﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:20,521 --> 00:00:21,821
‫من مراقبش هستم

3
00:00:22,648 --> 00:00:23,917
‫آروم بگیر، پسر

4
00:00:23,941 --> 00:00:25,275
‫- گندش بزنن
‫- بهم دروغ گفتید

5
00:00:25,359 --> 00:00:27,194
‫این‌قدر خودت رو ناراحت نکن.
‫تمام تلاش‌مون رو کردیم

6
00:00:27,277 --> 00:00:28,904
‫وای، تمام تلاش‌تون رو کردید؟
‫گور باباتون

7
00:00:28,987 --> 00:00:30,989
‫- تمومش کن. بس کن!
‫- عوضی! ازت متنفرم!

8
00:00:31,073 --> 00:00:33,116
‫- می‌خوای کمک بدی… نه…
‫- مکس این‌جاست

9
00:00:33,200 --> 00:00:34,743
‫- چی؟
‫- مکس این‌جاست

10
00:00:35,410 --> 00:00:38,413
‫اگه بفهمه آنا رو گم کردیم،
‫نمی‌دونم چه بلایی سرمون میاره

11
00:00:38,497 --> 00:00:40,123
‫یالا، خودت رو کنترل کن

12
00:00:44,253 --> 00:00:45,587
‫سلام، کجاست؟

13
00:00:46,171 --> 00:00:48,841
‫خب این رفتارت خیلی
‫دوستانه نیست، نه؟

14
00:00:48,924 --> 00:00:50,801
‫نمی‌خوای اول سلام کنی؟

15
00:00:50,884 --> 00:00:52,302
‫آنا کجاست؟

16
00:00:52,386 --> 00:00:53,686
‫عجب

17
00:00:55,055 --> 00:00:57,224
‫خیلی عجیبه که این‌جا می‌بینمت

18
00:00:58,350 --> 00:01:01,103
‫اون دورانی که کنار رودخونه قدم می‌زدی

19
00:01:01,186 --> 00:01:03,021
‫و من دنبالت می‌اومدم رو یادمه،
‫تو یادته؟

20
00:01:03,105 --> 00:01:04,405
‫این‌جا نیست

21
00:01:05,941 --> 00:01:07,442
‫اون…

22
00:01:07,526 --> 00:01:10,988
‫داشتن دعوا می‌کردن
‫و منم نتونستم نگهش دارم و فرار کرد

23
00:01:11,071 --> 00:01:12,573
‫پرید توی آب

24
00:01:12,656 --> 00:01:16,159
‫می‌خواستم برم دنبالش بگردم،
‫اما اونا… داشتن دعوا می‌کردن

25
00:01:18,912 --> 00:01:21,540
‫همین چند دقیقه پیش بود

26
00:01:24,168 --> 00:01:25,468
‫بهش دست نزن

27
00:01:26,044 --> 00:01:27,344
‫تو کدوم خری هستی؟

28
00:01:27,379 --> 00:01:28,679
‫من لوکم

29
00:01:28,881 --> 00:01:32,134
‫فقط می‌خوام بهت بگم متأسفم

30
00:01:34,052 --> 00:01:35,470
‫خیلی باهات بد رفتار کردم

31
00:01:37,014 --> 00:01:38,348
‫سزاوارش نبودی

32
00:01:40,267 --> 00:01:41,727
‫اما تو هم بد رفتار می‌کردی

33
00:01:46,899 --> 00:01:50,027
‫الان بی‌حساب شدیم، درسته؟

34
00:01:50,903 --> 00:01:52,203
‫بی‌حساب شدیم

35
00:01:54,865 --> 00:01:56,783
‫اگه من رو ببخشی
‫من هم تو رو می‌بخشم

36
00:01:59,036 --> 00:02:00,336
‫نه!

37
00:02:02,831 --> 00:02:04,131
‫لوک!

38
00:02:07,669 --> 00:02:08,729
‫یا خدا

39
00:02:08,753 --> 00:02:10,172
‫گندش بزنن

40
00:02:11,256 --> 00:02:12,841
‫تیر خورده توی شکمت

41
00:02:13,425 --> 00:02:17,054
‫فوراً به کمک‌های پزشکی نیاز داری،
‫اما این‌جا که هستی یعنی دخلت اومده

42
00:02:17,888 --> 00:02:20,307
‫- هی، خواهر کوچولو، من رو ببین
‫- چی؟

43
00:02:20,390 --> 00:02:25,562
‫هی، من رو ببین. در حالی که داری می‌میری،
‫این چهره رو فراموش نکن

44
00:02:26,104 --> 00:02:29,691
‫چهره‌ی پسر کوچولویی که مدت زیادی
‫آزارش دادی رو فراموش نکن

45
00:02:31,068 --> 00:02:32,368
‫الان فکر می‌کنی خنده‌داره؟

46
00:02:34,655 --> 00:02:35,955
‫بمیر

47
00:02:36,657 --> 00:02:38,200
‫سلام، بابا

48
00:02:38,283 --> 00:02:39,583
‫فقط شیطان…

49
00:02:41,078 --> 00:02:42,412
‫خواهر خودش رو می‌کُشه

50
00:02:43,247 --> 00:02:45,082
‫اگه من شیطانم، تو چی هستی؟

51
00:02:45,666 --> 00:02:47,084
‫پسر، الان نشونت می‌دم

52
00:03:34,256 --> 00:03:35,316
‫می‌دونی معنیش چیه؟

53
00:03:35,340 --> 00:03:38,427
‫نه، معلومه که نمی‌دونی.
‫هیچ‌وقت زحمت نکشیدی چیزی یاد بگیری

54
00:03:38,510 --> 00:03:40,220
‫یعنی «سگِ بد»

55
00:03:41,221 --> 00:03:42,723
‫بابت این کارت تاوان پس می‌دی

56
00:03:44,308 --> 00:03:46,059
‫فکر نکنم

57
00:03:49,354 --> 00:03:51,773
‫اون کار رو نکن! لعنتی!

58
00:03:52,566 --> 00:03:54,109
‫یا خدا!

59
00:03:54,943 --> 00:03:58,864
‫خیلی‌خب، حالا اگه من رو ببخشی
‫باید برم یه رستوران رو افتتاح کنم

60
00:03:58,947 --> 00:04:03,160
‫هی. هی. هی. هی، برگرد این‌جا

61
00:04:03,243 --> 00:04:04,543
‫دیگه کافیه

62
00:04:05,287 --> 00:04:07,414
‫این لعنتی رو باز کن.
‫می‌شنوی چی می‌گم؟

63
00:04:08,790 --> 00:04:11,418
‫اون کار رو نکن، حروم‌زاده!
‫اون کار رو نکن!

64
00:04:11,502 --> 00:04:13,795
‫کافیه دیگه!
‫از این‌جا آزادم کن!

65
00:04:15,297 --> 00:04:17,798
‫نه. نه! نه!

66
00:05:10,000 --> 00:05:17,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

67
00:05:17,099 --> 00:05:21,679
‫« دمـاغـه‌ی وحـشـت »

68
00:05:27,532 --> 00:05:30,318
‫« بر اساس رمان جلادان
‫ نوشته‌ی جان دی. مک‌دونالد »

69
00:05:30,616 --> 00:05:33,261
‫« بر اساس فیلم‌های دماغه‌ی وحشت
‫به نویسندگی وزلی استریک و جیمز وب »

70
00:05:44,428 --> 00:05:46,430
‫این یک هشدار آزمایشی نیست

71
00:05:46,513 --> 00:05:48,932
‫طوفان وسلی خیلی
‫عظیم خواهد بود، دوستان

72
00:05:49,016 --> 00:05:52,769
‫انتظار می‌ره زمانی که به خشکی برسه
‫به یه طوفان درجه‌ی ۵ تبدیل بشه

73
00:05:52,853 --> 00:05:54,229
‫با بادهایی پیوسته با سرعت بیش از ۲۷۴…

74
00:05:54,313 --> 00:05:55,981
‫می‌شه از مسیریاب استفاده کنی؟

75
00:05:56,481 --> 00:05:58,692
‫- ساکنان جورجیا و…
‫- هالی خوابه

76
00:05:59,401 --> 00:06:02,070
‫منظورم اینه که شاید نباید
‫از بزرگراه خارج می‌شدی

77
00:06:02,154 --> 00:06:04,615
‫خب، شاید تو نباید
‫با مربی فوتبال هالی می‌خوابیدی

78
00:06:04,698 --> 00:06:06,408
‫اون مربوط به ۲ سال پیشه

79
00:06:06,909 --> 00:06:08,952
‫آره، خب بخشش زمان می‌بره، هایدی

80
00:06:09,703 --> 00:06:11,830
‫بی‌خیال، هنوزم گیر دادی به اون

81
00:06:11,914 --> 00:06:12,974
‫می‌خوام…

82
00:06:12,998 --> 00:06:14,225
‫گندش بزنن!

83
00:06:14,249 --> 00:06:17,002
‫یا خدا. وای، خدا

84
00:06:17,085 --> 00:06:18,420
‫چی شد؟

85
00:06:21,798 --> 00:06:23,800
‫- یهویی اومد توی جاده!
‫- خانم، حالتون خوبه؟

86
00:06:23,884 --> 00:06:25,511
‫- خیلی‌خب
‫- مامان؟

87
00:06:30,641 --> 00:06:31,941
‫یه دونه برات می‌خرم

88
00:06:33,435 --> 00:06:34,937
‫می‌شه من رو تا ماشینم برسونید؟

89
00:06:44,488 --> 00:06:46,573
‫سلام، بودن، خبر خوب برات دارم

90
00:06:47,366 --> 00:06:51,036
‫برات وثیقه گذاشتن،
‫پس تا چند ساعت دیگه آزاد می‌شی

91
00:06:52,621 --> 00:06:54,790
‫زمان‌بندی خوبیه. طوفان توی راهه

92
00:07:00,133 --> 00:07:01,143
‫[ غذاهای باسکی ملیسا و آدام ]

93
00:07:01,144 --> 00:07:05,008
‫اتاق بازرگانی شهر ساوانا
‫به مکس کِیدی خوش‌آمد می‌گه

94
00:07:07,719 --> 00:07:09,019
‫سلام. سلام، سلام

95
00:07:11,431 --> 00:07:13,267
‫خیلی ممنون که تشریف آوردید

96
00:07:13,767 --> 00:07:17,521
‫اسم همسرم روی
‫رستوران قدیمیم بود،

97
00:07:17,604 --> 00:07:21,775
‫و گفتم وقتی خودش بین‌مون نیست
‫چطور می‌تونم دوباره برگردونمش؟

98
00:07:23,484 --> 00:07:24,484
‫[ مکس یک قربانی بود ]

99
00:07:24,485 --> 00:07:26,488
‫اما فکر کنم اشتباه بهش فکر می‌کردم

100
00:07:26,572 --> 00:07:30,242
‫چون به این نتیجه رسیدم که می‌تونه
‫ادای احترامی به اون و پسرمون باشه

101
00:07:32,119 --> 00:07:36,623
‫به همین دلیل اسمش رو
‫گذاشتم «ملیسا و آدام»

102
00:07:37,666 --> 00:07:39,209
‫ممنون. ممنون

103
00:07:46,341 --> 00:07:48,260
‫سلام، آنا

104
00:07:50,387 --> 00:07:51,687
‫خیلی‌خب

105
00:07:56,018 --> 00:07:58,478
‫عالیه که… این‌جایی

106
00:07:59,396 --> 00:08:00,696
‫اما…

107
00:08:02,274 --> 00:08:04,401
‫هر مشکلی که بین‌مون هست
‫می‌تونه بمونه برای بعد، باشه؟

108
00:08:04,484 --> 00:08:06,195
‫این‌جا و الان نه

109
00:08:06,278 --> 00:08:07,578
‫نه، سریع تموم می‌شه

110
00:08:08,363 --> 00:08:11,491
‫خواهرت بدجور زخمیم کرده
‫پس باید برم بیمارستان

111
00:08:18,040 --> 00:08:20,250
‫دخترم توی مرکز نگهداری نوجوانانه…

112
00:08:20,334 --> 00:08:22,169
‫آره، آره، چون به من شلیک کرد. درسته

113
00:08:22,252 --> 00:08:23,313
‫…کنار دختر اون

114
00:08:23,337 --> 00:08:24,637
‫آره، یه بچه داره

115
00:08:25,172 --> 00:08:27,382
‫و هر دو تاشون اون‌جان، که…

116
00:08:29,134 --> 00:08:32,429
‫و دخترم زندگیش رو توی خطر انداخت
‫تا این رو بهم بده

117
00:08:39,727 --> 00:08:41,480
‫خیلی‌خب

118
00:08:41,563 --> 00:08:44,316
‫خیلی‌خب، پس می‌خوای برامون
‫نمایش اجرا کنی…

119
00:08:44,399 --> 00:08:47,319
‫نه، مکالمه‌ایه که دخترهامون داشتن

120
00:08:47,402 --> 00:08:48,987
‫خیلی‌خب، آنا…

121
00:08:49,071 --> 00:08:51,031
‫مکس مجبورت کرد همه‌ی
‫اون کارها رو انجام بدی؟

122
00:08:51,114 --> 00:08:54,159
‫آره. بهم گفت مخفیانه
‫وارد خونه‌تون بشم،

123
00:08:55,327 --> 00:08:56,912
‫توی چایی‌تون مواد بریزم،

124
00:08:56,995 --> 00:08:58,330
‫برادرت رو اغوا کنم…

125
00:08:59,373 --> 00:09:01,041
‫کاری کنم انگشتش رو گاز بگیره
‫و قطعش کنه

126
00:09:04,670 --> 00:09:06,755
‫الان ازت می‌خواد چیکار کنی؟

127
00:09:06,839 --> 00:09:08,507
‫ازم می‌خواد تو رو بُکُشم

128
00:09:10,092 --> 00:09:13,387
‫و تا وقتی کل خانواده‌تون رو نابود نکنه
‫دست برنمی‌داره

129
00:09:15,806 --> 00:09:18,100
‫خیلی‌خب، خیلی ممنون
‫که اون رو آوردی

130
00:09:19,476 --> 00:09:20,776
‫چه‌جور آدمی هستی، آنا؟

131
00:09:20,853 --> 00:09:24,147
‫اومدی این‌جا که چیکار کنی؟
‫با اون مزخرفات آبروم رو ببری؟

132
00:09:24,231 --> 00:09:26,066
‫با اون صداهای تقلبی؟ بی‌خیال

133
00:09:27,150 --> 00:09:29,194
‫فکر می‌کنی فقط همین رو دارم؟
‫فقط همین نیست

134
00:09:31,697 --> 00:09:33,740
‫تو چه‌جور آدمی هستی، مکس؟

135
00:09:34,575 --> 00:09:35,993
‫مکس، مطمئن نیستم

136
00:09:37,369 --> 00:09:39,246
‫نمی‌دونم واقعاً می‌تونم
‫انجامش بدم یا نه

137
00:09:39,329 --> 00:09:41,915
‫چرا، می‌تونی. می‌تونی. اون‌جاست

138
00:09:43,375 --> 00:09:45,544
‫یادداشت رو بنویس
‫و ماشه رو بکش

139
00:09:47,337 --> 00:09:48,755
‫- نه، مکس
‫- خاموشش کن

140
00:09:48,839 --> 00:09:50,632
‫آره، اِیمی، هر دو تامون رو آزاد کن

141
00:09:51,216 --> 00:09:52,634
‫این‌طور آدمیه

142
00:09:54,052 --> 00:09:56,054
‫- این‌طور آدمیه
‫- آره. با هم

143
00:09:58,098 --> 00:09:59,933
‫یالا، اعتراف کن، مکس

144
00:10:00,017 --> 00:10:01,727
‫می‌دونم خودتم دلت می‌خواد.
‫اِیمی، چیزی نیست

145
00:10:01,810 --> 00:10:06,064
‫اِیمی برانکاتو اعتراف کرد،
‫اما خودت همسرت رو کُشتی

146
00:10:06,148 --> 00:10:09,318
‫می‌دونی حقیقت نداره. باشه؟
‫می‌دونی حقیقت نداره

147
00:10:09,902 --> 00:10:11,202
‫به حرف قلبت گوش بده

148
00:10:11,278 --> 00:10:12,654
‫مکس، ملیسا…

149
00:10:12,738 --> 00:10:14,038
‫نه، نه، اون‌طور نبود

150
00:10:14,072 --> 00:10:15,991
‫یادته روی تخت‌خوابش رابطه داشتیم؟

151
00:10:16,074 --> 00:10:18,243
‫خاموشش کن. خاموشش کن!

152
00:10:19,077 --> 00:10:20,913
‫هیچ ارزشی برام نداشت

153
00:10:23,248 --> 00:10:25,501
‫ملیسا رو بی‌اعتبار کردی

154
00:10:26,084 --> 00:10:29,296
‫تا معشوقه‌ت رو قانع کنی
‫مغز خودش رو بترکونه

155
00:10:32,341 --> 00:10:34,343
‫خب، حتماً خیلی دلت می‌خواسته
‫سر به تن ملیسا نباشه

156
00:10:36,553 --> 00:10:38,847
‫و مجبور بودی قبل از به دنیا اومدن بچه
‫ملیسا رو بُکُشی

157
00:10:40,516 --> 00:10:44,520
‫خدا نکنه مجبور باشی وانمود کنی
‫شوهر و پدر خوبی هستی

158
00:10:47,189 --> 00:10:48,732
‫آنا!

159
00:10:51,944 --> 00:10:53,244
‫کون لقت

160
00:10:57,032 --> 00:10:58,825
‫تکون نخور، فهمیدی؟

161
00:11:04,706 --> 00:11:06,006
‫بلند نشو

162
00:11:13,549 --> 00:11:15,300
‫خیلی‌خب، بلند شو

163
00:11:21,098 --> 00:11:22,398
‫هی، هی!

164
00:11:36,280 --> 00:11:38,031
‫یالا. بیا بریم بیمارستان

165
00:11:57,816 --> 00:11:58,950
‫[ دنی ]

166
00:12:02,890 --> 00:12:04,933
‫- سلام
‫- سلام، نات، خونه‌ای؟

167
00:12:05,017 --> 00:12:06,768
‫خونه‌ی پاولم. چرا؟

168
00:12:06,852 --> 00:12:09,730
‫داریم از شهر خارج می‌شیم
‫و از کنار خونه‌تون رد شدیم

169
00:12:09,813 --> 00:12:13,150
‫و زک رو دیدیم که اون‌جا مونده بود

170
00:12:13,233 --> 00:12:15,611
‫نباید توی بیمارستانی چیزی باشه؟

171
00:12:15,694 --> 00:12:17,905
‫و همچنین اگه می‌خوای
‫تا تموم شدن طوفان

172
00:12:17,988 --> 00:12:19,573
‫بیایی خونه‌ی روستایی ما،
‫خیلی جای خالی داریم

173
00:12:19,656 --> 00:12:20,884
‫دوستت دارم…

174
00:12:20,908 --> 00:12:22,534
‫- یعنی دوست دارم بیایی اون‌جا
‫- باید برم

175
00:12:23,585 --> 00:12:24,585
‫[ بازداشتگاه شهرستان چاتهام ]

176
00:12:27,998 --> 00:12:29,298
‫تام

177
00:12:38,383 --> 00:12:40,469
‫قاضی لوین رو متقاعد کردم
‫در مورد وثیقه تجدید نظر کنه

178
00:12:41,470 --> 00:12:43,889
‫قانعش کردم که دادستان فقط
‫می‌خواد با محکوم کردن تو افتخار کسب کنه

179
00:12:43,972 --> 00:12:45,272
‫تو درخواست تجدیدنظر وثیقه‌م رو نوشتی؟

180
00:12:45,807 --> 00:12:47,518
‫هنوز یه آدم عوضی هستی،

181
00:12:48,602 --> 00:12:49,902
‫اما قاتل نیستی

182
00:12:51,188 --> 00:12:52,488
‫ممنون، لکس

183
00:13:02,574 --> 00:13:04,743
‫حدس می‌زنم هنوز ندیدی
‫زنت چیکار کرده

184
00:13:05,244 --> 00:13:06,544
‫چیکار کرده؟

185
00:13:07,663 --> 00:13:08,963
‫این ویدیو رو ببین

186
00:13:09,915 --> 00:13:11,215
‫خیلی جرئت داره

187
00:13:24,012 --> 00:13:25,312
‫زک!

188
00:13:31,019 --> 00:13:32,319
‫زک!

189
00:14:21,570 --> 00:14:22,870
‫نات

190
00:14:24,364 --> 00:14:25,425
‫ببخشید

191
00:14:25,449 --> 00:14:27,534
‫- یا خدا، زک
‫- سلام

192
00:14:29,620 --> 00:14:32,122
‫- خوش‌حالم که دوباره می‌بینمت
‫- خیلی از دیدنت خوش‌حالم

193
00:14:33,457 --> 00:14:34,833
‫حالت خوبه؟

194
00:14:34,917 --> 00:14:36,335
‫- خوبم
‫- صدمه دیدی؟

195
00:14:36,877 --> 00:14:38,177
‫- نه
‫- نه؟

196
00:14:38,545 --> 00:14:39,963
‫چطور اومدی این‌جا؟

197
00:14:40,047 --> 00:14:42,299
‫پیاده. کلیدهای خونه رو ندارم

198
00:14:44,885 --> 00:14:46,595
‫بقیه کجان؟

199
00:14:48,180 --> 00:14:50,599
‫داخل خونه برات تعریف می‌کنم، باشه؟
‫اتفاقات زیادی افتاده

200
00:14:51,183 --> 00:14:53,185
‫- باشه
‫- همه‌چیز رو برات تعریف می‌کنم

201
00:15:02,069 --> 00:15:03,369
‫سلام

202
00:15:03,862 --> 00:15:05,162
‫سلام

203
00:15:06,240 --> 00:15:09,785
‫مکس هنوز بازداشته و…

204
00:15:09,868 --> 00:15:12,079
‫تلفنی با نات صحبت کردم

205
00:15:12,829 --> 00:15:14,998
‫اون و زک خونه‌ان

206
00:15:16,708 --> 00:15:18,008
‫حال هر دو تاشون خوبه

207
00:15:19,336 --> 00:15:20,636
‫تو چطوری؟ دستت چطوره؟

208
00:15:21,296 --> 00:15:22,596
‫خوب می‌شم

209
00:15:23,131 --> 00:15:24,550
‫یا یه قلاب می‌ذارم جای دستم

210
00:15:29,221 --> 00:15:30,521
‫خیلی متأسفم

211
00:15:36,436 --> 00:15:37,736
‫ویدیو رو دیدم

212
00:15:39,314 --> 00:15:40,614
‫خیلی شجاع بودی

213
00:15:41,733 --> 00:15:43,033
‫گیرش انداختیم

214
00:15:44,611 --> 00:15:45,911
‫آره

215
00:15:50,951 --> 00:15:52,411
‫الان چیکار کنیم؟

216
00:16:00,085 --> 00:16:01,503
‫خب، بیا بریم خونه

217
00:16:02,171 --> 00:16:03,471
‫و بعدش چی؟

218
00:16:13,765 --> 00:16:16,143
‫- می‌دونم گند زدم، تام. من…
‫- نه

219
00:16:17,436 --> 00:16:20,606
‫نمی‌خوام همه‌ش رو بندازم گردن تو

220
00:16:22,983 --> 00:16:24,283
‫من…

221
00:16:26,904 --> 00:16:29,406
‫خوش‌حالم که حقیقت رو می‌دونی

222
00:16:35,996 --> 00:16:37,296
‫دوستت دارم

223
00:16:51,053 --> 00:16:52,471
‫به علت طوفان وسلی،

224
00:16:52,554 --> 00:16:55,182
‫مردم ساوانا باید فوراً تخلیه کنن

225
00:16:55,265 --> 00:16:57,351
‫کسانی که می‌تونن
‫از شهر خارج بشن، باید برن

226
00:16:57,434 --> 00:16:58,661
‫یا خدا

227
00:16:58,685 --> 00:17:01,021
‫آره، بیا از این‌جا بریم، خب؟

228
00:17:14,953 --> 00:17:17,809
‫[ ایست! ]

229
00:17:20,123 --> 00:17:22,125
‫دستور قرنطینه‌ی تمام
‫زندان‌های شهرستان صادر شده،

230
00:17:22,209 --> 00:17:23,669
‫پس آروم بشین.
‫راه طولانی‌ای در پیش داریم

231
00:17:23,752 --> 00:17:26,128
‫قربان. مأمور، لطفاً

232
00:17:26,213 --> 00:17:27,273
‫چه مشکلی پیش اومده؟

233
00:17:27,297 --> 00:17:30,425
‫من تشنج می‌کنم
‫و باید داروهام رو بخورم

234
00:17:30,509 --> 00:17:33,554
‫توی جیبم هستن، لطفاً، قربان.
‫لطفاً، نمی‌تونم دستم رو توی جیبم بکنم

235
00:17:34,596 --> 00:17:35,896
‫ممنون، قربان

236
00:17:57,828 --> 00:17:59,128
‫ناتالی

237
00:17:59,413 --> 00:18:02,124
‫- زک
‫- سلام، مامان

238
00:18:02,207 --> 00:18:03,709
‫- سلام
‫- سلام

239
00:18:05,502 --> 00:18:06,920
‫خونه‌ای. در امانی

240
00:18:09,923 --> 00:18:11,425
‫مامان، دستت چی شده؟

241
00:18:12,217 --> 00:18:13,517
‫سلام

242
00:18:13,961 --> 00:18:17,264
‫- سلام
‫- شانس آوردم انگشتی ازم قطع نشد، عزیزم

243
00:18:19,683 --> 00:18:21,185
‫چرا فرار کردی؟

244
00:18:22,102 --> 00:18:24,229
‫می‌خواستم بیام خونه

245
00:18:24,313 --> 00:18:25,731
‫- آره؟
‫- آره

246
00:18:28,108 --> 00:18:29,860
‫- حالم خوبه. من…
‫- باشه

247
00:18:29,943 --> 00:18:31,528
‫ببخشید، فقط یه لحظه بهم فرصت بدید

248
00:18:50,631 --> 00:18:52,841
‫سلام، می‌شه…

249
00:19:02,184 --> 00:19:05,687
‫زک، وقتی توی زندان بودم
‫و نمی‌دونستم تو کجایی

250
00:19:05,771 --> 00:19:07,071
‫یا چه اتفاقی برات افتاده…

251
00:19:08,690 --> 00:19:10,025
‫زک هستی دیگه، درسته؟

252
00:19:12,319 --> 00:19:13,619
‫آره

253
00:19:14,571 --> 00:19:15,871
‫خودمم

254
00:19:17,115 --> 00:19:21,119
‫لازم نیست بترسی یا چیزی…

255
00:19:25,082 --> 00:19:29,503
‫می‌دونی، وقتی برادرم مشکل داشت…

256
00:19:32,130 --> 00:19:33,430
‫همه‌چیز رو توی خودش ریخت

257
00:19:34,883 --> 00:19:36,885
‫و هیچ‌کدوم‌مون نمی‌دونستیم
‫چقدر اوضاعش خرابه

258
00:19:44,685 --> 00:19:47,437
‫توی تصادف جونش رو از دست نداد

259
00:19:49,857 --> 00:19:52,109
‫اون چیزی بود که پدر و مادرم
‫به مردم گفتن

260
00:19:54,111 --> 00:19:56,697
‫و ۱۴ سالم بود، پس منم
‫حرف اونا رو تکرار کردم، می‌دونی؟

261
00:19:58,115 --> 00:19:59,867
‫چرا الان داری بهم می‌گی؟

262
00:20:01,326 --> 00:20:03,287
‫خب، فکر کنم برای مدت طولانی‌ای

263
00:20:04,538 --> 00:20:09,418
‫نمی‌خواستم ببینم اوضاع تو چقدر خرابه

264
00:20:12,045 --> 00:20:17,885
‫برام آسون‌تر بود که به خودم بگم
‫حالت بهتر می‌شه

265
00:20:22,556 --> 00:20:25,225
‫اما گاهی اوقات اوضاع…

266
00:20:26,560 --> 00:20:27,895
‫فقط خرابه

267
00:20:27,978 --> 00:20:31,982
‫و نمی‌تونیم وانمود کنیم
‫اوضاع خراب نیست

268
00:20:32,065 --> 00:20:35,319
‫فقط باید با هم از اون شرایط عبور کنیم

269
00:20:39,448 --> 00:20:41,283
‫نمی‌دونم ازم می‌خوای چی بگم

270
00:20:52,377 --> 00:20:53,677
‫این بار کی رو کُشتم؟

271
00:20:54,046 --> 00:20:56,423
‫آره، در مورد اون ماجرا…

272
00:20:56,507 --> 00:20:57,966
‫مکس کجاست؟

273
00:20:58,050 --> 00:20:59,350
‫می‌شه بیاییم داخل؟

274
00:21:00,761 --> 00:21:02,061
‫آره

275
00:21:07,309 --> 00:21:08,609
‫مکس به یه پلیس حمله کرده

276
00:21:10,270 --> 00:21:12,439
‫چند ساعت پیش فرار کرده

277
00:21:12,523 --> 00:21:14,691
‫فکر نمی‌کنم اون‌قدر احمق باشه
‫که برگرده این‌جا،

278
00:21:14,775 --> 00:21:16,443
‫اما با توجه به مشکلی که با هم دارید

279
00:21:16,527 --> 00:21:19,780
‫و صدماتی که به همکارمون زده،

280
00:21:20,572 --> 00:21:21,799
‫احتیاط کنیم بهتر از اینه
‫که آخر سر تأسف بخوریم

281
00:21:21,823 --> 00:21:23,123
‫چند وقته اومدید خونه؟

282
00:21:24,910 --> 00:21:26,210
‫خیلی نیست

283
00:21:27,120 --> 00:21:28,705
‫طوفان وسلی اصلاً شوخی‌بردار نیست

284
00:21:31,083 --> 00:21:33,502
‫مشکلی نیست خونه رو بگردیم
‫و مطمئن بشیم کسی قایم نشده؟

285
00:21:34,628 --> 00:21:36,797
‫- نه
‫- بریم

286
00:21:36,880 --> 00:21:38,382
‫تو برو بالا رو بگرد.
‫تو هم اون‌طرف رو بگرد

287
00:21:40,551 --> 00:21:43,887
‫گوش کنید، نمی‌دونم کیدی
‫زنش رو کشته یا نه،

288
00:21:43,971 --> 00:21:47,975
‫اما حدس می‌زنم کامل مشخصه
‫که می‌خواسته زندگی‌تون رو نابود کنه

289
00:21:48,600 --> 00:21:51,270
‫پس شرمنده که گند زدیم

290
00:21:53,480 --> 00:21:56,441
‫بیایید مطمئن بشیم که در امانید
‫و گورمون رو گم کنیم

291
00:21:59,069 --> 00:22:02,072
‫نات، زک، وسیله‌هاتون رو جمع کنید.
‫باید از این‌جا بریم

292
00:22:21,873 --> 00:22:24,798
‫[ نوآ: نمی‌دونم هنوز می‌خوایش یا نه… ]

293
00:22:24,799 --> 00:22:27,327
‫کسی توی این اتاق نیست
‫[ این چیزیه که توی این مدت کوتاه
‫در مورد کریستال کیدی پیدا کردم ]

294
00:22:27,328 --> 00:22:29,300
‫[ گواهی تولد لوک کیدی رو پیدا کردم ]

295
00:22:29,300 --> 00:22:31,263
‫[ گواهی تولد لوک کیدی ]

296
00:22:32,636 --> 00:22:33,993
‫[ نام ثبت شده: لوک کیدی ]

297
00:22:34,094 --> 00:22:36,793
‫[ نام کامل مادر: کریستال دیلایلا کیدی ]

298
00:22:38,924 --> 00:22:41,737
‫[ محل تولد: زایمان در خانه - بدون نظارت ]

299
00:22:41,738 --> 00:22:43,739
‫هی، می‌شه یه لحظه بریم بالا
‫حرف بزنیم؟

300
00:22:54,499 --> 00:22:56,960
‫بیا این رو با هم مرور کنیم

301
00:22:57,044 --> 00:22:59,755
‫می‌ریم به یه ایالت دیگه،
‫اسم‌هامون رو عوض می‌کنیم،

302
00:22:59,838 --> 00:23:02,090
‫و فقط منتظر می‌مونیم
‫تا اون بیاد پیدامون کنه

303
00:23:02,174 --> 00:23:03,592
‫منظورت چیه؟

304
00:23:07,137 --> 00:23:09,139
‫تو بچه‌ها رو از شهر ببر بیرون،
‫من منتظرش می‌مونم

305
00:23:11,517 --> 00:23:12,851
‫می‌خوای بُکُشیش؟

306
00:23:13,393 --> 00:23:16,021
‫تهدید رو حذف می‌کنم. برای همیشه

307
00:23:18,649 --> 00:23:19,709
‫اگه اون تو رو بُکُشه چی؟

308
00:23:19,733 --> 00:23:22,402
‫- اون رو در نظر گرفتی؟
‫- همین‌الانش هم داره ما رو می‌کُشه

309
00:23:23,111 --> 00:23:24,380
‫ذره‌ذره داره شکنجه‌مون می‌ده
‫و ما رو می‌کُشه

310
00:23:24,404 --> 00:23:27,824
‫نه، الان مدارک قطعی داریم.
‫مکس کیدی زندانی می‌‌شه

311
00:23:27,908 --> 00:23:29,208
‫کِی؟

312
00:23:29,284 --> 00:23:30,584
‫دست برنمی‌داره

313
00:23:31,370 --> 00:23:36,792
‫این وحشتی که توی زندگی‌مون داریم
‫تا آخر همراه خودمون و بچه‌ها می‌مونه

314
00:23:38,752 --> 00:23:40,052
‫این‌جایید؟

315
00:23:41,588 --> 00:23:44,883
‫شات‌گانت رو هم درآوردی.
‫نمی‌تونم بگم تقصیری داری

316
00:23:45,926 --> 00:23:48,178
‫خب، صاریغ خیلی خشمگینی
‫زیر ایوان خونه‌تون زندگی می‌کنه،

317
00:23:48,262 --> 00:23:50,264
‫اما مکس کیدی این‌جا نیست

318
00:23:57,000 --> 00:24:04,000


319
00:24:16,290 --> 00:24:19,126
‫گوش کنید، سیستم هشدار رو روشن بذارید
‫و سریع از شهر خارج بشید

320
00:24:19,710 --> 00:24:20,979
‫طوفان داره بدتر و بدتر می‌شه

321
00:24:21,003 --> 00:24:24,131
‫یه‌کم وسیله جمع می‌کنیم
‫و تا ۱۵ دقیقه‌ی دیگه راه می‌افتیم

322
00:24:24,214 --> 00:24:25,514
‫خیلی‌خب، خوبه

323
00:26:11,905 --> 00:26:13,205
‫بچه‌ها؟

324
00:26:15,200 --> 00:26:16,500
‫جمع کردید؟

325
00:26:22,499 --> 00:26:23,799
‫نات؟

326
00:26:26,420 --> 00:26:27,720
‫نات؟

327
00:26:30,883 --> 00:26:32,183
‫تام!

328
00:26:33,302 --> 00:26:35,220
‫تام!

329
00:26:35,304 --> 00:26:37,556
‫ولش کن! ولش کن!

330
00:26:37,639 --> 00:26:39,057
‫- تفنگت رو بنداز
‫- ولش کن!

331
00:26:39,141 --> 00:26:40,441
‫تفنگت رو بنداز

332
00:26:40,934 --> 00:26:42,811
‫اگه بهش صدمه بزنی،
‫تام بهت شلیک می‌کنه

333
00:26:43,395 --> 00:26:44,695
‫یالا. انجامش بده

334
00:26:45,856 --> 00:26:47,900
‫هی، هی، هی، هی، هی!
‫باشه، باشه، باشه!

335
00:26:47,983 --> 00:26:49,443
‫تفنگت رو بنداز!

336
00:26:50,068 --> 00:26:51,368
‫همین‌الان!

337
00:26:53,447 --> 00:26:54,948
‫برید عقب. برید عقب!

338
00:27:04,625 --> 00:27:06,668
‫هی، هی، هی، هی!
‫یالا! بس کن!

339
00:27:06,752 --> 00:27:08,052
‫- خیلی‌خب
‫- باشه…

340
00:27:10,005 --> 00:27:11,305
‫خیلی‌خب

341
00:27:12,049 --> 00:27:15,636
‫هر ۴ تاتون این‌جایید، ادامه می‌دیم

342
00:27:19,515 --> 00:27:21,391
‫- برید اون‌جا
‫- باشه

343
00:27:21,475 --> 00:27:25,938
‫خیلی‌خب، خانم دِورا و آقای دادستان،

344
00:27:26,021 --> 00:27:27,606
‫لطفاً بشینید

345
00:27:27,689 --> 00:27:29,149
‫بتمرگید. اون‌جا

346
00:27:29,233 --> 00:27:30,533
‫روی اون دو صندلی

347
00:27:31,026 --> 00:27:32,128
‫خیلی‌خب

348
00:27:32,152 --> 00:27:36,156
‫حالا، بگیر. دست‌هاشون رو ببند به صندلی

349
00:27:36,240 --> 00:27:38,742
‫- پسر، بمون سر جات
‫- چیزی نیست

350
00:27:38,825 --> 00:27:40,285
‫آروم و محکم

351
00:27:40,994 --> 00:27:42,538
‫یالا. یالا

352
00:27:42,621 --> 00:27:44,831
‫ببندشون به صندلی. یالا

353
00:27:44,915 --> 00:27:46,875
‫خیلی‌خب، بلند شو. پاشو

354
00:27:46,959 --> 00:27:49,378
‫حالا تو دست‌های اون رو ببند

355
00:27:52,005 --> 00:27:53,423
‫لطفاً این کار رو نکن، بابا

356
00:27:53,507 --> 00:27:56,844
‫بابا؟ الان گفتی «بابا»؟
‫خیلی‌خب، بگو «بابایی. بابایی»

357
00:27:57,970 --> 00:28:00,722
‫فقط من رو با خودت ببر.
‫هر جایی که بخوای باهات میام

358
00:28:01,515 --> 00:28:03,350
‫- گفتی می‌خوای کمکم کنی، درسته؟
‫- ناتالی

359
00:28:03,433 --> 00:28:06,144
‫آره، یه چنین چیزی گفتم
‫و بعدش تو بهم شلیک کردی

360
00:28:06,228 --> 00:28:09,147
‫خیلی‌خب، بچرخ.
‫قراره بشینی این‌جا

361
00:28:10,274 --> 00:28:11,574
‫خیلی‌خب

362
00:28:11,650 --> 00:28:12,950
‫حالا،

363
00:28:13,819 --> 00:28:17,197
‫بهتره مطمئن بشیم
‫خطری برای خودش محسوب نمی‌شه

364
00:28:17,281 --> 00:28:18,508
‫- نه
‫- نه

365
00:28:18,532 --> 00:28:19,592
‫نه، نه، نه، نه، مکس

366
00:28:19,616 --> 00:28:21,785
‫- مجبور نیستی اون کار رو بکنی. نه!
‫- نه. نه، زک!

367
00:28:21,869 --> 00:28:24,037
‫- خیلی‌خب. بیا این‌جا
‫- زک، من این‌جام

368
00:28:24,121 --> 00:28:25,223
‫- همینه
‫- لعنتی

369
00:28:25,247 --> 00:28:26,707
‫- احتمالاً بهش عادت کردی…
‫- مکس!

370
00:28:26,790 --> 00:28:28,959
‫- نه! اون کار رو نکن، مکس! نه!
‫- …اما اصلاً نگران نباش، چون این…

371
00:28:29,042 --> 00:28:30,919
‫- …حسابی قویه
‫- نه، نه!

372
00:28:31,003 --> 00:28:32,303
‫فقط یه کوچولو سوز می‌زنه

373
00:28:32,379 --> 00:28:33,565
‫نه!

374
00:28:33,589 --> 00:28:35,299
‫- سریع اثرش رو گذاشت
‫- فقط به من نگاه کن

375
00:28:35,382 --> 00:28:37,342
‫من این‌جام، باشه؟
‫این‌جا پیشتم

376
00:28:37,426 --> 00:28:39,094
‫- ببینید
‫- این‌جا پیشتم

377
00:28:39,178 --> 00:28:40,478
‫بیا

378
00:28:45,184 --> 00:28:46,484
‫خیلی‌خب، همین‌طوری

379
00:28:46,560 --> 00:28:52,733
‫خیلی‌خب، حالا بالاخره
‫کل خانواده دور هم جمع شدن

380
00:28:53,400 --> 00:28:54,818
‫اما قبل از این‌که شروع کنیم،

381
00:28:54,902 --> 00:28:59,114
‫تام، خیلی ازت ممنونم
‫که بچه‌هام رو بزرگ کردی

382
00:29:00,240 --> 00:29:01,658
‫همین رو می‌خوای بشنوی؟

383
00:29:01,742 --> 00:29:03,827
‫می‌خوای بگم که ناتالی دختره؟

384
00:29:03,911 --> 00:29:05,370
‫خب ناتالی دخترته. اون…

385
00:29:05,454 --> 00:29:07,289
‫زک هم پسرته.
‫اون رو پسر خودت کردی

386
00:29:07,915 --> 00:29:10,501
‫باشه؟ باشه، تو برنده شدی.
‫فقط بذار برن

387
00:29:10,584 --> 00:29:12,503
‫- نمی‌تونم بذارم برن
‫- نه، باید بذاری برن

388
00:29:12,586 --> 00:29:14,171
‫نمی‌تونم بذارم برن، چون…

389
00:29:14,254 --> 00:29:15,523
‫هی، بس کن

390
00:29:15,547 --> 00:29:18,050
‫اگه بذارم برن،
‫دیگه هیئت منصفه ندارم

391
00:29:18,133 --> 00:29:19,760
‫همه برخیزید

392
00:29:21,386 --> 00:29:25,474
‫دادگاه پرونده‌ی مردم
‫در برابر آنا دورا و تام بودن

393
00:29:26,099 --> 00:29:27,434
‫الان رسمیت پیدا می‌کنه

394
00:29:27,935 --> 00:29:31,688
‫خانم و آقا کوچولوی هیئت منصفه،

395
00:29:32,189 --> 00:29:38,612
‫شواهد این رو نشون می‌دن
‫که خانم دورا و آقای بودن

396
00:29:38,695 --> 00:29:41,406
‫برای منافع شخصی خودشون توطئه کردن
‫تا مکس کیدی رو به زندان بندازن

397
00:29:41,490 --> 00:29:43,492
‫بشین. هی، انجیل دارید؟

398
00:29:44,201 --> 00:29:45,501
‫چی؟

399
00:29:45,577 --> 00:29:47,871
‫می‌خوام اعتراضم رو نشون بدم، عالی‌جناب

400
00:29:48,789 --> 00:29:50,123
‫انجیل

401
00:29:50,207 --> 00:29:53,293
‫معمولاً یه کتاب سیاهه
‫که یه صلیب روشه

402
00:29:53,377 --> 00:29:54,646
‫چه غلطی می‌کنی؟

403
00:29:54,670 --> 00:29:56,922
‫چه غلطی می‌کنم؟
‫این‌جا رو ببین

404
00:29:57,589 --> 00:29:58,889
‫هی

405
00:29:59,758 --> 00:30:02,052
‫ازت می‌خوام زبونت رو گاز بگیری
‫و قطعش کنی

406
00:30:02,135 --> 00:30:03,720
‫زک، بهش گوش نده!

407
00:30:04,930 --> 00:30:07,432
‫- نه، نه، نه. زک، زک، زک
‫- زک، نکن. نه!

408
00:30:07,516 --> 00:30:09,518
‫- خیلی آروم گازش بگیر
‫- زک! زک!

409
00:30:09,601 --> 00:30:10,901
‫- زک!
‫- نه

410
00:30:11,353 --> 00:30:14,273
‫- یه‌کم بیشتر زور بزن. همین‌طور ادامه بده
‫- خیلی‌خب، باشه، باشه، قسم می‌خورم

411
00:30:14,356 --> 00:30:15,542
‫قسم می‌خورم حقیقت رو بگم

412
00:30:15,566 --> 00:30:16,866
‫قسم می‌خوریم که تمام
‫حقیقت رو بگیم، مکس

413
00:30:16,942 --> 00:30:18,318
‫قسم می‌خورم که تمام حقیقت رو بگم

414
00:30:18,402 --> 00:30:22,072
‫باشه، باشه، باشه. پسر، پسر.
‫خیلی‌خب، یه لحظه صبر کن. کارت خوب بود

415
00:30:23,031 --> 00:30:24,331
‫خانم دورا،

416
00:30:26,118 --> 00:30:31,623
‫حقیقت رو در مورد توافقی
‫که توصیه کردی مکسیمیلیانو کیدی بپذیره

417
00:30:32,332 --> 00:30:33,632
‫به هیئت منصفه بگو

418
00:30:33,876 --> 00:30:35,961
‫یه توافق بهت پیشنهاد دادم…

419
00:30:36,837 --> 00:30:38,714
‫که مجازات اعدام
‫از روی میز برداشته بشه

420
00:30:38,797 --> 00:30:41,049
‫بذارید به شاهد یادآوری کنم
‫که سوگند خورده

421
00:30:41,133 --> 00:30:42,718
‫دقیقاً ماجرا همین‌طور بود، مکس

422
00:30:42,801 --> 00:30:45,929
‫اجازه می‌خوام با اون یکی شاهد
‫به عنوان شاهدِ خصمانه برخورد کنم، عالی‌جناب

423
00:30:46,930 --> 00:30:49,266
‫تام. باشه، باشه، توطئه کردیم

424
00:30:49,349 --> 00:30:50,934
‫این رو می‌خوای بشنوی؟
‫همه‌ش من‌درآوردی بود

425
00:30:51,018 --> 00:30:55,314
‫من می‌خوام حقیقت رو بشنوم، آنا.
‫برای یک بار هم که شده حقیقت رو بگو

426
00:30:57,733 --> 00:30:59,033
‫باشه

427
00:31:06,325 --> 00:31:09,077
‫یه خبری لو رفته بود

428
00:31:10,245 --> 00:31:11,545
‫از اتاق هیئت منصفه

429
00:31:12,414 --> 00:31:16,460
‫و هیئت منصفه به بن‌بست خورده بود،
‫و ممکن بود آزادت کنن،

430
00:31:16,543 --> 00:31:18,128
‫ولی ازت می‌ترسیدم، مکس

431
00:31:19,713 --> 00:31:22,466
‫و می‌تونستم از اون استفاده کنم
‫و یه توافق خوب برات بگیرم، اما اون کار رو نکردم

432
00:31:22,549 --> 00:31:25,552
‫خلافش رو انجام دادم
‫و برای مدت زمان زیادی زندانیت کردیم

433
00:31:34,353 --> 00:31:35,687
‫می‌تونستم بی‌گناه شناخته بشم؟

434
00:31:37,397 --> 00:31:38,697
‫می‌تونستم بی‌گناه شناخته بشم

435
00:31:40,817 --> 00:31:42,117
‫می‌تونستم بی‌گناه شناخته بشم

436
00:31:42,694 --> 00:31:43,994
‫می‌شنوید، اعضای هیئت منصفه؟

437
00:31:44,947 --> 00:31:48,200
‫به موکل خودش خیانت کرده.
‫درسته؟ خیلی‌خب

438
00:31:50,577 --> 00:31:52,996
‫اما تمام حقیقت همین نیست، نه؟
‫تمام حقیقت همین نیست

439
00:31:54,915 --> 00:31:56,416
‫به هیئت منصفه بگو چیکار کردی

440
00:31:56,500 --> 00:31:57,769
‫آره، بهت خیانت کردم

441
00:31:57,793 --> 00:31:59,093
‫نه، نه. چرا می‌خواستی زندانی بشم؟

442
00:31:59,169 --> 00:32:00,963
‫چون فکر می‌کردم همسرت رو کُشتی

443
00:32:01,046 --> 00:32:04,466
‫- نه. نه. نه، نه، نه! باشه
‫- نه. نه! نه!

444
00:32:04,550 --> 00:32:06,134
‫توی این دادگاه، شهادت دروغ

445
00:32:06,218 --> 00:32:07,803
‫- مجازات ساده‌ای نداره، باشه؟
‫- باشه…

446
00:32:07,886 --> 00:32:10,180
‫- مجازاتش خیلی شدیده…
‫- …باشه، باشه

447
00:32:10,264 --> 00:32:11,449
‫…اگه سوگند خورده باشی و دروغ بگی

448
00:32:11,473 --> 00:32:12,534
‫فهمیدید؟

449
00:32:12,558 --> 00:32:16,144
‫باشه، باشه، باشه.
‫می‌ترسیدم نات دختر تو باشه

450
00:32:18,814 --> 00:32:20,482
‫چی؟ چی گفتی؟

451
00:32:22,776 --> 00:32:24,695
‫می‌ترسیدم نات دختر تو باشه،

452
00:32:24,778 --> 00:32:26,613
‫- و نمی‌خواستم تو رو بشناسه
‫- دختر

453
00:32:26,697 --> 00:32:29,199
‫نمی‌خواستم بفهمه
‫که پدرش یه هیولا بوده

454
00:32:29,283 --> 00:32:32,494
‫«هیولا»، درخواست حذف این کلمه
‫به دلیل جانبدارانه بودنش رو دارم

455
00:32:32,578 --> 00:32:35,038
‫خب، اگه اون موقع یه هیولا نبودی،
‫الان قطعاً هستی

456
00:32:35,122 --> 00:32:36,422
‫گوش کن…

457
00:32:38,250 --> 00:32:41,837
‫هر چیزی که امروز هستم،
‫همه‌ش دست‌پخت خود توئه

458
00:32:42,421 --> 00:32:43,839
‫این رو می‌فهمی؟

459
00:32:43,922 --> 00:32:46,175
‫دست‌پخت هر دوی شماست.
‫هر دو تاتون با هم این بلا رو سرم آوردید

460
00:32:46,258 --> 00:32:48,844
‫یه مرد بی‌گناه رو محکوم کردید!

461
00:32:48,927 --> 00:32:50,345
‫- هر دو تامون…
‫- و می‌دونستید!

462
00:32:50,429 --> 00:32:52,723
‫- هر دو تامون فکر می‌کردیم گناه‌کاری!
‫- عوضی‌ها!

463
00:32:52,806 --> 00:32:55,601
‫عوضی‌ها! دروغ‌گوها!

464
00:32:55,684 --> 00:32:58,437
‫- داریم حقیقت رو می‌گیم
‫- چرا باید الان دروغ‌هاتون رو باور کنم؟

465
00:32:58,520 --> 00:33:00,647
‫- داریم حقیقت رو می‌گیم!
‫- می‌خوای بدونی؟ توی زندگی کوفتیت

466
00:33:00,731 --> 00:33:02,691
‫هیچ حقیقتی وجود نداره!

467
00:33:02,774 --> 00:33:04,401
‫خودت هم دروغین هستی!

468
00:33:05,277 --> 00:33:06,337
‫همیشه دروغ می‌گی!

469
00:33:06,361 --> 00:33:10,866
‫دیروز سعی کرد متقاعدم کنه
‫که یه بچه با خواهرم داشتم

470
00:33:11,742 --> 00:33:13,243
‫اون چه کوفتی بود؟

471
00:33:13,327 --> 00:33:15,579
‫آره، لوک پسرته، مکس

472
00:33:17,206 --> 00:33:18,749
‫لوک پسرته، مکس

473
00:33:18,832 --> 00:33:20,018
‫بود

474
00:33:20,042 --> 00:33:22,961
‫الان توی رودخونه‌ست،
‫به همراه خواهر روانی

475
00:33:23,045 --> 00:33:25,047
‫و اون آشغالی که یه زمانی
‫بهش می‌گفتم «پدر»

476
00:33:25,130 --> 00:33:26,430
‫و می‌دونی چیه؟

477
00:33:26,715 --> 00:33:32,054
‫امکان نداره بچه‌ی من بوده باشه،
‫چون کریستال نمی‌تونست بچه‌دار بشه، باشه؟

478
00:33:32,137 --> 00:33:34,723
‫توی یه تصادف به گا رفته بود

479
00:33:35,307 --> 00:33:39,144
‫خیلی‌خب. خانم و آقای هیئت منصفه،

480
00:33:39,228 --> 00:33:43,273
‫دادستان فعلاً سوالاتش
‫از این شاهد تموم شدن

481
00:33:47,903 --> 00:33:54,576
‫شانگو، شانگو!
‫بله، ممنون. ممنون!

482
00:33:54,660 --> 00:34:00,499
‫تو رو توی جسمم حمل کردم
‫تا این روز فرا برسه

483
00:34:01,333 --> 00:34:02,633
‫عدالت

484
00:34:02,668 --> 00:34:03,968
‫آتش

485
00:34:04,002 --> 00:34:05,754
‫رعد و برق

486
00:34:05,838 --> 00:34:09,632
‫روز موعود فرا رسیده
‫و تو قاضی هستی!

487
00:34:11,426 --> 00:34:13,887
‫خب، سقف و دیوارهای دادگاه چکه می‌کنن،
‫ولی کی اهمیت می‌ده؟

488
00:34:13,971 --> 00:34:15,889
‫عدالت نمی‌تونه منتظر بمونه

489
00:34:15,973 --> 00:34:19,016
‫الان تام بودن رو
‫به جایگاه شاهد فرا می‌خونم

490
00:34:21,895 --> 00:34:25,232
‫آره، برگردیم سراغ لو رفتن،
‫از هیئت منصفه خبر داشتی، درسته؟

491
00:34:25,315 --> 00:34:28,025
‫وظیفه‌ی من این نبود
‫که وکیل مدافع دومت باشم

492
00:34:28,110 --> 00:34:29,777
‫باشه، پس وظیفه‌ت چی بود؟

493
00:34:30,362 --> 00:34:33,907
‫شاید اجرای عدالت.
‫اما در عوض دنبال چی بودی؟

494
00:34:33,991 --> 00:34:37,077
‫این‌که برای سابقه‌ت
‫آمار محکومیت بی‌نقصت رو حفظ کنی

495
00:34:37,661 --> 00:34:38,887
‫عوضی

496
00:34:38,911 --> 00:34:42,916
‫و فقط همون هم نیست،
‫با وکیلم هم خوابیدی

497
00:34:44,126 --> 00:34:47,713
‫و هر دو تاتون یه زندگی مرفه ساختید،

498
00:34:47,795 --> 00:34:51,632
‫با درد و زجری که من کشیدم،
‫با دورانی که من توی زندان بودم

499
00:34:51,717 --> 00:34:53,467
‫اون کار رو کردید

500
00:34:54,303 --> 00:34:56,513
‫هر چیزی که بخوای بشنوی رو می‌گم

501
00:34:57,222 --> 00:35:00,434
‫اما موقع دادگاه با هم رابطه نداشتیم

502
00:35:03,812 --> 00:35:05,147
‫داشتم عاشقش می‌شدم

503
00:35:07,441 --> 00:35:08,775
‫اما هیچ اتفاقی بین‌مون نیُفتاد

504
00:35:11,028 --> 00:35:12,328
‫گندش بزنن

505
00:35:13,614 --> 00:35:15,282
‫لعنتی. لعنتی

506
00:35:17,951 --> 00:35:21,163
‫مکس، امروز سرت ضربه‌ی بدی خورد.
‫اگه آسیب مغزی دیدی،

507
00:35:21,246 --> 00:35:23,248
‫باید بری بیمارستان وگرنه می‌میری

508
00:35:28,045 --> 00:35:30,672
‫امروز قراره بیام پیش شما

509
00:35:31,798 --> 00:35:33,550
‫بالاخره میام پیش‌تون

510
00:35:36,637 --> 00:35:37,937
‫مشتاقانه منتظرم

511
00:35:41,642 --> 00:35:45,103
‫خیلی‌خب، حالا می‌تونم
‫استدلال‌های نهاییم رو مطرح کنم،

512
00:35:45,187 --> 00:35:48,440
‫اما مطمئنم می‌دونید قراره چی بگم

513
00:35:48,524 --> 00:35:52,945
‫اما… هی.
‫هیئت منصفه به نتیجه رسیده؟

514
00:35:55,072 --> 00:35:56,865
‫آره، همون‌طور که بابام گفت
‫برو درت رو بذار

515
00:35:56,949 --> 00:35:59,785
‫باشه، می‌گی بی‌گناهن.
‫خب، آره، چی؟

516
00:35:59,868 --> 00:36:02,120
‫آره، عالی‌جناب، درست می‌فرمایید،

517
00:36:02,204 --> 00:36:05,791
‫اون عضو بی‌طرف هیئت منصفه نیست،
‫پس صلاحیتش رد می‌شه

518
00:36:05,874 --> 00:36:07,334
‫تو. هی، پسر

519
00:36:08,627 --> 00:36:11,171
‫لعنتی. هنوز توی هپروتی، درسته؟

520
00:36:11,255 --> 00:36:15,634
‫نه، باشه، پس به نظر می‌رسه
‫قاضی حرف آخر رو می‌زنه

521
00:36:15,717 --> 00:36:19,638
‫پس بیایید گوش بدیم.
‫ببینیم حرف اون چیه

522
00:36:21,014 --> 00:36:22,314
‫شانگو…

523
00:36:24,101 --> 00:36:25,602
‫خدای عدالت

524
00:36:27,563 --> 00:36:29,064
‫اوریشای رعد

525
00:36:32,484 --> 00:36:33,902
‫حکم نهایی رو اعلام کن

526
00:36:38,866 --> 00:36:40,166
‫گناه‌کار

527
00:36:41,326 --> 00:36:44,997
‫با مجازات اعدام، که باید
‫بی‌درنگ اجرا بشه. باشه

528
00:36:45,080 --> 00:36:47,624
‫نه، نه، نه، نه! نه! نه!

529
00:36:47,708 --> 00:36:50,294
‫مکس، لوک پسر تو و ملیساست

530
00:36:50,377 --> 00:36:52,796
‫بهش فکر کن. بهش فکر کن

531
00:36:52,880 --> 00:36:54,590
‫پسر من و ملیساست؟

532
00:36:54,673 --> 00:36:56,258
‫می‌تونم ثابتش کنم

533
00:36:57,217 --> 00:36:58,886
‫مسخره می‌کنی؟

534
00:36:58,969 --> 00:37:01,471
‫بذار مدرک ارائه بدم. توی گوشیمه

535
00:37:04,766 --> 00:37:06,268
‫بعداً برمی‌گردم سراغت

536
00:37:07,436 --> 00:37:10,439
‫این تنها توضیح ممکنه.
‫آخرین پیام نوآ رو بخون

537
00:37:10,939 --> 00:37:12,566
‫یه گواهی تولد خانگی هست

538
00:37:12,649 --> 00:37:15,235
‫نوشته کریستال کیدی
‫لوک کیدی رو به دنیا آورده

539
00:37:15,319 --> 00:37:17,029
‫- آها
‫- آره، اما کریستال که نمی‌تونسته بچه‌دار بشه،

540
00:37:17,112 --> 00:37:18,488
‫- درسته؟ می‌دونم
‫- نمی‌تونسته

541
00:37:18,572 --> 00:37:20,073
‫پس بچه از کجا اومده، مکس؟

542
00:37:23,118 --> 00:37:24,536
‫- این گوشیته؟
‫- آره

543
00:37:27,581 --> 00:37:28,881
‫بازش کن

544
00:37:31,168 --> 00:37:32,468
‫تاریخ رو ببین

545
00:37:33,837 --> 00:37:34,939
‫چی؟

546
00:37:34,963 --> 00:37:36,924
‫دقیقاً بعد از زمانیه که ملیسا گم شد

547
00:37:37,007 --> 00:37:38,307
‫آره

548
00:37:39,801 --> 00:37:43,305
‫اگه کریستال نمی‌تونه بچه‌دار بشه، مکس،
‫اون بچه رو از کجا آورده؟

549
00:37:43,388 --> 00:37:45,057
‫زخم روی بدنش رو می‌بینی؟

550
00:37:51,980 --> 00:37:57,819
‫به نظرم کریستال ملیسا رو کُشته.
‫و لوک رو از توی شکمش بیرون آورده

551
00:37:59,530 --> 00:38:02,658
‫خواهرت بچه‌ت رو دزدیده، مکس

552
00:38:04,117 --> 00:38:05,536
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه

553
00:38:05,619 --> 00:38:09,373
‫- آره. لوک بچه‌ی تو و ملیساست
‫- نه، امکان نداره…

554
00:38:09,998 --> 00:38:12,626
‫اون پسرِ توی قایق
‫پسرت آدام بود،

555
00:38:14,127 --> 00:38:16,338
‫و این همه مدت زنده بود
‫تا این‌که خودت کُشتیش

556
00:38:16,421 --> 00:38:18,298
‫- تو کُشتیش، مکس
‫- نه، نه، نه، نه

557
00:38:19,800 --> 00:38:21,426
‫پسرت رو کُشتی

558
00:38:21,510 --> 00:38:22,810
‫نه!

559
00:38:23,512 --> 00:38:25,055
‫کُشتیش

560
00:38:40,153 --> 00:38:41,780
‫بازش کردم

561
00:38:41,864 --> 00:38:43,164
‫فرار کن!

562
00:39:17,024 --> 00:39:18,324
‫نوبت خدمتت توی هیئت منصفه رسیده

563
00:39:20,986 --> 00:39:23,363
‫نه! نه! نه!

564
00:40:13,247 --> 00:40:16,458
‫- ناتالی. ناتالی
‫- چاقو رو بردار. بیا این‌جا…

565
00:40:18,585 --> 00:40:19,885
‫نات!

566
00:40:26,301 --> 00:40:27,601
‫نه!

567
00:40:29,179 --> 00:40:30,764
‫نه!

568
00:40:48,282 --> 00:40:49,582
‫آفرین

569
00:41:14,099 --> 00:41:15,399
‫نه

570
00:41:16,852 --> 00:41:18,152
‫نه

571
00:41:19,354 --> 00:41:20,856
‫نه!

572
00:41:26,361 --> 00:41:27,661
‫گندش بزنن

573
00:41:28,197 --> 00:41:29,497
‫نه

574
00:41:38,790 --> 00:41:40,417
‫زک، یه چاقو بیار

575
00:42:43,021 --> 00:42:44,321
‫تام!

576
00:43:06,128 --> 00:43:07,462
‫بُکُشیدش!

577
00:43:14,553 --> 00:43:16,180
‫بُکُشیدش!

578
00:43:20,893 --> 00:43:22,193
‫تام!

579
00:43:30,611 --> 00:43:31,987
‫تام!

580
00:43:33,572 --> 00:43:34,948
‫بذار توی یه قفس بمیره

581
00:44:43,475 --> 00:44:48,105
‫همه‌تون می‌دونید این‌جا چه اتفاقی افتاد،
‫توی خونه‌ای که مکس کیدی زندگی می‌کرد

582
00:44:48,188 --> 00:44:51,692
‫در حالی که نقشه می‌کشید از وکیل‌هایی
‫انتقام بگیره که زندانیش کردن

583
00:44:52,818 --> 00:44:54,987
‫اما چیزی که نمی‌دونید،
‫[ پرونده‌ی کیدی: قربانی یا شرور ]

584
00:44:54,988 --> 00:44:56,572
‫چیزی که هیچ‌وقت نمی‌تونید بفهمید،

585
00:44:57,239 --> 00:44:59,992
‫اینه که نزدیک مکس کیدی بودن
‫چه حسی داشت

586
00:45:01,159 --> 00:45:03,787
‫این‌که توی نگاه گرمش غرق بشی

587
00:45:05,414 --> 00:45:06,714
‫اما من می‌دونم

588
00:45:07,416 --> 00:45:09,042
‫چون من عاشق مکس بودم

589
00:45:26,102 --> 00:45:27,853
‫ناتالی، وقت غذاست

590
00:45:30,580 --> 00:45:33,193
‫[ دی‌اِن‌اِی ]
‫[ اطلاعات محرمانه‌ی سلامت ]

591
00:45:39,781 --> 00:45:41,617
‫دوست ندارم اغراق کنم،

592
00:45:42,117 --> 00:45:46,205
‫اما اگه این خبر پخش بشه
‫که چقدر این چیزبرگرها خوب دراومدن…

593
00:45:46,288 --> 00:45:48,123
‫نگران نباش.
‫خبرش پخش نمی‌شه

594
00:46:15,442 --> 00:46:17,444
‫هی، بابا، کمک می‌خوای؟

595
00:46:18,987 --> 00:46:20,287
‫حتماً

596
00:46:21,156 --> 00:46:23,158
‫بیا ساندویچ‌ها رو بگیریم

597
00:46:25,452 --> 00:46:26,954
‫یکی از اونا رو باز کن

598
00:46:34,378 --> 00:46:35,712
‫خوبی؟

599
00:46:37,506 --> 00:46:38,841
‫خوبم

600
00:46:43,345 --> 00:46:46,932
‫آدم روانی‌ای که ساندویچ بدون پنیر،
‫بدون کاهو و بدون نون سفارش داده کیه؟

601
00:46:47,516 --> 00:46:49,351
‫- منم
‫- خب، در اون صورت،

602
00:46:49,434 --> 00:46:50,734
‫خیلی فوق‌العاده به نظر می‌رسه

603
00:47:08,694 --> 00:47:28,694
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

