﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:23,601 --> 00:00:25,881
‫کنتس اومدن دیدنتون، خانم هارت.

3
00:00:26,881 --> 00:00:28,121
‫مامان!

4
00:00:28,241 --> 00:00:31,081
‫چه هفته‌ی وحشتناکی برات بوده.
‫اصلاً نمی‌تونم تحملش کنم.

5
00:00:31,161 --> 00:00:33,521
‫به گل‌فروشی گفتم «بهترین دسته‌گلی که داری رو برام آماده کن

6
00:00:33,601 --> 00:00:34,601
‫فقط گل رز توش نباشه»

7
00:00:34,681 --> 00:00:36,681
‫دختره هم همون لحظه فهمید برای توئه.

8
00:00:36,761 --> 00:00:37,961
‫حالا چی میگی؟

9
00:00:38,201 --> 00:00:40,201
‫اوه، لعنت به این روزنامه‌ها.

10
00:00:40,281 --> 00:00:42,081
‫وقتی پیشنهاد ناهار رو دادی خیلی خوشحال شدم.

11
00:00:42,161 --> 00:00:43,321
‫هنوز داری دووم میاری؟

12
00:00:43,401 --> 00:00:45,081
‫مگه تا حالا دیدی من کم بیارم؟

13
00:00:45,161 --> 00:00:46,361
‫سلام عزیزم.

14
00:00:46,441 --> 00:00:48,441
‫برای ساعت یک‌ونیم پاتسی رو رزرو کردم.
‫خوبه؟

15
00:00:48,521 --> 00:00:50,481
‫جنت قسم می‌خوره همین سه‌شنبه‌ی پیش سیناترا رو اونجا دیده.

16
00:00:50,561 --> 00:00:51,881
‫مامان همیشه دوست داره بگه

17
00:00:51,961 --> 00:00:53,521
‫که همه‌ی این کارها رو برای خانواده‌ش کرده

18
00:00:53,601 --> 00:00:55,161
‫که البته مسخره‌ست

19
00:00:55,241 --> 00:00:57,801
‫برای زنی که تمام دوران بزرگسالی‌ش رو صرف این کرده که

20
00:00:57,881 --> 00:01:00,201
‫از خانواده‌ش فرار کنه و نطق‌های آنچنانی راه بندازه

21
00:01:00,281 --> 00:01:01,601
‫درباره‌ی انتقام لعنتی.

22
00:01:01,681 --> 00:01:03,841
‫خیلی حقیره.

23
00:01:03,921 --> 00:01:05,761
‫البته اینکه آدم مطمئن بشه

24
00:01:05,841 --> 00:01:07,641
‫بچه‌هاش هیچ کم‌وکاستی نداشته باشن

25
00:01:07,721 --> 00:01:10,281
‫یه عیب هم داره

26
00:01:10,401 --> 00:01:14,321
‫اینکه مجبور باشی بشینی و ببینی بچه‌هات توی زندگی راه میرن

27
00:01:14,401 --> 00:01:17,001
‫و هر چیزی سر راهشون هست رو حق مسلم خودشون میدونن

28
00:01:17,081 --> 00:01:18,481
‫مامان، خیلی متأسفم
‫من...

29
00:01:18,561 --> 00:01:21,041
‫اول می‌خوای چی رو توضیح بدی، عزیزم؟

30
00:01:21,121 --> 00:01:22,761
‫اینکه چطور جزئیات کامل پرونده‌ی پزشکی محرمانه‌م رو

31
00:01:22,841 --> 00:01:24,921
‫برای مطبوعات رو کردی,

32
00:01:25,001 --> 00:01:29,481
‫یا اینکه به آقای فیرلی گفتی «زن غرغرو و پیر»؟

33
00:01:30,641 --> 00:01:32,161
‫می‌تونم توضیح بدم.

34
00:01:32,241 --> 00:01:34,641
‫خب، با کمال میل می‌شنوم، عزیزم.

35
00:01:34,761 --> 00:01:36,281
‫واقعاً می‌خوام بدونم.

36
00:01:36,361 --> 00:01:39,121
‫می‌خوام بفهمم

37
00:01:39,801 --> 00:01:42,561
‫چون هر کاری که توی زندگیم کردم برای خانواده‌م بوده

38
00:01:50,000 --> 00:01:57,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

39
00:02:16,441 --> 00:02:18,641
‫-برگه‌های ساعت کاری، آقای فیرلی.
‫-ممنون.

40
00:02:19,321 --> 00:02:22,881
‫همه‌چی... خونه... خوبه؟

41
00:02:28,241 --> 00:02:29,761
‫که چی؟

42
00:02:29,841 --> 00:02:32,521
‫می‌دونم بعضی از کارکنای عمارت کنجکاو بودن ببینن

43
00:02:32,601 --> 00:02:35,241
‫اِما خبری داده یا نه...

44
00:02:35,321 --> 00:02:36,361
‫این روزها.

45
00:02:40,641 --> 00:02:42,441
‫چند ماهه که ندیدیمش.

46
00:02:44,401 --> 00:02:45,841
‫شش... شش ماهه.

47
00:02:47,521 --> 00:02:48,601
‫شش ماه و نیم.

48
00:02:52,241 --> 00:02:54,361
‫هر ماه برامون پول می‌فرسته.

49
00:02:55,401 --> 00:02:56,641
‫مهر پستش مال لیدزه.

50
00:02:57,161 --> 00:03:00,001
‫دختر عاقل و دست‌وپا داریه، آقای فیرلی.

51
00:03:00,081 --> 00:03:01,721
‫خودش از پس کاراش برمیاد.

52
00:03:01,801 --> 00:03:03,801
‫نه آدرسی، نه خبری.

53
00:03:03,881 --> 00:03:05,041
‫نمی‌خواد نگرانش بشیم

54
00:03:06,161 --> 00:03:08,401
‫راستی، شنیدم باید بهتون تبریک بگم

55
00:03:08,481 --> 00:03:10,161
‫به خاطر نامزدیتون.

56
00:03:13,281 --> 00:03:15,361
‫یه شیفت شب دارم که باید بیدار بمونم.

57
00:03:41,200 --> 00:03:47,000
‫"زن ثروتمند"

58
00:03:48,561 --> 00:03:50,121
‫خب، خانم فِیروِدِر.

59
00:03:50,841 --> 00:03:53,481
‫تمام شب بیدار بودم و این لباس رو مخصوص شما تموم کردم.

60
00:03:54,081 --> 00:03:56,361
‫پس فکر کنم دقیقاً همون چیزیه که دنبالش بودین.

61
00:03:56,441 --> 00:03:59,321
‫شما با این وضعیت چطور وقت پیدا می‌کنین، خانم هارت؟

62
00:03:59,401 --> 00:04:02,441
‫یه اسمی برای وضعیت خانم هارت وجود داره... خستگی‌ناپذیر

63
00:04:02,521 --> 00:04:05,001
‫حقیقتش، خانم هارت، منم حامله‌ام

64
00:04:05,081 --> 00:04:07,561
‫تبریک میگم، خانم فِیروِدِر

65
00:04:07,641 --> 00:04:09,361
‫اگه بخواین می‌تونم یه دامن مثل دامن خودم براتون بدوزم

66
00:04:09,441 --> 00:04:10,601
‫با کمر بنددار
‫ببینین؟

67
00:04:10,681 --> 00:04:11,961
‫جلوی شکمم این‌طوری بسته میشه.

68
00:04:12,041 --> 00:04:13,881
‫یه سر به من بزنین تا اندازه‌تون رو بگیرم.

69
00:04:13,961 --> 00:04:15,201
‫به‌زودی می‌بینمتون.

70
00:04:20,601 --> 00:04:23,761
‫تا حالا ندیده بودم یه فروشنده این‌همه مشتری برای مغازه بیاره.

71
00:04:23,841 --> 00:04:25,001
‫داره حسابی جمع میشه.

72
00:04:25,081 --> 00:04:26,801
‫سه‌چهارمش برای شما، آقای لاوتر.

73
00:04:28,841 --> 00:04:30,881
‫و یه‌چهارمش برای...

74
00:04:30,961 --> 00:04:33,361
‫نقشه‌ ات
‫با یه «ن» بزرگ

75
00:04:33,441 --> 00:04:35,161
‫یه «ب» بزرگ هم برای بچه.

76
00:04:36,041 --> 00:04:37,041
‫دارم پس‌انداز میکنم.

77
00:04:37,121 --> 00:04:39,001
‫خب، که انرژی‌ ات رو پس‌انداز نمی‌کنی.

78
00:04:39,081 --> 00:04:41,041
‫وقتی بچه به دنیا اومد میشینم.

79
00:04:41,121 --> 00:04:43,361
‫وقتی مادر باشی همین‌طوریه دیگه، مگه نه؟

80
00:04:43,441 --> 00:04:44,841
‫فقط باید استراحت کنی و هیچ کاری نکنی.

81
00:04:44,921 --> 00:04:46,601
‫خب، مطمئن نیستم قضیه این‌طوری باشه.

82
00:04:46,681 --> 00:04:48,481
‫خانم بارلو!
‫امیدوار بودم خونه باشین.

83
00:04:48,561 --> 00:04:49,801
‫از این خوشتون میاد.

84
00:05:13,281 --> 00:05:14,401
‫اوه...

85
00:05:18,081 --> 00:05:19,321
‫خداروشکر.

86
00:05:24,601 --> 00:05:26,521
‫اون تو کاملاً سالم و سرحاله.

87
00:05:28,521 --> 00:05:30,201
‫نمی‌ذارم اتفاقی برات بیفته.

88
00:05:42,150 --> 00:05:44,150
‫"کالسکه بچه برای فروش"

89
00:05:52,874 --> 00:05:59,774
‫"هزینه های ماهانه"

90
00:06:06,980 --> 00:06:09,080
‫"کسری بودجه"

91
00:06:19,201 --> 00:06:20,401
‫نه!

92
00:06:22,625 --> 00:06:24,425
‫" بعد از بدنیا اومدن بچه"

93
00:06:34,161 --> 00:06:37,241
‫اون تو همه‌چی روبه‌راهه؟
‫داری یه کم بازی می‌کنی؟

94
00:06:43,081 --> 00:06:44,481
‫وای!

95
00:06:45,201 --> 00:06:47,921
‫-بفرمایین، قربان
‫-زیاد طولش نمیدم

96
00:06:52,201 --> 00:06:54,361
‫امیدوارم که کم‌کاری نمی‌کنین، خانم هارت

97
00:06:54,441 --> 00:06:56,921
‫وقت ناهاره ولی نگران نباشین
‫دست از کار نکشیدم

98
00:06:57,001 --> 00:06:58,361
‫خدا نکنه.

99
00:07:05,361 --> 00:07:08,081
‫همین الان می‌بندین؟
‫این مغازه که هیچ‌وقت باز نیست.

100
00:07:12,961 --> 00:07:14,481
‫فکر کنم امروز از چیزی که

101
00:07:14,561 --> 00:07:16,241
‫ براتون آوردم خیلی خوشتون بیاد

102
00:07:16,321 --> 00:07:19,121
‫اوه!ابریشم‌های جدید!
‫عالی‌ان.

103
00:07:19,201 --> 00:07:21,921
‫برای شما فقط متری سه شیلینگ و شش پنس.

104
00:07:22,001 --> 00:07:23,721
‫حیف که من فقط دو شیلینگ و شش پنس بهتون میدم.

105
00:07:23,801 --> 00:07:25,601
‫-سه...شیلینگ.
‫-دو شیلینگ و نه پنس

106
00:07:27,161 --> 00:07:28,881
‫اوه، چه ظالمی هستی.

107
00:07:33,841 --> 00:07:35,761
‫این انگشتات جای سوزن روشون مونده؟

108
00:07:35,841 --> 00:07:38,321
‫خانم هارت، چقدر می‌شه که برای جو لاوتر کار می‌کنین؟

109
00:07:38,401 --> 00:07:40,281
‫شش ماهه، مگه نه؟
‫و توی تمام این مدت

110
00:07:40,361 --> 00:07:41,401
‫مثل سگ کار کردین.

111
00:07:41,481 --> 00:07:42,921
‫همه بهم میگن یه کم آروم‌تر کار کنم

112
00:07:43,001 --> 00:07:45,361
‫ولی بچه که از قبل وقت نمیگیره و قرار نمیذاره.

113
00:07:45,441 --> 00:07:47,441
‫و من دارم وقتم رو از دست میدم

114
00:07:47,761 --> 00:07:49,681
‫پول به اندازه‌ی کافی سریع جمع نمیشه.

115
00:07:50,601 --> 00:07:53,081
‫شوهرتون مشکلی نداره که این‌قدر سخت کار می‌کنین؟

116
00:07:54,361 --> 00:07:56,881
‫اونم داره کار می‌کنه، قبلاً بهتون گفتم.
‫نیروی دریایی نمی‌تونه مرخصش کنه.

117
00:07:58,441 --> 00:08:00,801
‫خب، فقط می‌تونم بگم خودش ضرر می‌کنه

118
00:08:02,761 --> 00:08:05,281
‫فکر کنم شما هم دلتون براش تنگ میشه
‫وقتی از خونه دوره

119
00:08:05,361 --> 00:08:08,321
‫دلم برای بابام و داداشم تنگ میشه.

120
00:08:08,441 --> 00:08:10,121
‫وقت ندارم دلم برای کس دیگه‌ای تنگ بشه.

121
00:08:10,201 --> 00:08:11,601
‫به‌هرحال دارم پول پس‌انداز می‌کنم

122
00:08:11,681 --> 00:08:13,961
‫که وقتی بچه به دنیا اومد، بتونم دو ماه مرخصی بگیرم.

123
00:08:14,041 --> 00:08:17,001
‫شاید حتی سه ماه
‫اگه این چند هفته‌ی آخر سخت کار کنم.

124
00:08:17,081 --> 00:08:20,001
‫به نظر میاد امروز هم قراره رکورد بزنیم.

125
00:08:20,841 --> 00:08:24,161
‫-کار تیمیه، آقای لاوتر
‫-ها، فکر نکنم

126
00:08:24,241 --> 00:08:25,841
‫وقتی میبینم چطور می‌فروشی

127
00:08:25,921 --> 00:08:28,561
‫اصلاً مثل زن‌ها فکر نمی‌کنی

128
00:08:29,001 --> 00:08:30,281
‫بیشتر مثل مردها فکر می‌کنی.

129
00:08:31,801 --> 00:08:33,201
‫مگه فرقی هم دارن؟

130
00:08:34,441 --> 00:08:36,081
‫الان دیگه اینجا زندگی می‌کنی، مگه نه؟

131
00:08:36,161 --> 00:08:37,561
‫کار دارم.

132
00:08:41,121 --> 00:08:43,321
‫این پارچه‌ی جدیده؟
‫گرون به نظر میاد.

133
00:08:43,401 --> 00:08:44,801
‫قرار بود گرون باشه!

134
00:08:45,521 --> 00:08:47,281
‫قراره جای پارچه‌های فیرلی رو بگیره، آقای لاوتر.

135
00:08:47,361 --> 00:08:49,281
‫حقیقت اینه که مشتری‌ها خودشون متوجه میشن.

136
00:08:49,361 --> 00:08:51,521
‫پارچه‌ی کارخونه‌ی فیرلی واقعاً بی‌کیفیته

137
00:08:51,601 --> 00:08:53,121
‫خرابه، بعضیا میگن به‌دردنخوره.

138
00:08:57,321 --> 00:08:59,161
‫بازم یه سفارش پارچه رو از دست دادیم.

139
00:08:59,241 --> 00:09:00,881
‫بازم از کیفیتش شکایت کردن.

140
00:09:02,321 --> 00:09:04,961
‫خیلی از این دستگاه‌ها قدیمی و فرسوده‌ان

141
00:09:05,041 --> 00:09:07,721
‫و نمی‌تونیم مدام از کارگرا بخوایم شبانه‌روزی کار کنن.

142
00:09:07,801 --> 00:09:10,201
‫همیشه شکایتت اینه که به این کارگرا پول کافی نمیدیم.

143
00:09:10,281 --> 00:09:11,641
‫حالا که شیفت شب گذاشتیم

144
00:09:11,721 --> 00:09:13,761
‫یهو یادشون افتاده باید برن خونه شام بخورن.

145
00:09:13,841 --> 00:09:14,881
‫اینا کارگرای بی‌سروپا نیستن.

146
00:09:14,961 --> 00:09:16,241
‫آدم‌ان...

147
00:09:16,321 --> 00:09:17,521
‫حق و احساس دارن.

148
00:09:17,601 --> 00:09:19,321
‫هوم!

149
00:09:19,601 --> 00:09:20,921
‫اوه، پریا.

150
00:09:21,001 --> 00:09:22,201
‫برگشتی.

151
00:09:24,801 --> 00:09:26,681
‫ببخشید.
‫روز طولانی‌ای بود.

152
00:09:28,001 --> 00:09:29,801
‫اوه، حتماً خسته‌ای

153
00:09:33,561 --> 00:09:35,961
‫ادوین، من و پریا امیدوار بودیم فردا

154
00:09:36,041 --> 00:09:38,241
‫بتونیم برسیم به کار اصلی این هفته.

155
00:09:38,321 --> 00:09:40,281
‫برنامه‌ریزی عروسی.

156
00:09:40,361 --> 00:09:44,841
‫باید یه زمانی حتماً درباره‌ی کلیساها هم حرف بزنیم.

157
00:09:45,401 --> 00:09:47,561
‫حداقل امیدوار بودم وقتی اینجام بتونیم

158
00:09:47,641 --> 00:09:48,721
‫ یه تاریخ مشخص کنیم

159
00:09:48,801 --> 00:09:50,801
‫چون پدرت مرد پرمشغله‌ایه.

160
00:09:50,881 --> 00:09:53,721
‫آقای ویکرام باید برنامه‌هاشو بچینه

161
00:09:54,921 --> 00:09:58,361
‫پس باید همه‌ی جزئیات عروسی رو قطعی کنیم

162
00:09:58,441 --> 00:09:59,481
‫مگه نه، ادوین؟

163
00:10:01,241 --> 00:10:04,761
‫-سرش توی کاره
‫-هوم. ادوین همیشه خوبه

164
00:10:04,841 --> 00:10:06,721
‫هر کاری از دستش برمیاد می‌کنه تا کسب‌وکار رو نجات بده

165
00:10:46,041 --> 00:10:48,321
‫فکر کردی کدوم خری هستی؟

166
00:10:48,401 --> 00:10:50,081
‫باید از خودت خجالت بکشی.

167
00:10:50,161 --> 00:10:51,281
‫نمی‌تونی همین‌طوری سر و کله‌ت پیدا بشه

168
00:10:51,361 --> 00:10:52,801
‫وقتی ماه‌هاست حتی نزدیکش هم نشدی.

169
00:10:52,881 --> 00:10:57,041
‫خب، حالا که اینجام
‫می‌بینم که حسابی سرش شلوغ بوده.

170
00:10:58,961 --> 00:11:00,081
‫اوه!

171
00:11:00,601 --> 00:11:03,921
‫ماوورنین، تو دیگه چه غلطی می‌کردی؟

172
00:11:04,001 --> 00:11:06,281
‫آقای هارت، باید بدونین که همسرتون

173
00:11:06,361 --> 00:11:09,041
‫هر لحظه‌ای که اینجا بوده بی‌وقفه کار کرده.

174
00:11:10,841 --> 00:11:12,281
‫وقتی هیچ‌کس دیگه‌ای زحمت نمی‌کشیده که...

175
00:11:12,361 --> 00:11:15,961
‫آقای کالینسکی، دیوید، این شوهر من نیست.

176
00:11:16,041 --> 00:11:17,961
‫فقط یه دوسته

177
00:11:18,041 --> 00:11:20,481
‫یه دوست صمیمیه.
‫مک.

178
00:11:20,561 --> 00:11:21,681
‫شوهرم رو به‌زور می‌شناسه.

179
00:11:21,761 --> 00:11:23,761
‫اگه بدونی چقدر کم می‌شناسش، تعجب می‌کنی.

180
00:11:26,201 --> 00:11:28,161
‫ولی من اصلاً خبر نداشتم.

181
00:11:28,241 --> 00:11:31,201
‫موقع بستن مغازه می‌بینمت.
‫بعدش.

182
00:11:31,321 --> 00:11:32,361
‫به‌زودی می‌بینمت.

183
00:11:41,161 --> 00:11:43,881
‫آدل...
‫این‌ها رو برات آوردم.

184
00:11:46,201 --> 00:11:48,521
‫دنبال یه گلدون مثل گلدون مامان بودم، می‌دونی

185
00:11:48,601 --> 00:11:51,201
‫همونی که گل‌ها رو باز و پخش نگه می‌داشت، ولی...

186
00:11:51,281 --> 00:11:54,041
‫یادت میاد؟ مامان همیشه یه جور خاصی با گل‌ها رفتار می‌کرد

187
00:11:56,561 --> 00:11:58,641
‫ادوین باز هم صبح زود رفت.

188
00:11:59,361 --> 00:12:00,921
‫ولی کار توی آسیاب هیچ‌وقت تموم نمیشه.

189
00:12:01,001 --> 00:12:02,561
‫این روزا که دیگه هیچی.

190
00:12:02,641 --> 00:12:04,321
‫منظورم اینه که آدام تقریباً هیچ‌وقت خونه نیست.

191
00:12:06,121 --> 00:12:09,481
‫من به‌ندرت می‌بینمش.
‫اصلاً اینجا بند نمیشه.

192
00:12:11,441 --> 00:12:13,361
‫آب گرم بیشتری می‌خوای عزیزم؟

193
00:12:13,921 --> 00:12:16,601
‫یا چیزی دیگه، می‌دونی؟
‫چیزی برای خوردن؟

194
00:12:22,201 --> 00:12:23,361
‫عزیزم...

195
00:12:26,481 --> 00:12:29,961
‫فکر می‌کنم شاید بهتر باشه یه کم از اینجا بری بیرون.

196
00:12:31,561 --> 00:12:32,961
‫به نظرت؟

197
00:12:33,041 --> 00:12:35,121
‫فقط یه مدت از اینجا دور شو.

198
00:12:40,121 --> 00:12:43,001
‫داشتم به کلبه عمه جسی کنار دریا فکر می‌کردم.

199
00:12:43,081 --> 00:12:44,561
‫خوشت میاد؟

200
00:12:45,121 --> 00:12:47,761
‫اون ساحل کوچیک پایین رو یادت میاد؟
‫و مرغ‌های دریایی رو؟

201
00:12:48,881 --> 00:12:51,161
‫اونم خیلی خوشحال میشه پیشش بمونی
‫مطمئنم همین‌طوره

202
00:12:51,241 --> 00:12:53,001
‫شاید اونجا بتونی...

203
00:12:58,361 --> 00:12:59,401
‫ادل؟

204
00:13:01,241 --> 00:13:02,241
‫ادل.

205
00:13:09,521 --> 00:13:10,761
‫ادل، خواهش می‌کنم، بس کن...

206
00:13:19,121 --> 00:13:20,721
‫این‌ها گل برفیه‌ان؟

207
00:13:22,721 --> 00:13:23,681
‫آره.

208
00:13:25,121 --> 00:13:26,761
‫خیلی قشنگن، مگه نه؟

209
00:13:26,841 --> 00:13:29,121
‫صدها تا ازشون اون بیرونه.

210
00:13:29,201 --> 00:13:30,641
‫همین کارو می‌کنن.

211
00:13:31,721 --> 00:13:33,281
‫خیلی زود همه‌جا رو میگیرن.

212
00:13:33,401 --> 00:13:35,001
‫اگه جلوشون گرفته نشه...

213
00:13:36,001 --> 00:13:37,721
‫گل‌های برفی

214
00:13:37,801 --> 00:13:39,121
‫کل باغ رو می‌گیرن.

215
00:13:41,041 --> 00:13:43,001
‫نمی‌تونی از شرشون خلاص بشی.

216
00:13:53,681 --> 00:13:55,961
‫خب، میرم اون گلدون رو پیدا کنم.

217
00:14:14,921 --> 00:14:17,681
‫اوه، ببخشید
‫ما... بستیم.

218
00:14:17,801 --> 00:14:19,721
‫سگ نگهبانت همراهت نیست، نه؟

219
00:14:20,241 --> 00:14:22,041
‫آقای کالینسکی فقط سفارشا رو تحویل میده.

220
00:14:22,121 --> 00:14:25,081
‫-فقط از روی لطفشه.
‫-اوه، لطفه؟

221
00:14:25,521 --> 00:14:26,761
‫خوش‌قیافه هم هست؟

222
00:14:32,201 --> 00:14:34,201
‫انگار از اول برای کار کردن اینجا به دنیا اومدی.

223
00:14:41,841 --> 00:14:44,801
‫اما هارت، می‌خوای تا آخر عمرت

224
00:14:44,881 --> 00:14:47,161
‫ از نگاه کردن به من فرار کنی؟

225
00:14:47,881 --> 00:14:49,281
‫چه خبره عزیزم؟

226
00:14:51,281 --> 00:14:52,521
‫بیا.

227
00:14:59,881 --> 00:15:01,881
‫بابا نمی‌دونه من اینجام

228
00:15:02,241 --> 00:15:03,881
‫و نباید هم بفهمه.

229
00:15:04,001 --> 00:15:06,081
‫نمی‌تونم براش دردسر درست کنم.

230
00:15:08,601 --> 00:15:10,081
‫بعد از اتفاقی که برای مامان افتاد، دیگه نه.

231
00:15:11,961 --> 00:15:13,521
‫من ندیدمش.

232
00:15:14,561 --> 00:15:16,201
‫نه اونو دیدم، نه فرانک رو.

233
00:15:17,201 --> 00:15:20,001
‫چطوری می‌تونم خودم به‌تنهایی خرج این بچه رو بدم؟.

234
00:15:23,361 --> 00:15:24,721
‫عزیزم...

235
00:15:28,561 --> 00:15:31,241
‫تو چه جوری خودتو توی این مخمصه لعنتی انداختی؟

236
00:15:32,000 --> 00:15:38,000


237
00:15:39,161 --> 00:15:40,681
‫یه پسر توی زادگاهم بود.

238
00:15:42,281 --> 00:15:43,681
‫تو نمی‌شناسیش.

239
00:15:44,441 --> 00:15:45,961
‫نامردی کرد و ولم کرد.

240
00:15:47,081 --> 00:15:48,881
‫پس خودم حسابشو میرسم.

241
00:15:48,961 --> 00:15:50,161
‫لازم نیست.

242
00:15:50,961 --> 00:15:53,801
‫اولش گفت باهام ازدواج می‌کنه
‫بعد فرار کرد و رفت نیروی دریایی.

243
00:15:58,241 --> 00:15:59,321
‫پس این چیه؟

244
00:16:01,561 --> 00:16:03,281
‫که کسی درباره‌م بد فکر نکنه.

245
00:16:05,961 --> 00:16:08,681
‫-همین‌طور چون دوست دارم یادم بمونه
‫-یاد اون بیفتی؟

246
00:16:08,761 --> 00:16:10,041
‫یادم بمونه که دیگه هیچ‌وقت نمی‌ذارم کسی باعث بشه

247
00:16:10,121 --> 00:16:12,161
‫همون حسی رو پیدا کنم که اون بهم داد.

248
00:16:14,441 --> 00:16:15,841
‫تا روزی که بمیرم، دیگه همچین چیزی تکرار نمیشه

249
00:16:17,041 --> 00:16:18,961
‫و یادم بمونه چی داره منو جلو می‌بره.

250
00:16:19,961 --> 00:16:21,641
‫چی قراره تا آخر عمرم منو جلو ببره.

251
00:16:23,201 --> 00:16:24,401
‫انتقام.

252
00:16:29,201 --> 00:16:32,161
‫اِما، چطوری می‌خوای هم از بچه مراقبت کنی، هم کار کنی؟

253
00:16:33,801 --> 00:16:35,441
‫لباس میدوزم.

254
00:16:36,361 --> 00:16:38,481
‫و کارم هم خوبه
‫واقعاً خوبه.

255
00:16:38,561 --> 00:16:41,121
‫وقتی می‌بینم پولام داره روی هم جمع میشه، خیلی ذوق می‌کنم.

256
00:16:41,641 --> 00:16:43,921
‫دو ماهه دارم پس‌انداز می‌کنم

257
00:16:44,001 --> 00:16:46,961
‫یعنی وقتی بچه به دنیا بیاد، می‌تونم یه مدت کار نکنم.

258
00:16:51,441 --> 00:16:52,761
‫چیزی رو زمین انداختی؟

259
00:16:53,281 --> 00:16:56,681
‫می‌دونی که باهات ازدواج می‌کنم، اما هارت.

260
00:16:56,761 --> 00:16:58,521
‫با کمال میل.

261
00:16:59,721 --> 00:17:01,241
‫باعث افتخارمه.

262
00:17:02,961 --> 00:17:04,601
‫اِما، با من ازدواج می‌کنی؟

263
00:17:08,881 --> 00:17:10,481
‫تو بهترین مردی هستی که می‌شناسم.

264
00:17:11,361 --> 00:17:13,601
‫حتماً، ازدواج با تو باعث افتخارمه.

265
00:17:13,681 --> 00:17:14,921
‫بیشتر شبیه دردسره.

266
00:17:15,001 --> 00:17:17,001
‫این شونه‌ها رو دیدی؟

267
00:17:17,081 --> 00:17:18,801
‫می‌تونم از جفتتون مراقبت کنم.

268
00:17:20,321 --> 00:17:21,561
‫می‌دونم.

269
00:17:22,481 --> 00:17:24,081
‫می‌دونم که می‌تونی

270
00:17:25,961 --> 00:17:27,601
‫ولی همه‌چی رو از قبل برنامه‌ریزی کردم.

271
00:17:27,921 --> 00:17:29,961
‫خودم از پس خودمون برمیام.

272
00:17:30,041 --> 00:17:31,361
‫هرجوری که شده.

273
00:17:31,761 --> 00:17:34,641
‫می‌خوام مادر بشم، مک
‫یه مادر واقعی

274
00:17:34,721 --> 00:17:36,441
‫می‌خوام یه بچه واقعی داشته باشم.

275
00:17:36,521 --> 00:17:38,561
‫باارزش‌ترین چیزی که میشه توی زندگی داشت

276
00:17:38,921 --> 00:17:40,561
‫و بیشتر از هر کاری که تا حالا کردم

277
00:17:40,641 --> 00:17:42,121
‫می‌خوام خودم ازش مراقبت کنم.

278
00:17:43,161 --> 00:17:45,121
‫خب، حداقل می‌تونم یه چشم...

279
00:17:45,201 --> 00:17:46,441
‫مک...

280
00:17:47,121 --> 00:17:48,881
‫تو بزرگ‌ترین قلبی رو داری که توی عمرم دیدم.

281
00:17:50,281 --> 00:17:51,961
‫داره از محبت می‌ترکه.

282
00:17:52,041 --> 00:17:54,081
‫برای همینه که می‌خوام بتونی این قلب رو بدی

283
00:17:54,161 --> 00:17:56,441
‫به کسی که واقعاً دوستش داری

284
00:17:56,801 --> 00:17:58,201
‫نه فقط به یه دختری که دلت به حالش سوخته.

285
00:17:58,281 --> 00:18:00,801
‫-اما، اما...
‫-جوابم نه‌

286
00:18:02,001 --> 00:18:04,641
‫ولی این «نه» با بزرگ‌ترین تشکر دنیا همراهه

287
00:18:15,441 --> 00:18:16,961
‫شاید بهتر باشه...

288
00:18:17,641 --> 00:18:20,641
‫زیر اون صندلی رو با جاروب تمیز کنی.

289
00:18:20,721 --> 00:18:22,961
‫این... خاک و خلش افتضاحه.

290
00:18:35,921 --> 00:18:37,001
‫صبح بخیر!

291
00:19:07,601 --> 00:19:08,961
‫بذار مغازه بغلی رو اجاره کنم.

292
00:19:09,041 --> 00:19:11,081
‫بذار از خودت اجاره‌ اش کنم و یه خیاطی لباس باز کنم.

293
00:19:11,161 --> 00:19:13,401
‫مغازه خودم، پر از لباس‌هایی که خودم دوختم.

294
00:19:13,481 --> 00:19:14,921
‫فقط یه دلیل بهم بگو چرا نباید این کارو بکنم.

295
00:19:15,601 --> 00:19:17,161
‫اوه، فقط یکی می‌خوای؟

296
00:19:17,241 --> 00:19:19,081
‫خب، کدوم دلیل رو می‌خوای؟

297
00:19:19,161 --> 00:19:21,521
‫اینکه هیچ تجربه‌ای توی اداره کردن مغازه نداری؟

298
00:19:21,601 --> 00:19:24,401
‫اینکه اصلاً هیچ تجربه‌ای توی اداره کردن هیچ جور کسب‌وکاری نداری؟

299
00:19:24,481 --> 00:19:26,921
‫اینکه هنوز نوزده سالت هم نشده؟
‫اینکه حامله‌ای؟

300
00:19:27,001 --> 00:19:29,561
‫آقای لاوتر، جواب همه اینا یکیه

301
00:19:29,641 --> 00:19:30,681
‫من از پسش برمیام.

302
00:19:30,761 --> 00:19:32,161
‫خانم هارت، این در بهترین حالت یه خیال‌پردازیه.

303
00:19:32,241 --> 00:19:34,041
‫دو نفر فقط امسال توی اون مغازه شکست خوردن.

304
00:19:34,121 --> 00:19:35,561
‫دو آدم بی‌کفایت.

305
00:19:35,641 --> 00:19:37,281
‫خانم کلیولند، جنس‌هاش بنجل بود

306
00:19:37,361 --> 00:19:38,801
‫و نسبت به کیفیتشون زیادی گرون بودن.

307
00:19:38,881 --> 00:19:40,441
‫مشتری‌هاشو نمی‌شناخت.

308
00:19:40,521 --> 00:19:42,721
‫من می‌شناسم
‫می‌دونم چه جور لباس‌هایی دوست دارن.

309
00:19:42,801 --> 00:19:45,201
‫و کارم خوبه.خودتون می‌دونید که هست.

310
00:19:45,281 --> 00:19:47,561
‫خودتون گفتید، من سخت‌کوشم.
‫می‌تونم بفروشم.

311
00:19:47,641 --> 00:19:50,121
‫دقیقاً به همین دلیله که نمی‌تونم بذارم از مغازه من بری.

312
00:19:50,201 --> 00:19:51,441
‫شما منو از دست نمیدید.

313
00:19:51,521 --> 00:19:53,601
‫کار هر دومون رو رونق میدیم
‫الان که مردم میان توی مغازه

314
00:19:53,681 --> 00:19:56,081
‫فقط طاقه‌های پارچه رو می‌بینن

315
00:19:56,161 --> 00:19:57,321
‫ولی با مغازه لباس من در کنارتون

316
00:19:57,401 --> 00:19:59,961
‫یه ویترین دارید که نشون می‌ده این پارچه‌ها می‌تونن به چی تبدیل بشن.

317
00:20:00,041 --> 00:20:02,281
‫سودتون توی یه ماه دو برابر میشه.
‫احتمالاً حتی سه برابر.

318
00:20:02,361 --> 00:20:03,721
‫تازه، من بهترین مشتریتون میشم.

319
00:20:03,801 --> 00:20:05,001
‫هر لباسی که بفروشم

320
00:20:05,081 --> 00:20:06,761
‫پارچه‌ش رو از شما می‌خرم.

321
00:20:06,841 --> 00:20:10,041
‫و مغازه هم خالیه، آقای لاوتر
‫داره خاک می‌خوره.

322
00:20:10,121 --> 00:20:12,921
‫می‌تونم همین امروز، همین الان، همین یه دقیقه اجاره ا‌ش کنم

323
00:20:13,001 --> 00:20:14,401
‫که حتی یه لحظه هم اجاره از دست ندید.

324
00:20:14,481 --> 00:20:16,801
‫خانم هارت، یادتون رفته که من از شرایطتون خبر دارم.

325
00:20:17,521 --> 00:20:19,601
‫شما توی اتاق طبقه بالای مغازه من زندگی می‌کنید.

326
00:20:19,681 --> 00:20:22,881
‫پول پیش اون مغازه سر به فلک می‌کشه.

327
00:20:34,921 --> 00:20:36,281
‫من اینجا به اندازه پول پیشتون دارم

328
00:20:36,841 --> 00:20:38,321
‫و چون می‌دونم بابت من نگرانی.

329
00:20:38,401 --> 00:20:41,481
‫که به محض اینکه سودی رو که براتون
‫درمیارم ببینید، دیگه نگرانی‌تون برطرف میشه.

330
00:20:41,921 --> 00:20:44,321
‫می‌دونم معمولاً چهار هفته اجاره رو پیشاپیش می‌گیرید

331
00:20:44,401 --> 00:20:45,961
‫ولی اینجا به اندازه هشت هفته دارم.

332
00:20:48,001 --> 00:20:49,321
‫همه‌ اش اینجاست.

333
00:20:50,921 --> 00:20:53,081
‫-بگیریدش
‫-خانم هارت...

334
00:20:54,281 --> 00:20:57,761
‫لازمه یادتون بندازم که قراره بچه‌دار بشید؟

335
00:20:57,841 --> 00:20:59,641
‫اون دیگه به عهده خودمه.

336
00:21:00,841 --> 00:21:03,761
‫و برای همینه که کاملاً مطمئنم این کار درسته.

337
00:22:13,601 --> 00:22:15,321
‫-اوه، ببخشید.
‫-نه، اشکالی نداره، من فقط...

338
00:22:15,401 --> 00:22:16,561
‫فقط داشتم می‌رفتم خونه.

339
00:22:16,641 --> 00:22:18,601
‫هر جا دلت می‌خواد می‌تونی راه بری.

340
00:22:21,681 --> 00:22:23,201
‫نشونه‌گیریت بد نیست.

341
00:22:23,281 --> 00:22:24,881
‫سه روزه دارم می‌شینم و به حرف‌های عمه ا‌ت

342
00:22:24,961 --> 00:22:26,681
‫درباره دسته‌گل عروسی گوش میدم

343
00:22:26,761 --> 00:22:27,761
‫و دعواهای تو و پدرت سر

344
00:22:27,841 --> 00:22:30,161
‫ دستگاه‌های بافندگی رو هم تحمل کردم.

345
00:22:30,241 --> 00:22:31,761
‫یه کم نیاز داشتم حرصم رو خالی کنم.

346
00:22:38,681 --> 00:22:40,601
‫اوه!

347
00:22:40,681 --> 00:22:41,961
‫خب، ببینیم چی کار کردی.

348
00:22:44,001 --> 00:22:45,921
‫-بد نیست، بد نیست
‫-بد نیست

349
00:22:48,281 --> 00:22:50,561
‫-افتضاحه.
‫-خیلی افتضاحه.

350
00:22:52,921 --> 00:22:54,961
‫خب، احتمالاً منتظرن بریم شام.

351
00:22:55,041 --> 00:22:56,121
‫آره.

352
00:22:59,641 --> 00:23:01,801
‫می‌دونی وقتی ازم خواستی باهات ازدواج کنم؟

353
00:23:02,361 --> 00:23:03,841
‫فکر کردم بینمون یه چیزی هست.

354
00:23:04,881 --> 00:23:07,521
‫فکر کردم تو هم مثل من خوش‌بینی.

355
00:23:07,601 --> 00:23:10,721
‫یه جورایی انگار چشمات برق می‌زد

356
00:23:10,801 --> 00:23:12,761
‫و مطمئن نبودم که دل‌هامون رو به پرواز درمیاریم یا نه

357
00:23:12,841 --> 00:23:15,801
‫نه اون‌جوری که توی کتاب‌ها از به پرواز درآمدن دل حرف میزنن...

358
00:23:16,921 --> 00:23:19,321
‫احتمالاً تو از اون جور کتاب‌ها نمی‌خونی.

359
00:23:19,401 --> 00:23:20,841
‫نه، زیاد.

360
00:23:21,641 --> 00:23:24,441
‫ولی مفهومش رو می‌فهمی...
‫اینکه دل آدم به پرواز درمیاد؟

361
00:23:26,881 --> 00:23:28,201
‫آره.

362
00:23:28,281 --> 00:23:30,641
‫به‌هرحال، فقط می‌خواستم بگم...

363
00:23:31,401 --> 00:23:33,681
‫همه آدم‌ها اون حس رو تجربه نمی‌کنن
‫همون به پرواز دراومدن دل رو

364
00:23:34,601 --> 00:23:37,321
‫فکر نمی‌کنم زندگی همین باشه

365
00:23:37,401 --> 00:23:40,881
‫ولی اخیراً دیگه اون برق از توی چشمات رفته.

366
00:23:40,961 --> 00:23:44,281
‫و... می‌دونم این نامزدی بابات رو خوشحال می‌کنه

367
00:23:44,361 --> 00:23:46,681
‫و راضی کردنش هم کار راحتی نیست، ولی...

368
00:23:48,841 --> 00:23:50,761
‫می‌تونیم کلاً بی‌خیالش بشیم

369
00:23:55,361 --> 00:23:57,601
‫خیلی چیزا هست که میشه برای خوشحال کردن بقیه انجام داد

370
00:23:59,921 --> 00:24:01,441
‫و منظورم فقط پدر و مادرا نیست.

371
00:24:02,641 --> 00:24:05,961
‫پریا، من اگه قصد نداشتم...اصلاً بهش فکر نمی‌کردم

372
00:24:08,201 --> 00:24:11,081
‫اگه قرار نبود ...

373
00:24:11,961 --> 00:24:12,961
‫یه جوری

374
00:24:15,041 --> 00:24:17,281
‫منم تمام تلاشم رو می‌کنم که تو رو خوشحال کنم.

375
00:24:19,481 --> 00:24:21,001
‫خب، پس بهم خبر بده، باشه...

376
00:24:22,961 --> 00:24:25,281
‫وقتی «تلاش برای خوشحال کردن من» شروع شد

377
00:24:49,681 --> 00:24:50,841
‫مادر

378
00:24:51,481 --> 00:24:53,481
‫حالت چطوره؟

379
00:24:54,801 --> 00:24:57,201
‫فکر کنم...دلم می‌خواست ببینمت.

380
00:24:59,841 --> 00:25:01,121
‫اگه اشکالی نداشته باشه؟

381
00:25:12,881 --> 00:25:15,201
‫چون یه مدتیه همه‌چی یه جورایی...

382
00:25:16,561 --> 00:25:17,641
‫یه جورایی درست به نظر نمیاد.

383
00:25:18,841 --> 00:25:20,801
‫پریا از خیلی جهات دختر خوبیه.

384
00:25:20,881 --> 00:25:22,321
‫پدرت کجاست؟

385
00:25:25,961 --> 00:25:27,441
‫اون هیچ‌وقت پیش من نمیاد.

386
00:25:27,921 --> 00:25:29,681
‫پدرت اصلاً نزدیک من هم نمیشه.

387
00:25:29,761 --> 00:25:31,081
‫کجاست؟

388
00:25:32,361 --> 00:25:34,761
‫هنوز برنگشته.

389
00:25:34,841 --> 00:25:37,161
‫نمی‌دونم. توی آسیاب سرش شلوغه
‫همه‌مون سرمون شلوغه

390
00:25:37,241 --> 00:25:39,281
‫ولی مگه نمیدونه من اینجام، ادوین؟

391
00:25:41,281 --> 00:25:42,921
‫من که آدم بی‌کس و کاری نیستم.

392
00:25:45,121 --> 00:25:46,681
‫من که کسی نیستم که به حساب نیام.

393
00:25:51,161 --> 00:25:52,921
‫دستت رو از روم بردار!

394
00:25:55,881 --> 00:25:57,241
‫مادر...

395
00:26:01,081 --> 00:26:02,201
‫بس کن!

396
00:26:04,001 --> 00:26:05,241
‫برو بیرون!

397
00:26:06,961 --> 00:26:08,441
‫ببخشید.

398
00:26:08,521 --> 00:26:11,121
‫معذرت می‌خوام.

399
00:26:24,161 --> 00:26:26,001
‫یک، دو...

400
00:26:53,121 --> 00:26:56,441
‫اینجا قفسه رو می‌ذاریم
‫و اینجا هم رگال لباس

401
00:26:56,521 --> 00:26:57,761
‫و اینجا هم اتاق پرو.

402
00:26:58,161 --> 00:27:00,841
‫یه سری دامن کشی هم برای زن‌های باردار.

403
00:27:00,921 --> 00:27:03,281
‫و یه صندلی هم برای اونا
‫البته برای آدمایی مثل شما هم.

404
00:27:04,961 --> 00:27:06,241
‫مردای خونواده.

405
00:27:07,321 --> 00:27:09,441
‫و بخاری هم می‌ذاریم.
‫مغازه همیشه گرم می‌مونه.

406
00:27:09,521 --> 00:27:11,241
‫و پول گرم کردنش رو هم شما می‌دی، مگه نه؟

407
00:27:11,321 --> 00:27:12,601
‫آره، ارزشش رو داره.

408
00:27:12,681 --> 00:27:13,921
‫چون مردم دلشون می‌خواد بیان اینجا

409
00:27:14,001 --> 00:27:16,121
‫و با اسم هر مشتری ازش استقبال می‌کنیم.

410
00:27:16,201 --> 00:27:17,961
‫و اِما...

411
00:27:18,761 --> 00:27:21,361
‫چند هفته دیگه...
‫بچه.

412
00:27:22,681 --> 00:27:23,881
‫از پسش برمیام.

413
00:27:58,201 --> 00:27:59,241
‫اوه...

414
00:28:05,361 --> 00:28:07,721
‫آتش! آتش!

415
00:28:40,601 --> 00:28:41,801
‫اوه...

416
00:28:42,161 --> 00:28:44,401
‫اوه... خدایا!

417
00:28:52,481 --> 00:28:53,961
‫بجنب! بجنب!

418
00:28:54,041 --> 00:28:55,081
‫بجنب.

419
00:28:55,481 --> 00:28:58,001
‫-چی شده؟
‫-زیادی داغ شده بود.

420
00:28:58,601 --> 00:29:00,321
‫و خالیه؟
‫هیچ‌کس اون تو نیست؟

421
00:29:02,841 --> 00:29:04,161
‫کی اون توئه؟
‫کی؟

422
00:29:04,241 --> 00:29:06,321
‫برادرم. ادوین.

423
00:29:06,401 --> 00:29:07,801
‫ادوین رفته تو.

424
00:29:08,201 --> 00:29:09,561
‫ارباب ادوین!

425
00:29:20,081 --> 00:29:21,281
‫از پسش برمیایم.

426
00:29:21,841 --> 00:29:24,641
‫اوه! از پسش برمیایم.
‫مگه نه؟

427
00:29:25,641 --> 00:29:26,881
‫مگه نه؟

428
00:29:27,721 --> 00:29:28,921
‫معلومه که می‌تونیم.

429
00:29:30,081 --> 00:29:31,521
‫من اینجام.

430
00:29:31,601 --> 00:29:33,281
‫فقط خودمون دوتاییم.

431
00:29:33,361 --> 00:29:35,241
‫ولی با هم از پسش برمیایم.

432
00:29:35,321 --> 00:29:36,601
‫اوه...

433
00:30:48,841 --> 00:30:50,041
‫اوه...

434
00:31:01,401 --> 00:31:02,801
‫ادوین!

435
00:31:02,881 --> 00:31:04,001
‫وای خدایا!

436
00:31:08,000 --> 00:31:15,000
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

437
00:31:19,561 --> 00:31:20,761
‫اِما هارت.

438
00:31:29,121 --> 00:31:33,121
‫مگه تو توی این دنیا کاری هست که نتونی انجام بدی؟

439
00:31:53,281 --> 00:31:55,441
‫مامان همیشه با خنده می‌گفت سر مراسم غسل تعمیدم

440
00:31:55,521 --> 00:31:56,961
‫ تمام مدت برای کشیش شکلک درمی‌آوردم.

441
00:32:00,241 --> 00:32:02,481
‫مامانم حتماً درباره من همین حس رو داشته.

442
00:32:03,361 --> 00:32:06,361
‫خیلی ناراحت میشد که حالا دیگه مراسم غسل تعمیدی در کار نیست.

443
00:32:06,801 --> 00:32:08,761
‫کشیش‌ها روی خوشی به مادرایی مثل من نشون نمیدن.

444
00:32:12,121 --> 00:32:13,961
‫اصلاً کی به کلیسا نیاز داره؟

445
00:32:14,761 --> 00:32:15,841
‫یا به آب تعمید؟

446
00:32:18,801 --> 00:32:20,921
‫خب، اسمش رو چی می‌ذاری؟

447
00:32:21,001 --> 00:32:22,721
‫چون عزیز دلم، شانس آوردی که

448
00:32:22,801 --> 00:32:24,521
‫این تصمیم کاملاً با خودته...

449
00:32:25,201 --> 00:32:27,801
‫چون پدرش

450
00:32:27,921 --> 00:32:30,801
‫همون پسر محل خودتون
‫رفته دریا با کشتیش

451
00:32:33,921 --> 00:32:36,521
‫ادوینا اسمشه.

452
00:32:47,361 --> 00:32:48,281
‫خب...

453
00:32:50,921 --> 00:32:52,441
‫چه اسم باکلاسی.

454
00:32:53,521 --> 00:32:55,561
‫ادوینا شین هارت.

455
00:32:57,961 --> 00:32:59,841
‫به اسم داییش، مک.

456
00:33:01,401 --> 00:33:03,441
‫بهترین مردی که می‌شناسم.

457
00:33:09,521 --> 00:33:12,321
‫ادوینا شین...

458
00:33:14,601 --> 00:33:15,961
‫هارت.

459
00:33:17,321 --> 00:33:20,401
‫به نام خدای پدر

460
00:33:20,481 --> 00:33:23,441
‫و پسر و روح‌القدس...

461
00:33:25,201 --> 00:33:29,161
‫الهی سالم و ثروتمند و عاقل باشی.

462
00:33:30,521 --> 00:33:33,601
‫دیگه لازم نیست بگیم خوشگل هم باشی
‫چون مادرش رو نگاه کن.

463
00:33:39,601 --> 00:33:41,361
‫حتی گریه هم نکرد.

464
00:33:42,401 --> 00:33:43,441
‫آه...

465
00:33:44,761 --> 00:33:46,561
‫خب، واسه چی باید گریه کنه؟

466
00:33:50,121 --> 00:33:51,601
‫وقتی مأمور ثبت احوال اسم پدرش رو بپرسه

467
00:33:51,681 --> 00:33:53,761
‫چی می‌خوای بگی؟

468
00:33:57,201 --> 00:33:58,161
‫نامعلوم.

469
00:33:58,601 --> 00:34:02,561
‫اوه، اِما
‫نگو که نامعلومه

470
00:34:02,641 --> 00:34:04,041
‫این رو بهش تحمیل نکن.

471
00:34:06,681 --> 00:34:07,761
‫اسم منو بذار.

472
00:34:10,201 --> 00:34:13,281
‫مک... این مسئولیت خیلی سنگینیه.

473
00:34:13,361 --> 00:34:14,961
‫اوه، باز باید درباره این شونه‌ها

474
00:34:15,041 --> 00:34:16,201
‫بهت یادآوری کنم؟

475
00:34:28,401 --> 00:34:31,881
‫خب عزیزم
‫چه حسی داری؟

476
00:34:36,201 --> 00:34:37,641
‫امنیت.

477
00:34:38,241 --> 00:34:39,481
‫تقریباً.

478
00:34:40,281 --> 00:34:42,921
‫دارم کم‌کم حس می‌کنم من و ادوینا می‌تونیم در امان باشیم

479
00:34:44,921 --> 00:34:47,881
‫خب، اگه این دختر کوچولو خوش‌شانس‌ترین آدم دنیا نباشه، پس کیه؟

480
00:34:49,841 --> 00:34:52,241
‫دیگه هیچ‌کس توی خانواده من قرار نیست زجر بکشه.

481
00:34:52,321 --> 00:34:53,721
‫دیگه هیچ‌وقت.

482
00:36:17,921 --> 00:36:19,401
‫اشکالی نداره عزیزم؟

483
00:36:23,841 --> 00:36:26,521
‫بمون اولیویا.
‫خواهش می‌کنم.

484
00:36:33,641 --> 00:36:36,801
‫تا وقتی پسرم به من نیاز داشته باشه، توی این خونه می‌مونم.

485
00:36:36,881 --> 00:36:40,321
‫بعدش، همین که ادوین حالش خوب بشه، خودمم باید خوب باشم.

486
00:36:42,121 --> 00:36:43,121
‫باید برم.

487
00:36:57,481 --> 00:36:58,881
‫عزیز دلم.

488
00:37:01,401 --> 00:37:03,761
‫من مادری نبودم که تو لیاقتش رو داشتی.

489
00:37:05,241 --> 00:37:06,721
‫و خیلی متأسفم.

490
00:37:08,961 --> 00:37:11,521
‫ولی قول میدم همه‌چیز رو درست کنم.

491
00:37:13,721 --> 00:37:15,321
‫بهت قول میدم.

492
00:37:29,161 --> 00:37:30,921
‫باشه.
‫دارم میام.

493
00:37:32,401 --> 00:37:34,041
‫فقط باید...

494
00:38:05,521 --> 00:38:06,561
‫بس کن.

495
00:38:07,921 --> 00:38:09,241
‫بس کن.

496
00:38:47,921 --> 00:38:49,481
‫تو دختر کوچولوی منی.

497
00:38:51,561 --> 00:38:53,321
‫آره، خودتی.

498
00:38:53,961 --> 00:38:56,241
‫و ادوینا، تو خیلی دوست‌داشتنی هستی.

499
00:38:56,321 --> 00:38:57,801
‫خیلی زیاد.

500
00:38:59,121 --> 00:39:01,401
‫و نمی‌ذارم هیچ اتفاقی برات بیفته.

501
00:39:02,961 --> 00:39:04,801
‫خودم مراقبت هستم.

502
00:39:07,321 --> 00:39:09,681
‫و تو بهترینِ همه‌چیز رو خواهی داشت.

503
00:39:11,641 --> 00:39:12,761
‫بهت قول میدم.

504
00:39:15,041 --> 00:39:18,161
‫می‌دونی، فیرلی‌ها به ما پشت کردن

505
00:39:18,881 --> 00:39:20,401
‫چون فکر می‌کنن از ما بهترن.

506
00:39:20,481 --> 00:39:21,841
‫همین فکر رو می‌کنن.

507
00:39:23,241 --> 00:39:25,161
‫و اگه تمام عمرم طول بکشه

508
00:39:25,241 --> 00:39:27,401
‫اگه تمام انرژی و هرچی دارم رو بذارم

509
00:39:27,481 --> 00:39:29,601
‫بهشون ثابت می‌کنم که اشتباه می‌کنن.

510
00:39:33,921 --> 00:39:35,401
‫من مواظبت هستم.

511
00:39:38,201 --> 00:39:40,681
‫و اگه لازم باشه فداکاری کنم

512
00:39:40,761 --> 00:39:43,161
‫از یه سری چیزا بگذرم، این کارو می‌کنم.

513
00:39:44,081 --> 00:39:46,081
‫اگه باعث بشه تو چیزی کم نداشته باشی

514
00:39:46,161 --> 00:39:48,881
‫هر چیزی توی دنیا رو فدا می‌کنم
‫این کارو می‌کنم.

515
00:40:11,321 --> 00:40:12,481
‫بابا؟

516
00:40:19,841 --> 00:40:21,841
‫بابا...

517
00:40:31,761 --> 00:40:32,961
‫بابا...

518
00:40:59,401 --> 00:41:01,601
‫کنار در یه کیفه که همه وسایل لازم برای اونو توشه.

519
00:41:02,361 --> 00:41:03,761
‫خوب خوابیده

520
00:41:03,841 --> 00:41:06,721
‫و امروز صبح هم تا الان دو شیشه شیر خورده.

521
00:41:08,161 --> 00:41:09,881
‫پس خوب شیشه شیر می‌خوره.

522
00:41:11,241 --> 00:41:13,481
‫یه نامه هم برای دخترخاله‌مون فردا گذاشتم توش

523
00:41:13,561 --> 00:41:14,721
‫که ازش تشکر کنم.

524
00:41:15,441 --> 00:41:17,761
‫اوم... یه چندتا فهرست هم گذاشتم

525
00:41:17,841 --> 00:41:20,001
‫مثلاً آهنگ‌هایی که ادوینا دوست داره براش بخونن و این‌جور چیزا

526
00:41:20,401 --> 00:41:23,321
‫چون شاید فردا ندونه چه جور آهنگ‌هایی دوست داره

527
00:41:28,201 --> 00:41:30,881
‫مطمئنی می‌خوای این کارو بکنی عزیز دلم؟

528
00:41:31,321 --> 00:41:33,441
‫مطمئنی؟

529
00:41:34,161 --> 00:41:35,841
‫باید فداکاری کرد.

530
00:41:36,761 --> 00:41:38,081
‫اگه برای راه انداختن اینجا مجبور باشیم

531
00:41:38,161 --> 00:41:39,841
‫ مدتی از هم جدا باشیم...

532
00:41:41,361 --> 00:41:43,201
‫همه این کارا برای اونه.

533
00:41:43,281 --> 00:41:45,521
‫یه روز ادوینا بابت این کار ازم تشکر می‌کنه.

534
00:41:46,001 --> 00:41:46,961
‫می‌کنه.

535
00:41:48,361 --> 00:41:50,561
‫دخترخاله فردا خیلی اهل بچه و مادرانه‌ست.

536
00:41:52,081 --> 00:41:54,441
‫بهش میگی آخر هفته بعد میام ببینمش؟

537
00:41:54,521 --> 00:41:56,841
‫بعد از اون هم یکشنبه‌ها یکی درمیون.

538
00:41:56,921 --> 00:41:58,641
‫و حتماً براش پول می‌فرستم

539
00:41:59,961 --> 00:42:01,281
‫و میگی...

540
00:42:02,961 --> 00:42:05,761
‫-اِما...
‫-بهش بگو مجبورم این کارو بکنم.

541
00:42:05,841 --> 00:42:07,401
‫خواهش می‌کنم.

542
00:42:07,801 --> 00:42:09,801
‫مطمئن میشی که اینو بفهمه؟

543
00:42:10,841 --> 00:42:13,841
‫-بهش بگو چاره دیگه‌ای ندارم.
‫-آه، عزیزم...

544
00:42:13,921 --> 00:42:16,361
‫همین که دوباره روی پام وایسم

545
00:42:16,441 --> 00:42:18,441
‫و بتونم درست و حسابی ازش مراقبت کنم

546
00:42:18,521 --> 00:42:19,601
‫برش می‌گردونم پیش خودم.

547
00:42:20,921 --> 00:42:22,041
‫حالا فقط ببرش.

548
00:42:22,921 --> 00:42:24,161
‫خواهش می‌کنم فقط ببرش.

549
00:42:29,721 --> 00:42:30,721
‫اِما...

550
00:42:32,001 --> 00:42:34,321
‫خدا می‌دونه که داری همه این کارا رو برای این بچه می‌کنی.

551
00:42:34,401 --> 00:42:37,361
‫من که نمی‌دونم خدا می‌دونه یا نه
‫ولی امیدوارم ادوینا بدونه.

552
00:42:37,441 --> 00:42:39,081
‫حالا لطفاً برو

553
00:42:42,121 --> 00:42:43,241
‫فقط برو.
‫خواهش می‌کنم.

554
00:43:36,401 --> 00:43:38,081
‫همه اینا برای من بوده؟

555
00:43:38,481 --> 00:43:40,481
‫همه این کارا برای خانواده‌ت بوده؟

556
00:43:40,561 --> 00:43:42,441
‫خب، مامان، متأسفم که اینو بهت میگم

557
00:43:42,521 --> 00:43:45,401
‫ولی از جایی که من ایستادم، خیلی بیشتر این‌طور به نظر میاد

558
00:43:45,481 --> 00:43:46,921
‫که همه این کارا رو برای خودت کردی.

559
00:43:47,001 --> 00:43:49,881
‫و تو کجا نشسته بودی، ادوینا؟

560
00:43:49,961 --> 00:43:51,641
‫روی کدوم صندلی‌های نرم و راحت

561
00:43:51,721 --> 00:43:55,721
‫روی کدوم مبل مخملی درازکش و پشت کدوم میز براق

562
00:43:55,801 --> 00:43:58,081
‫تمام عمرت رو نشسته بودی؟

563
00:43:58,161 --> 00:44:00,441
‫فکر می‌کنی اگه کمتر کار می‌کردی و بیشتر خونه بودی

564
00:44:00,521 --> 00:44:02,521
‫ما از گرسنگی می‌مردیم؟

565
00:44:02,601 --> 00:44:04,401
‫یا فقط پنیر بریِ ارزون‌تری می‌خوردیم؟

566
00:44:05,201 --> 00:44:09,001
‫دارم سعی می‌کنم از این‌که خجالت بکشم، خودمو نگه دارم!

567
00:44:15,241 --> 00:44:19,561
‫اگه یه زمانی شک داشتی که

568
00:44:19,641 --> 00:44:22,121
‫ دوستت دارم، ادوینا

569
00:44:22,201 --> 00:44:25,121
‫-با تمام وجودم...
‫-همه‌ی وجودت؟

570
00:44:25,561 --> 00:44:27,441
‫یا یه گوشه‌ای از اون دل هست که از من دلخوره

571
00:44:27,521 --> 00:44:31,281
‫ از همه‌مون دلخوره، چون مثل تو نیستیم؟

572
00:44:31,361 --> 00:44:34,681
‫البته ما که نمی‌تونیم تو زمینه‌ی بدبختی با هم رقابت کنیم.

573
00:44:35,121 --> 00:44:36,801
‫نان خشک، کفش‌های سوراخ.

574
00:44:36,881 --> 00:44:38,401
‫اگه فقط مادرت پول یه دوتا

575
00:44:38,481 --> 00:44:40,721
‫قرص استامینوفن داشت، شاید زنده می‌موند!!

576
00:44:43,601 --> 00:44:45,121
‫و اینم از این.

577
00:44:46,961 --> 00:44:49,601
‫حالا دیگه واقعاً احساس شرمندگی می‌کنم.

578
00:44:49,681 --> 00:44:51,081
‫من تنها بچه‌ی سرکش تو نیستم

579
00:44:51,161 --> 00:44:53,001
‫ولی چون من اولین بچه‌ات بودم

580
00:44:53,081 --> 00:44:55,161
‫اولین بچه‌ای که دست‌به‌سرش کردی و سپردیش به یکی از فامیل

581
00:44:55,241 --> 00:44:57,241
‫اولین بچه‌ای که درباره‌ی پدرش بهش دروغ گفتی...

582
00:45:00,841 --> 00:45:03,441
‫خب، تو این دنیای جدید و جسورانه‌ات که

583
00:45:03,521 --> 00:45:06,481
‫پر از حقه‌بازی و ابتکاره، قدم بعدی چیه ادوینا؟

584
00:45:06,561 --> 00:45:08,681
‫خب، به خواهر و برادرهای یاغیم زنگ می‌زنم

585
00:45:08,761 --> 00:45:10,201
‫که بهشون بگم گند زدی به همه‌چی.

586
00:45:10,281 --> 00:45:13,561
‫نه، بهشون میگم شاید دیگه نقشه‌مون مخفی نباشه

587
00:45:13,641 --> 00:45:15,161
‫ولی هیچ‌چیز عوض نشده.

588
00:45:15,881 --> 00:45:17,321
‫-هوم.
‫-ادامه میدیم.

589
00:45:20,681 --> 00:45:23,161
‫و بعد کی رو خواهی داشت؟
‫هوم؟

590
00:45:24,881 --> 00:45:26,721
‫پائولا رو دارم.

591
00:45:45,281 --> 00:45:46,521
‫پائولا؟

592
00:46:02,001 --> 00:46:04,161
‫-اون جیم فِرلیه؟
‫-بله، خانم هارت.

593
00:46:04,241 --> 00:46:05,561
‫اومده بود مدارک مربوط به بازگشایی

594
00:46:05,641 --> 00:46:07,281
‫مجله‌ش رو تحویل بگیره.

595
00:46:33,961 --> 00:46:35,521
‫من هیچ‌وقت زنی مثل تو ندیدم.

596
00:46:36,081 --> 00:46:37,921
‫شوهر نامرئی، بچه‌ی نامرئی.

597
00:46:38,841 --> 00:46:40,321
‫فکر می‌کنی علاقه‌ای که

598
00:46:40,401 --> 00:46:41,441
‫ بهت پیدا کرده تصادفیه؟

599
00:46:44,041 --> 00:46:46,201
‫باید برگردم و خانواده‌م رو ببینم.

600
00:46:46,281 --> 00:46:47,241
‫بابا؟

601
00:46:48,761 --> 00:46:50,761
‫-همه‌ی اینا برای انتقامه.
‫-آره، همینه.

602
00:46:50,841 --> 00:46:52,321
‫و حس فوق‌العاده‌ای داره!

603
00:46:53,000 --> 00:47:13,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

