﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:07,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:07,801 --> 00:00:09,601
‫خوش اومدین خانم هارت!

3
00:00:09,681 --> 00:00:11,441
‫اوه، مگه رفته بودم؟

4
00:00:12,001 --> 00:00:14,081
‫-چه شال قشنگی
‫-ممنون

5
00:00:14,161 --> 00:00:15,601
‫مال مجموعه بهار و تابستونه، مگه نه؟

6
00:00:15,681 --> 00:00:18,001
‫با اون بوت‌ها هم خیلی خوب ست شده.

7
00:00:18,081 --> 00:00:21,281
‫خب، ارائه‌ی سیتکس من ساعت یازده‌ست، درسته؟

8
00:00:21,361 --> 00:00:22,961
‫اوه، پائولا اون رو به عهده گرفته.

9
00:00:24,281 --> 00:00:27,521
‫ارائه‌ی قبلیش عالی بود.
‫براش کلوچه فرستادن.

10
00:00:37,000 --> 00:00:44,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

11
00:00:45,001 --> 00:00:46,041
‫گرندی...

12
00:00:46,121 --> 00:00:48,521
‫لازم نیست سخنرانی کنی، ممنون.

13
00:00:48,601 --> 00:00:51,321
‫می‌دونی که یه میلیون بار عذرخواهی کردم

14
00:00:51,401 --> 00:00:54,481
‫و توی کل دنیا هیچ‌کسی نیست که بیشتر از تو تحسینش کنم

15
00:00:54,561 --> 00:00:56,321
‫اوه، پس بالاخره داری سخنرانی می‌کنی؟

16
00:00:56,881 --> 00:00:59,001
‫امیدواری برات کلوچه بفرستم؟

17
00:00:59,081 --> 00:01:01,481
‫گرندی
‫باید حرفم رو بشنوی.

18
00:01:02,841 --> 00:01:04,401
‫اونا می‌دونن.

19
00:01:04,801 --> 00:01:08,881
‫همه‌شون می‌دونن مریض بودی.
‫یکی از بیمارستان بهشون خبر داده.

20
00:01:09,881 --> 00:01:12,681
‫دوشنبه‌ی آینده جلسه‌ی هیئت‌مدیره رو توی لندن تشکیل میدن.

21
00:01:12,761 --> 00:01:14,801
‫به همه گفتن که مریض بودی

22
00:01:14,881 --> 00:01:16,441
‫و می‌ترسم...

23
00:01:19,121 --> 00:01:20,401
‫...رأی‌ها رو هم دارن.

24
00:01:21,761 --> 00:01:25,281
‫.می‌خوان برکنارت کنن
‫هارت اینترپرایزز، سیتکس...

25
00:01:25,361 --> 00:01:29,481
‫همه‌ش رو ازت می‌گیرن و به اسم خودشون میزنن.

26
00:01:29,561 --> 00:01:31,281
‫-ادوینا؟
‫-بله

27
00:01:31,361 --> 00:01:34,441
‫با عمو کیت، عمو رابین و عمه الیزابت.

28
00:01:34,521 --> 00:01:36,161
‫خیلی متأسفم.

29
00:01:36,241 --> 00:01:37,561
‫من چی کار می‌تونم بکنم؟

30
00:01:42,961 --> 00:01:46,281
‫می‌بینم که سراغ لایکرا هم رفتی.

31
00:01:46,361 --> 00:01:48,001
‫اوه، مجموعه‌ی جدید لباس‌های راحتی‌مونه.

32
00:01:48,081 --> 00:01:50,161
‫مطمئنم ازش متنفری، ولی من...

33
00:01:50,241 --> 00:01:52,361
‫مطمئنم این قراره مد بزرگ بعدی باشه.

34
00:01:52,441 --> 00:01:53,601
‫خب...

35
00:01:54,321 --> 00:01:57,081
‫خیلی... راحت به نظر میاد

36
00:01:59,121 --> 00:02:02,601
‫اگه زیپ کنارش بود، فرم لباس بهتر می‌شد.

37
00:02:05,041 --> 00:02:08,801
‫پائولا، میشه تنهام بذاری؟
‫یه‌دفعه خیلی خسته شدم.

38
00:02:27,601 --> 00:02:29,481
‫هنری، اِما هستم.

39
00:02:30,921 --> 00:02:33,921
‫تصمیم گرفتم انجامش بدم.

40
00:02:35,481 --> 00:02:37,001
‫بله، لطفاً.

41
00:02:37,081 --> 00:02:40,481
‫و باید مطمئن بشیم که از هر نظر کاملاً محکم و بی‌نقصه.

42
00:02:42,001 --> 00:02:43,161
‫ممنون.

43
00:02:44,161 --> 00:02:45,921
‫تولدم؟

44
00:02:46,001 --> 00:02:48,201
‫اوه، فکر نکنم خبری باشه.

45
00:02:49,601 --> 00:02:52,281
‫تولد به چه دردی می‌خوره؟

46
00:02:52,361 --> 00:02:56,241
‫♪ تولدت مبارک

47
00:02:56,921 --> 00:03:00,761
‫♪ تولدت مبارک

48
00:03:00,841 --> 00:03:04,561
‫♪ تولدت مبارک کیت عزیز

49
00:03:04,641 --> 00:03:08,241
‫♪ تولدت مبارک! ♪

50
00:03:11,121 --> 00:03:12,841
‫-خب، کی کیک می‌خواد؟
‫-من!

51
00:03:12,921 --> 00:03:14,321
‫-من!
‫-بله، لطفاً

52
00:03:19,121 --> 00:03:20,881
‫این دیوونگیه.

53
00:03:20,961 --> 00:03:23,601
‫وانمود کنیم همه‌چی خوبه؟
‫وقتی مهمونی بگیریم

54
00:03:23,681 --> 00:03:25,841
‫در حالی که همه‌مون می‌دونیم ممکنه هر لحظه جنگ اعلام بشه؟

55
00:03:25,921 --> 00:03:28,801
‫در هر صورت باید منتظر بمونیم

56
00:03:28,881 --> 00:03:30,521
‫پس وقتی منتظریم حداقل کیک بخوریم.

57
00:03:30,601 --> 00:03:31,921
‫مک.

58
00:03:32,281 --> 00:03:33,921
‫کسب‌وکار چند ماهه که داره کساد میشه.

59
00:03:34,001 --> 00:03:35,321
‫مجبور شدم وام بگیرم.

60
00:03:36,961 --> 00:03:38,281
‫جو چی میگه؟

61
00:03:40,041 --> 00:03:41,201
‫اِما...

62
00:03:41,281 --> 00:03:43,161
‫-بهش نگفتی؟
‫-اصلاً حاضر نیست حرفش رو بشنوه.

63
00:03:43,241 --> 00:03:45,041
‫خودش رو قانع کرده که جنگ اتفاق نمی‌افته.

64
00:03:45,121 --> 00:03:47,601
‫-خب، شاید حق با اون باشه.
‫-نیست.

65
00:03:48,121 --> 00:03:49,441
‫من یه نقشه لازم دارم.

66
00:03:52,401 --> 00:03:54,881
‫تا حالا مشکلی ندیدم که

67
00:03:54,961 --> 00:03:56,681
‫با یه نقشه‌ی اِما هارت حل نشه.

68
00:03:59,441 --> 00:04:00,441
‫اما!

69
00:04:00,521 --> 00:04:03,921
‫مک! عکس خانوادگی
‫همه بیان توی عکس!

70
00:04:04,001 --> 00:04:05,161
‫بیاین دیگه.

71
00:04:10,401 --> 00:04:12,401
‫بیا، مرد حسابی دستت رو بنداز دور زنت.

72
00:04:19,600 --> 00:04:22,600
‫"زن ثروتمند"

73
00:04:42,801 --> 00:04:43,801
‫ببخشید، متأسفم.

74
00:05:14,321 --> 00:05:16,761
‫دیدی؟ دولت قراره برای تولیدکننده‌های

75
00:05:16,841 --> 00:05:18,041
‫لباس فرم مناقصه بذاره.

76
00:05:19,001 --> 00:05:21,801
‫همینه مک، همین‌طوری می‌تونیم از این وضع جون سالم به در ببریم.

77
00:05:23,041 --> 00:05:24,521
‫حالا می‌دونم به چی فکر می‌کنی.

78
00:05:24,601 --> 00:05:25,761
‫چرا باید قرارداد رو به کسی بدن که اسم و رسمش رو

79
00:05:25,841 --> 00:05:27,561
‫توی لباس زنونه به دست آورده...

80
00:05:27,641 --> 00:05:29,201
‫اونم یه زن؟
‫ولی فکر می‌کنم...

81
00:05:29,281 --> 00:05:31,881
‫یعنی می‌خوای قبل از اینکه حتی قرارداد رو برنده بشی

82
00:05:31,961 --> 00:05:33,881
‫شروع کنی به تولید پارچه؟

83
00:05:33,961 --> 00:05:35,881
‫برای اینکه مطمئن بشم قرارداد رو می‌گیرم.

84
00:05:35,961 --> 00:05:38,761
‫-مگه می‌تونن ردش کنن؟
‫-آره، ولی هزینه‌ اش...

85
00:05:40,361 --> 00:05:42,401
‫ریسکه، خودمم می‌دونم.

86
00:05:43,681 --> 00:05:45,521
‫ولی تنها راهی که می‌تونم عملیش کنم اینه که...

87
00:05:47,321 --> 00:05:48,601
‫مغازه‌ها رو بفروشم.

88
00:05:50,921 --> 00:05:52,361
‫نه.

89
00:05:52,441 --> 00:05:55,281
‫نه، تو این مغازه‌ها رو با خون و عرق و زحمت خودت ساختی.

90
00:05:55,361 --> 00:05:56,681
‫نمی‌تونی همین‌جوری ولشون کنی.

91
00:05:56,761 --> 00:05:58,401
‫اگه یه کار اساسی نکنم

92
00:05:58,481 --> 00:06:00,481
‫طلبکارها خودشون بالاخره می‌گیرنشون.

93
00:06:04,401 --> 00:06:05,761
‫فکر می‌کنی از پسش برنمیام؟

94
00:06:08,521 --> 00:06:10,761
‫فکر می‌کنم تو از پس هر کاری برمیای، اِما.

95
00:06:13,641 --> 00:06:14,841
‫من چه کمکی می‌تونم بکنم؟

96
00:06:34,881 --> 00:06:36,801
‫-شب بخیر.
‫-ممنون.

97
00:06:57,761 --> 00:07:00,161
‫آه، چه نعمتیه که

98
00:07:00,401 --> 00:07:02,521
‫دوباره می‌تونیم با هم صبحونه بخوریم.

99
00:07:03,121 --> 00:07:05,841
‫هردومون، کنار همسرامون.

100
00:07:05,921 --> 00:07:08,441
‫پس دوباره برگشتی به اتاق قدیمیت، مگه نه؟

101
00:07:08,521 --> 00:07:11,321
‫-آره، خوبه، ممنون
‫-خب، واقعاً ممنونیم که

102
00:07:11,401 --> 00:07:12,961
‫خونه رو تحویل دادی.

103
00:07:13,681 --> 00:07:15,281
‫-مگه نه، آدام؟
‫-آره.

104
00:07:16,201 --> 00:07:18,521
‫وقتی اوضاع مالی دوباره روبه‌راه شد

105
00:07:18,601 --> 00:07:19,961
‫یه جای جدید برات پیدا می‌کنیم.

106
00:07:20,881 --> 00:07:22,081
‫شاید دیگه لازم نباشه.

107
00:07:22,161 --> 00:07:23,241
‫اوه؟

108
00:07:24,601 --> 00:07:26,721
‫من می‌خوام برم جبهه.

109
00:07:35,921 --> 00:07:38,561
‫خانم‌ها، میشه یه لحظه ما رو تنها بذارید؟

110
00:07:39,241 --> 00:07:40,361
‫البته.

111
00:07:49,641 --> 00:07:50,961
‫فکر می‌کردم خوشحال بشی.

112
00:07:51,481 --> 00:07:52,841
‫تو هیچ‌وقت فرصت حرف زدن از

113
00:07:52,921 --> 00:07:54,361
‫ دوران سنت‌هرست رو از دست نمیدی.

114
00:07:54,441 --> 00:07:56,961
‫اگه فکر می‌کردم این جنگ به‌نحوی جنگ شرافتمندانه‌ایه،

115
00:07:57,041 --> 00:07:59,121
‫شجاعتت رو تحسین می‌کردم.

116
00:07:59,201 --> 00:08:01,121
‫ولی این جنگ، جنگ ما نیست.

117
00:08:01,721 --> 00:08:04,361
‫اَسکویث داره سربازهای ما رو به سمت یه فاجعه می‌بره.

118
00:08:04,441 --> 00:08:06,681
‫فقط یه احمق داوطلب میشه.

119
00:08:06,761 --> 00:08:08,241
‫پس لابد من یه احمقم.

120
00:08:09,121 --> 00:08:11,561
‫یادت هست که ما صاحب یه روزنامه‌ایم؟

121
00:08:11,641 --> 00:08:12,681
‫بله؟

122
00:08:12,761 --> 00:08:17,401
‫این تنها چیزیه که مردم هنوز حاضرن براش پول بدن، اِدوین.

123
00:08:17,481 --> 00:08:21,321
‫می‌دونی چقدر به از دست دادن این خونه نزدیکیم؟

124
00:08:21,401 --> 00:08:22,641
‫بدون من از پسش برمیاید.

125
00:08:23,721 --> 00:08:25,321
‫چرا؟

126
00:08:25,401 --> 00:08:26,961
‫چرا این‌قدر اصرار داری بری؟

127
00:08:31,721 --> 00:08:33,161
‫تنها راهیه که می‌تونم به این قضیه پایان بدم.

128
00:08:33,241 --> 00:08:35,161
‫داری درباره چی حرف میزنی؟

129
00:08:40,401 --> 00:08:42,041
‫اِما هارت.

130
00:08:42,121 --> 00:08:43,681
‫اِما هارت؟

131
00:08:43,761 --> 00:08:45,881
‫این دختر لعنتی دیگه چه بلایی سرمون آورده؟

132
00:08:45,961 --> 00:08:47,481
‫کاریه که من باهاش کردم، پدر.

133
00:08:49,561 --> 00:08:50,681
‫دلیلش اینه.

134
00:08:51,721 --> 00:08:54,401
‫اِما هارت مصمم شده نابودمون کنه.

135
00:08:54,481 --> 00:08:56,081
‫برای همینه که آسیابمون رو ازمون گرفت.

136
00:08:57,081 --> 00:08:59,641
‫داره منو مجازات می‌کنه و تا وقتی

137
00:08:59,721 --> 00:09:01,881
‫ به اندازه خودش عذاب نکشم، دست‌بردار نیست.

138
00:09:01,961 --> 00:09:05,241
‫پس این چیه، یه جور مأموریت خودکشی؟

139
00:09:06,001 --> 00:09:08,441
‫مگه چه کار وحشتناکی کردی که حاضری برای

140
00:09:08,521 --> 00:09:10,481
‫ جبرانش جونت رو به خطر بندازی؟

141
00:09:13,801 --> 00:09:15,041
‫چی؟

142
00:09:16,361 --> 00:09:17,801
‫من و اِما با هم...

143
00:09:19,801 --> 00:09:22,401
‫رابطه عاشقانه داشتیم.

144
00:09:23,121 --> 00:09:24,601
‫متأسفم، پدر.

145
00:09:25,961 --> 00:09:28,681
‫اِما باردار شد و من... من دست‌وپام رو گم کردم.

146
00:09:28,761 --> 00:09:30,881
‫هیچ مسئولیتی قبول نکردم.

147
00:09:31,561 --> 00:09:33,721
‫تقریباً کاری کردم که کاملاً تنها بره و از اینجا دور بشه.

148
00:09:42,041 --> 00:09:43,121
‫و؟

149
00:09:46,201 --> 00:09:49,281
‫مگه قرار بود چیکار کنی؟ باهاش ازدواج کنی؟

150
00:09:53,081 --> 00:09:55,361
‫مگه نشنیدی همین الان چی گفتم؟

151
00:09:55,441 --> 00:09:57,241
‫اوه، آره، آره.

152
00:09:57,801 --> 00:10:00,121
‫جرالد سال‌ها پیش بهم گفت که یه بچه‌ای در کار بوده.

153
00:10:02,121 --> 00:10:04,321
‫تو... تو میدونستی؟

154
00:10:05,881 --> 00:10:07,881
‫و عصبانی نیستی؟

155
00:10:07,961 --> 00:10:10,761
‫خب، معلومه که ایده‌آل نیست...

156
00:10:12,321 --> 00:10:15,641
‫ولی دیگه پسرها، پسرن، بالاخره نیازهایی دارن

157
00:10:15,721 --> 00:10:17,641
‫و طبیعتاً دخترهایی که حاضر باشن همچین کاری بکنن

158
00:10:17,721 --> 00:10:19,801
‫ فقط توی قسمت خدمتکارها پیدا میشن.

159
00:10:19,881 --> 00:10:21,001
‫اون...

160
00:10:21,961 --> 00:10:23,561
‫اما اِما این‌طوری نبود.

161
00:10:23,641 --> 00:10:25,641
‫-رابطه‌مون...
‫-چی؟

162
00:10:26,281 --> 00:10:27,681
‫عشق؟

163
00:10:27,761 --> 00:10:30,321
‫بیشتر از عشق بود.
‫همه‌چیز بود.

164
00:10:30,401 --> 00:10:33,681
‫هر دلباختگی احمقانه‌ای که فکر می‌کنی داشتی، اِدوین

165
00:10:33,761 --> 00:10:36,561
‫دلیل نمیشه راه بیفتی بری فرانسه

166
00:10:36,641 --> 00:10:40,121
‫اونم با این احتمال خیلی واقعی که دیگه برنگردی.

167
00:10:40,201 --> 00:10:43,441
‫من خطراتش رو می‌دونم
‫کاریه که باید بکنم.

168
00:10:43,761 --> 00:10:45,441
‫و متأسفم، پدر...

169
00:10:46,241 --> 00:10:47,601
‫نمی‌تونی نظرم رو عوض کنی.

170
00:10:57,121 --> 00:11:00,161
‫صبح بخیر همگی
‫می‌دونم این روزها

171
00:11:00,241 --> 00:11:01,521
‫برای همه‌مون پر از نگرانی و بلاتکلیفیه

172
00:11:01,601 --> 00:11:03,201
‫پس میرم سر اصل مطلب.

173
00:11:07,961 --> 00:11:11,721
‫از امروز، آسیاب‌ها و کارخانه‌م تولید پارچه‌ها و طرح‌های همیشگی هارت رو متوقف می‌کنن

174
00:11:11,801 --> 00:11:14,361
‫و فقط پارچه پشمی بادوام برای

175
00:11:14,441 --> 00:11:17,961
‫ لباس فرم ارتش تولید می‌کنن

176
00:11:18,041 --> 00:11:20,721
‫که در نهایت قراره در طول جنگ، تولیدشون رو

177
00:11:20,801 --> 00:11:22,241
‫به‌طور انحصاری برای ارتش انجام بدیم

178
00:11:22,321 --> 00:11:23,961
‫متأسفانه...

179
00:11:24,921 --> 00:11:27,081
‫این یعنی باید مغازه‌هام رو ببندم و بفروشم.

180
00:11:28,561 --> 00:11:31,281
‫ولی لطفاً نگران نباشید
‫هیچ‌کدومتون بیکار نمیشید.

181
00:11:31,361 --> 00:11:32,881
‫همه‌تون جای دیگه بهتون نیاز دارن.

182
00:11:32,961 --> 00:11:34,561
‫هرکدومتون که بخواد داوطلب بشه و بره

183
00:11:34,641 --> 00:11:36,481
‫ من همچنان حقوقتون رو به خانواده‌هاتون میدم.

184
00:11:36,881 --> 00:11:38,081
‫بعد هم وقتی برگردید

185
00:11:38,161 --> 00:11:39,681
‫ شغلتون همین‌جا منتظرتونه.

186
00:11:40,041 --> 00:11:42,841
‫همون‌طور که شما اون بیرون برای محافظت از آینده‌مون می‌جنگید

187
00:11:42,921 --> 00:11:45,801
‫ما هم هر کاری از دستمون بربیاد می‌کنیم تا از آینده شما محافظت کنیم.

188
00:11:47,761 --> 00:11:50,121
‫-سؤالی هست؟
‫-بله

189
00:11:51,441 --> 00:11:52,641
‫من چندتا سؤال دارم.

190
00:11:54,161 --> 00:11:56,801
‫-داری مغازه‌های منو می‌فروشی؟
‫-دارم مغازه‌های خودمو می‌فروشم.

191
00:11:56,881 --> 00:11:58,961
‫من اونا رو به قیمت کامل ازت خریدم.

192
00:11:59,041 --> 00:12:00,521
‫سندهاشون هم به اسم منه.

193
00:12:00,601 --> 00:12:02,361
‫اِما، من کاری به سندها ندارم.

194
00:12:02,441 --> 00:12:04,001
‫این مغازه‌ها مال پدر من بودن.

195
00:12:04,081 --> 00:12:06,121
‫اگه اون گوشه کاغذدیواری رو بکنی، می‌بینی

196
00:12:06,201 --> 00:12:08,361
‫مادرم هر سال روز تولدم قد منو روی دیوار علامت می‌زده!

197
00:12:08,441 --> 00:12:10,201
‫اون خاطره‌ها چه این ساختمون‌ها باشن چه نباشن

198
00:12:10,281 --> 00:12:12,201
‫ سر جاشون می‌مونن.

199
00:12:12,281 --> 00:12:13,401
‫شاید نمی‌فهمی ما

200
00:12:13,481 --> 00:12:15,001
‫تو چه وضعیت خطرناکی هستیم.

201
00:12:15,081 --> 00:12:17,521
‫این «ما» کیه؟
‫جوری حرف می‌زنی انگار یه تیمیم

202
00:12:17,601 --> 00:12:19,481
‫ولی حتی به ذهنت نرسید ازم بپرسی، یا حتی بهم بگی که

203
00:12:19,561 --> 00:12:21,281
‫داری میراث پدرمو می‌فروشی!

204
00:12:21,361 --> 00:12:23,161
‫الان دیگه اوضاع عادی نیست.

205
00:12:23,241 --> 00:12:26,201
‫فکر نمی‌کنی پدرت می‌خواست هر کاری لازمه برای زنده موندن بکنی؟

206
00:12:26,761 --> 00:12:28,081
‫یا شاید مشکل همینه.

207
00:12:28,161 --> 00:12:30,601
‫تو هیچ‌وقت مجبور نبودی به زنده موندن فکر کنی.

208
00:12:31,121 --> 00:12:32,361
‫این دیگه یعنی چی؟

209
00:12:32,441 --> 00:12:34,041
‫این مغازه‌ها رو گذاشتن کف دستت

210
00:12:34,121 --> 00:12:35,801
‫درست مثل همه‌چیز دیگه‌ای که توی زندگیت بهت رسید.

211
00:12:35,881 --> 00:12:37,401
‫این که دلیل نمیشه من سخت کار نکرده باشم.

212
00:12:37,481 --> 00:12:40,241
‫نمی‌تونی فقط بهم اعتماد کنی و باور کنی که من همه راه‌ها رو بررسی کردم؟

213
00:12:40,321 --> 00:12:42,041
‫و این تنها راهیه که می‌تونه خانواده‌مون رو

214
00:12:42,121 --> 00:12:43,201
‫ از این جنگ لعنتی جون سالم به در ببره.

215
00:12:43,281 --> 00:12:44,921
‫این‌قدر به من اعتماد نداری؟

216
00:12:45,001 --> 00:12:47,201
‫نه، این حرفت منصفانه نیست.
‫خودتم اینو می‌دونی.

217
00:12:47,281 --> 00:12:50,441
‫از همون لحظه‌ای که دیدمت بهت ایمان داشتم.

218
00:12:50,521 --> 00:12:52,161
‫بهت کار دادم، یادت میاد؟

219
00:12:52,241 --> 00:12:54,761
‫کمتر از یه سال بعد، اجازه دادم یه مغازه رو اداره کنی و بعد یکی دیگه رو...

220
00:12:54,841 --> 00:12:56,001
‫اِما...

221
00:12:56,081 --> 00:12:57,961
‫فکر نمی‌کنم توی این دنیا کسی

222
00:12:58,041 --> 00:12:59,881
‫ بیشتر از من بهت ایمان داشته باشه!

223
00:13:01,601 --> 00:13:04,521
‫مک هیچ شکی نداشت، حتی یه ذره

224
00:13:06,721 --> 00:13:08,481
‫لورا، خواهش می‌کنم.

225
00:13:09,161 --> 00:13:11,041
‫گفتم نمی‌خوام...

226
00:13:12,121 --> 00:13:13,081
‫لورا؟

227
00:13:13,361 --> 00:13:15,561
‫اِما، خواهش می‌کنم یه جوری متقاعدش کن
‫حرف تو رو گوش میده.

228
00:13:15,641 --> 00:13:18,081
‫-چی شده؟
‫-داره میره جبهه.

229
00:13:18,161 --> 00:13:20,121
‫داره خودش رو فدای کشوری می‌کنه که

230
00:13:20,201 --> 00:13:21,681
‫-حتی کشور خودش هم نیست!
‫-لورا

231
00:13:21,761 --> 00:13:23,241
‫شوهر من می‌خواد جونش رو فدای هوس یه دولتی کنه که

232
00:13:23,321 --> 00:13:25,201
‫حتی حاضر نیست به زن‌ها حق رأی بده

233
00:13:25,281 --> 00:13:26,521
‫ بعد من باید همین‌جوری قبولش کنم؟

234
00:13:26,601 --> 00:13:28,361
‫به نظرم یه کم عجولانه‌ست، مک.

235
00:13:28,441 --> 00:13:29,361
‫هنوز اول کاره.

236
00:13:29,441 --> 00:13:33,001
‫من این کارو برای دولت یا پادشاه نمی‌کنم.

237
00:13:33,081 --> 00:13:34,601
‫نمیبینی؟

238
00:13:34,681 --> 00:13:36,841
‫اگه نریم اونجا و جلوی آلمانی‌ها رو نگیریم

239
00:13:36,921 --> 00:13:38,201
‫ خودشون جنگ رو می‌کشن اینجا.

240
00:13:38,281 --> 00:13:40,961
‫شکی نیست که جنگ به این سواحل هم میرسه.

241
00:13:41,041 --> 00:13:42,881
‫ماه‌ها، شاید سال‌ها طول میکشه.

242
00:13:42,961 --> 00:13:44,841
‫جنگ تا کریسمس تموم میشه.

243
00:13:44,921 --> 00:13:46,041
‫اگه نشه چی؟

244
00:13:49,121 --> 00:13:52,561
‫نمی‌تونم اینجا بشینم و منتظر بمونم تا اونا بیان سراغمون.

245
00:13:53,641 --> 00:13:55,281
‫باید این کارو بکنم.

246
00:13:56,761 --> 00:13:58,201
‫برای اینکه شما در امان بمونید.

247
00:13:58,281 --> 00:14:00,161
‫ولی ما نمی‌خوایم که بری.

248
00:14:00,241 --> 00:14:01,921
‫مگه نه، اِما؟ بهش بگو.

249
00:14:02,001 --> 00:14:03,201
‫حق با اونه.

250
00:14:05,281 --> 00:14:07,841
‫باید هر کاری از دستمون برمیاد بکنیم، هرچقدر هم که خطرناک باشه

251
00:14:07,921 --> 00:14:09,801
‫من می‌ترسم.
‫معلومه که می‌ترسم.

252
00:14:09,881 --> 00:14:11,361
‫فکر اینکه...

253
00:14:14,041 --> 00:14:15,761
‫ولی نمی‌تونیم بذاریم ترس برامون تصمیم بگیره.

254
00:14:16,601 --> 00:14:18,201
‫این قضیه از همه‌مون بزرگ‌تره.

255
00:14:19,641 --> 00:14:22,401
‫ما زندگی خوبی داریم که برای به دست آوردنش خیلی زحمت کشیدیم

256
00:14:22,481 --> 00:14:23,681
‫آدم‌هایی داریم که باید ازشون محافظت کنیم.

257
00:14:25,201 --> 00:14:28,081
‫اگه با تمام توانمون، به هر شکلی که می‌تونیم، نجنگیم

258
00:14:28,161 --> 00:14:30,481
‫خدا می‌دونه چه بلایی سر بچه‌هامون میاد.

259
00:14:31,721 --> 00:14:35,281
‫هیچ کاری نکردن، بزرگ‌ترین خطر از همه نیست؟

260
00:14:51,201 --> 00:14:53,761
‫یه لحظه دیگه خدمتتونم.
‫راحت باشید و یه نگاهی بندازید.

261
00:14:56,161 --> 00:14:57,561
‫اینم از...

262
00:14:59,201 --> 00:15:00,481
‫ اِما هارت.

263
00:15:02,601 --> 00:15:03,841
‫ببین به کجا رسیدی.

264
00:15:05,641 --> 00:15:07,281
‫ببین چقدر پیشرفت کردی.

265
00:15:08,000 --> 00:15:15,000


266
00:15:16,001 --> 00:15:19,561
‫باید بدونی که اِدوین همه‌چیز رو برام تعریف کرده.

267
00:15:21,681 --> 00:15:24,561
‫این فکر افتاده توی سرش که باید...

268
00:15:24,641 --> 00:15:26,961
‫اون...

269
00:15:27,041 --> 00:15:30,601
‫داوطلب شده بره بجنگه

270
00:15:30,681 --> 00:15:32,881
‫داره خودش رو به خاطر اتفاقی که

271
00:15:32,961 --> 00:15:34,401
‫بین شما دوتا افتاده مجازات می‌کنه.

272
00:15:35,401 --> 00:15:37,801
‫حالا اگه حرف اِدوین درست باشه

273
00:15:37,881 --> 00:15:40,321
‫و واقعاً احساساتتون نسبت به هم واقعی بوده

274
00:15:40,401 --> 00:15:44,801
‫پس... مطمئنم تو هم درست به اندازه

275
00:15:44,881 --> 00:15:46,121
‫ من نمی‌خوای جونش به خطر بیفته

276
00:15:48,121 --> 00:15:51,281
‫برای همین فکر کردم شاید بتونی یه نامه براش بنویسی...

277
00:15:53,361 --> 00:15:55,521
‫و توش بگی که بخشیدیش

278
00:15:55,601 --> 00:15:57,001
‫و از عذاب وجدانش راحتش کنی

279
00:15:57,081 --> 00:15:59,281
‫شاید، فقط شاید، به خودش بیاد.

280
00:16:03,481 --> 00:16:04,721
‫نه.

281
00:16:11,041 --> 00:16:12,121
‫نه؟

282
00:16:12,201 --> 00:16:14,561
‫کلمه‌ایه که باهاش آشنایی نداری، ارباب؟

283
00:16:14,641 --> 00:16:16,001
‫من به اندازه شما اهل مطالعه نیستم

284
00:16:16,081 --> 00:16:18,241
‫ولی فکر کنم اگه توی فرهنگ لغت نگاه کنید

285
00:16:18,321 --> 00:16:20,241
‫ معنیش اینه که

286
00:16:20,321 --> 00:16:21,921
‫عمراً همچین کاری بکنم.

287
00:16:24,201 --> 00:16:25,281
‫اِما...

288
00:16:26,321 --> 00:16:27,641
‫پسرم ممکنه بمیره

289
00:16:27,721 --> 00:16:30,721
‫و این موضوع مطلقاً هیچ ربطی به من نداره.

290
00:16:37,761 --> 00:16:40,761
‫اوه، قبلاً خیلی منو یاد مادرت می‌انداختی.

291
00:16:42,921 --> 00:16:45,801
‫ولی حالا می‌بینم که با اون خیلی فرق داری.

292
00:16:46,921 --> 00:16:48,281
‫تو درباره مادرم چی می‌دونی؟

293
00:16:48,361 --> 00:16:50,321
‫اوه، اون برات تعریف نکرده؟

294
00:16:50,401 --> 00:16:54,241
‫اِلیزابت... برای خانواده ما کار می‌کرد، درست مثل خودت.

295
00:16:55,361 --> 00:16:57,761
‫من خیلی دوستش داشتم.

296
00:16:59,761 --> 00:17:00,921
‫دروغ میگی.

297
00:17:01,001 --> 00:17:04,761
‫ما یه تابستون فوق‌العاده رو با هم گذروندیم، اون بالای تپه‌های خالی از سکنه

298
00:17:04,881 --> 00:17:08,401
‫توی غارها، بالای اون دنیا.

299
00:17:09,641 --> 00:17:13,641
‫فقط... اون می‌تونست رابطه‌مون رو همون‌طور که واقعاً بود ببینه.

300
00:17:13,721 --> 00:17:15,921
‫کینه‌ای به دل نگرفت.

301
00:17:16,001 --> 00:17:18,961
‫و منم ازت می‌خوام همین کارو بکنی.

302
00:17:19,041 --> 00:17:21,801
‫از ته دلت ببخشش.

303
00:17:23,121 --> 00:17:25,961
‫فکر می‌کنم این چیزیه که مادرت می‌خواست.

304
00:17:31,481 --> 00:17:33,201
‫خب چرا کمکش نکردی؟

305
00:17:35,761 --> 00:17:36,761
‫اِم...

306
00:17:36,841 --> 00:17:38,401
‫می‌تونست زنده بمونه.

307
00:17:40,401 --> 00:17:42,161
‫اگه می‌تونستیم یه دکتر بیاریم که معاینه‌ش کنه

308
00:17:42,241 --> 00:17:44,201
‫و بهش دارو بده...

309
00:17:44,281 --> 00:17:45,881
‫تو می‌تونستی هزینه‌ش رو بدی.

310
00:17:48,081 --> 00:17:49,081
‫من...

311
00:17:49,161 --> 00:17:52,481
‫پدر من برای نجات پسر تو رفت توی یه ساختمون در حال سوختن.

312
00:17:52,561 --> 00:17:54,201
‫جونش رو برای نجات اون داد.

313
00:17:54,281 --> 00:17:56,841
‫تو حتی حاضر نشدی یه پنی برای نجات مادرم خرج کنی!

314
00:17:56,921 --> 00:17:57,961
‫این دیگه منصفانه نیست.

315
00:17:58,041 --> 00:18:00,201
‫اصلاً چیزی به اسم انصاف وجود نداره!
‫نه توی این دنیا.

316
00:18:00,281 --> 00:18:01,841
‫البته می‌فهمم چرا تو بهش باور داری

317
00:18:01,921 --> 00:18:04,081
‫چون هر سکه‌ای که تا حالا انداختی، همیشه به نفع تو فرود اومده.

318
00:18:04,161 --> 00:18:05,481
‫ولی اون فقط شانسه.

319
00:18:05,561 --> 00:18:07,361
‫من فقط دارم سعی می‌کنم از بچه‌ام محافظت کنم

320
00:18:07,441 --> 00:18:08,761
‫اِدوین یه مرد بالغه که

321
00:18:08,841 --> 00:18:11,401
‫خودش انتخاب کرده بره وسط آتیش جنگ!

322
00:18:11,481 --> 00:18:14,001
‫مادرم توی تمام عمرش حتی یه بار هم حق انتخاب نداشت!

323
00:18:14,081 --> 00:18:16,041
‫-لازم نیست ناراحت بشی
‫-اوه، من ناراحت نیستم!

324
00:18:16,121 --> 00:18:18,001
‫از خشم دارم می‌سوزم!

325
00:18:18,081 --> 00:18:20,441
‫و این هیچ‌وقت عوض نمیشه!

326
00:18:20,521 --> 00:18:23,401
‫تو، پسرهات، زنت...
‫شما خانواده منو نابود کردید!

327
00:18:23,481 --> 00:18:26,081
‫و مطمئن باش تا وقتی خانواده تو رو نابود نکنم

328
00:18:26,161 --> 00:18:28,001
‫دست از سرتون برنمی‌دارم!

329
00:20:08,561 --> 00:20:09,641
‫به‌زودی میام بالا.

330
00:20:10,601 --> 00:20:11,841
‫دیگه صبح شده.

331
00:20:13,241 --> 00:20:14,481
‫تمام شب اینجا بودی.

332
00:20:16,281 --> 00:20:17,401
‫متأسفم.

333
00:20:20,081 --> 00:20:21,161
‫داشتم فکر می‌کردم.

334
00:20:22,801 --> 00:20:24,681
‫و باید بهترین شانس ممکن رو برای گرفتن

335
00:20:24,761 --> 00:20:26,841
‫ قرارداد لباس فرم ارتش داشته باشیم.

336
00:20:28,201 --> 00:20:29,921
‫برای همین فکر می‌کنم...

337
00:20:34,401 --> 00:20:36,081
‫تو باید ارائه رو انجام بدی.

338
00:20:37,161 --> 00:20:38,641
‫-چی؟
‫-منظورم اینه که تو ارائه‌ش بدی.

339
00:20:38,721 --> 00:20:41,121
‫من می‌نویسمش
‫یا می‌تونیم با هم بنویسیم.

340
00:20:41,201 --> 00:20:43,121
‫بعد هم اون‌قدر تمرینش می‌کنیم تا مو به مو حفظش بشی

341
00:20:43,201 --> 00:20:44,241
‫اِما...

342
00:20:44,321 --> 00:20:46,481
‫می‌دونم بابت مغازه‌ها از دستم عصبانی‌ای

343
00:20:46,561 --> 00:20:49,081
‫ولی این کار برای خانواده‌مونه، برای بچه‌ها.

344
00:20:49,161 --> 00:20:51,641
‫اون ارباب‌ها عمراً قرارداد رو به یه زن بدن.

345
00:20:52,241 --> 00:20:54,201
‫اونا یکی رو می‌خوان که شبیه خودشون باشه.

346
00:20:54,281 --> 00:20:55,721
‫یه مردی که بتونن بهش اعتماد کنن.

347
00:20:55,801 --> 00:20:57,841
‫و من مرد قابل‌اعتمادتر از...

348
00:20:57,921 --> 00:20:59,201
‫من ثبت‌نام کردم.

349
00:21:03,001 --> 00:21:04,081
‫تو...؟

350
00:21:06,081 --> 00:21:07,121
‫جو...

351
00:21:09,081 --> 00:21:10,721
‫این به خاطر مکِ؟

352
00:21:13,121 --> 00:21:14,441
‫من احمق نیستم، اِما

353
00:21:15,521 --> 00:21:17,801
‫نمیرم بچه‌هامون رو بدون پدر بذارم

354
00:21:17,881 --> 00:21:20,441
‫ فقط برای اینکه به تو ثابت کنم به اندازه اون مرد هستم.

355
00:21:22,561 --> 00:21:24,721
‫اگه بگم نمی‌ترسم، دروغ گفتم.

356
00:21:26,521 --> 00:21:28,561
‫ولی اگه برای محافظت ازشون هر کاری از دستم برمی‌اومد نکرده باشم

357
00:21:30,041 --> 00:21:31,481
‫کیت و اِدوینا...

358
00:21:32,401 --> 00:21:35,241
‫ولی اگه برای محافظت ازشون هر کاری از دستم برمی‌اومد نکرده باشم

359
00:21:37,281 --> 00:21:38,601
‫ولی...

360
00:21:39,441 --> 00:21:40,841
‫من بهت نیاز دارم.

361
00:21:44,961 --> 00:21:46,201
‫متأسفم، اِما.

362
00:21:47,921 --> 00:21:49,161
‫نمی‌دونستم.

363
00:21:51,681 --> 00:21:53,321
‫تو هیچ‌وقت قبل از این به من نیاز نداشتی.

364
00:22:14,641 --> 00:22:17,561
‫مردم نگران بودن جنگ بوئر سال‌ها طول بکشه

365
00:22:17,641 --> 00:22:19,801
‫ولی ببین چقدر زود تموم شد.

366
00:22:20,241 --> 00:22:22,481
‫مگه جنگ‌های بوئر دوتا نبودن؟

367
00:22:22,601 --> 00:22:25,281
‫چرا.
‫دومی سه سال طول کشید.

368
00:22:28,121 --> 00:22:30,601
‫با این حال مطمئنم سال دیگه همین موقع

369
00:22:30,681 --> 00:22:32,081
‫همه‌مون برگشتیم سر زندگی عادی‌مون

370
00:22:32,161 --> 00:22:35,441
‫و همه به خاطر شجاعتت ازت تشکر می‌کنن، اِدوین.

371
00:22:35,521 --> 00:22:38,441
‫آره، مطمئنم تو توی میدون جنگ حسابی به درد می‌خوری

372
00:22:38,521 --> 00:22:40,561
‫با این همه تجربه‌ای که توی دست گرفتن قلم و

373
00:22:40,641 --> 00:22:42,561
‫اینور اونور چرخیدن توی اتاق خبر داری.

374
00:22:43,761 --> 00:22:46,681
‫من بی‌صبرانه منتظرم جنگ که تموم شد رژه‌ها رو ببینم.

375
00:22:47,601 --> 00:22:49,081
‫فکر کنم چندتایی برگزار بشه.

376
00:22:49,161 --> 00:22:50,521
‫آره، یه رژه.

377
00:22:50,601 --> 00:22:52,401
‫این باید باعث بشه همه اون مرگ‌ها ارزشش رو داشته باشه.

378
00:22:57,601 --> 00:23:00,681
‫چی؟
‫معلومه که نمیاد.

379
00:23:00,801 --> 00:23:01,961
‫میاد.

380
00:23:03,121 --> 00:23:04,441
‫نه.

381
00:23:05,161 --> 00:23:06,321
‫نمیاد.

382
00:23:18,281 --> 00:23:20,361
‫همه دارن می‌پرسن کجایی.

383
00:23:21,841 --> 00:23:24,281
‫فکر کردم اون‌قدر سرت شلوغه که داری شامپاین می‌خوری و

384
00:23:24,361 --> 00:23:27,321
‫به سلامتی احمقانه‌ترین تصمیمی که اِدوین تا حالا گرفته می‌نوشی.

385
00:23:29,721 --> 00:23:30,921
‫آدام...

386
00:23:32,321 --> 00:23:35,121
‫هنوز دیر نشده که بهش بگی چه حسی داری.

387
00:23:35,681 --> 00:23:37,401
‫من کاملاً حرفم رو بهش زدم.

388
00:23:46,721 --> 00:23:49,601
‫نمی‌خوام بعداً حسرت چیزی رو بخوری.

389
00:23:50,241 --> 00:23:51,521
‫حسرت آدمو از درون می‌خوره.

390
00:23:53,161 --> 00:23:55,081
‫-کاش به اَدل گفته بودم.
‫-آره.

391
00:23:55,161 --> 00:23:57,761
‫شاید اگه بهش می‌گفتی، به‌جای هرچی که گفتی و

392
00:23:57,841 --> 00:23:59,401
‫باعث شد دوباره بره سراغ مشروب

393
00:23:59,481 --> 00:24:01,561
‫هنوز اینجا بود.

394
00:24:17,601 --> 00:24:19,081
‫اِدوینا، عزیزم.

395
00:24:19,161 --> 00:24:22,041
‫گوش کن... می‌فهمی بابا چی می‌گه؟

396
00:24:22,601 --> 00:24:24,681
‫که باید یه مدت از اینجا برم؟

397
00:24:24,761 --> 00:24:27,361
‫-منم می‌تونم بیام؟
‫-نه عزیزم.

398
00:24:29,401 --> 00:24:32,081
‫بابا یه کار مهم داره که باید انجامش بده.

399
00:24:32,161 --> 00:24:33,681
‫قبل از اینکه بفهمی برمی‌گردم.

400
00:24:33,761 --> 00:24:34,801
‫برای کریسمس.

401
00:24:39,281 --> 00:24:41,841
‫آره، برای کریسمس.

402
00:24:49,801 --> 00:24:51,561
‫باید بخوابی.

403
00:24:52,041 --> 00:24:53,121
‫بهش نیاز داری.

404
00:24:58,801 --> 00:25:00,201
‫برای تولدهاشون.

405
00:25:02,321 --> 00:25:05,521
‫تا تولد شانزده سالگی اِدوینا رو نوشتم

406
00:25:05,601 --> 00:25:06,801
‫که...

407
00:25:08,121 --> 00:25:10,321
‫حتی نمی‌تونم تصورش کنم، مگه نه؟

408
00:25:14,361 --> 00:25:15,601
‫تو...

409
00:25:18,601 --> 00:25:19,761
‫اگه من برنگشتم...؟

410
00:25:25,241 --> 00:25:26,281
‫تو برمی‌گردی.

411
00:27:03,441 --> 00:27:04,441
‫اِدوین؟

412
00:27:06,121 --> 00:27:07,201
‫آره.

413
00:27:08,401 --> 00:27:09,681
‫امیدوارم...

414
00:27:11,521 --> 00:27:13,081
‫به آرامش برسی.

415
00:27:14,121 --> 00:27:17,321
‫میدونم با توجه به این شرایط حرف عجیبیه...

416
00:27:19,121 --> 00:27:21,921
‫ولی به نظرم انگار دنبال همین هستی.

417
00:27:23,761 --> 00:27:25,881
‫همیشه دنبال همین بودی.

418
00:27:27,321 --> 00:27:29,401
‫شاید حق با تو باشه.

419
00:27:30,321 --> 00:27:31,321
‫ولی...

420
00:27:34,481 --> 00:27:36,241
‫مطمئن نیستم لایقش باشم.

421
00:27:50,601 --> 00:27:51,801
‫متأسفم.

422
00:27:53,801 --> 00:27:55,641
‫می‌دونم می‌خواستی این رابطه...

423
00:27:58,281 --> 00:28:00,561
‫من هیچ‌وقت نباید وانمود می‌کردم که

424
00:28:00,641 --> 00:28:01,881
‫ می‌تونم چیزی رو که می‌خوای بهت بدم.

425
00:28:21,481 --> 00:28:23,081
‫نباید منتظرم بمونی.

426
00:28:24,921 --> 00:28:26,601
‫هر اتفاقی که افتاد، منتظرم نمون.

427
00:28:29,241 --> 00:28:32,321
‫تو لایق اون عشق دیوونه‌کننده و پرشوری هستی که همیشه آرزوش رو داشتی.

428
00:28:36,481 --> 00:28:37,881
‫همون عشقی که با اِما داشتی؟

429
00:28:45,281 --> 00:28:47,161
‫-چطور...؟
‫-نامه‌ها رو پیدا کردم.

430
00:28:49,721 --> 00:28:50,921
‫اوه، خدای من.

431
00:28:51,961 --> 00:28:54,281
‫برای همین ازش خواستم لباسم رو برام تغییر بده.

432
00:28:56,961 --> 00:28:58,401
‫می‌خواستم ببینمش.

433
00:29:01,201 --> 00:29:03,321
‫می‌فهمم چرا دلت رو به پرواز درمی‌آورد.

434
00:29:06,081 --> 00:29:07,601
‫متأسفم که از دستش دادی.

435
00:29:10,121 --> 00:29:11,441
‫منم همین‌طور.

436
00:30:26,721 --> 00:30:27,961
‫سفر به سلامت.

437
00:30:40,000 --> 00:30:47,000
آ و ا‌ مـ ـو و ی

438
00:32:01,161 --> 00:32:02,321
‫دوستت دارم.

439
00:32:05,401 --> 00:32:06,561
‫تو دوستم نداری.

440
00:32:08,201 --> 00:32:09,401
‫ولی اشکالی نداره.

441
00:32:11,601 --> 00:32:13,841
‫این هیچ‌وقت باعث نشد حتی یه لحظه از دوست داشتنت پشیمون بشم.

442
00:32:15,761 --> 00:32:17,841
‫اینکه شوهرت باشم، بزرگ‌ترین افتخاره

443
00:32:19,001 --> 00:32:21,761
‫و به این راحتی ازش دست نمی‌کشم.

444
00:32:22,041 --> 00:32:25,681
‫پس مطمئن باش راه برگشت به سمتت رو پیدا می‌کنم.

445
00:32:50,681 --> 00:32:52,001
‫بهت گفته بودم، مگه نه؟

446
00:32:53,241 --> 00:32:54,801
‫من توی این خداحافظی‌ها خوب نیستم.

447
00:32:54,881 --> 00:32:57,241
‫اون موقع هم خداحافظی نبود، الانم نیست.

448
00:32:57,721 --> 00:32:59,041
‫حتی به زبونش نیار.

449
00:32:59,721 --> 00:33:01,681
‫بگو «به‌زودی میبینمت» چون میبینمت

450
00:33:02,161 --> 00:33:03,321
‫باید ببینمت.

451
00:33:04,921 --> 00:33:07,241
‫بدون تو منی وجود نداره، شین اونیل.

452
00:33:08,041 --> 00:33:10,481
‫از همون صبح اولی که توی اون تپه‌ها با هم آشنا شدیم.

453
00:33:11,801 --> 00:33:13,361
‫پس نرو قهرمان‌بازی دربیاری.

454
00:33:14,961 --> 00:33:17,121
‫می‌دونم برات سخته، ولی...

455
00:33:18,161 --> 00:33:19,801
‫لازمت دارم که برگردی اینجا.

456
00:33:28,961 --> 00:33:30,921
‫پس به‌زودی می‌بینمت، اِما.

457
00:33:37,321 --> 00:33:38,601
‫همه سوار شن!

458
00:33:42,801 --> 00:33:45,121
‫لطفاً از قطار فاصله بگیرید!

459
00:33:45,601 --> 00:33:48,481
‫همه سوار شن!
‫لطفاً از قطار فاصله بگیرید!

460
00:35:19,201 --> 00:35:21,601
‫وقتی اونا دارن می‌جنگن، منطقی نیست ما اینجا بشینیم و دست روی دست بذاریم

461
00:35:24,441 --> 00:35:25,801
‫خیلی بزرگواری می‌کنی.

462
00:35:27,121 --> 00:35:28,721
‫مگه من به صلح‌طلب بودن معروف نیستم؟

463
00:35:31,441 --> 00:35:32,721
‫این رو گوش کن.

464
00:35:33,521 --> 00:35:36,121
‫«یادت نره چایت رو تا وقتی هنوز گرمه بخوری

465
00:35:36,201 --> 00:35:38,201
‫«خیلی وقت‌ها می‌ذاریش کنار و یادت میره

466
00:35:38,281 --> 00:35:40,161
‫«وقتی غرق کارت میشی

467
00:35:40,241 --> 00:35:43,121
‫«قبل از اینکه متوجه بشی، یه چای تازه برات میارم.

468
00:35:43,961 --> 00:35:46,361
‫«و یه شال هم پشت صندلیت گذاشتم

469
00:35:46,441 --> 00:35:47,521
‫«ازش استفاده کن.

470
00:35:48,801 --> 00:35:50,001
‫«همیشه وقتی شب‌ها هوای سرد از لای درزها میاد،

471
00:35:50,081 --> 00:35:52,121
‫سردت میشه»

472
00:35:54,321 --> 00:35:55,801
‫خوب تو رو میشناسه.

473
00:35:55,881 --> 00:35:57,881
‫ما بدون اونا باید چیکار کنیم؟

474
00:35:59,881 --> 00:36:01,001
‫ادامه میدیم.

475
00:36:07,321 --> 00:36:08,801
‫باید بمونی.

476
00:36:09,681 --> 00:36:10,881
‫اینجا بمون.

477
00:36:11,681 --> 00:36:13,801
‫نه فقط امشب، تا وقتی که برگردن.

478
00:36:15,401 --> 00:36:16,841
‫باید هوای همدیگه رو داشته باشیم و از پس این روزها بربیایم.

479
00:36:24,561 --> 00:36:25,801
‫ولی قرار نیست بشینیم و برای خودمون زار بزنیم.

480
00:36:27,121 --> 00:36:28,841
‫ارائه‌ت رو داری.

481
00:36:28,921 --> 00:36:30,321
‫من بدون جو نمی‌تونم برنده بشم.

482
00:36:30,401 --> 00:36:31,761
‫هیچ‌وقت منو جدی نمیگیرن.

483
00:36:31,841 --> 00:36:33,481
‫این حرفیه که یه زن میزنه.

484
00:36:35,121 --> 00:36:38,521
‫ولی یه مرد...
‫با همه موفقیت‌هایی که تو داری

485
00:36:38,601 --> 00:36:41,121
‫و پیشنهادی که به این خوبی آماده کردی...

486
00:36:41,201 --> 00:36:43,841
‫می‌رفت اونجا و جوری رفتار می‌کرد که انگار از قبل برنده شده.

487
00:36:51,321 --> 00:36:54,001
‫-آدام؟
‫-اون پسرمو کشت

488
00:36:57,601 --> 00:36:58,721
‫کی؟

489
00:37:00,201 --> 00:37:03,081
‫آدام، اِدوین نمرده
‫اون...

490
00:37:03,801 --> 00:37:05,041
‫تاوانش رو میده.

491
00:37:05,801 --> 00:37:08,041
‫خودم مطمئن میشم اون زن تاوانش رو پس بده.

492
00:37:08,561 --> 00:37:09,841
‫کی؟

493
00:37:12,561 --> 00:37:13,761
‫اِما هارت.

494
00:37:15,801 --> 00:37:17,361
‫«جو عزیزم

495
00:37:17,441 --> 00:37:21,081
‫«نمی‌دونم این نامه کی، یا حتی اصلاً، به دستت میرسه

496
00:37:21,161 --> 00:37:23,161
‫«ولی باید سعی کنم

497
00:37:23,241 --> 00:37:25,681
‫«بهت بگم چقدر متأسفم.

498
00:37:25,761 --> 00:37:27,001
‫«چون حق با توئه

499
00:37:27,081 --> 00:37:29,401
‫«ازدواج باید درباره دو تا شریک باشه

500
00:37:29,521 --> 00:37:31,841
‫«و بیشتر از هر چیزی پشیمونم که

501
00:37:31,921 --> 00:37:33,961
‫هیچ‌وقت بهت فرصت ندادم شریک زندگی من باشی.

502
00:37:35,601 --> 00:37:38,721
‫«این‌قدر مغرور و لجباز بودم

503
00:37:38,801 --> 00:37:41,401
‫«فکر می‌کردم باید همه‌چیز رو خودم به تنهایی انجام بدم

504
00:37:41,481 --> 00:37:44,441
‫«که اصلاً متوجه فداکاری‌هایی که تو کردی نشدم

505
00:37:44,521 --> 00:37:47,281
‫«متوجه قدرت و استقامتی که بی‌سروصدا به من می‌دادی نشدم

506
00:37:47,361 --> 00:37:52,081
‫«متوجه نشدم چطور دوستم داشتی، پشتم بودی و بهم اعتماد کردی

507
00:37:52,481 --> 00:37:54,601
‫«بدون اینکه در عوض چیزی ازم بخوای

508
00:37:55,801 --> 00:37:59,041
‫«اینکه تصمیم گرفتم مغازه‌ها رو بفروشم، نابخشودنی بود

509
00:37:59,121 --> 00:38:01,281
‫«برای همین از فروش گذاشتمشون کنار

510
00:38:02,281 --> 00:38:04,601
‫«آره، بدهی زیادی داریم

511
00:38:05,801 --> 00:38:08,281
‫«ولی بعضی چیزها از پول مهم‌ترن»

512
00:38:09,841 --> 00:38:11,241
‫من صاحب سرافراز دو تا کارخونه‌ام

513
00:38:11,321 --> 00:38:12,681
‫و یه کارخانه پر از کارگر دارم

514
00:38:12,761 --> 00:38:15,721
‫که آماده‌ان به محض اینکه...

515
00:38:17,561 --> 00:38:19,121
‫همین الان، به شرط اینکه...

516
00:38:19,201 --> 00:38:21,681
‫من کاملاً مطمئنم که قرارداد دوخت

517
00:38:21,761 --> 00:38:23,761
‫ لباس فرم ارتش رو برنده میشم

518
00:38:23,841 --> 00:38:27,121
‫همون‌قدر که مطمئنم تو هم برمی‌گردی پیشم

519
00:38:28,241 --> 00:38:29,801
‫و وقتی برگشتی، جو

520
00:38:29,881 --> 00:38:32,241
‫همون شریکی میشم که لیاقتش رو داری

521
00:38:32,641 --> 00:38:34,241
‫این رو بهت قول میدم

522
00:38:59,401 --> 00:39:01,281
‫آقایون، مردهای ما...

523
00:39:01,361 --> 00:39:05,161
‫پدرها، برادرها، پسرها، شوهرها، از جمله شوهر خودم

524
00:39:05,241 --> 00:39:08,201
‫توی دشت‌های فرانسه دارن برای پادشاه و کشورشون می‌جنگن.

525
00:39:08,921 --> 00:39:10,601
‫حداقل کاری که از دستمون برمیاد اینه که

526
00:39:10,681 --> 00:39:13,641
‫بهترین لباس‌های فرم ممکن رو براشون فراهم کنیم تا به پیروزی کمکشون کنه

527
00:39:13,721 --> 00:39:17,161
‫با بادوام‌ترین پشم و کاربردی‌ترین طراحی‌ها

528
00:39:17,241 --> 00:39:19,201
‫و من همون آدمی‌ام که می‌تونه این کار رو عملی کنه.

529
00:39:20,361 --> 00:39:22,801
‫می‌دونم معمولاً آدمی مثل من جلوی شما نمی‌ایسته.

530
00:39:22,881 --> 00:39:25,561
‫همون‌طور که احتمالاً خودتون هم متوجه شدین، من مرد نیستم.

531
00:39:29,361 --> 00:39:32,201
‫اما ازتون می‌خوام به جای اینکه به این فکر کنین که من کی هستم

532
00:39:32,281 --> 00:39:33,601
‫به چیزی که دارم بهتون پیشنهاد میدم توجه کنین

533
00:39:35,121 --> 00:39:37,161
‫من صاحب سرافراز دو تا کارخونه‌ام

534
00:39:37,241 --> 00:39:38,801
‫و یه کارخانه پر از کارگر دارم

535
00:39:38,881 --> 00:39:41,801
‫که آماده‌ان همین الان دوخت لباس فرم سربازهای ما رو شروع کنن

536
00:39:41,881 --> 00:39:43,881
‫البته به شرط اینکه طرح‌هام رو تأیید کنین.

537
00:39:44,361 --> 00:39:46,721
‫من از همین حالا با هزینه خودم شروع

538
00:39:46,801 --> 00:39:48,041
‫به تولید پارچه موردنیاز کردم.

539
00:39:48,121 --> 00:39:50,481
‫می‌دونستم قیمت مواد اولیه قراره به‌خاطر تورم بالا بره

540
00:39:50,561 --> 00:39:52,001
‫و خیلی هم زود این اتفاق می‌افته

541
00:39:52,081 --> 00:39:53,561
‫برای همین همون روزی که جنگ اعلام شد

542
00:39:53,641 --> 00:39:56,841
‫پشم موردنیاز برای دوخت شانزده هزار دست لباس فرم رو

543
00:39:56,921 --> 00:39:58,921
‫با قیمت هر پوند یک شیلینگ خریدم.

544
00:39:59,001 --> 00:40:00,801
‫اگه امروز بخواین اون پشم رو بخرین

545
00:40:00,881 --> 00:40:03,881
‫کمتر از یک شیلینگ و سه پنی گیرتون نمیاد.

546
00:40:03,961 --> 00:40:06,361
‫فردا هم گرون‌تر میشه

547
00:40:06,441 --> 00:40:07,561
‫و به همین دلیله که می‌دونم

548
00:40:07,641 --> 00:40:09,481
‫هیچ‌کدوم از مردهایی که تا الان حرف‌هاشون رو شنیدین

549
00:40:09,561 --> 00:40:11,481
‫نمی‌تونن قیمت رقابتی‌تری

550
00:40:11,561 --> 00:40:12,561
‫ از من بهتون پیشنهاد بدن.

551
00:40:12,641 --> 00:40:14,961
‫آقایون، ما وقت اضافه نداریم.

552
00:40:15,041 --> 00:40:16,561
‫جنگ شروع شده.

553
00:40:16,641 --> 00:40:18,361
‫من رو انتخاب کنین، نه‌تنها می‌تونم

554
00:40:18,441 --> 00:40:20,561
‫بهترین کیفیت رو با کمترین قیمت بهتون بدم

555
00:40:20,641 --> 00:40:22,161
‫بلکه می‌تونم همین امروز کار رو شروع کنم.

556
00:40:29,241 --> 00:40:30,601
‫یه فکری به سرم زده.

557
00:40:31,481 --> 00:40:34,321
‫و اگه خودم بخوام بگم، فکر خیلی خفنیه

558
00:40:34,401 --> 00:40:36,041
‫خب، بشنویم ببینیم چیه.

559
00:40:36,121 --> 00:40:38,481
‫باید به گروه وی‌اِی‌دی ملحق بشی.

560
00:40:38,561 --> 00:40:39,761
‫می‌تونیم با هم آموزش ببینیم.

561
00:40:39,841 --> 00:40:41,041
‫اوه...

562
00:40:41,121 --> 00:40:43,241
‫اگه دوتایی با هم باشیم خیلی بیشتر خوش می‌گذره.

563
00:40:43,681 --> 00:40:45,681
‫واقعاً فکر می‌کنم چیزهای زیادی ازش نصیبت میشه.

564
00:40:46,761 --> 00:40:49,361
‫-خب، فکر نکنم.
‫-چرا؟

565
00:40:49,441 --> 00:40:51,321
‫خب، فکر نکنم آدام...

566
00:40:52,521 --> 00:40:56,081
‫منظورم اینه که اینجا به من نیاز داره
‫مخصوصاً حالا که ادوین هم رفته

567
00:40:56,161 --> 00:40:58,241
‫پس نیازهای خودت چی؟

568
00:40:58,321 --> 00:40:59,321
‫خب، من...

569
00:41:00,561 --> 00:41:01,721
‫من نمی‌دونم... من...

570
00:41:03,001 --> 00:41:04,441
‫من خوبم.

571
00:41:04,521 --> 00:41:05,681
‫واقعاً؟

572
00:41:07,081 --> 00:41:08,121
‫آره.

573
00:41:11,001 --> 00:41:13,641
‫-چی؟
‫-هیچی، فقط...

574
00:41:14,881 --> 00:41:16,601
‫به نظر میاد خیلی از وقتت رو صرف نگرانی

575
00:41:16,681 --> 00:41:19,161
‫ برای نیازهای آقای فیرلی می‌کنی، ولی...

576
00:41:20,281 --> 00:41:22,681
‫انگار اون حتی یه لحظه هم به نیازهای تو فکر نمی‌کنه.

577
00:41:24,361 --> 00:41:26,801
‫چه حرفیه که میزنی!
‫این... این درست نیست.

578
00:41:28,721 --> 00:41:29,961
‫نیست؟

579
00:41:30,041 --> 00:41:31,321
‫نه، من...

580
00:41:32,961 --> 00:41:34,881
‫ببین، می‌دونم آدام می‌تونه...

581
00:41:36,961 --> 00:41:39,041
‫ولی اون خیلی چیزها رو از سر گذرونده.

582
00:41:39,121 --> 00:41:40,601
‫منظورم اینه که زنش رو از دست داده

583
00:41:40,681 --> 00:41:42,481
‫و تو هم خواهرت رو از دست دادی.

584
00:41:42,561 --> 00:41:44,081
‫آره، آره، همین‌طوره، من از دستش دادم.

585
00:41:44,161 --> 00:41:46,681
‫ما هر دومون اون روز یکی رو که خیلی دوستش داشتیم از دست دادیم.

586
00:41:46,761 --> 00:41:49,161
‫و تقصیر من بود، چون دل ادل رو شکستم.

587
00:41:49,241 --> 00:41:51,521
‫بهش خیانت کردم.
‫باعث شدم دوباره بره سمت مشروب.

588
00:41:51,601 --> 00:41:54,521
‫تو دلش رو شکستی؟
‫خودت به‌تنهایی؟

589
00:41:54,641 --> 00:41:56,441
‫پس آقای فیرلی چی؟

590
00:41:56,521 --> 00:41:58,761
‫من آخرین نفری بودم که باهاش حرف زد.

591
00:41:58,841 --> 00:42:01,161
‫-نه، نبودی.
‫-چرا، بودم.

592
00:42:02,721 --> 00:42:05,521
‫نه، اون... آقای فیرلی بود.

593
00:42:06,721 --> 00:42:10,441
‫شنیدم که توی اتاق خانم فیرلی باهاش دعوا می‌کرد

594
00:42:10,521 --> 00:42:13,441
‫داشت وحشیانه‌ترین حرف‌ها رو بهش می‌زد، فقط چند ساعت قبل از اینکه اون...

595
00:42:15,921 --> 00:42:18,401
‫-داری اینا رو از خودت درمیاری؟
‫-نه.

596
00:42:19,761 --> 00:42:21,241
‫قسم می‌خورم.

597
00:42:24,441 --> 00:42:25,961
‫خیلی ممنونم، لرد اکتون.

598
00:42:26,041 --> 00:42:28,201
‫واقعاً ممنونم که این فرصت رو بهم دادین.

599
00:42:28,281 --> 00:42:30,081
‫-خواهش می‌کنم
‫-مشخصات من رو دارین

600
00:42:30,161 --> 00:42:32,281
‫مگه نه؟
‫اگه سؤال دیگه‌ای داشتین...

601
00:42:32,361 --> 00:42:33,401
‫چارلز!

602
00:42:33,481 --> 00:42:35,081
‫آدام فیرلی!

603
00:42:35,161 --> 00:42:37,601
‫چارلی!
‫خیلی خوبه که میبینمت رفیق قدیمی.

604
00:42:37,681 --> 00:42:39,041
‫چقدر گذشته؟

605
00:42:40,161 --> 00:42:42,201
‫اسبت چطوره؟ هنوز خوب مسابقه میده؟

606
00:42:42,281 --> 00:42:44,521
‫اصرار دارم دوباره به‌زودی با ما شام بخوری.

607
00:42:44,601 --> 00:42:47,841
‫می‌دونم اولیویا دلش لک زده پنی رو ببینه.

608
00:42:47,921 --> 00:42:50,321
‫حالا درباره اون لباس‌های فرم

609
00:42:50,401 --> 00:42:52,481
‫فکر می‌کنم می‌تونیم شرکای خیلی خوبی برای هم باشیم...

610
00:43:15,321 --> 00:43:18,121
‫قرارداد رو از دست دادم.
‫من باختم.

611
00:43:19,521 --> 00:43:20,601
‫ولی اشکالی نداره.

612
00:43:22,041 --> 00:43:23,961
‫یه راهی پیدا میشه، مگه نه؟

613
00:43:24,041 --> 00:43:26,721
‫یه راهی پیدا می‌کنم درستش کنم.
‫همه‌چی رو درست می‌کنم.

614
00:43:28,521 --> 00:43:30,641
‫هنوز نقشه‌ای به ذهنم نرسیده.

615
00:43:30,721 --> 00:43:32,161
‫ولی همیشه یه راهی پیدا می‌کنم.

616
00:43:48,241 --> 00:43:49,281
‫کی؟

617
00:44:19,121 --> 00:44:20,641
‫مامان! مامان!

618
00:44:23,921 --> 00:44:25,721
‫مامان، چرا داری گریه می‌کنی؟

619
00:44:27,521 --> 00:44:28,841
‫دوستت دارم.

620
00:44:31,481 --> 00:44:32,841
‫دوستت دارم، ادوینا.

621
00:44:37,241 --> 00:44:40,761
‫نه، یه مدتیه از ادوینا خبری ندارم.

622
00:44:40,881 --> 00:44:43,121
‫ولی سلام شما رو بهش می‌رسونم.

623
00:44:44,441 --> 00:44:47,241
‫و کاملاً محکم و قابل اتکا
‫درسته؟

624
00:44:49,121 --> 00:44:50,481
‫خداحافظ.
‫خداحافظ.

625
00:44:59,241 --> 00:45:00,961
‫میشه لطفاً از پائولا بخوای بیاد تو؟

626
00:45:02,721 --> 00:45:05,161
‫دیگه هیچ رازی در کار نباشه، پائولا.
‫قبوله؟

627
00:45:06,161 --> 00:45:07,601
‫دیگه هیچ رازی در کار نیست

628
00:45:07,681 --> 00:45:10,441
‫و می‌خوام لطفاً با خانواده تماس بگیری.

629
00:45:10,521 --> 00:45:13,761
‫فکر کنم بالاخره قراره اون جشن تولد رو برگزار کنم.

630
00:45:13,841 --> 00:45:17,241
‫از جری بخواه مقدمات سفر رو جور کنه.
‫همه اعضای خانواده.

631
00:45:17,321 --> 00:45:18,801
‫برای همین آخر هفته.

632
00:45:18,881 --> 00:45:20,881
‫همین آخر هفته؟
‫قبل از دوشنبه؟

633
00:45:20,961 --> 00:45:23,921
‫دقیقاً.
‫بچه‌هام می‌تونن با من جشن بگیرن.

634
00:45:24,001 --> 00:45:25,881
‫در حالی که دارن میرن سر جلسه معروفشون.

635
00:45:26,481 --> 00:45:29,241
‫بیاین کاری کنیم که این مراسم تا مدت‌ها یادمون بمونه.

636
00:45:30,601 --> 00:45:32,041
‫داریم برمی‌گردیم خونه.

637
00:45:39,601 --> 00:45:40,881
‫خوبه که برگشتیم خونه؟

638
00:45:40,961 --> 00:45:42,081
‫همیشه.

639
00:45:42,721 --> 00:45:45,201
‫باید به هر قیمتی که شده میراثمون رو حفظ کنیم

640
00:45:45,281 --> 00:45:46,601
‫و فکر کنم راهش رو پیدا کردم.

641
00:45:46,681 --> 00:45:47,961
‫شراکت با فیرلی‌ها؟

642
00:45:48,041 --> 00:45:50,561
‫اگه تا همین الان کسی این پیشنهاد رو میداد، تف می‌کردم تو صورتش

643
00:45:50,641 --> 00:45:55,081
‫همه خائن‌ها حاضرن؟
‫پس شروع کنیم، موافقین؟

644
00:45:55,500 --> 00:46:15,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

