﻿1
00:00:52,618 --> 00:01:00,100
‫قربانی دوم

2
00:01:08,560 --> 00:01:17,630
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:01:20,099 --> 00:01:22,060
‫صبح بخیر.

4
00:01:51,900 --> 00:01:54,900
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر، اسبن.

5
00:01:56,099 --> 00:01:57,900
‫به سلامتی!

6
00:02:00,260 --> 00:02:02,938
‫شاید بهتره...

7
00:02:07,578 --> 00:02:12,180
‫- ولی دیگه شیر نمی‌دم.
‫- اون دیگه تو تخصص من نیست.

8
00:02:15,460 --> 00:02:18,860
‫- صبح صداتو از پی‌وان نشنیدم؟
‫- چرا.

9
00:02:18,979 --> 00:02:21,699
‫- خوب بودی. خیلی دقیق و علمی.
‫- مرسی.

10
00:02:21,860 --> 00:02:24,860
‫سلام! ببخشید.

11
00:02:27,020 --> 00:02:30,699
‫چرا آدما وقتی هیچ کار اشتباهی نکردن
‫می‌گن ببخشید؟

12
00:02:30,860 --> 00:02:33,538
‫- معذرت می‌خوام.
‫- باورنکردنیه!

13
00:02:33,699 --> 00:02:37,340
‫- اسمت چی بود؟
‫- امیلی. تو هم الکس بودی، درسته؟

14
00:02:37,538 --> 00:02:39,500
‫- آره.
‫- سلام.

15
00:02:39,657 --> 00:02:46,180
‫امروز بک‌آپ نورولوژی تویی؟ من شیفت اصلی‌ام.

16
00:02:46,340 --> 00:02:50,258
‫اسبن اون بالاست، جراح مغز و اعصابه.
‫رختکنشون داره بازسازی می‌شه.

17
00:02:50,460 --> 00:02:53,740
‫باشه، لعنتی. ببخشید، نمی‌دونستم.

18
00:02:53,900 --> 00:02:57,780
‫- من می‌رم اون‌طرف.
‫- از کجا باید می‌دونستی؟

19
00:02:59,340 --> 00:03:01,657
‫یه کریستیان بک‌آپه.

20
00:03:01,818 --> 00:03:04,818
‫- امروز کریستیان رو دیدی؟
‫- نه.

21
00:03:05,818 --> 00:03:10,900
‫- اگه سؤالی داشتم از کی بپرسم؟
‫- از بیرگیته بپرس، مسئوله.

22
00:03:14,538 --> 00:03:17,860
‫- اولین باره تنهایی شیفت اصلی‌ام.
‫- هیجان‌انگیزه.

23
00:03:17,979 --> 00:03:22,180
‫آره، هیجان‌انگیزه. ولی استرس هم دارم.

24
00:03:22,340 --> 00:03:25,139
‫- احتمالاً خوب پیش می‌ره.
‫- روز خوبی داشته باشی.

25
00:03:25,300 --> 00:03:27,900
‫- تو هم همین‌طور.
‫- آره، تو هم.

26
00:03:29,020 --> 00:03:31,780
‫رژ لب رو بی‌خیال شو.

27
00:03:31,900 --> 00:03:35,818
‫- وگرنه فکر می‌کنن پرستاری.
‫- باشه. حتماً. مرسی.

28
00:03:38,740 --> 00:03:41,258
‫- صبح بخیر، ترین. ترومبولیز با توئه؟
‫- آره.

29
00:03:41,460 --> 00:03:43,060
‫خوبه.

30
00:03:49,979 --> 00:03:53,180
‫- کشیک ترومبولیز، الکساندرا هستم.
‫- اسکه‌ام از A22.

31
00:03:53,340 --> 00:03:55,340
‫یه خانم ۵۹ ساله به اسم وینی اینجاست.

32
00:03:55,894 --> 00:03:58,818
‫پسرش زنگ زده چون پشت تلفن
‫عجیب حرف می‌زده.

33
00:03:58,818 --> 00:04:02,377
‫توی حرف زدن مشکل داره
‫و سمت راست بدنش ضعیف شده.

34
00:04:02,580 --> 00:04:04,900
‫علائم از کی شروع شده؟

35
00:04:05,060 --> 00:04:09,020
‫سخته بگم، ولی دیشب
‫کاملاً حالش خوب بوده.

36
00:04:09,180 --> 00:04:12,300
‫اگه شب اتفاق افتاده، فوریه.
‫کجایین؟

37
00:04:12,500 --> 00:04:17,100
‫- ده دقیقه دیگه می‌رسیم.
‫- علائم حیاتیش رو می‌گی؟

38
00:04:17,259 --> 00:04:23,579
‫فشار ۱۸۰ روی ۸۰، نبض ۹۹،
‫تعداد تنفس ۱۸ و قند خون ۶.۲.

39
00:04:23,740 --> 00:04:26,220
‫- مرسی. می‌بینمت.
‫- کی می‌رسن؟

40
00:04:26,379 --> 00:04:31,019
‫ده دقیقه دیگه. سکته موقع بیدار شدنه،
‫پس نهایتاً ۳۰ دقیقه وقت داریم.

41
00:04:31,180 --> 00:04:34,579
‫- اسمش چی بود؟
‫- وینی.

42
00:04:37,259 --> 00:04:39,660
‫سیستم پرونده‌های پزشکی کار نمی‌کنه.

43
00:04:39,819 --> 00:04:44,899
‫- احتمالاً الان درست می‌شه.
‫- باشه. من می‌رم جلسه صبح.

44
00:04:45,019 --> 00:04:48,980
‫الکس؟
‫فقط باید چندتا بیمار رو مرخص کنی.

45
00:04:49,139 --> 00:04:53,740
‫- شیفت شب اینجا رو کرده هتل.
‫- انجامش می‌دم.

46
00:04:53,899 --> 00:04:57,740
‫فرق خدا و دکتر چیه؟

47
00:04:59,019 --> 00:05:01,939
‫خدا می‌دونه که دکتر نیست.

48
00:05:04,338 --> 00:05:10,699
‫ببخشید؟ یه مرد تو راهروئه
‫که صداهای عجیب‌وغریب درمیاره.

49
00:05:10,860 --> 00:05:14,579
‫- فقط کلوپوکسید لازم داره.
‫- ساعت هشته، شروع کنیم.

50
00:05:14,740 --> 00:05:19,980
‫- باز تویی؟
‫- همون‌طور که می‌دونین، کریستیان مریضه.

51
00:05:20,139 --> 00:05:25,338
‫یعنی امروز صبح توی اورژانس
‫هیچ نیروی بک‌آپی نداریم.

52
00:05:25,540 --> 00:05:29,220
‫کسی می‌تونه یکی دو ساعت
‫تلفن رو جواب بده؟

53
00:05:34,060 --> 00:05:36,180
‫من کل شب اینجا بودم.

54
00:05:36,338 --> 00:05:39,620
‫توی بخش تنهام.
‫شیفت اصلی کیه؟

55
00:05:39,778 --> 00:05:44,699
‫- اِما.
‫- امیلی، نزدیک بود. منم.

56
00:05:44,860 --> 00:05:49,980
‫- چند وقته اومده؟ دو هفته؟
‫- یه کم دلشوره می‌گیرم با این وضع.

57
00:05:50,139 --> 00:05:54,740
‫- از ساعت ده می‌تونم بگیرمش.
‫- پس دو ساعت بک‌آپ نداریم.

58
00:05:54,899 --> 00:06:00,220
‫- امیلی خیلی خوب از پسش برمیاد.
‫- اگه اوتو تأییدش کنه، من مشکلی ندارم.

59
00:06:00,379 --> 00:06:05,379
‫ولی این واقعیت رو عوض نمی‌کنه
‫که کمبود نیروی جدی داریم.

60
00:06:05,579 --> 00:06:10,500
‫- به نظرت باید چی کار کنیم؟
‫- من سر کار زیاد حس نمی‌کنم.

61
00:06:10,660 --> 00:06:16,019
‫ولی می‌خوام بدونم دارین به استخدام
‫یه متخصص دیگه فکر می‌کنین یا نه.

62
00:06:16,180 --> 00:06:19,060
‫نمی‌تونیم فقط چون مریضه
‫اخراجش کنیم.

63
00:06:19,220 --> 00:06:22,660
‫نه، ولی نبودنش
‫روی بیمارها تأثیر می‌ذاره.

64
00:06:22,819 --> 00:06:25,660
‫- موافقم.
‫- ولی نباید این‌طور باشه.

65
00:06:25,819 --> 00:06:30,500
‫بخش باید از همکارش حمایت کنه.
‫سال سختی داشته.

66
00:06:30,660 --> 00:06:35,100
‫- برای کریستیان چی پیش اومده؟
‫- داستانش مفصله.

67
00:06:35,259 --> 00:06:37,740
‫آره، نتونست از پسش بربیاد.

68
00:06:37,899 --> 00:06:40,939
‫ازش شکایت شد،
‫بعد قضیه خیلی بزرگ‌تر شد.

69
00:06:41,100 --> 00:06:44,699
‫دیگه بسه.
‫هنوز بک‌آپ نداریم.

70
00:06:44,860 --> 00:06:48,019
‫- من می‌گیرمش.
‫- باشه. مرسی، الکس.

71
00:06:48,939 --> 00:06:52,300
‫- ترومبولیز و اورژانس با هم زیاد نیست؟
‫- مشکلی نیست.

72
00:06:52,500 --> 00:06:56,620
‫- وقتی الکسه، خیالم راحته.
‫- از پسش برمیاد.

73
00:06:56,778 --> 00:07:01,259
‫- باید برم. اگه چیزی شد زنگ بزن.
‫- باشه.

74
00:07:03,300 --> 00:07:07,620
‫- ببخشید، یکی منو خواسته بود.
‫- من نبودم.

75
00:07:07,778 --> 00:07:09,699
‫- شما کشیشین؟
‫- بله.

76
00:07:09,860 --> 00:07:11,660
‫لباستون پشت‌وروئه.

77
00:07:11,819 --> 00:07:15,139
‫- صبح بخیر، کمال.
‫- صبح بخیر، رئیس.

78
00:07:15,300 --> 00:07:18,899
‫- وینی نیلسن برای ارزیابی ترومبولیز.
‫- بله. ممنون.

79
00:07:19,019 --> 00:07:24,259
‫- من بودم تلفنی باهات حرف زدم. چیز جدیدی نیست؟
‫- نه.

80
00:07:24,459 --> 00:07:28,338
‫- آخرین فشارش چند بود؟
‫- ۱۸۰ روی ۸۰.

81
00:07:28,540 --> 00:07:33,100
‫- داروی رقیق‌کننده خون مصرف می‌کنه؟
‫- پسرش فکر نمی‌کرد. تو راهه.

82
00:07:33,259 --> 00:07:36,980
‫- پس رقیق‌کننده خون نمی‌خوره؟
‫- طبق گفته پسرش، نه.

83
00:07:38,180 --> 00:07:41,939
‫سلام، وینی.
‫من الکسم، دکترم.

84
00:07:42,100 --> 00:07:46,819
‫آوردنت اینجا چون شک داریم
‫توی مغزت لخته خون ایجاد شده.

85
00:07:46,939 --> 00:07:52,740
‫می‌خوایم معاینه‌ت کنیم.
‫سریع انجام می‌شه، بعدش توضیح می‌دیم.

86
00:07:52,899 --> 00:07:55,620
‫حالا اینو ازت درمیارم.

87
00:07:55,778 --> 00:07:58,778
‫وینی، می‌تونی بهم بگی
‫چند سالته؟

88
00:08:00,579 --> 00:08:04,220
‫خوبه. می‌تونی بگی
‫الان چه ماهیه؟

89
00:08:06,139 --> 00:08:09,660
‫آره. می‌تونی به من نگاه کنی؟
‫چشماتو ببند.

90
00:08:10,699 --> 00:08:13,338
‫دوباره بازشون کن.
‫آره، خوبه.

91
00:08:13,540 --> 00:08:16,139
‫وینی، حالا به دستم نگاه کن.

92
00:08:18,379 --> 00:08:20,300
‫آره. خوبه.

93
00:08:21,778 --> 00:08:24,819
‫باشه، خوبه.
‫وینی، حالا دستت رو می‌برم بالا.

94
00:08:24,939 --> 00:08:30,483
‫ولش می‌کنم، تو هم بالا نگهش دار
‫تا من تا پنج بشمرم.

95
00:08:30,483 --> 00:08:34,815
‫حالا می‌شمرم.
‫یک، دو، سه، چهار، پنج.

96
00:08:35,229 --> 00:08:36,142
‫آره، خوبه.

97
00:08:36,576 --> 00:08:40,697
‫حالا با اون یکی هم همین کارو می‌کنیم.
‫ولش می‌کنم، تو بالا نگهش دار.

98
00:08:40,860 --> 00:08:43,538
‫یک، دو... آره، خوبه. عالیه.

99
00:08:47,220 --> 00:08:50,700
‫این رو حس می‌کنی، وینی؟
‫آره، یه کم درد داره.

100
00:08:50,860 --> 00:08:54,100
‫این یکی چی...؟ نه. خوبه.

101
00:08:54,259 --> 00:08:56,778
‫خوبه. ببرینش ام‌آر‌آی.

102
00:08:56,899 --> 00:09:02,019
‫سلام، وینی. داریم می‌بریمت برای ام‌آر‌آی،
‫بعدش دوباره می‌بینیمت.

103
00:09:04,340 --> 00:09:06,740
‫صبح بخیر، راگنار.
‫بگیر!

104
00:09:06,899 --> 00:09:10,379
‫اوه، مرسی! آب‌نباتم.

105
00:09:10,580 --> 00:09:13,899
‫- حقته.
‫- یه لحظه.

106
00:09:15,500 --> 00:09:17,538
‫بله، راگنار هستم.

107
00:09:19,700 --> 00:09:22,980
‫بله. ولی چرا؟

108
00:09:24,778 --> 00:09:30,100
‫هزار بار گفتم که قرار نیست
‫گندکاری شما رو جمع کنم.

109
00:09:30,259 --> 00:09:33,500
‫همینه که هست. ممنون، خداحافظ.

110
00:09:33,658 --> 00:09:35,899
‫دیگه از دست اورژانس خسته شدم.

111
00:09:36,057 --> 00:09:39,500
‫بیمارها رو می‌فرستن اینجا
‫فقط برای یه ام‌آر‌آی،

112
00:09:39,658 --> 00:09:44,778
‫به‌جای اینکه درست معاینه‌شون کنن.
‫فکر می‌کنی می‌دونن چقدر هزینه داره؟

113
00:09:44,899 --> 00:09:50,177
‫معلومه که نه. این پزشکیِ دفاعی
‫آخرش نظام درمان رو نابود می‌کنه.

114
00:09:50,340 --> 00:09:52,620
‫تصویرا دارن می‌رسن.

115
00:09:53,580 --> 00:09:58,899
‫- سکته‌ست. انفارکت نیمکره چپ.
‫- با آفازیش جور درمیاد. کی اتفاق افتاده؟

116
00:09:59,057 --> 00:10:05,139
‫سه چهار ساعت پیش.
‫باید فوراً درمان رو شروع کنیم.

117
00:10:05,298 --> 00:10:10,100
‫حدود ۶۰ کیلوئه، پس ۵۴ میلی‌گرم اکتیلایز.

118
00:10:10,259 --> 00:10:15,019
‫۵.۴ میلی‌گرم بولوس،
‫بقیه‌ش طی ۶۰ دقیقه، ممنون.

119
00:10:15,177 --> 00:10:17,340
‫- درسته.
‫- آره.

120
00:10:17,538 --> 00:10:20,940
‫اینجا یه دکتر واقعی داریم
‫که وقت تلف نمی‌کنه.

121
00:10:21,100 --> 00:10:23,019
‫دقیقاً.

122
00:10:23,177 --> 00:10:26,259
‫آره، هشتگ می‌تو.

123
00:10:26,460 --> 00:10:30,899
‫- فقط می‌گن می‌تو.
‫- باشه، باشه، همونو می‌گیم.

124
00:10:36,899 --> 00:10:41,580
‫الکس؟ هنوزم به پرونده‌ش
‫دسترسی ندارم.

125
00:10:41,740 --> 00:10:45,057
‫- باشه.
‫- واقعاً افتضاحه.

126
00:10:45,220 --> 00:10:51,139
‫- پسرش گفت دارویی مصرف نمی‌کنه.
‫- این توی دادگاه سند حساب نمی‌شه. چی کار کنیم؟

127
00:10:52,220 --> 00:10:55,460
‫- درمان رو شروع می‌کنیم.
‫- نمی‌تونیم.

128
00:10:55,620 --> 00:10:59,019
‫باید صبر کنیم
‫تا سیستم پرونده‌ها درست بشه.

129
00:10:59,177 --> 00:11:01,778
‫- وقت نداریم.
‫- بگیرش!

130
00:11:01,899 --> 00:11:06,860
‫داری چی کار می‌کنی؟ اینجا بیمارستانه،
‫چیزی پرت نمی‌کنیم.

131
00:11:10,460 --> 00:11:14,899
‫وینی، یه کم به من نگاه کن.
‫می‌تونی به سقف اشاره کنی؟

132
00:11:16,100 --> 00:11:18,778
‫می‌تونی به سقف اشاره کنی؟

133
00:11:20,259 --> 00:11:21,980
‫خوبه. ممنون.

134
00:11:22,139 --> 00:11:25,899
‫حالا می‌خوام یه سؤال
‫خیلی مهم ازت بپرسم:

135
00:11:26,019 --> 00:11:31,019
‫دارویی مصرف می‌کنی؟ آره؟ یا نه؟

136
00:11:32,620 --> 00:11:35,740
‫نه؟ هیچ دارویی نمی‌خوری؟

137
00:11:35,899 --> 00:11:38,580
‫خوبه. پس می‌تونیم اکتیلایز بدیم.

138
00:11:41,220 --> 00:11:43,860
‫- کشیک نورولوژی.
‫- امیلی‌ام.

139
00:11:43,980 --> 00:11:48,778
‫یه پسر ۱۸ ساله‌ست، از دیروز سردرد داشته.
‫مطمئن نیستم خشکی گردن داره یا نه.

140
00:11:48,899 --> 00:11:53,778
‫- ۵.۴ میلی‌گرم اکتیلایز.
‫- یه کم صبر کن، وسط ترومبولیزم.

141
00:11:53,899 --> 00:11:56,580
‫- مطمئنی؟
‫- آره. ممنون.

142
00:12:00,220 --> 00:12:03,700
‫باشه، امیلی.
‫ادامه بده، ولی آروم حرف بزن.

143
00:12:03,860 --> 00:12:08,460
‫توی ارزیابیش به مشکل خوردم
‫و می‌خوام نظارت کنین.

144
00:12:08,620 --> 00:12:11,580
‫باشه، میام.

145
00:12:11,740 --> 00:12:15,899
‫- می‌رم پیش امیلی. پنج دقیقه دیگه برمی‌گردم.
‫- الان می‌ری؟

146
00:12:16,057 --> 00:12:18,658
‫- اگه چیزی عوض شد زنگ بزن.
‫- باشه.

147
00:12:26,899 --> 00:12:29,340
‫سلام. اوضاع اینجا چطوره؟

148
00:12:30,460 --> 00:12:31,778
‫سلام.

149
00:12:31,899 --> 00:12:35,658
‫ببخشید؟
‫می‌شه داروهاشو چک کنین؟

150
00:12:35,820 --> 00:12:38,778
‫گفتن باید کلوپوکسید بخوره.

151
00:12:38,899 --> 00:12:42,658
‫این می‌تونه صرع باشه.
‫لطفاً چک کنین، باشه؟

152
00:12:55,100 --> 00:12:58,340
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر، الیاس.

153
00:13:04,100 --> 00:13:06,340
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

154
00:13:06,538 --> 00:13:09,940
‫صبح بخیر.
‫من الکساندرام، متخصص مغز و اعصاب.

155
00:13:10,100 --> 00:13:13,538
‫- کامیلا.
‫- موضوع فوری‌ای بود؟

156
00:13:13,700 --> 00:13:16,340
‫- فوری؟
‫- آروم باش، مامان.

157
00:13:16,538 --> 00:13:20,057
‫امیلی پزشک در حال آموزشه،
‫من فقط دارم نظارت می‌کنم.

158
00:13:20,220 --> 00:13:24,778
‫- یعنی چیز جدی‌ای نیست؟
‫- نگران نباش.

159
00:13:24,899 --> 00:13:29,298
‫الیور از دیروز
‫سردرد شدید داشته.

160
00:13:29,500 --> 00:13:32,500
‫تا جایی که من می‌بینم همه‌چی طبیعیه،

161
00:13:32,697 --> 00:13:35,620
‫ولی مطمئن نیستم گردنش خشکه یا نه.

162
00:13:35,620 --> 00:13:38,580
‫تشخیصش سخته.

163
00:13:38,740 --> 00:13:43,298
‫- دیگه مثل دیروز درد نداره.
‫- بذار دکتر معاینه‌ت کنه.

164
00:13:43,500 --> 00:13:48,860
‫- سرش شلوغه. امروز تولدشه.
‫- اوه، چند سالت می‌شه؟

165
00:13:48,980 --> 00:13:51,139
‫- ۱۸.
‫- مبارکه. سن مهمیه.

166
00:13:51,298 --> 00:13:53,899
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

167
00:13:54,019 --> 00:13:59,820
‫- تب داری؟ حالت تهوع؟
‫- نه، کاملاً خوبم.

168
00:13:59,940 --> 00:14:04,057
‫- این اواخر زیاد الکل خوردی؟
‫- یه کم.

169
00:14:04,220 --> 00:14:09,259
‫تو که این‌قدر مشروب نمی‌خوری.
‫ربطی به الکل نداره.

170
00:14:09,460 --> 00:14:12,820
‫- الیور، به دماغم نگاه کن.
‫- باشه.

171
00:14:12,940 --> 00:14:15,620
‫حالا توی چشمات نور می‌ندازم.

172
00:14:16,980 --> 00:14:18,580
‫خوبه.

173
00:14:20,100 --> 00:14:25,139
‫به نوکش نگاه کن. سرت رو تکون نده،
‫فقط با چشمات دنبالش کن.

174
00:14:31,057 --> 00:14:36,620
‫- خوبه. تا حالا دوبینی داشتی؟
‫- نه.

175
00:14:36,778 --> 00:14:41,620
‫به چشمام نگاه کن
‫و دستات رو دو طرف باز کن.

176
00:14:41,778 --> 00:14:46,379
‫حالا با یه دست دماغت رو لمس کن.
‫خوبه. حالا اون یکی.

177
00:14:47,538 --> 00:14:52,980
‫خوبه. می‌تونی همچنان به چشمام نگاه کنی
‫و با انگشتت انگشت منو لمس کنی؟

178
00:14:54,740 --> 00:14:56,379
‫خیلی خوبه.

179
00:14:56,580 --> 00:15:01,580
‫حالا بریم روی تخت معاینه.
‫سرت رو این طرف بذار و دراز بکش.

180
00:15:04,259 --> 00:15:06,298
‫به سمت من.

181
00:15:09,100 --> 00:15:12,100
‫- کفشامو دربیارم؟
‫- نه.

182
00:15:12,259 --> 00:15:16,057
‫- دراز بکش، بعداً درستش می‌کنیم.
‫- این‌جوری...

183
00:15:16,220 --> 00:15:21,460
‫دارم گردنت رو معاینه می‌کنم،
‫فقط شل باش. سرت دست منه.

184
00:15:22,340 --> 00:15:26,259
‫خوبه. اگه احساس کشیدگی
‫یا درد کردی بگو.

185
00:15:29,980 --> 00:15:31,538
‫خوبه.

186
00:15:31,700 --> 00:15:34,259
‫الان می‌تونیم بریم خونه؟

187
00:15:34,460 --> 00:15:38,620
‫آره، به نظر میاد یه میگرن معمولیه
‫یا خماری.

188
00:15:38,778 --> 00:15:42,057
‫- مطمئنین؟
‫- آره. می‌تونین برین خونه.

189
00:15:42,220 --> 00:15:46,340
‫برای درد می‌تونه پانادول بخوره.
‫فقط حواستون باشه حالت تهوع نگیره.

190
00:15:46,538 --> 00:15:50,460
‫- ممنون. خیالم راحت شد.
‫- ممنون.

191
00:15:51,980 --> 00:15:56,057
‫- الان میام.
‫- برای احتیاط ام‌آر‌آی لازم نیست؟

192
00:15:56,220 --> 00:15:59,778
‫فقط راگنار می‌افته به جونت.
‫هیچ نیازی نیست.

193
00:16:18,100 --> 00:16:21,658
‫- اومدم.
‫- فشارش شده ۲۱۰ روی ۱۰۰.

194
00:16:21,820 --> 00:16:24,740
‫- انفوزیون رو قطع کن. توی مثانه چیزی هست؟
‫- نه.

195
00:16:24,899 --> 00:16:27,538
‫لطفاً ۲۰ میلی‌گرم تراندیت بده.

196
00:16:27,700 --> 00:16:32,379
‫- وینی؟ حالت تهوع داری؟
‫- آره.

197
00:16:32,580 --> 00:16:34,980
‫- سردرد داری؟
‫- آره.

198
00:16:35,940 --> 00:16:38,259
‫- ۲۰ میلی‌گرم تراندیت.
‫- ممنون.

199
00:16:38,460 --> 00:16:42,899
‫بفرما، وینی.
‫آره، اصلاً خوشایند نیست.

200
00:16:53,580 --> 00:16:57,259
‫- خیلی خوب بود، وینی.
‫- آب.

201
00:16:57,460 --> 00:17:00,177
‫- آب.
‫- برات آب میارم.

202
00:17:00,340 --> 00:17:03,177
‫اون بیرون چه خبره؟

203
00:17:03,340 --> 00:17:06,019
‫- می‌رم ببینم.
‫- مرسی.

204
00:17:08,219 --> 00:17:11,739
‫اسمش وینیه.
‫بگین کجاست!

205
00:17:11,900 --> 00:17:14,857
‫- جوابمو بدین! اسمش وینیه!
‫- آروم باشین.

206
00:17:14,979 --> 00:17:18,140
‫سلام. شما پسر وینی هستین؟

207
00:17:18,298 --> 00:17:20,979
‫- من الکساندرام، دکترم.
‫- آندرس.

208
00:17:21,140 --> 00:17:23,337
‫- می‌دونین کجاست؟
‫- بیا.

209
00:17:23,538 --> 00:17:27,337
‫هیچی بهم نگفتن.
‫پشت تلفن عجیب حرف می‌زد.

210
00:17:27,538 --> 00:17:29,900
‫- من برات توضیح می‌دم.
‫- حالش خوبه؟

211
00:17:30,057 --> 00:17:34,617
‫مادرت دیشب توی مغزش لخته داشته،
‫ولی حالش خوبه.

212
00:17:35,900 --> 00:17:40,298
‫درمانش رو شروع کردیم
‫و ظاهراً داره جواب می‌ده.

213
00:17:40,500 --> 00:17:44,140
‫یعنی...؟ قراره...؟

214
00:17:44,298 --> 00:17:48,740
‫می‌خوای باهاش حرف بزنی؟
‫فکر کنم از دیدنت خوشحال بشه.

215
00:17:51,460 --> 00:17:53,700
‫با من بیا.

216
00:17:55,817 --> 00:17:58,057
‫این آندرسه، پسر وینی.

217
00:17:58,220 --> 00:18:01,900
‫سلام، آندرس. بیا تو.
‫وینی، آندرس اومده.

218
00:18:02,019 --> 00:18:05,259
‫- کشیک ترومبولیز، الکساندرا هستم.
‫- سلام، کریستینام.

219
00:18:05,460 --> 00:18:10,380
‫اوگه، ۸۲ ساله، از گزگز
‫انگشت‌هاش شکایت داره.

220
00:18:10,577 --> 00:18:13,500
‫حال عمومیش خوب نیست. دیابت هم داره.

221
00:18:13,660 --> 00:18:18,259
‫- علائم از کی شروع شده؟
‫- می‌گه چند روز پیش.

222
00:18:18,460 --> 00:18:24,180
‫به نظر یه لخته کوچیک میاد،
‫ولی برای ترومبولیز خیلی دیره.

223
00:18:24,337 --> 00:18:27,900
‫ولی بفرستینش نورولوژی،
‫اونجا معاینه‌ش می‌کنن.

224
00:18:28,019 --> 00:18:32,097
‫- باشه، می‌فرستیم. حروف اول اسمت چیه؟
‫- AD.

225
00:18:32,259 --> 00:18:35,298
‫- باشه، ممنون. خداحافظ.
‫- ممنون. خداحافظ.

226
00:18:35,500 --> 00:18:38,180
‫- الکس، دو ثانیه وقت داری؟
‫- آره...

227
00:18:38,337 --> 00:18:41,460
‫فکر نمی‌کنی یه کم زوده
‫تنهایی کشیک وایسم؟

228
00:18:41,617 --> 00:18:44,500
‫خیلی خوب از پسش برمیای.

229
00:18:44,660 --> 00:18:48,740
‫مرسی، ولی خودت گفتی
‫اگه حس کردم...

230
00:18:48,900 --> 00:18:52,900
‫وقت احساسات نداریم.
‫این حرف یه کم خودمحورانه‌ست.

231
00:18:53,057 --> 00:18:56,097
‫تو برای بیمارها اینجایی،
‫یادت نره.

232
00:18:56,259 --> 00:18:59,259
‫آره، دارم سعی می‌کنم همین‌طور باشم.

233
00:18:59,460 --> 00:19:02,220
‫از پسش برمیای. می‌دونم.

234
00:19:04,660 --> 00:19:06,700
‫کمک! الیور؟

235
00:19:06,857 --> 00:19:09,380
‫کمک! افتاد زمین.

236
00:19:09,577 --> 00:19:13,817
‫- کمک لازم داریم! کد قرمز!
‫- الکس، چی کار کنم؟

237
00:19:13,940 --> 00:19:16,500
‫زیر سرش. کامیلا، بذار رد بشم.

238
00:19:16,660 --> 00:19:19,778
‫- الیور؟
‫- الیور؟

239
00:19:21,940 --> 00:19:24,577
‫- ۵ میلی‌گرم استسولید.
‫- چه اتفاقی داره می‌افته؟

240
00:19:24,740 --> 00:19:27,617
‫فقط یه کم جا لازم داریم که کار کنیم.

241
00:19:27,778 --> 00:19:29,900
‫- یه تخت لازم دارم!
‫- تخت!

242
00:19:30,057 --> 00:19:32,900
‫- تخت و اکسیژن!
‫- میارم.

243
00:19:34,538 --> 00:19:37,740
‫- به پهلو!
‫- ببخشید.

244
00:19:37,900 --> 00:19:40,617
‫- امیلی، پیشش بمون!
‫- ببخشید.

245
00:19:45,097 --> 00:19:49,097
‫- دارم تخت میارم.
‫- همین الان ببرینش ام‌آر‌آی!

246
00:19:50,298 --> 00:19:54,500
‫- کجا می‌برینش؟
‫- ام‌آر‌آی، تا بفهمیم چی شده.

247
00:19:54,660 --> 00:19:58,140
‫- چه مشکلی داره؟
‫- دست آدمای مطمئنیه.

248
00:19:58,298 --> 00:20:02,500
‫- نمی‌تونی همین‌جوری بری.
‫- برمی‌گردم. قول می‌دم.

249
00:20:02,660 --> 00:20:05,538
‫برمی‌گردم.

250
00:20:05,700 --> 00:20:09,019
‫- تنهام نذار!
‫- همین‌جا منتظر بمون.

251
00:20:38,019 --> 00:20:41,097
‫خونریزی مغزیه.

252
00:20:47,740 --> 00:20:53,700
‫- نمی‌شه با کویلینگ بستش؟
‫- با همچین خونریزی‌ای؟ غیرممکنه.

253
00:20:53,857 --> 00:20:58,019
‫- راگنار...
‫- پیشنهاد من جراحیه.

254
00:20:58,180 --> 00:21:03,900
‫خطر پارگی خیلی بالاست.
‫به نظرم کویلینگ بهترین گزینه‌ست.

255
00:21:04,019 --> 00:21:06,900
‫نمی‌شه.

256
00:21:07,019 --> 00:21:09,337
‫ریسکش چقدره؟

257
00:21:09,538 --> 00:21:14,660
‫۸۰ درصد احتمال داره حین جراحی
‫خونریزی شدیدتر بشه. اون‌وقت می‌میره.

258
00:21:14,817 --> 00:21:17,900
‫ولی ۲۰ درصد هم شانس داری جلوشو بگیری.

259
00:21:18,057 --> 00:21:20,660
‫شاید فقط ۱۵ درصد.

260
00:21:20,817 --> 00:21:23,538
‫گزینه دیگه اینه که تا آخر عمر تو کما بمونه.

261
00:21:23,700 --> 00:21:28,778
‫- یا با آسیب مغزی به هوش بیاد.
‫- الان نمی‌تونیم درباره‌ش چیزی بگیم.

262
00:21:28,900 --> 00:21:33,057
‫به نظرم اگه عمل نشه
‫پیش‌آگهیش بهتره.

263
00:21:34,019 --> 00:21:38,617
‫باشه. پس توی پرونده می‌نویسم
‫که نمی‌خوای عملش کنی.

264
00:21:38,778 --> 00:21:41,900
‫بحث نخواستن نیست، ولی...

265
00:21:43,778 --> 00:21:46,220
‫فقط ۱۸ سالشه.

266
00:21:50,380 --> 00:21:52,980
‫- امتحانش می‌کنیم.
‫- خوبه.

267
00:21:55,097 --> 00:21:56,460
‫خوبه.

268
00:22:46,900 --> 00:22:50,298
‫من می‌رم پیش بیرگیته. هر وقت آماده شدی بیا.

269
00:22:50,500 --> 00:22:51,980
‫باشه.

270
00:22:54,259 --> 00:22:56,857
‫- اینم تلفن.
‫- عالیه.

271
00:22:56,980 --> 00:23:02,617
‫جمع شدیم یه مرور سریع روی
‫حادثه بحرانی‌ای که پیش اومد داشته باشیم.

272
00:23:02,778 --> 00:23:08,180
‫هدفمون اینه بفهمیم چی شده،
‫نه اینکه دنبال مقصر بگردیم.

273
00:23:08,337 --> 00:23:09,700
‫باشه؟

274
00:23:09,857 --> 00:23:14,980
‫پنج دقیقه دیگه جلسه دارم،
‫ولی فکر کنم خوب پیش بره.

275
00:23:15,140 --> 00:23:18,980
‫الکس، می‌تونی بگی
‫ماجرا از دید تو چطور پیش رفت؟

276
00:23:19,140 --> 00:23:22,577
‫حدود ساعت ۸:۱۵ بهم زنگ زدن.

277
00:23:22,740 --> 00:23:27,617
‫یه بیمار با سردرد بود. فرستادمش خونه چون
‫هیچ نشونه‌ای از مشکل حاد ندیدیم.

278
00:23:27,778 --> 00:23:31,298
‫- یعنی تو بیمار رو پذیرش کردی؟
‫- نه، امیلی کرد.

279
00:23:31,500 --> 00:23:35,019
‫پس دکترهای تازه‌کار نباید
‫بیمار نورولوژی پذیرش کنن.

280
00:23:35,180 --> 00:23:37,617
‫- داری می‌گی تقصیر من بود؟
‫- نه.

281
00:23:37,778 --> 00:23:41,617
‫فعلاً بحث مقصر بودن رو کنار بذاریم.

282
00:23:41,778 --> 00:23:45,337
‫قول می‌دم برگردیم به چیزی که تو تجربه کردی.

283
00:23:45,538 --> 00:23:48,220
‫- الکس، ادامه می‌دی؟
‫- آره.

284
00:23:48,380 --> 00:23:51,900
‫- یه مدت بعد برگشت.
‫- چقدر بعد؟

285
00:23:52,057 --> 00:23:56,817
‫ده دقیقه. داد زدیم کد قرمز
‫و بعدش همه‌چی شلوغ شد.

286
00:23:56,940 --> 00:24:00,700
‫آره، و من حس کردم
‫فضا خیلی ناخوشایند شد،

287
00:24:00,857 --> 00:24:04,940
‫و آدما با هم بد برخورد می‌کردن.
‫اصلاً حس خوبی نداشت.

288
00:24:05,097 --> 00:24:10,220
‫- ممکنه خیلی سنگین به نظر بیاد، ولی...
‫- وقتی باید سریع کار کرد، همین‌طوری می‌شه.

289
00:24:10,940 --> 00:24:14,500
‫مطمئنم همه تمام تلاششون رو کردن.

290
00:24:14,660 --> 00:24:16,380
‫طفلکی پسره.

291
00:24:16,577 --> 00:24:20,337
‫من به دکتر ارشد زنگ زدم.
‫دیگه چی می‌تونستم بکنم؟

292
00:24:20,538 --> 00:24:24,900
‫کاملاً طبیعیه که دکترهای جوان
‫معاینه اولیه رو انجام بدن.

293
00:24:25,057 --> 00:24:28,740
‫و وقتی شک پیش اومد،
‫الکس خودش معاینه‌ش کرد، درسته؟

294
00:24:28,900 --> 00:24:31,740
‫- آره.
‫- و هیچ نشونه‌ای هم پیدا نکرد؟

295
00:24:32,940 --> 00:24:36,298
‫نه. اگه چیزی دیده بودم،
‫می‌فرستادمش ام‌آر‌آی.

296
00:24:36,500 --> 00:24:40,180
‫- نه، لعنتی...
‫- آروم، آروم.

297
00:24:40,337 --> 00:24:44,660
‫وقتی اومد هیچ نشونه‌ای نداشت.
‫منم معاینه‌ش کردم.

298
00:24:44,817 --> 00:24:49,500
‫فقط مطمئنم که بهت گفتم...

299
00:24:50,778 --> 00:24:53,140
‫چی؟

300
00:24:55,140 --> 00:24:59,700
‫هیچی. کاملاً مطمئن نیستم.
‫یادم نمیاد. ببخشید.

301
00:24:59,857 --> 00:25:03,778
‫- امیلی، مشکلی نیست.
‫- آره، خیلی هم خوب.

302
00:25:03,900 --> 00:25:08,019
‫- چیز دیگه‌ای هست که بخوای باهامون در میون بذاری؟
‫- نه.

303
00:25:09,380 --> 00:25:14,980
‫پس تمومش می‌کنیم. وقتمونم تموم شده،
‫ولی خوب شد ته قضیه رو درآوردیم.

304
00:25:15,140 --> 00:25:18,380
‫ممنون. الکس؟

305
00:25:18,577 --> 00:25:21,857
‫می‌تونی با امیلی
‫یه قهوه بخوری؟

306
00:25:26,259 --> 00:25:28,660
‫کلاً بی‌فایده بود.

307
00:25:29,660 --> 00:25:34,057
‫- حال الیور چطوره؟
‫- الان می‌خوان عملش کنن.

308
00:25:35,057 --> 00:25:38,057
‫- فکر می‌کنی به هوش بیاد؟
‫- فکر کنم. جوونه.

309
00:25:38,220 --> 00:25:41,019
‫مغز توی اون ناحیه انعطاف‌پذیری بالایی داره.

310
00:25:41,180 --> 00:25:44,740
‫فکر می‌کردم پیش‌آگهی
‫خونریزی مغزی بده.

311
00:25:44,900 --> 00:25:49,900
‫- یا مرگ، یا آسیب مغزی.
‫- بستگی به نوع و محلش داره.

312
00:25:55,700 --> 00:26:00,980
‫می‌دونم تقصیر کسی نبود،
‫ولی فکر می‌کنم باید می‌فرستادیمش ام‌آر‌آی.

313
00:26:02,057 --> 00:26:05,900
‫امیلی، نمی‌شه هرکی سردرد داشت
‫بفرستیمش ام‌آر‌آی.

314
00:26:10,140 --> 00:26:13,057
‫ولی اگه می‌تونست جونش رو نجات بده چی؟

315
00:26:13,220 --> 00:26:16,500
‫- ولی که نمرده.
‫- نه، ممنون.

316
00:26:18,298 --> 00:26:21,500
‫وقتی نشونه‌ای نیست،
‫یعنی نیست.

317
00:26:21,660 --> 00:26:25,980
‫- سلام، هانه. تو که مرخصی نبودی؟
‫- یکی مریض شد.

318
00:26:26,140 --> 00:26:28,660
‫پس واسه همینه.

319
00:26:30,180 --> 00:26:31,817
‫چی؟

320
00:26:33,220 --> 00:26:36,019
‫بهت گفتم.

321
00:26:39,500 --> 00:26:43,460
‫فقط نمی‌خواستم جلوی بقیه بگم.
‫خشکی گردن.

322
00:26:43,617 --> 00:26:47,778
‫- تو همچین چیزی نگفتی.
‫- چرا، اصلاً واسه همین بهت زنگ زدم.

323
00:26:47,900 --> 00:26:53,538
‫تو زنگ زدی چون نمی‌دونستی
‫چطوری خشکی گردن رو بررسی کنی.

324
00:26:53,700 --> 00:26:58,940
‫نه، زنگ زدم چون خشکی گردن پیدا کردم.
‫توی پرونده هم نوشتم.

325
00:26:59,097 --> 00:27:02,500
‫- ندیدیش؟
‫- نه، وقت نکردم.

326
00:27:02,660 --> 00:27:06,740
‫ولی بهت گفتم، هم پشت تلفن
‫هم توی اتاق.

327
00:27:06,900 --> 00:27:09,980
‫با خوندن پرونده حال الیور
‫بهتر نمی‌شه.

328
00:27:10,140 --> 00:27:14,259
‫اون درمان درست لازم داره،
‫خانواده‌شم به ما احتیاج دارن.

329
00:27:14,460 --> 00:27:16,617
‫- ولی...
‫- باید برم.

330
00:27:16,778 --> 00:27:18,617
‫باشه.

331
00:27:18,778 --> 00:27:21,097
‫کشیک ترومبولیز، الکساندرا هستم.

332
00:27:23,380 --> 00:27:26,857
‫جست‌وجوی بیمار:

333
00:27:34,817 --> 00:27:38,220
‫سردرد حاد.

334
00:27:44,538 --> 00:27:47,857
‫هشدار!! خشکی گردن،
‫احتمال خونریزی مغزی.

335
00:27:47,980 --> 00:27:51,259
‫پزشک مسئول، الکساندرا دمیر،
‫خشکی گردن را تأیید نمی‌کند.

336
00:27:55,700 --> 00:28:01,337
‫الیور استیگ وینتر
‫توسط الکساندرا دمیر مرخص شد.

337
00:28:03,337 --> 00:28:05,980
‫- الکس؟
‫- چی؟

338
00:28:06,140 --> 00:28:08,778
‫قول داده بودی یه بیمار رو مرخص کنی.

339
00:28:08,900 --> 00:28:13,220
‫آره. فقط دارم می‌رم اتاق عمل،
‫بعدش نگاهش می‌کنم.

340
00:28:13,380 --> 00:28:14,740
‫باشه.

341
00:28:16,259 --> 00:28:20,259
‫- حالش چطوره؟
‫- خوبه. الان می‌خوان عملش کنن.

342
00:28:20,460 --> 00:28:22,460
‫خوبه.

343
00:28:31,980 --> 00:28:33,460
‫چه خبره؟

344
00:28:37,019 --> 00:28:40,660
‫- عملش نمی‌کنیم.
‫- چرا؟

345
00:28:40,817 --> 00:28:45,617
‫خطر پارگی خیلی بالاست،
‫همون‌طور که گفتم.

346
00:28:55,140 --> 00:28:59,617
‫- مگه توافق نکردیم این بهترین کاره؟
‫- می‌گم نمی‌تونم.

347
00:29:01,980 --> 00:29:06,817
‫اگه خونریزی زودتر پیدا شده بود،
‫شاید، ولی...

348
00:29:06,940 --> 00:29:11,900
‫- کی پذیرشش کرد؟
‫- یه پزشک تازه‌کار، ولی من...

349
00:29:13,940 --> 00:29:15,980
‫کمی بعد از اون حالش بد شد و افتاد.

350
00:29:16,140 --> 00:29:18,660
‫علائم از کی شروع شده بود؟

351
00:29:19,660 --> 00:29:24,220
‫مامانش دیروز به اورژانس پزشکی زنگ زده بود،
‫پس احتمالاً یه نشت هشداردهنده بوده.

352
00:29:25,778 --> 00:29:28,538
‫- معلومه.
‫- چیزی رو عوض نمی‌کنه.

353
00:29:28,700 --> 00:29:33,298
‫نه، ولی اگه دیروز اومده بود،
‫الان توی این وضعیت نبودیم.

354
00:29:34,460 --> 00:29:38,700
‫توی همچین خونریزی‌هایی
‫دقیقه‌ها تعیین‌کننده‌ان.

355
00:29:38,857 --> 00:29:41,097
‫اوه... لعنتی!

356
00:29:43,220 --> 00:29:46,857
‫قبل از اینکه برم مادرش رو بیارم،
‫چیز دیگه‌ای هست که باید بدونم؟

357
00:29:46,980 --> 00:29:51,660
‫- این واقعاً بی‌فایده‌ست.
‫- اسبن، چیز دیگه‌ای هست که باید بدونم؟

358
00:29:52,259 --> 00:29:54,940
‫توی کماست.
‫حالا باید ببینیم به هوش میاد یا نه.

359
00:29:59,900 --> 00:30:04,577
‫اگه اون پسر بمیره...
‫تقصیر من نیست.

360
00:30:04,740 --> 00:30:06,817
‫- به هوش میاد.
‫- من گزارشش کردم.

361
00:30:06,940 --> 00:30:11,577
‫پس اگه پدر و مادرش شکایت کردن،
‫اسم منو نیار.

362
00:30:12,660 --> 00:30:14,500
‫چرا باید شکایت کنن؟

363
00:30:26,019 --> 00:30:28,900
‫می‌دونی زوج‌درمانی
‫چقدر خرج داره؟

364
00:30:29,019 --> 00:30:32,019
‫- ۴۶ هزار خرج کردیم.
‫- شوخی می‌کنی!

365
00:30:32,180 --> 00:30:34,980
‫ترین؟ پدر و مادرش کجان؟

366
00:30:35,140 --> 00:30:37,857
‫مادرش توی سالن نشسته.

367
00:30:37,980 --> 00:30:43,097
‫- مسخره گرونه.
‫- مجبور شدم شیفت اضافه بردارم.

368
00:30:44,778 --> 00:30:48,660
‫- هی، داری اشتباه می‌ری!
‫- گوشیمو جا گذاشتم.

369
00:31:18,740 --> 00:31:22,019
‫- کامیلا. دوباره سلام.
‫- سلام.

370
00:31:22,180 --> 00:31:25,700
‫- پدر الیور داره میاد؟
‫- آره، توی راهه.

371
00:31:25,857 --> 00:31:30,380
‫- صبر کنیم تا اونم برسه؟
‫- نه، می‌خوام بدونم چه خبره.

372
00:31:30,577 --> 00:31:32,857
‫بشینین.

373
00:31:39,857 --> 00:31:44,220
‫موضوع اینه که الیور
‫یه خونریزی مغزی شدید داشته.

374
00:31:45,980 --> 00:31:51,180
‫با جراح مغز و اعصاب حرف زدم،
‫و تصمیم گرفتن عملش نکنن.

375
00:31:53,019 --> 00:31:56,538
‫الان دارن می‌برنش
‫یه اتاق توی مراقبت‌های ویژه.

376
00:31:57,617 --> 00:32:00,500
‫پس یعنی عمل لازم نداره؟

377
00:32:00,660 --> 00:32:06,660
‫جراح فکر می‌کنه ریسکش خیلی بالاست.
‫ممکنه حالش رو بدتر کنه.

378
00:32:08,337 --> 00:32:12,380
‫- پس الان توی کماست.
‫- کما؟ یعنی چی؟

379
00:32:12,577 --> 00:32:15,019
‫یعنی وضعیتش ثابته.

380
00:32:16,259 --> 00:32:19,337
‫حالا فقط باید صبر کنیم
‫ببینیم به هوش میاد یا نه.

381
00:32:22,019 --> 00:32:25,220
‫دیروز گفت
‫سردرد داره.

382
00:32:27,220 --> 00:32:31,298
‫- می‌دونستم یه مشکلی هست.
‫- ولی خوشحال و سالم به نظر می‌رسید.

383
00:32:31,500 --> 00:32:34,337
‫ولی بچه منه،
‫آدم این چیزا رو می‌فهمه.

384
00:32:34,538 --> 00:32:38,577
‫نمی‌تونستین بدونین.
‫منم چیز مشکوکی ندیدم.

385
00:32:40,298 --> 00:32:44,460
‫- همینو می‌خواستم بگم.
‫- ولی این...

386
00:33:03,019 --> 00:33:04,817
‫ممنون.

387
00:33:31,538 --> 00:33:35,857
‫سلام، مادر الیور، کامیلا رو آوردم.

388
00:33:43,097 --> 00:33:47,460
‫سلام، من آیدا هستم.
‫پرستار مراقبت‌های ویژه‌ام.

389
00:33:48,900 --> 00:33:53,220
‫اگه دوست دارین،
‫کنارش بشینین.

390
00:33:57,940 --> 00:34:02,538
‫اگه چیزی لازم داشتین بهم بگین.
‫جراح هم به‌زودی میاد.

391
00:34:02,700 --> 00:34:06,019
‫الان درگیر یه عمل دیگه‌ست.

392
00:34:24,340 --> 00:34:28,099
‫- شما از نورولوژی هستین؟
‫- آره، من همون کسی بودم که...

393
00:34:28,260 --> 00:34:32,018
‫فقط می‌خواستم ببینم حالش چطوره.
‫من الکسم.

394
00:34:33,099 --> 00:34:37,500
‫باشه. اسبن داره میاد،
‫اون دیگه ادامه می‌ده.

395
00:34:37,659 --> 00:34:40,219
‫- خوبه.
‫- ممنون.

396
00:34:40,380 --> 00:34:42,099
‫صدای منو می‌شنوه؟

397
00:34:48,900 --> 00:34:52,820
‫می‌تونین با جمله‌های کوتاه و ساده
‫باهاش حرف بزنین.

398
00:34:52,940 --> 00:34:55,980
‫براش توضیح بدین دارین چی کار می‌کنین.
‫مثلاً:

399
00:34:56,139 --> 00:34:59,460
‫الان دارم دستت رو جابه‌جا می‌کنم.

400
00:34:59,619 --> 00:35:02,179
‫الان دارم پیشونیت رو نوازش می‌کنم.

401
00:35:03,460 --> 00:35:05,780
‫هر نوع لمسی خوبه.

402
00:35:05,900 --> 00:35:10,860
‫می‌تونی آروم اسمشو صدا کنی
‫و بگی برگرده.

403
00:35:10,980 --> 00:35:16,980
‫آهنگ‌های موردعلاقه‌شو بخون. شاید هم
‫براش توضیح بدی چرا تو بیمارستانه.

404
00:35:17,139 --> 00:35:19,699
‫چرا تو بیمارستانه؟

405
00:35:21,900 --> 00:35:27,139
‫مطمئنم اِسبن، جراحش،
‫همه‌چی رو براتون توضیح میده.

406
00:35:27,300 --> 00:35:30,179
‫چرا باید پسر من اونجا خوابیده باشه؟

407
00:35:43,260 --> 00:35:46,820
‫ببخشید، فقط حس می‌کنم خیلی ناعادلانه‌ست.

408
00:35:46,940 --> 00:35:49,659
‫کاملاً درکت می‌کنم.

409
00:35:49,820 --> 00:35:52,579
‫سال‌ها تلاش کردیم بچه‌دار بشیم.

410
00:35:53,659 --> 00:35:55,659
‫همه می‌گفتن بی‌خیالش بشم،

411
00:35:55,989 --> 00:35:59,188
‫می‌گفتن یه مشکلی
‫توی لوله‌های رحمم هست.

412
00:36:00,059 --> 00:36:02,579
‫ولی من خیلی بچه می‌خواستم.

413
00:36:06,820 --> 00:36:10,139
‫آخرش بی‌خیال شدیم. ولی یهو...

414
00:36:11,579 --> 00:36:13,900
‫...اون اومد.

415
00:36:14,018 --> 00:36:16,659
‫اون معجزه کوچولوی ماست.

416
00:36:19,139 --> 00:36:20,739
‫آره.

417
00:36:23,820 --> 00:36:27,179
‫اگه چیزی لازم داشتین بهم بگین.

418
00:36:27,340 --> 00:36:29,340
‫دارین می‌رین؟

419
00:36:29,539 --> 00:36:33,139
‫آره. ولی بعداً برمی‌گردم
‫بهتون سر می‌زنم.

420
00:36:34,980 --> 00:36:37,780
‫خیلی خوب میشه.

421
00:36:43,820 --> 00:36:46,900
‫وقتی پدرش رسید بهم پیام بده.

422
00:37:05,579 --> 00:37:08,139
‫آره، احتمالاً خوب میشه.

423
00:37:09,500 --> 00:37:15,539
‫خودش تنهایی از پسش برمیاد.
‫اون‌وقت تو باید برنامه‌ت رو عوض کنی.

424
00:37:16,500 --> 00:37:21,619
‫من که افتضاحم.
‫حتی نمی‌تونم کون خودمو پاک کنم.

425
00:37:21,780 --> 00:37:26,340
‫- مامان، دکتر اومده.
‫- باید برم. خداحافظ.

426
00:37:27,619 --> 00:37:33,099
‫- سلام، وینی. چطوری؟
‫- لازم نیست نگران من باشی.

427
00:37:33,260 --> 00:37:35,820
‫- بازم نگرانم.
‫- لطف داری.

428
00:37:35,940 --> 00:37:38,579
‫می‌تونی برام لبخند بزنی؟

429
00:37:40,219 --> 00:37:43,619
‫اون یه چیز دیگه بود.
‫می‌تونی قورت بدی؟

430
00:37:44,940 --> 00:37:47,380
‫- سخته؟
‫- آره.

431
00:37:47,579 --> 00:37:51,820
‫اگه بعضی عصب‌ها آسیب دیده باشن، ممکنه سخت بشه.
‫می‌تونی این صداها رو بگی؟

432
00:37:51,940 --> 00:37:54,500
‫کا-کا. پا-پا. تا-تا.

433
00:37:54,659 --> 00:37:57,739
‫- کا-کا. پا-پا. تا-تا.
‫- عالیه!

434
00:37:57,900 --> 00:38:00,500
‫بابت رفتار قبلیم معذرت می‌خوام.

435
00:38:01,260 --> 00:38:04,219
‫فقط... خیلی ترسیده بودم.

436
00:38:05,579 --> 00:38:08,860
‫- درک می‌کنم.
‫- ما فقط همدیگه رو داریم.

437
00:38:08,980 --> 00:38:12,460
‫- فقط من و مامانیم.
‫- من که هنوز نمردم!

438
00:38:12,619 --> 00:38:16,300
‫- مامان، خنده‌دار نیست.
‫- فعلاً که نه.

439
00:38:16,500 --> 00:38:20,900
‫می‌دونین این ماجرا
‫آسیب دائمی براش می‌ذاره یا نه؟

440
00:38:22,059 --> 00:38:24,380
‫- دوباره مثل قبل میشه؟
‫- مثل قبل؟

441
00:38:24,579 --> 00:38:28,579
‫هنوز زوده که بگیم،
‫ولی من خیلی خوش‌بینم.

442
00:38:28,739 --> 00:38:34,500
‫آخه وقتی تلفنی باهاش حرف زدم،
‫صداش خیلی...

443
00:38:36,018 --> 00:38:38,380
‫...عجیب بود. کاملاً...

444
00:38:41,659 --> 00:38:43,539
‫ببخشید.

445
00:38:44,900 --> 00:38:48,659
‫- فقط خیلی وحشت کرده بودم.
‫- کاملاً طبیعیه.

446
00:38:48,820 --> 00:38:52,539
‫همه‌چی خیلی ناگهانی اتفاق افتاد.
‫معلومه که ترسیدی.

447
00:38:52,699 --> 00:38:56,500
‫پرستار گفت اگه شما نبودین،
‫اون...

448
00:38:56,659 --> 00:39:00,099
‫- شما جونشو نجات دادین.
‫- فقط کارمو کردم.

449
00:39:01,500 --> 00:39:03,059
‫ممنونم!

450
00:39:06,739 --> 00:39:10,139
‫پدر اولیور رسید.

451
00:39:12,619 --> 00:39:16,900
‫- من دیگه باید برم، ولی اوضاع خوبه.
‫- ممنون.

452
00:39:21,699 --> 00:39:24,099
‫گنج کوچولوی من.

453
00:39:34,018 --> 00:39:36,619
‫سلام. پدر و مادرش کجان؟

454
00:39:38,099 --> 00:39:41,739
‫رفته بیارتش.
‫پدره راه رو پیدا نمی‌کرد.

455
00:39:43,219 --> 00:39:47,820
‫- حال اولیور چطوره؟
‫- فشار خونش یه کم بالا پایین شده.

456
00:39:50,500 --> 00:39:52,340
‫اِسبن کجاست؟

457
00:39:52,539 --> 00:39:57,579
‫هنوز تو اتاق عمله،
‫ولی وقتی زنگ زدم داشت تموم می‌کرد.

458
00:40:17,900 --> 00:40:20,739
‫آخرین بار کی مردمک‌هاشو چک کردی؟

459
00:40:20,900 --> 00:40:23,340
‫هر ساعت چکشون می‌کنم.

460
00:40:35,300 --> 00:40:38,739
‫امروز بخش ترومبولیز یه کم خلوت نیست؟

461
00:40:44,059 --> 00:40:46,260
‫چه خبره؟

462
00:40:47,739 --> 00:40:49,260
‫الکس؟

463
00:41:05,380 --> 00:41:07,659
‫مردمک‌ها به نور واکنش نمی‌دن.

464
00:41:09,500 --> 00:41:11,579
‫- دیابت داره؟
‫- الکس...

465
00:41:11,739 --> 00:41:15,579
‫یه بیمار داشتم که تو کمای عمیق بود و آخرش معلوم شد...

466
00:41:15,739 --> 00:41:18,619
‫- میرم پدر و مادرشو بیارم.
‫- نه، صبر کن!

467
00:41:19,860 --> 00:41:25,018
‫- باید همین الان به پدر و مادرش بگیم.
‫- اصلاً نباید اینجا بستری می‌شد.

468
00:41:25,179 --> 00:41:27,699
‫منظورت چیه؟

469
00:41:29,260 --> 00:41:32,780
‫اگه موقع معاینه‌ش
‫یه چیزی رو ندیده باشم چی؟

470
00:41:33,619 --> 00:41:36,739
‫الان وقت حرف زدن درباره این نیست.

471
00:41:41,460 --> 00:41:44,099
‫ولی باید بهشون بگی.

472
00:41:45,219 --> 00:41:46,619
‫سلام.

473
00:41:47,900 --> 00:41:49,900
‫- سلام.
‫- سلام.

474
00:41:50,059 --> 00:41:52,139
‫خوش اومدین.

475
00:41:52,300 --> 00:41:54,579
‫سلام. پدر اولیورم. کارل.

476
00:41:54,739 --> 00:41:57,619
‫- الکس. پزشک متخصص.
‫- خب، من دیگه رسیدم.

477
00:41:58,340 --> 00:42:01,539
‫- سلام.
‫- سلام. یه صندلی براتون میارم.

478
00:42:01,699 --> 00:42:03,860
‫- ممنون.
‫- بفرمایین.

479
00:42:05,699 --> 00:42:08,179
‫چقدر دستگاه اینجاست.

480
00:42:08,340 --> 00:42:11,018
‫میرم اِسبن رو بیارم. همین‌جا بمونین.

481
00:42:12,380 --> 00:42:15,940
‫وقتی نبودم
‫اتفاقی افتاد؟

482
00:42:18,099 --> 00:42:22,260
‫- فقط اومدم یه سلامی بکنم.
‫- ممنون.

483
00:42:24,940 --> 00:42:28,739
‫حالا پدرش هم رسیده.

484
00:42:28,900 --> 00:42:31,619
‫صدای حرف‌هامون رو می‌شنوه؟

485
00:42:31,780 --> 00:42:34,500
‫آره، معمولی باهاش حرف می‌زنیم.

486
00:42:34,659 --> 00:42:37,219
‫خوابه یا تو کماست؟

487
00:42:37,380 --> 00:42:39,699
‫- می‌تونی پتو رو درست کنی؟
‫- آره.

488
00:42:39,860 --> 00:42:42,219
‫فقط یه کم صافش کن.

489
00:42:43,260 --> 00:42:47,340
‫خب. بابا پتوت رو درست کرد.
‫این بهتر نیست؟

490
00:42:49,900 --> 00:42:53,139
‫چیزی گفتن
‫کی به هوش میاد؟

491
00:43:07,940 --> 00:43:12,300
‫- احتمالاً خوب میشه.
‫- کارل، میشه کلاهت رو برداری؟

492
00:43:15,820 --> 00:43:19,780
‫- اِسبن تقریباً کارش تمومه.
‫- آره، فقط باید...

493
00:43:23,460 --> 00:43:26,579
‫- جراح داره میاد.
‫- ممنون.

494
00:44:48,940 --> 00:44:52,579
‫- بله؟
‫- اولیور به‌عنوان اهداکننده عضو ثبت شده.

495
00:44:53,980 --> 00:44:59,659
‫باید بیای. اِسبن هنوز نرسیده،
‫و حالا باید به پدر و مادرش بگیم.

496
00:45:04,179 --> 00:45:06,619
‫- هستی؟
‫- آره.

497
00:45:08,018 --> 00:45:10,099
‫الان میام.

498
00:45:41,059 --> 00:45:43,820
‫نهایتاً ده دقیقه دیگه می‌رسم.

499
00:45:43,940 --> 00:45:46,219
‫باشه. خوبه.

500
00:45:46,380 --> 00:45:48,900
‫- سلام.
‫- سلام، الکس.

501
00:45:49,018 --> 00:45:51,780
‫فقط اومدم یه سر به اولیور بزنم.

502
00:45:51,900 --> 00:45:56,018
‫- اوضاع اون تو چطوره؟
‫- پدرش رسیده. یه کم تنهاشون گذاشتیم.

503
00:45:56,179 --> 00:45:59,900
‫- گفتن زودتر بیام.
‫- حالا باید چیکار کنیم؟

504
00:46:00,018 --> 00:46:03,300
‫- در مورد چی؟
‫- وضعیت اولیور.

505
00:46:03,500 --> 00:46:05,460
‫مگه وضعیتش چشه؟

506
00:46:05,619 --> 00:46:09,780
‫- بهش نگفتی؟
‫- چی رو نگفتم؟

507
00:46:12,500 --> 00:46:16,380
‫همون مردمک‌ها.
‫اولیور رفلکس مردمکی نداره.

508
00:46:17,500 --> 00:46:19,659
‫چی؟

509
00:46:19,820 --> 00:46:22,780
‫چرا هیچی نمی‌گی؟

510
00:46:22,900 --> 00:46:26,300
‫- به پدر و مادرش چی گفتین؟
‫- هنوز هیچی.

511
00:46:27,018 --> 00:46:30,300
‫یا خدا! بیاین، زود باشین!

512
00:46:34,460 --> 00:46:36,380
‫سلام.

513
00:46:36,579 --> 00:46:41,260
‫من اِسبن هستم، جراح مغز و اعصاب.
‫مسئول درمان اولیورم.

514
00:46:41,460 --> 00:46:42,860
‫شما بودین که نمی‌خواستین عملش کنین؟

515
00:46:42,889 --> 00:46:44,889
‫آروم باش و به دکتر گوش کن.

516
00:46:45,940 --> 00:46:50,900
‫موضوع اینه که می‌خوایم
‫یه کم اولیور رو معاینه کنیم.

517
00:46:51,059 --> 00:46:53,980
‫شما می‌تونین بیرون منتظر بمونین.

518
00:46:54,139 --> 00:46:59,820
‫- نمی‌فهمم. چی رو معاینه کنین؟
‫- الکس، تو گفتی همه‌چی خوبه.

519
00:46:59,940 --> 00:47:04,380
‫- فقط می‌خوایم معاینه‌ش کنیم.
‫- خب بکنین.

520
00:47:04,579 --> 00:47:06,980
‫زیاد طول نمی‌کشه.
‫می‌تونین بیرون بشینین.

521
00:47:07,139 --> 00:47:10,099
‫- چرا نمی‌تونم اینجا باشم؟
‫- بریم بیرون.

522
00:47:10,260 --> 00:47:14,579
‫- الکس، چه خبره؟
‫- فقط یه لحظه طول می‌کشه.

523
00:47:16,659 --> 00:47:18,659
‫ما بیرون منتظر می‌مونیم.

524
00:47:18,820 --> 00:47:21,940
‫- زیاد طول نمی‌کشه.
‫- باشه، بریم.

525
00:47:31,579 --> 00:47:33,900
‫می‌تونم چراغ‌قوه‌ت رو قرض بگیرم؟

526
00:47:34,059 --> 00:47:35,539
‫مرسی.

527
00:47:43,659 --> 00:47:48,340
‫- اهداکننده ثبت‌شده‌ست؟
‫- آره، با رضایت بستگان درجه‌یک.

528
00:47:49,300 --> 00:47:53,380
‫- برای یه جوون کار قشنگیه.
‫- پس باید با پدر و مادرش حرف بزنیم.

529
00:47:53,579 --> 00:47:56,219
‫آره، حفظ فشار خونش داره سخت میشه.

530
00:47:56,380 --> 00:48:00,300
‫- الان اوضاع خیلی سریع پیش میره.
‫- اهدا باید امروز انجام بشه.

531
00:48:00,500 --> 00:48:05,500
‫اگه طبق قرار عملش کرده بودی،
‫شاید این اتفاق نمی‌افتاد.

532
00:48:06,900 --> 00:48:10,340
‫شاید بهتره این بحث رو
‫یه وقت دیگه بکنین؟

533
00:48:10,539 --> 00:48:13,980
‫- انگار خیلی عجله دارین.
‫- این اعضا که برای من نیست.

534
00:48:14,139 --> 00:48:18,739
‫- باید به خواسته متوفی احترام بذاریم.
‫- چیزای دیگه‌ای هم باید در نظر گرفت.

535
00:48:18,900 --> 00:48:21,900
‫اگه زیاد صبر کنیم،
‫اعضا دیگه قابل استفاده نیستن.

536
00:48:23,820 --> 00:48:27,099
‫- من با پدر و مادرش حرف می‌زنم.
‫- نه. اولیور بیمار من بود.

537
00:48:27,260 --> 00:48:30,980
‫تو نه مسئولیت اولیور رو قبول کردی،
‫نه پدر و مادرشو.

538
00:48:31,139 --> 00:48:34,579
‫رابطه من باهاشون
‫از تو بهتره.

539
00:48:38,340 --> 00:48:39,780
‫باشه.

540
00:48:39,900 --> 00:48:44,739
‫پس به مرکز پیوند زنگ می‌زنم
‫ببینم اونا چی می‌خوان.

541
00:48:44,900 --> 00:48:49,539
‫- آیدا، تو هم توی صحبت باش.
‫- باشه.

542
00:48:58,820 --> 00:49:00,659
‫خب...

543
00:49:02,900 --> 00:49:07,460
‫متأسفانه به نظر میاد
‫حال اولیور بدتر شده.

544
00:49:08,980 --> 00:49:10,300
‫یعنی چی؟

545
00:49:11,739 --> 00:49:17,018
‫وقتی معاینه‌ش می‌کنیم،
‫هیچ نشونه‌ای از فعالیت مغز نمی‌بینیم.

546
00:49:17,179 --> 00:49:21,500
‫برای همین احتمال زیادی هست
‫که مغز اولیور از کار افتاده باشه.

547
00:49:22,340 --> 00:49:23,900
‫متأسفانه.

548
00:49:24,059 --> 00:49:27,780
‫- ولی شما گفتین همه‌چی خوبه.
‫- یعنی چی؟

549
00:49:28,940 --> 00:49:32,900
‫یعنی مغزش دیگه کار نمی‌کنه
‫چون خون بهش نمی‌رسه.

550
00:49:34,179 --> 00:49:38,900
‫- ولی داره نفس می‌کشه.
‫- دستگاه تنفس براش نفس می‌کشه.

551
00:49:40,460 --> 00:49:41,980
‫قلبش چی؟

552
00:49:42,139 --> 00:49:45,619
‫می‌زنه چون ما داریم نگهش می‌داریم.

553
00:49:45,780 --> 00:49:50,260
‫پس زنده‌ست دیگه.
‫بدنش زنده‌ست، مگه همینو نمی‌گین؟

554
00:49:50,460 --> 00:49:54,460
‫از نظر فنی بدنش زنده‌ست، ولی...

555
00:49:55,099 --> 00:49:57,780
‫...دیگه به هوش نمیاد.

556
00:50:01,780 --> 00:50:05,500
‫ولی شاید چند روز دیگه
‫حالِش بهتر بشه؟

557
00:50:07,659 --> 00:50:10,179
‫بالاخره جوونه.

558
00:50:10,340 --> 00:50:13,260
‫- زود خوب می‌شد.
‫- من گفتم...؟

559
00:50:15,260 --> 00:50:20,619
‫- متأسفم، دیگه کاری از دستمون برنمیاد.
‫- همیشه یه کاری میشه کرد.

560
00:50:20,780 --> 00:50:23,099
‫حالا چی میشه؟

561
00:50:26,699 --> 00:50:29,219
‫لازم نیست الان درباره‌ش حرف بزنیم...

562
00:50:29,380 --> 00:50:33,099
‫- درباره چی؟
‫- می‌تونیم یه کم صبر کنیم.

563
00:50:34,539 --> 00:50:39,340
‫باید بهتون اطلاع بدیم که
‫اولیور اهداکننده عضو ثبت‌شده‌ست—

564
00:50:39,539 --> 00:50:42,059
‫با رضایت بستگان درجه‌یک.

565
00:50:43,739 --> 00:50:48,619
‫- نمی‌فهمم. یعنی چی؟
‫- اهداکننده؟ این چه شوخی مریضیه؟

566
00:50:48,780 --> 00:50:51,980
‫- مجبور نیستین با این کار موافقت کنین.
‫- چه کاری؟

567
00:50:55,018 --> 00:50:58,340
‫- نمی‌خوای یه کم صبر کنی؟
‫- نه، می‌خوام بدونم.

568
00:50:59,500 --> 00:51:03,179
‫یه عمل جراحیه
‫که طی اون برمی‌دارن—

569
00:51:03,340 --> 00:51:06,860
‫—بافت‌ها و اعضایی رو
‫که قابل استفاده‌ان.

570
00:51:06,980 --> 00:51:09,900
‫- بافت و عضو؟
‫- ظاهرش خوب می‌مونه.

571
00:51:10,018 --> 00:51:13,619
‫ظاهرش خوب می‌مونه. دوباره بدنشو می‌بندن،
‫و لباس‌های خودش رو تنش می‌کنن.

572
00:51:13,780 --> 00:51:18,539
‫- نمی‌تونن همین‌جوری تیکه‌تیکه‌ش کنن.
‫- خود اولیور ثبت‌نام کرده بود؟

573
00:51:19,980 --> 00:51:21,300
‫بله.

574
00:51:26,579 --> 00:51:28,500
‫داری چیکار می‌کنی؟

575
00:51:29,460 --> 00:51:33,539
‫- این خواسته خود اولیور بوده.
‫- امضا نکن. اون پسرمونه!

576
00:51:40,980 --> 00:51:42,340
‫امضا نمی‌کنم.

577
00:51:42,539 --> 00:51:46,739
‫یه معاینه کامل مرگ مغزی انجام می‌دیم
‫تا مطمئن بشیم...

578
00:51:47,699 --> 00:51:52,018
‫اگه کوچک‌ترین نشونه‌ای از حیات باشه،
‫اصلاً سراغ اهدا نمی‌ریم.

579
00:51:52,179 --> 00:51:55,900
‫پس یعنی هنوز امیدی هست،
‫درسته؟

580
00:51:57,539 --> 00:52:00,059
‫دارین همینو می‌گین، نه؟

581
00:52:02,300 --> 00:52:05,059
‫نمی‌تونم ردش کنم.

582
00:52:12,380 --> 00:52:16,139
‫- می‌خوام موقع معاینه حضور داشته باشم.
‫- ممکنه یه کم...

583
00:52:16,300 --> 00:52:18,820
‫- کارل هم می‌خواد باشه.
‫- آره.

584
00:52:19,539 --> 00:52:23,619
‫این حق رو دارین،
‫ولی توصیه‌ش نمی‌کنم.

585
00:52:23,780 --> 00:52:27,340
‫اون هنوز اون توئه، حسش می‌کنم.

586
00:52:42,340 --> 00:52:43,940
‫اولیور؟

587
00:52:46,500 --> 00:52:48,739
‫اولیور، صدامو می‌شنوی؟

588
00:52:55,900 --> 00:52:57,460
‫اولیور؟

589
00:52:58,539 --> 00:53:00,460
‫اولیور!

590
00:53:06,300 --> 00:53:10,900
‫دوباره رفلکس مردمک‌هاشو چک می‌کنم،
‫این بار همراه با حرکت.

591
00:53:21,699 --> 00:53:23,579
‫آب یخ.

592
00:53:32,059 --> 00:53:37,380
‫دارم توی مجرای گوش اولیور آب یخ می‌ریزم
‫تا رفلکس تعادلش رو بررسی کنم.

593
00:54:06,300 --> 00:54:09,820
‫حالا دارم روی پاهاش
‫تحریک درد انجام می‌دم.

594
00:54:30,059 --> 00:54:31,900
‫میشه لطفاً...

595
00:54:34,018 --> 00:54:37,739
‫- دستشو گرفتی؟
‫- آره.

596
00:54:40,780 --> 00:54:42,699
‫- ببخشید.
‫- چی شده؟

597
00:54:42,860 --> 00:54:44,860
‫فقط...

598
00:55:05,460 --> 00:55:08,659
‫یه بار دیگه. فقط فشار بده.

599
00:55:19,300 --> 00:55:22,780
‫خب... تنفس.

600
00:55:24,018 --> 00:55:30,340
‫دستگاه تنفس رو قطع می‌کنیم
‫تا ببینیم اولیور خودش می‌تونه نفس بکشه یا نه.

601
00:55:41,900 --> 00:55:44,099
‫از الان زمان می‌گیریم.

602
00:57:02,820 --> 00:57:05,500
‫می‌تونین دوباره وصلش کنین.

603
00:57:23,900 --> 00:57:28,659
‫بله، معاینه بالینی
‫مرگ مغزی رو تأیید می‌کنه.

604
00:58:35,099 --> 00:58:38,059
‫قبل از معاینه بهشون چی گفتی؟

605
00:58:41,219 --> 00:58:43,980
‫این‌که مغزش کار نمی‌کنه.

606
00:58:51,219 --> 00:58:53,260
‫یه بار دیگه ازت می‌پرسم:

607
00:58:53,460 --> 00:58:55,659
‫بهشون چی گفتی؟

608
00:58:55,820 --> 00:58:58,579
‫- گفت‌وگوی طولانی‌ای بود...
‫- بس کن.

609
00:58:59,980 --> 00:59:03,619
‫تو به پدر و مادرش این حس رو دادی
‫که هنوز امیدی هست.

610
00:59:03,780 --> 00:59:08,260
‫- نمی‌تونم امیدشون رو ازشون بگیرم.
‫- چی فکر می‌کنی؟ مرگ مغزی شده.

611
00:59:08,460 --> 00:59:12,340
‫نمی‌دونیم چی میشه،
‫شاید به هوش بیاد...

612
00:59:12,539 --> 00:59:13,940
‫آره.

613
00:59:14,099 --> 00:59:18,260
‫چند صدتا مورد مثل این دیدم.
‫هیچ‌کدوم به هوش نیومدن.

614
00:59:20,300 --> 00:59:23,460
‫تا حالا بیمار مرگ مغزی داشتی؟

615
00:59:26,099 --> 00:59:27,860
‫نه.

616
00:59:27,980 --> 00:59:30,539
‫چه اعتمادبه‌نفسی.

617
00:59:32,500 --> 00:59:36,380
‫این‌که فکر می‌کنی
‫تو این زمینه بهتر می‌دونی.

618
00:59:36,579 --> 00:59:39,179
‫واقعاً نگران‌کننده‌ست.

619
00:59:39,340 --> 00:59:43,500
‫کار ما اینه که تو همچین موقعیت‌هایی
‫بی‌طرف باشیم!

620
00:59:43,659 --> 00:59:46,460
‫- من...
‫- تو به دانش حرفه‌ای من شک داری.

621
00:59:46,619 --> 00:59:52,099
‫زیر قول و قرارت با همکارات می‌زنی،
‫و به خانواده بیمار دروغ می‌گی.

622
00:59:55,579 --> 00:59:58,940
‫چیز دیگه‌ای هم هست
‫که یادت رفته بگی؟

623
01:00:02,380 --> 01:00:06,219
‫ببخشید، امروز واقعاً
‫خودم نبودم.

624
01:00:07,099 --> 01:00:09,619
‫تو چه جور دکتری هستی؟

625
01:00:36,300 --> 01:00:38,619
‫داری فیلم می‌گیری؟ آماده‌ای؟

626
01:00:38,780 --> 01:00:42,780
‫من آماده‌ام، تو چی؟
‫باشه. یک، دو، سه، الان!

627
01:00:42,900 --> 01:00:45,260
‫میشه بس کنی؟

628
01:00:45,460 --> 01:00:50,260
‫ببخشید. یوناس اینستاگرام بخش رو گرفته دستش،
‫برای همین بیرگیت ازم خواست...

629
01:00:50,460 --> 01:00:53,579
‫امیلی، برام مهم نیست.

630
01:00:56,860 --> 01:01:01,659
‫- شاید بعداً فیلم‌برداری رو تموم کنیم؟
‫- آره. می‌بینمت.

631
01:01:09,099 --> 01:01:11,820
‫از اولیور خبری شده؟

632
01:01:15,980 --> 01:01:17,780
‫مرده.

633
01:01:20,139 --> 01:01:21,539
‫نه...

634
01:01:23,099 --> 01:01:27,539
‫خیلی وحشتناکه.
‫چی شد؟ حالت خوبه؟

635
01:01:27,699 --> 01:01:33,300
‫توی پرونده منو متهم کردی که
‫بیمار با خونریزی مغزی رو فرستادم خونه.

636
01:01:33,500 --> 01:01:36,739
‫- نمی‌گم تقصیر تو بوده.
‫- پس چی می‌گی؟

637
01:01:36,900 --> 01:01:39,900
‫وقتی همیشه این‌قدر مبهم حرف می‌زنی،
‫سخته بفهمم منظورت چیه.

638
01:01:40,018 --> 01:01:43,380
‫ببخشید، فقط دارم می‌گم...

639
01:01:44,460 --> 01:01:47,179
‫ما تو بیمارستان کار می‌کنیم، اتفاق پیش میاد...

640
01:01:47,340 --> 01:01:51,619
‫چطور ممکنه به یه چیز جدی شک کنی
‫و هیچ کاری نکنی؟

641
01:01:52,860 --> 01:01:56,900
‫- داری بی‌انصافی می‌کنی.
‫- وای. احساساتت رو جریحه‌دار کردم؟

642
01:01:57,018 --> 01:02:02,018
‫نه، ولی این تو بودی که
‫بعد از معاینه فرستادیش خونه.

643
01:02:02,179 --> 01:02:05,018
‫- پس یه کم بی‌ادبیه...
‫- بی‌ادبی؟

644
01:02:05,179 --> 01:02:08,980
‫این‌که ازت حداقلِ کار پزشکی رو انتظار داشته باشم؟

645
01:02:09,139 --> 01:02:12,980
‫تو دکتری، امیلی.
‫هیچ‌کس دلش برات نمی‌سوزه.

646
01:02:13,139 --> 01:02:17,059
‫نه من، نه بیمارها،
‫نه خانواده‌ها. هیچ‌کس اون بیرون.

647
01:02:17,219 --> 01:02:19,219
‫احساسات تو مهم‌تره؟

648
01:02:19,255 --> 01:02:22,954
‫باید همه کارامون رو ول کنیم
‫و ناز تو رو بکشیم؟

649
01:02:23,300 --> 01:02:27,380
‫می‌فهمی که نمی‌تونیم
‫همه‌چی رو بذاریم کنار و مراقب تو باشیم؟

650
01:02:27,579 --> 01:02:30,300
‫بیمارها کمتر از تو گریه می‌کنن.

651
01:02:30,500 --> 01:02:33,699
‫خودتو جمع‌وجور کن و غر نزن!

652
01:02:40,139 --> 01:02:42,018
‫باشه.

653
01:02:52,900 --> 01:02:54,980
‫نمی‌خوام ببینمش.

654
01:02:55,139 --> 01:02:58,860
‫می‌فهمم سخته،
‫ولی باید جواب بدین.

655
01:02:58,980 --> 01:03:00,940
‫سلام رئیس.

656
01:03:01,099 --> 01:03:04,739
‫- ببرش کنار.
‫- کامیلا، اونا فقط دارن کارشونو می‌کنن.

657
01:03:04,900 --> 01:03:09,900
‫- که مجبور نیستین همه اعضاشو اهدا کنین، نه؟
‫- این‌جوری درباره اولیور حرف نزن.

658
01:03:10,018 --> 01:03:13,699
‫- براتون یه اتاق پیدا کنیم؟
‫- نمی‌ذارم بدنشو ببُرین!

659
01:03:13,860 --> 01:03:15,940
‫- تصمیم با شماست.
‫- قبول نمی‌کنم!

660
01:03:16,099 --> 01:03:20,179
‫- اولیور می‌خواست همه اعضاش رو اهدا کنه.
‫- آره، ولی من نمی‌خوام.

661
01:03:20,340 --> 01:03:23,099
‫- تو نمی‌تونی تنهایی تصمیم بگیری.
‫- چی؟

662
01:03:23,260 --> 01:03:26,699
‫باید به خواسته اولیور هم احترام بذاریم.

663
01:03:26,860 --> 01:03:28,360
‫دیروز من چی گفتم؟

664
01:03:28,405 --> 01:03:31,539
‫گفتم حالش خوب نیست.
‫ولی تو گوش نکردی.

665
01:03:31,539 --> 01:03:36,300
‫- فکر کردم خماره.
‫- احمقی؟ سردرد داشت!

666
01:03:36,500 --> 01:03:40,260
‫پشت تلفن گفتن باید صبر کنیم.
‫خودت هم قبول نکردی؟

667
01:03:40,460 --> 01:03:43,018
‫- تقصیر توئه.
‫- تقصیر هیچ‌کس نیست.

668
01:03:43,179 --> 01:03:47,340
‫خفه شو.
‫تو گفتی حالش کاملاً خوبه.

669
01:03:48,460 --> 01:03:50,940
‫و حالا مرده.

670
01:03:54,179 --> 01:03:57,699
‫موقع معاینه
‫هیچ چیزی نبود که باعث بشه فکر کنی -

671
01:03:57,860 --> 01:04:00,460
‫ممکنه خونریزی مغزی باشه؟

672
01:04:04,780 --> 01:04:09,860
‫- پزشکی علم دقیقی نیست.
‫- این جواب کافی نیست.

673
01:04:09,980 --> 01:04:13,739
‫مگه دکتر نیستی؟
‫با همین لباس این‌ور اون‌ور نمی‌ری؟

674
01:04:13,900 --> 01:04:17,340
‫- تو چه جور آدمی هستی؟
‫- آروم باش!

675
01:04:17,539 --> 01:04:20,619
‫بهم دست نزن. ولم کن!

676
01:04:20,780 --> 01:04:24,300
‫- دست نمی‌زنم، ولی باید آروم بشی.
‫- آره.

677
01:04:24,500 --> 01:04:28,619
‫- تو پسرمو کشتی، می‌فهمی؟
‫- بسه دیگه.

678
01:04:28,780 --> 01:04:31,260
‫- حالا خوشحالی؟
‫- کامیلا، بس کن!

679
01:04:31,460 --> 01:04:35,059
‫- می‌شنوی؟ تو پسرمو کشتی!
‫- ولش کن.

680
01:04:36,619 --> 01:04:39,900
‫دیگه ولت کرده.

681
01:04:40,900 --> 01:04:45,179
‫- حالت خوبه؟
‫- آره... بیمار منتظرم دارم.

682
01:04:57,260 --> 01:05:01,139
‫ببخشید، شوهرم درد داره.
‫سه ساعته منتظره.

683
01:05:01,300 --> 01:05:04,619
‫- وقت ندارم.
‫- الو؟ یه کاری بکنین.

684
01:05:10,460 --> 01:05:11,780
‫- الکس؟
‫- الان نه.

685
01:05:11,900 --> 01:05:13,500
‫- چرا، الان.
‫- چی؟

686
01:05:13,659 --> 01:05:15,900
‫مگه با هم قرار نداشتیم؟

687
01:05:16,059 --> 01:05:19,980
‫- درباره چی؟
‫- که چندتا بیمار رو مرخص کنی.

688
01:05:20,139 --> 01:05:24,739
‫- بدون اینکه اول ببینمشون، نه.
‫- لون یا کریستر رو پیشنهاد می‌کنم.

689
01:05:24,900 --> 01:05:29,500
‫حال هر دوتاشون نسبتاً خوبه
‫و گفتن می‌خوان برن خونه.

690
01:05:32,900 --> 01:05:36,219
‫دیگه اون‌قدر نترسی، نه؟

691
01:05:36,380 --> 01:05:40,260
‫- ببخشید، فقط استرس دارم.
‫- کریستر رو مرخص کن.

692
01:05:40,460 --> 01:05:42,860
‫نه، لون. کریستر.

693
01:05:43,940 --> 01:05:46,900
‫- الکس، من...
‫- چیز دیگه‌ای هست؟

694
01:05:49,900 --> 01:05:52,900
‫آره. یه بیمار
‫توی بخش پذیرش منتظره.

695
01:05:53,018 --> 01:05:56,300
‫- ببخشید که منتظر موندین.
‫- اشکالی نداره.

696
01:05:57,059 --> 01:06:00,900
‫- می‌خوام نور بندازم تو چشم‌هاتون.
‫- باشه.

697
01:06:01,018 --> 01:06:03,860
‫به من نگاه کنین.

698
01:06:21,900 --> 01:06:24,980
‫- باید کاری بکنم؟
‫- آره، شما...

699
01:06:25,139 --> 01:06:27,659
‫- به من نگاه کن و...
‫- آره.

700
01:06:27,820 --> 01:06:31,380
‫...بعد به دستی که حرکت می‌کنه اشاره کن.

701
01:06:37,018 --> 01:06:41,099
‫نمی‌بینم
‫هیچ‌کدومشون حرکت کنن.

702
01:06:41,260 --> 01:06:43,820
‫نه، خوبه. یه کار دیگه می‌کنیم.

703
01:06:44,780 --> 01:06:48,179
‫به من نگاه کن و دست‌هات رو
‫مثل من دراز کن.

704
01:06:48,340 --> 01:06:51,059
‫بعد با انگشتت نوکت بینی‌ت رو لمس کن.

705
01:07:04,980 --> 01:07:08,179
‫- الان برمی‌گردم.
‫- باشه.

706
01:07:09,380 --> 01:07:10,980
‫الکس؟

707
01:07:12,380 --> 01:07:14,619
‫چی شده؟

708
01:07:17,659 --> 01:07:19,300
‫تو؟

709
01:07:21,260 --> 01:07:24,300
‫فکر کنم امروز یادم رفته غذا بخورم.

710
01:07:24,500 --> 01:07:27,980
‫نمی‌خوای بری خونه؟

711
01:07:31,018 --> 01:07:33,500
‫پلیس اینجا چیکار می‌کنه؟

712
01:07:38,780 --> 01:07:41,900
‫الکس، پلیس می‌خواد باهات حرف بزنه.

713
01:07:42,059 --> 01:07:45,139
‫- الان وقت خوبی نیست.
‫- درباره چی؟

714
01:07:45,300 --> 01:07:50,018
‫- می‌تونیم یه جای خصوصی حرف بزنیم؟
‫- آره، می‌تونین اون تو بشینین.

715
01:07:50,179 --> 01:07:51,940
‫باشه.

716
01:08:00,539 --> 01:08:05,820
‫متوجه شدیم امروز درگیر
‫یه اتفاق ناخوشایند شدین.

717
01:08:05,940 --> 01:08:09,940
‫- من؟
‫- می‌تونین بگین چی شد؟

718
01:08:15,340 --> 01:08:17,859
‫من...

719
01:08:17,979 --> 01:08:24,179
‫وقتی بیمار اورژانسی زیاده
‫و پرسنل بی‌تجربه هم زیادن، -

720
01:08:24,337 --> 01:08:26,899
‫ارزیابی شرایط سخته.

721
01:08:27,020 --> 01:08:29,219
‫می‌تونین دقیق‌تر بگین؟

722
01:08:32,859 --> 01:08:35,738
‫من قبلاً هیچ‌وقت چیزی رو از قلم ننداختم.

723
01:08:37,259 --> 01:08:42,460
‫ولی بازم درست نیست
‫که همراه بیمار یه کارمند رو تهدید کنه.

724
01:08:42,618 --> 01:08:45,618
‫این قابل قبول نیست.

725
01:08:50,219 --> 01:08:53,658
‫- تهدید؟
‫- مادرش برخورد فیزیکی هم داشت؟

726
01:08:59,779 --> 01:09:03,140
‫نه، یا شاید یه کم. عصبانی بود.

727
01:09:04,337 --> 01:09:07,578
‫ولی واقعاً بهتون حمله کرد، الکساندرا؟

728
01:09:09,779 --> 01:09:13,500
‫شاهد داریم که می‌گن
‫گرفتتون.

729
01:09:13,658 --> 01:09:17,899
‫برای نوشتن گزارش
‫باید بدونیم دقیقاً چی شده.

730
01:09:18,020 --> 01:09:21,179
‫تازه پسرش رو از دست داده. نمی‌خوام...

731
01:09:22,337 --> 01:09:24,337
‫نمی‌تونی.

732
01:09:25,618 --> 01:09:27,460
‫ولی اگه...

733
01:09:31,738 --> 01:09:34,819
‫اگه چیزی که گفت راست باشه چی؟

734
01:09:35,578 --> 01:09:37,219
‫چی گفت؟

735
01:09:40,899 --> 01:09:42,979
‫شکایت نکنین.

736
01:09:43,140 --> 01:09:47,537
‫به یه دکتر حمله کرده.
‫معلومه که باید شکایت کنیم.

737
01:09:49,337 --> 01:09:51,658
‫تقصیر من بود.

738
01:09:52,819 --> 01:09:55,020
‫تقصیر منه.

739
01:10:05,899 --> 01:10:08,738
‫سلام؟ ببخشید، الان وقت دارین؟

740
01:10:16,899 --> 01:10:18,380
‫الو؟

741
01:10:21,939 --> 01:10:23,658
‫شما...

742
01:10:28,899 --> 01:10:30,500
‫شما.

743
01:10:31,899 --> 01:10:33,979
‫به من نگاه کن.

744
01:10:36,658 --> 01:10:38,819
‫نفس بکش.

745
01:10:38,939 --> 01:10:40,899
‫نفس بکش.

746
01:10:43,100 --> 01:10:47,020
‫آروم و راحت.
‫آفرین، آروم.

747
01:10:48,380 --> 01:10:52,500
‫از بینی نفس بکش،
‫از دهنت بده بیرون.

748
01:10:53,819 --> 01:10:56,738
‫انگار داری توی نی فوت می‌کنی.

749
01:10:59,618 --> 01:11:02,100
‫آره. همین‌جوری.

750
01:11:08,698 --> 01:11:11,618
‫یه کم آب برات میارم.

751
01:11:22,537 --> 01:11:24,537
‫بفرما.

752
01:11:40,939 --> 01:11:42,260
‫مرسی.

753
01:11:43,300 --> 01:11:45,140
‫اوف!

754
01:11:48,899 --> 01:11:52,578
‫- نمی‌خوای یه کم بشینی؟
‫- خوبم.

755
01:12:27,779 --> 01:12:30,738
‫اینجا چیکار می‌کنی؟ حالت خوبه؟

756
01:12:30,899 --> 01:12:33,020
‫می‌خوام ازشون عذرخواهی کنم.

757
01:12:35,060 --> 01:12:38,340
‫فکر می‌کنی اون عذرخواهی
‫چه چیزی بهشون می‌ده؟

758
01:12:38,537 --> 01:12:42,779
‫این‌که تقصیر اونا نبود که...
‫نمی‌دونم.

759
01:12:42,899 --> 01:12:45,618
‫نه. تو چیزی از اونا نمی‌گیری.

760
01:12:46,779 --> 01:12:50,899
‫فقط می‌ذاریشون تو موقعیتی
‫که مجبور شن یه چیزی بهت بدن -

761
01:12:51,060 --> 01:12:53,060
‫حتی اگه خودشون نخوان.

762
01:12:53,220 --> 01:12:56,819
‫الان اونجا نیستن.
‫واقعاً یه کم...

763
01:12:56,939 --> 01:12:59,220
‫خودخواهانه‌ست.

764
01:13:00,658 --> 01:13:03,020
‫ما اوضاع رو کنترل کردیم.

765
01:13:05,300 --> 01:13:09,460
‫- نمی‌تونم فقط...؟
‫- اونا نیستن که باید تو رو ببخشن.

766
01:13:14,939 --> 01:13:17,380
‫- می‌تونیم بریم تو؟
‫- آره.

767
01:13:19,537 --> 01:13:23,020
‫سلام. براتون مهمون اومده.

768
01:13:23,180 --> 01:13:25,939
‫- می‌تونم بیام تو؟
‫- بله.

769
01:13:27,260 --> 01:13:31,180
‫- ما مذهبی نیستیم یا همچین چیزی.
‫- درباره هرچی بخواین می‌تونیم حرف بزنیم.

770
01:13:35,020 --> 01:13:37,819
‫من بودم که خواستم بیاین.

771
01:13:39,460 --> 01:13:41,698
‫این پسرمونه. اولیور.

772
01:13:44,738 --> 01:13:48,859
‫می‌گن دیگه کاری نمی‌شه کرد،
‫ولی همیشه یه کاری هست، نه؟

773
01:13:54,140 --> 01:13:58,100
‫آره، فکر قشنگیه...

774
01:13:58,939 --> 01:14:03,939
‫...این‌که باور کنیم روی زندگی خودمون
‫کنترل و اختیار داریم.

775
01:14:06,300 --> 01:14:12,020
‫ولی بالاخره یه روز باید قبول کنیم
‫که این‌طور نیست.

776
01:14:12,180 --> 01:14:15,779
‫- نمی‌تونین یه دعا یا چیزی بخونین؟
‫- عزیزم...

777
01:14:15,899 --> 01:14:21,100
‫- معجزه اتفاق می‌افته، مگه نه؟
‫- بسه. راست می‌گه.

778
01:14:21,260 --> 01:14:23,779
‫اولیور داره نفس می‌کشه. نمی‌تونیم همین‌جوری تسلیم شیم.

779
01:14:23,899 --> 01:14:28,220
‫دستگاه‌ها دارن براش نفس می‌کشن.
‫دیگه کاری از دستمون براش برنمیاد.

780
01:14:35,899 --> 01:14:38,578
‫الان به چی فکر می‌کنی؟

781
01:14:40,500 --> 01:14:45,020
‫به اولیور فکر می‌کنم
‫و چیزی که خودش می‌خواست.

782
01:14:52,578 --> 01:14:55,340
‫فقط حس می‌کنم خیلی بی‌دستم.

783
01:14:55,537 --> 01:14:59,819
‫معلومه که این حس رو داری،
‫تو مادرشی.

784
01:15:00,979 --> 01:15:02,578
‫آره.

785
01:15:05,020 --> 01:15:07,260
‫قبول کردنش دردناکه.

786
01:15:10,140 --> 01:15:14,460
‫چون تو دنیایی زندگی می‌کنیم که فکر می‌کنیم...

787
01:15:15,698 --> 01:15:17,899
‫...روی همه‌چی کنترل داریم.

788
01:15:19,180 --> 01:15:20,859
‫تقریباً.

789
01:15:22,140 --> 01:15:25,020
‫تنها چیزی که روش کنترلی نداریم
‫مرگه.

790
01:15:27,140 --> 01:15:29,979
‫حتی دکترها هم نمی‌تونن تو این مورد کمکمون کنن.

791
01:15:34,939 --> 01:15:37,979
‫پس باید چیکار کنیم؟ باید کمکمون کنین.

792
01:15:40,020 --> 01:15:43,100
‫همون کاری رو بکنین
‫که همیشه می‌کردین.

793
01:15:43,260 --> 01:15:45,698
‫دوستش داشته باشین.

794
01:15:47,859 --> 01:15:51,738
‫آدم فقط چون یکی می‌میره
‫دست از دوست داشتنش برنمی‌داره.

795
01:15:51,899 --> 01:15:55,260
‫عشق از مرگ قوی‌تره.

796
01:15:56,939 --> 01:15:59,899
‫همین چیزه که ما رو آدم می‌کنه.

797
01:16:01,899 --> 01:16:05,979
‫دوست داشتن
‫یه جور پذیرفتن هم هست.

798
01:16:07,180 --> 01:16:08,979
‫یادتون باشه.

799
01:16:11,020 --> 01:16:12,939
‫دوستش داشته باشین.

800
01:18:06,300 --> 01:18:10,060
‫فردا صبح اولین کاری که می‌کنم،
‫گزارشت می‌کنم.

801
01:18:18,779 --> 01:18:24,140
‫من بودم که بعد از معاینه اولیور
‫فرستادمش خونه.

802
01:18:26,556 --> 01:18:30,556
‫می‌فهمم اگه فکر می‌کنی کافی نبوده.
‫خودمم همین فکر رو می‌کنم.

803
01:18:52,779 --> 01:18:57,899
‫اگه این صدا رو می‌شنیدی، فکر می‌کردی
‫چی داره از اون پیچ میاد؟

804
01:19:02,020 --> 01:19:03,939
‫فقط جواب بده.

805
01:19:04,738 --> 01:19:06,899
‫اسب.

806
01:19:07,020 --> 01:19:08,939
‫چرا؟

807
01:19:10,537 --> 01:19:15,899
‫- چون صدای اسب همین‌طوریه.
‫- آره، بیشتر آدما همینو می‌گن.

808
01:19:18,400 --> 01:19:23,100
‫- نمی‌فهمم منظورت از این حرفا چیه.
‫- گورخر بود.

809
01:19:24,240 --> 01:19:28,798
‫از کجا باید می‌فهمیدی
‫اولیور یه گورخره؟

810
01:19:32,360 --> 01:19:36,240
‫اگه به حرف امیلی گوش کرده بودم
‫و می‌فرستادمش ام‌آر‌آی چی؟

811
01:19:37,440 --> 01:19:39,199
‫الان زنده بود؟

812
01:19:39,360 --> 01:19:44,199
‫احتمال اینکه یه جوون هجده‌ساله
‫با خونریزی مغزی بیاد چقدره؟

813
01:19:46,798 --> 01:19:49,440
‫یک در ۳۸۰۰.

814
01:19:49,600 --> 01:19:51,199
‫دقیقاً.

815
01:19:51,360 --> 01:19:54,480
‫طبق تشخیصت عمل کردی. این اشتباه نیست.

816
01:20:13,240 --> 01:20:16,159
‫هر دکتری یه قبرستون برای خودش داره.

817
01:20:42,119 --> 01:20:44,360
‫اینا برای توئه.

818
01:20:45,798 --> 01:20:48,280
‫از طرف یکی از بستگان بیماره.

819
01:21:05,079 --> 01:21:09,119
‫الکساندرای عزیز
‫اگه تو نبودی، ما چیکار می‌کردیم؟

820
01:21:09,280 --> 01:21:12,480
‫ممنونیم. با احترام،
‫آندرس (پسر وینی)

821
01:23:06,560 --> 01:23:08,440
‫ممنون.

822
01:23:11,955 --> 01:25:21,525
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

