﻿1
00:00:04,000 --> 00:00:05,687
‫اینجا یه جای امنـه

2
00:00:05,712 --> 00:00:08,295
منظورت چیه؟ -
دقیقاً چیزیه که مامانت صداش می‌کرد -

3
00:00:08,320 --> 00:00:10,469
‫توی تمام شبکه‌های اجتماعی پر شده...
که تو اونو کشتی

4
00:00:10,494 --> 00:00:13,048
‫همش تقصیر توئـه و
‫تاوانش رو من دارم پس میدم

5
00:00:13,073 --> 00:00:14,856
‫می‌خوای چه غلطی بکنی؟
‫می‌خوای به بابات بگی منو بکشه؟

6
00:00:14,880 --> 00:00:16,627
‫احتمالاً به باباش میگه ترتیبت رو بده

7
00:00:17,225 --> 00:00:20,463
‫آلانا واسه کمک کردن به
‫پدربزرگ و مادربزرگش نرفته اونجا،

8
00:00:20,488 --> 00:00:22,213
‫رفته که از دست من فرار کنه

9
00:00:22,238 --> 00:00:23,534
‫مرگ سارا تقصیر منـه

10
00:00:23,559 --> 00:00:25,887
‏24ام، 25ام و 26ام

11
00:00:25,912 --> 00:00:28,174
‫کسی می‌تونه توضیح بده مایکل کجا بوده؟

12
00:00:28,742 --> 00:00:30,065
آلانا؟ -
!نمی‌دونم -

13
00:00:30,090 --> 00:00:32,055
‫پالی رو دیدم که داشت
 با ‫یکی از پسرا دعوا می‌کرد

14
00:00:32,080 --> 00:00:34,512
دعوا‫ در حد کل‌کل زنونه
و یقه‌گیری و هل دادن؟

15
00:00:34,537 --> 00:00:36,496
‫ فقط یه کل‌کل زنونه، به قول تو، نبود،

16
00:00:36,520 --> 00:00:38,496
‫یه خشونت وحشیانه بود

17
00:00:38,520 --> 00:00:41,000
‫کریگ، گوش کن چی میگم،
‫نیا اینجا. من الان سر کارم

18
00:00:41,025 --> 00:00:42,656
لطفاً -
خودشه؟ -

19
00:00:42,680 --> 00:00:44,015
‫الان میرم باهاش حرف می‌زنم

20
00:00:44,040 --> 00:00:46,542
اون خیلی زود بدجور عصبانی می‌شه -
عصبانی؟ -

21
00:00:46,567 --> 00:00:48,135
‫یه لطفی در حق خودت بکن و برگرد تو

22
00:00:48,160 --> 00:00:50,375
‫دستت رو به من نزن! آخ!

23
00:00:50,400 --> 00:00:52,601
این همون چیزیه که می‌خوای؟ -
کریگ، خواهش می‌کنم بس کن -

24
00:00:53,660 --> 00:00:56,312
‫کسی نمیگه اون این کارو ‫کرده
،من اینو نگفتم

25
00:00:56,337 --> 00:00:57,370
...ولی

26
00:00:57,760 --> 00:00:59,255
‫ولی دارن یه سری سوالا می‌پرسن

27
00:00:59,280 --> 00:01:01,736
چه جور سوالایی؟ -
درباره رفتارای گذشته‌ش -

28
00:01:02,523 --> 00:01:05,075
‫روری گفت اونو تو زمین راگبی
‫درحال یه جور دعوا دیده

29
00:01:07,025 --> 00:01:08,958
‫من فقط چیزی که شنیدم رو بهت میگم، آلانا

30
00:01:09,760 --> 00:01:12,240
‫بیا وسایلت رو جمع کنیم و ‫بیا پیش من بمون

31
00:01:21,630 --> 00:01:23,640
‫آخ! آخ، آخ!

32
00:01:25,800 --> 00:01:27,783
‫بابا! بابا!

33
00:01:27,808 --> 00:01:28,680
!آلانا، صبرکن

34
00:01:28,705 --> 00:01:30,105
‫من هیچ کاری نکردم!
‫ببرش داخل خونه

35
00:01:30,130 --> 00:01:31,275
ببرش داخل خونه -
!آخ -

36
00:01:31,685 --> 00:01:34,175
!بابا، بابا -
چیزی نیست، چیزی نیست -

37
00:01:34,200 --> 00:01:35,511
‫آروم باش!

38
00:01:36,123 --> 00:01:37,123
!آخ

39
00:01:38,360 --> 00:01:39,448
‫مسخره‌ست!

40
00:01:42,981 --> 00:01:44,359
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم!

41
00:01:44,384 --> 00:01:45,379
‫آخ!

42
00:01:46,339 --> 00:01:48,585
‫شما باید اونو بازداشت کنین، نه منو

43
00:01:49,360 --> 00:01:51,298
‫چارلی-ایکس‌ری-3-5-6،

44
00:01:51,323 --> 00:01:53,295
‫می‌تونم زمان رسیدن نیروهای کمکی رو بپرسم؟

45
00:01:53,320 --> 00:01:54,613
‫اون دیگه چه وضعش بود؟

46
00:01:54,638 --> 00:01:56,835
‫تو دستت دور گلوش بود، مایکل

47
00:01:56,860 --> 00:01:58,546
‫همه فکر می‌کنن ‫می‌خواستی خفه‌ش کنی

48
00:02:02,628 --> 00:02:13,628
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

49
00:02:26,000 --> 00:02:33,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

50
00:02:33,993 --> 00:02:37,255
‫چندتا روایت متناقض
 از اتفاقی که اینجا افتاده وجود داره

51
00:02:37,280 --> 00:02:38,885
‫چه تناقضی توشون هست؟

52
00:02:38,910 --> 00:02:41,852
‫خب، کارآگاه استانهوپ
میگه که اومده بوده تو رو ببینه

53
00:02:41,877 --> 00:02:44,693
‫یه چیزایی درباره بررسی پرونده تینا بردلی

54
00:02:44,718 --> 00:02:46,408
‫راستش من ازش خواسته بودم نیاد

55
00:02:46,604 --> 00:02:49,256
‫اندی... ماچ
همون گروهبانی که تو خونه شیفتـه

56
00:02:49,280 --> 00:02:51,021
‫گفت به نظر می‌رسیده مسئله‌ی شخصی بوده

57
00:02:51,372 --> 00:02:55,004
‫با توجه به رابطه‌ی گذشته‌تون
 و اینکه قرار بود سر کار باشی

58
00:02:55,029 --> 00:02:56,599
‫اصلاً با این قضیه راحت نیستم

59
00:02:56,624 --> 00:02:58,458
...واسه همینم بود که گفتم -
و اینکه مایکل پالی -

60
00:02:58,483 --> 00:03:01,083
‫از خونه اومده بیرون و سعی کرده بهش حمله کنه

61
00:03:01,349 --> 00:03:04,295
قضیه دقیقاً اینجوری نبود -
مجبور شده مایکل رو مهار کنه -

62
00:03:04,660 --> 00:03:06,353
بله -
این حقیقت هم هست که -

63
00:03:06,378 --> 00:03:09,216
‫مایکل پالی
 گلوی کارآگاه استانهوپ رو گرفته بود

64
00:03:09,240 --> 00:03:11,906
بیشتر داشت از خودش دفاع می‌کرد -
ببخشید، کی داشت از خودش دفاع می‌کرد؟ -

65
00:03:11,931 --> 00:03:14,710
‫مایکل داشت در برابر کریگ، یعنی همون
 کارآگاه استانهوپ از خودش دفاع می‌کرد

66
00:03:15,114 --> 00:03:18,034
‫پس دستش رو دور گلوی اون نذاشته بود؟

67
00:03:20,376 --> 00:03:22,866
معلومه که موضوع به پرونده ربط داره، آنی -
بله -

68
00:03:22,891 --> 00:03:25,440
با توجه به نحوه‌ی مرگ سارا -
اونجوری که فکر می‌کنی نبود، ایون -

69
00:03:25,465 --> 00:03:29,301
‫مایکل پالی
 مظنون اصلی ما تو پرونده‌ی قتل همسرشـه

70
00:03:30,040 --> 00:03:31,910
‫ما با کارآگاه استانهوپ صحبت کردیم

71
00:03:31,935 --> 00:03:34,280
 و اون تصمیم گرفته که شکایت نکنه

72
00:03:34,748 --> 00:03:37,605
‫اما آنی، اگه یه همچین اتفاقی تو دوران خدمتت

73
00:03:37,630 --> 00:03:40,360
‫به‌عنوان افسر رابط خانواده بیفته،

74
00:03:40,853 --> 00:03:42,870
‫مجبوریم از این سمت بذاریمت کنار

75
00:03:44,260 --> 00:03:46,055
‫می‌خواین منو از این سمت بذارین کنار؟

76
00:03:46,079 --> 00:03:48,415
چرا؟ مگه من چیکار کردم؟ -
این روال قانونیـه -

77
00:03:48,440 --> 00:03:50,087
‫باید بکشی عقب

78
00:03:50,112 --> 00:03:52,260
 موقعیت خودتو به خطر انداختی

79
00:03:52,285 --> 00:03:54,255
‫فکر کردم نمی‌خوای افسر رابط باشی؟

80
00:03:54,280 --> 00:03:57,045
‫نمی‌خواستم
اما اون تازه شروع کرده به حرف زدن

81
00:03:57,070 --> 00:03:59,296
‫واسه مردهایی مثل اون
 تو بهترین شرایط هم حرف زدن سخته

82
00:03:59,321 --> 00:04:00,691
‫تازه داره سفره‌ی دلشو واسم باز می‌کنه

83
00:04:00,716 --> 00:04:02,096
...آنی -
شما اونجا به من نیاز دارین -

84
00:04:02,120 --> 00:04:04,044
حتی بعضی از مکالمه‌ها رو ضبط کردم

85
00:04:04,069 --> 00:04:05,848
‫خب، نباید این کارو می‌کردی...
الان واست پخشش می‌کنم

86
00:04:07,570 --> 00:04:10,085
‫می‌دونم مدرکی واسه اثبات بی‌گناهیش نداره
اما فکر نمی‌کنم کار اون باشه

87
00:04:10,440 --> 00:04:11,656
‫نه با این لحنی که داره حرف می‌زنه

88
00:04:11,680 --> 00:04:14,376
‫بیا بعداً به این قضیه برسیم
نه‫ بذار همین الان بهش برسیم، باشه؟

89
00:04:14,400 --> 00:04:15,912
‫من تنها کسی‌ام که اون باهاش حرف می‌زنه

90
00:04:17,480 --> 00:04:19,136
چرا این صاحاب‌مرده الان باز نمیشه؟ -
آنی -

91
00:04:19,160 --> 00:04:20,906
‫ ما تو رو از این پرونده کنار نمی‌ذاریم

92
00:04:20,931 --> 00:04:23,227
‫هنوز کارهایی هست
 که باید از همین‌جا پیگیری بشن

93
00:04:23,252 --> 00:04:25,415
‫من نمی‌خوام اینجا کار کنم

94
00:04:25,440 --> 00:04:28,406
‫آنی، کاری رو می‌کنی که بهت گفته میشه

95
00:04:49,821 --> 00:04:50,821
چیه؟

96
00:04:51,172 --> 00:04:52,836
‫دوست‌پسر سابقت اونجا چه غلطی می‌کرد؟

97
00:04:53,604 --> 00:04:54,647
‫کریگ؟

98
00:04:58,516 --> 00:05:00,044
‫اون برات گل فرستاده بود؟

99
00:05:02,507 --> 00:05:05,211
‫خودت گفتی اگه یه بار دیگه
برگشتم سمتش، ‫سرم داد بزن

100
00:05:06,208 --> 00:05:07,422
‫چرا بهم نگفتی؟

101
00:05:11,560 --> 00:05:12,573
‫آنی...

102
00:05:17,140 --> 00:05:19,666
‫به خاطر اتفاقی که افتاده
می‌خوان ‫دیگه افسر رابط خانواده نباشم

103
00:05:22,025 --> 00:05:24,465
‫درست وقتی که شروع کرده به حرف زدن،
‫دارن پرونده رو ازم می‌گیرن

104
00:05:38,106 --> 00:05:39,346
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداری

105
00:05:41,283 --> 00:05:44,440
‫باید درباره‌ی اون دفترچه خاطرات ‫به پلیس بگی

106
00:05:45,388 --> 00:05:47,935
‫مادرت ترسیده بود‫
این چیزیه که اون تو نوشته

107
00:05:48,852 --> 00:05:50,335
‫اگه مقتول مادرت نبود چی؟

108
00:05:50,360 --> 00:05:52,652
‫و مردی که بهش شک داشتی هم ‫پدرت نبود چی؟

109
00:05:52,677 --> 00:05:53,997
‫اون‌وقت باز هم می‌رفتی پیش پلیس؟

110
00:05:56,202 --> 00:05:59,847
‫پس تنها چیزی که
جلوی رفتنت پیش ‫پلیس رو می‌گیره،

111
00:06:00,175 --> 00:06:01,593
‫این حقیقتـه که اون آدم پدرته

112
00:06:01,618 --> 00:06:03,096
‫این خودش یه مسئله‌ست، پاول

113
00:06:03,120 --> 00:06:04,776
‫معلومه که پدرت رو دوست داری،

114
00:06:04,800 --> 00:06:07,640
‫اما نه تا این حد که بذاری
‫بخاطر آسیب زدن به مادرت قسر دربره

115
00:06:11,862 --> 00:06:12,862
آلانا

116
00:06:13,136 --> 00:06:15,683
حداقل ‫بذار پلیس قضیه رو حل کنه

117
00:06:20,887 --> 00:06:22,405
‫نمی‌دونم قضیه چیه

118
00:06:22,850 --> 00:06:25,429
‫فقط گفت می‌خواد ‫بعد از مدرسه ما رو ببینه

119
00:06:32,876 --> 00:06:35,648
‫همه واسه بازی آخر فصل خیلی هیجان‌زده‌ان،

120
00:06:36,159 --> 00:06:39,216
‫و هیچ‌کس هم سعی نمی‌کنه اتفاقات
‫چند هفته‌ی گذشته رو نادیده بگیره

121
00:06:39,240 --> 00:06:40,456
‫قطعاً همین‌طوره

122
00:06:40,480 --> 00:06:42,936
‫ اتفاقاتی حتماً ‫تو خونه در جریان بوده

123
00:06:42,960 --> 00:06:46,576
‫اما ما باید درباره‌ی
‫وضعیت تحصیلی دیلن صحبت کنیم

124
00:06:46,879 --> 00:06:50,256
‫تو درس زبان انگلیسی و زیست‌شناسی،
‫اوضاعش کم‌وبیش روبه‌راهه،

125
00:06:50,280 --> 00:06:52,408
‫اما تاریخش... خب،

126
00:06:52,433 --> 00:06:54,415
‫اونجایی که باید باشه نیست

127
00:06:54,440 --> 00:06:56,408
‫ما می‌خوایم دیلن یه آزمون بده،

128
00:06:56,433 --> 00:06:57,737
تا پیشرفتش رو ارزیابی کنیم

129
00:06:58,140 --> 00:06:59,535
‫روز دوشنبه، بعد از مدرسه

130
00:06:59,560 --> 00:07:01,135
‫این یعنی چی، سه روز دیگه؟

131
00:07:01,159 --> 00:07:04,706
‫بهش فشار بیارین تا توی
...مقاله‌نویسیش پیشرفت کنه، وگرنه

132
00:07:04,731 --> 00:07:06,933
‫وگرنه، درباره‌ی راگبی مطمئن نیستیم،

133
00:07:07,187 --> 00:07:08,802
‫درباره‌ی اینکه بتونه تو مسابقه بازی کنه

134
00:07:09,684 --> 00:07:11,220
‫همه‌ی ما می‌خوایم اون بازی کنه،

135
00:07:11,245 --> 00:07:14,656
‫اما از نظر تسلط روی سرفصل فعلی، خیلی عقبه

136
00:07:17,516 --> 00:07:20,961
‫راگبی بهترین کار برای دیلنـه
اینجوری انرژی خودش رو تخلیه می‌کنه

137
00:07:20,986 --> 00:07:23,562
‫اینجوری خودش رو ابراز می‌کنه‫
چرا می‌خواین این کارو بکنین؟

138
00:07:23,587 --> 00:07:26,271
این یه جور انگیزه‌ست -
نه، این فقط بی‌رحمیه -

139
00:07:27,160 --> 00:07:29,226
‫خانم سجویک، اگه دیلن پیشرفت نکنه،

140
00:07:29,251 --> 00:07:31,907
‫تو نمرات پیش‌بینی‌شده‌ش عقب می‌افته،

141
00:07:31,932 --> 00:07:33,735
‫همین‌طور واسه انتخاب‌های دانشگاهش

142
00:07:33,760 --> 00:07:35,480
‫این به خاطر خودشه

143
00:07:36,703 --> 00:07:39,439
‫من با آقای ویچ‌چرچ صحبت کردم و اونم موافقه

144
00:07:39,905 --> 00:07:41,152
‫و آقای پالی چی؟

145
00:07:41,177 --> 00:07:43,608
‫آقای پالی در حال حاضر از مدرسه تعلیق شده

146
00:08:14,284 --> 00:08:16,136
‫"سلام، شما با تلفن آلانا پالی تماس گرفتید

147
00:08:16,160 --> 00:08:18,431
‫لطفاً پیام بذارید، در اولین فرصت باهاتون تماس می‌گیرم"

148
00:08:39,668 --> 00:08:42,213
‫کارآگاه استنهوپ نمی‌خواد شکایت کنه

149
00:08:42,553 --> 00:08:45,880
‫اون اتفاق امروز صبح، مایکل
اون بیرون، وقتی که بهش معترض شدی

150
00:08:45,905 --> 00:08:47,121
‫من بهش معترض شدم؟

151
00:08:47,146 --> 00:08:49,242
‫الان تصمیم گرفتی اینطوری به یادت بیاریش، آره؟

152
00:08:49,267 --> 00:08:51,055
‫در هر صورت، الان دیگه اونقدرها مهم نیست،

153
00:08:51,080 --> 00:08:52,888
‫چون اون نمی‌خواد شکایت کنه

154
00:08:52,913 --> 00:08:56,119
‫این رو هم باید بدونی که کارآگاه کسیدی
 دیگه افسر رابط خانواده‌ت نیست

155
00:08:56,470 --> 00:08:58,216
‫کارآگاه هموند سر جاش می‌مونه،

156
00:08:58,240 --> 00:08:59,998
‫و یه نفر رو پیدا می‌کنیم که جایگزین آنی بشه

157
00:09:00,023 --> 00:09:01,023
کی؟

158
00:09:01,048 --> 00:09:02,733
اینا همه‌ش باید هماهنگ بشه

159
00:09:03,040 --> 00:09:04,566
‫و اگه این آدم رو نخوام چی؟

160
00:09:04,591 --> 00:09:07,473
‫اگه آنی نباشه، من هیچ‌کس رو نمی‌خوام
راستش اصلاً نمی‌خوام کسی اینجا باشه

161
00:09:07,498 --> 00:09:09,353
‫من هر وقت پیشرفتی تو پرونده حاصل بشه

162
00:09:09,788 --> 00:09:11,337
شما رو در جریان می‌ذارم

163
00:09:11,362 --> 00:09:12,920
‫می‌تونید بفرمایید بیرون

164
00:09:17,540 --> 00:09:19,220
"سارا جین پالی، 52 ساله"

165
00:09:28,771 --> 00:09:30,571
"قربانی، مجرم رو نمی‌شناسه"

166
00:09:36,304 --> 00:09:38,796
"موقعیت: "بریستول و یک کیلومتری اطراف وودلند

167
00:10:04,480 --> 00:10:06,200
‫فقط می‌خواستم حالت رو بپرسم

168
00:10:08,052 --> 00:10:09,964
‫نگران بودم که یه کم زیاده‌روی کرده باشم

169
00:10:10,308 --> 00:10:12,781
‫فقط از طرز بیرون اومدنش از اون خونه
خوشم نیومد، بهم هجوم آورد

170
00:10:12,806 --> 00:10:15,215
‫بهت گفتم نیای
گفتم نمی‌تونم حرف بزنم

171
00:10:15,240 --> 00:10:17,381
می‌دونم -
به لطف تو، دیگه افسر رابط خانواده نیستم -

172
00:10:17,928 --> 00:10:19,960
می‌دونم -
و هیچ‌کس هم به کسی هجوم نیاورد، کریگ -

173
00:10:21,000 --> 00:10:23,096
‫ببین، متأسفم اگه قضیه رو اشتباه برداشت کردم

174
00:10:23,120 --> 00:10:25,414
فقط نمی‌خواستم بهت آسیب بزنه -
می‌شه گوش کنی، لطفاً؟ -

175
00:10:26,606 --> 00:10:28,310
‫نمی‌خوام رابطه‌مون رو خراب کنیم

176
00:10:29,187 --> 00:10:30,448
و خراب هم نمی‌کنیم

177
00:10:32,080 --> 00:10:33,170
‫آنی...

178
00:10:36,787 --> 00:10:37,810
‫آنی...

179
00:10:38,880 --> 00:10:40,240
بهت قول می‌دم

180
00:10:42,687 --> 00:10:44,239
‫تو قبلاً هم خیلی قول‌ دادی

181
00:10:49,560 --> 00:10:50,560
‫لطفاً

182
00:10:52,039 --> 00:10:54,136
‫لطفاً فقط بذار دوباره میز رزرو کنم

183
00:10:54,160 --> 00:10:56,760
‫و وانمود کنیم امروز اصلاً اتفاقی نیفتاده

184
00:11:05,155 --> 00:11:07,571
‫چرا فردا نمیای پیشم تا برات لازانیا درست کنم

185
00:11:07,596 --> 00:11:08,828
‫مثل همیشه که درست می‌کردم؟

186
00:11:11,360 --> 00:11:13,528
‫- این کار رو برام می‌کنی؟
‫- این کار رو برات می‌کنم

187
00:11:32,942 --> 00:11:35,542
"جراحت شدید بدنی، تجاوز، ضرب و شتم، خفه‌کردن"

188
00:11:38,311 --> 00:11:40,988
آلفی لامونت و برادرش ادوارد"
"نهایتاً محکوم شدند

189
00:11:48,343 --> 00:11:49,635
"آلفی لامونت، تاریخ آزادی 13.03.2024"

190
00:12:16,036 --> 00:12:17,270
...آلفی لامونت

191
00:12:18,080 --> 00:12:20,847
در سال 2008 یه زن رو تو جنگل‌های لی خفه کرده

192
00:12:20,872 --> 00:12:23,695
‫اون سابقه‌ی حمله به زن‌ها رو داره
یکی‌شون یه زن دونده بوده

193
00:12:23,720 --> 00:12:25,359
‫- آره، آنی...
‫- صبرکن. بذار حرفم تموم بشه

194
00:12:25,384 --> 00:12:27,816
‫یکی دیگه هم پیاده‌روی می‌کرده
سارا پالی هم پیاده‌روی می‌کرده

195
00:12:27,840 --> 00:12:32,136
‫بعدشم سال 2021 از زندان آزاد شد و حالا...

196
00:12:32,160 --> 00:12:33,897
‫- اونو بررسی کردیم
‫- تو ابوتس لی زندگی می‌کنه

197
00:12:33,922 --> 00:12:36,738
 برادرش ادوارد اونجا زندگی می‌کنه
 اما آلفی لامونت تو اسپانیاست

198
00:12:37,205 --> 00:12:38,984
‫- واقعاً؟
‫- از فوریه اونجاست

199
00:12:39,009 --> 00:12:40,045
از کجا می‌دونی؟

200
00:12:40,342 --> 00:12:41,467
آمارش رو درآوردیم

201
00:12:42,613 --> 00:12:44,794
‫جهت اطلاعت میگم آنی
ما همه‌ی این کارها رو می‌کنیم

202
00:12:45,160 --> 00:12:48,816
‫داریم مجرمین سابق، حملات مشابه
 و پرونده‌های حل‌نشده رو بررسی می‌کنیم

203
00:12:49,313 --> 00:12:52,176
‫زمانی که به عنوان افسر رابط کار می‌کردی
اینجا دست روی دست نذاشته بودیم

204
00:12:52,200 --> 00:12:54,770
‫- خیلی سخت کار کردیم
‫- می‌دونم چقدر سخت کار می‌کنین

205
00:12:54,795 --> 00:12:57,664
‫در ضمن، ایون میگه اون کیف تو اتاق مدارکـه

206
00:12:58,015 --> 00:12:59,616
‫- کیف؟
‫- آره کیف مدارک

207
00:12:59,640 --> 00:13:00,693
‫باید ثبت بشه

208
00:13:00,718 --> 00:13:03,372
‫چیزایی که
تو محدوده‌ی بیرونی محل قتل پیدا شده

209
00:13:03,637 --> 00:13:05,973
‫ایون خواست اگه می‌تونی یه بررسی از‌ش بکنی

210
00:13:05,998 --> 00:13:07,454
‫فقط، می‌دونی که، اگه وقت داشتی

211
00:13:07,479 --> 00:13:09,658
‫الو؟ آره، چیه؟ من سر کارم

212
00:13:10,412 --> 00:13:11,905
‫ببین، باید صبرکنی تا برگردم خونه

213
00:13:54,645 --> 00:13:55,683
‫ اینجا چیکار می‌کنی؟

214
00:13:55,708 --> 00:13:58,529
‫آقا، دارن مجبورم می‌کنن آزمون تاریخ بدم

215
00:13:58,554 --> 00:14:00,919
...مطمئنم رد میشم -
این چه ربطی به من داره؟ -

216
00:14:01,656 --> 00:14:02,791
‫شما تاریخ درس می‌دین

217
00:14:04,160 --> 00:14:05,600
‫شما مربی منین، آقا

218
00:14:06,683 --> 00:14:09,378
‫اگه تو آزمون رد بشم
 فصل مسابقاتم به باد میره

219
00:14:11,419 --> 00:14:13,082
‫نمی‌تونم تو مسابقه‌ی فینال بازی کنم

220
00:14:15,680 --> 00:14:16,693
‫کفش‌هات

221
00:14:17,349 --> 00:14:19,579
‫خب، اونا بیراه نمی‌گن
واقعاً باید خودتو بالا بکشی

222
00:14:19,960 --> 00:14:21,940
‫اما اینکه کی تو اون مسابقه بازی کنه، این...

223
00:14:22,667 --> 00:14:24,016
‫  هنوزم تصمیم منـه

224
00:14:24,040 --> 00:14:26,400
‫بهم گفتن شما دیگه تو مدرسه نیستین، آقا

225
00:14:32,691 --> 00:14:35,093
‫خب، موضوع این مقاله چیه؟

226
00:14:35,118 --> 00:14:36,402
 توافق‌نامه‌ی مونیخ

227
00:14:36,738 --> 00:14:38,920
‫آقای بومن میگه
 یه مقاله درباره‌ی چمبرلین می‌خواد

228
00:14:39,295 --> 00:14:40,880
‫اشتباه اعتماد کردن به هیتلر

229
00:14:40,905 --> 00:14:44,175
‫هیچ‌کس یه مقاله درباره‌ی اینکه
چرا اعتماد به هیتلر اشتباه بوده، نمی‌خواد

230
00:14:44,413 --> 00:14:45,934
‫مگه اتفاقی که افتاد غیر از این بود؟

231
00:14:45,959 --> 00:14:48,415
‫اونا قطعاً مقاله‌ای نمی‌خوان
که فقط بیاد اتفاقات رو بازگو کنه

232
00:14:48,440 --> 00:14:50,429
‫چیزی که می‌خوان اینـه که
بفهمن خودت چی فکر می‌کنی

233
00:14:50,454 --> 00:14:51,990
اونا ازت استدلال می‌خوان -
‫- استدلال؟

234
00:14:52,015 --> 00:14:55,191
‫آره، یه خط فکری رو انتخاب کن
 درست مثل راگبی

235
00:14:55,435 --> 00:14:57,920
‫یه زاویه‌ی دید انتخاب کن
هرچی زاویه‌ت سخت‌تر باشه

236
00:14:58,161 --> 00:14:59,693
‫کارت چشمگیرتر میشه

237
00:15:00,423 --> 00:15:01,456
‫خب، نظرت چیه...

238
00:15:01,480 --> 00:15:03,536
‫نظرت چیه که ادعا کنی
که حق داشته به هیتلر اعتماد کنه؟

239
00:15:03,560 --> 00:15:05,416
‫- واقعاً حق داشته؟
‫- خب، اینش مهم نیست

240
00:15:05,440 --> 00:15:06,933
‫مهم اینـه که ادعای تو این باشه

241
00:15:06,958 --> 00:15:10,487
‫چیزی که من دارم سعی می‌کنم...
...یعنی چیزی که آقای بومن می‌خواد انجام بده

242
00:15:10,512 --> 00:15:13,693
‫اینه که توانایی تو رو بسنجه
تا کاری کنی تاریخ رو جور دیگه‌ای ببینیم

243
00:15:14,085 --> 00:15:15,918
‫با یه دید جدید، از زاویه‌ی دید خودت

244
00:15:17,290 --> 00:15:20,472
‫اما کاری نیست که من الان دارم
 اینجا می‌کنم، تو هم باید بری

245
00:15:20,497 --> 00:15:21,802
‫آقا، خواهش می‌کنم

246
00:15:25,508 --> 00:15:28,314
‫"تمرکز ما همچنان روی یه نفره"

247
00:15:28,938 --> 00:15:32,400
‫مایکل پالی تو سه روز قبل از
پیدا شدن جنازه‌ی سارا، کدوم گوری بوده؟

248
00:15:32,701 --> 00:15:34,771
‫یعنی قبل از اینکه
 چهار چشمی زیر نظر بگیریمش

249
00:15:35,810 --> 00:15:38,232
‫می‌دونیم همون شبی که
 سارا ناپدید شده، خونه رو ترک کرده

250
00:15:38,963 --> 00:15:41,645
‫اما ممکنه جنازه رو
 یه شب دیگه جابه‌جا کرده باشه؟

251
00:15:41,670 --> 00:15:43,007
‫احتمالش هست

252
00:15:43,610 --> 00:15:45,414
‫تو خط زمانی کارهاش، جاهای خالی زیادی هست

253
00:15:45,439 --> 00:15:46,840
 از رابطه‌ی پنهانی زنش خبر داشته

254
00:15:46,865 --> 00:15:49,253
‫و کلاً هم دست به‌زنش خوبه
 و واکنش فیزیکی نشون میده

255
00:15:51,000 --> 00:15:54,711
‫از دوربین‌های مداربسته و
آیفون‌های تصویری اون منطقه چیزی درنیومده؟

256
00:15:55,400 --> 00:15:59,000
‫نه، تصاویر ناقصه
چون اونجا کلاً یه منطقه‌ی روستاییـه

257
00:16:09,814 --> 00:16:10,924
‫تموم شد؟

258
00:16:11,232 --> 00:16:13,168
‫اون ازم می‌خواد با اینا چیکار کنم؟

259
00:16:13,193 --> 00:16:16,241
‫فقط درست ثبت‌شون کن
 بذارش تو کیف و ببرشون انبار مدارک‫

260
00:16:16,266 --> 00:16:17,126
اوه

261
00:16:35,499 --> 00:16:36,499
"کریگ"

262
00:16:37,321 --> 00:16:38,551
‫- الو
‫- دیدیش؟

263
00:16:38,760 --> 00:16:39,857
‫تو مرکوری؟

264
00:16:40,481 --> 00:16:41,616
روزنامه‌ی مرکوری؟

265
00:16:41,641 --> 00:16:44,657
‫"خانواده‌ی بردلی ادعا می‌کنن بیشتر از
"یه دهه‌ست که هیچ سرنخ جدیدی پیدا نشده

266
00:16:44,682 --> 00:16:47,098
‫"در حالی که توجه‌ها بیشتر
"داره جلب پرونده‌ی قتل حل‌نشده‌ی

267
00:16:47,123 --> 00:16:48,603
‫"همسر یه مدیر مدرسه میشه"

268
00:16:49,802 --> 00:16:52,175
‫"گرت، برادر مقتول
"از عدم پیشرفت پرونده شاکیه

269
00:16:52,200 --> 00:16:55,380
‫"حرف از "کارآگاه‌های خوش‌نیت" زده و..."

270
00:16:56,200 --> 00:16:57,186
‫آره، ادامه بده

271
00:16:57,403 --> 00:17:00,008
‫"و اینکه هیچ‌وقت
"حس نشده که پرونده‌ی تینا در اولویتـه

272
00:17:01,538 --> 00:17:02,658
‫"خدای من"

273
00:17:03,960 --> 00:17:05,748
‫- این تو روزنامه‌ی امروزه؟
‫- آره

274
00:17:06,200 --> 00:17:07,925
‫اونم بعد از این همه زحمتی که کشیدی

275
00:17:40,099 --> 00:17:42,875
‫- نتونستیم پیدات کنیم
‫- خب، این واسه شروع، چرت و پرتـه

276
00:17:42,900 --> 00:17:43,930
‫کارول کجاست؟

277
00:17:43,955 --> 00:17:46,349
خونه نیست -
اون که هیچوقت خونه نیست، گرت -

278
00:17:46,374 --> 00:17:49,243
‫هر وقت کسی میاد که
دلش نمی‌خواد ببینتش، ‫بهم میگه اینو بگم

279
00:17:49,268 --> 00:17:51,108
‫چاره‌ای نداره. برو کنار

280
00:17:57,960 --> 00:17:59,437
‫چطور کار به اینجا کشید؟

281
00:18:03,218 --> 00:18:05,816
‫"هیچ‌وقت حس نشده که پرونده‌ی تینا اولویته"؟

282
00:18:05,841 --> 00:18:07,566
‫کارول، من هر هفته میام اینجا

283
00:18:08,612 --> 00:18:11,125
‫هر روز دارم بهش فکر می‌کنم. اون دوستم بود

284
00:18:11,475 --> 00:18:14,544
‫تینا کِی ناپدید شد؟ چه تاریخی؟

285
00:18:15,880 --> 00:18:17,200
‫خودت تاریخش رو می‌دونی

286
00:18:18,840 --> 00:18:21,600
‫17 جولای 2004...

287
00:18:22,915 --> 00:18:25,087
‫بین ساعت 12 شب تا 1 بامداد

288
00:18:25,520 --> 00:18:27,421
‫ این تو مغزم حک شده، کارول

289
00:18:27,960 --> 00:18:29,294
خیلی وقت پیش بوده

290
00:18:31,125 --> 00:18:32,525
داره به اون سمت می‌ره

291
00:18:34,400 --> 00:18:35,714
...من به عنوان یه دوست

292
00:18:36,240 --> 00:18:37,371
دوستت دارم

293
00:18:38,922 --> 00:18:40,258
...‫اما به عنوان یه کارآگاه

294
00:18:40,760 --> 00:18:42,231
...نمی‌تونم به این فکر نکنم که

295
00:18:44,800 --> 00:18:48,533
‫اگه قرار بود پیداش کنی، تا الان کرده بودی

296
00:19:02,508 --> 00:19:09,508


297
00:19:53,880 --> 00:19:55,816
‫"چیزی که باید یادمون باشه اینه که برای ما،

298
00:19:55,840 --> 00:19:57,780
‫این اتفاقات تاریخی حساب میشن

299
00:19:57,805 --> 00:19:59,901
‫اون زمان، از نعمت عاقبت‌نگری برخوردار نبود"

300
00:20:00,397 --> 00:20:02,256
‫و اگه ما اون جنگ رو باخته بودیم،

301
00:20:02,280 --> 00:20:04,656
‫آیا باز هم امروز درباره‌ی
چمبرلین همین‌طور فکر می‌کردیم؟

302
00:20:04,969 --> 00:20:07,673
نه. نه، آقا -
خب، پس داریم چی میگیم؟ -

303
00:20:08,654 --> 00:20:10,024
‫داریم میگیم...

304
00:20:10,049 --> 00:20:11,526
...که چمبرلین

305
00:20:12,002 --> 00:20:14,307
حق داشته؟  -
نمی‌تونیم از این کلمه استفاده کنیم، اما -

306
00:20:14,332 --> 00:20:15,332
‫بدشانس بوده؟

307
00:20:16,291 --> 00:20:17,782
 آره، قطعاً همین‌طور بوده

308
00:20:18,710 --> 00:20:20,942
‫و شایدم شرافتمندانه،

309
00:20:21,488 --> 00:20:23,654
‫چون بعضی وقت‌ها، شرافتمندانه‌تر اینه که...

310
00:20:24,478 --> 00:20:25,524
‫نجنگی

311
00:20:27,130 --> 00:20:28,965
‫سعی کنی به یه سازش و...

312
00:20:31,323 --> 00:20:32,763
‫یه راه حل مسالمت‌آمیز برسی

313
00:20:34,828 --> 00:20:36,741
...‫وقتی همه چیز داره

314
00:20:37,360 --> 00:20:39,448
 به سمت درگیری و تقابل می‌کنه

315
00:20:39,473 --> 00:20:41,791
‫و دوباره از دست رفتن جان میلیون‌ها آدم

316
00:20:42,524 --> 00:20:45,256
‫شاید عاقلانه‌ترین یا شجاعانه‌ترین انتخاب

317
00:20:45,280 --> 00:20:46,600
‫وارد جنگ نشدن باشه

318
00:20:48,872 --> 00:20:50,087
‫و این خب...

319
00:20:51,920 --> 00:20:53,902
‫خودش یه انتخاب فعالـه

320
00:20:57,115 --> 00:20:58,743
‫و در نتیجه، این می‌تونه استدلال ما باشه

321
00:20:58,768 --> 00:21:00,935
‫این‌طوری می‌تونیم
کاری کنیم تو اون مسابقه بازی کنی

322
00:21:00,960 --> 00:21:05,216
‫ما انتخاب‌هایی که چمبرلین در اون زمان
باهاشون روبه‌رو بوده رو توضیح می‌دیم

323
00:21:05,240 --> 00:21:06,990
‫نه از روی عاقبت‌نگری و دانسته‌های الان‌مون

324
00:21:07,015 --> 00:21:08,455
‫بله آقا، فقط مسئله اینـه که...

325
00:21:09,080 --> 00:21:11,013
‫ما که اینو نمی‌گیم، مگه نه؟

326
00:21:11,038 --> 00:21:13,494
‫این... منم که دارم مقاله رو می‌نویسم

327
00:21:13,826 --> 00:21:15,528
‫آره، منظورم همین بود. خب...

328
00:21:17,400 --> 00:21:20,696
‫آزمون ساعت چنده؟
 ‏5 عصر. قبل از ساعت مطالعه

329
00:21:20,720 --> 00:21:23,135
‫خب، بیا یه سری
 یادداشت‌های نهایی برداریم، موافقی؟

330
00:21:34,288 --> 00:21:35,291
‫دیلن؟

331
00:21:35,586 --> 00:21:38,000
اون اینجاست؟
‫یکی از دوستاش گفت دیدتش که اومده اینجا

332
00:21:38,812 --> 00:21:41,111
‫دیلن، بیا بیرون. صدامو می‌شنوی؟

333
00:21:41,408 --> 00:21:43,025
‫ایشون داره برای امتحان تاریخ کمکم می‌کنه

334
00:21:43,213 --> 00:21:44,977
‫خب، نباید این کارو بکنه، خودشم اینو می‌دونه

335
00:21:45,002 --> 00:21:46,540
‫این کار اصلاً درست نیست. یالا بیا

336
00:21:46,565 --> 00:21:47,815
‫- کار اشتباهی نیست
‫- دیلن

337
00:21:49,411 --> 00:21:50,848
ممنون، آقا -
بیا -

338
00:22:31,874 --> 00:22:34,141
‫دارن به اثبات اینکه
 کار پالی بوده نزدیک‌تر میشن

339
00:22:36,080 --> 00:22:39,040
‫ظاهراً، مادرزنش فکر می‌کنه کار اون بوده

340
00:22:40,400 --> 00:22:43,026
‫می‌دونم تو مطمئن نیستی
 اما حتی آلانا هم داره به شک می‌افته

341
00:22:43,824 --> 00:22:45,412
‫از تو چهره‌ش می‌تونم اینو بفهمم

342
00:22:52,280 --> 00:22:54,800
‫واقعاً؟ الان دیگه با من حرف نمی‌زنی؟

343
00:22:57,280 --> 00:22:58,280
‫آنی؟

344
00:23:04,823 --> 00:23:07,149
‫ اگه کسی پرسید
بگو رفتم این وسایل رو بذارم تو انبار

345
00:23:08,159 --> 00:23:09,199
‫باشه؟

346
00:23:25,320 --> 00:23:28,480
‫خب دیلن، ساعت پنجه
 آزمون الان شروع میشه

347
00:23:57,268 --> 00:23:58,628
‫می‌خوای بریم یه قهوه بخوریم؟

348
00:24:04,076 --> 00:24:06,266
‫یه روز، به پشت سرم و
...به همه‌ی این اتفاقا نگاه می‌کنم

349
00:24:08,641 --> 00:24:11,807
‫و از خودم می‌پرسم:
 "آیا کار درست رو در حق بچه‌ها کردم؟"

350
00:24:14,120 --> 00:24:15,485
‫چیزی نگفتن

351
00:24:17,185 --> 00:24:20,305
‫ توی تمام این گندی که
برامون درست کردی، هیچ کاری نکردن

352
00:24:23,200 --> 00:24:25,280
‫نه، دلم نمی‌خواد برم قهوه بخورم

353
00:25:44,613 --> 00:25:45,617
یالا دیگه

354
00:25:53,964 --> 00:25:55,252
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

355
00:25:58,160 --> 00:25:59,423
‫ببخشید، آم...

356
00:26:00,120 --> 00:26:02,320
یه بازرسی معمولی و... کسل‌کننده‌ست

357
00:26:03,946 --> 00:26:05,495
‫دنبال ادوارد لامونت می‌گردم

358
00:26:05,953 --> 00:26:08,496
‫ادوارد یا ادی؟
اگه ادی رو می‌خوای، پیداش کردی

359
00:26:08,753 --> 00:26:11,443
‫و اگه ادوارد رو بخوام؟
‫مشکلی با منتظر موندن ندارم

360
00:26:11,468 --> 00:26:13,071
پس ‫باید خیلی منتظر بمونی

361
00:26:13,096 --> 00:26:15,415
‫پدر درست قبل از کریسمس مُرد

362
00:26:18,080 --> 00:26:19,616
متأسفم -
نه، نیازی نیست -

363
00:26:19,641 --> 00:26:23,241
‫یهو سر و کله‌ی این همه زن
 از ناکجاآباد پیدا شد و کلی قضایای دیگه

364
00:26:24,599 --> 00:26:26,856
‫برو تو، برو تو! هیس، هیس! برو تو، برو تو!

365
00:26:26,880 --> 00:26:28,989
‫تمام عمرت فکر می‌کنی یه نفر رو می‌شناسی،

366
00:26:29,014 --> 00:26:32,322
‫روی حرفاش حساب می‌کنی
بعد معلوم میشه هر کاری ازش برمی‌اومده

367
00:26:33,499 --> 00:26:35,705
‫می‌خوای گواهی فوتش رو ببینی؟

368
00:26:36,558 --> 00:26:38,707
...اگه به کارت میاد مشکلی ندارم -
ببخشید -

369
00:26:39,360 --> 00:26:41,160
‫برو تو! بدو، بدو

370
00:27:06,046 --> 00:27:10,622
‫قبل از اینکه نظرمون رو بگیم
 می‌خوام بهت بگم کارت عالی بود

371
00:27:10,920 --> 00:27:12,456
‫آقای بومن مقاله‌ت رو بهم نشون داد،

372
00:27:12,480 --> 00:27:15,014
‫کاملاً مشخصه که
مطالعه‌ی زیادی روی این موضوع داشتی

373
00:27:15,280 --> 00:27:17,398
‫پس اول از همه
می‌خوایم بابت این قضیه تحسینت کنیم

374
00:27:17,720 --> 00:27:18,733
‫چی باید بگی؟

375
00:27:19,647 --> 00:27:20,656
 ممنونم

376
00:27:20,680 --> 00:27:23,095
‫خیلی براش زحمت کشید، مگه نه رفیق؟

377
00:27:23,120 --> 00:27:26,295
‫بازی تو مسابقه‌ی راگبی براش خیلی مهمه

378
00:27:26,320 --> 00:27:29,040
و همین‌طور پیشرفت تو درس تاریخ -
بله، دقیقاً همین‌طوره -

379
00:27:29,924 --> 00:27:31,324
‫هدف اصلی این کار هم همینه

380
00:27:32,487 --> 00:27:34,226
‫ما هر دو مقاله‌ت رو نگاه کردیم،

381
00:27:34,251 --> 00:27:36,141
‫نکات مثبت و خوب زیادی توش بود،

382
00:27:36,166 --> 00:27:40,406
‫اما هیچ‌کدوم‌مون اون پیشرفتی که
 مد نظرمون بود رو توش ندیدیم

383
00:27:42,480 --> 00:27:44,752
چمبرلین مردد بود -
اما من عکس اینو گفتم -

384
00:27:44,777 --> 00:27:46,007
‫نتونست در برابرشون بایسته

385
00:27:46,032 --> 00:27:47,813
...اما حرف من اینه که اون

386
00:27:48,330 --> 00:27:50,573
یه جنگ ‫تو یه "کشور دوردست" رو نمی‌خواست

387
00:27:50,598 --> 00:27:52,360
‫دقیقاً. ما سر کلاس به این موضوع پرداختیم

388
00:27:52,385 --> 00:27:54,782
‫مردی که از پس حل کردن مشکلاتش برنمیاد

389
00:27:55,202 --> 00:27:57,624
‫تو سعی داری این استدلال رو بیاری
 که این کار شرافتمندانه بوده

390
00:27:57,649 --> 00:28:01,150
‫اما احتمالاً استدلال به اینکه این کار
از روی ضعف یا بزدلی بوده، راحت‌تره

391
00:28:11,400 --> 00:28:13,240
‫پس یعنی نمی‌تونم تو مسابقه بازی کنم؟

392
00:28:23,623 --> 00:28:27,016
‫سالی 25 هزار پوند زبون‌بسته رو
 می‌ریزم تو حلقومتون، واسه چی آخه؟

393
00:28:27,040 --> 00:28:28,096
‫برو گمشو!

394
00:28:28,120 --> 00:28:30,376
‫اونم بعد از بلایی که سرش آوردی؟! سر مامانم!

395
00:28:30,400 --> 00:28:32,616
!بس کن -
!این قضیه ربطی به من نداره -

396
00:28:32,640 --> 00:28:34,656
‫ربطی به من نداره! اونا منو تنبیه نمی‌کنن!

397
00:28:34,680 --> 00:28:36,176
‫تو... تو نمی‌فهمی

398
00:28:36,200 --> 00:28:38,126
‫خب، اونا دارن تو رو تنبیه می‌کنن!

399
00:28:38,377 --> 00:28:40,377
‫منم به خاطر توئه که عصبانی‌ام!

400
00:28:41,160 --> 00:28:42,280
‫دیلن...

401
00:28:45,926 --> 00:28:46,948
بیا بریم

402
00:29:31,212 --> 00:29:34,364
"آهنگ «بَک‌آن 74» از جانگل"

403
00:30:26,155 --> 00:30:27,247
‫آنی!

404
00:30:31,607 --> 00:30:32,707
‫آنی!

405
00:30:43,640 --> 00:30:46,414
‫آنی! در رو باز کن!

406
00:30:48,520 --> 00:30:50,334
‫آنی، منم! دم درم!
...کریگ، ببخ

407
00:30:50,720 --> 00:30:52,959
‫ببخشید، ببخشید، یه خرده جوگیر شده بودم

408
00:30:54,040 --> 00:30:55,128
‫بالاخره تشریف آوردی

409
00:30:55,153 --> 00:30:58,169
‫منو اینجا مثل یه احمق عوضی معطل نگه داشتی

410
00:30:58,194 --> 00:30:59,655
!خدای من

411
00:31:00,562 --> 00:31:02,115
‫در کوفتی رو باز کن

412
00:31:03,320 --> 00:31:05,520
‫آنی... در رو باز کن

413
00:31:07,282 --> 00:31:08,885
‫جهنم، پس خودم با کلید خودم میام تو

414
00:31:14,802 --> 00:31:16,293
‫لعنت بهش، تف توش!

415
00:31:18,382 --> 00:31:21,026
‫نمی‌تونی منو پشت در خونه‌ی
 کوفتی خودمم قفل کنی، آنی

416
00:31:22,200 --> 00:31:23,325
!خدای من

417
00:31:25,212 --> 00:31:26,414
‫می‌خوای چیکار کنی؟

418
00:31:26,977 --> 00:31:28,805
از لای شکاف این در کوفتی بهم غذا بدی؟

419
00:31:29,719 --> 00:31:30,997
تف به این شانس

420
00:31:33,560 --> 00:31:34,610
‫نمی‌دونم والا

421
00:31:35,160 --> 00:31:38,600
‫فکر می‌کردم دیگه از این کارا
 از این بازی‌ها دست برداشتی

422
00:31:41,249 --> 00:31:44,679
‫آنی، گزارش پزشکی قانونی
 مربوط به کیف‌دستی رو آوردم

423
00:31:46,691 --> 00:31:48,431
‫می‌خوای ببینیش یا نه؟

424
00:31:55,440 --> 00:31:58,000
‫الو! می‌دونم که می‌تونی منو ببینی

425
00:31:59,760 --> 00:32:02,880
‫من دارم اینجا همه کاری رو
درست انجام میدم. مو به مو

426
00:32:04,880 --> 00:32:06,136
‫مسخره‌بازی محضه‌

427
00:32:07,430 --> 00:32:08,440
‫گندش بزنن

428
00:32:31,280 --> 00:32:35,160
‫نقشه‌ت اینه؟ که کاری کنی
 جلوی دوربین آیفون سرت داد بزنم؟

429
00:32:37,667 --> 00:32:39,102
‫می‌دونم اونجایی

430
00:32:39,796 --> 00:32:42,253
‫ببین، این همون گزارش پزشکی قانونیه

431
00:32:42,960 --> 00:32:45,120
‫خیلی ذوق داشتم که اینو نشونت بدم

432
00:32:47,515 --> 00:32:49,266
‫ببین داری مجبورم می‌کنی دست به چه کاری بزنم

433
00:32:49,291 --> 00:32:51,258
‫دارم به‌زور وارد خونه‌ی لعنتی خودم می‌شم!

434
00:32:58,363 --> 00:32:59,543
‫دوستت دارم

435
00:32:59,568 --> 00:33:01,288
‫یادت میاد؟ دوستت دارم

436
00:33:03,063 --> 00:33:05,335
متنفرم از اینکه کاری می‌کنی
که این‌طوری با هم بجنگیم

437
00:33:06,680 --> 00:33:09,720
‫این کار داغونم می‌کنه. خودتم می‌دونی
چرا باید این کارو بکنی؟

438
00:33:13,680 --> 00:33:15,680
‫تعجبی نداره که آخرش رفتن سراغ روزنامه‌ها

439
00:34:00,434 --> 00:34:01,714
‫اون باهات حرف می‌زنه

440
00:34:02,560 --> 00:34:03,720
‫اما نه تو خونه

441
00:34:24,631 --> 00:34:26,560
‫پاول میگه باید برم پیش پلیس

442
00:34:28,170 --> 00:34:29,170
...میگه

443
00:34:29,767 --> 00:34:31,517
‫یه سری مطالب داخل دفترچه خاطرات مامان

444
00:34:31,542 --> 00:34:33,261
‫چیزاییه که اونا باید ازشون باخبر باشن

445
00:34:34,458 --> 00:34:37,138
‫اما قبل از اینکه بریم، بابا
باید یه سوال ازت بپرسم

446
00:34:39,427 --> 00:34:40,965
ولی ‫باید برگردی،

447
00:34:41,872 --> 00:34:45,199
‫و تو چشمام نگاه کنی
 تا بتونم اون سوال رو ازت بپرسم

448
00:34:47,520 --> 00:34:49,782
‫و باید که حقیقت رو بهم بگی

449
00:34:57,875 --> 00:34:59,014
‫برگرد

450
00:35:01,235 --> 00:35:02,235
‫بابا؟

451
00:35:06,081 --> 00:35:07,681
‫تو مامان رو کشتی؟

452
00:35:20,160 --> 00:35:21,640
‫نمی‌تونستی بذاری بره؟

453
00:35:57,440 --> 00:35:59,343
‫شرمنده‌م آقا، اما اونا قبولش نکردن

454
00:35:59,883 --> 00:36:01,781
‫اونا حرفایی که
برای گفتن داشتی رو نخواستن بشنون

455
00:36:02,280 --> 00:36:04,816
ببخشید، یعنی چی؟ -
خب، از مقاله‌م خوششون نیومد -

456
00:36:04,840 --> 00:36:06,760
‫از این خوششون نیومد که اومدم پیش شما

457
00:36:06,785 --> 00:36:07,976
‫و ازتون کمک خواستم

458
00:36:08,000 --> 00:36:10,222
‫شما هم نتونستین، چیزی بهم یاد ندادین

459
00:36:10,247 --> 00:36:11,536
بهش گند زدین

460
00:36:11,560 --> 00:36:13,555
‫دیلن، متأسفم که چنین حسی داری
...اما قضیه این‌طور

461
00:36:13,580 --> 00:36:15,697
‫شما به خاطر خودتون داشتین بهم یاد می‌دادین

462
00:36:17,666 --> 00:36:20,317
‫وقتی داشتین با من حرف می‌زدین
 فقط به فکر خودتون بودین

463
00:36:22,960 --> 00:36:25,774
‫من بهترین بازیکن‌تونم
!ولی باز هم گند زدین توش

464
00:36:25,799 --> 00:36:27,375
!از این کلمه استفاده نکن -
چرا؟ -

465
00:36:27,866 --> 00:36:29,788
‫می‌خواین دوباره
دق دلی‌تون رو سر من خالی کنین؟

466
00:36:30,482 --> 00:36:32,927
‫کاری که زنتون با بابای من کرد

467
00:36:32,952 --> 00:36:35,106
!تقصیر شماست، نه تقصیر من

468
00:36:44,965 --> 00:36:46,525
‫شما حتی خودتونم انتخاب نمی‌کردین، آقا

469
00:36:51,731 --> 00:36:52,856
‫چون یه آدم بزدلی

470
00:36:52,880 --> 00:36:54,600
از این کلمه استفاده نکن -
شما بزدلی‌ -

471
00:36:54,625 --> 00:36:57,615
‫مراقب حرف زدنت باش
‫نه آقا! شما مراقب حرف زدنتون باشین!

472
00:36:57,640 --> 00:36:58,944
‫شما اهل جنگیدن نیستین

473
00:36:59,160 --> 00:37:00,696
‫برای همه این سخنرانی رو راه می‌اندازین

474
00:37:00,720 --> 00:37:03,136
‫که چطور همه باید "پشت همدیگه باشن"

475
00:37:03,160 --> 00:37:05,629
‫اما خودتون هیچ غلطی واسه هیچ‌کس نمی‌کنین!

476
00:37:07,552 --> 00:37:09,573
‫بی‌خود نیست که
 همه دارن با انگشت نشونتون میدن

477
00:37:09,598 --> 00:37:11,406
‫بی‌خود نیست که همه گذاشتن رفتن

478
00:37:14,540 --> 00:37:15,988
‫می‌خواین در موردش چیکار کنین؟

479
00:37:17,760 --> 00:37:20,680
‫یالا آقا... چطوری می‌خواین درستش کنین؟

480
00:37:34,095 --> 00:37:35,365
‫فکرش رو می‌کردم

481
00:38:14,287 --> 00:38:15,296
درسته

482
00:38:15,593 --> 00:38:16,649
‫معذرت می‌خوام

483
00:38:16,984 --> 00:38:19,280
‫اگه اون خوشحالت می‌کنه
 من کی‌ام که قضاوتت کنم؟

484
00:38:20,640 --> 00:38:21,876
‫دیگه می‌کشم کنار

485
00:38:27,040 --> 00:38:29,376
‫رئیس؟
رئیس، دخترش اومده اینجا

486
00:38:29,400 --> 00:38:31,880
‫- می‌خواد اظهارنامه جدیدی بهمون بده
‫- بیا

487
00:38:38,377 --> 00:38:40,791
"فرد مظنون، عذر موجه؟"

488
00:38:41,589 --> 00:38:43,427
"عکس خانه ابوت‌ها"

489
00:39:25,729 --> 00:39:27,814
"‫"سلام، شما با تلفن آلانا پالی تماس گرفتید

490
00:39:27,839 --> 00:39:29,879
لطفاً پیام بذارید"
"در اولین فرصت باهاتون تماس می‌گیرم

491
00:39:56,440 --> 00:39:59,309
‫می‌خوام همه‌چیز رو بهتون بگم
 اما می‌خوام پاول هم اینجا بمونه

492
00:39:59,334 --> 00:40:01,372
‫آلانا، همه‌چیز طبق خواسته
 و شرایط خودت پیش میره

493
00:40:13,600 --> 00:40:14,854
...مامان و بابا

494
00:40:15,520 --> 00:40:17,036
خیلی با هم دعوا می‌کردن

495
00:40:17,233 --> 00:40:18,292
‫این اولین موردشـه

496
00:40:19,061 --> 00:40:20,136
‫غروب‌ها،

497
00:40:20,160 --> 00:40:22,576
‫یه بار بعد از اینکه
فکر می‌کردن رفتم سر کلاس

498
00:40:22,600 --> 00:40:24,241
‫ولی من هنوز تو خونه بودم

499
00:40:27,040 --> 00:40:28,198
‫مامان ازش می‌ترسید

500
00:40:29,480 --> 00:40:31,576
‫- "فکر می‌کنی می‌ترسید؟"
‫- "مطمئنم که می‌ترسید"

501
00:40:32,147 --> 00:40:33,224
‫اینو بهت گفته بود؟

502
00:40:35,130 --> 00:40:36,692
‫تو دفترچه خاطراتش نوشته بود

503
00:40:39,803 --> 00:40:41,323
‫دفترچه خاطرات مامان دست ما بود. من...

504
00:40:43,065 --> 00:40:45,245
‫برگه‌هاش رو کندم چون شخصی بودن

505
00:40:46,067 --> 00:40:47,430
‫ اون برگه‌ها الان کجان؟

506
00:40:53,600 --> 00:40:56,004
‫سوزوندنشون، اون و مایکل

507
00:40:56,933 --> 00:40:58,793
‫ نگرانه که به خاطر این کار بیفته تو دردسر،

508
00:40:58,818 --> 00:41:00,315
‫اما من بهش گفتم که نباید نگران باشه

509
00:41:01,008 --> 00:41:02,360
‫بهتره همه‌چیز رو بهتون بگه

510
00:41:04,160 --> 00:41:05,373
‫همین‌طوره، آلانا...

511
00:41:07,160 --> 00:41:09,696
‫آلانا، تا وقتی حقیقت رو به ما بگی،

512
00:41:09,720 --> 00:41:11,556
‫نباید نگران چیزی باشی، باشه؟

513
00:41:16,000 --> 00:41:19,262
‫نوشته بود که... ازش می‌ترسید

514
00:41:20,269 --> 00:41:22,451
‫و از اون موقع تا حالا دارم بهش فکر می‌کنم

515
00:41:23,536 --> 00:41:24,575
‫اینکه چطور...

516
00:41:25,440 --> 00:41:27,469
تمام این مدت باهاش زندگی کردم

517
00:41:27,494 --> 00:41:29,134
‫اینکه اون منو دوست داره

518
00:41:31,240 --> 00:41:32,920
‫اما واقعاً نمی‌شناسمش

519
00:41:33,756 --> 00:41:35,774
اینکه چه حسی داره

520
00:41:37,218 --> 00:41:39,926
‫چه حسی به مادرت داشت؟

521
00:41:40,988 --> 00:41:42,454
‫و چه حسی به تو داره؟

522
00:41:43,107 --> 00:41:44,200
 اصلاً به هر چیزی

523
00:41:47,906 --> 00:41:50,506
‫اونا بروز نمیدن... مگه نه؟

524
00:41:51,541 --> 00:41:54,368
‫مردایی مثل اون
 مسائل منطقی و روزمره رو بهت میگن

525
00:41:54,393 --> 00:41:56,313
‫اما هیچ‌وقت نمی‌ذارن از درونشون باخبر بشی

526
00:41:58,080 --> 00:41:59,280
‫دست خودشون نیست

527
00:42:02,236 --> 00:42:04,822
‫بعدش امروز صبح رفتیم دیدنش، مگه نه؟

528
00:42:06,784 --> 00:42:08,519
‫آره، می‌خواستم ازش بپرسم...

529
00:42:10,320 --> 00:42:11,508
‫رو در رو

530
00:42:12,596 --> 00:42:13,796
‫که مادرت رو کشته یا نه؟

531
00:42:17,800 --> 00:42:19,062
‫اینو ازش پرسیدی؟

532
00:42:22,040 --> 00:42:23,246
‫هیچی نگفت

533
00:43:42,580 --> 00:44:02,580
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

