1
00:00:01,000 --> 00:00:05,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:05,401 --> 00:00:08,041
‫  و البته که ماه آینده‬
‫در رم خواهم بود،‬

3
00:00:08,121 --> 00:00:10,801
‫پس مشتاقانه منتظر‬ گفتگو حضوری باهات

4
00:00:10,881 --> 00:00:14,041
‫در مورد نظراتت به پیشنهادهام‬ هستم.‬

5
00:00:14,561 --> 00:00:15,841
‫در همین حین، دستیارم‬

6
00:00:15,921 --> 00:00:18,761
‫قرارهای ملاقات هفته آینده
‫من رو‬ رزرو می‌کنه،‬

7
00:00:18,841 --> 00:00:21,001
‫چون من فقط‬ تا سه روز دیگه‬

8
00:00:21,081 --> 00:00:23,641
‫تو سفر کاری هستم.

9
00:00:26,041 --> 00:00:28,481
‫دکترها میگن حداقل‬ یک هفته.‬

10
00:00:29,321 --> 00:00:31,321
‫هیچ‌کس نباید بفهمه جری.‬

11
00:00:32,281 --> 00:00:34,721
‫هر ضعفی فقط به نفع اون‌ها میشه.

12
00:00:34,801 --> 00:00:36,481
‫من فقط‬ تا حداکثر

13
00:00:36,561 --> 00:00:39,521
‫سه روز دیگه تو سفر کاری هستم.

14
00:00:40,081 --> 00:00:41,281
‫و این که...‬

15
00:00:44,041 --> 00:00:45,601
‫من تماسی داشتم، جری؟‬

16
00:00:45,681 --> 00:00:48,401
‫صدها تماس. تمام شبانه‌روز‬
‫سایتکس پشت خط بود،‬

17
00:00:48,481 --> 00:00:50,841
‫- و همچنین...‬
‫- نه، نه، تماس‌های کاری رو نمیگم.‬

18
00:00:51,281 --> 00:00:53,041
‫تماس‌هایی از طرف خانواده.‬

19
00:00:53,921 --> 00:00:56,521
‫من به هیچ‌کس نگفتم‬
‫که حال‌تون خوب نیست خانم هارت.‬

20
00:00:56,601 --> 00:00:57,801
‫طبق دستور خودتون.‬

21
00:00:58,601 --> 00:00:59,761
‫البته.‬

22
00:01:00,281 --> 00:01:01,890
‫هردوی ما می‌دونیم یه کسی هست‬

23
00:01:01,914 --> 00:01:03,361
‫که دلش می‌خواد باخبر بشه.‬

24
00:01:04,121 --> 00:01:06,856
‫اگه پاولا می‌فهمید مریضی،‬

25
00:01:07,134 --> 00:01:08,514
‫دیوونه می‌شد.‬

26
00:01:10,000 --> 00:01:16,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

27
00:01:17,641 --> 00:01:19,561
‫♪ تو زنبور عسل منی... ♪‬

28
00:01:22,121 --> 00:01:24,561
‫- حالت...؟‬
‫- بهتره.‬

29
00:01:25,201 --> 00:01:27,441
‫البته که دلم براش تنگ شده

30
00:01:27,521 --> 00:01:29,721
‫اما بهتر از قبلم.‬

31
00:01:30,121 --> 00:01:33,481
‫بهتر از وقتی که می‌گفتم:‬
‫«چطور جرئت کرده؟!»‬

32
00:01:33,561 --> 00:01:35,561
‫ولی واقعا چطور جرئت کرده؟‬

33
00:01:35,641 --> 00:01:37,281
‫به من بگه کی رو دوست داشته باشم،‬

34
00:01:37,361 --> 00:01:39,601
‫بعد هم همین‌طوری ول کنه بره‬
‫به یه سفر مرموز.‬

35
00:01:39,681 --> 00:01:41,761
‫کیری عصبیم می‌کنه!‬

36
00:01:42,601 --> 00:01:44,602
‫کسایی که دوست‌شون داریم

37
00:01:44,732 --> 00:01:46,241
‫این کار رو می‌کنن.‬

38
00:01:50,121 --> 00:01:51,321
‫دوستت دارم...‬

39
00:01:53,601 --> 00:01:55,201
‫...جیم فرلی.‬

40
00:01:56,681 --> 00:01:58,721
‫سعی کردم جلوش رو بگیرم.‬

41
00:02:00,081 --> 00:02:02,241
‫اما فکر نمی‌کنم‬ اینطوری بشه.‬

42
00:02:04,481 --> 00:02:06,089
‫♪  تو زنبور عسل منی‬ ♪

43
00:02:06,113 --> 00:02:07,721
‫♪ تو زنبور عسل منی...‬ ♪

44
00:02:07,881 --> 00:02:09,401
‫برو خونه جری،‬

45
00:02:09,481 --> 00:02:11,069
‫و به اون دوست‌پسرت بگو

46
00:02:11,093 --> 00:02:12,681
‫وقتی نمایشش شروع بشه،‬

47
00:02:12,761 --> 00:02:15,121
‫روی صندلی‌های اول
‫منتظر خواهم بود.

48
00:02:15,201 --> 00:02:18,441
‫خانم هارت،‬ ممکنه‌ این یه نشونه باشه؟‬

49
00:02:18,881 --> 00:02:20,881
‫برای رفتن به کلاس ورزشی؟‬

50
00:02:20,961 --> 00:02:22,281
‫برای این که آروم بگیری.‬

51
00:02:22,961 --> 00:02:24,921
‫به یکی دوتا تعطیلات برو.‬

52
00:02:25,001 --> 00:02:26,401
‫استراحت کن.‬

53
00:02:28,001 --> 00:02:29,161
‫ما قبلاً هم رو دیدیم؟‬

54
00:02:30,121 --> 00:02:31,721
‫من اما هارت هستم.‬

55
00:03:00,947 --> 00:03:02,320
‫[پک‌های مهان دقیقه نودی در هارت]

56
00:03:02,347 --> 00:03:03,753
‫[بسته]

57
00:03:03,778 --> 00:03:04,426
‫[باز]

58
00:03:31,481 --> 00:03:33,561
‫ممنون. اوه، کریسمس مبارک.‬

59
00:03:40,641 --> 00:03:41,761
‫سلام.‬

60
00:03:42,401 --> 00:03:43,641
‫از دیدن دوباره‌تون خوشحالم.‬

61
00:03:44,961 --> 00:03:47,281
‫آقای کالینسکی، از اون راحت‌الحلقوم‌ها‬
‫چیزی برامون مونده؟‬

62
00:03:47,361 --> 00:03:50,041
‫اوه، فکر نمی‌کنم.
‫به خاطر اون خونه‌های بزرگ روی تپه،

63
00:03:50,121 --> 00:03:51,881
‫خیلی فروشش بالا رفته.

64
00:03:51,961 --> 00:03:53,881
‫باورتون نمیشه‬ چقدر محبوب شده.‬

65
00:03:53,961 --> 00:03:56,361
‫خانه‌دارهای اشرافی‬ دوتا جعبه بردن.‬

66
00:03:57,281 --> 00:04:00,281
‫اما به نظرتون می‌تونیم یکی
‫برای‬ خانم ایستون پیدا کنیم؟‬

67
00:04:03,961 --> 00:04:05,441
‫درسته...‬

68
00:04:07,401 --> 00:04:08,601
‫- موفق شدیم!‬
‫- خب پس،‬

69
00:04:08,681 --> 00:04:09,961
‫بهتره هردوتا رو بردارم.‬

70
00:04:12,241 --> 00:04:13,641
‫اوه، و فکر کنم بهتره یه قوطی گوشت‬

71
00:04:13,721 --> 00:04:16,081
‫و یه شیشه دیگه‬ سس سیب هم اضافه کنی.‬

72
00:04:16,761 --> 00:04:18,561
‫- ممنون.‬
‫- خواهش می‌کنم.‬

73
00:04:20,881 --> 00:04:22,681
‫شب خوش.‬

74
00:04:22,761 --> 00:04:25,801
‫اما. شب کریسمسه.‬

75
00:04:25,881 --> 00:04:27,721
‫فکر کنم جوراب‌هایی هست‬
‫که باید آویزون بشن،‬

76
00:04:27,801 --> 00:04:29,681
‫درخت‌هایی که باید تزیین بشن.‬

77
00:04:29,761 --> 00:04:33,361
‫اوه، به ادوینا بگو یه موش شکری اضافه‬

78
00:04:33,441 --> 00:04:35,589
‫توی سبدتون فقط برای اون گذاشتم،‬

79
00:04:35,613 --> 00:04:37,041
‫پس نباید با کسی شریک بشه.‬

80
00:04:37,121 --> 00:04:38,921
‫من می‌تونم تعطیل کنم.‬
‫تو برو.‬

81
00:04:39,001 --> 00:04:40,281
‫ممنون.‬

82
00:04:42,361 --> 00:04:44,329
‫اوه، یه هدف پنهانی هم دارم.‬

83
00:04:44,353 --> 00:04:46,121
‫قصدم اینه که پنیر بدزدم.‬

84
00:04:46,201 --> 00:04:47,761
‫هر چقدر می‌تونی با خودت ببر.‬

85
00:04:47,841 --> 00:04:49,681
‫و جدی میگم.
‫می‌دونم خانواده‌ت‬...

86
00:04:49,761 --> 00:04:52,161
‫احتمالاً حالا که هاناکا تموم شده،‬
‫جشن‌شون رو گرفتن

87
00:04:52,241 --> 00:04:54,481
‫اما خوشحال میشیم تو و فلورا‬
‫فردا به ما ملحق بشین.‬

88
00:04:55,041 --> 00:04:57,681
‫جو شکایت می‌کنه که از بس غذا هست،‬
‫میز آشپزخونه دیده نمیشه.‬

89
00:04:58,601 --> 00:05:01,241
‫فرانک ما نمی‌تونه بیاد.‬
‫مشغول درس خوندن برای امتحان‌هاشه‌.‬

90
00:05:01,321 --> 00:05:04,481
‫و مک هم ماه‌هاست که‬
‫فقط خدا می‌دونه کجاست.‬

91
00:05:04,561 --> 00:05:07,361
‫مک همیشه توی هر شهری
‫یه دختر مرموز‬ یا یه مهمانی داره.‬

92
00:05:07,441 --> 00:05:08,986
‫عمدتاً هردو رو.

93
00:05:09,010 --> 00:05:11,041
‫پس نه، هیچ‌کس نمیاد.‬

94
00:05:11,121 --> 00:05:13,241
‫این یعنی برای هردو شما‬
‫کلی جا هست...‬

95
00:05:13,321 --> 00:05:14,681
‫اما من نمی‌تونم...‬

96
00:05:14,761 --> 00:05:16,761
‫خوشحال بودم که این‌جا کمک می‌کنم‬

97
00:05:16,841 --> 00:05:19,121
‫تو این دو سال اخیر ولی...‬

98
00:05:20,721 --> 00:05:23,881
‫...نمی‌تونم فقط تظاهر کنم که
‫یه‬ دوست معمولی خانودگی‌تون‌ـم.‬

99
00:05:25,481 --> 00:05:27,041
‫نمی‌تونم.‬

100
00:05:27,121 --> 00:05:28,801
‫کریسمس مبارک دیوید.‬

101
00:06:07,481 --> 00:06:09,161
‫فکر کنم اومدن.‬

102
00:06:09,241 --> 00:06:11,441
‫من فقط... نمی‌خواستم...‬

103
00:06:11,961 --> 00:06:12,921
‫متاسفم...‬

104
00:06:13,601 --> 00:06:15,481
‫- ببخشید. من میرم.‬
‫- نه، نرو.‬

105
00:06:15,561 --> 00:06:17,401
‫اولیویا... خواهش می‌کنم...‬

106
00:06:18,841 --> 00:06:20,121
‫...بمون.‬

107
00:06:25,401 --> 00:06:27,481
‫من زیاد نمیام این‌جا.‬

108
00:06:29,121 --> 00:06:30,841
‫کاملاً درک می‌کنم که گاهاً

109
00:06:30,921 --> 00:06:32,761
‫چقدر می‌تونه کمک‌کننده باشه که...‬

110
00:06:35,521 --> 00:06:36,721
‫اون همه‌جا هست.‬

111
00:06:41,921 --> 00:06:43,921
‫اون معجون‌های لعنتیش.‬

112
00:06:47,361 --> 00:06:49,881
‫همیشه مرموز.‬

113
00:06:51,361 --> 00:06:54,361
‫این هفته به خصوص خیلی سخته.

114
00:06:54,441 --> 00:06:56,681
‫- اون عاشق کریسمس بود.‬
‫- بله.‬

115
00:07:02,401 --> 00:07:03,561
‫اوه، نه. اه...‬

116
00:07:04,761 --> 00:07:05,961
‫بشین.‬

117
00:07:06,041 --> 00:07:08,041
‫مشکلی نیست. بشین.‬

118
00:07:15,361 --> 00:07:18,481
‫روی هر دیواری،
‫کلی نسخه‌های مختلف‬ ازش هست.‬

119
00:07:20,161 --> 00:07:21,281
‫عاشقش بود.‬

120
00:07:23,441 --> 00:07:25,401
‫من بیشتر روزها تحمل دیدن
‫حتی یک آینه رو هم ندارم.‬

121
00:07:28,601 --> 00:07:30,681
‫با این حال تو هر لحظه‬ زیباتر میشی.‬

122
00:07:53,321 --> 00:07:55,001
‫ما باید، عه...‬

123
00:07:55,081 --> 00:07:57,361
‫اون‌ها لابد دارن فکر می‌کنن کجا...‬

124
00:07:59,161 --> 00:08:00,601
‫باید بریم...‬

125
00:08:30,041 --> 00:08:32,241
‫خوش اومدین.
‫خودتون رو رسوندین.‬

126
00:08:32,321 --> 00:08:34,281
‫از آخرین باری که سر زدین،
‫یه عمری گذشته.

127
00:08:34,361 --> 00:08:35,401
‫عمه اولیویا.‬

128
00:08:35,481 --> 00:08:36,841
‫اوه، عاشق گوشواره‌هات‌ـم اولیویا.‬

129
00:08:36,921 --> 00:08:38,001
‫ممنون.‬

130
00:08:38,081 --> 00:08:39,961
‫- کریسمس مبارک.‬
‫- اومدین!‬

131
00:08:41,041 --> 00:08:42,041
‫خوبه.‬

132
00:08:42,121 --> 00:08:44,041
‫فقط منم‬ و این زوج خوشبخت.‬

133
00:08:46,961 --> 00:08:48,601
‫شنیدم روزنامه‌ استاندارد
‫داره شکوفا میشه.‬

134
00:08:48,681 --> 00:08:50,601
‫چیزی جز گزارش‌های خوب‬
‫به دستم نرسیده.‬

135
00:08:50,681 --> 00:08:52,201
‫هفته سختی بود، نه؟‬

136
00:08:52,281 --> 00:08:54,121
‫اون هم در صف اول اخبار جهان؟‬

137
00:08:54,521 --> 00:08:57,321
‫«شادی جشن‬ در مراسم کریسمس آرملی.»‬

138
00:08:58,601 --> 00:08:59,721
‫این چیزیه که فروش میره.‬

139
00:08:59,801 --> 00:09:02,441
‫خب، خوشحالم که بالاخره
‫یکی‬ فهمید چی فروش میره.‬

140
00:09:03,121 --> 00:09:05,281
‫اون روزنامه لعنتی سال‌ها
‫برای ما‬ یه بدهی مالی بود،‬

141
00:09:05,361 --> 00:09:07,441
‫اما تو به سودرسانی رسوندیش.‬

142
00:09:07,521 --> 00:09:09,721
‫فکر می‌کردم برنامه‌ این بود که
‫وقتی مسئولیت روزنامه رو گرفتی،‬

143
00:09:09,801 --> 00:09:12,441
‫چیزی جز روزنامه‌نگاری
‫افشاگرانه و تند نباشه.‬

144
00:09:12,521 --> 00:09:13,721
‫مقاله‌های تکان‌دهنده‌م‬

145
00:09:13,801 --> 00:09:15,921
‫درباره بودجه دفاعی آلمان رو‬
‫برای ژانویه نگه داشتم.‬

146
00:09:20,121 --> 00:09:22,281
‫وقت شامه. احیاناً نوشیدنی می‌خواین؟‬

147
00:09:22,361 --> 00:09:24,841
‫بله، لطفاً. نوشیدنی، اون هم چندتا.‬

148
00:09:24,921 --> 00:09:27,081
‫اوه، و بعدش هم یه جور‬
‫بازی دسته‌جمعی.‬

149
00:09:27,161 --> 00:09:29,561
‫پدر می‌خواد یه بازی شاد بکنیم عمه اولیویا.‬

150
00:09:29,641 --> 00:09:30,881
‫نظر تو چیه؟‬

151
00:09:30,961 --> 00:09:33,041
‫خانواده‌های خوشبخت؟
‫چشمک قاتل؟‬

152
00:09:33,121 --> 00:09:34,361
‫جرالد.‬

153
00:09:36,121 --> 00:09:37,201
‫ولش کن.‬

154
00:09:39,881 --> 00:09:41,081
‫من دارم میرم بیرون.‬

155
00:09:47,161 --> 00:09:48,881
‫شب کریسمسه.‬

156
00:09:48,961 --> 00:09:50,881
‫کازینو هیچ‌وقت تعطیل نمیشه؟‬

157
00:09:50,961 --> 00:09:53,321
‫گوش کن...‬
‫پول نقد همراهت داری؟‬

158
00:09:53,401 --> 00:09:54,761
‫نه اونقدری که تو بخوای ببازی.‬

159
00:09:56,601 --> 00:09:58,721
‫فکر می‌کردم اوضاع کارخانه‬
‫دوباره رو غلتک افتاده.‬

160
00:10:01,521 --> 00:10:03,281
‫از وقتی مادر...‬

161
00:10:05,241 --> 00:10:08,441
‫حس نمی‌کنی که انگار‬
‫وضع مالی‌مون بده؟

162
00:10:12,321 --> 00:10:13,481
‫چرا.‬

163
00:10:16,081 --> 00:10:18,161
‫داری خودت رو‬ توی دردسر میندازی؟‬

164
00:10:18,721 --> 00:10:19,841
‫خدای من.‬

165
00:10:19,921 --> 00:10:21,921
‫بهره‌ای که این نزول‌خورها‬
‫می‌گیرن ادوین.‬

166
00:10:22,001 --> 00:10:23,121
‫اون‌ها شرورن.‬

167
00:10:23,761 --> 00:10:26,441
‫همیلتون اکوییتبل...‬
‫اسمشون رو گذاشتن این.‬

168
00:10:26,521 --> 00:10:29,121
‫حالا دارن با درخواست بازپرداخت،
‫من رو تهدید می‌کنن.‬

169
00:10:30,161 --> 00:10:32,521
‫و پدر نباید بفهمه اما من...‬

170
00:10:34,081 --> 00:10:36,241
‫اما من تقریباً بهشون قول
‫بچه اولم رو دادم.‬

171
00:10:38,241 --> 00:10:39,361
‫تا باکسینگ دی.‬

172
00:10:41,801 --> 00:10:43,241
‫اما امشب‬ یه چیز مطمئن دارم.‬

173
00:10:43,321 --> 00:10:45,321
‫می‌تونم همه‌ش رو برگردونم و حتی بیشتر.‬

174
00:10:45,401 --> 00:10:47,601
‫باشه؟ خواهش می‌کنم.

175
00:10:48,961 --> 00:10:52,481
‫اون روزنامه یه موفقیت مالی بزرگه.

176
00:10:54,161 --> 00:10:55,281
‫خواهش می‌کنم.‬

177
00:11:52,601 --> 00:11:54,521
‫این خوشگله رو ببین بابا.‬

178
00:11:54,601 --> 00:11:56,536
‫این دوست‌داشتنیه. درسته.‬

179
00:11:56,560 --> 00:11:57,961
‫کجا می‌تونیم این رو بذاریم؟‬

180
00:11:58,041 --> 00:11:59,401
‫اون‌جا؟ یا...‬

181
00:11:59,481 --> 00:12:00,721
‫- ...بالاتر؟‬
‫- بالاتر! بالاتر!‬

182
00:12:00,801 --> 00:12:02,441
‫بالاتر! میگی بالاتر.‬

183
00:12:02,521 --> 00:12:04,481
‫خب، این رو ببین. خدایا!‬

184
00:12:04,561 --> 00:12:06,961
‫بالاخره اومدی.‬

185
00:12:07,041 --> 00:12:08,201
‫باید حسابی خسته باشی.‬

186
00:12:08,601 --> 00:12:10,081
‫خب، دختر موردعلاقه من کجاست؟‬

187
00:12:10,161 --> 00:12:12,201
‫نه، زمین نه.

188
00:12:14,481 --> 00:12:16,441
‫- بذار... بذار یه دونه دیگه برداریم.‬
‫- اوه، تو...‬

189
00:12:17,161 --> 00:12:18,601
‫تو از قبل‬ جوراب‌ها رو آویزون کردی.‬

190
00:12:18,681 --> 00:12:20,441
‫خب، ادوینا می‌خواست قبل از این که‬

191
00:12:20,521 --> 00:12:22,401
‫برادر کوچیکش بره بخوابه،‬
‫اون‌ها رو آویزون کنه.‬

192
00:12:22,481 --> 00:12:23,801
‫البته.‬

193
00:12:23,881 --> 00:12:27,761
‫و داشته حسابی‬ تلاش می‌کرده.‬

194
00:12:28,921 --> 00:12:30,161
‫درست مثل مامانش.‬

195
00:12:31,521 --> 00:12:33,961
‫خب، درخت زیبا شده.‬

196
00:12:34,041 --> 00:12:35,401
‫توی این کار سلیقه داری عزیزم.‬

197
00:12:36,561 --> 00:12:38,561
‫اما این‌جا یه جای خالی هست، ببین.‬

198
00:12:39,241 --> 00:12:40,641
‫اگه فقط این گوی رو جابه‌جا کنیم...‬

199
00:12:40,721 --> 00:12:43,681
‫- ...بذاریم این‌جا...‬
‫- نه، می‌خوام همون‌جا باشه. نه!‬

200
00:12:43,761 --> 00:12:45,761
‫ما درست‌ترین جا رو براش پیدا کرده بودیم،‬

201
00:12:45,841 --> 00:12:48,361
‫- مگه نه عزیزم؟‬
‫- دختر باهوش.‬

202
00:12:48,441 --> 00:12:50,161
‫درست همون‌جایی که گذاشتیش، عالیه.‬

203
00:12:50,241 --> 00:12:52,001
‫این یکی چی بابایی؟‬

204
00:12:52,081 --> 00:12:54,401
‫خیلی خب. اون رو کجا بذاریم؟‬

205
00:12:54,481 --> 00:12:55,721
‫اون بالا؟‬

206
00:12:55,801 --> 00:12:57,841
‫خیلی خب. بیا امتحان کنیم...‬

207
00:13:07,801 --> 00:13:09,001
‫زود باش.‬

208
00:13:34,841 --> 00:13:36,121
‫با خیال راحت خوابید؟‬

209
00:13:36,201 --> 00:13:38,281
‫به پشت خوابیده،
‫دهنش هم بازه.‬

210
00:13:38,361 --> 00:13:40,841
‫و کیت هم پتوش رو داره.‬

211
00:13:40,921 --> 00:13:43,841
‫امروز خیلی سرمون شلوغ بود.
‫تمام تازه‌ها رو فروختیم.‬

212
00:13:43,921 --> 00:13:45,681
‫فقط مقداری پای گوشت‬ و سیب‌زمینی‬

213
00:13:45,761 --> 00:13:47,761
‫توی انبار مونده که باید ردشون کنم بره.‬

214
00:13:52,761 --> 00:13:54,961
‫جو، در مورد‬ مغازه‌ها
‫بیشتر فکر کردی؟‬

215
00:13:56,641 --> 00:13:58,321
‫این روزها زیاد اجازه ندارم، مگه نه؟‬

216
00:13:58,921 --> 00:14:01,161
‫هر چقدر بخوای می‌تونی
‫تو کار مغازه‌ها شرکت کنی.‬

217
00:14:01,241 --> 00:14:02,681
‫واقعاً؟‬

218
00:14:02,761 --> 00:14:04,281
‫و بقیه کارهات چی؟‬

219
00:14:04,361 --> 00:14:06,121
‫اون‌هایی که اجازه ندارم‬
‫ازشون باخبر باشم؟‬

220
00:14:06,201 --> 00:14:08,321
‫کدوم بقیه کارها؟‬

221
00:14:09,281 --> 00:14:11,161
‫به هرحال، تو باغچه‌ت رو داری.‬

222
00:14:12,041 --> 00:14:13,241
‫و کتاب‌هات رو.‬

223
00:14:13,321 --> 00:14:15,561
‫کتاب‌خوان حرفه‌ای.‬
‫درسته.‬

224
00:14:15,641 --> 00:14:17,641
‫مطمئنم همسایه‌ها هم
‫راجع بهم همین فکر رو می‌کنن.

225
00:14:20,001 --> 00:14:21,321
‫نه...‬

226
00:14:22,041 --> 00:14:23,361
‫منظورم این بود که...‬

227
00:14:25,121 --> 00:14:27,081
‫راجع به این که من
‫مغازه‌ها رو بخرم فکر کردی؟‬

228
00:14:27,161 --> 00:14:28,841
‫این که هر سه تا به اسم من باشه؟‬

229
00:14:29,441 --> 00:14:32,201
‫من پولش رو کنار گذاشتم
‫و می‌خوام پرداختش کنم.‬

230
00:14:33,681 --> 00:14:35,081
‫اما...‬

231
00:14:35,161 --> 00:14:37,561
‫...برای هدیه کریسمس...‬

232
00:14:37,641 --> 00:14:39,441
‫...اگه دنبال هدیه می‌گردی،‬

233
00:14:39,881 --> 00:14:42,001
‫دلم می‌خواد اسمم‬
‫روی تمام سندها باشه.‬

234
00:14:42,641 --> 00:14:44,481
‫متاسفم که این رو بهت میگم،‬

235
00:14:44,561 --> 00:14:46,822
‫اما تقریباً دو ساله

236
00:14:46,846 --> 00:14:48,681
‫که ما یه فامیلی داریم.‬

237
00:14:49,401 --> 00:14:50,921
‫خودت می‌دونی منظورم چیه.‬

238
00:14:51,001 --> 00:14:52,601
‫می‌دونم که وقت خوابه.‬

239
00:14:53,041 --> 00:14:54,761
‫بچه‌ها رو از طرفت می‌بوسم، باشه؟‬

240
00:14:54,841 --> 00:14:57,361
‫من همیشه بچه‌ها رو می‌بوسم.
‫دائم دارم می‌بوسم‌شون.‬

241
00:14:57,441 --> 00:14:59,161
‫همین‌طوره، آره.‬

242
00:15:00,881 --> 00:15:02,441
‫خارج از ساعات کاری.‬

243
00:15:23,000 --> 00:15:30,000


244
00:15:50,441 --> 00:15:51,881
‫اون فرصت مطمئنت چطور بود؟‬

245
00:15:51,961 --> 00:15:53,521
‫فرصت‌های مطمئن مثل ازدواجن.‬

246
00:15:53,601 --> 00:15:55,241
‫فقط احمق‌ها انتظار دارن‬
‫که درست پیش برن.‬

247
00:15:55,761 --> 00:15:58,561
‫وقت بیشتری لازم دارم
‫تا موقعی که جونم

248
00:15:58,641 --> 00:16:00,561
‫در دست این آدم‌های
‫همیلتون اکوییتبل قرار بگیره.‬

249
00:16:00,641 --> 00:16:02,601
‫باید بهشون بفهمونم،
‫از مردی به مرد دیگه.

250
00:16:04,121 --> 00:16:06,441
‫برای ناهار دیر میام.
‫به پدر چیزی نگو.‬

251
00:16:13,721 --> 00:16:14,801
‫اوه!‬

252
00:16:18,921 --> 00:16:21,041
‫اوه، خیلی خوبه.‬

253
00:16:36,401 --> 00:16:38,721
‫می‌تونستی بگی خدمه بیان‬
‫تا حداقل ناهار رو درست کنن.‬

254
00:16:38,801 --> 00:16:40,641
‫اون‌ها هم خانواده‌های خودشون رو دارن‬
‫که باید پیش‌شون باشن.‬

255
00:16:40,721 --> 00:16:42,081
‫و تو نداری؟‬

256
00:16:44,361 --> 00:16:45,561
‫در نزدیکی کریسمس،‬

257
00:16:45,641 --> 00:16:48,121
‫معلومه که اولویت با مغازه بوده.

258
00:16:48,361 --> 00:16:50,361
‫اما باید بگم، واقعاً امیدوار
‫بودم که امروز...‬

259
00:16:50,441 --> 00:16:53,201
‫امروز یه میلیون کار برای انجام دادن دارم.‬
‫اما تو بشین.‬

260
00:16:53,281 --> 00:16:54,761
‫لطفاً بشین.‬

261
00:16:57,841 --> 00:16:59,081
‫چه ساعتی بیدار شدی؟‬

262
00:16:59,561 --> 00:17:02,681
‫امیدوار بودم بتونیم...
‫به خوابیدن برسیم.‬

263
00:17:02,761 --> 00:17:04,601
‫مگه من توی اون بخش کوتاهی کردم؟‬

264
00:17:04,681 --> 00:17:06,641
‫بابا!‬
‫- نه! فقط منظورم این بود که...‬

265
00:17:06,721 --> 00:17:08,281
‫کیک! کیک! کیک!‬

266
00:17:08,361 --> 00:17:10,281
‫اون کیک بوش دو نوئل رو می‌خواد.‬

267
00:17:10,601 --> 00:17:12,761
‫نه عشقم. ما برای صبحانه‬
‫شکلات نمی‌خوریم.‬

268
00:17:12,841 --> 00:17:15,361
‫- و کیک بوش دو نوئل هم برای بعده، پس...‬
‫- کریسمسه.‬

269
00:17:16,121 --> 00:17:17,881
‫نه جو. اون نباید بخوره.‬

270
00:17:18,801 --> 00:17:20,001
‫نه همه‌ش رو!‬

271
00:17:20,081 --> 00:17:22,041
‫- اوه، ضررش چیه؟‬
‫- اون رو بهش نده!‬

272
00:17:23,641 --> 00:17:25,601
‫حالا ببین! حیف و میل شد!‬

273
00:17:31,401 --> 00:17:34,081
‫خب، به نظر میرسه‬
‫اوضاع رو تحت کنترل داری.‬

274
00:17:34,881 --> 00:17:36,161
‫کسی می‌خواد بازی کنه؟‬

275
00:17:36,241 --> 00:17:38,001
‫من، من، من!‬
‫من می‌خوام بازی کنم!‬

276
00:17:42,121 --> 00:17:43,641
‫عالیه. دقیقاً همون‌جا.‬

277
00:17:53,001 --> 00:17:56,161
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫جاهای خالی رو یه کم پر کنم.‬

278
00:17:56,241 --> 00:17:58,601
‫وقتی بچه بودیم، من و ادل‬

279
00:17:58,681 --> 00:18:00,682
‫عادت داشتیم جای نشستن بقیه رو‬

280
00:18:00,706 --> 00:18:02,241
‫با اسم‌هاشون تزیین کنیم،‬

281
00:18:02,321 --> 00:18:03,881
‫که البته هیچ هزینه‌ای هم نداشت.‬

282
00:18:05,001 --> 00:18:06,401
‫اما نمی‌دونستم که ادوین و جرالد‬

283
00:18:06,481 --> 00:18:07,641
‫فکر می‌کنن این کار یه کم احمقانه‌ست یا نه.‬

284
00:18:07,721 --> 00:18:09,521
‫بیش از حده. احتمالاً.

285
00:18:09,921 --> 00:18:11,801
‫داری کار فوق‌العاده‌ای انجام میدی.‬

286
00:18:12,881 --> 00:18:13,881
‫ممنون.‬

287
00:18:15,121 --> 00:18:17,801
‫فقط می‌خواستم اون رو...
‫خب، اگه بی‌نقص هم نشد،‬

288
00:18:17,881 --> 00:18:19,641
‫حداقل قابل تحمل کنم.‬

289
00:18:24,881 --> 00:18:27,841
‫اگه این چند سال اخیر نبودی،
‫ما کارمون به کجا می‌کشید؟

290
00:18:29,161 --> 00:18:30,161
‫و قبل از اون،‬

291
00:18:30,241 --> 00:18:31,921
‫متوجه هستم،‬

292
00:18:32,001 --> 00:18:35,401
‫برای سال‌ها، دهه‌ها،‬

293
00:18:35,481 --> 00:18:37,041
‫تو همیشه اون‌جا بودی.‬

294
00:18:41,801 --> 00:18:44,121
‫اوه... اولیویا...‬

295
00:18:50,921 --> 00:18:53,561
‫- این...؟‬
‫- انگشتر ادل؟ آره.‬

296
00:18:53,641 --> 00:18:55,801
‫اون خیلی خوشحال می‌شد‬
‫که تو داشته باشیش.‬

297
00:18:58,721 --> 00:19:00,001
‫عزیزم...‬

298
00:19:00,801 --> 00:19:02,121
‫...با من ازدواج می‌کنی؟‬

299
00:19:20,241 --> 00:19:21,401
‫بله.‬

300
00:19:25,041 --> 00:19:26,081
‫حالا...‬

301
00:19:27,761 --> 00:19:28,961
‫...پسرها کجان؟‬

302
00:20:01,881 --> 00:20:03,081
‫یه مهمانی چای!‬

303
00:20:03,161 --> 00:20:04,921
‫ببین بابا، ببین!‬

304
00:20:05,001 --> 00:20:08,361
‫- اوه، واو! من هم می‌تونم ملحق شم؟‬
‫- بله، حتماً بابا.‬

305
00:20:10,361 --> 00:20:12,201
‫چای خوشمزه...‬

306
00:20:13,281 --> 00:20:14,921
‫هیس، هیس، هیس، هیس.‬

307
00:20:19,481 --> 00:20:21,161
‫اوه، امروز نه دیگه.‬

308
00:20:21,281 --> 00:20:22,921
‫اون‌جا چی برای انجام دادن هست؟ تعطیله.‬

309
00:20:23,001 --> 00:20:24,801
‫میرم یه کیک بوش دو نوئل دیگه بگیرم.‬

310
00:20:25,601 --> 00:20:27,721
‫و این که یه ایده‌ای در مورد‬
‫اون پای‌های گوشت و سیب‌زمینی دارم.‬

311
00:20:27,801 --> 00:20:28,721
‫باید ردشون کنم بره.‬

312
00:20:28,801 --> 00:20:30,881
‫- اما، امروز روز کریسمسه.‬
‫- زود بر می‌گردم عزیزم.‬

313
00:20:30,961 --> 00:20:32,201
‫اصلاً نمی‌فهمی که رفتم.‬

314
00:20:52,161 --> 00:20:53,361
‫خیلی زیبا شدی.‬

315
00:20:56,321 --> 00:20:58,361
‫فکر کنم باید بریم طبقه پایین.‬

316
00:20:58,881 --> 00:21:01,441
‫بله. نمی‌خوام‬ جوری به نظر بیاد
‫که انگار قایم شدیم.‬

317
00:21:04,401 --> 00:21:05,521
‫اما اول...‬

318
00:21:25,961 --> 00:21:27,081
‫زیباست.‬

319
00:21:28,721 --> 00:21:30,081
‫ممنون.‬

320
00:21:30,161 --> 00:21:31,361
‫خدا رو شکر.‬

321
00:21:33,521 --> 00:21:35,241
‫ریسک بود. اما...

322
00:21:35,321 --> 00:21:37,121
‫در مورد مادرم می‌دونم،‬

323
00:21:38,201 --> 00:21:39,481
‫که یادآوری کردن خوبه.‬

324
00:21:43,121 --> 00:21:45,561
‫و پارسال، اولین کریسمس ما،‬

325
00:21:45,641 --> 00:21:47,201
‫به زور همدیگه رو می‌شناختیم،‬

326
00:21:47,561 --> 00:21:49,681
‫واسه همین حتی یادم نمیاد‬
‫چی برات گرفتم.‬

327
00:21:49,761 --> 00:21:52,921
‫لابد یه چیز کلیشه‌ای
‫گرفتم مثل... شکلات.

328
00:21:57,921 --> 00:21:59,161
‫عه...‬

329
00:22:06,401 --> 00:22:07,521
‫عاشقشونم.‬

330
00:22:12,081 --> 00:22:13,921
‫اوه، اصلاً بالکان رو‬ بیخیال.

331
00:22:14,001 --> 00:22:16,081
‫اسکویت!‬
‫اسکویت تهدید واقعی‌ـه.‬

332
00:22:16,161 --> 00:22:18,161
‫داری به من میگی که
‫اگه فرانسوی‌ها وارد جنگ می‌شدن،‬

333
00:22:18,241 --> 00:22:20,201
‫اون بدون لحظه‌ای درنگ دنبال‌شون نمیرفت؟‬

334
00:22:20,281 --> 00:22:22,121
‫به سرعت تیر می‌رفت.
‫اما کار به اون‌جا نمیکشه.‬

335
00:22:22,201 --> 00:22:24,361
‫خب، بهتره از همسرش بپرسی.‬

336
00:22:24,441 --> 00:22:26,641
‫اسکویت همه‌چیز رو‬
‫به همسرش میگه.‬

337
00:22:26,721 --> 00:22:28,241
‫و لوید جورج همه‌چیز رو‬

338
00:22:28,321 --> 00:22:30,601
‫به همسر بقیه میگه.‬

339
00:22:35,161 --> 00:22:37,041
‫صحبت از همسر شد...‬

340
00:22:43,241 --> 00:22:44,401
‫نشون‌شون بده.‬

341
00:22:54,401 --> 00:22:57,841
‫اوه! تبریک میگم.‬

342
00:22:58,561 --> 00:22:59,681
‫ممنون.‬

343
00:23:02,641 --> 00:23:04,561
‫ادوین، می‌دونم‬ که این باید...‬

344
00:23:04,641 --> 00:23:07,201
‫دارم به طور رسمی باهاش
‫ازدواج می‌کنم ادوین.‬

345
00:23:07,601 --> 00:23:08,881
‫و اون داره من رو...‬

346
00:23:08,961 --> 00:23:10,561
‫خوشبخت‌ترین مرد جهان می‌کنه؟‬

347
00:23:16,721 --> 00:23:17,761
‫تبریک میگم...‬

348
00:23:20,441 --> 00:23:21,561
‫...عمه اولیویا.‬

349
00:23:39,401 --> 00:23:42,161
‫واقعاً باید خودت رو‬
‫ازش رها کنی اولیویا

350
00:23:42,241 --> 00:23:44,521
‫از این شرمی که داری.‬

351
00:23:44,601 --> 00:23:46,761
‫از این... عذاب وجدان.‬

352
00:23:48,641 --> 00:23:49,881
‫طاقت‌فرساست.‬

353
00:23:57,721 --> 00:24:00,161
‫ببخشید، یه کم سردرد دارم.‬

354
00:24:05,601 --> 00:24:07,921
‫برادرت نگفت‬ کی لطف می‌کنن
‫به ما ملحق بشن؟‬

355
00:24:22,400 --> 00:24:25,053
‫[بوش دو نوئل کریسمس با کیفیت عالی]

356
00:24:29,723 --> 00:24:33,663
‫[حراج باکسینگ دی]
‫[نیاز به تغییر از پس‌مونده خوردن داری؟]
‫[دو پای گوشت و سیب‌زمینی به قیمت یکی]

357
00:24:35,457 --> 00:24:38,383
‫[حراج باکسینگ دی]
‫[نیاز به تغییر از پس‌مونده خوردن داری؟]
‫[دو پای گوشت و سیب‌زمینی به قیمت یکی]

358
00:24:52,601 --> 00:24:54,921
‫های استریت ۵۷. درسته؟‬

359
00:24:55,001 --> 00:24:56,601
‫تو این‌جا داری چیکار می‌کنی؟‬

360
00:24:56,681 --> 00:24:58,241
‫من هم می‌تونم همین رو ازت بپرسم.‬

361
00:24:58,321 --> 00:25:01,401
‫اما اون حروف طلایی بیرون لوت میدن.‬

362
00:25:01,481 --> 00:25:02,881
‫برای چی اومدی جرالد فرلی؟‬

363
00:25:02,961 --> 00:25:05,441
‫آقای فرلی... تو باید بگی.‬

364
00:25:06,801 --> 00:25:09,841
‫یه نامه برای همیلتون اکوییتبل دارم.‬

365
00:25:09,921 --> 00:25:11,361
‫پس بهتره من بگیرمش.‬

366
00:25:15,041 --> 00:25:16,641
‫من جاهایی برای رفتن دارم،‬
‫حتی اگه تو نداشته باشی.‬

367
00:25:16,721 --> 00:25:18,361
‫شراب گرم، پای میوه و این‌جور چیزها.‬

368
00:25:18,441 --> 00:25:20,561
‫پس نامه‌ای رو که این همه زحمت کشیدی‬

369
00:25:20,641 --> 00:25:22,041
‫تا برام بیاری تحویل بده و مرخص شو.‬

370
00:25:23,561 --> 00:25:25,401
‫تو همیلتون اکوییتبل هستی؟‬

371
00:25:25,921 --> 00:25:27,241
‫تو توی کار وام و نزول دادنی؟

372
00:25:27,321 --> 00:25:28,281
‫فقط برای تو.‬

373
00:25:28,361 --> 00:25:30,561
‫شنیدم خودت رو توی دردسر انداختی،
‫همون‌طور که ضعیف‌ها همیشه همینن،‬

374
00:25:30,641 --> 00:25:32,841
‫و این رو یه فرصت دیدم.
‫حالا از مغازه‌م برو بیرون.‬

375
00:25:32,921 --> 00:25:34,681
‫هر مکاتبه‌ای که داری بذار‬ روی پادری

376
00:25:34,761 --> 00:25:36,441
‫و من بعد از کریسمس جواب میدم.‬

377
00:25:36,521 --> 00:25:39,281
‫این بهترین کادو کریسمسیه
‫که می‌تونستم داشته باشم،‬

378
00:25:39,361 --> 00:25:42,081
‫چون من فکر می‌کردم
‫که باید اون پول رو پس بدم،‬

379
00:25:42,161 --> 00:25:45,241
‫فکر می‌کردم همیلتون اکوییتبل
‫یه جور شرکت واقعیه!‬

380
00:25:45,321 --> 00:25:46,801
‫اوه، واقعیه، کاملاً درسته.‬

381
00:25:46,881 --> 00:25:48,561
‫یه خدمتکار تازه به دوران‌رسیده‌ کوچولو
‫که کینه به دل گرفته‬

382
00:25:48,641 --> 00:25:49,921
‫چون دست رد به سینه‌ش خورده...‬

383
00:25:50,001 --> 00:25:51,361
‫- یه کسب و کار واقعی نیست.
‫-اون رو برو

384
00:25:51,441 --> 00:25:54,041
‫با تیم وکلایی که نرخ بهره من رو
‫تایید کردن‬ و قراردادی

385
00:25:54,121 --> 00:25:56,096
‫که امضا کردی مطرح کن.

386
00:25:56,120 --> 00:25:57,801
‫حالا از مغازه‌م برو بیرون.‬

387
00:25:58,241 --> 00:26:00,321
‫و من اون پول رو
‫طبق توافق، تا فردا می‌خوام.‬

388
00:26:02,601 --> 00:26:04,801
‫فکر می‌کنی خیلی باهوشی،‬ نه؟

389
00:26:04,881 --> 00:26:06,881
‫بچه کجاست اما هارت؟‬

390
00:26:08,321 --> 00:26:10,281
‫- من بچه‌ای ندارم.
‫- اوه، بی‌خیال.‬

391
00:26:10,361 --> 00:26:13,361
‫اون بچه‌ای که متعلق
‫به برادرمه کجاست؟

392
00:26:13,441 --> 00:26:15,641
‫من از برادرت بچه‌دار نشدم.

393
00:26:15,721 --> 00:26:16,881
‫این اراجیف رو تحویلم نده!‬

394
00:26:18,281 --> 00:26:19,681
‫تو هیچی نیستی جز یه فاحشه.‬

395
00:26:19,761 --> 00:26:22,081
‫یه فاحشه خوب، شکی ندارم.‬

396
00:26:22,521 --> 00:26:25,401
‫ولی با این‌حال... یه فاحشه.‬

397
00:26:25,521 --> 00:26:28,481
‫ادوین یه شب دیروقت
‫کل اون داستان غم‌انگیز رو

398
00:26:28,561 --> 00:26:29,721
‫با چشم‌های اشکی برام تعریف کرد.‬

399
00:26:29,801 --> 00:26:31,881
‫نمی‌دونم چه داستانی برای تو
‫یا خودش سر هم کرده

400
00:26:31,961 --> 00:26:33,841
‫اما من از ادوین بچه‌ای به دنیا نیاوردم.‬

401
00:26:33,921 --> 00:26:36,041
‫پدرت می‌دونه چقدر بدهی بالا آوردی؟‬

402
00:26:36,121 --> 00:26:38,481
‫من نقشه‌ت رو می‌دونم اما هارت.‬

403
00:26:38,561 --> 00:26:40,081
‫می‌دونم که این یه رسم رایج

404
00:26:40,161 --> 00:26:41,841
‫بین ولگردهای طبقه کارگره،‬

405
00:26:41,921 --> 00:26:43,921
‫که یه دفعه با بچه‌ت پیدات بشه‬

406
00:26:44,001 --> 00:26:45,081
‫تا از خانواده ما باج‌گیری کنی.‬

407
00:26:45,161 --> 00:26:47,521
‫خب، تو به اندازه کافی از من پول تیغ زدی.‬

408
00:26:52,081 --> 00:26:54,801
‫می‌دونی ادوین ازدواج کرده دیگه، مگه نه؟‬

409
00:26:56,081 --> 00:26:58,481
‫نه این که زنش چیزی رو
‫که می‌خواد‬ رو بهش بده.

410
00:27:00,921 --> 00:27:03,961
‫مطمئنم نه اون جوری که تو می‌دادی.‬

411
00:27:04,081 --> 00:27:06,361
‫دیدم ادوین چقدر‬ روت قفل بود.

412
00:27:06,441 --> 00:27:07,641
‫پس تصور می‌کنم می‌دونی‬

413
00:27:07,721 --> 00:27:10,041
‫چطور اون باسنت رو تکون بدی، مگه نه؟‬

414
00:27:10,121 --> 00:27:11,681
‫اوه، بیخیال.‬

415
00:27:11,761 --> 00:27:13,681
‫برای ادوین که با کمال میل
‫خودت رو تقدیم کردی، مگه نه؟‬

416
00:27:13,761 --> 00:27:16,081
‫و من کسر شانم نمیشه
‫که پس‌مونده اون رو بگیرم!‬

417
00:27:16,161 --> 00:27:18,441
‫مشکل چیه؟‬

418
00:27:18,521 --> 00:27:21,321
‫فاحشه‌هایی مثل تو
‫تو هر ساعت شبانه‌روز آماده‌ن.‬

419
00:27:21,401 --> 00:27:23,761
‫روح کریسمست کجاست اما، ها؟‬

420
00:27:23,841 --> 00:27:25,681
‫بذار ببینم... اون لباس کوچولوت رو‬

421
00:27:25,761 --> 00:27:26,961
‫- که برای من پوشیدی.
‫- ولم کن!‬

422
00:27:27,041 --> 00:27:29,361
‫من تو رو توی خونه‌م می‌دیدم.‬

423
00:27:29,441 --> 00:27:31,161
‫تماشا می‌کردی.‬

424
00:27:32,921 --> 00:27:35,761
‫تو همیشه می‌دونستی چی می‌خوای،
‫من هم همین‌طور.‬

425
00:27:36,841 --> 00:27:38,081
‫من هم همین‌طور!‬

426
00:27:39,241 --> 00:27:42,401
‫آره، می‌دونی. می‌دونم که می‌دونی.
‫می‌تونم بفهمم.‬

427
00:28:04,281 --> 00:28:07,281
‫این آخرین پیش‌پرداخت

428
00:28:07,761 --> 00:28:09,721
‫برای تسویه‌ی حساب من‌ـه.‬

429
00:28:11,561 --> 00:28:12,721
‫آه!‬

430
00:28:17,201 --> 00:28:19,401
‫برو بیرون چون جدی میگم، می‌کشمت.‬

431
00:28:19,481 --> 00:28:20,921
‫این کار رو می‌کنم.‬

432
00:28:21,001 --> 00:28:22,281
‫من از ببر خوشم میاد.‬

433
00:28:22,361 --> 00:28:24,841
‫از وحشی بودنت خوشم میاد اما هارت.‬

434
00:28:25,881 --> 00:28:27,721
‫تو هیچی نیستی جرالد فرلی.

435
00:28:27,801 --> 00:28:30,161
‫تو یه آدم ناچیزی

436
00:28:30,241 --> 00:28:32,681
‫که تمام عمرش از هر مزیتی برخوردار بوده‌.

437
00:28:32,761 --> 00:28:35,201
‫با این‌حال تنها راهی که‬
‫توش حس می‌کنی برنده‌ای،

438
00:28:35,281 --> 00:28:38,241
‫اینه‌ که برای حدود ۱۵ ثانیه
‫از زور جسمانی استفاده کنی.‬

439
00:28:38,841 --> 00:28:40,481
‫خب، ممکنه بدنت از من قوی‌تر باشه،‬

440
00:28:40,561 --> 00:28:41,961
‫اما اراده‌ت هرگز قوی‌تر نخواهد بود.‬

441
00:28:42,041 --> 00:28:45,041
‫نیازهای حیوانی کثیف تو هرگز با شهوت،‬

442
00:28:45,121 --> 00:28:47,761
‫و با آتشی که درون من
‫می‌سوزه، برابری نمی‌کنه.‬

443
00:28:47,841 --> 00:28:50,281
‫چون آرزوی من نابودی‌ـه.‬

444
00:28:50,361 --> 00:28:52,401
‫و من هرگز متوقف نمیشم. هرگز.‬

445
00:28:52,481 --> 00:28:54,601
‫نه تا وقتی که تو و تک تک اعضای

446
00:28:54,681 --> 00:28:56,561
‫خانواده ازخودراضی، مرفه‬

447
00:28:56,641 --> 00:28:59,001
‫- و بی‌عرضه‌ت رو نابود نکردم!
‫- تو یه ولگرد کوچولو حوصله سربری.‬

448
00:28:59,081 --> 00:29:01,241
‫و در مورد پولی که بدهکاری،
‫قراردادت رو بررسی کن.‬

449
00:29:01,321 --> 00:29:02,921
‫دارم وثیقه‌ت رو میذارم اجرا.‬

450
00:29:05,881 --> 00:29:09,041
‫- تو... تو نمی‌تونی.
‫- یه امضا از طرف من

451
00:29:09,121 --> 00:29:11,681
‫و کار تمومه‌.
‫وقتی اون کاغذ رو امضا کنم،‬

452
00:29:11,761 --> 00:29:14,241
‫تک تک آجرهای فرلی میل مال من میشه،‬

453
00:29:14,321 --> 00:29:16,321
‫و توضیح این که چرا اون‌جا رو
‫برای وثیقه گذاشتی به پدرت رو

454
00:29:16,401 --> 00:29:19,361
‫به خودت می‌سپارم.
‫چون این تازه شروع کاره.‬

455
00:29:19,441 --> 00:29:21,441
‫من از وادار کردن خانواده‌ت
‫به تاوان پس دادن‬ دست نمی‌کشم

456
00:29:21,521 --> 00:29:24,161
‫تا روزی که تک تک فرلی‌های زنده
‫به خاطر روزی

457
00:29:24,241 --> 00:29:25,601
‫که برای اولین بار اسم اما هارت رو
‫شنیدن عزاداری کنن!‬

458
00:29:31,201 --> 00:29:33,641
‫پس کریسمس مبارک جرالد فرلی،‬

459
00:29:33,721 --> 00:29:37,441
‫از طرف تمام اعضای همیلتون اکوییتبل
‫و هارت اینترپرایزز.‬

460
00:29:46,281 --> 00:29:48,081
‫برو. برو!‬

461
00:30:13,000 --> 00:30:20,000
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

462
00:30:34,481 --> 00:30:36,921
‫بالاخره! مغازه رو به راه شد؟‬

463
00:30:37,401 --> 00:30:39,161
‫همه‌چی خوبه؟ حالت بهتره؟‬

464
00:30:45,841 --> 00:30:47,161
‫بوش دو نوئل رو گرفتم.

465
00:30:47,241 --> 00:30:49,121
‫خب، خوبه‌ چون ما به تمام آذوقه‌ای

466
00:30:49,201 --> 00:30:50,761
‫که می‌تونیم گیر بیاریم نیاز داریم.‬

467
00:30:50,841 --> 00:30:52,441
‫حتماً، اگه بوش دو نوئل نبود،‬

468
00:30:52,521 --> 00:30:55,481
‫پالتوم رو می‌پوشیدم
‫و از اون در می‌رفتم بیرون.‬

469
00:30:56,481 --> 00:30:58,841
‫بوش دو نوئل چیه؟‬

470
00:31:01,241 --> 00:31:02,681
‫تو اومدی!‬

471
00:31:02,761 --> 00:31:04,081
‫این‌جایی.‬

472
00:31:07,441 --> 00:31:09,281
‫کریسمس مبارک!‬

473
00:31:12,241 --> 00:31:14,121
‫عزیزم، حالت خوبه؟‬

474
00:31:14,961 --> 00:31:16,561
‫الان خوبم.‬

475
00:31:17,041 --> 00:31:19,121
‫مک خودش یه سورپرایز داره.‬

476
00:31:25,241 --> 00:31:26,321
‫اوه!‬

477
00:31:26,401 --> 00:31:29,201
‫متاسفم. سلام.‬

478
00:31:29,761 --> 00:31:33,201
‫اما، این لوراـه، دوستم.‬

479
00:31:35,201 --> 00:31:37,001
‫یه دوست خاص.‬

480
00:31:37,521 --> 00:31:38,921
‫خبر عالی‌ای نیست؟‬

481
00:31:39,761 --> 00:31:41,721
‫هست. معلومه که هست.‬

482
00:31:42,641 --> 00:31:45,241
‫هی به مک می‌گفتم امروز روز مناسبی‬
‫برای معرفی کردن نیست

483
00:31:45,321 --> 00:31:47,561
‫اما می‌دونی که اون چطوریه‌.‬

484
00:31:48,561 --> 00:31:50,441
‫بهت گفت که دارم میام؟‬

485
00:31:53,481 --> 00:31:55,081
‫البته.‬

486
00:31:55,761 --> 00:31:58,001
‫خوش اومدی. واقعاً خوش اومدی.‬

487
00:31:59,241 --> 00:32:00,401
‫و محض رضای خدا،‬

488
00:32:00,481 --> 00:32:02,481
‫بیایین یه چیزی بنوشیم، باشه؟‬

489
00:33:47,561 --> 00:33:50,121
‫من یه آدم بی‌ملاحظه و بی‌فرهنگم؟‬

490
00:33:50,201 --> 00:33:51,561
‫بدون خبر،‬

491
00:33:52,361 --> 00:33:54,561
‫و یه مهمان ناخونده هم همراهم‌ـه‌.‬

492
00:33:54,641 --> 00:33:57,361
‫اوه، یه بی‌ملاحظه بی‌فرهنگ وحشتناک.
‫همیشه هستی.

493
00:34:00,721 --> 00:34:02,441
‫ولی همیشه، همیشه قدمت رو چشمه.‬

494
00:34:05,521 --> 00:34:06,961
‫اولین کسیه که معرفی کردی،‬

495
00:34:07,041 --> 00:34:08,921
‫برای همین حدس میزنم
‫که لورا مثل بقیه نیست.‬

496
00:34:09,761 --> 00:34:11,081
‫اون همه آدم دیگه.‬

497
00:34:11,161 --> 00:34:13,521
‫اه، همه‌ش دروغه‌، همه‌ش.‬

498
00:34:13,601 --> 00:34:15,681
‫من دخترهای کمی می‌شناسم.‬

499
00:34:23,681 --> 00:34:27,121
‫در خطر سر و سامان گرفتن
‫که نیستی، هستی؟‬

500
00:34:27,921 --> 00:34:29,161
‫شین اونیل؟‬

501
00:34:30,721 --> 00:34:32,361
‫حتماً...‬

502
00:34:32,441 --> 00:34:34,169
‫باید دختر خیلی خاصی باشه

503
00:34:34,193 --> 00:34:36,281
‫که از طرف من
‫پیشنهاد ازدواج بگیره،

504
00:34:36,881 --> 00:34:38,041
‫اما هارت.‬

505
00:34:40,721 --> 00:34:43,521
‫من هنوز همسر دارم؟ کادوها!‬

506
00:34:43,601 --> 00:34:45,081
‫به قدر کافی صبر کردیم!‬

507
00:35:22,001 --> 00:35:23,361
‫شاید بعداً.‬

508
00:35:23,441 --> 00:35:26,161
‫نمی‌تونی به یه مرد کادو بدی
‫و نذاری بازش کنه.‬

509
00:35:27,801 --> 00:35:29,161
‫اون چیه بابا؟‬

510
00:35:29,241 --> 00:35:32,601
‫«عشق من، هدیه تو بیرون جلوی خونه‌ست.»‬

511
00:35:32,681 --> 00:35:35,401
‫اوه! این یه بازی شکار گنجه؟‬

512
00:35:35,961 --> 00:35:37,681
‫شکار گنج! شکار گنج!‬

513
00:35:38,481 --> 00:35:41,121
‫بیرون از خونه؟ یعنی...
‫چی باید سرد نگه داشته بشه؟‬

514
00:35:41,201 --> 00:35:42,241
‫آبجو؟‬

515
00:35:42,321 --> 00:35:44,241
‫یه پای گوشت و سیب‌زمینی که نیست؟‬

516
00:35:50,761 --> 00:35:53,641
‫بابا، نگاه کن! مال توـه؟‬

517
00:35:53,761 --> 00:35:55,121
‫مال من نیست؟‬

518
00:35:56,441 --> 00:35:59,081
‫- نه! اما!
‫- می‌دونستم که یکی می‌خوای.‬

519
00:36:00,201 --> 00:36:02,121
‫آره اما هرگز خوابش رو هم نمی‌دیدم...‬

520
00:36:03,961 --> 00:36:05,721
‫این رو دیدین؟‬

521
00:36:06,401 --> 00:36:09,441
‫یه ماشین، از طرف همسر زیبا و سخت‌کوشم.‬

522
00:36:09,841 --> 00:36:11,081
‫نظرت چیه ادوینا؟‬

523
00:36:11,161 --> 00:36:13,241
‫دیگه خبری از سختی
‫برای اما هارت نیست، ها؟‬

524
00:36:14,801 --> 00:36:16,401
‫عالی بود عزیزم.‬

525
00:36:28,081 --> 00:36:30,121
‫من یه هدیه کلیشه‌ای دارم‬

526
00:36:30,201 --> 00:36:33,081
‫- که برای آوردنش کمک می‌خوام.
‫- خوبه‌.‬

527
00:36:33,721 --> 00:36:35,721
‫شوهرم عشق و علاقه‌ش رو بهم

528
00:36:35,801 --> 00:36:37,201
‫با شکلات‌های ارزان نشون نداده‌.‬

529
00:36:37,281 --> 00:36:39,721
‫نه، این‌ها قطعاً متوسطن.‬

530
00:36:48,801 --> 00:36:51,721
‫من با تمام حرف‌ها آقای فرلی
‫موافق نیستم اما...‬

531
00:36:53,481 --> 00:36:54,921
‫...مطمئنم که اون درست میگه‬

532
00:36:55,481 --> 00:36:57,641
‫که خواهرت می‌خواسته تو خوشحال باشی.‬

533
00:36:59,281 --> 00:37:01,201
‫کی می‌دونه ادل چی می‌خواسته؟‬

534
00:37:03,041 --> 00:37:05,161
‫فکر کنم خودش هم نمی‌دونسته.‬

535
00:37:07,041 --> 00:37:09,961
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه‌
‫که بدون اون چقدر همه‌چیز عجیبه‌.‬

536
00:37:13,521 --> 00:37:15,521
‫انگار همه‌جا تاریک شده‌.‬

537
00:37:19,641 --> 00:37:21,641
‫آدم‌ها ترک‌مون می‌کنن اما عشق نه.‬

538
00:37:23,721 --> 00:37:25,801
‫فکر می‌کنی نمی‌تونی اون غم رو تحمل کنی.‬

539
00:37:27,841 --> 00:37:30,001
‫بعد یه روزی کم کم قابل تحمل میشه.

540
00:37:32,241 --> 00:37:34,161
‫خورشید بیرون میاد.‬

541
00:37:36,561 --> 00:37:37,801
‫اولیویا!‬

542
00:37:39,801 --> 00:37:42,561
‫کجا رفتی؟ اولیویا!‬

543
00:37:48,601 --> 00:37:50,481
‫ما خودمون هرچقدر دل‌مون بخواد
‫می‌تونیم دنبالش بگردیم،‬

544
00:37:50,561 --> 00:37:52,265
‫اما چیزی که همه‌مون بهش امیدواریم

545
00:37:52,289 --> 00:37:53,681
‫اینه‌ که عشق ما رو پیدا کنه.‬

546
00:37:54,761 --> 00:37:56,161
‫تو این‌طور فکر نمی‌کنی؟‬

547
00:37:57,081 --> 00:37:58,361
‫عشق واقعی.‬

548
00:37:59,641 --> 00:38:01,801
‫همون عشقی که لازم نیست
‫زیر سوال ببریش.‬

549
00:38:24,961 --> 00:38:26,721
‫نه. ممنون.‬

550
00:38:27,921 --> 00:38:31,121
‫واکنش ادوین رو دیدی.
‫وحشت‌زده شده بود.‬

551
00:38:31,561 --> 00:38:33,161
‫و اگه فکر ‌کنیم که اصلاً کسی‬

552
00:38:33,241 --> 00:38:35,921
‫حس دیگه‌ای داره،
‫داریم به خودمون دروغ میگیم.‬

553
00:38:36,001 --> 00:38:38,081
‫یعنی... محض رضای خدا،
‫من خودم هم حسم همینه.‬

554
00:38:38,161 --> 00:38:39,241
‫وحشتناکه.‬

555
00:38:40,361 --> 00:38:43,881
‫پس نمی‌تونم انجامش بدم.
‫متاسفم، نمی‌تونم.‬

556
00:38:55,241 --> 00:38:56,921
‫پس یعنی همه‌ش برای هیچی بود؟‬

557
00:39:02,361 --> 00:39:03,801
‫مرگ ادل؟‬

558
00:39:05,281 --> 00:39:07,361
‫تو قلب خواهرت رو شکستی.‬

559
00:39:07,481 --> 00:39:10,041
‫اون خودش رو با الکل به کشتن داد.‬

560
00:39:10,121 --> 00:39:11,361
‫همه‌مون از دستش دادیم.‬

561
00:39:11,441 --> 00:39:15,441
‫همه‌مون از این بدبختی بزرگ
‫و غیر قابل تصور رنج بردیم

562
00:39:15,521 --> 00:39:17,761
‫اما بدون هیچ دلیلی.‬

563
00:39:22,241 --> 00:39:23,481
‫اولیویا...‬

564
00:39:25,241 --> 00:39:27,321
‫...اگه ما این رو قانونی نکنیم،‬

565
00:39:27,401 --> 00:39:30,561
‫اگه به دنیا نشون ندیم
‫که من و تو فقط

566
00:39:30,641 --> 00:39:33,721
‫پی یه رابطه موقت نبودی،
‫اون وقت...

567
00:39:35,481 --> 00:39:38,161
‫...چطور توضیح میدی که تو
‫هنوز این‌جا چه غلطی می‌کنی؟‬

568
00:39:39,241 --> 00:39:42,001
‫توی این خانه چه خبر بوده؟‬

569
00:39:42,681 --> 00:39:44,361
‫چطور...‬

570
00:39:44,441 --> 00:39:46,801
‫...چطور برای پسرها توضیحش بدیم؟‬

571
00:40:08,881 --> 00:40:10,481
‫حالا...‬

572
00:40:10,561 --> 00:40:12,761
‫بی‌خیال، کریسمسه‌.‬

573
00:40:12,841 --> 00:40:14,761
‫چی بازی می‌کنیم؟ پانتومیم؟‬

574
00:40:26,761 --> 00:40:27,761
‫هاها!‬

575
00:40:28,441 --> 00:40:31,081
‫برای همسر زیبای من، سندهای مغازه.‬

576
00:40:32,641 --> 00:40:35,462
‫هر سه تا. همه‌ش به نام تو.

577
00:40:35,486 --> 00:40:36,761
‫کریسمس مبارک.‬

578
00:40:38,641 --> 00:40:41,041
‫می‌خوام پول‌شون رو بدم.
‫جدی میگم.‬

579
00:40:41,761 --> 00:40:44,041
‫کل پولش رو پس‌انداز کردم.
‫خیلی خیلی سریع.‬

580
00:40:44,121 --> 00:40:46,401
‫سفت بچسب.‬

581
00:40:52,761 --> 00:40:55,001
‫اون ماشین عجب کادویی بود.‬

582
00:40:56,801 --> 00:40:59,761
‫جو لیاقت یه دلداری
‫بابت همسر غایبش رو داره.‬

583
00:41:00,881 --> 00:41:03,121
‫و اون لیاقتش رو داره که حس نکنه...‬

584
00:41:04,041 --> 00:41:05,001
‫...گیر افتاده‌.‬

585
00:41:05,681 --> 00:41:08,002
‫و این که تو هم لیاقت شوهری رو داری

586
00:41:08,026 --> 00:41:09,441
‫که بتونه با سرعت بالا

587
00:41:09,521 --> 00:41:10,841
‫با یه ماشین مسابقه‌ای شیک
‫این‌ور و اون‌ور ببرتت.

588
00:41:12,601 --> 00:41:14,001
‫اون واقعاً ماشین می‌خواست.‬

589
00:41:15,521 --> 00:41:20,361
‫فقط شاید چیزهای دیگه‌ای رو
‫بیشتر می‌خواست.‬

590
00:41:25,961 --> 00:41:27,721
‫آدم می‌تونه تنها باشه.‬

591
00:41:29,241 --> 00:41:30,601
‫درست میگم؟‬

592
00:41:32,961 --> 00:41:34,241
‫هدف داشتن.‬

593
00:41:34,961 --> 00:41:38,881
‫هر روز انقدر مصمم بودن.‬

594
00:41:39,401 --> 00:41:40,921
‫همه درکش نمی‌کنن،‬

595
00:41:41,001 --> 00:41:43,361
‫برای همین می‌تونه
‫احساس تنهایی بده.‬

596
00:41:51,241 --> 00:41:53,361
‫- لورا فوق‌العاده‌ست.
‫اه...‬ -

597
00:41:53,441 --> 00:41:56,041
‫- اون زن خوبیه.
‫به نظر میاد روت قفله‌.‬ -

598
00:41:57,441 --> 00:41:58,601
‫می‌تونی اون دختر رو سرزنش کنی؟‬

599
00:42:01,801 --> 00:42:03,961
‫ولی اون مثل ما نیست.

600
00:42:04,041 --> 00:42:05,161
‫خب، خیالم راحت شد!‬

601
00:42:05,241 --> 00:42:07,161
‫خب، اون یه زندگی آروم می‌خواد.‬

602
00:42:07,241 --> 00:42:09,521
‫ولی دیدی که چطور روی صندلی مسافر‬

603
00:42:09,601 --> 00:42:11,401
‫داشت برامون جیغ می‌کشید؟‬

604
00:42:13,281 --> 00:42:15,841
‫اون آدم مرموزیه، کیت، این رو بهت بگم.‬

605
00:42:21,361 --> 00:42:23,681
‫خوشحالم که ازش خوشت اومد.‬

606
00:42:25,801 --> 00:42:27,121
‫این مهمه.‬

607
00:42:32,161 --> 00:42:34,961
‫دارم مغازه‌ها رو از جو میخرم.
‫همه‌شون رو.‬

608
00:42:36,321 --> 00:42:38,441
‫و برای خودم هم یه کادو گرفتم.‬

609
00:42:45,001 --> 00:42:47,401
‫داری به مالک جدید فرلی میل نگاه می‌کنی.‬

610
00:42:52,721 --> 00:42:55,561
‫چون وقتی هر روز مشغول فداکاری هستی،‬

611
00:42:56,161 --> 00:42:57,641
‫لیاقت یه پاداش گهگاهی رو داری.‬

612
00:43:01,401 --> 00:43:02,681
‫داری انجامش میدی اما.‬

613
00:43:03,841 --> 00:43:06,681
‫- داری انجامش میدی.
‫- آره.‬

614
00:43:07,441 --> 00:43:08,441
‫آره.‬

615
00:43:09,081 --> 00:43:10,641
‫و من تازه اول راهم.‬

616
00:43:17,321 --> 00:43:19,001
‫- واو!
‫- بیپ بوپ!

617
00:43:19,081 --> 00:43:21,321
‫چک برای مغازه‌ها.‬

618
00:43:21,401 --> 00:43:22,801
‫- اما...
‫- خودم می‌خوام.‬

619
00:43:22,881 --> 00:43:25,321
‫خواهش می‌کنم.
‫برای این که خیالم راحت باشه.‬

620
00:43:29,841 --> 00:43:33,281
‫- چطور بود؟
‫- اوه، اون رویایی‌ـه!‬

621
00:43:33,361 --> 00:43:35,681
‫هم ماشین و هم همسر.‬

622
00:43:36,521 --> 00:43:37,481
‫مرسی.‬

623
00:43:38,281 --> 00:43:40,321
‫می‌خواستم چیزی که دوست داشتی رو داشته باشی

624
00:43:41,641 --> 00:43:42,801
‫من هم همین‌طور.‬

625
00:43:48,121 --> 00:43:49,161
‫سلام!‬

626
00:43:53,961 --> 00:43:56,321
‫وای، داری من رو له می‌کنی!
‫مراقب باش!‬

627
00:43:58,601 --> 00:43:59,961
‫من هم از گوشت و پوست
‫درست شدم، می‌دونی که.‬

628
00:44:02,161 --> 00:44:04,281
‫می‌خواستیم سورپرایزت کنیم، مگه نه؟‬

629
00:44:04,361 --> 00:44:05,321
‫آره.‬

630
00:44:06,441 --> 00:44:07,601
‫سورپرایز شدی؟‬

631
00:44:07,681 --> 00:44:11,001
‫آره، فرانک ما! آره، آره.‬

632
00:44:12,241 --> 00:44:14,641
‫چی مهم‌تر از خانواده‌‌ست، ها؟‬

633
00:44:16,441 --> 00:44:17,721
‫بیا این‌جا!‬

634
00:44:27,201 --> 00:44:28,521
‫کدوم گوری بودی؟‬

635
00:44:30,081 --> 00:44:31,521
‫یه روز مهم رو از دست دادی.‬

636
00:44:31,546 --> 00:44:33,201
‫حداقل تونستی برای خودت

637
00:44:33,226 --> 00:44:34,801
‫زمان بیشتری بخری؟‬

638
00:44:35,561 --> 00:44:36,681
‫جرالد؟‬

639
00:44:38,801 --> 00:44:40,921
‫مادر تنها کسی بود که برای من
‫ارزشی قائل بود،‬

640
00:44:41,001 --> 00:44:42,321
‫مگه نه؟‬

641
00:44:43,001 --> 00:44:44,121
‫این در مورد بدهی‌ـه‌؟‬

642
00:44:44,681 --> 00:44:47,481
‫جرالد، این فقط پوله‌.
‫اهمیتی نداره.‬

643
00:44:47,561 --> 00:44:50,681
‫پرید. کارخونه پرید. اون گرفتش.‬

644
00:44:50,761 --> 00:44:52,401
‫کی؟ کی گرفتش؟‬

645
00:44:53,161 --> 00:44:54,521
‫اون جنده کوچولو تو.‬

646
00:44:54,601 --> 00:44:55,681
‫اما هارت.‬

647
00:44:58,761 --> 00:45:00,601
‫جوری می‌چرخه انگار

648
00:45:00,681 --> 00:45:02,121
‫چیزی بیشتر از یه خدمتکار ولگرده‌.‬

649
00:45:03,081 --> 00:45:05,721
‫و اون خطرناکه.
‫همون‌جا متوقف نمیشه.‬

650
00:45:06,601 --> 00:45:09,241
‫اما ما می‌تونیم مطمئن بشیم
‫که به سزای اعمالش میرسه.‬

651
00:45:09,321 --> 00:45:10,721
‫مگه نه ادوین؟‬

652
00:45:12,801 --> 00:45:15,321
‫ما به اما هارت یادآوری
‫می‌کنیم که اون واقعاً کیه‌.‬

653
00:45:15,401 --> 00:45:17,321
‫پشیمونش می‌کنیم. مگه نه؟‬

654
00:45:43,001 --> 00:45:45,201
‫این دیوونگیه‌.
‫این که وانمود کنیم همه‌چیز خوبه‌،‬

655
00:45:45,281 --> 00:45:46,881
‫وقتی همه‌مون می‌دونیم
‫هر لحظه ممکنه اعلام جنگ بشه.‬

656
00:45:46,961 --> 00:45:48,881
‫اگه نریم اون‌جا و جلوی آلمانی‌ها رو نگیریم،‬

657
00:45:48,961 --> 00:45:49,961
‫اون‌ها جنگ رو میکشن به این‌جا.‬

658
00:45:50,041 --> 00:45:51,921
‫اون دختره لعنتی باز چه غلطی کرده‌؟‬

659
00:45:52,001 --> 00:45:54,321
‫اون داره من رو مجازات می‌کنه
‫و دست‌بردار هم نیست.‬

660
00:45:54,401 --> 00:45:56,394
‫زمان چیزی نعمتی نیست که
‫ما ازش زیاد داشته باشیم آقایان.

661
00:45:56,414 --> 00:45:57,854
‫جنگ شروع شده‌.‬

662
00:45:58,500 --> 00:46:18,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

