﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:08,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:08,801 --> 00:00:10,921
‫اون هیچوقت بازنشسته نمی‌شه.

3
00:00:11,041 --> 00:00:12,641
‫باید ببریم یه گوشه
‫و یه گلوله تو مخش خالی کنیم.

4
00:00:15,481 --> 00:00:17,801
‫مامان و اون اراده‌ی لعنتیش!

5
00:00:17,881 --> 00:00:20,441
‫صنایع هارت
‫به یه رهبری جدید نیاز داره.

6
00:00:20,521 --> 00:00:23,521
‫دوره‌ی مامی تموم شده.
‫نوبت، نوبت ماست.

7
00:00:23,601 --> 00:00:25,321
‫- درسته.
‫- درسته.

8
00:00:25,401 --> 00:00:27,761
‫داشتم فکر می‌کردم
‫چی بیشتر از همه بهش ضربه می‌زنه.

9
00:00:27,841 --> 00:00:31,041
‫ضررهای کاری،
‫یا اینکه همه‌ی بچه‌هاش ازش متنفرن.

10
00:00:32,161 --> 00:00:34,241
‫ولی فکر کنم اونقدر سرگرم
‫چک کردن قیمت سهام باشه که...

11
00:00:34,321 --> 00:00:35,961
‫حتی اسم هیچکدوممون رو هم
‫یادش نیاد!

12
00:00:37,121 --> 00:00:38,081
‫هوم.

13
00:00:39,441 --> 00:00:41,401
‫این حرف‌ها بین خودمون می‌مونه،
‫آقای فیرلی؟

14
00:00:43,561 --> 00:00:44,801
‫سال‌ها منتظر موندم

15
00:00:44,881 --> 00:00:47,321
‫تا بچه‌هام یه ذره
‫از خودشون جنم نشون بدن

16
00:00:47,401 --> 00:00:48,601
‫یا جاه‌طلبی داشته باشن.

17
00:00:49,601 --> 00:00:52,441
‫کودتا! تا حدی تحت‌تاثیر قرار گرفتم.

18
00:00:52,521 --> 00:00:55,761
‫امیدوارم بدونید...
‫من سعی نکردم براشون تله بذارم.

19
00:00:55,841 --> 00:00:57,001
‫ولی وقتی فهمیدم

20
00:00:57,081 --> 00:00:58,521
‫دارن برای تصاحب شرکت
‫نقشه می‌کشن...

21
00:01:00,561 --> 00:01:02,201
‫اون گزارش توکیو که خواسته بودید.

22
00:01:02,281 --> 00:01:03,721
‫ممنونم عزیزم.

23
00:01:03,801 --> 00:01:05,121
‫اوضاع داره به ثبات می‌رسه، حداقل.

24
00:01:05,201 --> 00:01:07,041
‫داریم به بازار اطمینان خاطر میدیم.

25
00:01:07,121 --> 00:01:09,241
‫خب، سرت خیلی شلوغه، پس...

26
00:01:09,321 --> 00:01:11,521
‫پائولا، ایشون آقای جیم فیرلی هستن.

27
00:01:11,601 --> 00:01:13,321
‫مدیر یه مجله‌ایه که
‫هیشکی اسمش رو نشنیده.

28
00:01:13,401 --> 00:01:15,081
‫در واقع، خیلی‌ها اسمش رو شنیدن.

29
00:01:15,161 --> 00:01:19,161
‫و ایشون نوه‌ی کسی هستن
‫که یه زمانی می‌شناختمش.

30
00:01:19,241 --> 00:01:20,841
‫من نوه‌ی ادوین فیرلی هستم.

31
00:01:20,921 --> 00:01:23,521
‫نوه‌ام پائولا، مدیر عملیات.

32
00:01:23,601 --> 00:01:24,601
‫از ملاقاتتون خوشبختم.

33
00:01:24,681 --> 00:01:26,441
‫بله خب، ممنونم آقای فیرلی.

34
00:01:26,521 --> 00:01:27,601
‫ترتیبی میدم

35
00:01:27,681 --> 00:01:30,041
‫تا مجله‌ات دوباره راه بیفته.

36
00:01:30,121 --> 00:01:31,161
‫واقعاً؟

37
00:01:32,801 --> 00:01:34,441
‫من برای این شما رو نیاوردم اینجا...

38
00:01:36,361 --> 00:01:37,481
‫ولی ممنونم.

39
00:01:42,841 --> 00:01:44,361
‫یه فیرلی و یه خبرنگار؟

40
00:01:44,441 --> 00:01:46,441
‫مامان‌بزرگ، نگو که واقعاً
‫باهاش مصاحبه کردی؟

41
00:01:46,521 --> 00:01:48,041
‫البته که نه!

42
00:01:48,121 --> 00:01:50,161
‫خیانت توی خونِشـه،

43
00:01:50,241 --> 00:01:52,321
‫و خیانت می‌تونه
‫بی‌صدا بیاد سراغت.

44
00:01:53,841 --> 00:01:56,761
‫میرم مطمئن بشم که
‫تا بیرون ساختمون همراهیش می‌کنن.

45
00:01:59,761 --> 00:02:01,881
‫آقای فیرلی؟ آقای فیرلی؟

46
00:02:02,721 --> 00:02:04,721
‫- میری پایین؟
‫- می‌تونم چند لحظه وقتت رو بگیرم؟

47
00:02:05,041 --> 00:02:06,601
‫ببخشید. می‌شه نگهش دارید؟

48
00:02:10,001 --> 00:02:11,481
‫میریم پایین.

49
00:02:17,281 --> 00:02:19,201
‫ما وسط یه بحرانیم.

50
00:02:19,281 --> 00:02:20,641
‫تو چه غلطی می‌کنی اینجا؟

51
00:02:20,721 --> 00:02:22,121
‫داشتم به یه مصاحبه گوش می‌دادم

52
00:02:22,201 --> 00:02:24,401
‫که یه سری اطلاعات
‫همینجوری اومد دستم.

53
00:02:24,481 --> 00:02:26,001
‫امیدوارم با در میون گذاشتنش،

54
00:02:26,081 --> 00:02:28,841
‫مادربزرگت رو ترغیب کنم
‫بهم اعتماد کنه.

55
00:02:29,441 --> 00:02:30,801
‫دنبال چی هستی؟

56
00:02:30,881 --> 00:02:32,881
‫هر کاری که بتونم می‌کنم
‫تا اون ما رو قبول کنه.

57
00:02:32,961 --> 00:02:35,761
‫زهی خیال باطل. اون ازت متنفره.

58
00:02:36,281 --> 00:02:38,161
‫تو خودت چه حسی به من داری؟

59
00:02:38,241 --> 00:02:39,241
‫آویزون‌بازی درنیار.

60
00:02:39,321 --> 00:02:41,401
‫وقتی پای تو وسط باشه، آویزونـم.

61
00:02:41,481 --> 00:02:42,761
‫خیلی رقت‌انگیزه.

62
00:02:44,561 --> 00:02:46,201
‫- دوسم داری؟
‫- بس کن!

63
00:02:46,281 --> 00:02:48,041
‫عاشقتم. بگو.

64
00:02:49,201 --> 00:02:51,841
‫عاشقتم. خودت می‌دونی که هستم.

65
00:02:51,921 --> 00:02:54,961
‫و بهش میگم. فقط نه امروز.

66
00:02:55,041 --> 00:02:57,161
‫اون نیم‌قرنـه که از تو متنفره.

67
00:02:57,241 --> 00:02:59,721
‫تنفر از کل خونواده‌ی تو
‫توی رگ‌هاشـه.

68
00:02:59,801 --> 00:03:01,161
‫ریدم به کل خونواده‌ام.

69
00:03:02,401 --> 00:03:03,601
‫ریدم به همه چیز، به‌جز تو

70
00:03:03,681 --> 00:03:05,281
‫- و من.
‫- اینجا نه.

71
00:03:05,361 --> 00:03:06,361
‫جیم!

72
00:03:12,801 --> 00:03:13,801
‫برو.

73
00:03:14,500 --> 00:03:21,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

74
00:03:21,881 --> 00:03:23,041
‫همه دارن می‌دوئن اینور اونور

75
00:03:23,121 --> 00:03:24,761
‫و درباره‌ی قیمت سهام حرف می‌زنن.

76
00:03:24,841 --> 00:03:27,001
‫فکر کردم امروز بیسکوئیت می‌طلبه.

77
00:03:28,801 --> 00:03:30,721
‫می‌دونی جری، هرچی سنم بالاتر میره،

78
00:03:30,801 --> 00:03:33,001
‫آدم‌های کمتری هستن که
‫بتونم بهشون اعتماد کنم.

79
00:03:35,081 --> 00:03:37,321
‫ولی تو صدر لیستی.

80
00:03:37,441 --> 00:03:38,881
‫در واقع، با این وضعیتی که پیش میره،

81
00:03:38,961 --> 00:03:42,281
‫ممکنه توی اون لیست
‫فقط اسم تو و پائولا بمونه.

82
00:03:42,361 --> 00:03:44,441
‫- خانم هارت.
‫- ممنون جری.

83
00:03:49,001 --> 00:03:50,041
‫اِما!

84
00:03:51,281 --> 00:03:52,841
‫اِما، صبر کن. اِما...

85
00:03:58,321 --> 00:03:59,401
‫یه نفر می‌بینه.

86
00:03:59,481 --> 00:04:00,761
‫همه خوابن.

87
00:04:04,241 --> 00:04:06,441
‫هیچوقت این شب رو فراموش نمی‌کنم، هیچوقت...

88
00:04:06,921 --> 00:04:08,281
‫منم همینطور.

89
00:04:08,361 --> 00:04:10,001
‫باید برای سر کار آماده بشم.

90
00:05:07,561 --> 00:05:09,401
‫جواب بده، اِما هارت.

91
00:05:43,281 --> 00:05:44,641
‫کجا بودی؟

92
00:05:44,721 --> 00:05:47,321
‫واقعاً معذرت می‌خوام.
‫الان اینجا رو جمع می‌کنم.

93
00:05:47,401 --> 00:05:49,321
‫سینی صبحانه‌ام باید جمع بشه.

94
00:05:49,801 --> 00:05:51,161
‫البته.

95
00:05:51,241 --> 00:05:52,481
‫کجا داری میری؟

96
00:05:53,481 --> 00:05:55,401
‫- فکر کردم...
‫- موهام رو دیدی؟

97
00:05:56,961 --> 00:05:58,281
‫به نظر می‌رسه...

98
00:05:58,761 --> 00:06:00,121
‫می‌خواید سنجاق‌هاش رو براتون درست کنم؟

99
00:06:00,201 --> 00:06:02,001
‫فکر می‌کنی نیازی به درست کردن داره؟

100
00:06:02,081 --> 00:06:03,761
‫نه، به نظرم زیبا شده، فقط...

101
00:06:03,841 --> 00:06:05,481
‫چرا تمیزکاری نمی‌کنی؟

102
00:06:05,561 --> 00:06:07,041
‫نگاه کن اینجا رو.

103
00:06:07,121 --> 00:06:09,721
‫انتظار دارم شوهرم هر لحظه برسه.

104
00:06:20,641 --> 00:06:23,281
‫توی مهمونی حسابی ترکوندم، مگه نه؟

105
00:06:23,761 --> 00:06:26,361
‫عالی بودید. همه همین رو می‌گفتن.

106
00:06:27,201 --> 00:06:29,201
‫می‌خوام بدونم آدام
‫چطور ازم تشکر می‌کنه.

107
00:06:32,481 --> 00:06:34,041
‫شاید بتونید چند تا از اون لباس‌هایی که

108
00:06:34,121 --> 00:06:35,401
‫ازم خواستید براتون اصلاح کنم رو پرو کنید،

109
00:06:35,481 --> 00:06:37,281
‫تا وقتی اومد، در زیباترین حالت ممکن باشید...

110
00:06:39,881 --> 00:06:41,561
‫اون ایده‌ی هوشمندانه‌ای که داشتی یادت هست؟

111
00:06:41,641 --> 00:06:42,961
‫همونی که گفتی لباس‌ها رو برام درست کنی؟

112
00:06:43,041 --> 00:06:44,401
‫اگه بخواید، می‌تونم الان بیارمشون؟

113
00:06:44,481 --> 00:06:46,561
‫فکر کنم گفتی
‫برای هر لباس یک شیلینگ.

114
00:06:46,641 --> 00:06:47,641
‫من گفتم؟

115
00:06:49,041 --> 00:06:50,121
‫بله، همین رو گفتید.

116
00:06:50,201 --> 00:06:51,761
‫اِما...

117
00:06:51,841 --> 00:06:54,281
‫با این همه جاه‌طلبی،
‫باید خیلی مراقب باشی.

118
00:06:54,361 --> 00:06:56,321
‫هیچ مردی نمی‌خواد نگران زنی باشه

119
00:06:56,401 --> 00:06:57,801
‫که مدام فکر و خیال توی سرشـه.

120
00:06:57,881 --> 00:07:00,121
‫اون‌ها بیشتر به گردن زن‌ها علاقه دارن.

121
00:07:00,201 --> 00:07:03,601
‫و تو هم از اون گردن‌هایی داری
‫که مردها رو دیوونه می‌کنه.

122
00:07:03,681 --> 00:07:05,041
‫باید به رخ بکشیش.

123
00:07:05,121 --> 00:07:07,081
‫حتماً یه پسری هست

124
00:07:07,161 --> 00:07:09,601
‫که بخوای حسابی از خود بی‌خودش کنی، هست؟

125
00:07:11,641 --> 00:07:12,601
‫بهم بگو.

126
00:07:13,961 --> 00:07:16,321
‫تنها چیزی که قصد دارم درست کنم
‫لباسـه، خانم فیرلی.

127
00:07:16,401 --> 00:07:17,321
‫برم بیارمشون؟

128
00:07:17,401 --> 00:07:21,161
‫می‌خوای از من سواستفاده کنی، آره؟

129
00:07:21,241 --> 00:07:23,281
‫- فکر می‌کنی من احمقم.
‫- البته که نه.

130
00:07:23,361 --> 00:07:25,361
‫چرا سینی صبحانه‌ام هنوز اینجاست؟

131
00:07:26,881 --> 00:07:28,241
‫معذرت می‌خوام، خانم فیرلی.

132
00:07:34,641 --> 00:07:36,241
‫اون نمی‌دونه داره درباره‌ی چی حرف می‌زنه.

133
00:07:36,321 --> 00:07:37,921
‫بهم اعتماد کن پدر، شایعات اعتصاب

134
00:07:38,001 --> 00:07:40,201
‫چرنده. اون‌ها از پس مخارجش برنمیان.

135
00:07:40,921 --> 00:07:42,361
‫تو چی فکر می‌کنی، الیویا؟

136
00:07:44,481 --> 00:07:46,561
‫خب، من...

137
00:07:46,641 --> 00:07:48,281
‫ما نمی‌تونیم اجازه بدیم
‫رابطه‌مون با کارگرها

138
00:07:48,361 --> 00:07:50,281
‫از اینی که هست بدتر بشه.

139
00:07:50,361 --> 00:07:54,201
‫می‌ترسم میانجی‌گری جزو نقاط قوتت نباشه، جرالد.

140
00:07:54,281 --> 00:07:55,361
‫تو پیشنهادی داری؟

141
00:07:57,761 --> 00:07:59,361
‫می‌خوام بدونم شاید ظرافت طبع ادوین

142
00:07:59,441 --> 00:08:02,201
‫برای یه موقعیت حساس مثل این مناسب‌تر باشه.

143
00:08:02,281 --> 00:08:04,801
‫فکر نمی‌کنم احساساتی‌بازی‌های
‫احمقانه‌ی ادوین

144
00:08:04,881 --> 00:08:07,201
‫- کمکی بکنه.
‫- حق با الیویاست.

145
00:08:07,281 --> 00:08:08,361
‫مثل همیشه.

146
00:08:09,321 --> 00:08:10,401
‫ما به یه رویکرد متفاوت نیاز داریم.

147
00:08:10,481 --> 00:08:12,801
‫مهمه که ادوین فوت‌وفن کار رو یاد بگیره.

148
00:08:12,881 --> 00:08:14,881
‫اما پس تموم کردن دانشگاه چی؟

149
00:08:14,961 --> 00:08:16,281
‫تابستون رو وقت داری.

150
00:08:16,361 --> 00:08:17,881
‫و اگه اشتباه نکنم، ادوین،

151
00:08:17,961 --> 00:08:20,801
‫نتونستی هیچ قراری با دختر سِر ویکرام بذاری.

152
00:08:22,321 --> 00:08:24,081
‫خب... بله.

153
00:08:24,161 --> 00:08:26,801
‫از اونجایی که به نظر می‌رسه پریا
‫اصلاً به جرالد ما علاقه‌ای نداره،

154
00:08:26,881 --> 00:08:29,281
‫این وظیفه می‌افته گردن تو.

155
00:08:30,481 --> 00:08:32,721
‫کارخونه یه روزی نصفش مال تو می‌شه، ادوین.

156
00:08:32,801 --> 00:08:33,961
‫وقتشه که شروع کنی به...

157
00:08:35,241 --> 00:08:36,281
‫ای بابا!

158
00:08:36,361 --> 00:08:38,361
‫خیلی معذرت می‌خوام، ارباب فیرلی.

159
00:08:38,441 --> 00:08:41,161
‫- داری چی کار می‌کنی؟
‫- داشتم کمک می‌کردم.

160
00:08:41,241 --> 00:08:44,081
‫ما وسط حرف زدنیم. بشین!

161
00:08:47,401 --> 00:08:48,681
‫ببخشید، ارباب ادوین.

162
00:08:51,841 --> 00:08:53,041
‫کمک کردن!

163
00:08:53,521 --> 00:08:56,161
‫واقعاً که، ادوین تو دیگه بچه نیستی.

164
00:08:56,241 --> 00:08:57,921
‫امروز بعدازظهر میری کارخونه

165
00:08:58,001 --> 00:09:00,721
‫و جرالد فوت‌وفن رو بهت یاد میده.
‫متوجه شدی؟

166
00:09:00,801 --> 00:09:03,041
‫- بله، پدر.
‫- خوبه. جرالد؟

167
00:09:03,121 --> 00:09:04,281
‫بله، پدر.

168
00:09:22,401 --> 00:09:24,721
‫- چی شد؟
‫- پام گیر کرد.

169
00:09:24,801 --> 00:09:26,121
‫جلوی ارباب فیرلی؟

170
00:09:26,201 --> 00:09:27,321
‫یه اتفاق بود.

171
00:09:29,281 --> 00:09:30,241
‫هی!

172
00:09:30,321 --> 00:09:31,321
‫اوه!

173
00:09:34,921 --> 00:09:38,561
‫یه بار دیگه بهش دست بزنی،
‫دارت می‌زنم.

174
00:09:38,641 --> 00:09:39,681
‫صدام رو می‌شنوی؟

175
00:09:40,881 --> 00:09:42,201
‫در مورد مری هم همینطور.

176
00:10:09,361 --> 00:10:11,281
‫ببخشید. میرم کنار تا راهت باز بشه.

177
00:10:11,361 --> 00:10:13,201
‫نه. نه، نه.

178
00:10:13,281 --> 00:10:14,761
‫نمی‌خوام بری کنار.

179
00:10:15,921 --> 00:10:18,081
‫نمی‌تونم این رو تحمل کنم.
‫تو حتی نگاهمم نمی‌کنی.

180
00:10:18,161 --> 00:10:19,881
‫خب، من اصلاً حق ندارم نگاه کنم...

181
00:10:21,121 --> 00:10:22,641
‫همونطور که حق نداشتم...

182
00:10:23,401 --> 00:10:25,041
‫خدایا، خیلی خجالت می‌کشم.

183
00:10:25,161 --> 00:10:26,081
‫من نه.

184
00:10:27,761 --> 00:10:29,721
‫من می‌خوام با تو باشم.

185
00:10:29,801 --> 00:10:31,281
‫ما نمی‌تونیم این کار رو با ادل بکنیم.

186
00:10:31,361 --> 00:10:32,561
‫پس کاری که اون با ما می‌کنه چی؟

187
00:10:32,641 --> 00:10:34,841
‫- اون حالش خوب نیست.
‫- آره!

188
00:10:34,921 --> 00:10:37,201
‫همیشه. مدام.

189
00:10:37,961 --> 00:10:40,201
‫ولی به خاطر خدا، مگه این بیماری
‫دست‌پخت خودش نیست؟

190
00:10:40,281 --> 00:10:42,241
‫دکترها همیشه این رو بهم میگن.

191
00:10:43,281 --> 00:10:44,641
‫من تلاشم رو کردم،

192
00:10:44,721 --> 00:10:46,561
‫ولی اون مصممـه که با بدبختی زندگی کنه.

193
00:10:46,641 --> 00:10:48,361
‫و منم قبلاً فکر می‌کردم
‫این تنها انتخاب منه.

194
00:10:48,441 --> 00:10:50,361
‫اما دیشب اون...

195
00:10:51,641 --> 00:10:54,161
‫شاید دوباره بشه همون آدم سابق.

196
00:10:54,241 --> 00:10:55,961
‫اون همیشه فقط به اندازه‌ای بهم رو میده.

197
00:10:56,041 --> 00:10:57,321
‫فقط اونقدری که باعث بشه باور کنم

198
00:10:57,401 --> 00:10:59,161
‫هنوز همون زنیـه که عاشقش شدم.

199
00:10:59,241 --> 00:11:01,641
‫و من قبلاً فکر می‌کردم
‫این یعنی امید. ولی نیست!

200
00:11:03,361 --> 00:11:04,841
‫این دیوونگیـه!

201
00:11:06,321 --> 00:11:08,521
‫دیشب با تو...

202
00:11:09,921 --> 00:11:11,001
‫...اون امید بود.

203
00:11:13,281 --> 00:11:15,201
‫خب، پس می‌ترسم
‫منم به بدی خواهرم باشم،

204
00:11:15,281 --> 00:11:17,441
‫چون نمی‌تونم چیزی رو که
‫بهش امید داری بهت بدم.

205
00:11:20,841 --> 00:11:23,401
‫چرا باید هر سه نفرمون بدبخت باشیم؟

206
00:11:23,521 --> 00:11:24,881
‫این به کی کمک می‌کنه؟

207
00:11:35,641 --> 00:11:37,121
‫یکم جاش داره کبود می‌شه.

208
00:11:39,801 --> 00:11:41,401
‫ولی هر چیزی که باعث بشه
‫بقیه ازت حساب ببرن،

209
00:11:41,481 --> 00:11:42,881
‫باید چیز خوبی باشه.

210
00:11:42,961 --> 00:11:45,361
‫- دیگه از این زندگی خسته شدم.
‫- اون دیگه بهت دست نمی‌زنه.

211
00:11:45,441 --> 00:11:46,441
‫منظورم این زندگیـه!

212
00:11:46,521 --> 00:11:48,521
‫مثل سگ کار کنی و بدتر از سگ باهات رفتار کنن!

213
00:11:53,721 --> 00:11:55,201
‫خونه چطوره؟

214
00:11:55,841 --> 00:11:57,041
‫ساکت.

215
00:11:58,361 --> 00:12:00,601
‫مراسم خاکسپاری... کی هست؟

216
00:12:02,481 --> 00:12:04,481
‫مراسم درست‌وحسابی‌ای در کار نیست.

217
00:12:04,561 --> 00:12:06,521
‫هرچی از خیاطی و این‌ها پس‌انداز
‫کرده بودم، دادم به بابام.

218
00:12:06,601 --> 00:12:08,361
‫ولی باز هم پولمون حتی به یه سنگ کوچیک هم نمی‌رسه

219
00:12:08,441 --> 00:12:09,561
‫که نشون بده کجا...

220
00:12:11,361 --> 00:12:13,601
‫خودمون روی بام دنیا براش مراسم می‌گیریم.

221
00:12:13,681 --> 00:12:14,881
‫اونجا پاتوقش بود.

222
00:12:18,401 --> 00:12:20,241
‫تو از اینجا میری، اِما.

223
00:12:20,321 --> 00:12:21,761
‫هر کاری که دوست داری انجام میدی...

224
00:12:22,921 --> 00:12:25,161
‫...و کلی هم پول به جیب می‌زنی.

225
00:12:25,281 --> 00:12:26,401
‫مثل من.

226
00:12:26,481 --> 00:12:28,841
‫از همون لحظه‌ای که دیدمت،
‫این رو توی وجودت فهمیدم.

227
00:12:28,921 --> 00:12:30,521
‫ما اهل بالا رفتنیم، من و تو.

228
00:12:30,601 --> 00:12:33,041
‫و تا وقتی به قله نرسیم، تسلیم نمی‌شیم.

229
00:12:33,121 --> 00:12:35,881
‫و وقتی رسیدیم، حق ماست که اونجا باشیم.

230
00:12:37,001 --> 00:12:38,401
‫نه مثل این آدم‌های طبقه بالا.

231
00:12:39,561 --> 00:12:42,081
‫اون‌ها فقط شانس آوردن
‫که توی خونواده‌ی درستی به دنیا اومدن.

232
00:12:42,161 --> 00:12:43,321
‫تقصیر اون‌ها نیست که پولدارن،

233
00:12:43,401 --> 00:12:45,241
‫همونطور که تقصیر ما نیست که فقیریم.

234
00:12:45,361 --> 00:12:47,761
‫نه. هیچوقت مرتکب این اشتباه نشو

235
00:12:47,841 --> 00:12:49,201
‫که فکر کنی همه‌مون مثل همیم.

236
00:12:53,281 --> 00:12:55,521
‫اِما. می‌تونی...؟

237
00:12:55,601 --> 00:12:58,121
‫شومینه‌ها یه مشکلی پیدا کردن.

238
00:12:59,521 --> 00:13:00,441
‫البته.

239
00:13:03,801 --> 00:13:05,321
‫- آقای اونیل.
‫- قربان.

240
00:13:09,721 --> 00:13:11,401
‫خیلی معذرت می‌خوام. می‌خواستم کمک کنم...

241
00:13:11,481 --> 00:13:13,081
‫ارباب‌های این خونه کمک نمی‌کنن.

242
00:13:13,161 --> 00:13:14,361
‫اِما...

243
00:13:14,881 --> 00:13:15,761
‫اِما!

244
00:13:17,281 --> 00:13:20,521
‫صورتت چی شده؟ کی اذیتت کرده؟

245
00:13:20,641 --> 00:13:23,041
‫اگه کار کسیـه که اینجا کار می‌کنه،
‫میدم تنبیهش کنن.

246
00:13:23,121 --> 00:13:24,441
‫اگه کار جرالد باشه چی؟

247
00:13:25,961 --> 00:13:27,241
‫کار جرالد بود؟

248
00:13:29,281 --> 00:13:30,321
‫نه.

249
00:13:31,881 --> 00:13:33,281
‫- گیج شدم...
‫- مهم نیست!

250
00:13:33,361 --> 00:13:34,681
‫نباید بذاری کسی ببینه هوای من رو داری

251
00:13:34,761 --> 00:13:36,921
‫و منم نمی‌تونم ریسک کنم که
‫به خاطر دردسر درست کردن اخراج بشم.

252
00:13:37,001 --> 00:13:39,201
‫- من نگران این نیستم...
‫- این فقط درباره‌ی من نیست!

253
00:13:39,281 --> 00:13:40,401
‫من باید خرج یه خونواده رو بدم

254
00:13:40,481 --> 00:13:42,601
‫و همین الانش هم به‌زور
‫شکممون رو سیر می‌کنیم!

255
00:13:42,681 --> 00:13:45,641
‫نمی‌ذارم به خاطر یه سیلی ناچیز،
‫از گشنگی بمیرن!

256
00:13:45,721 --> 00:13:47,521
‫اتفاق دیشب اصلاً نباید می‌افتاد!

257
00:14:32,641 --> 00:14:34,801
‫اون رو اونجا نذار...

258
00:14:41,521 --> 00:14:43,441
‫اِما. ببین، دیدی؟

259
00:14:44,521 --> 00:14:46,761
‫حتی ارباب ادوین هم نمی‌تونه من رو ببره.

260
00:14:47,681 --> 00:14:50,721
‫دفعه‌ی بعد باید بیشتر تلاش کنم.
‫از تمرین دور بودم.

261
00:14:50,801 --> 00:14:52,641
‫دوباره بچینشون.

262
00:14:52,761 --> 00:14:54,241
‫مثل یه آسمون‌خراش.

263
00:14:54,321 --> 00:14:55,881
‫تو از آسمون‌خراش چی می‌دونی؟

264
00:14:58,041 --> 00:14:59,401
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

265
00:14:59,481 --> 00:15:01,561
‫ظاهراً دارم توی بازی می‌بازم.

266
00:15:01,641 --> 00:15:03,201
‫ولی شنیدم که تو هم معمولاً همین وضع رو داری.

267
00:15:05,921 --> 00:15:08,041
‫اگه انصاف رو رعایت کنیم،
‫اِما کارش خیلی خوبه.

268
00:15:08,121 --> 00:15:09,481
‫آره. واسه یه دختر.

269
00:15:09,561 --> 00:15:10,801
‫فکر کنم می‌بینی که

270
00:15:10,881 --> 00:15:12,601
‫دختر بودن هیچ ربطی به این موضوع نداره.

271
00:15:12,681 --> 00:15:14,401
‫من کلاً کارم خوبه.

272
00:15:19,041 --> 00:15:20,761
‫بعضی وقت‌ها می‌ذارم اون ببره.

273
00:15:21,361 --> 00:15:23,201
‫اگه نذارم ببره، بدجوری میره تو قیافه.

274
00:15:27,481 --> 00:15:29,121
‫اوه!

275
00:15:29,201 --> 00:15:31,201
‫شانسی بود. بیا صادق باشیم، فقط از سر شانس بود.

276
00:15:33,000 --> 00:15:40,000


277
00:15:42,441 --> 00:15:44,401
‫نه، چه بلایی سر اون آینه اومده؟

278
00:15:45,401 --> 00:15:48,041
‫لابد از نگاه کردن به من خسته شده بود.

279
00:15:48,121 --> 00:15:50,321
‫اینجوری نگو.

280
00:15:50,401 --> 00:15:51,881
‫ذهنت باورش می‌کنه.

281
00:15:55,761 --> 00:15:58,121
‫دیشب خیلی خوب پیش رفت، مگه نه؟

282
00:15:59,761 --> 00:16:01,601
‫آدام خیلی خوشحال بود. دیدی؟

283
00:16:01,721 --> 00:16:02,801
‫آره.

284
00:16:02,881 --> 00:16:05,561
‫وقتی چاندراها رو بلند کردم که برقصن،

285
00:16:05,641 --> 00:16:07,321
‫کل اوضاع رو عوض کردم.

286
00:16:11,201 --> 00:16:14,601
‫و حالا هم که حالم خوب شده،
‫بالاخره می‌تونی بری خونه‌ات.

287
00:16:14,681 --> 00:16:15,641
‫مگه نه؟

288
00:16:16,921 --> 00:16:20,081
‫پس الان دیگه کاملاً حالت خوبـه؟
‫همه چیز ردیفـه؟

289
00:16:20,681 --> 00:16:22,761
‫پس چرا برای صبحانه به ما ملحق نشدی؟

290
00:16:22,841 --> 00:16:24,961
‫من صبحانه نمی‌خورم.

291
00:16:25,081 --> 00:16:27,361
‫می‌بینم که با هیکلت چی کار می‌کنه.

292
00:16:27,441 --> 00:16:28,441
‫آخ!

293
00:16:29,841 --> 00:16:31,801
‫- فقط یه شوخی بود عزیزم.
‫- درسته.

294
00:16:34,361 --> 00:16:37,401
‫من می‌فهمم چرا اینقدر اینجا موندی، الیویا.

295
00:16:37,481 --> 00:16:38,841
‫باید خیلی سخت باشه که توی اون

296
00:16:38,921 --> 00:16:41,201
‫خونه‌ی خاکستری و خالی خودت تنها باشی. و اینجا،

297
00:16:41,281 --> 00:16:43,641
‫یه خانواده‌ی آماده داری
‫که باهاشون سرگرم باشی.

298
00:16:43,721 --> 00:16:46,841
‫اما این واقعی نیست عزیزم.
‫خودت این رو می‌دونی، نه؟

299
00:16:46,921 --> 00:16:48,081
‫من برای این اینجا نیستم.

300
00:16:48,161 --> 00:16:51,401
‫البته واسه بچه‌دار شدن
‫دیگه خیلی دیر شده، اما...

301
00:16:51,481 --> 00:16:52,601
‫...کلی مرد هست که...

302
00:16:52,681 --> 00:16:54,401
‫- بس کن!
‫- چیه؟

303
00:16:55,081 --> 00:16:56,921
‫اونقدرا هم پیر به نظر نمی‌رسی.

304
00:16:57,641 --> 00:16:59,401
‫نه مثل من.

305
00:16:59,481 --> 00:17:00,521
‫من که داغون شدم.

306
00:17:03,721 --> 00:17:05,041
‫خودت می‌دونی که زیبایی.

307
00:17:06,121 --> 00:17:07,281
‫بله.

308
00:17:07,881 --> 00:17:10,601
‫اما... نه اونقدری که
‫نشه در برابرت مقاومت کرد.

309
00:17:13,201 --> 00:17:14,241
‫می‌دونی،

310
00:17:14,321 --> 00:17:17,281
‫قدیما مردها نمی‌تونستن خودشون رو
‫دوروبر من کنترل کنن.

311
00:17:18,081 --> 00:17:20,321
‫آدام هر لحظه من رو می‌خواست.

312
00:17:20,401 --> 00:17:21,841
‫دست‌هاش مدام روی تنم بود.

313
00:17:24,881 --> 00:17:27,241
‫می‌دونی، تو خوش‌شانسی الیویا.

314
00:17:27,321 --> 00:17:28,761
‫ارزش تو هیچوقت

315
00:17:28,841 --> 00:17:30,201
‫بر اساس میل یه مرد به تو تعیین نشده.

316
00:17:31,401 --> 00:17:34,081
‫ویژگی اصلی تو عقلته. همیشه همینطور بوده.

317
00:17:34,161 --> 00:17:37,481
‫نه مثل من. من عقلم رو
‫از دست دادم. ولی مال تو سالمه.

318
00:17:40,481 --> 00:17:41,561
‫باید استراحت کنی.

319
00:17:43,081 --> 00:17:45,281
‫می‌دونم آدام چقدر برای عقلت ارزش قائله.

320
00:17:51,561 --> 00:17:53,681
‫از طرز نگاه کردنش به تو
‫می‌تونم این رو بفهمم.

321
00:17:56,761 --> 00:17:58,481
‫میگم یه نفر رو بفرستن برای آینه.

322
00:18:16,281 --> 00:18:18,001
‫چی شده؟

323
00:18:18,081 --> 00:18:21,761
‫من تمام عمرم رو صرف تحسین خواهرم

324
00:18:21,841 --> 00:18:23,521
‫و مراقبت از اون کردم...

325
00:18:24,881 --> 00:18:26,481
‫...و نیازهای اون رو
‫به نیازهای خودم ترجیح دادم.

326
00:18:26,561 --> 00:18:30,401
‫و اون حتی یک بار هم ازم تشکر نکرد،
‫یا اصلاً متوجه نشد.

327
00:18:30,481 --> 00:18:33,961
‫من اونقدر مغرور یا عالی‌مقام نیستم

328
00:18:34,041 --> 00:18:35,841
‫که فکر کنم لایق خوشبختیـم.

329
00:18:36,921 --> 00:18:38,281
‫مخصوصاً نه اینجوری.

330
00:18:39,401 --> 00:18:42,481
‫اما... دلم می‌خواد بدونم...

331
00:18:43,481 --> 00:18:45,281
‫...خوشبختی چه حسی داره.

332
00:18:46,961 --> 00:18:48,161
‫داری چی میگی؟

333
00:18:51,121 --> 00:18:51,921
‫بوسم کن.

334
00:18:53,961 --> 00:18:55,241
‫دوباره بوسم کن.

335
00:18:58,401 --> 00:18:59,401
‫هوم!

336
00:19:55,961 --> 00:19:57,601
‫- من دارم...؟
‫- آره.

337
00:19:57,681 --> 00:19:58,841
‫این...؟

338
00:19:58,921 --> 00:20:00,041
‫اوه...

339
00:20:02,201 --> 00:20:03,281
‫این... نیست؟

340
00:20:07,401 --> 00:20:08,481
‫اوه...!

341
00:20:09,361 --> 00:20:11,201
‫- ببخشید، من...
‫- نه، اشکالی نداره. مشکلی نیست.

342
00:20:11,281 --> 00:20:13,001
‫من... متاسفم، داشتم...

343
00:20:13,081 --> 00:20:15,721
‫داریم عجله می‌کنیم
‫و این چیزی نیست که لایقش باشی.

344
00:20:16,801 --> 00:20:19,681
‫این یه رابطه‌ی کثیف و گذری نیست، این...

345
00:20:23,481 --> 00:20:24,881
‫باید عجله نکنیم.

346
00:20:24,961 --> 00:20:26,201
‫حق با توئه...

347
00:20:26,281 --> 00:20:28,201
‫بله. می‌خوای برات...؟

348
00:20:28,281 --> 00:20:29,601
‫اوه.

349
00:20:29,681 --> 00:20:31,081
‫بله.

350
00:20:33,641 --> 00:20:35,241
‫مادام باترفلای!

351
00:20:37,281 --> 00:20:39,041
‫- همون اپرا؟
‫- آره، توی لیدز داره اجرا می‌شه.

352
00:20:39,121 --> 00:20:40,801
‫باید بریم. من و تو. فردا.

353
00:20:41,961 --> 00:20:43,041
‫تو عاشق تئاتری، مگه نه؟

354
00:20:43,121 --> 00:20:45,281
‫بله. اما...

355
00:20:45,361 --> 00:20:46,721
‫برنامه‌ای داری؟

356
00:20:46,801 --> 00:20:48,361
‫نه، معلومه که نه.

357
00:20:48,441 --> 00:20:50,881
‫پس قطعی شد. میریم تئاتر.

358
00:20:52,121 --> 00:20:55,201
‫خب، من امشب یه سری کار دارم
‫که باید انجام بدم.

359
00:20:55,281 --> 00:20:58,001
‫پس برای صبحانه می‌بینمت.

360
00:21:38,761 --> 00:21:40,521
‫شما دوتا دارین چه بازی‌ای درمیارین؟

361
00:21:40,601 --> 00:21:42,921
‫می‌دونم دارین لفتش میدین
‫چون فکر می‌کنین من می‌برم.

362
00:21:44,641 --> 00:21:45,601
‫عجله کنین.

363
00:21:45,681 --> 00:21:46,921
‫قرار نیست اینجا بمونه.

364
00:21:47,001 --> 00:21:48,681
‫ارباب ادوین، خودتی دیگه؟

365
00:21:50,001 --> 00:21:52,001
‫درسته. آقای هارت.

366
00:21:53,881 --> 00:21:54,881
‫از دیدنت خوشبختم.

367
00:21:56,081 --> 00:21:57,641
‫آره. اینجا چی کار می‌کنی؟

368
00:21:57,721 --> 00:21:58,641
‫داره توی بازی اسکیتلز می‌بازه.

369
00:22:00,041 --> 00:22:01,361
‫فقط داشت از اینجا رد می‌شد.

370
00:22:01,441 --> 00:22:04,201
‫در واقع اومده بودم با شما صحبت کنم، آقای هارت.

371
00:22:05,041 --> 00:22:07,321
‫آره؟ چه کاری از دستم برمیاد؟

372
00:22:08,361 --> 00:22:10,761
‫می‌خوام یه پست شغلی رو توی کارخونه پر کنم.

373
00:22:12,001 --> 00:22:13,041
‫خب، من هیچ تجربه‌ای

374
00:22:13,121 --> 00:22:14,881
‫در کار کردن با این مدل دستگاه‌ها ندارم.

375
00:22:14,961 --> 00:22:18,641
‫این یه نقش جدیده که خودم ایجادش کردم.
‫بیشتر جنبه‌ی نظارتی داره.

376
00:22:18,721 --> 00:22:19,721
‫یه جورایی نقش پل رو داره

377
00:22:19,801 --> 00:22:21,321
‫بین مدیریت و نیروی کار.

378
00:22:21,401 --> 00:22:23,481
‫این اواخر تنش‌ها رو به افزایش بوده،

379
00:22:23,561 --> 00:22:26,321
‫و من به کسی نیاز دارم که توی جامعه مورد احترام باشه

380
00:22:26,401 --> 00:22:29,241
‫تا واسطه‌گری کنه و نیروها رو متحد کنه،

381
00:22:29,321 --> 00:22:30,281
‫اگه بشه اینطوری گفت.

382
00:22:30,361 --> 00:22:32,681
‫خلاصه که پرس‌وجو کردم.
‫همه‌اش اسم شما میومد وسط.

383
00:22:34,161 --> 00:22:36,521
‫توی اینجور کارها هم
‫تجربه‌ای ندارم، واسه همین...

384
00:22:36,601 --> 00:22:37,801
‫خب، حقوقش چقدره؟

385
00:22:37,881 --> 00:22:39,121
‫- فرانک!
‫- چی؟

386
00:22:39,201 --> 00:22:41,081
‫می‌تونیم هفته‌ای ۴۰ شیلینگ بدیم.

387
00:22:41,161 --> 00:22:42,361
‫در هفته؟!

388
00:22:42,761 --> 00:22:44,161
‫گفتی... ۴۰ شیلینگ؟

389
00:22:50,721 --> 00:22:51,881
‫خب، این...

390
00:22:54,921 --> 00:22:56,921
‫آره خب، آدم که نمی‌تونه
‫به همچین پیشنهادی نه بگه، می‌تونه؟

391
00:22:58,641 --> 00:23:01,081
‫ممنونم. ممنونم قربان.
‫خیلی سخاوتمندانه‌ست.

392
00:23:01,161 --> 00:23:02,601
‫شما دارین به من لطف می‌کنین.

393
00:23:05,441 --> 00:23:08,801
‫پس اگه فردا بیاین کارخونه،
‫درباره‌ی شرایطش حرف می‌زنیم.

394
00:23:08,881 --> 00:23:11,201
‫- آره، حتماً میام.
‫- عالیه.

395
00:23:12,401 --> 00:23:14,561
‫خب، دیگه می‌ذارم
‫به شب‌نشینی‌تون برسین.

396
00:23:20,881 --> 00:23:22,521
‫قضیه‌ی اون چی بود؟

397
00:23:22,601 --> 00:23:24,201
‫اصلاً روحم هم خبر نداره.

398
00:23:24,281 --> 00:23:27,441
‫اِما، توی اون خونه چی گفتی؟

399
00:23:27,521 --> 00:23:29,081
‫که من نمی‌تونم
‫از پس مخارج این خانواده بربیام؟

400
00:23:29,161 --> 00:23:30,841
‫نه. بابا، مجبور نیستی انجامش بدی.

401
00:23:30,921 --> 00:23:33,601
‫- می‌دونم ازش متنفر می‌شی.
‫- نمی‌تونم از این دستمزد بگذرم.

402
00:23:33,961 --> 00:23:35,641
‫دیگه تموم شد و رفت.

403
00:23:35,761 --> 00:23:36,801
‫بیخیال شو، اِما.

404
00:24:15,961 --> 00:24:17,161
‫بسیارخب.

405
00:24:17,761 --> 00:24:20,361
‫آماده‌ایم که با مامان‌تون خدافظی کنیم؟

406
00:24:23,081 --> 00:24:24,241
‫اون رو از کجا پیدا کردی؟

407
00:24:24,321 --> 00:24:25,801
‫توی جعبه‌ی مامان، زیر تخت.

408
00:24:26,921 --> 00:24:28,681
‫می‌دونم حتماً برات کلی هزینه داشته،

409
00:24:28,761 --> 00:24:31,321
‫ولی اون خیلی خاص نگهش داشته بود.
‫فکر کردم دلش بخواد همراهش باشه.

410
00:24:32,881 --> 00:24:36,281
‫به من ربطی نداره.
‫نمی‌دونستم هنوز نگهش داشته.

411
00:24:36,361 --> 00:24:38,281
‫- پس کی این رو بهش داده؟
‫- نیارش.

412
00:24:38,361 --> 00:24:39,441
‫زودباش، فرانک.

413
00:24:39,521 --> 00:24:42,721
‫- باشه، اما...
‫- اِما. فقط ولش کن. خواهش می‌کنم.

414
00:25:01,641 --> 00:25:02,961
‫اون چیه دیگه؟

415
00:25:11,361 --> 00:25:12,401
‫کی این کار رو کرده؟

416
00:25:14,761 --> 00:25:16,001
‫فکر کنم دوستم.

417
00:25:18,241 --> 00:25:19,841
‫حتماً کار مک بوده.

418
00:25:32,921 --> 00:25:34,121
‫عاشق اینجا بود.

419
00:25:40,521 --> 00:25:41,561
‫ممنون عزیزم.

420
00:25:43,681 --> 00:25:45,201
‫خیلی‌خب. بیا.

421
00:26:09,921 --> 00:26:11,921
‫من یه چیزی نوشته بودم
‫که می‌خواستم...

422
00:26:12,001 --> 00:26:13,281
‫...می‌خواستم بهش بگم.

423
00:26:17,161 --> 00:26:18,521
‫گذاشته بودمش توی...

424
00:26:19,921 --> 00:26:21,361
‫همینجا بود.

425
00:26:21,441 --> 00:26:22,601
‫همینجا بود.

426
00:26:23,521 --> 00:26:27,281
‫یه چیزایی فکر کرده بودم که بهش بگم.
‫یه کلماتی و این‌ها.

427
00:26:27,361 --> 00:26:30,921
‫و نمی‌تونم...
‫نمی‌تونم پیداشون کنم.

428
00:26:31,001 --> 00:26:32,241
‫اشکالی نداره.

429
00:26:32,321 --> 00:26:33,321
‫جا گذاشتم‌شون.

430
00:26:35,001 --> 00:26:37,761
‫می‌خواستم به مامان بگم...

431
00:26:37,841 --> 00:26:39,721
‫می‌خواستم بهش بگم که دوستش دارم.

432
00:26:41,801 --> 00:26:42,961
‫اون خودش می‌دونه.

433
00:26:44,561 --> 00:26:45,641
‫می‌دونه.

434
00:26:56,761 --> 00:26:58,001
‫اشکالی نداره، پسرم.

435
00:27:58,721 --> 00:28:00,201
‫امشب می‌بینمت پسر، باشه؟

436
00:28:00,281 --> 00:28:01,281
‫می‌بینمت.

437
00:28:12,361 --> 00:28:14,961
‫ممنون، اِما.
‫می‌دونم خیلی وقتت کم بود.

438
00:28:15,041 --> 00:28:16,481
‫به هر حال دیگه داشتم
‫تموم‌شون می‌کردم.

439
00:28:16,561 --> 00:28:18,001
‫می‌کردم نه.

440
00:28:18,081 --> 00:28:20,801
‫باید بگی داشتم تموم می‌کردم.
‫یا مثلاً به پایان می‌رسوندم.

441
00:28:20,881 --> 00:28:23,721
‫داشتم تموم می‌کردم.
‫ممنون، خانم.

442
00:28:26,521 --> 00:28:28,241
‫تو واقعاً بااستعدادی، اِما.

443
00:28:29,561 --> 00:28:31,561
‫می‌دونی؟
‫باید همینطوری ادامه بدی.

444
00:28:31,641 --> 00:28:33,481
‫واقعاً می‌تونی برای خودت
‫کسی بشی.

445
00:28:39,001 --> 00:28:40,801
‫داشتم فکر می‌کردم، خانم...

446
00:28:40,881 --> 00:28:42,721
‫این یونیفرم‌ها، خیلی قشنگن و این‌ها،

447
00:28:42,801 --> 00:28:45,401
‫ولی اگه جیب داشته باشن
‫و دامن‌شون جا‌دارتر باشه،

448
00:28:45,481 --> 00:28:46,841
‫کار کردن توشون راحت‌تر می‌شه.

449
00:28:46,921 --> 00:28:48,761
‫اگه پارچه داشته باشم،
‫می‌تونم مدل‌های جدید بدوزم،

450
00:28:48,841 --> 00:28:50,881
‫با قیمتی ارزون‌تر
‫از چیزی که همیشه پرداخت می‌کنین.

451
00:28:50,961 --> 00:28:53,681
‫سه شیلینگ برای هر یونیفرم؟
‫نصفش رو هم اول میگیرم.

452
00:28:53,761 --> 00:28:55,281
‫بله، ایده‌ی خوبیه.

453
00:28:55,361 --> 00:28:57,601
‫می‌تونی از تیکه‌پارچه‌های کارخونه استفاده کنی.

454
00:28:57,681 --> 00:29:00,921
‫این یکی رو یادم نمیاد.

455
00:29:01,001 --> 00:29:03,521
‫واقعاً معذرت می‌خوام.
‫این مال خانم فیرلیه.

456
00:29:03,601 --> 00:29:05,361
‫داشتم برای ایشون هم خیاطی می‌کردم.

457
00:29:05,441 --> 00:29:07,721
‫درسته، بله.

458
00:29:07,801 --> 00:29:09,481
‫نه، این خیلی بیشتر به سبک اون می‌خوره.

459
00:29:10,841 --> 00:29:13,241
‫البته اندازه‌ی شما هم می‌شه.
‫می‌تونم ردیفش کنم.

460
00:29:13,321 --> 00:29:15,561
‫می‌تونم همین الان با نرخ معمولیم
‫انجامش بدم. دستم تنده.

461
00:29:15,641 --> 00:29:16,881
‫نه.

462
00:29:16,961 --> 00:29:19,121
‫فکر کنم توی این لباس عالی بشین، خانم.

463
00:29:19,201 --> 00:29:21,281
‫دقیقاً از همون لباس‌هاییه که
‫مردم برای اپرا می‌پوشن...

464
00:29:21,361 --> 00:29:22,601
‫...به هر حال، من اینطوری فکر می‌کنم.

465
00:29:28,321 --> 00:29:29,361
‫نباید این کار رو بکنم.

466
00:29:29,441 --> 00:29:31,321
‫خانم فیرلی متوجه نمی‌شه.

467
00:29:31,401 --> 00:29:32,921
‫اون خیلی لباس داره.

468
00:29:33,361 --> 00:29:34,841
‫چرا امتحانش نمی‌کنی؟

469
00:29:42,000 --> 00:29:49,000
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

470
00:29:56,921 --> 00:29:57,921
‫اون چیه؟

471
00:30:00,361 --> 00:30:01,721
‫یکی از لباس‌های ادله؟

472
00:30:01,801 --> 00:30:03,721
‫بله.

473
00:30:04,281 --> 00:30:06,041
‫قرض گرفتمش. خوشت میاد؟

474
00:30:06,121 --> 00:30:08,201
‫زیاد... بهت نمیاد.

475
00:30:12,561 --> 00:30:13,681
‫خب، می‌تونم عوضش کنم.

476
00:30:13,761 --> 00:30:16,121
‫دیگه وقت نیست. همین خوبه.

477
00:30:17,281 --> 00:30:18,281
‫بریم؟

478
00:30:53,921 --> 00:30:55,361
‫باید ازت می‌پرسیدم

479
00:30:55,441 --> 00:30:57,161
‫قبل از اینکه اون شغل رو به پدرت پیشنهاد بدم.

480
00:30:57,241 --> 00:30:58,841
‫من یه احمق بی‌ملاحظه‌ام.

481
00:30:58,921 --> 00:31:00,801
‫قراره فقط چیزهای واضح رو به زبون بیاریم؟

482
00:31:03,241 --> 00:31:05,881
‫خیلی متاسفم. اصلاً قرار نبود
‫شبیه صدقه دادن به نظر بیاد.

483
00:31:05,961 --> 00:31:07,081
‫اون از این کار متنفر می‌شه.

484
00:31:07,201 --> 00:31:09,721
‫بیرون بودن زیر آفتاب،
‫توی باد و بارون...

485
00:31:09,801 --> 00:31:13,121
‫این همون چیزیـه که سر حال نگهش می‌داره.
‫مامانم همیشه این رو می‌گفت.

486
00:31:14,121 --> 00:31:15,281
‫زیادی هیجان‌زده شدم.

487
00:31:15,361 --> 00:31:17,521
‫که وقتی آدم احمق باشه،
‫ممکنه پیش بیاد.

488
00:31:19,121 --> 00:31:20,641
‫اِما، می‌دونم که زندگی برای من
‫راحت‌تر از خیلی‌ها بوده،

489
00:31:20,721 --> 00:31:22,201
‫اما زندگی منم کامل نیست.

490
00:31:22,281 --> 00:31:25,161
‫چرا؟ مگه بابایی بهت یه کارخونه داده
‫که خودت نمی‌خواستی؟

491
00:31:25,241 --> 00:31:28,041
‫بابای من حتی نمی‌تونه هزینه‌ی
‫یه مراسم ختم درست‌حسابی رو برای مامانم بده.

492
00:31:28,121 --> 00:31:30,041
‫پس دیگه با این خیالات واهی
‫حواسم رو پرت نکن،

493
00:31:30,121 --> 00:31:31,481
‫درباره‌ی زندگی‌ای که
‫هیچوقت نمی‌تونم داشته باشم،

494
00:31:31,561 --> 00:31:33,641
‫و بذار برای زندگی‌ای تلاش کنم
‫که واقعاً در دسترسمه!

495
00:31:34,601 --> 00:31:37,681
‫آینده‌ی ما در دسترسمونه، اِما.
‫من فقط به همین فکر می‌کنم.

496
00:31:38,841 --> 00:31:40,081
‫کاش می‌تونستم برم پیش پدرت

497
00:31:40,161 --> 00:31:42,161
‫و تو رو ازش خواستگاری کنم.

498
00:31:42,841 --> 00:31:44,641
‫یه روز این کار رو می‌کنم.

499
00:31:44,721 --> 00:31:47,321
‫بهت قول میدم، اِما.
‫این اتفاق می‌افته.

500
00:31:49,281 --> 00:31:51,361
‫تا اون موقع، این تنها راهی بود
‫که برای کمک کردن به ذهنم رسید.

501
00:31:54,321 --> 00:31:56,041
‫اما اگه می‌خوای بگم که
‫دیگه خبری از اون شغل نیست...

502
00:31:56,121 --> 00:31:57,121
‫نه.

503
00:32:05,401 --> 00:32:07,121
‫من قولی رو که به مامانم دادم نمی‌شکنم.

504
00:32:08,201 --> 00:32:10,321
‫باید طبق نقشه پیش برم
‫و ساعت‌های کاریم رو پر کنم،

505
00:32:10,401 --> 00:32:12,761
‫و همینطور خیاطی رو. که دیگه
‫وقت زیادی برای ما باقی نمی‌ذاره.

506
00:32:12,841 --> 00:32:14,801
‫من از هر ثانیه‌ای که
‫گیرم بیاد استفاده می‌کنم.

507
00:32:26,121 --> 00:32:28,641
‫ارباب ادوین.

508
00:32:31,041 --> 00:32:33,641
‫فقط چک می‌کردم که
‫همه چیز اینجا روبراه باشه.

509
00:32:34,081 --> 00:32:36,441
‫آره. انگار هست. خوبه.

510
00:32:37,521 --> 00:32:38,521
‫خوبه.

511
00:32:42,921 --> 00:32:44,761
‫خانم فیرلی داره صدات می‌کنه.

512
00:32:47,121 --> 00:32:48,481
‫خیلی خواهان داری.

513
00:32:48,601 --> 00:32:49,841
‫مگه نه؟

514
00:33:03,161 --> 00:33:05,681
‫می‌دونی، حالم خیلی بهتره.

515
00:33:06,201 --> 00:33:07,681
‫خوشحالم که این رو می‌شنوم، خانم فیرلی.

516
00:33:08,921 --> 00:33:10,481
‫فکر کنم می‌خوام اون لباس‌هایی رو

517
00:33:10,561 --> 00:33:11,801
‫که داشتی برام می‌دوختی امتحان کنم.

518
00:33:13,881 --> 00:33:16,321
‫بله، البته. هنوز دارم
‫روی بقیه‌شون کار می‌کنم،

519
00:33:16,401 --> 00:33:18,321
‫ولی چندتاشون رو میارم.

520
00:33:18,401 --> 00:33:19,641
‫یه دونه قرمزه هست.

521
00:33:20,521 --> 00:33:22,641
‫ساتن. یقه باز.

522
00:33:25,561 --> 00:33:27,481
‫آدام عاشق منه وقتی اون رو می‌پوشم.

523
00:33:27,601 --> 00:33:29,601
‫اون یکی هنوز کاملاً تموم نشده.

524
00:33:29,681 --> 00:33:31,681
‫پس بهترین موقع‌‌ست
‫برای امتحان کردنش.

525
00:33:31,761 --> 00:33:34,081
‫- کلی سوزن بهش وصله.
‫- برام مهم نیست.

526
00:33:35,601 --> 00:33:37,001
‫همون رو می‌خوام.

527
00:33:38,241 --> 00:33:41,241
‫دلیلی داره، که من نتونم چیزی رو
‫که می‌خوام داشته باشم، اِما؟

528
00:33:44,681 --> 00:33:45,681
‫خوبه.

529
00:33:47,801 --> 00:33:49,881
‫پس همینجا منتظر می‌مونم تا برام بیاریش.

530
00:33:56,441 --> 00:33:57,801
‫اخراج می‌شم! حتماً می‌شم!

531
00:33:57,881 --> 00:33:59,761
‫نمی‌ذارم این اتفاق بیفته.
‫با مادرم صحبت می‌کنم،

532
00:33:59,841 --> 00:34:00,801
‫- توضیح میدم...
‫- چطوری؟

533
00:34:00,881 --> 00:34:02,801
‫چطوری می‌خوای توضیح بدی
‫که اصلاً چرا برات مهمه؟

534
00:34:07,961 --> 00:34:09,601
‫خودشونن! زود برگشتن!

535
00:34:10,681 --> 00:34:12,401
‫خدا رو شکر!

536
00:34:12,921 --> 00:34:14,121
‫معجزه‌ست!

537
00:34:20,481 --> 00:34:22,481
‫کار اشتباهی انجام دادم؟

538
00:34:22,561 --> 00:34:23,921
‫نه، مگراینکه این سردرد رو
‫تو به جونم انداخته باشی.

539
00:34:24,001 --> 00:34:25,081
‫می‌دونم که به خاطر اون نیست.

540
00:34:27,041 --> 00:34:28,681
‫من چرا اینجام؟

541
00:34:28,761 --> 00:34:31,241
‫خودت گفتی می‌خوای برگردی،
‫واسه همین...

542
00:34:31,321 --> 00:34:32,321
‫نه.

543
00:34:33,641 --> 00:34:35,641
‫خدای من،
‫این خیلی تحقیرآمیزه.

544
00:34:35,721 --> 00:34:36,961
‫چی؟

545
00:34:37,641 --> 00:34:40,081
‫من میرم. برمی‌گردم خونه.
‫بیشتر از حد مجاز اینجا موندم.

546
00:34:40,161 --> 00:34:41,641
‫ولی من بهت نیاز دارم.

547
00:34:42,121 --> 00:34:45,161
‫دقیقاً به کدوم بخش از وجود من
‫اینقدر احتیاج داری؟

548
00:34:45,241 --> 00:34:47,521
‫- به تمام وجودت.
‫- تو من رو نمی‌خوای.

549
00:34:47,601 --> 00:34:48,961
‫معلومه که...

550
00:34:49,041 --> 00:34:50,481
‫الیویا، تو زیبایی...

551
00:34:50,561 --> 00:34:53,681
‫من چرا اینجام؟
‫خواهرم من رو اینجا نمی‌خواد.

552
00:34:53,761 --> 00:34:55,921
‫ادعا می‌کنی که ای کاش زنت بودم، ولی نیستم.

553
00:34:56,001 --> 00:34:57,961
‫من کی‌ام؟
‫حتی معشوقه‌ات هم نیستم.

554
00:34:58,041 --> 00:34:59,441
‫من هیچی نیستم
‫جز مایه‌ی شرمساری!

555
00:34:59,521 --> 00:35:01,761
‫- این حقیقت نداره.
‫- دنبال من نیا!

556
00:35:03,801 --> 00:35:05,561
‫دوشیزه وین‌رایت... واقعاً معذرت می‌خوام،

557
00:35:05,641 --> 00:35:08,641
‫ولی خانم فیرلی سراغ لباس رو گرفتن.
‫همون لباس رو.

558
00:35:08,721 --> 00:35:09,881
‫نمی‌دونستم چی بگم،

559
00:35:09,961 --> 00:35:11,561
‫ولی تا الان هم منتظرشون گذاشتم

560
00:35:11,641 --> 00:35:14,601
‫- و می‌ترسم ایشون بفهمن...
‫- بله، می‌تونه ببرتش.

561
00:35:14,681 --> 00:35:17,561
‫واقعاً؟ خیلی ممنونم.

562
00:35:17,641 --> 00:35:20,081
‫مال خودشه. همه‌اش مال خودشه.

563
00:35:28,881 --> 00:35:30,681
‫خیلی ممنونم،
‫دوشیزه وین‌رایت.

564
00:35:36,921 --> 00:35:39,761
‫ادل! داری با زندگی من چی کار می‌کنی؟!

565
00:35:46,881 --> 00:35:49,321
‫می‌دونی که تو بزرگترین عذاب زندگی منی؟

566
00:35:49,401 --> 00:35:51,801
‫منشا تمام بدبختی‌های من؟

567
00:35:51,881 --> 00:35:54,081
‫جناب فیرلی، بهم لطف دارین!

568
00:35:54,161 --> 00:35:55,761
‫تو رسماً من رو توی این

569
00:35:55,841 --> 00:35:57,441
‫برزخ ازدواج گیر انداختی.

570
00:35:57,521 --> 00:36:00,441
‫چطور جرات می‌کنی! من و تو
‫یا بهشت بودیم یا جهنم.

571
00:36:00,521 --> 00:36:02,641
‫ما هیچوقت اونقدر کسل‌کننده نبودیم
‫که این وسط معلق بمونیم.

572
00:36:02,721 --> 00:36:05,921
‫این یه بازی نیست، ادل.
‫این زندگی منه.

573
00:36:06,001 --> 00:36:07,761
‫و تو داری مانع زندگی کردنم می‌شی!

574
00:36:07,841 --> 00:36:10,401
‫ممکنه خودت رو بین این چهاردیواری
‫محبوس کرده باشی،

575
00:36:10,481 --> 00:36:12,401
‫ولی این منم که توی زندون نگهش داشتی.

576
00:36:12,481 --> 00:36:15,081
‫من همسر ندارم! و با این حال
‫آزاد نیستم که یکی پیدا کنم!

577
00:36:15,161 --> 00:36:17,321
‫حتی اگه دلم می‌خواست،
‫حتی اگه کسی بود،

578
00:36:17,401 --> 00:36:19,881
‫هر کسی که برام مناسب بود!

579
00:36:19,961 --> 00:36:21,281
‫آدام...

580
00:36:22,001 --> 00:36:23,241
‫...تو دنبال آدم خوب نیستی.

581
00:36:23,841 --> 00:36:25,161
‫کی دنبال آدم خوبه؟

582
00:36:26,121 --> 00:36:27,241
‫هیچکدوممون.

583
00:36:29,161 --> 00:36:31,081
‫ما همیشه دنبال بدی بودیم.

584
00:36:35,041 --> 00:36:37,201
‫می‌تونم ببینم چی می‌خوای، آدام.

585
00:36:37,281 --> 00:36:39,241
‫ادل... ادل...

586
00:36:41,441 --> 00:36:42,641
‫حسش می‌کنم.

587
00:36:49,961 --> 00:36:51,961
‫تو دنبال شرارتی، آدام.

588
00:36:53,481 --> 00:36:54,841
‫دنبال استیصالی.

589
00:36:58,721 --> 00:37:02,881
‫تو یه لذت داغ آتیشی می‌خوای،
‫و اینکه تمام وجودم رو بگیری.

590
00:37:04,281 --> 00:37:05,761
‫وجب به وجب من رو.

591
00:37:06,801 --> 00:37:08,121
‫درون و بیرونم رو.

592
00:37:08,201 --> 00:37:09,841
‫این همون چیزیـه که همیشه می‌خوای.

593
00:37:13,321 --> 00:37:14,721
‫من تنها کسی‌ام که باعث می‌شه

594
00:37:14,801 --> 00:37:16,401
‫تنت گُر بگیره آدام، مگه نه؟

595
00:37:19,801 --> 00:37:20,841
‫من تو رو می‌شناسم.

596
00:37:23,641 --> 00:37:24,761
‫من توی وجودتم.

597
00:37:44,081 --> 00:37:45,561
‫الان نه، اِما.

598
00:38:19,561 --> 00:38:20,521
‫اوه!

599
00:38:23,281 --> 00:38:24,761
‫الان دیگه حتماً متوجه می‌شی...

600
00:38:25,961 --> 00:38:26,961
‫نمی‌شی؟

601
00:38:28,161 --> 00:38:29,481
‫که چقدر بهت نیاز دارم؟

602
00:38:30,481 --> 00:38:31,441
‫بله.

603
00:38:44,281 --> 00:38:46,441
‫خیلی معذرت می‌خوام
‫که منتظرتون گذاشتم، خانم فیرلی.

604
00:38:46,521 --> 00:38:47,881
‫یه سری کارهای ریز داشت که باید تموم می‌شد،

605
00:38:47,961 --> 00:38:49,441
‫ولی امیدوارم ارزش انتظار رو داشته باشه.

606
00:38:53,401 --> 00:38:54,961
‫فکر کنم باید تنِ کسی ببینمش.

607
00:38:55,041 --> 00:38:56,801
‫البته، آره. کمکتون می‌کنم بپوشین.

608
00:38:56,881 --> 00:38:59,121
‫نه، تنِ من نه. تنِ خودت.

609
00:39:04,921 --> 00:39:06,801
‫- مطمئن نیستم چطور ممکنه...
‫- به حرفم گوش کن.

610
00:39:13,841 --> 00:39:15,681
‫خب، لباس‌هایی که پوشیدی رو در بیار.

611
00:39:19,721 --> 00:39:21,001
‫همین الان، اِما.

612
00:40:04,881 --> 00:40:06,121
‫باید با پسرها صحبت کنم.

613
00:40:06,201 --> 00:40:07,721
‫نه درباره‌ی...؟

614
00:40:09,321 --> 00:40:11,721
‫نه، نه.
‫فقط یه سری کارهای مربوط به کارخونه.

615
00:40:13,041 --> 00:40:14,121
‫بهم نیاز داری؟

616
00:40:16,121 --> 00:40:18,601
‫آره. خیلی زیاد.

617
00:40:19,601 --> 00:40:21,881
‫ولی نه همین الان.

618
00:40:21,961 --> 00:40:24,641
‫تو... استراحت کن.

619
00:40:29,361 --> 00:40:30,401
‫بسیارخب.

620
00:41:04,721 --> 00:41:06,961
‫اگه تغییری لازم دارین،
‫می‌تونم امشب انجامش بدم.

621
00:41:08,681 --> 00:41:10,041
‫فکر می‌کنم اگه خودتون پرو می‌کردین،

622
00:41:10,121 --> 00:41:11,761
‫تصور بهتری ازش پیدا می‌کردین.

623
00:41:14,681 --> 00:41:16,481
‫تنگ شرابم باید پر بشه.

624
00:41:16,961 --> 00:41:18,641
‫لطف کن برو طبقه پایین.

625
00:41:19,561 --> 00:41:20,841
‫بله، حتماً.

626
00:41:20,921 --> 00:41:22,721
‫نه، نه. نه.

627
00:41:23,241 --> 00:41:24,361
‫بذار همین تنت بمونه.

628
00:41:25,841 --> 00:41:27,601
‫نمی‌تونم با این لباس برم طبقه پایین.

629
00:41:28,241 --> 00:41:30,161
‫- چرا؟
‫- کار مناسبی نیست.

630
00:41:30,241 --> 00:41:31,521
‫ولی بهت میاد.

631
00:41:31,601 --> 00:41:33,761
‫خانم فیرلی،
‫من باید کارم رو انجام بدم.

632
00:41:33,841 --> 00:41:38,361
‫دقیقاً واسه همینم
‫ازت خواستم برام نوشیدنی بیاری.

633
00:41:38,441 --> 00:41:41,001
‫- ده ثانیه طول می‌کشه تا...
‫- تنگ من باید پر بشه.

634
00:41:41,081 --> 00:41:42,161
‫همین الان.

635
00:41:48,761 --> 00:41:50,081
‫چشم، خانم فیرلی.

636
00:42:09,721 --> 00:42:10,961
‫کی اون بیرونـه؟

637
00:42:12,401 --> 00:42:13,641
‫اِما هستم، قربان.

638
00:42:13,721 --> 00:42:16,961
‫بیا تو، لطفاً.
‫نوشیدنی‌هامون تموم شده.

639
00:42:17,921 --> 00:42:19,761
‫الان میام، قربان.

640
00:42:19,841 --> 00:42:21,521
‫دارم برای خانم فیرلی چیزی می‌برم.

641
00:42:21,601 --> 00:42:23,721
‫خانم فیرلی می‌تونه منتظر بمونه!

642
00:42:24,241 --> 00:42:25,601
‫بیا اینجا!

643
00:42:30,481 --> 00:42:31,481
‫همین الان!

644
00:42:38,441 --> 00:42:39,841
‫چطور می‌تونیم مطمئن باشیم این ناظر،

645
00:42:39,921 --> 00:42:41,601
‫کارگرها رو بیشتر تحریک نمی‌کنه؟

646
00:42:42,761 --> 00:42:43,761
‫جرالد؟

647
00:42:44,921 --> 00:42:46,241
‫هوم؟

648
00:42:51,681 --> 00:42:53,721
‫این چه لباسیه که پوشیدی؟

649
00:42:53,801 --> 00:42:55,161
‫خیلی معذرت می‌خوام، قربان.

650
00:42:55,241 --> 00:42:56,521
‫دزدیدیش؟

651
00:42:56,601 --> 00:42:59,001
‫نه! خانم فیرلی اصرار کردن.

652
00:43:04,201 --> 00:43:05,921
‫درش بیار.

653
00:43:10,721 --> 00:43:12,161
‫فکر کردی کی هستی؟

654
00:43:14,201 --> 00:43:15,161
‫هوم؟

655
00:43:16,281 --> 00:43:17,921
‫من فکر می‌کنم هیچکس نیستم، قربان.

656
00:43:22,001 --> 00:43:23,161
‫متاسفم.

657
00:43:33,801 --> 00:43:35,521
‫اون حرفت زیاده‌روی بود.

658
00:43:35,601 --> 00:43:38,121
‫- کاملاً غیرقابل‌قبول بود.
‫- منظورم شما بودی، پدر.

659
00:43:39,161 --> 00:43:40,441
‫نیازی نیست با اِما

660
00:43:40,521 --> 00:43:41,721
‫یا هیچکدوم از خدمه اینطوری حرف بزنین.

661
00:43:41,801 --> 00:43:44,121
‫مخصوصاً وقتی واضحه که این یکی
‫از بازی‌های کوچیک مادره!

662
00:43:46,361 --> 00:43:47,601
‫ادوین،

663
00:43:48,281 --> 00:43:50,681
‫من هر جوری که دلم بخواد
‫باهاش حرف می‌زنم.

664
00:43:50,761 --> 00:43:52,121
‫من دارم بهش حقوق میدم.

665
00:43:52,201 --> 00:43:53,401
‫اونم به زور!

666
00:43:55,761 --> 00:43:56,801
‫من فقط فکر می‌کنم...

667
00:43:56,881 --> 00:43:58,561
‫مگه من از تو خواستم فکر کنی؟!

668
00:44:02,641 --> 00:44:04,561
‫انگار اِما هارت تنها کسی نیست

669
00:44:04,641 --> 00:44:07,721
‫که جایگاهش رو توی این خونه
‫فراموش کرده.

670
00:44:09,361 --> 00:44:10,521
‫ببخشید، پدر.

671
00:44:17,321 --> 00:44:20,681
‫سِر ویکرام پیشنهاد داد که بری لندن پیششون.

672
00:44:20,761 --> 00:44:24,041
‫بیشتر وقت گذروندن تو با دختر سِر ویکرام

673
00:44:24,121 --> 00:44:26,161
‫می‌تونه برای هر دو خانواده
‫خیلی سودمند باشه.

674
00:44:26,241 --> 00:44:28,961
‫فردا اول وقت باید راه بیفتی.
‫من یه تلگراف می‌زنم

675
00:44:29,041 --> 00:44:30,321
‫تا بهشون خبر بدم که داری میری.

676
00:44:30,401 --> 00:44:33,681
‫مطمئنم پریا می‌خواد
‫بهترین لباسش رو انتخاب کنه.

677
00:45:23,481 --> 00:45:24,481
‫اخراجم می‌کنن، مگه نه؟

678
00:45:24,561 --> 00:45:25,721
‫داره من رو می‌فرسته لندن.

679
00:45:25,801 --> 00:45:26,921
‫نمی‌تونستم بدون خداحافظی برم.

680
00:45:27,001 --> 00:45:28,361
‫تا کِی نیستی؟

681
00:45:28,441 --> 00:45:30,081
‫شاید یه عروسی توی راه باشه.

682
00:45:31,281 --> 00:45:33,561
‫می‌دونی که تو تنها کسی
‫از این خانواده‌ای که بهش اعتماد دارم؟

683
00:45:34,881 --> 00:45:36,321
‫- بابا!
‫- چی شده؟

684
00:45:36,401 --> 00:45:38,761
‫نمی‌خوام به من احترام بذاری.

685
00:45:40,841 --> 00:45:42,801
‫اون آدم‌ها هیچوقت قرار نیست تو رو

686
00:45:42,881 --> 00:45:44,761
‫چیزی بیشتر از یه خدمتکار ببینن.

687
00:45:44,841 --> 00:45:46,561
‫با من بیا. چرا که نه؟

688
00:45:47,000 --> 00:46:07,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

