
‫تو اون آشغالدونی بستری بشن.

343
00:23:28,916 --> 00:23:32,291
‫<i>غمگین نباش چون شادیِ خداوند قلعۀ ماست</i>

344
00:23:32,375 --> 00:23:34,208
‫اومدم خولیتا گومز رو ببینم.

345
00:23:34,291 --> 00:23:37,666
‫نه، تو وکیلش نیستی، مجوز نداری.

346
00:23:38,791 --> 00:23:42,291
‫فردا حکم اعلام میشه.
‫یه ملاقات ترتیب دادم، منتظرمه.

347
00:23:42,375 --> 00:23:46,291
‫امکان نداره، خانم مشاور.
‫می‌دونی فقط وکیلش مجازه.

348
00:23:46,375 --> 00:23:48,500
‫- می‌تونی به سرپرستت زنگ بزنی؟
‫- نه

349
00:23:49,125 --> 00:23:50,750
‫- چرا؟
‫- امکان نداره.

350
00:23:50,833 --> 00:23:53,875
‫- دارم ازت خواهش میکنم، لطفا
‫- نمیشه، بهت گفتم

351
00:23:54,500 --> 00:23:55,416
‫باشه

352
00:23:56,958 --> 00:23:59,875
‫سلام باربا، می‌تونی
‫همین الآن به منشی زنگ بزنی؟

353
00:24:02,416 --> 00:24:04,041
‫فکر می‌کنی بهش گفتن من رفتم؟

354
00:24:40,416 --> 00:24:44,791
‫من هیچ بچه‌ای به دنیا نیاوردم.

355
00:24:47,625 --> 00:24:51,375
‫من با این ژاکت اومدم بیمارستان.

356
00:24:53,041 --> 00:24:58,000
‫یه زن هشت‌ماهه باردار، چطوری
‫می‌تونه این ژاکت رو بپوشه؟

357
00:24:59,625 --> 00:25:01,750
‫من تو هیچ دستشویی‌ای کسی رو نکشتم.

358
00:25:03,750 --> 00:25:08,125
‫اومدم بیمارستان کمک بگیرم،
‫و تهش سر از زندان درآوردم.

359
00:25:08,208 --> 00:25:11,666
‫درست همون‌موقع که داشتم می‌فهمیدم
‫ سقط جنین کرده‌ام.

360
00:25:16,625 --> 00:25:18,458
‫حتی بهم اجازۀ سوگواری هم ندادن.

361
00:25:23,916 --> 00:25:28,083
‫نمی‌دونم چرا این اتفاق واسه من افتاد.

362
00:25:31,791 --> 00:25:33,041
‫من نَ..

363
00:25:44,083 --> 00:25:46,625
‫خیلی متعهد به نظر میای، دزا!

364
00:25:47,750 --> 00:25:49,583
‫نمی‌تونم همین رو دربارۀ تو بگم.

365
00:25:50,291 --> 00:25:53,000
‫تو وسواس داری که پرونده‌های من رو بگیری.

366
00:25:53,500 --> 00:25:55,416
‫شاید از من خوشت نمیاد.

367
00:25:55,500 --> 00:25:56,833
‫برعکس، بئاتریز...

368
00:25:56,916 --> 00:26:00,791
‫کاش مجبور نبودم از زن‌هایی
‫که تو ولشون می‌کنی مراقبت کنم.

369
00:26:03,125 --> 00:26:04,166
‫البته.

370
00:26:04,708 --> 00:26:08,083
‫مقایسه با تو و اصولت غیرممکنه.

371
00:26:09,666 --> 00:26:11,166
‫بگو ببینم دزا...

372
00:26:11,833 --> 00:26:14,625
‫اسمی واسه کتاب بعدی‌ات داری؟

373
00:26:15,708 --> 00:26:16,916
‫اگه جای تو بودم، می‌رفتم داخل.

374
00:26:17,000 --> 00:26:19,625
‫تأخیر در رسیدن به حکم، دیگه آخرشه.

375
00:26:22,875 --> 00:26:27,291
‫ما مجبور بودیم ارزش زندگیِ
‫جنین ناشناس را در نظر بگیریم...

376
00:26:27,375 --> 00:26:30,375
‫که با وجود عمر کوتاهش،
‫دادخواهی می‌کند.

377
00:26:31,208 --> 00:26:34,250
‫این دادگاه، به اتفاق آرا...

378
00:26:34,333 --> 00:26:37,583
‫جولیتا استفانیا گومز را...

379
00:26:37,666 --> 00:26:42,208
‫که اطلاعات شخصی وی در پرونده ثبت شده...

380
00:26:42,291 --> 00:26:47,708
‫به اتهام قتل عمد با تشدید رابطه،
‫مجرم تشخیص داده...

381
00:26:48,750 --> 00:26:52,333
‫و به هشت سال حبس محکوم می‌نماید.

382
00:26:53,541 --> 00:26:55,500
‫- نه...
‫- به پرونده اضافه‌اش کن.

383
00:26:55,583 --> 00:26:56,666
‫نه!

384
00:26:57,166 --> 00:26:59,625
‫- نه...
‫- چرا؟ اون بی‌گناهه.

385
00:27:01,708 --> 00:27:03,625
‫نگران نباش، درخواست تجدید نظر می‌کنیم.

386
00:27:03,708 --> 00:27:06,083
‫اون کاری نکرده. اون بی‌گناهه!

387
00:27:06,166 --> 00:27:07,291
‫آروم باش.

388
00:27:07,375 --> 00:27:08,750
‫استعفا بده، کامائو!

389
00:27:09,708 --> 00:27:11,500
‫اون بی‌گناهه، اون هیچ‌کاری نکرده!

390
00:27:11,583 --> 00:27:12,416
‫داد نزن.

391
00:27:12,500 --> 00:27:13,916
‫اون هیچ کاری نکرده.

392
00:27:15,375 --> 00:27:18,583
‫داد نزن، بدتر میشه.
‫لطفاً، این کارو نکن. اینجا نه.

393
00:27:19,875 --> 00:27:21,166
‫اون هیچ کاری نکرده.

394
00:27:23,208 --> 00:27:25,875
‫همه چیز رو بده به من، کامائو.
‫دوباره آزاد شدی.

395
00:27:25,958 --> 00:27:28,208
‫- اون باید خوشحال باشه
‫- پرونده رو بده به من. خفه شو.

396
00:27:28,291 --> 00:27:29,625
‫- بده به من.
‫- می‌خوای؟ بفرما.

397
00:27:29,708 --> 00:27:31,041
‫با این ازش دفاع کردی؟

398
00:27:31,125 --> 00:27:33,875
‫- کسی ادای ناجی‌بودنت رو باور نداره.
‫- برو بیرون .

399
00:27:33,958 --> 00:27:34,791
‫به حرفاش گوش نده

400
00:27:36,875 --> 00:27:39,208
‫تو یه آشغال خالصی.

401
00:27:41,916 --> 00:27:42,750
‫مابل

402
00:27:45,804 --> 00:27:47,457
‫نگران نباش، درخواست تجدید نظر می‌دیم.

403
00:29:00,625 --> 00:29:01,625
‫بیا، اون طرف.

404
00:29:02,166 --> 00:29:03,458
‫اونجا گوجه هست.

405
00:29:04,333 --> 00:29:06,750
‫- خوبه، هان؟
‫- به‌به!

406
00:29:24,875 --> 00:29:27,083
‫مطمئنی قرمز رو گذاشتی؟

407
00:29:28,000 --> 00:29:30,458
‫خب، یکم از یه تیوپ دیگه گذاشتم.

408
00:29:32,503 --> 00:29:34,166
‫اونوقت مثل گوه می‌شه.

409
00:29:37,625 --> 00:29:38,625
‫چته، ملکه؟

410
00:29:41,250 --> 00:29:43,166
‫چه سوال احمقانه‌ای.

411
00:29:43,250 --> 00:29:45,250
‫می‌خوام بدونم چیز دیگه‌ای هست یا نه!

412
00:29:46,166 --> 00:29:48,916
‫مشکل چیه؟ اون مجبوره
‫هر روز قیافۀ تو رو ببینه.

413
00:31:07,750 --> 00:31:08,833
‫حالت چطوره؟

414
00:31:11,583 --> 00:31:15,500
‫درخواست فسخ دادگاه رو ثبت می‌کنیم.
‫ممکنه تا زمان برگزاری دادگاه جدید آزاد بشی.

415
00:31:17,583 --> 00:31:18,916
‫چی شده؟

416
00:31:21,916 --> 00:31:23,583
‫نمی‌دونم بتونم یا نه.

417
00:31:24,166 --> 00:31:25,208
‫چی؟

418
00:31:26,125 --> 00:31:29,708
‫دوباره به همون سوالات تکراری جواب بدم
‫و چیزهایی رو بگم که یادم نمیاد.

419
00:31:30,583 --> 00:31:31,583
‫خسته‌ام.

420
00:31:32,250 --> 00:31:35,875
‫لازم نیست چیزی بگی.
‫اون‌ها همۀ کارها رو اشتباه انجام دادن.

421
00:31:35,958 --> 00:31:39,291
‫حریم حرفه‌ای رو نقض کردن،
‫بدون مدرک، متهمت کردن.

422
00:31:39,375 --> 00:31:42,375
‫اتهامات رو درجا، بدون انجام تحقیقات
‫تغییر دادن.

423
00:31:42,458 --> 00:31:46,416
‫تو فقط یه قربانی هستی.
‫شاید اولین باریه که این رو می‌شنوی.

424
00:31:47,083 --> 00:31:49,291
‫- آره
‫- خب، باورش کن.

425
00:31:50,208 --> 00:31:51,833
‫مشکل اینجور جاها اینه که...

426
00:31:51,916 --> 00:31:54,583
‫زود کاری می‌کنن که باور کنی گناهکاری.

427
00:32:13,291 --> 00:32:14,666
‫اگه بخوای اینجا بیای...

428
00:32:14,750 --> 00:32:17,166
‫مهمه که هیچکس اون بیرون، باخبر نشه.

429
00:32:17,958 --> 00:32:20,666
‫مامانم ممکنه کارش رو از دست بده.
‫و بابام هم.

430
00:32:22,166 --> 00:32:24,416
‫هیچ کس اینجا حتی نمی‌دونه
‫که من به چی متهم شدم.

431
00:32:26,875 --> 00:32:29,208
‫می‌خوام این بین خودمون بمونه.

432
00:32:30,541 --> 00:32:32,041
‫بین خودمون می‌مونه.

433
00:32:33,375 --> 00:32:34,416
‫بهم قول بده.

434
00:32:35,375 --> 00:32:36,250
‫قول می‌دم.

435
00:32:42,458 --> 00:32:43,375
‫سلام

436
00:32:46,333 --> 00:32:48,125
‫اومدم یه پرونده بگیرم.

437
00:32:48,208 --> 00:32:52,875
‫خولیتا گومز، پروندۀ شماره ۱۲۹۴۱-۲۰۱۴

438
00:32:54,666 --> 00:32:58,458
‫- از دفتر دادستانی؟
‫- نه، من وکیلشم. سولداد دزا

439
00:33:04,875 --> 00:33:05,833
‫بذار ببینم

440
00:33:07,541 --> 00:33:09,708
‫- گومز، درسته؟
‫- بله. خولیتا

441
00:33:11,125 --> 00:33:12,333
‫بذار ببینم...

442
00:33:21,791 --> 00:33:24,208
‫- خولیتـا استِفانا.
‫- آره، همون.

443
00:33:25,083 --> 00:33:28,125
‫ولی پرونده هنوز آماده نیست.

444
00:33:28,208 --> 00:33:29,291
‫نقصش چیه؟

445
00:33:31,416 --> 00:33:33,166
‫واقعاً نمیتونم بهت بگم، مشاور.

446
00:33:33,666 --> 00:33:35,708
‫کِی می تونم بیام بگیرمش؟

447
00:33:35,791 --> 00:33:37,416
‫هفتۀ دیگه یه سر بزن.

448
00:33:43,291 --> 00:33:44,583
‫خب...

449
00:33:45,875 --> 00:33:47,958
‫همینجا. می‌خوای یه چیزی بخوری؟

450
00:33:48,041 --> 00:33:49,875
‫- پشت اینجاست.
‫- بیا.

451
00:33:51,750 --> 00:33:54,208
‫سلام. بیا. خوش اومدی.

452
00:33:54,291 --> 00:33:55,958
‫- سلام
‫- چطوری؟

453
00:33:56,041 --> 00:33:58,375
‫صبر می‌کنیم تا مادرت برسه
‫و بعد می‌تونیم شروع کنیم.

454
00:33:58,458 --> 00:34:00,791
‫اون نمیاد. تو محل کارش مشکل داره.

455
00:34:00,875 --> 00:34:02,083
‫سلام، عزیزم

456
00:34:03,041 --> 00:34:06,541
‫نگاه کن، خانم موآبی یه هیپی هست، نترس.

457
00:34:06,625 --> 00:34:11,500
‫در آرژانتین، قانون اجازۀ بازداشت
‫قبل از محاکمه را حداکثر تا دو سال می‌ده.

458
00:34:11,583 --> 00:34:14,291
‫پس از گذشت این مدت،
‫باید توی یه دادگاه حکم صادر کنن،

459
00:34:14,375 --> 00:34:16,541
‫همون‌چیزی که برای خواهرت اتفاق افتاد.

460
00:34:16,625 --> 00:34:19,458
‫بازداشت پیش از محاکمه زمانی داده
‫می‌شه که خطر فرار وجود داشته باشه.

461
00:34:19,541 --> 00:34:23,166
‫- یا ممانعت از تحقیقات.
‫- خواهرت با هیچکدوم از این موارد مطابقت نداره.

462
00:34:23,250 --> 00:34:26,916
‫به خاطر همینه که ما معتقدیم عجله کردن
‫تا محکومش کنن، تا گندکاری رو بپوشونن.

463
00:34:27,583 --> 00:34:29,791
‫ایشون باربارا گیندال، خبرنگار و وکیله.

464
00:34:29,875 --> 00:34:33,583
‫- و مسئول پخش‌کردن پرونده.
‫- باید بریم سراغ رسانه‌های محلی.

465
00:34:33,666 --> 00:34:36,416
‫این پرونده دو موضوعِ حساس
‫برای مردم توکومان داره.

466
00:34:36,500 --> 00:34:40,166
‫از فرض سقط جنین تا ادعای قتل فرزند.

467
00:34:40,250 --> 00:34:42,916
‫فرزندکشی یعنی وقتی
‫یه نفر بچه‌هاش رو می‌کشه.

468
00:34:43,958 --> 00:34:45,083
‫پائولینا وکیله.

469
00:34:45,166 --> 00:34:47,708
‫اون تو پروندۀ ماریا مگدالنا با من کار کرد.

470
00:34:47,791 --> 00:34:50,500
‫پرونده ای که به جرم ادعاییِ سقط جنین...

471
00:34:50,583 --> 00:34:52,708
‫ ازش شکایت شده بود.

472
00:34:52,791 --> 00:34:55,041
‫ما یه ارتباطی بین هر دو پرونده می‌بینیم،

473
00:34:55,125 --> 00:34:58,958
‫چون ماریا ماگدالنا و خولیا
‫هر دو به یک وکیل ارجاع داده شدند.

474
00:34:59,041 --> 00:35:00,583
‫- بئاتریس کامائو
‫- دقیقا

475
00:35:00,666 --> 00:35:02,166
‫حتی اسمشو نیار

476
00:35:02,250 --> 00:35:06,833
‫همچنین داریم بررسی می‌کنیم که آیا ارتباطی
‫بین دکترهایی که درمانشون کردن وجود داره یا نه.

477
00:35:06,916 --> 00:35:08,916
‫ولی هنوزم نتونستم چیزی پیدا کنم.

478
00:35:09,458 --> 00:35:13,458
‫ایشون پرلاست، فعال حقوق زنان
‫در برابر خشونت زایمان.

479
00:35:13,541 --> 00:35:17,041
‫من موارد زیادی در آلبردی
‫از دختران مورد آزار جنسی دیدم...

480
00:35:17,125 --> 00:35:21,583
‫جایی که مجبورشون می‌کردن
‫موقع سونوگرافی به ضربان قلب گوش بدن.

481
00:35:21,666 --> 00:35:25,000
‫- نمی‌فهمم. چرا؟
‫- که نظرشون در مورد سقط جنین عوض شه.

482
00:35:25,083 --> 00:35:28,083
‫ایشون کوکا است. داره فارغ‌التحصیل میشه
‫و سومین مدرکش رو می‌گیره.

483
00:35:28,166 --> 00:35:30,291
‫اون ساختمان دادگستری رو حفظه.

484
00:35:30,375 --> 00:35:33,291
‫ما همه جا رو تحت فشار گذاشتیم
‫تا پرونده رو بگیریم.

485
00:35:33,375 --> 00:35:36,791
‫کامائو یه پروندۀ خیلی داغون بهمون داد.

486
00:35:36,875 --> 00:35:40,916
‫پوشه ای که وکیل مدافع داره،
‫با مدارکی که برای...

487
00:35:41,000 --> 00:35:42,625
‫دفاع از متهم انتخاب کرده است.

488
00:35:42,708 --> 00:35:45,166
‫در این مورد، چیزی که اون انتخاب
‫کرد مثل اینه که هیچی نداشته باشی.

489
00:35:45,250 --> 00:35:50,375
‫نه سوابق پزشکی، نه اطلاعات ورود
‫یا خروجش از بیمارستان، افتضاحه.

490
00:35:51,208 --> 00:35:52,500
‫منظورش چیه؟

491
00:35:52,583 --> 00:35:55,958
‫اینکه با چیزی که کامائو ارائه داده،
‫نمی‌تونیم ازش دفاع کنیم.

492
00:35:56,041 --> 00:35:57,958
‫ما واقعاً به پرونده نیاز داریم.

493
00:36:04,083 --> 00:36:05,875
‫<i>اتاق اورژانس</i>

494
00:36:05,958 --> 00:36:08,291
‫دخترهای زیادی اینجا میان.

495
00:36:10,666 --> 00:36:13,625
‫- حالا یادت اومد؟
‫- اوه، آره.

496
00:36:13,708 --> 00:36:15,541
‫دختری که بچه رو انداخت توالت.

497
00:36:15,625 --> 00:36:17,416
‫پس یادت میاد اون پرونده رو.

498
00:36:17,500 --> 00:36:20,166
‫آره، ولی آلخاندرا بهتر یادشه.

499
00:36:20,250 --> 00:36:21,833
‫میشه یه دقیقه صبر کنین؟

500
00:36:21,916 --> 00:36:22,833
‫بله

501
00:36:22,916 --> 00:36:26,416
‫اونا قبلاً با من تماس گرفتن که شهادت
‫بدم، هر چی که باید می‌گفتم رو گفتم.

502
00:36:26,500 --> 00:36:29,958
‫یادت میاد که مریض
‫برآمدگی شکم داشت یا نه؟

503
00:36:30,583 --> 00:36:34,416
‫من فقط دیدم رفت دستشویی
‫و با پاهای خونی برگشت.

504
00:36:34,500 --> 00:36:35,875
‫چیز دیگه ای یادت نیست؟

505
00:36:35,958 --> 00:36:37,708
‫اون برگشت انگار نه انگار که اتفاقی افتاده.

506
00:36:37,791 --> 00:36:38,916
‫منظورت چیه؟

507
00:36:39,000 --> 00:36:42,416
‫انگار نه انگار اون کار وحشتناک
‫رو انجام داده. چیز دیگه‌ای هست؟

508
00:36:44,916 --> 00:36:48,333
‫نمی‌تونیم همین‌جوری بدون
‫اجازه از مردم بازجویی کنیم.

509
00:36:49,750 --> 00:36:52,250
‫ببخشید. شیفت کی عوض میشه؟

510
00:36:52,333 --> 00:36:53,791
‫ساعت 8:00 شب

511
00:36:57,583 --> 00:36:58,791
‫چرا برمی‌گردیم؟

512
00:36:58,875 --> 00:37:00,875
‫مسیری که خولیتا رفته رو دنبال کنم.

513
00:37:00,958 --> 00:37:02,916
‫- چی؟
‫- بذار فکر کنم

514
00:37:03,000 --> 00:37:04,708
‫ببخشید، شرلوک هولمز.

515
00:37:04,791 --> 00:37:07,375
‫- چرا هنوز اون لباس رو پوشیدی؟
‫- من حاضرم

516
00:37:07,458 --> 00:37:10,041
‫- نه، برو عوض کن.-
‫مانوئل، تو تنها زندگی نمی‌کنی.

517
00:37:10,125 --> 00:37:11,875
‫می‌شه یه لحظه داد نزنی؟

518
00:37:11,958 --> 00:37:14,625
‫می‌شه یه چیز دیگه بپوشی؟
‫یه کم مجلسی‌تر؟

519
00:37:14,708 --> 00:37:16,750
‫- ولی این مورد علاقۀ منه
‫- یالا

520
00:37:20,541 --> 00:37:21,958
‫یه خواهشی دارم.

521
00:37:49,375 --> 00:37:52,208
‫- خانم؟
‫- بابام بستری شده.

522
00:37:57,375 --> 00:37:59,208
‫سلام. ببخشید، دستشویی کجاست؟

523
00:38:00,875 --> 00:38:03,750
‫ببین، باید تا تهِ سالن بری، تابلوی سبزه..

524
00:38:09,750 --> 00:38:11,125
‫ببخشید. میشه برم داخل؟

525
00:38:11,208 --> 00:38:15,041
‫ببخشید، توالت پُر شده. نمی‌تونی بیای تو.

526
00:38:15,125 --> 00:38:17,916
‫- می‌دونی اون یکی کجاست؟
‫- نه

527
00:38:18,000 --> 00:38:19,458
‫- از این طرف اومدی؟
‫- بله

528
00:38:19,541 --> 00:38:23,375
‫باید برگردی. سمت راست بپیچ تا ورودی،

529
00:38:23,458 --> 00:38:26,250
‫بعد راهرو رو برو به سمت بال دیگه،

530
00:38:26,791 --> 00:38:29,166
‫از بخش اطفال رد شو، و مستقیم برو جلو.

531
00:38:29,250 --> 00:38:30,500
‫- اون یکی بال؟
‫- بله

532
00:38:30,583 --> 00:38:32,000
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

533
00:39:04,000 --> 00:39:08,291
‫<i>۱۲ مارس ۲۰۱۴
‫خدا تو رو در جلالش حفظ کنه، باربا</i>

534
00:39:10,333 --> 00:39:12,875
‫متوجه شدی؟ دو تا توالت مختلف وجود داره.

535
00:39:13,458 --> 00:39:16,708
‫یکیش جایی هست که جنین پیدا شد،
‫و اون یکی جاییه که خولیتا رفت.

536
00:39:18,458 --> 00:39:22,250
‫خب، شهادت‌ها میگن اون 15 دقیقه رفته بوده.

537
00:39:22,333 --> 00:39:26,875
‫نمی‌دونی چقدر طول کشید تا برسم به اون یکی.
‫اون که نمی‌تونست بره اونجا...

538
00:39:26,958 --> 00:39:29,916
‫بچه رو به دنیا بیاره و بکشه،
‫همه‌اش تو همون زمان.

539
00:39:31,208 --> 00:39:32,708
‫منظورم اینه...

540
00:39:32,791 --> 00:39:35,333
‫تو بخش دیگهٔ بیمارستان یه جنین پیدا کردن...

541
00:39:35,416 --> 00:39:37,791
‫ و گفتن مال خولیتاست. قضیه همینه.

542
00:39:40,500 --> 00:39:41,750
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم، باربا.

543
00:39:41,833 --> 00:39:43,375
‫ببخشید. دیر کردم.

544
00:39:43,458 --> 00:39:45,791
‫<i>کنسرت دانش آموختگان</i>

545
00:39:47,833 --> 00:39:48,666
‫مامانته.

546
00:40:11,000 --> 00:40:13,625
‫بابا، من که توضیح دادم فلورا.

547
00:40:13,708 --> 00:40:17,000
‫گفتم که معذرت می‌خوام.
‫این پرونده خیلی مهمه.

548
00:40:18,125 --> 00:40:21,041
‫- یه روزی، کاش منم یه پرونده باشم.
‫- چی می‌گی؟

549
00:40:22,750 --> 00:40:25,791
‫فلورا، حتی شوخی‌اش رو هم نکن! هی!

550
00:40:27,875 --> 00:40:29,708
‫حتی یه بوس هم بهم نمی‌دی؟

551
00:40:31,416 --> 00:40:32,791
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ، عزیزم

552
00:40:32,875 --> 00:40:34,875
‫- روز خوبی داشته باشی. همه‌چی رو داری؟
‫- بله.

553
00:40:34,958 --> 00:40:37,208
‫- می‌شه بلیت‌های بخت‌آزمایی رو بهم بدی؟
‫- بله، ببخشید.

554
00:40:37,291 --> 00:40:40,208
‫خداحافظ. روز خوبی داشته باشی.
‫بعداً می‌بینمت!

555
00:40:40,291 --> 00:40:41,541
‫صبر کن داداشت بیاد!

556
00:40:45,083 --> 00:40:46,375
‫سحرخیز؟

557
00:40:46,875 --> 00:40:48,041
‫خوندیش؟

558
00:40:48,875 --> 00:40:49,791
‫چی؟

559
00:40:49,875 --> 00:40:53,458
‫ال تیمپو. تازه خریدمش.
‫خب، فکر کنم نخوندیش.

560
00:40:53,541 --> 00:40:54,583
‫نه، چی شده؟

561
00:40:56,541 --> 00:40:57,625
‫بخونمش؟

562
00:40:58,208 --> 00:40:59,250
‫آره، حتماً

563
00:41:00,000 --> 00:41:03,541
‫قاتل آلبردی... اینطوری شروع می‌شه.
‫تصور کن. گوش بده.

564
00:41:03,625 --> 00:41:06,250
‫- نه
‫- گوش کن... هستی؟

565
00:41:06,833 --> 00:41:09,666
‫طبق گفتۀ قاضی فارینیا،
‫پرونده‌هایی مثل پروندۀ خولیتا گومز...

566
00:41:09,750 --> 00:41:11,556
‫زنی که اخیراً...

567
00:41:11,590 --> 00:41:14,250
‫به جرمِ غرق‌کردن نوزادِ تازه‌متولد شده‌
‫در سرویس بهداشتی محکوم شد...

568
00:41:14,333 --> 00:41:17,083
‫و فعلاً توسط سولداد دزا دفاع می‌شود...

569
00:41:17,166 --> 00:41:19,416
‫تراژدی‌های قابل پیشگیری هستند.

570
00:41:20,416 --> 00:41:24,166
‫تراژدی‌های قابل پیشگیری هستند.
‫کجایی؟ گوش می‌دی؟

571
00:41:27,000 --> 00:41:27,833
‫هی!

572
00:41:28,541 --> 00:41:30,125
‫این نامردیه.

573
00:41:30,208 --> 00:41:32,708
‫آره، فارینیا به گا داد.
‫اسمش رو منتشر کردن.

574
00:41:33,583 --> 00:41:34,458
‫دیگه چی؟

575
00:41:36,708 --> 00:41:37,791
‫<i>قاتلی از آلبردی</i>

576
00:41:37,875 --> 00:41:40,041
‫پس تو معروفی، گومز؟

577
00:41:40,625 --> 00:41:42,333
‫و من حالا می‌فهمم.

578
00:41:42,916 --> 00:41:44,750
‫تو این دو سال خیلی ساکت بودی.

579
00:41:46,083 --> 00:41:49,208
‫تو مادر بدی هستی. یکی از اون‌هایی.

580
00:41:50,500 --> 00:41:52,333
‫خوشم میاد که اینجا دوستت دارن.

581
00:41:53,416 --> 00:41:55,750
‫خب، همینطوری ادامه میدیم، باشه؟

582
00:41:56,583 --> 00:41:57,708
‫من رو نگاه کن!

583
00:41:59,708 --> 00:42:01,458
‫بیا وانمود کنیم هیچ اتفاقی نیفتاده.

584
00:42:01,958 --> 00:42:03,750
‫بیا وانمود کنیم هیچ اتفاقی نیفتاده.

585
00:42:04,375 --> 00:42:06,041
‫من عاشق رازداری هستم.

586
00:42:08,875 --> 00:42:12,375
‫این یه راز بین خودمونه.
‫می‌دونی دیگه چی رو دوست دارم؟

587
00:42:13,291 --> 00:42:14,625
‫عاشق سس‌هات هستم.

588
00:42:15,791 --> 00:42:18,458
‫یکی از این روزها، یه دونه
‫ازت می‌خوام و می‌برمش خونه.

589
00:42:23,083 --> 00:42:24,250
‫فهمیدی؟

590
00:42:47,625 --> 00:42:50,500
‫یه درخواست ارائه دادیم
‫که اون‌ها اون پست آنلاین رو حذف کنن.

591
00:42:50,583 --> 00:42:52,083
‫و دیگه اسمت رو نیارن.

592
00:42:52,166 --> 00:42:54,500
‫- کاری که کردن غیرقانونیه.
‫- اوه، جدی؟

593
00:42:54,583 --> 00:42:57,916
‫می‌خوان با جلبِ نظرِ عموم
‫به خودشون وقت بخَرن.

594
00:42:58,000 --> 00:43:00,000
‫بهت گفتم اگه اون بیرون
‫بفهمن کی هستم...

595
00:43:00,083 --> 00:43:02,541
‫مامان و بابام کارشون رو از دست می‌دن.

596
00:43:04,250 --> 00:43:05,875
‫و دارن مجبورم می‌کنن تاوانش رو بدم.

597
00:43:05,958 --> 00:43:09,250
‫مجبوریم ماهانه بابتش پول بدیم،
‫وگرنه به بقیه در مورد پروندۀ من می‌گن.

598
00:43:09,333 --> 00:43:10,375
‫کی این کارو کرد؟

599
00:43:10,458 --> 00:43:12,875
‫من رسیدگی می‌کنم،
‫ولی نمی‌تونن این کار رو بکنن.

600
00:43:12,958 --> 00:43:16,125
‫دو ساله هر کاری دلشون خواسته
‫باهام کردن.

601
00:43:16,208 --> 00:43:17,958
‫- چی شده؟
‫- تو دو تا قول دادی.

602
00:43:18,041 --> 00:43:20,916
‫که من منتظر محاکمۀ بیرون باشم،
‫و هیچ‌کس اسمم رو ندونه.

603
00:43:21,000 --> 00:43:22,541
‫به هیچکدومشون عمل نکردی.

604
00:43:22,625 --> 00:43:25,375
‫به من نگو چی میشه و چی نمی‌شه!

605
00:43:25,458 --> 00:43:28,458
‫راست می‌گی، ولی برای بیرون آوردنت،
‫باید همه چیز علنی بشه.

606
00:43:28,541 --> 00:43:31,333
‫- ما باید حرف بزنیم
‫- پس اونا من رو توی میدون شهر دار می‌زنن؟

607
00:43:31,416 --> 00:43:33,166
‫خیلی از ماها برای دفاع ازت
‫وارد میدون شدن.

608
00:43:33,250 --> 00:43:34,875
‫نمی‌خوام اسمم فاش بشه.

609
00:43:34,958 --> 00:43:38,500
‫تا حالا هم همین طوری زندگی کردی،
‫و هیچ‌کس نمی‌دونه تو اینجایی.

610
00:43:38,583 --> 00:43:41,291
‫اگه هیچ‌کس ندونه تو اینجایی،
‫در نتیجه تویی وجود نداری.

611
00:43:41,375 --> 00:43:42,625
‫- وایسا
‫- حق با منه

612
00:43:42,708 --> 00:43:43,958
‫فقط اسمم نیست.

613
00:43:44,041 --> 00:43:47,000
‫- مامانمه، بابامه...
‫- دیگه برام مهم نیست.

614
00:43:47,083 --> 00:43:49,041
‫- اخراج می‌شی.
‫- بذار اخراجم کنن!

615
00:43:51,041 --> 00:43:52,416
‫یه اسم دیگه سر هم کنیم.

616
00:43:54,125 --> 00:43:56,041
‫یه هویت دیگه، تا پرونده‌ت علنی بشه.

617
00:43:56,708 --> 00:43:59,666
‫- گوش کن
‫- ولی به مجوز تو نیاز داریم.

618
00:43:59,750 --> 00:44:00,750
‫نمی‌دونم.

619
00:44:01,791 --> 00:44:02,708
‫نمی‌دونم.

620
00:44:03,500 --> 00:44:04,750
‫سلام

621
00:44:04,833 --> 00:44:06,833
‫- تبریک میگم
‫- تولدته؟

622
00:44:06,916 --> 00:44:08,750
‫سلام، عزیزم

623
00:44:09,291 --> 00:44:12,000
‫- سلام، عزیزم
‫- سلام، مامان

624
00:44:12,083 --> 00:44:13,625
‫سلام، عزیزم

625
00:44:16,041 --> 00:44:18,833
‫وکیل، تعداد افراد بیشتر از
‫چیزی هست که اجازه داریم.

626
00:44:18,916 --> 00:44:21,083
‫- تولدشه
‫- من قانون‌ها رو وضع نمی‌کنم.

627
00:44:21,166 --> 00:44:24,125
‫- مابل، من دارم به همه چی رسیدگی می‌کنم.
‫- امروز نه، وکیل.

628
00:44:24,750 --> 00:44:26,416
‫بابایی برات بوس فرستاد.

629
00:44:27,083 --> 00:44:29,291
‫- نمیاد؟
‫- بیخیال، مِکا

630
00:44:30,208 --> 00:44:31,375
‫باورنکردنیه

631
00:44:31,458 --> 00:44:33,875
‫می‌خوام بذاری کارم رو ادامه بدم.
‫اجازه می‌دی؟

632
00:44:33,958 --> 00:44:35,041
‫میخوای بدونی؟

633
00:44:35,125 --> 00:44:36,208
‫بله

634
00:44:37,375 --> 00:44:38,458
‫تولدت مبارک.

635
00:44:42,875 --> 00:44:44,333
‫سلام، رومینا؟

636
00:44:44,416 --> 00:44:45,250
‫بله

637
00:44:46,416 --> 00:44:48,458
‫مشکلی نیست. منتظر می‌مونم.

638
00:44:48,541 --> 00:44:51,291
‫پائولی، من بیانیه رو تموم کردم.
‫ببین اوکیه یا نه.

639
00:44:54,083 --> 00:44:55,916
‫- این عفوه؟
‫- آره

640
00:44:56,641 --> 00:45:00,454
‫بلن... بلن؟
(بِلِن در اسپانیولی به معنای «بیت‌لحم» شهر محل تولد عیسی در روایت مسیحی است و در فرهنگ لاتین‌زبان اغلب با مفاهیمی مثل تولد، معجزه، امید و رهایی همراه است.)

641
00:45:00,666 --> 00:45:03,166
‫- بلن ۲۷ سالشه، از آزادیش محروم شد...
‫- صبر کن.

642
00:45:03,250 --> 00:45:04,833
‫اسمش رو گذاشتی بلن؟

643
00:45:05,875 --> 00:45:07,250
‫- بله
‫- بلن؟

644
00:45:07,333 --> 00:45:08,750
‫آره، چطور؟

645
00:45:08,833 --> 00:45:13,750
‫چرا ماریا کونسپسیون نه؟
‫یا لوکان؟ تثلیث مقدس چی؟

646
00:45:13,833 --> 00:45:17,208
‫- دخترها، بریگیدای مقدس؟ نظرتون چیه؟
‫- بلن خوبه. کوتاهه.

647
00:45:17,291 --> 00:45:21,416
‫و همینطور، یعنی جایی که مسیح
‫به دنیا اومده، چیزی که برات مهمه.

648
00:45:21,500 --> 00:45:24,208
‫عجب آدم مقدس‌نمایی.
‫نمی‌تونم تحملش کنم.

649
00:45:24,291 --> 00:45:27,208
‫خیلی داری سخت می‌گیری.
‫چکش کن و بفرستش.

650
00:45:27,291 --> 00:45:29,125
‫رومینا؟ بله

651
00:45:33,916 --> 00:45:34,750
‫بله

652
00:45:36,333 --> 00:45:40,458
‫واسه همینه که الان وقتشه که راجع‌به
‫این موضوع تو این برنامه‌ها حرف بزنیم.

653
00:45:40,541 --> 00:45:42,166
‫این پیشنهاده

654
00:45:43,125 --> 00:45:44,125
‫خب...

655
00:45:45,125 --> 00:45:47,708
‫باشه. ممنون که تلاش کردی.

656
00:45:47,791 --> 00:45:49,416
‫زود باهات حرف می‌زنم. بعد از ظهر بخیر.

657
00:45:50,041 --> 00:45:51,291
‫تارده پیاسته گفت نه.

658
00:45:51,375 --> 00:45:54,625
‫- این‌همه مدیون ما بود...
‫- کارهای وراثتش رو مجانی انجام دادیم.

659
00:45:54,708 --> 00:45:57,166
‫- بذار بیاد یه چیزی بخواد...
‫- عجب خریه!

660
00:45:57,250 --> 00:45:59,916
‫من با مارتین سالوادور
‫حرف زدم و اونم همین رو گفت.

661
00:46:00,000 --> 00:46:02,500
‫- جرأت نمی‌کنن.
‫- شوی بعد از ظهر؟

662
00:46:02,583 --> 00:46:05,708
‫گفتن تا یه ماه جا ندارن.
‫دروغ واضح.

663
00:46:05,791 --> 00:46:07,666
‫- دروغه
‫- می‌گم، سولداد...

664
00:46:07,750 --> 00:46:10,000
‫باید متوسل بشیم به  اونی که می‌دونی.

665
00:46:10,083 --> 00:46:12,750
‫- کی؟
‫- تنها کسی که می‌گه آره.

666
00:46:13,625 --> 00:46:14,583
‫بیخیال...

667
00:46:16,958 --> 00:46:20,875
‫خیلی‌خب، می‌گم. سولداد دِزا
‫بکارتش رو با بتو بولائو از دست داده.

668
00:46:20,958 --> 00:46:23,833
‫- چی؟
‫- تو تختخواب دو طبقۀ بتو.

669
00:46:23,916 --> 00:46:26,750
‫- عمراً
‫- سولداد رو ببین.

670
00:46:26,833 --> 00:46:29,125
‫واضحه که هنوز یه چیزی بینشونه.

671
00:46:29,208 --> 00:46:30,791
‫نگاش کن.

672
00:46:30,875 --> 00:46:34,375
‫<i>کلینتون با سخنرانیش رأی‌دهندگان
‫رو متقاعد می‌کنه.</i>

673
00:46:34,458 --> 00:46:38,250
‫<i>درسته. و کسی که جوِ
‫کارزار انتخاباتی رو داغ کرد...</i>

674
00:46:38,333 --> 00:46:40,791
‫<i>کسی نبود جز مدونا.</i>

675
00:46:40,875 --> 00:46:45,166
‫گوش کن بتو. اون به عنوان جایزه
‫قول سکس دهانی داده بود...

676
00:46:48,208 --> 00:46:51,041
‫همینجا وایسا، میکروفونت رو وصل می‌کنن.

677
00:46:52,583 --> 00:46:54,416
‫<i>بعدازظهر داغ</i>

678
00:46:54,500 --> 00:46:56,875
‫بیخیال. بس کن، بِتو.
‫بیخیال. ببخشید.

679
00:47:00,125 --> 00:47:01,333
‫- سوله
‫- بتو

680
00:47:01,416 --> 00:47:03,916
‫- چطوری؟ خیلی وقت شده.
‫- خوبم.

681
00:47:04,000 --> 00:47:05,833
‫- ممنون که اومدی.
‫- نه، من ممنونم.

682
00:47:05,916 --> 00:47:07,916
‫نه، واقعاً ممنون.

683
00:47:08,000 --> 00:47:09,916
‫- خب، سر صحنه حرف می‌زنیم، باشه؟
‫- حتماً

684
00:47:10,000 --> 00:47:11,416
‫می‌رم یه کاری رو رسیدگی کنم.

685
00:47:12,791 --> 00:47:13,875
‫بیاید.

686
00:47:16,041 --> 00:47:17,375
‫- اونجا بشینید.
‫- اونجا؟

687
00:47:19,375 --> 00:47:20,833
‫چون من جدی‌ام..

688
00:47:20,916 --> 00:47:24,333
‫- باید من رو بخندونی...
‫- می‌بینیم که...

689
00:47:24,416 --> 00:47:26,833
‫- قهوه صبحم رو نگرفتم.
‫- بتو...

690
00:47:26,916 --> 00:47:29,250
‫تو من رو نمی‌خندونی. باورم نمی‌شه.

691
00:47:29,333 --> 00:47:32,583
‫میگن قهوه صبحم رو نخوردم،
‫واسه همینه جدی‌ام.

692
00:47:32,666 --> 00:47:34,916
‫- جدی میگی؟
‫- دوستتون دارم، بچه‌ها،

693
00:47:35,000 --> 00:47:38,458
‫اما باید با حروف درشت‌تر بنویسی.
‫انگار بریل نوشتی.

694
00:47:38,541 --> 00:47:41,416
‫بله، و آب بیشتر، دخترها.
‫لطفاً، مجانیه.

695
00:47:41,500 --> 00:47:42,333
‫آره، فعلاً.

696
00:47:47,666 --> 00:47:51,041
‫خب، حالا می‌ریم سراغ یه موضوع دیگه...

697
00:47:51,125 --> 00:47:52,250
‫یه جورِ حساس‌ترش.

698
00:47:52,333 --> 00:47:56,125
‫یه مهمون ویژه داریم: سولداد دزا.

699
00:47:56,208 --> 00:47:59,166
‫من با اون از قدیم آشنا هستم.

700
00:47:59,250 --> 00:48:01,916
‫- ممنون که اومدی. چطوری؟
‫- خوبم، ممنون.

701
00:48:02,000 --> 00:48:05,583
‫بذارید بهتون بگم سولداد وکیل مدافع بِلِنه...

702
00:48:05,666 --> 00:48:10,375
‫زن جوان متهم و محکوم شده
‫به‌خاطر کشتن پسر تازه‌متولد شده‌اش.

703
00:48:11,166 --> 00:48:12,625
‫توی بیمارستان آلبردی.

704
00:48:13,166 --> 00:48:16,500
‫خب، سولداد، لطفا تو هم نسخۀ
‫خودت از این ماجرا رو بگو.

705
00:48:16,583 --> 00:48:20,791
‫خیلی خوب می‌شناسمت،
‫و می‌دونم آدم خوبی هستی.،

706
00:48:20,875 --> 00:48:24,125
‫پس مطمئنم اگه پرونده‌ای
‫اینقدر هولناک رو قبول کردی...

707
00:48:24,208 --> 00:48:27,041
‫حتماً چیزی برای افشاگری داری.

708
00:48:27,125 --> 00:48:30,583
‫- اول از همه، ممنون بابت این فضا.
‫- خواهش می‌کنم، از تو متشکرم.

709
00:48:31,333 --> 00:48:33,916
‫دوست دارم یه تمرین انجام بدم.

710
00:48:34,500 --> 00:48:38,000
‫تصور کن یه روز حالت بده،
‫میری اورژانس بیمارستان...

711
00:48:38,083 --> 00:48:39,625
‫و تهش سر از زندون در میاری!

712
00:48:40,291 --> 00:48:43,583
‫یا اینکه این اتفاق برای دخترت،
‫برای خواهرت بیفته.

713
00:48:44,125 --> 00:48:45,625
‫این اتفاقی بود که برای بلن افتاد.

714
00:48:45,708 --> 00:48:48,625
‫اون بیشتر از دو ساله که بخاطر
‫رفتن به بیمارستان تو زندانه...

715
00:48:48,708 --> 00:48:51,500
‫به خاطر دل‌دردی که آخرش شد سقط جنین!

716
00:48:52,250 --> 00:48:55,708
‫- وقتی اینجوری می‌گی، تکان‌دهنده است
‫- وحشتناکه

717
00:48:55,791 --> 00:48:58,333
‫"تکان‌دهنده" کلمۀ مناسبی نیست، بتو. اما...

718
00:48:59,583 --> 00:49:03,250
‫من می‌گم چیزی که داره سرِ
‫بلن میاد یه بی‌عدالتی بزرگه.

719
00:49:03,958 --> 00:49:08,000
‫باید به مردم بگم که سولداد همیشه
‫از بحث‌کردن با من خوشش می‌اومد...

720
00:49:08,083 --> 00:49:11,291
‫مثل همهٔ زن‌ها، اون تنها نیست.

721
00:49:11,375 --> 00:49:14,666
‫نه، اصلاً هدف بحث‌کردن نیست.

722
00:49:14,750 --> 00:49:18,791
‫نه، هدف اینه که مردم بدونن
‫داستان واقعاً چطور پیش رفت.

723
00:49:18,875 --> 00:49:22,000
‫و از قاضی فارینیا بخوان
‫که پرونده رو ارائه بدن...

724
00:49:22,083 --> 00:49:24,000
‫چون بدون اون، نمی‌تونیم
‫درخواست تجدید نظر بدیم.

725
00:49:24,750 --> 00:49:27,125
‫بدون اون پرونده، بلن بی‌دفاع می‌مونه.

726
00:49:27,208 --> 00:49:30,416
‫بدون پرونده، اون قربانی بی‌عدالتی
‫باقی می‌مونه.

727
00:49:30,500 --> 00:49:32,166
‫خب، امیدوارم این اتفاق بیفته، سولداد.

728
00:49:32,250 --> 00:49:35,166
‫می‌تونی روی ما حساب کنی
‫واسه هرچیزی که لازم داری.

729
00:49:35,250 --> 00:49:37,166
‫ما همیشه طرفِ عدالتیم.

730
00:49:37,250 --> 00:49:39,041
‫- گفتی قاضی فارینیا؟
‫- بله

731
00:49:39,125 --> 00:49:40,750
‫- بچه داری؟
‫- آره

732
00:49:40,833 --> 00:49:42,333
‫- تبریک میگم
‫- چه خوب

733
00:49:43,125 --> 00:49:44,250
‫و یه چیز دیگه...

734
00:49:44,333 --> 00:49:47,250
‫می‌خوام همه سه‌شنبه به ما ملحق شن.

735
00:49:47,333 --> 00:49:50,000
‫این اولین تجمع ما برای آزادی بلن خواهد بود.

736
00:49:50,541 --> 00:49:53,041
‫لطفاً، بیایید. ممنون.

737
00:49:53,791 --> 00:49:55,291
‫یه لحظه می‌مونی؟

738
00:49:55,375 --> 00:49:58,458
‫بیا یکم بیشتر راجع‌به این
‫موضوع جالب بحث کنیم.

739
00:49:58,541 --> 00:50:00,708
‫- و برای همین، ما یه مهمون داریم.
‫- درسته

740
00:50:00,791 --> 00:50:02,500
‫- یه مهمون ویژه
‫- یه مهمون عالی

741
00:50:02,583 --> 00:50:06,666
‫لطفا بیا تو، دانیل. چطوری؟

742
00:50:06,750 --> 00:50:08,375
‫- ممنون، دانیل
‫- ممنون، کریس

743
00:50:08,458 --> 00:50:09,916
‫- بشین
‫- سلام، دنی

744
00:50:10,000 --> 00:50:13,041
‫ما دانیل هوترینی رو دعوت کردیم،

745
00:50:13,125 --> 00:50:17,041
‫یه وکیل از سازمان ویداس‌انلادس

746
00:50:17,125 --> 00:50:19,250
‫که دوستِ ما هم هست.

747
00:50:19,333 --> 00:50:21,000
‫- ممنون، کریس
‫- ممنون

748
00:50:22,000 --> 00:50:24,500
‫همون‌طور که می‌دونید،
‫همیشه دوست دارم جلسه رو...

749
00:50:25,083 --> 00:50:29,416
‫با گفتن این نکته شروع کنم که
‫از هفتهٔ ششم تا چهاردهم بارداری...

750
00:50:29,500 --> 00:50:32,708
‫قلب جنین می‌زنه.

751
00:50:32,791 --> 00:50:34,916
‫- سیزده میلیون بار
‫- سیزده میلیون بار

752
00:50:35,000 --> 00:50:38,000
‫باورم نمیشه. هر دفعه که
‫میگی سیزده میلیون بار...

753
00:50:38,083 --> 00:50:41,000
‫حتی نمی‌تونم تصورش کنم
‫یه همچین چیز کوچیکی...

754
00:50:41,083 --> 00:50:42,500
‫سیزده میلیون بار!

755
00:50:43,458 --> 00:50:47,375
‫بعدش، می‌خوام اشاره کنم به اینکه...

756
00:50:47,458 --> 00:50:50,916
‫قانونی‌کردن سقط جنین...

757
00:50:51,000 --> 00:50:54,833
‫ترندیه که به صورت جهانی پخش شده.

758
00:50:54,916 --> 00:50:56,125
‫اوترینی، درسته؟

759
00:50:56,208 --> 00:50:58,500
‫- آره، با "ه"
‫- ببخشید آقا،

760
00:50:58,583 --> 00:51:01,750
‫ولی نمی‌تونی اسمش رو یه ترند بذاری،
‫این یه مبارزه است که...

761
00:51:01,833 --> 00:51:05,500
‫دهه‌ها، حتی قرن‌هاست برای به‌دست‌آوردنِ
‫ حقِ تعیینِ سرنوشت بدن‌مان جریان داشته.

762
00:51:05,583 --> 00:51:06,958
‫خب، بذارید حرفم تموم شه.

763
00:51:08,375 --> 00:51:11,000
‫هر سال، در سراسر جهان،

764
00:51:11,083 --> 00:51:14,333
‫۵۰ میلیون سقط جنین وجود داره.

765
00:51:14,416 --> 00:51:17,625
‫این یه هولوکاست ساکت و ظالمانه است.

766
00:51:17,708 --> 00:51:19,791
‫اول، ترند بود و حالا شد هولوکاست؟

767
00:51:19,875 --> 00:51:22,916
‫- من کل این هیاهوها رو نمی‌فهمم.
‫- نمی‌تونی اینو بگی.

768
00:51:23,000 --> 00:51:27,750
‫از سال 1943، هیچ زنی
‫به خاطر این زندانی نشده.

769
00:51:27,833 --> 00:51:31,083
‫بلن به‌خاطر سقط جنین
‫بیشتر از دو ساله که تو زندانه.

770
00:51:31,166 --> 00:51:34,958
‫نه، همون‌جوری که هست بگو، خانم وکیل.
‫اون به خاطر قتل تو زندانه...

771
00:51:35,041 --> 00:51:36,541
‫نه برای سقط جنین.

772
00:51:36,625 --> 00:51:38,791
‫برای صحبت دربارۀ پرونده،
‫اول باید اون رو بدونی.

773
00:51:38,875 --> 00:51:41,041
‫- اگه بخوای، الان می‌تونم بهت بگم.
‫- ببخشید

774
00:51:41,125 --> 00:51:44,375
‫سهم ناچیز من در این بحث...

775
00:51:44,458 --> 00:51:46,625
‫نه، بذار ببینیم این احمق چی میگه!

776
00:51:46,708 --> 00:51:49,916
‫مطمئنم خیلی از شماها
‫حیوون خونگی دارین، درسته؟

777
00:51:50,000 --> 00:51:53,458
‫- آره، کوکیتا
‫- خیلی خوشگله

778
00:51:53,541 --> 00:51:55,708
‫خب، همین مسئله برای مردم
‫توی خونه‌ هم صدق می‌کنه.

779
00:51:55,791 --> 00:52:01,541
‫داشتم فکر می‌کردم، وقتی یه
‫سگ حامله‌ست، چیکار می‌کنیم؟

780
00:52:01,625 --> 00:52:05,333
‫نمی‌بریمش دکتر که سقط جنین کنه، درسته؟

781
00:52:05,416 --> 00:52:08,208
‫از اتفاقی که افتاده متأسفیم...

782
00:52:08,291 --> 00:52:13,041
‫و به سختی دنبال کسی می‌گردیم
‫که بتونیم توله‌ها رو بهش هدیه بدیم.

783
00:52:13,125 --> 00:52:15,750
‫- می‌بریمشون پارک..
‫- مثلاً...

784
00:52:15,833 --> 00:52:16,958
‫همیشه آدمای خوب وجود دارن.

785
00:52:17,041 --> 00:52:19,375
‫- این یه شوخیه؟
‫- ببخشید، این یه شوخیه؟

786
00:52:19,458 --> 00:52:21,291
‫- باورم نمیشه
‫- باورم نمیشه

787
00:52:21,833 --> 00:52:24,541
‫- شوخی نیست.
‫- دارم سعی می‌کنم بگم...

788
00:52:24,625 --> 00:52:29,250
‫هیچ زنی توی زندان به
‫خاطر سقط جنین محکوم نشده.

789
00:52:29,333 --> 00:52:31,541
‫بیشتر از ۲۰۰ زن متهم شدن.

790
00:52:31,625 --> 00:52:34,083
‫- در طول سال‌های اخیر توی توکومان
‫- خوبه

791
00:52:34,166 --> 00:52:36,708
‫یه بارداری رو از دست می‌دی
‫و یه سابقۀ کیفری می‌گیری.

792
00:52:36,791 --> 00:52:38,625
‫- آره، همینه.
‫- ولی هیچ زنی توی زندان نیست.

793
00:52:38,708 --> 00:52:41,458
‫دقیقاً. متهم بودن، توی زندان بودن نیست...

794
00:52:41,541 --> 00:52:44,250
‫تکرار می کنم. همین الان، توی این شهر...

795
00:52:44,333 --> 00:52:47,750
‫یه زن ۲۷ ساله به جرم رفتن
‫به بیمارستان با شکم‌درد...

796
00:52:47,833 --> 00:52:49,666
‫که منجر به سقط جنین شد،
‫توی زندانه.

797
00:52:49,750 --> 00:52:53,375
‫تو فرصتت رو با بِتو داشتی...

798
00:52:53,875 --> 00:52:56,291
‫حالا اجازه می‌دی موضع خودم رو بگم؟

799
00:52:56,375 --> 00:52:58,666
‫من سه دقیقه وقت داشتم.
‫سه دقیقه کوفتی!

800
00:52:58,750 --> 00:53:02,166
‫مجبورم مزخرفاتِ احمقانۀ تو
‫و سگ خانم رو تحمل کنم.

801
00:53:02,250 --> 00:53:04,583
‫<i>همه از یه قماش هستن.</i>

802
00:53:04,666 --> 00:53:09,083
‫<i>نه. بحث کردن با تو دربارۀ
‫چیزی به اسم بارداری، بی‌فایده‌ست.</i>

803
00:53:09,166 --> 00:53:11,375
‫<i>تو عاشق اینی که مالکیت
‫همه چیز رو به عهده بگیری.</i>

804
00:53:11,458 --> 00:53:13,291
‫<i>تو، بتو، چه احمق کله‌پوکی</i>

805
00:53:13,375 --> 00:53:15,500
‫<i>تو، کریستینا، تو هم. یه زن مسن</i>

806
00:53:15,583 --> 00:53:17,916
‫<i>مسن‌تر از تو نیستم.
‫اینهمه نفرت، وکیل.</i>

807
00:53:18,541 --> 00:53:21,458
‫<i>دارن بهمون می‌گن پیام‌های زیادی داریم</i>

808
00:53:21,458 --> 00:53:23,208
‫"نبرد سلطنتی در برنامۀ بِتو بولانیو."

809
00:53:23,291 --> 00:53:26,375
‫"می‌تونم به اون وکیل زن،
‫چیزی رو بدم که کم داره."

810
00:53:26,458 --> 00:53:28,000
‫- پرونده؟
‫- شاید

811
00:53:28,083 --> 00:53:29,250
‫همینه

812
00:53:30,083 --> 00:53:33,125
‫- "من می‌شم صمیمی‌ترین دوستِ وکیل‌ها"
‫- نه

813
00:53:33,875 --> 00:53:35,541
‫"من اون سقط‌کننده رو حامله می‌کردم."

814
00:53:35,625 --> 00:53:39,541
‫"قیافۀ بتو بولانیوس رو ببین،
‫خیلی ناراحت بود."

815
00:53:40,125 --> 00:53:42,083
‫"خانم واقعاً قاطعانه ایستاد، آفرین بهش."

816
00:53:42,166 --> 00:53:45,583
‫"طفلکی. با این دفاع، تا
‫صد سال دیگه بیرون نمیاد."

817
00:53:53,875 --> 00:53:55,083
‫ببخشید.

818
00:54:05,000 --> 00:54:06,791
‫<i>آزادی برای بلن</i>

819
00:54:07,666 --> 00:54:10,208
‫سلام، ببخشید. اطلاعات دربارۀ پروندۀ بلن.

820
00:54:10,291 --> 00:54:14,000
‫دیر یا زود، سقط جنین در
‫آرژانتین قانونی خواهد شد.

821
00:54:14,083 --> 00:54:15,708
‫اما چیزی که هرگز قانونی نخواهد شد...

822
00:54:15,791 --> 00:54:19,333
‫سلام، ببخشید. ممکنه دربارۀ
‫پروندۀ بلن بهتون اطلاعات بدم؟

823
00:54:19,416 --> 00:54:22,708
‫اون سقط جنین داشت.
‫اطلاعات اون تو هست.

824
00:54:22,791 --> 00:54:26,125
‫اون با سقط جنین رفت تو
‫و سر از زندان درآورد.

825
00:54:26,208 --> 00:54:28,916
‫این فقط به یه دلیل اتفاق می‌افته.

826
00:54:29,000 --> 00:54:31,708
‫اون‌ها هنوز دارن سرِ
‫بدن‌های ما تصمیم می‌گیرن.

827
00:54:31,791 --> 00:54:35,125
‫خب، ما هر سه شنبه اینجا
‫خواهیم بود، در پارک ایندیپندنس...

828
00:54:35,208 --> 00:54:37,333
‫تا آزادی اون رو طلب کنیم.

829
00:54:37,416 --> 00:54:40,666
‫آزادی برای بلن، و سرنگونی حکومت.

830
00:54:41,541 --> 00:54:44,041
‫بلن رفت به یه بیمارستان عمومی...

831
00:54:44,125 --> 00:54:45,625
‫یکم دیگه داری؟

832
00:54:45,708 --> 00:54:48,833
‫آره، یه چیز مشابهی رو
‫توی آلبردی تجربه کردم...

833
00:54:48,916 --> 00:54:50,833
‫ولی نمی‌دونم می‌تونم اسمم رو بگم یا نه.

834
00:54:50,916 --> 00:54:55,083
‫آره، منم. من برای شهرداری کار می‌کنم.

835
00:54:55,166 --> 00:54:56,250
‫سلام، عزیزم!

836
00:54:57,500 --> 00:54:58,708
‫چه خبر؟
‫خب؟

837
00:54:59,375 --> 00:55:00,750
‫می‌برمش و برمی‌گردم.

838
00:55:00,833 --> 00:55:02,458
‫می‌تونی کمکم کنی اینا رو پخش کنم؟

839
00:55:02,541 --> 00:55:04,125
‫- بله، البته
‫- مطمئنی؟

840
00:55:04,208 --> 00:55:05,833
‫- آره، بین اون‌ها.
‫- برو

841
00:55:09,750 --> 00:55:12,916
‫همچین چیزی واسه منم پیش اومد،
‫من تو شهرداری کار می‌کنم.

842
00:55:13,000 --> 00:55:14,166
‫نمی‌تونم اسمم رو بگم.

843
00:55:14,250 --> 00:55:16,916
‫- مانوئل!
‫- چه بلایی سر دوست‌های بلن اومد؟

844
00:55:17,000 --> 00:55:19,083
‫اونا می‌ترسن کارفرماهاشون بفهمن.

845
00:55:19,166 --> 00:55:22,916
‫چندین زن می‌خوان صحبت کنن،
‫ولی نمی‌خوان شناسایی بشن.

846
00:55:23,416 --> 00:55:25,666
‫چی می‌شه اگه ازشون فیلم بگیریم
‫و پشتشون به دوربین باشه؟

847
00:55:25,750 --> 00:55:27,625
‫تاثیر پیام رو کم می‌کنه.

848
00:55:27,708 --> 00:55:30,916
‫به علاوه، باید بیان.
‫می‌خوای باهاشون حرف بزنم؟

849
00:55:31,000 --> 00:55:33,375
‫- نه، من باهاشون حرف می‌زنم.
‫- تراکت ها رو داری؟

850
00:55:33,458 --> 00:55:36,083
‫- باهاشون حرف می‌زنم.
‫- لیست پستی چی؟

851
00:55:36,166 --> 00:55:38,791
‫وایسا، مانوئل، ندو!
‫آسیب میبینی!

852
00:55:39,458 --> 00:55:42,250
‫- من مانوئل نیستم، من لائوتی‌ام.
‫- ببخشید، لائوتی.

853
00:55:50,541 --> 00:55:51,791
‫چی شده؟

854
00:55:54,833 --> 00:55:57,916
‫<i>سه قاضی اون رو
‫به هشت‌سال زندان محکوم کردن...</i>

855
00:55:58,000 --> 00:56:00,000
‫<i>به اتهام قتل عمد با تشدید رابطه...</i>

856
00:56:00,083 --> 00:56:01,666
‫<i>بدون هیچ مدرکی!</i>

857
00:56:01,750 --> 00:56:04,583
‫<i>اون تو زندانه، چون یه زنه و فقیره.</i>

858
00:56:04,666 --> 00:56:06,458
‫<i>واسه همینه که همه‌مون بلن‌ هستیم.</i>

859
00:56:06,541 --> 00:56:08,291
‫<i>توکومان: فراخوان تظاهرات برای آزادی بلن.</i>

860
00:56:08,375 --> 00:56:10,708
‫<i>پس هیچ زنی نباید بترسه که بره بیمارستان.</i>

861
00:56:10,791 --> 00:56:12,791
‫<i>آزادی برای بلن، الان.</i>

862
00:56:16,041 --> 00:56:17,916
‫این همون عشقه.

863
00:56:18,666 --> 00:56:24,250
‫نه که ما خدا را دوست داشتیم،
‫بلکه او ما را دوست داشت.

864
00:56:25,083 --> 00:56:28,541
‫و او پسرش را فرستاد تا
‫ما را از گناهانمان آزاد کند.

865
00:56:29,958 --> 00:56:32,750
‫روح خداوند بر من است...

866
00:56:33,250 --> 00:56:37,708
‫چون مرا مسح کرده
‫تا به فقیران بشارت دهم.

867
00:56:39,041 --> 00:56:42,833
‫او من را فرستاده تا
‫دل‌های شکسته را التیام ببخشم.

868
00:56:42,916 --> 00:56:46,083
‫او من را فرستاده تا آزادی
‫را برای زندانی‌ها اعلام کنم...

869
00:56:46,166 --> 00:56:48,041
‫و بینایی را برای نابینایان...

870
00:56:48,125 --> 00:56:51,041
‫و رهایی را برای ستم‌دیدگان.

871
00:56:51,583 --> 00:56:52,416
‫توماس؟

872
00:56:52,916 --> 00:56:55,500
‫اگه از روی خیرخواهی به کسی کمک کنیم،

873
00:56:55,583 --> 00:56:58,791
‫و اون شخص دروغ بگه و
‫تقلب کنه، چه بلایی سرمون میاد؟

874
00:56:58,875 --> 00:57:01,000
‫اون میشه گناهِ اون شخص.

875
00:57:01,083 --> 00:57:03,583
‫نباید هیچوقت از کمک‌کردن
‫به کسی پشیمون بشیم.

876
00:57:03,666 --> 00:57:06,875
‫ولی من کارهای خوب انجام می‌دم،
‫کمکشون می‌کنم، و اون‌ها کار اشتباه می‌کنن.

877
00:57:06,958 --> 00:57:08,731
‫نباید خودمو تطهیر کنم؟

878
00:57:09,750 --> 00:57:12,208
‫برای خدا همیشه راه نجات هست، توماس.

879
00:57:12,291 --> 00:57:14,833
‫این وظیفۀ ما به عنوان مسیحی است.

880
00:57:15,333 --> 00:57:18,458
‫ولی یه مثال بزن تا ببینم منظورت چیه؟

881
00:57:18,541 --> 00:57:21,166
‫مثلاً اگه یه نفر از یه قاتل دفاع کنه.

882
00:57:21,875 --> 00:57:24,291
‫مامان من از یه قاتل دفاع نمی‌کنه، احمق.

883
00:57:24,916 --> 00:57:26,125
‫چی گفتی، فلورا؟

884
00:57:26,916 --> 00:57:28,583
‫داره اینو به‌خاطر مامانم می‌گه.

885
00:57:28,666 --> 00:57:30,041
‫چته، روانی؟

886
00:57:30,125 --> 00:57:31,375
‫اینجوری حرف نزن.

887
00:57:31,458 --> 00:57:33,208
‫دربارۀ مادرم حرف می‌زنه
‫بدون اینکه بدونه.

888
00:57:33,291 --> 00:57:35,125
‫- اون احمقه.
‫- داره از یه قاتل دفاع می‌کنه.

889
00:57:35,208 --> 00:57:36,666
‫شما دو تا، بیرون، الان.

890
00:57:36,750 --> 00:57:38,125
‫- چرا؟
‫- برو بیرون

891
00:57:45,166 --> 00:57:47,625
‫سفر فارغ‌التحصیلی، کمیته...

892
00:57:55,208 --> 00:57:56,291
‫- سلام، عزیزم
‫- مامان

893
00:57:56,375 --> 00:57:58,750
‫- بریم؟
‫- می‌تونم برای چای برم پیش بنخا؟

894
00:58:01,375 --> 00:58:04,250
‫فکر نکنم مامان بنخا بخواد
‫تو بخوای. مشکلی نیست

895
00:58:04,333 --> 00:58:07,000
‫یه لحظه صبر کن. سولداد!

896
00:58:07,083 --> 00:58:09,208
‫سعی کن به چت جواب بدی، لطفاً.

897
00:58:09,291 --> 00:58:12,250
‫داریم یه تاریخ برای ویدیو تعیین می‌کنیم.
‫فقط تو موندی.

898
00:58:12,333 --> 00:58:14,666
‫- ممنون
‫- خواهش میکنم. خداحافظ

899
00:58:16,750 --> 00:58:18,375
‫- چای بریم بیرون؟
‫- آره!

900
00:58:19,208 --> 00:58:21,125
‫این دختره اهمیت نمی‌ده.

901
00:58:21,208 --> 00:58:22,750
‫هیچ پیامی رو جواب نمی‌ده.

902
00:58:28,041 --> 00:58:30,333
‫- پرونده
‫- این جا نیست

903
00:58:31,333 --> 00:58:33,625
‫چه حسی داره توی تلویزیون بودن، خانم؟

904
00:58:38,583 --> 00:58:39,875
‫اسم؟

905
00:58:43,702 --> 00:58:45,125
‫پروندۀ خولیتا گومز.

906
00:58:46,673 --> 00:58:48,833
‫صبح بخیر، ما اینجاییم تا پرونده رو بگیریم.

907
00:58:48,916 --> 00:58:49,875
‫پرونده.

908
00:58:50,541 --> 00:58:52,500
‫- اسم؟
‫- گومز، خولیتا

909
00:58:53,291 --> 00:58:54,750
‫- موضوع؟
‫- خودت که می‌دونی!

910
00:58:54,833 --> 00:58:59,333
‫گومز، خولیتا. پروندۀ12941 از 2014

911
00:58:59,916 --> 00:59:00,916
‫موضوع، لطفاً

912
00:59:01,916 --> 00:59:04,625
‫قتل عمد با تشدید ناشی از رابطه.
‫حالا خوشحالی؟

913
00:59:05,333 --> 00:59:07,916
‫اینجا پرونده نیست. یه امضا کمه.

914
00:59:14,250 --> 00:59:15,458
‫فردا برمی‌گردم.

915
00:59:22,000 --> 00:59:23,583
‫نه! چیرو چی رو از دست داد!

916
00:59:23,666 --> 00:59:25,708
‫- باورنکردنیه
‫- باورنکردنیه

917
00:59:25,791 --> 00:59:27,625
‫- جلوی دروازه
‫- تک‌به‌تک

918
00:59:28,833 --> 00:59:31,208
‫اون خیلی بده.
‫سگت از اون بهتر بازی می‌کنه.

919
00:59:31,291 --> 00:59:33,125
‫- فقط باید بهش یاد بدیم.
‫- آره...

920
00:59:33,208 --> 00:59:34,708
‫- همینه
‫- باشه

921
00:59:34,791 --> 00:59:36,791
‫- خب. می‌بینمت.
‫- خداحافظ

922
00:59:36,875 --> 00:59:37,875
‫می‌بینمت

923
00:59:37,899 --> 00:59:39,899


924
00:59:47,333 --> 00:59:49,416
‫تو پسر سولداد دزا هستی؟

925
00:59:50,250 --> 00:59:51,166
‫بله

926
00:59:51,916 --> 00:59:52,833
‫بگیر

927
00:59:53,958 --> 00:59:56,541
‫- این رو بده به مامانت
‫- باشه

928
01:00:14,333 --> 01:00:15,958
‫- سلام، عزیزم
‫- سلام، مامان

929
01:00:16,041 --> 01:00:17,666
‫- چطوری؟
‫- خوبم.

930
01:00:19,875 --> 01:00:21,083
‫بابات کو؟

931
01:00:21,875 --> 01:00:22,958
‫اِ... طبقۀ بالا.

932
01:00:23,875 --> 01:00:24,708
‫باشه.

933
01:00:25,916 --> 01:00:27,708
‫از کِی داری بازی می‌کنی؟

934
01:00:27,791 --> 01:00:29,291
‫همین الان.

935
01:00:33,208 --> 01:00:35,916
‫اینجا یه نامه داری.

936
01:00:36,000 --> 01:00:37,375
‫نامه واسه من؟

937
01:00:37,458 --> 01:00:39,416
‫- آره، برای توئه.
‫- باشه، بخونش.

938
01:00:39,500 --> 01:00:40,333
‫باشه

939
01:00:48,833 --> 01:00:50,875
‫"چشم در برابر چشم، پسر در برابر پسر."

940
01:00:53,375 --> 01:00:54,541
‫کی اون رو بهت داد؟

941
01:00:54,625 --> 01:00:56,458
‫- یه مرد
‫- چه مردی؟

942
01:00:56,541 --> 01:00:58,041
‫یه مرد توی خیابون.

943
01:00:58,125 --> 01:01:00,041
‫تنها بودی؟

944
01:01:00,583 --> 01:01:03,958
‫- خب، تنها نه، با لائوتی.
‫- نمی‌تونی تنها بری.

945
01:01:04,041 --> 01:01:05,583
‫- نه، ولی...
‫- من رو نگاه کن.

946
01:01:05,666 --> 01:01:06,666
‫نمی‌تونی تنها قدم بزنی.

947
01:01:06,750 --> 01:01:08,875
‫وقت مناسبی نیست که تنها قدم بزنی.

948
01:01:08,958 --> 01:01:11,708
‫- نه، ولی تنها نبودم. با لائوتی بودم.
‫- دوستت دارم.

949
01:01:11,791 --> 01:01:13,833
‫حتی با لاتی هم نه.

950
01:01:13,916 --> 01:01:15,125
‫این...

951
01:01:19,166 --> 01:01:21,375
‫چشم در برابر چشم، پسر در برابر پسر

952
01:01:21,458 --> 01:01:23,416
‫تکرارش نکن!

953
01:01:23,500 --> 01:01:24,708
‫ببخشید

954
01:01:27,250 --> 01:01:29,250
‫- باید؟
‫- انجامش بده

955
01:01:29,333 --> 01:01:30,416
‫- تروکو؟
‫- من اونو میخوام

956
01:01:31,166 --> 01:01:32,083
‫مطمئنی؟

957
01:01:33,291 --> 01:01:36,583
‫آفرین. کارت خوب بود.
‫دیدی؟ تو بردی.

958
01:01:36,666 --> 01:01:38,375
‫تو هم انویدو رو داشتی، ولی نگفتی.

959
01:01:40,583 --> 01:01:42,666
‫بیا یه دور دیگه بازی کنیم. بُر بزن.

960
01:01:45,250 --> 01:01:46,500
‫- مانوئل!
‫- چی شده؟

961
01:01:46,583 --> 01:01:49,208
‫اینجایی!
‫فلورا، بیا، پیش داداشت بمون.

962
01:01:49,291 --> 01:01:51,541
‫حواست به شیشه باشه.
‫همینجا بمون.

963
01:01:51,625 --> 01:01:52,541
‫بله

964
01:02:20,291 --> 01:02:21,375
‫دکتر دزا.

965
01:02:24,833 --> 01:02:26,166
‫چه خبر، فارینیا؟

966
01:02:27,500 --> 01:02:29,458
‫یه مدته تو باشگاه ندیدمت.

967
01:02:29,541 --> 01:02:32,625
‫آره... تنیس رو متوقف کردم.

968
01:02:33,125 --> 01:02:36,333
‫خاک رسِ زمین و زانوهام با هم کنار نمیان.

969
01:02:37,416 --> 01:02:38,958
‫باید محتاط باشی.

970
01:02:41,250 --> 01:02:44,083
‫دخترت باید محتاط باشه.

971
01:02:44,166 --> 01:02:45,791
‫اون تو تلویزیون اسم من رو گفت.

972
01:02:45,875 --> 01:02:47,458
‫نمی‌دونم چشه!

973
01:02:49,291 --> 01:02:51,333
‫می‌خواد کل توکومان علیهش باشن؟

974
01:02:55,666 --> 01:02:56,625
‫فکر نکنم

975
01:02:57,791 --> 01:03:02,041
‫متوجه شدم پرونده‌ای که برای
‫انجام کارش نیاز داره...

976
01:03:02,125 --> 01:03:03,833
‫ رو بهش نمی‌دن، درسته؟

977
01:03:03,916 --> 01:03:08,083
‫پرونده به امضاها احتیاج داره،
‫یه سری مدارک اضافه شدن...

978
01:03:08,166 --> 01:03:09,541
‫میدونی که چجوریه

979
01:03:09,625 --> 01:03:10,750
‫نه، نمی‌دونم!

980
01:03:15,625 --> 01:03:18,458
‫همۀ دکترها کار یکسانی انجام نمی‌دن.

981
01:03:18,541 --> 01:03:21,500
‫نه، از این بابت مطمئنم.

982
01:03:22,041 --> 01:03:24,833
‫تو از اونایی هستی که می‌تونه
‫جون کسی رو نجات بده.

983
01:03:24,916 --> 01:03:27,333
‫تو هم می‌تونی جون کسی رو
‫نجات بدی، فارینیا.

984
01:03:31,333 --> 01:03:32,875
‫سلام من رو به دخترت برسون.

985
01:03:34,250 --> 01:03:35,125
‫مراقبش باش.

986
01:04:02,458 --> 01:04:05,625
‫شماها باید چند روزی برید خونۀ کوهستونی.

987
01:04:05,708 --> 01:04:06,541
‫چی؟

988
01:04:06,625 --> 01:04:08,125
‫- این به نفع همه است.
‫- نه

989
01:04:08,208 --> 01:04:09,083
‫- آره
‫- عمراً

990
01:04:09,166 --> 01:04:10,833
‫از چیزی که اتفاق افتاده نمی‌ترسی؟

991
01:04:10,916 --> 01:04:12,458
‫- خب، آره
‫- پس؟

992
01:04:12,541 --> 01:04:14,791
‫اما بیشتر می‌ترسم
‫تو رو اینجا تنها بذارم.

993
01:04:14,875 --> 01:04:17,625
‫نه، به باربارا می‌گم بیاد پیشم بمونه.

994
01:04:17,708 --> 01:04:20,041
‫نه. گوش کن. اگه اون‌ها اینطوری شدن...

995
01:04:20,125 --> 01:04:22,208
‫به این دلیله که داری کارت رو
‫درست انجام می‌دی.

996
01:04:22,291 --> 01:04:24,041
‫نشنیدی پدرت چی گفت؟

997
01:04:25,083 --> 01:04:25,916
‫واسه همینه

998
01:04:28,916 --> 01:04:30,000
‫من نمی‌رم.

999
01:04:31,125 --> 01:04:33,500
‫اینجا می‌مونم. پیشت می‌مونم.

1000
01:04:33,583 --> 01:04:35,916
‫پیشت می‌مونم. تنهات نمی‌ذارم.

1001
01:04:42,375 --> 01:04:43,541
‫تنهات نمی‌ذارم.

1002
01:04:47,541 --> 01:04:50,333
‫نگران نباش. هیچ‌جا نمی‌ریم.

1003
01:05:02,250 --> 01:05:04,625
‫...یار شیرینم، رهایم نکن...

1004
01:05:11,583 --> 01:05:15,500
‫...چه روز چه شب، تا آنگاه که در
‫آغوش عیسی، مریم و یوسف بیدار شوم...

1005
01:05:16,250 --> 01:05:18,041
‫...فرشتۀ نور، همدم شیرین...

1006
01:05:18,125 --> 01:05:20,166
‫...من را نه روز و نه شب ترک نکن...

1007
01:05:28,625 --> 01:05:32,125
‫...فرشتۀ نور، همدم شیرین
‫من را نه روز و نه شب ترک نکن...

1008
01:05:54,500 --> 01:05:57,333
‫سلام، عزیزم. چطوری؟
‫امیدوارم حالت خوب باشه.

1009
01:05:57,416 --> 01:06:01,166
‫ببین، فکر کردم برای ویدیوی "گنگنام استایل"،

1010
01:06:01,250 --> 01:06:04,041
‫همۀ والدین می‌تونن کلاه‌گیس بذارن.

1011
01:06:08,458 --> 01:06:11,083
‫داریم خوب پیش میریم.
‫باید افراد بیشتری رو جذب کنیم.

1012
01:06:11,166 --> 01:06:14,208
‫این چیزیه که بیشتر از همه بهش
‫نیاز داریم، چون نمی‌تونیم دووم بیاریم.

1013
01:06:14,291 --> 01:06:15,875
‫به محض اینکه پرونده رو بهمون بدن...

1014
01:06:15,958 --> 01:06:18,291
‫می‌تونیم درخواست جلسه بدیم.
‫ اما نگران نباش.

1015
01:06:18,375 --> 01:06:21,125
‫گفتی دخترهای بوئنوس‌آیرس دارن میان.

1016
01:06:21,208 --> 01:06:24,166
‫آره، همون دخترهای جنبش «حتی نه یک زن کمتر»
‫‌بینیم تا کی دووم میارن.

1017
01:06:24,250 --> 01:06:25,750
‫ولی اون کمک‌مون میکنه، آره

1018
01:06:25,833 --> 01:06:29,083
‫پائولا یه مقاله از روزنامۀ سالتا برام خوند.

1019
01:06:29,166 --> 01:06:30,416
‫آره، مقالۀ خوبی بود.

1020
01:06:30,500 --> 01:06:32,166
‫از این همه امضا تعجب کردم.

1021
01:06:32,250 --> 01:06:34,041
‫- حتی از آفریقا
‫- این یه مقالۀ خوبه

1022
01:06:34,541 --> 01:06:37,666
‫آفریقا، اسپانیا، فرانسه،

1023
01:06:37,750 --> 01:06:40,166
‫- روسیه، پاکستان
‫- خوبه، درسته؟

1024
01:06:40,250 --> 01:06:41,875
‫- خوبه
‫- خوبه

1025
01:06:43,416 --> 01:06:44,375
‫چی شده؟

1026
01:06:46,125 --> 01:06:47,541
‫هیچی

1027
01:06:48,791 --> 01:06:50,333
‫- ممنون، پدر
‫- البته

1028
01:06:50,416 --> 01:06:51,583
‫بعداً می‌بینمت.

1029
01:06:56,916 --> 01:06:59,708
‫- امروز روز اعترافه
‫- درسته

1030
01:07:00,750 --> 01:07:01,750
‫توی تلویزیون دیدمت.

1031
01:07:03,958 --> 01:07:04,875
‫خوب بودی.

1032
01:07:06,541 --> 01:07:07,875
‫ممنون، ولی فکر نکنم.

1033
01:07:07,958 --> 01:07:10,541
‫نباید کنترلت رو جلوی این آدم‌ها از دست بدی.
‫این چیزیه که اون‌ها می‌خوان.

1034
01:07:10,625 --> 01:07:13,125
‫- دخترها اینجا داشتن می‌خندیدن.
‫- به من.

1035
01:07:13,208 --> 01:07:14,750
‫- نه
‫- اشکالی نداره اگه بهم بخندن

1036
01:07:14,833 --> 01:07:17,166
‫نه! بهم می‌خندی.

1037
01:07:18,166 --> 01:07:21,500
‫وقتی توی تلویزیون دیدمت،
‫فهمیدم از اینجا بیرون میاریم.

1038
01:09:15,291 --> 01:09:16,625
‫عزیزم، خوبی؟

1039
01:09:18,708 --> 01:09:20,375
‫آروم باش، همه چی روبه‌راهه.

1040
01:09:31,333 --> 01:09:32,958
‫بیا اینجا، عزیزم

1041
01:09:36,000 --> 01:09:37,666
‫- تنهایی؟
‫- آره، بیا تو

1042
01:09:37,750 --> 01:09:39,250
‫نه، نه

1043
01:09:39,333 --> 01:09:41,916
‫فردا دخترِ بارتولینی غسل تعمید
‫داده میشه. می‌ری؟

1044
01:09:42,000 --> 01:09:44,833
‫دیگو دعوت شده بود، ولی چرا باید برم؟
‫که تکه‌تکه بشم؟

1045
01:09:44,916 --> 01:09:45,875
‫باید بری

1046
01:09:46,458 --> 01:09:48,000
‫- میخوای منو تکه‌تکه کنن؟
‫- نه

1047
01:09:48,083 --> 01:09:50,416
‫نه. فارینیا اونجا خواهد بود.
‫اون پدرخونده است. برو.

1048
01:09:51,500 --> 01:09:52,500
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

1049
01:09:57,750 --> 01:10:00,125
‫لطفاً، تا پایان مراسم صبر کن، باشه؟

1050
01:10:00,208 --> 01:10:02,125
‫آره، گفتم که باشه.

1051
01:10:04,416 --> 01:10:06,791
‫بابات دیوونه‌ست.
‫همیشه آتیشت رو تند می‌کنه.

1052
01:10:06,875 --> 01:10:08,416
‫پای اون رو وسط نکش.

1053
01:10:08,500 --> 01:10:12,458
‫خب. باشه. ببین،
‫هر تصمیم بگیری، من باهاتم.

1054
01:10:15,833 --> 01:10:16,833
‫باشه. بریم.

1055
01:10:17,625 --> 01:10:19,166
‫- باشه. بریم
‫- بریم

1056
01:10:20,583 --> 01:10:24,500
‫و عیسی، بعد از غسل تعمید...

1057
01:10:25,500 --> 01:10:27,291
‫از آب گل رز بیرون اومد،

1058
01:10:28,041 --> 01:10:30,833
‫و آسمان‌ها باز شدند

1059
01:10:32,083 --> 01:10:33,958
‫او روح خدا رو دید...

1060
01:10:34,041 --> 01:10:35,083
‫ممنون، پدر

1061
01:10:35,166 --> 01:10:38,291
‫- مراسم زیبایی بود.
‫- متشکرم آقا. به امید دیدار.

1062
01:10:38,375 --> 01:10:41,416
‫خب رائول، باید بررسی‌اش کنیم.
‫می‌تونیم بحث کنیم...

1063
01:10:41,500 --> 01:10:43,375
‫سلام آقای فارینیا. حالتون چطوره؟

1064
01:10:44,416 --> 01:10:46,333
‫بیرون منتظرم باش. می‌ریم ناهار.

1065
01:10:47,458 --> 01:10:51,708
‫به نام پدر، پسر...

1066
01:10:52,333 --> 01:10:54,291
‫چیزی دارید که من لازمش دارم.

1067
01:10:56,083 --> 01:10:58,500
‫فردا باید برم دادگاه.

1068
01:10:58,583 --> 01:11:01,625
‫می‌تونم برم پرونده‌ای رو
‫که تأیید میکنی بیارم...

1069
01:11:01,708 --> 01:11:04,125
‫یا می‌تونم به خاطر افشای اسم موکلم
‫به دادگاه گزارش بدم.

1070
01:11:04,208 --> 01:11:06,916
‫کدوم رو ترجیح می‌دی؟

1071
01:11:08,208 --> 01:11:09,500
‫برو بگیرش.

1072
01:11:10,291 --> 01:11:12,208
‫فقط باید منتظر بمونی...

1073
01:11:12,291 --> 01:11:16,625
‫تا من از تعطیلاتم برگردم
‫و بعدش تعطیلات قضاییه.

1074
01:11:19,208 --> 01:11:22,791
‫خیلی وقته صبر کردی، فکر نکنم
‫دو ماه دیگه چیز زیادی رو عوض کنه.

1075
01:11:22,875 --> 01:11:23,875
‫چی؟

1076
01:11:25,083 --> 01:11:26,416
‫- دو ماه دیگه؟
‫- یه لحظه...

1077
01:11:26,500 --> 01:11:28,541
‫خیلی چیزا رو عوض نمی‌کنه؟

1078
01:11:28,625 --> 01:11:31,041
‫- اینجا داد نزن.
‫- داره مزخرف می‌گه.

1079
01:11:31,125 --> 01:11:32,291
‫آروم باش.

1080
01:11:33,125 --> 01:11:36,291
‫بجنبید! فارغ‌التحصیلان سن بارتولومه!

1081
01:11:51,916 --> 01:11:54,708
‫اون‌هایی که عقبن، برای راهنمایی
‫جلویی‌ها رو نگاه کنن.

1082
01:11:59,333 --> 01:12:02,291
‫نمی‌دونم اینجا داریم چه غلطی می‌کنیم.
‫این دیوونگی محضه.

1083
01:12:02,375 --> 01:12:05,250
‫این اواخر، هرچیزی که پیشنهاد میدم،
‫انگار برات دیوونه‌بازی میاد.

1084
01:12:05,333 --> 01:12:08,041
‫- یا احمقانه.
‫- این هم احمقانه به نظر می‌رسه.

1085
01:12:08,125 --> 01:12:11,375
‫تو همیشه این کار رو می‌کنی.
‫جلوی تیم، من رو بی‌اعتبار می‌کنی.

1086
01:12:11,458 --> 01:12:12,916
‫اون روز با کوکا این کار رو کردی.

1087
01:12:13,000 --> 01:12:15,541
‫- با کوکا؟ کی؟
‫- فقط من این‌طور فکر نمی‌کنم.

1088
01:12:15,625 --> 01:12:17,833
‫- منظورت چیه؟
‫- تو هیچ‌وقت متوجه نمی‌شی.

1089
01:12:17,916 --> 01:12:19,333
‫داری شوخی می‌کنی؟

1090
01:12:19,416 --> 01:12:21,583
‫می‌بینی منظورم چیه؟
‫هیچوقت من رو جدی نمی‌گیری.

1091
01:12:21,666 --> 01:12:24,625
‫همیشه تو، تو، تو.
‫تمومش کن. خسته شدم.

1092
01:12:26,666 --> 01:12:28,291
‫حتماً خسته‌ام.

1093
01:12:35,916 --> 01:12:37,666
‫صبر کن. صبر کن تا بره.

1094
01:12:42,041 --> 01:12:42,875
‫بریم!

1095
01:12:46,916 --> 01:12:48,458
‫- سلام
‫- سلام

1096
01:12:57,875 --> 01:12:59,000
‫سلام!

1097
01:13:02,958 --> 01:13:03,916
‫سلام؟

1098
01:13:05,958 --> 01:13:08,416
‫- سلام، چطوری؟
‫- چه خبر؟ چطوری؟

1099
01:13:08,500 --> 01:13:10,000
‫- چطوری؟
‫- خوبم

1100
01:13:10,750 --> 01:13:12,375
‫بهت گفتن من دارم میام، درسته؟

1101
01:13:12,458 --> 01:13:16,500
‫نه. شاید به اون یکی گفتن.
‫رائول الان رفت ناهار.

1102
01:13:16,583 --> 01:13:20,250
‫آره. همین الان رائول رو رو دیدیم،
‫گفت پرونده رو از تو بخوایم.

1103
01:13:20,333 --> 01:13:22,208
‫هیچی نذاشتن.

1104
01:13:22,291 --> 01:13:24,958
‫ولی اگه صبر کنی، می‌تونم
‫زنگ بزنم و ازش بپرسم.

1105
01:13:25,708 --> 01:13:28,625
‫نه، لازم نیست بهش زنگ بزنی،
‫داره ناهار می‌خوره.

1106
01:13:28,708 --> 01:13:29,833
‫بهش زنگ می‌زنم.

1107
01:13:30,541 --> 01:13:31,416
‫بریم.

1108
01:13:38,041 --> 01:13:41,208
‫- آخ، گوشی‌اش رو اینجا گذاشته.
‫- چه حیف.

1109
01:13:41,291 --> 01:13:43,500
‫- باید منتظرش بمونی
‫- نه

1110
01:13:43,583 --> 01:13:46,083
‫رائول گفت پرونده رو بهم می‌دی.

1111
01:13:46,166 --> 01:13:49,791
‫خب اگه کارت رو انجام نمی‌دی،
‫من با معاون دبیر کل تماس بگیرم.

1112
01:13:49,875 --> 01:13:52,583
‫کاری که نمی‌خواستم انجام بدم.
‫اینجا آدم‌ها کارشون رو انجام نمی‌دن.

1113
01:13:53,083 --> 01:13:54,916
‫معاون دبیر کل...

1114
01:13:56,958 --> 01:13:59,083
‫جای تو بودم خودم رو
‫از این ماجرا کنار می‌کشیدم.

1115
01:13:59,166 --> 01:14:01,708
‫وقتی خسته می‌شه، بدجنس می‌شه.

1116
01:14:01,791 --> 01:14:04,541
‫پرونده روی قفسۀ وسطیه.

1117
01:14:04,625 --> 01:14:06,791
‫اگه میخوای، پرونده رو بیار،

1118
01:14:06,875 --> 01:14:09,916
‫و می‌تونم کمکت کنم پیداش کنی
‫وسط، سمت راست.

1119
01:14:10,000 --> 01:14:11,958
‫اون بالایی‌ها.
‫اونا گومز هستن.

1120
01:14:12,708 --> 01:14:16,541
‫خب، اگه می‌گی باهاش حرف زدی،
‫مشکلی نیست.

1121
01:14:16,625 --> 01:14:19,083
‫چند تا هست. فقط باید بگردیم.

1122
01:14:19,166 --> 01:14:20,416
‫آلونسو،

1123
01:14:20,958 --> 01:14:22,541
‫- گوئررو..
‫- اهل کجایی؟

1124
01:14:23,041 --> 01:14:25,958
‫- کوردوبا، خانم
‫- به اینجا منتقل شدی؟

1125
01:14:26,041 --> 01:14:28,125
‫آره، فقط عمویم قاضیه.

1126
01:14:28,208 --> 01:14:31,541
‫و یه انتقالی برام جور کرد اینجا.
‫می‌خوام دانشکده رو تموم کنم.

1127
01:14:31,625 --> 01:14:33,500
‫خوبه. چه تغییر بزرگی تو زندگی.

1128
01:14:33,583 --> 01:14:36,291
‫بله، خوبه.
‫بارلتا،

1129
01:14:36,375 --> 01:14:37,791
‫- گومز..
‫- همون!

1130
01:14:37,875 --> 01:14:39,958
‫- خودشه.
‫- عالیه. ببینم.

1131
01:14:40,041 --> 01:14:42,166
‫- همونه؟
‫- درسته. همونه، بله

1132
01:14:42,250 --> 01:14:44,666
‫اسم عموت چیه؟
‫- خورخه فاریا.

1133
01:14:44,750 --> 01:14:47,875
‫- سلام من رو برسون
‫- بله. از طرف کی؟

1134
01:14:47,958 --> 01:14:49,875
‫- بئاتریس. بئاتریس کامائو
‫- ممنون

1135
01:14:49,958 --> 01:14:51,625
‫نه. ببخشید.

1136
01:15:03,791 --> 01:15:07,208
‫کالبدشکافی جنین ناشناس. جنسیت: مذکر.

1137
01:15:07,708 --> 01:15:09,625
‫و توی معاینۀ خارجی نوشته شده...

1138
01:15:09,708 --> 01:15:14,083
‫جنین با جنسیت مؤنث، حدود ۳۲ ماه حاملگی.

1139
01:15:14,166 --> 01:15:15,458
‫چی؟ ماه؟ چطور ممکنه؟

1140
01:15:15,541 --> 01:15:17,625
‫و تو این گواهی نوشته:

1141
01:15:17,708 --> 01:15:19,916
‫جنین بیست هفته‌ای

1142
01:15:20,000 --> 01:15:24,250
‫دیدی؟ تو این یکی نوشته:
‫جنین بیست‌و‌شش هفته‌ای.

1143
01:15:24,333 --> 01:15:28,125
‫و این یکی می‌گه جنین چهل‌هفته‌ای.

1144
01:15:28,208 --> 01:15:30,583
‫- اون تو مهندس می‌شه!
‫- دقیقاً

1145
01:15:30,666 --> 01:15:32,083
‫- حتماً
‫- ببین

1146
01:15:32,750 --> 01:15:36,625
‫پروندۀ پزشکی کاملاً خط‌خورده است.
‫این مستقیماً به قتل ختم می‌شه.

1147
01:15:37,583 --> 01:15:40,958
‫گواهیِ روند می‌گه که جسد گم شده.

1148
01:15:41,041 --> 01:15:43,750
‫مطمئناً برای همین دی‌ان‌ای نیست.
‫هیچ جسمی نبوده که رویش انجام بدن.

1149
01:15:43,833 --> 01:15:46,458
‫آره، واسه همینه که
‫پرونده رو به ما نمی‌دادن.

1150
01:15:46,541 --> 01:15:47,916
‫بیا الان درخواست جلسه بدیم.

1151
01:15:48,000 --> 01:15:51,375
‫برای گرفتن پرونده مصیبت کشیدیم،
‫حالا بیا برای جلسۀ دادگاه درخواست بدیم.

1152
01:15:51,458 --> 01:15:53,416
‫- اما ما پرونده رو داریم.
‫- داریمش.

1153
01:15:55,583 --> 01:15:56,708
‫بیا تو

1154
01:15:56,791 --> 01:15:58,333
‫هجدهم آگوست..

1155
01:15:59,000 --> 01:16:00,375
‫ممنون که اومدی.

1156
01:16:00,458 --> 01:16:03,208
‫بچه ها، این فلوره، به ما ملحق می‌شه.

1157
01:16:03,291 --> 01:16:05,916
‫- سلام! خوش اومدی.
‫- اون داره خلاصه‌نویسی می‌کنه.

1158
01:16:06,000 --> 01:16:07,791
‫مکا، وضعیت پرچم ها چطوره؟

1159
01:16:07,875 --> 01:16:09,208
‫خوبه. اون بهمون کمک می‌کنه.

1160
01:16:09,291 --> 01:16:11,166
‫سلام. خوبه. ممنون!

1161
01:16:12,125 --> 01:16:13,416
‫یه تراکت بهش بده

1162
01:16:13,500 --> 01:16:15,125
‫- اوه، سلام!
‫- چطوری؟

1163
01:16:15,208 --> 01:16:17,375
‫آره، ارتباطات، مطبوعات.

1164
01:16:17,458 --> 01:16:18,291
‫برو داخل.

1165
01:16:19,458 --> 01:16:21,375
‫دارن اینجا برچسب‌ها رو می‌زنن.

1166
01:16:21,458 --> 01:16:23,416
‫بشین اینجا. می‌تونی اینجا بمونی.

1167
01:16:23,500 --> 01:16:24,458
‫سوله؟

1168
01:16:24,541 --> 01:16:25,791
‫بهش توضیح بده.

1169
01:16:25,875 --> 01:16:28,166
‫سوله، کاری هست کمکت کنم؟

1170
01:16:28,250 --> 01:16:29,208
‫نه

1171
01:16:29,291 --> 01:16:30,791
‫می‌تونم پیتزاها رو پخش کنم. باشه؟

1172
01:16:30,875 --> 01:16:31,750
‫باشه. خیلی خب.

1173
01:16:32,250 --> 01:16:33,500
‫پیتزا، کسی می‌خواد؟

1174
01:16:33,583 --> 01:16:34,583
‫ممنون

1175
01:16:34,666 --> 01:16:36,500
‫- بله، چه خوشمزه!
‫- ممنون.

1176
01:16:36,583 --> 01:16:37,791
‫اون کار رو بکن، پائولینا.

1177
01:16:37,875 --> 01:16:39,041
‫بفرمایید

1178
01:16:51,333 --> 01:16:52,750
‫عزیزم، داریم ضبط می‌کنیم.

1179
01:16:53,333 --> 01:16:54,250
‫ممنون

1180
01:16:58,708 --> 01:17:01,208
‫دو ثانیه دیگه شروع میکنی، پرلا.

1181
01:17:03,875 --> 01:17:07,000
‫تا هیچ زنی از بیمارستان رفتن، نترسه.

1182
01:17:07,083 --> 01:17:09,875
‫آزادی برای بلن، الان.

1183
01:17:09,958 --> 01:17:11,458
‫بیا، شال رو بپوش.

1184
01:17:12,083 --> 01:17:13,500
‫- نفر بعدی تویی؟
‫- آره

1185
01:17:13,583 --> 01:17:14,416
‫باشه

1186
01:17:21,458 --> 01:17:23,541
‫آماده‌ای؟ بریم.

1187
01:17:23,625 --> 01:17:26,583
‫سه‌شنبۀ هفتۀ بعد ساعت چهار
‫بعد از ظهر تجمع می‌کنیم.

1188
01:17:26,666 --> 01:17:28,500
‫توی هر پارکی در کشور.

1189
01:17:44,375 --> 01:17:46,375
‫سلام. ما رسیدیم.

1190
01:17:47,625 --> 01:17:49,083
‫بیش از دو برابریم.

1191
01:17:53,416 --> 01:17:54,291
‫ممنون

1192
01:18:02,333 --> 01:18:07,958
‫#آزادی_برای_بلن
‫زندانی به جرم زن‌بودن و فقر.

1193
01:18:09,750 --> 01:18:12,833
‫وقتی کفش‌هاش رو پاش کردم،
‫قشقرق به پا کرد.

1194
01:18:12,916 --> 01:18:16,833
‫حدود دو ساعت.
‫ازشون بدش میاد. تازه‌واردن.

1195
01:18:16,916 --> 01:18:19,000
‫- اوه
‫- دوست داره پابرهنه راه بره.

1196
01:18:21,041 --> 01:18:23,250
‫انگار یه بچۀ دیگه شده.

1197
01:18:23,958 --> 01:18:25,625
‫داره بزرگ می‌شه.

1198
01:18:26,125 --> 01:18:26,958
‫بله

1199
01:18:28,833 --> 01:18:29,750
‫نگاه کن!

1200
01:18:30,458 --> 01:18:32,458
‫نامه‌هایی که اون‌ها برات فرستادن رو خوندی؟

1201
01:18:32,541 --> 01:18:33,541
‫بکش.

1202
01:20:01,041 --> 01:20:02,041
‫آتیش!

1203
01:20:02,125 --> 01:20:03,541
‫آتیش!

1204
01:20:04,041 --> 01:20:05,708
‫- آتیش!
‫- آتیش!

1205
01:20:07,125 --> 01:20:09,708
‫- کمک!
‫- آتیش!

1206
01:20:09,791 --> 01:20:11,166
‫آتیش!

1207
01:20:13,416 --> 01:20:15,708
‫- پائولا!
‫- داره آتیش می‌گیره!

1208
01:20:16,208 --> 01:20:18,333
‫پائولا، رفیق، بیا دیگه!

1209
01:20:20,208 --> 01:20:21,750
‫پائولا، کمکم کن!

1210
01:20:22,875 --> 01:20:23,875
‫زود باش!

1211
01:20:27,166 --> 01:20:28,833
‫یالا!

1212
01:20:29,541 --> 01:20:30,583
‫کمک!

1213
01:20:31,833 --> 01:20:32,666
‫چی شده؟

1214
01:20:32,750 --> 01:20:34,416
‫زنگ بزن آمبولانس!

1215
01:20:34,500 --> 01:20:36,833
‫- خولیتا!
‫- نمی‌تونی کمک کنی؟ خولیتا اون توئه!

1216
01:20:42,041 --> 01:20:46,166
‫- لطفاً، اطلاعات زندانی.
‫- بخش ۲۵، سلول شمارۀ چهار.

1217
01:20:46,250 --> 01:20:48,083
‫دود استنشاق کرد و غش کرد.

1218
01:20:48,166 --> 01:20:50,083
‫چقدر بیهوش بود؟

1219
01:20:50,166 --> 01:20:52,041
‫پانزده دقیقه، کم و بیش.

1220
01:20:52,125 --> 01:20:54,041
‫- آرومه؟
‫- من اینجام.

1221
01:20:54,125 --> 01:20:56,125
‫من اینجا بیمارم، نه زندانی.

1222
01:20:57,916 --> 01:20:59,291
‫- برو کنار
‫- من انجامش می‌دم

1223
01:21:01,416 --> 01:21:02,250
‫بیا

1224
01:21:10,708 --> 01:21:11,916
‫هنوز سرت گیج می‌ره؟

1225
01:21:14,666 --> 01:21:17,291
‫- آره
‫- می‌دونی کی این کارو کرده؟

1226
01:21:18,583 --> 01:21:19,708
‫خولیتا اونجاست.

1227
01:21:20,208 --> 01:21:21,250
‫عزیزم!

1228
01:21:21,333 --> 01:21:23,500
‫خولی!

1229
01:21:24,458 --> 01:21:25,708
‫سلام!

1230
01:21:40,416 --> 01:21:41,375
‫خولیتا بیا.

1231
01:21:42,666 --> 01:21:44,166
‫- چه خبره؟
‫- دنبالم بیا.

1232
01:21:49,250 --> 01:21:50,708
‫سطل سیاه، خولیتا.

1233
01:22:12,708 --> 01:22:15,625
‫همه رو خالی کن. من میرم.

1234
01:23:44,000 --> 01:23:45,208
‫تمومه.

1235
01:23:45,916 --> 01:23:47,083
‫چیکار داری می‌کنی؟

1236
01:23:47,166 --> 01:23:49,291
‫آشغال ها رو بردم بیرون
‫و در رو باز گذاشتم.

1237
01:23:50,166 --> 01:23:52,583
‫چی می‌شه اگه دفعۀ بعد من
‫اونجا نباشم آتیش رو خاموش کنم؟

1238
01:23:52,666 --> 01:23:54,208
‫فرار نمی‌کنم.

1239
01:23:54,291 --> 01:23:56,666
‫من از در دیگه میرم. درِ جلویی.

1240
01:24:11,541 --> 01:24:14,500
‫خواهری داشتم که همه‌چی رو
‫با اون تقسیم می‌کردم.

1241
01:24:15,583 --> 01:24:16,916
‫همون گروه از دوستان...

1242
01:24:18,083 --> 01:24:19,625
‫لباس‌ها، موسیقی...

1243
01:24:19,708 --> 01:24:20,833
‫با هم بیرون می‌رفتیم...

1244
01:24:20,916 --> 01:24:22,833
‫باید بلن رو در اسرع وقت بیاریم بیرون.

1245
01:24:23,375 --> 01:24:26,958
‫وضعیت بحرانیه. سلولش رو آتیش زدن.

1246
01:24:27,041 --> 01:24:30,833
‫ممکنه کارِ یه متعصب مذهبی
‫یا فشار از درون باشه.

1247
01:24:30,916 --> 01:24:33,250
‫تو این چهار ماهی که این پرونده رو گرفتیم...

1248
01:24:33,333 --> 01:24:35,791
‫همه نوع تهدیدی دریافت کردیم.
‫می‌خواستن ما رو متوقف کنن...

1249
01:24:35,875 --> 01:24:39,458
‫آروم بود، اما اگه می‌تونستم بخندونمش،
‫ خنده‌اش به شدت مسری بود.

1250
01:24:39,541 --> 01:24:40,583
‫<i>آزادی برای بلن</i>

1251
01:24:40,666 --> 01:24:42,375
‫ما به حمایت همۀ سازمان‌ها نیاز داریم.

1252
01:24:42,458 --> 01:24:45,875
‫تظاهرات بعدی باید قاطع و فدرال باشه.

1253
01:24:45,958 --> 01:24:47,291
‫موافقیم

1254
01:24:47,375 --> 01:24:50,875
‫اون شاد، سرزنده و همیشه
‫مشتاقِ کمک‌کردن بود.

1255
01:24:51,750 --> 01:24:55,416
‫و مهربون‌ترین آدمی بود که می‌شناختم.

1256
01:24:55,500 --> 01:24:59,583
‫...متوقف کردن این ارعاب‌ها
‫فقط با یک پارکِ پر از زن ممکنه.

1257
01:24:59,666 --> 01:25:03,625
‫در دوازدهم مارس 2014، اون حالش بد شد،

1258
01:25:03,708 --> 01:25:06,166
‫رفت اورژانس و اونا زندانی‌اش کردن.

1259
01:25:06,250 --> 01:25:08,458
‫از اونجایی که این مبارزه
‫باید تو خیابون‌ها اتفاق بیفته...

1260
01:25:08,541 --> 01:25:10,791
‫باید یک تجمع بزرگ ملی برگزار کنیم.

1261
01:25:10,875 --> 01:25:13,125
‫هر پارک در هر استان.

1262
01:25:13,208 --> 01:25:14,833
‫خب، خواهرم بلن هست.

1263
01:25:16,083 --> 01:25:18,041
‫از وقتی بلن رفته زندان، دوست‌هام می‌گن

1264
01:25:18,125 --> 01:25:20,541
‫باید بریم جاهایی که با اون می‌رفتیم...

1265
01:25:20,625 --> 01:25:22,500
‫تا هیچ‌وقت فراموش نکنیم دیگه اینجا نیست.

1266
01:25:22,583 --> 01:25:25,416
‫در این جلسه برای آزادی بلن،
‫برنامه‌ریزی خواهیم کرد

1267
01:25:25,500 --> 01:25:27,083
‫یه نقشۀ جنگی، یه نقشۀ عملیاتی...

1268
01:25:27,166 --> 01:25:28,500
‫اما یک نفر غایبه.

1269
01:25:29,500 --> 01:25:32,458
‫و اگه یه نفر نباشه، انگار همه نیستن.

1270
01:25:33,208 --> 01:25:35,583
‫برای بلن و برای همه.

1271
01:25:35,666 --> 01:25:37,666
‫آزادی برای بلن! همین حالا!

1272
01:25:37,750 --> 01:25:40,041
‫آزادی برای بلن! همین حالا!

1273
01:25:42,791 --> 01:25:44,250
‫تو خیابون‌ها می‌بینمتون.

1274
01:26:01,000 --> 01:26:04,916
‫بلن را آزاد کنید، مسئولیتش با مقامات ماست!

1275
01:26:05,000 --> 01:26:09,083
‫حالا، حالا، این ضروریه!

1276
01:26:09,166 --> 01:26:13,000
‫بلن را آزاد کنید، مسئولیتش با مقامات ماست!

1277
01:26:13,083 --> 01:26:16,916
‫حالا، حالا، این ضروریه!

1278
01:26:17,000 --> 01:26:20,916
‫بلن را آزاد کنید، مسئولیتش با مقامات ماست!

1279
01:26:21,000 --> 01:26:25,041
‫حالا، حالا، این ضروریه!

1280
01:26:25,125 --> 01:26:28,750
‫بلن را آزاد کنید، مسئولیتش با مقامات ماست!

1281
01:26:28,833 --> 01:26:32,958
‫حالا، حالا، این ضروریه!

1282
01:26:33,041 --> 01:26:36,541
‫بلن را آزاد کنید، مسئولیتش با مقامات ماست!

1283
01:26:36,625 --> 01:26:40,708
‫حالا، حالا، این ضروریه!

1284
01:26:40,791 --> 01:26:43,875
‫مادر بودن یا اختیاری باشد
‫یا اصلاً نباشد.

1285
01:26:44,791 --> 01:26:48,458
‫حالا، حالا، این ضروریه!

1286
01:26:48,541 --> 01:26:52,541
‫بلن را آزاد کنید، مسئولیتش با مقامات ماست!

1287
01:27:16,583 --> 01:27:19,416
‫پروندۀ بلن
‫شورش‌ها در توکومان

1288
01:27:19,500 --> 01:27:23,125
‫شکّی نیست که این تجمع
‫جمعیت عظیمی را جذب کرده.

1289
01:27:23,208 --> 01:27:25,000
‫این باعث ایجادِ...

1290
01:27:25,083 --> 01:27:26,750
‫ببین چه بلوایی درست کردی.

1291
01:27:26,833 --> 01:27:28,833
‫...حتی میشه گفت خشم.

1292
01:27:29,416 --> 01:27:32,458
‫یه لحظه‌ای بود که ازمون خواستن
‫بنرهایی که...

1293
01:27:32,541 --> 01:27:35,541
‫ از دادگاه برداشته نشده بود رو دربیاریم...

1294
01:27:35,625 --> 01:27:38,375
‫ و ما شاهدِ...

1295
01:27:38,458 --> 01:27:40,458
‫بی‌عدالتی بودیم.

1296
01:27:40,541 --> 01:27:44,625
‫با این حال، در مورد این دختر،
‫این یک سقط جنین غیرمنتظره...

1297
01:27:44,708 --> 01:27:48,541
‫و ناخواسته بود. یک بی‌عدالتی مطلق.

1298
01:27:48,625 --> 01:27:52,000
‫واسه همینه که ما اینجاییم.
‫می‌خوایم قاضی بفهمه...

1299
01:27:52,083 --> 01:27:54,416
‫- خاموشش کن
‫- ...اون باید آزاد باشه

1300
01:27:55,916 --> 01:27:59,541
‫حالا، حالا، این ضروریه!

1301
01:27:59,625 --> 01:28:02,500
‫بلن را آزاد کنید، مسئولیتش با مقامات ماست!

1302
01:28:02,583 --> 01:28:05,000
‫- الو؟
‫- سولداد دزا؟

1303
01:28:05,083 --> 01:28:06,375
‫بله

1304
01:28:06,458 --> 01:28:10,083
‫ویلما بلانکو هستم،
‫از دفتر ملی وکلای مدافع عمومی.

1305
01:28:10,166 --> 01:28:12,875
‫- الان تو سن میگِلی؟
‫- آره

1306
01:28:13,708 --> 01:28:16,500
‫- از دادگاه دوری؟
‫- نه

1307
01:28:16,583 --> 01:28:21,000
‫برو با گوستاوو برونتی صحبت کن،
‫یه تاریخ برای جلسۀ دادرسی بهت میده.

1308
01:28:21,083 --> 01:28:24,333
‫ولی وقت رو تلف نکن. منتظرت می‌مونه.

1309
01:28:24,416 --> 01:28:28,333
‫سلام. من وکیلم. باید برم داخل.

1310
01:28:28,416 --> 01:28:29,250
‫بذار ببینم

1311
01:28:30,833 --> 01:28:32,666
‫- باشه. بیا تو
‫- ممنون

1312
01:28:33,541 --> 01:28:34,375
‫ممنون

1313
01:28:42,250 --> 01:28:43,625
‫عدالت برای بلن!

1314
01:28:44,458 --> 01:28:45,416
‫سلام

1315
01:28:53,416 --> 01:28:54,750
‫پنجشنبه ساعت ده.

1316
01:28:56,250 --> 01:28:57,416
‫چی؟

1317
01:28:58,708 --> 01:29:00,875
‫- جلسۀ دادگاه.
‫- این پنج‌شنبه؟

1318
01:29:02,125 --> 01:29:03,291
‫خیلی زوده، نه؟

1319
01:29:03,875 --> 01:29:06,916
‫باید سال دیگه بیای. بیست و پنجم مارس.

1320
01:29:07,000 --> 01:29:09,125
‫موکلم نمی‌تونه تا سال بعد صبر کنه.

1321
01:29:09,208 --> 01:29:11,916
‫چهار ماه پیش این پرونده رو گرفتم
‫اون‌ها پرونده رو رد کردن...

1322
01:29:12,000 --> 01:29:14,791
‫این پنجشنبه یا سال بعد.
‫انتخاب با خودته.

1323
01:29:30,159 --> 01:29:33,885
‫ماجرای بلن، داستان یک
‫رویداد ناخواستهٔ زایمان است...

1324
01:29:33,979 --> 01:29:37,152
‫ که بر اساس شهادت شاهدانی که
‫جنینی حدوداً ۲۲ هفته‌ای پیدا کرده بودند...

1325
01:29:37,265 --> 01:29:40,471
‫به پرونده‌ای دربارۀ کشتن نوزاد تبدیل شد.

1326
01:29:40,751 --> 01:29:44,274
‫اکنون این پرونده اینجاست، در دادگاه،

1327
01:29:44,831 --> 01:29:49,328
‫تا دربارۀ سرنوشت این زنِ
‫اهلِ توکومان تصمیم‌گیری شود.

1328
01:29:52,519 --> 01:29:53,779
‫...در بیمارستان آلبردی این شهر.

1329
01:29:54,066 --> 01:29:56,766
‫...و وکیلش، سولداد دزا...

1330
01:29:57,375 --> 01:30:01,291
‫...بعد از سقط جنین در
‫بیمارستان آلبردی، در این شهر.

1331
01:30:01,375 --> 01:30:03,416
‫از صبح زود، سازمان‌های فمینیستی...

1332
01:30:03,500 --> 01:30:06,083
‫تجمعی را در پارک دادگاه خواستار شده‌اند.

1333
01:30:06,166 --> 01:30:09,291
‫ده سازمان حقوق بشری
‫خواستار آزادی او هستند...

1334
01:30:09,375 --> 01:30:11,375
‫مامان، همۀ دنیا تماشا می‌کنن.

1335
01:30:11,458 --> 01:30:14,416
‫...از کشتن بچه‌اش، وقتی که در
‫بیمارستان آلبردی به دنیا آمد.

1336
01:30:14,500 --> 01:30:15,916
‫در سن میگوئل توکومان

1337
01:30:17,583 --> 01:30:18,958
‫نمی‌تونیم با اون بریم.

1338
01:30:20,125 --> 01:30:22,271
‫کی...ر...م... رو... بخور

1339
01:30:23,916 --> 01:30:26,708
‫<i>فاحشۀ لعنتی</i>

1340
01:30:39,125 --> 01:30:42,041
‫زود باش، سولداد!

1341
01:30:46,958 --> 01:30:49,666
‫زود باش، سولداد!

1342
01:31:09,375 --> 01:31:10,291
‫اومدی؟!

1343
01:31:12,666 --> 01:31:13,583
‫آماده‌ای؟

1344
01:31:14,125 --> 01:31:15,458
‫مثلاً!

1345
01:31:16,458 --> 01:31:17,458
‫باشه، بریم.

1346
01:31:18,750 --> 01:31:22,375
‫ای زن! گوش کن!
‫به مبارزه ملحق شو!

1347
01:31:22,458 --> 01:31:25,833
‫ای زن! گوش کن!
‫به مبارزه ملحق شو!

1348
01:31:31,791 --> 01:31:34,333
‫شبِ دوازدهمِ مارسِ 2014،

1349
01:31:34,416 --> 01:31:37,958
‫مابل گومز دخترش رو به‌خاطرِ
‫دل‌درد به بیمارستان می‌بره.

1350
01:31:39,333 --> 01:31:42,416
‫در بیمارستان آلبردی، به خاطر
‫عوارضی که به نظر می‌رسید...

1351
01:31:42,500 --> 01:31:45,333
‫عوارض پریتونیت اخیر باشه،
‫تحت درمان قرار می‌گیره.

1352
01:31:46,125 --> 01:31:50,250
‫هیچکس، نه حتی پرستارها یا
‫اولین دکتری که اون رو دیده...

1353
01:31:50,333 --> 01:31:52,625
‫نه مادر و نه خود بلن...

1354
01:31:52,708 --> 01:31:55,541
‫شک نمی‌کنن که داره سقط جنین می‌کنه.

1355
01:31:57,291 --> 01:32:00,583
‫همون موقع بود که پلیس
‫یهو به اتاق عمل حمله کرد...

1356
01:32:00,666 --> 01:32:03,666
‫ پروندۀ پزشکی رو برداشت،
‫"سقط جنین" رو خط زد...

1357
01:32:03,750 --> 01:32:07,208
‫و بدون هیچ مدرکی نوشت:
‫"قتل عمد با تشدید ناشی از رابطه".

1358
01:32:10,583 --> 01:32:13,625
‫بلن هرگز از اصل برائت برخوردار نبود.

1359
01:32:14,250 --> 01:32:15,625
‫اون همیشه گناهکار بود.

1360
01:32:15,708 --> 01:32:18,833
‫به اون‌هایی که درمانش کردن
‫و اون‌هایی که مجبور به دفاع ازش بودن.

1361
01:32:19,791 --> 01:32:21,958
‫دفاع عمومی ضعیف...

1362
01:32:22,351 --> 01:32:25,458
‫به‌معنای محرومیت کامل از دسترسی به عدالته.

1363
01:32:25,541 --> 01:32:26,916
‫همه این رو می‌دونیم.

1364
01:32:27,708 --> 01:32:30,458
‫دادگاه باید وکیل مدافع را برکنار می‌کرد...

1365
01:32:30,541 --> 01:32:33,250
‫و حداقل به بلن یک حکم عادلانه می‌داد.

1366
01:32:34,875 --> 01:32:37,083
‫بلن ۲۴ سالش بود وقتی این اتفاق افتاد...

1367
01:32:38,000 --> 01:32:39,208
‫الان 27 سالشه.

1368
01:32:40,041 --> 01:32:42,000
‫از اون روز تا حالا توی زندان بوده.

1369
01:32:43,708 --> 01:32:46,750
‫دو سال طول کشید تا محاکمه بشه.

1370
01:32:47,833 --> 01:32:50,833
‫بیش از دو سال حبس بدون مدرک...

1371
01:32:51,333 --> 01:32:54,666
‫بدون خطر فرار، و بدون هیچ توضیحی.

1372
01:32:55,625 --> 01:32:57,618
‫دو سال زمان زیادیه...

1373
01:32:59,291 --> 01:33:02,625
‫اما به نوعی، هنوز برای خوندنِ
‫یه پرونده کافی نبود.

1374
01:33:03,791 --> 01:33:06,000
‫چون اگه هرکسی که در پرونده دخیل بود...

1375
01:33:06,083 --> 01:33:09,583
‫زحمت می‌کشید که حداقل مدارک را بخواند...

1376
01:33:09,666 --> 01:33:12,375
‫متوجه می‌شد که وقتی نمی‌توانی...

1377
01:33:12,458 --> 01:33:14,916
‫ رابطه را ثابت کنی، سرزنش کسی...

1378
01:33:15,000 --> 01:33:17,208
‫به جرم قتل عمد با تشدید
‫ناشی از رابطه غیرممکنه.

1379
01:33:18,541 --> 01:33:21,791
‫قضات، جنین به طور مرموزی ناپدید شد.

1380
01:33:22,451 --> 01:33:24,777
‫دی‌ان‌ای تست نشده، دی‌ان‌ای وجود نداره.

1381
01:33:26,041 --> 01:33:30,375
‫در واقع، جنین در هر گواهی تغییر می‌کنه.

1382
01:33:31,458 --> 01:33:34,625
‫هجده هفته، مؤنث، در یک گواهی.

1383
01:33:34,708 --> 01:33:37,333
‫سی و چهار هفته، مذکر، در یکی دیگه.

1384
01:33:38,208 --> 01:33:42,791
‫به عنوان مدرک قانع‌کننده،
‫حتی در طرف دیگر بیمارستان ظاهر شد...

1385
01:33:42,875 --> 01:33:44,715
‫که ارتکاب جرم رو توسط بلن...

1386
01:33:44,748 --> 01:33:46,541
‫در زمان‌های اعلام شده غیرممکن می‌کرد.

1387
01:33:48,791 --> 01:33:52,437
‫بلن در یک بیمارستان عمومی،
‫در حالی که در دموکراسی زندگی می‌کرد...

1388
01:33:53,291 --> 01:33:55,833
‫در یک شب مورد آزار...

1389
01:33:55,916 --> 01:33:58,791
‫شکنجه و محکومیت قرار گرفت.

1390
01:33:59,958 --> 01:34:02,208
‫دکترها نقش پلیس رو بازی کردن...

1391
01:34:02,291 --> 01:34:04,541
‫و پلیس نقش دکتر رو.

1392
01:34:04,625 --> 01:34:08,208
‫و قضات یه آدم بی‌گناه رو
‫بدون مدرک زندانی کردن.

1393
01:34:11,750 --> 01:34:14,625
‫فکر می‌کنم مهمه که در نظر بگیریم
‫چرا امروز اینجا هستیم.

1394
01:34:15,791 --> 01:34:18,750
‫پس عدالت از کی دفاع می‌کنه
‫اگه از آدم‌هایی مثل بلن نباشه؟

1395
01:34:21,458 --> 01:34:24,051
‫عدالت در دستان افرادی مثل شماست...

1396
01:34:24,151 --> 01:34:28,344
‫هرکدوم با باورها و دیدگاه‌های خودتون.

1397
01:34:28,383 --> 01:34:32,058
‫ولی اون‌ها هرگز نباید مقدم بر کاری باشند
‫که شما موظف به انجامش هستید.

1398
01:34:33,083 --> 01:34:36,000
‫شما اینجا، زیر کولر نشستید...

1399
01:34:36,083 --> 01:34:37,875
‫و به یک دفاعیۀ مکتوب گوش می‌دید.

1400
01:34:38,583 --> 01:34:40,500
‫شما حقیقت بلن رو نشنیدید.

1401
01:34:40,583 --> 01:34:43,000
‫یا ادعاهای زن‌های توی خیابون‌ها رو.

1402
01:34:43,708 --> 01:34:47,416
‫شما به گریه‌های یه دختر 11 ساله
‫که مجبور شده زایمان کنه گوش ندادین.

1403
01:34:48,208 --> 01:34:50,833
‫یا ادعاهای هزاران زنی که
‫خواهان حمایت هستند...

1404
01:34:50,916 --> 01:34:53,250
‫و هنوز هم توسط آزاردهندگانشون
‫کشته می‌شوند.

1405
01:34:57,833 --> 01:35:00,416
‫بی‌فایده است اگر به فرآیند اجتماعی که...

1406
01:35:00,500 --> 01:35:02,500
‫در این کشور شاهدش هستیم، گوش ندین.

1407
01:35:05,791 --> 01:35:07,291
‫مثلاً همین الان.

1408
01:35:08,875 --> 01:35:10,000
‫می‌شنوید؟

1409
01:35:10,791 --> 01:35:12,916
‫صدای زن‌ها رو توی پارک می‌شنوید؟

1410
01:35:13,916 --> 01:35:16,708
‫گوش کنین، چون فریادها متوقف نمی‌شن.

1411
01:35:17,208 --> 01:35:18,750
‫و اگر هنوز گوش ندین...

1412
01:35:18,833 --> 01:35:21,000
‫قانون ما کافی نخواهد بود...

1413
01:35:21,083 --> 01:35:23,791
‫وقتی کسانی که مسئول اجرای آن هستند...

1414
01:35:23,875 --> 01:35:25,833
‫خودشون فاسدش می‌کنن.

1415
01:35:25,916 --> 01:35:27,791
‫هیچ عدالتی کافی نخواهد بود.

1416
01:35:28,625 --> 01:35:31,583
‫اگه در مقابل همدستی سکوت کنیم...

1417
01:35:31,666 --> 01:35:34,458
‫برای ضعفا در توکومان،
‫هیچ رحمی نخواهد بود.

1418
01:35:35,166 --> 01:35:37,583
‫نمی‌تونین روی سکوت ما حساب کنین.

1419
01:35:39,000 --> 01:35:43,583
‫این همون سکوتیه که بلن رو
‫تا امروز توی زندون نگه داشت.

1420
01:35:43,666 --> 01:35:45,886
‫آزادی برای بلن! الان!

1421
01:35:47,666 --> 01:35:49,125
‫بیرون رو نگاه کن.

1422
01:35:49,750 --> 01:35:51,875
‫همۀ اون آدم‌ها به خاطر تو اینجان.

1423
01:35:51,958 --> 01:35:56,083
‫عدالت! عدالت! عدالت!

1424
01:36:00,791 --> 01:36:02,875
‫و حالا که با همیم!

1425
01:36:02,958 --> 01:36:04,958
‫و حالا که با همیم!

1426
01:36:05,041 --> 01:36:07,000
‫و حالا که می‌تونن ما رو ببینن!

1427
01:36:07,083 --> 01:36:09,250
‫و حالا که می‌تونن ما رو ببینن!

1428
01:36:34,208 --> 01:36:36,416
‫میشه یه میراندای سیب دیگه داشته باشم؟

1429
01:37:04,125 --> 01:37:05,208
‫سلام

1430
01:37:16,125 --> 01:37:17,041
‫آره!

1431
01:37:18,291 --> 01:37:19,125
‫آره!

1432
01:37:19,916 --> 01:37:20,833
‫آره!

1433
01:37:25,041 --> 01:37:27,166
‫ممنون! ممنون

1434
01:37:36,291 --> 01:37:38,625
‫دارم می‌رم!

1435
01:37:41,541 --> 01:37:43,125
‫دارم می‌رم!

1436
01:37:50,083 --> 01:37:51,166
‫تبریک میگم!

1437
01:37:52,208 --> 01:37:54,541
‫برو، خولیتا، برو!

1438
01:38:09,791 --> 01:38:11,583
‫- بریم؟
‫- آره

1439
01:38:23,250 --> 01:38:24,208
‫- آماده ای؟
‫- بله

1440
01:38:25,958 --> 01:38:27,291
‫- بریم؟
‫- بریم

1441
01:38:34,458 --> 01:38:37,250
‫بلن کیه؟ بلن منم!

1442
01:38:37,333 --> 01:38:38,750
‫بریم! بریم!

1443
01:38:40,291 --> 01:38:44,000
‫بلن کیه؟ بلن منم!
‫بلن کیه؟ بلن منم!

1445
01:39:58,046 --> 01:40:02,600
‫پروندۀ بلن نقطۀ عطفی در مبارزه برای
‫ قانونی‌کردن سقط جنین در آرژانتین بود.

1446
01:40:07,346 --> 01:40:13,832
‫چهار سال بعد، جنبش‌های زنان و صداهای معترض
‫در میادین و خیابان‌ها تصویب قانون سقط جنینِ داوطلبانه
‫را جشن گرفتند.

1447
01:40:23,541 --> 01:40:28,041
‫<i>نه یک زن دیگر
‫برای سقط جنین مخفیانه</i>

1448
01:40:29,411 --> 01:40:34,337
‫در حال حاضر، سولداد دزا بنیاد زنان برای زنان
‫ را در استان توکومان اداره می‌کند.

1449
01:40:34,458 --> 01:40:40,458
‫از آنجا، او بی‌وقفه برای دفاع از حقوق بشرِ
‫ زنان و صداهای معترض تلاش می‌کند.

1450
01:40:42,125 --> 01:40:45,875
‫هرکس که زندانی، محروم از آزادی
‫و تحت محاکمه قرار بگیره...

1451
01:40:45,958 --> 01:40:48,416
‫فلورا، دخترش، در بنیاد همراه او کار می‌کند.

1452
01:40:48,500 --> 01:40:52,125
‫...بدون شواهد، می‌خواهد هویتش مخفی بماند...

1453
01:40:52,208 --> 01:40:53,625
‫<b>سولِداد دِزا، وکیل مدافع</b>
‫«دادگاه، دستور آزادی بلن را صادر کرد»

1454
01:40:53,708 --> 01:40:55,208
‫آزادی و هویت...

1455
01:40:55,291 --> 01:40:57,541
‫به نظرم ابتدایی‌ترین حقوقِ انسانی هستن.

1456
01:40:57,625 --> 01:41:01,500
‫حریم خصوصی: حتی لیبرالیسم سنتی هم
‫از حریم خصوصی محافظت می‌کنه.

1457
01:41:01,583 --> 01:41:02,875
‫<i>بلن را آزاد کنید.</i>

1458
01:41:23,125 --> 01:41:27,833
‫بلن توکومان را ترک کرد
‫و در گمنامی باقی ماند.

1459
01:41:27,916 --> 01:41:32,166
‫شش ماه پس از آزادی،
‫او از اتهامات تبرئه شد.

1460
01:41:32,250 --> 01:41:37,791
‫او تصمیم گرفت داستان خود را علنی کند
‫تا گذشته تکرار نشود.

1461
01:41:39,083 --> 01:41:42,791
‫این فیلم به او تقدیم شده است.

1462
01:41:45,652 --> 01:41:49,964
‫<b>بِــــلِــــن</b>

1463
01:42:04,583 --> 01:42:07,500
‫<i>سقط جنین قانونی</i>

1464
01:42:24,583 --> 01:42:27,333
‫<i>نه به تبعیض علیه زنان</i>

1465
01:43:04,250 --> 01:43:07,000
‫<i>ما بِلن هستیم</i>

1466
01:43:07,024 --> 01:43:17,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

