﻿1
00:00:05,000 --> 00:00:16,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:17,060 --> 00:00:20,060
‫آنچه گذشت...

3
00:00:20,060 --> 00:00:21,140
‫صدای چی بود؟

4
00:00:21,140 --> 00:00:23,060
‫هرازگاهی این صدا رو می‌شنویم

5
00:00:23,060 --> 00:00:25,180
‫قطعاً از بخش پشتی میاد

6
00:00:25,180 --> 00:00:28,440
‫خودم هم نمی‌تونم بگم اونجا چه‌خبره.
‫ارتباطی باهاش نداریم

7
00:00:28,440 --> 00:00:31,020
‫من فکر می‌کردم بخش‎‌ پشتی چیز خوبیه

8
00:00:31,020 --> 00:00:32,400
‫زودتر می‌ریم خونه

9
00:00:32,400 --> 00:00:34,700
‫همینطوریه... ظاهراً

10
00:00:34,700 --> 00:00:37,200
‫آی‌کیوی بالای پسر الیس

11
00:00:37,200 --> 00:00:39,980
‫می‌تونه اون رو یه مهره‌ی با ارزش بکنه

12
00:00:40,700 --> 00:00:43,710
‫نگران نباش.
‫میکروفن‌های این راهرو

13
00:00:43,710 --> 00:00:46,820
‫موقتاً دچار نقص فنی شدن

14
00:00:47,460 --> 00:00:49,660
‫حرومزاده

15
00:00:49,660 --> 00:00:52,820
‫فکر می‌کنم... با یه تهدید امنیتی احتمالی
‫طرفیم! اگه اجازه بدید...

16
00:00:52,820 --> 00:00:54,670
‫حرف‌های آقای استک‌هاوس

17
00:00:54,680 --> 00:00:56,560
‫درمورد شما رو باور نکردم

18
00:00:56,560 --> 00:01:01,080
‫طبیعتاً نمی‌تونم حرف‌های شما رو هم
‫درمورد اون باور کنم

19
00:01:01,080 --> 00:01:05,660
‫باعث شدن محاسباتِ خلبان به‌هم بریزه

20
00:01:05,660 --> 00:01:09,440
‫سناتور ایالت داکوتای شمالی، گوین رمزی،
‫به احتمال زیاد

21
00:01:09,440 --> 00:01:11,280
‫در پی سقوطِ ‫ یک هواپیمای کوچک، فوت شده

22
00:01:11,480 --> 00:01:13,580
‫از اون مرکز تحقیقاتی
 ‫تو جاده‌ی شماره ١٠...

23
00:01:13,580 --> 00:01:15,760
‫چی می‌دونی؟

24
00:01:15,760 --> 00:01:18,520
‫- موسسه؟
‫- این مرکز اصلاً چی هست؟

25
00:01:18,520 --> 00:01:21,290
‫توش چی کار می‌کنن؟

26
00:01:21,290 --> 00:01:24,920
‫تا اونجایی که من می‌دونم،
‫اون تو هیچ غلطی نمی‌کنن

27
00:01:26,420 --> 00:01:30,360
‫کاری که واقعاً باید بکنیم
‫استخدام یه نفوذیه

28
00:01:30,360 --> 00:01:35,260
‫وای، پسر. خیلی ناراحتـه و
‫می‌دونم که راز مهمش چیه

29
00:01:35,260 --> 00:01:39,510
‫هنوز هم دیر نشده، مورین

30
00:01:45,060 --> 00:01:47,020
‫تونستم به زمزمه وصل بشم

31
00:01:49,040 --> 00:01:51,110
‫«دیگه منو نمی‌بینید»

32
00:01:58,020 --> 00:01:59,320
‫گمش کردم

33
00:01:59,320 --> 00:02:02,990
‫اشکال نداره، پیداش می‌کنیم

34
00:02:15,840 --> 00:02:18,740
‫♪ فریاد می‌زنم، فریاد می‌زنم ♪

35
00:02:18,740 --> 00:02:20,820
‫♪ خودم رو خالی می‌کنم ♪

36
00:02:21,500 --> 00:02:25,950
‫♪ این‌ها چیزهایی‌ان که
‫می‌تونم بدون اون‌ها سر کنم ♪

37
00:02:26,140 --> 00:02:29,140
‫♪ آره ♪

38
00:02:29,140 --> 00:02:31,580
‫♪ دارم با تو حرف می‌زنم ♪

39
00:02:31,580 --> 00:02:33,770
‫♪ آره ♪

40
00:02:36,780 --> 00:02:41,100
‫♪ توی دوران سخت ♪

41
00:02:41,100 --> 00:02:45,960
‫♪ نباید روحت رو بفروشی ♪

42
00:02:47,460 --> 00:02:51,940
‫♪ توی خوشی و ناخوشی ♪

43
00:02:51,940 --> 00:02:57,240
‫♪ همه باید بدجوری بدونن ♪

44
00:02:59,040 --> 00:03:02,080
‫♪ فریاد می‌زنم، فریاد می‌زنم ♪

45
00:03:02,080 --> 00:03:04,780
‫♪ خودم رو خالی می‌کنم ♪

46
00:03:04,780 --> 00:03:09,300
‫♪ این‌ها چیزهایی‌ان که
‫می‌تونم بدون اون‌ها سر کنم ♪

47
00:03:09,300 --> 00:03:11,730
‫♪ آره ♪

48
00:03:12,200 --> 00:03:14,820
‫♪ دارم با تو حرف می‌زنم ♪

49
00:03:14,820 --> 00:03:17,030
‫♪ آره ♪

50
00:03:21,887 --> 00:03:26,180
‫« موسسه »

51
00:03:48,140 --> 00:03:50,840
‫دوست ندارم به همچین چیزهایی فکر کنی

52
00:03:51,420 --> 00:03:53,050
‫چه چیزهایی؟

53
00:03:53,600 --> 00:03:54,561
‫خودت می‌دونی

54
00:03:54,586 --> 00:03:56,500
‫خب یه راه‌حل آسون، ایوری

55
00:03:56,500 --> 00:03:59,340
‫تو مغز کوفتی من دخالت نکن

56
00:03:59,340 --> 00:04:01,920
‫از اینجا خیلی بدم میاد

57
00:04:01,920 --> 00:04:04,310
‫باشه ببخشید، فقط با خودم گفتم

58
00:04:04,320 --> 00:04:06,240
‫باید تا الان یه خبری ازش می‌شد

59
00:04:06,240 --> 00:04:09,110
‫باشه، فقط قول بده به این فکر نکنی که
‫شاید مُرده باشه

60
00:04:09,110 --> 00:04:11,300
‫باور کن دارم همه‌ی زورم رو می‌زنم

61
00:04:13,280 --> 00:04:16,790
‫باید به‌خاطر فاصله‌مون باشه، نه؟

62
00:04:16,790 --> 00:04:18,160
‫آخه اون خیلی ازمون دوره

63
00:04:18,160 --> 00:04:20,500
‫احتمالاً‌ همینطوری طراحیش کردن

64
00:04:20,500 --> 00:04:22,900
‫- همچین چیزی رو باور نداری
‫- خب دارم زورم رو می‌زنم

65
00:04:26,840 --> 00:04:32,050
‫باشه، من...
‫به این فکر نمی‌کنم که شاید مُرده باشه

66
00:04:32,050 --> 00:04:34,080
‫خب؟ بهت قول میدم

67
00:04:37,520 --> 00:04:40,890
‫وای خدا، چقدر انگشتات چسبناکن

68
00:04:40,890 --> 00:04:42,520
‫از قاشق خوشم نمیاد

69
00:04:55,760 --> 00:04:57,240
‫سلام

70
00:04:57,240 --> 00:05:02,080
‫اسم من لوکـه و این هم ایوریـه

71
00:05:02,080 --> 00:05:04,500
‫این‌ها هم جورج و نیکی‌ان و باور کنید...

72
00:05:04,500 --> 00:05:06,180
‫آخرین دوقلوهامون کیا بودن؟

73
00:05:06,180 --> 00:05:08,170
‫سال پیش بود؟

74
00:05:08,900 --> 00:05:10,300
‫خانواده دیویدسون

75
00:05:10,300 --> 00:05:13,020
‫دیویدسون. چه حافظه‌ی خوبی

76
00:05:13,020 --> 00:05:15,840
‫دکتر هندریکس، شما قبلاً یه نظریه نداشتید که

77
00:05:15,840 --> 00:05:20,310
‫می‌گفتید دوقلوها ممکنـه بتونن
‫توانایی‌های همدیگه رو بهبود ببخشن؟

78
00:05:20,310 --> 00:05:22,850
‫مطمئنم گفته بودم این نظریه
‫ارزش مطالعات بیشتر رو داره

79
00:05:22,850 --> 00:05:25,350
‫خصوصاً تو زمینه‌ی پساتعامل

80
00:05:25,560 --> 00:05:28,360
‫یادمه گفته بودید که...

81
00:05:29,720 --> 00:05:33,000
‫این امر باعث میشه فرد پیش‌آگاهی که
‫هوش درخشانی نداره هم

82
00:05:33,000 --> 00:05:34,600
‫بتونه پیشرفت کنه

83
00:05:34,600 --> 00:05:37,180
‫مطمئنم این مورد توی خانواده‌ی دیویدسون بود

84
00:05:37,180 --> 00:05:38,280
‫در هرصورت...

85
00:05:38,280 --> 00:05:42,660
‫توافق کرده بودیم که
‫این نوع تحقیق، عملی نیست

86
00:05:43,560 --> 00:05:44,940
‫بله، همینطوره

87
00:05:47,480 --> 00:05:50,500
‫درک می‌کنم که الان خیلی
‫تعجب کردید چون راستش...

88
00:05:50,500 --> 00:05:52,260
‫ما هم این مرحله رو گذروندیم

89
00:05:52,260 --> 00:05:54,500
‫من جیش کردم

90
00:05:56,600 --> 00:05:58,970
‫می‌گذره...

91
00:05:58,970 --> 00:06:00,480
‫بیشتر اوقات

92
00:06:02,040 --> 00:06:04,000
‫- اسم من گرداست
‫- من هم گرتام

93
00:06:04,000 --> 00:06:05,690
‫ما الان مُردیم؟

94
00:06:06,660 --> 00:06:08,480
‫یعنی چی؟

95
00:06:09,560 --> 00:06:12,420
‫اینجا کدوم گوریه؟
‫من تو کدوم قبرستونی‌ام؟

96
00:06:12,420 --> 00:06:14,020
‫موسسه. اسم من ایوریـه

97
00:06:14,020 --> 00:06:15,680
‫- گمشو ببینم!
‫- ولش کن!

98
00:06:15,680 --> 00:06:18,280
‫آروم باش رفیق.
‫شاید یکم گیج شده باشی اما

99
00:06:18,280 --> 00:06:19,990
‫بهتره روهمدیگه دست دراز نکنیم و

100
00:06:19,990 --> 00:06:20,940
‫توضیح بدیم که...

101
00:06:20,940 --> 00:06:22,580
‫نه، بذار ببینم چیکار می‌کنن؟

102
00:06:22,580 --> 00:06:24,300
‫اگه آسیب ببینن چی؟

103
00:06:24,300 --> 00:06:26,120
‫از این فرصت استفاده می‌کنیم تا

104
00:06:26,120 --> 00:06:28,420
‫واکنش به استرس‌شون رو بسنجیم

105
00:06:28,420 --> 00:06:30,240
‫می‌تونیم بهش بگیم ریسک حساب‌شده

106
00:06:30,240 --> 00:06:32,090
‫- شما دیگه کدوم خرایی هستید؟
‫- من نیک ویلهامم

107
00:06:32,090 --> 00:06:34,880
‫این لوک الیسـه، این جورج آیلز و

108
00:06:34,880 --> 00:06:36,640
‫این هم ایوریـه

109
00:06:36,640 --> 00:06:39,260
‫باید ازش معذرت‌خواهی کنی

110
00:06:39,260 --> 00:06:41,200
‫- چی؟
‫- ببین، همه‌مون درک می‌کنیم

111
00:06:41,200 --> 00:06:44,640
‫یادمونـه دفعه اولی که اینجا بیدار شدیم
‫چقدر ترسیده بودیم

112
00:06:44,640 --> 00:06:46,630
‫واسه همین هم سرش داد زدی دیگه؟

113
00:06:46,640 --> 00:06:47,820
‫چون ترسیدی...

114
00:06:47,820 --> 00:06:50,150
‫با این که شاید وزنش از
یه‌ پات هم کمتر باشه

115
00:06:50,150 --> 00:06:53,280
‫من نترسیدم. عذرخواهی هم نمی‌کنم

116
00:06:53,280 --> 00:06:55,070
‫این سری رو می‌کنی رئیس

117
00:06:55,070 --> 00:06:57,610
‫فقط بهش بگو که شرمنده‌ای تا

118
00:06:57,610 --> 00:07:00,030
‫ما هم تا اونجا که میشه
‫در جریان بذاریمت

119
00:07:00,030 --> 00:07:02,830
‫اگه نکنم چی میشه؟

120
00:07:03,400 --> 00:07:04,660
‫هان؟

121
00:07:04,660 --> 00:07:06,660
‫ببین، می‌دونم امروز روز اولتـه

122
00:07:08,580 --> 00:07:12,440
‫اما تجربه به من نشون داده که
‫باید خیلی زود جلوی قلدرها رو بگیری

123
00:07:12,440 --> 00:07:14,640
‫می‌خوام ببینم چطوری می‌خوای جلوم رو بگیری

124
00:07:16,480 --> 00:07:17,721
‫طوری نیست بچه‌ها.
‫من چیزم نیست

125
00:07:17,746 --> 00:07:19,520
‫ریدم بهت!

126
00:07:19,520 --> 00:07:21,120
‫ریدم به معذرت‌خواهی

127
00:07:21,120 --> 00:07:24,140
‫نمی‌دونم اینجا کجاس اما من قرار نیست بمونم

128
00:07:24,140 --> 00:07:25,240
‫حالا هم گمشو نبینمت

129
00:07:25,240 --> 00:07:26,680
‫نه من جایی میرم و نه تو

130
00:07:26,680 --> 00:07:29,020
‫قراره حالا حالاها اینجا بمونی رفیق، مثل ما

131
00:07:29,020 --> 00:07:30,480
‫آخرین هشداریـه که میدم

132
00:07:30,480 --> 00:07:32,730
‫برو کنار تا شل و پلت نکردم!

133
00:07:36,650 --> 00:07:38,580
‫- دهن‌تون رو سرویس می‌کنم!
‫- گوش کن!

134
00:07:38,580 --> 00:07:41,780
‫خیلی‌خب، ما مشکل تو نیستیم رفیق، باشه؟

135
00:07:41,780 --> 00:07:44,910
‫خیلی‌‌خب

136
00:07:47,710 --> 00:07:48,910
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

137
00:07:48,910 --> 00:07:50,250
‫بلند شو

138
00:07:51,820 --> 00:07:53,380
‫بکش عقب!

139
00:07:55,920 --> 00:07:57,920
‫- اینجا کجاست؟
‫- موسسه

140
00:07:57,920 --> 00:08:00,240
‫ایوری که داشت بهت می‌گفت

141
00:08:01,180 --> 00:08:03,060
‫من چطوری اومدم اینجا؟

142
00:08:03,060 --> 00:08:07,180
‫ببین، همونطور که گفتم،
‫جواب همه سوالات رو میدیم  اما

143
00:08:07,180 --> 00:08:09,770
‫باید این مسخره‌بازی‌ها رو تموم کنی

144
00:08:09,770 --> 00:08:12,280
‫چون اینجا همیجوریش هم بدبختی داریم

145
00:08:12,305 --> 00:08:13,310
‫دارم بالا میارم

146
00:08:13,310 --> 00:08:15,440
‫خیلی‌خب،‌ بیا اینجا.
‫لوک، یه کمک برسون

147
00:08:17,620 --> 00:08:19,460
‫دیگه می‌تونی بری

148
00:08:30,500 --> 00:08:33,250
‫- فکر کنم دارم بی‌هوش میشم
‫- نه، اشتباه می‌کنی

149
00:08:33,250 --> 00:08:35,760
‫هنوز هم یه معذرت‌خواهی به ایوری بدهکاری

150
00:08:37,900 --> 00:08:40,550
‫باشه حالا. ببخشید سرت داد زدم بچه

151
00:08:41,740 --> 00:08:43,060
‫هری

152
00:08:43,840 --> 00:08:47,100
‫خانم سیگسبی و دکتر هندریکس
‫مایلن ببیننت

153
00:08:47,100 --> 00:08:49,140
‫اونا دیگه کدوم خرایی‌ان؟
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

154
00:08:49,140 --> 00:08:50,840
‫اونا مسئولای اینجان

155
00:08:50,840 --> 00:08:53,400
‫صحبت با اون سلیطه‌ی اعظم خوش بگذره

156
00:08:53,400 --> 00:08:55,620
‫ببین، اون جواب همه‌ی سوالات رو میده

157
00:08:55,620 --> 00:08:57,860
‫به‌جز اون‌هایی که درواقع...
جواب‌شون رو نمیده

158
00:08:57,860 --> 00:08:59,340
‫- من هیچ‌جا نمیرم...
‫- هری

159
00:08:59,340 --> 00:09:00,860
‫یادته مربی فینلی

160
00:09:00,860 --> 00:09:04,500
‫قبل از نیمه‌نهایی مسابقات ایالتی توی
‫مونتگومری کاتولیک چی گفت؟

161
00:09:10,500 --> 00:09:11,750
‫راه بیفت

162
00:09:17,160 --> 00:09:19,960
‫تو از کجا فهمیدی داشت به فوتبال فکر می‌کنی؟

163
00:09:22,260 --> 00:09:23,470
‫تو دورآگاهی داری!

164
00:09:23,470 --> 00:09:26,300
‫هیس. صدات رو بیار پایین، خب؟

165
00:09:28,260 --> 00:09:31,060
‫اما هستی خب.
‫می‌تونم تو سرت ببینمش

166
00:09:31,060 --> 00:09:34,650
‫گفته بودم اینطوری میشه.
‫با اون آمپول‌های نقطه‌ای

167
00:09:36,270 --> 00:09:37,650
‫واسه چی بهمون نگفتی؟

168
00:09:37,650 --> 00:09:39,580
‫امیدوار بودم الکی باشه

169
00:09:39,580 --> 00:09:41,960
‫اما حالا باید یه راهی واسه
مخفی کردنش پیدا کنم

170
00:09:41,960 --> 00:09:44,360
‫اگه بفرستنت به بخش پشتی،
‫نقشه‌هامون به فنا میره

171
00:09:44,360 --> 00:09:47,730
‫آره. پس طوری ادامه میدیم که
‫انگار چیزی عوض نشده، خب؟

172
00:09:47,730 --> 00:09:49,360
‫آره، باشه

173
00:09:49,360 --> 00:09:51,260
‫- من هم دنبال شا می‌گردم
‫- باشه

174
00:09:52,700 --> 00:09:54,740
‫خب. فقط می‌خوام مطمئن شم که...

175
00:09:55,340 --> 00:09:57,410
‫البته رفیق. آره، می‌فهمم

176
00:09:57,410 --> 00:09:59,200
‫هی، مربی فینلی چی گفته بود؟

177
00:09:59,200 --> 00:10:01,200
‫«از کوره در نرو،

178
00:10:01,210 --> 00:10:03,480
‫مگه این که زمان از کوره در رفتن باشه»

179
00:10:06,880 --> 00:10:10,300
‫می‌دونم که همگی اَنی رو
خیلی بیشتر از من می‌شناختید

180
00:10:10,300 --> 00:10:12,880
‫اما اُوردوز؟ با چیزی که
من دیدم جور در نمیاد

181
00:10:12,880 --> 00:10:15,180
‫خب برای همه واضحـه که اون یه مشکلاتی داشت

182
00:10:15,180 --> 00:10:17,880
‫مطمئنم مردم به همچین
آدم‌هایی میگن «خل‌وضع»

183
00:10:17,880 --> 00:10:20,940
‫خب، دیوونگی اَنی از نظر خودش اونطوری نبود

184
00:10:20,940 --> 00:10:22,900
‫اون رو مثل ابرقدرتش می‌دید

185
00:10:22,900 --> 00:10:24,440
‫می‌خواست همه‌چیز رو حس کنه

186
00:10:24,440 --> 00:10:26,560
‫این هم می‌گفت که زمین تختـه

187
00:10:26,560 --> 00:10:28,180
‫وقتی بچه بود و توی جون‌اسپورت

188
00:10:28,180 --> 00:10:30,320
‫تو کشتی صید صدف کار می‌کرد،
‫سختی‌های زندگی رو چشید

189
00:10:30,320 --> 00:10:35,660
‫تنها سوال من اینـه که،
‫اینجا اُوردوز جور در میاد؟

190
00:10:36,030 --> 00:10:38,490
‫شما همه‌تون باهاش سر و کار داشتید

191
00:10:38,490 --> 00:10:40,240
‫تاحالا شده بود نشئه باشه؟

192
00:10:40,240 --> 00:10:42,330
‫تاحالا موقع دزدیدن مشروب
‫دستگیرش کردید یا...

193
00:10:42,330 --> 00:10:45,260
‫نه، نه. اما من متخصص مواد مخدر نیستم.
‫خداروشکر.

194
00:10:45,260 --> 00:10:47,960
‫اون به من گفت که مواد روانگردان

195
00:10:47,960 --> 00:10:49,750
‫اهمیت هدفش رو کم‌رنگ می‌کنن

196
00:10:49,750 --> 00:10:52,080
‫واسه همین داروی ضد روان‌پرییشی نمی‌خورد

197
00:10:52,080 --> 00:10:54,400
‫- پس چرا باید...
‫- با کمال احترام تیم...

198
00:10:54,400 --> 00:10:56,260
‫تو اَنی رو چقدر می‌شناختی؟ یه هفته؟

199
00:10:56,673 --> 00:10:57,655
‫آره

200
00:10:57,680 --> 00:10:59,255
‫اون ظاهر خوبی از خودش نشون داده اما

201
00:10:59,280 --> 00:11:01,348
‫خودت می‌دونی زندگی توی خیابون چطوریه،

202
00:11:01,373 --> 00:11:02,953
‫حتی اینجا

203
00:11:05,820 --> 00:11:07,820
‫آزمایش سم‌شناسی کی به‌ دست‌مون می‌رسه؟

204
00:11:08,100 --> 00:11:09,300
‫آزمایش سم‌شناسی؟

205
00:11:09,300 --> 00:11:10,820
‫آره

206
00:11:10,820 --> 00:11:13,320
‫گزارش سم‌شناسی بعد از مرگ

207
00:11:13,320 --> 00:11:16,580
‫این‌جور درخواست‌ها رو باید بفرستیم به
‫آزمایشگاه جرم‌شناسی ایالتی که

208
00:11:16,580 --> 00:11:18,260
‫توی آگوستاست

209
00:11:18,260 --> 00:11:21,020
‫که یعنی علاوه بر گذاشتن خرج ۳۷۰۰ دلاری رو

210
00:11:21,020 --> 00:11:24,050
‫دست این اداره که همچین پولی نداره،
‫تا حداقل ۳ هفته‌ی آینده

211
00:11:24,050 --> 00:11:27,300
‫نتایجش به دست‌مون نمی‌رسه

212
00:11:27,300 --> 00:11:29,760
‫شاید می‌تونستم این موضوع رو نادیده بگیرم

213
00:11:29,760 --> 00:11:32,780
‫شاید حتی اگه یه ذره باور داشتم که

214
00:11:32,780 --> 00:11:35,520
‫ممکنه نکته‌ی جدیدی توی مرگ اَنی پیدا کنیم

215
00:11:35,520 --> 00:11:38,400
‫اما اگه همچین زمان و پولی رو
‫روی گزارشی بذارم که

216
00:11:38,400 --> 00:11:40,200
‫خودم می‌دونم نتیجه‌ش چی میشه،

217
00:11:40,200 --> 00:11:41,860
‫هیچوقت نمی‌تونم خودم رو ببخشم

218
00:11:41,860 --> 00:11:43,500
‫این وضعیت رو دوست ندارم رئیس

219
00:11:43,500 --> 00:11:46,070
‫خب خوشبختانه من به هیچ‌جام نیست که

220
00:11:46,070 --> 00:11:48,600
‫تو چی دوست داری و چی دوست نداری

221
00:11:53,940 --> 00:11:56,660
‫می‌دونم که با توجه به سابقه‌ی خانوادگیت

222
00:11:56,660 --> 00:11:59,450
‫یه جورایی با این قضیه همزادپنداری می‌کنی

223
00:11:59,740 --> 00:12:01,620
‫...اما حرف من اینه که

224
00:12:01,630 --> 00:12:03,260
‫اما هیچ...

225
00:12:03,260 --> 00:12:05,520
‫مطلقاً هیچ‌چیزی وجود نداره

226
00:12:06,920 --> 00:12:09,930
‫می‌دونم شیفت شبانه با
ذهن آدم‌ها چیکار می‌تونه بکنه

227
00:12:09,930 --> 00:12:12,374
‫اد ویتلاک همیشه می‌گفت که

228
00:12:12,399 --> 00:12:15,449
‫موقع گشت‌نی، همه‌جور صحنه‌‌ی
ناخوشایندی رو دیده

229
00:12:16,720 --> 00:12:20,180
‫و من هم ناراحتی تو رو درک می‌کنم

230
00:12:20,190 --> 00:12:23,020
‫پس امشب رو مرخصی بگیر و
‫برو بخواب

231
00:12:23,440 --> 00:12:24,880
‫خوبم، ممنون

232
00:12:24,880 --> 00:12:27,040
‫پسر، بهت نمی‌خوره خوب باشی و
‫من هم ازت درخواست نکردم

233
00:12:27,040 --> 00:12:28,440
‫ممنون بابت نگرانی‌تون رئیس

234
00:12:28,440 --> 00:12:31,660
‫نگرانی من اینه که تو الان مامور پلیسی و
‫این حال رو داری

235
00:12:32,410 --> 00:12:35,580
‫وظیفه‌ی تو اینه که درها رو بزنی و
‫مطمئن بشی که قفلن

236
00:12:35,580 --> 00:12:38,950
‫و هرکسی هم داخلـه، صحیح و سالمـه

237
00:12:38,950 --> 00:12:41,500
‫همین. جز این چیز دیگه‌ای نیست

238
00:12:42,980 --> 00:12:44,080
‫واضحـه؟

239
00:12:44,080 --> 00:12:45,960
‫بله قربان

240
00:12:46,260 --> 00:12:48,460
‫ببخشید که وقت‌تون رو هدر دادم

241
00:13:03,700 --> 00:13:05,240
‫هی!

242
00:13:07,620 --> 00:13:08,620
‫چیه؟

243
00:13:09,060 --> 00:13:10,200
‫ببین، من معذرت می‌خوام

244
00:13:10,200 --> 00:13:13,040
‫رئیس وقتی شنید داشتی علت مرگ رو
‫می‌بردی زیر سوال، از کوره در رفت

245
00:13:13,040 --> 00:13:14,840
‫فکر کرد می‌خوای به دهاتی‌ها نشون بدی که

246
00:13:14,840 --> 00:13:16,950
‫پلیس‌های شهری چی‌کار بلدن

247
00:13:16,950 --> 00:13:19,990
‫گفتم اگه درمورد رابطه‌ی احساسیت با
‫پرونده خبردار بشه،

248
00:13:20,480 --> 00:13:22,870
‫آروم میشه

249
00:13:25,260 --> 00:13:28,140
‫گفتن این ماجرا به خودت مربوط بود و
‫من شرمندم

250
00:13:29,560 --> 00:13:33,290
‫اون اُوردوز نکرد، خب؟ نکرد

251
00:13:35,240 --> 00:13:36,980
‫من تاحالا ندیده بودم الکل بخوره

252
00:13:40,060 --> 00:13:41,860
‫راستش چادرش هنوز سر جاشه

253
00:13:41,860 --> 00:13:43,990
‫از شهداری دارن میان که ببرنش اما

254
00:13:43,990 --> 00:13:46,400
‫تا فردا نمی‌رسن اینجا

255
00:13:48,280 --> 00:13:49,660
‫ممنون

256
00:13:50,360 --> 00:13:52,290
‫بابت چی؟

257
00:14:05,470 --> 00:14:07,430
‫شب‌بخیر خانم سیگسبی

258
00:14:13,000 --> 00:14:14,088
‫شروع کن

259
00:14:14,113 --> 00:14:17,560
‫الیس رو بیار. طبقه‌ی بی می‌بینمت

260
00:14:17,560 --> 00:14:19,440
‫مفهومـه

261
00:14:47,040 --> 00:14:49,040
« احتیاط »
« محفظه رویا درحال استفاده می‌باشد »

262
00:14:59,520 --> 00:15:02,560
‫خوش اومدی لوک

263
00:15:02,560 --> 00:15:06,360
‫این قلب تپنده‌ی کاریـه که اینجا می‌کنیم

264
00:15:06,360 --> 00:15:09,030
‫دلیل اینجا بودنتـه

265
00:15:09,030 --> 00:15:11,610
‫باید هیجان‌زده باشی

266
00:15:11,620 --> 00:15:13,660
‫هستم، چه‌جورم

267
00:15:15,140 --> 00:15:17,560
‫فکر می‌کردم محفظه رویا قرار بود آخریش باشه

268
00:15:17,560 --> 00:15:19,750
‫واقعاً همچین فکری می‌کردی آقا زرنگه؟

269
00:15:20,260 --> 00:15:23,000
‫اما این یعنی تو همه‌چی رو نمی‌دونی

270
00:15:23,640 --> 00:15:26,300
‫بعضی‌اوقات توی یه موارد خاصی،
‫یه تغییراتی اعمال می‌کنیم،

271
00:15:26,300 --> 00:15:27,710
‫همه رو گوش به زنگ نگه می‌داریم

272
00:15:27,710 --> 00:15:29,580
‫درستـه. پس یه مورد خاصم؟

273
00:15:29,580 --> 00:15:30,930
‫نه، برای من نیستی

274
00:15:33,390 --> 00:15:36,180
‫مثل یه روز جمع‌آوری زباله بهش نگاه کن

275
00:15:36,180 --> 00:15:38,720
‫چندتا تصویر نشونت میدیم که

276
00:15:38,730 --> 00:15:40,230
‫بهت کمک می‌کنه تا...

277
00:15:40,230 --> 00:15:42,230
‫...خونه‌ رو تمیز کنی

278
00:15:42,230 --> 00:15:46,230
‫شاید متوجه شده باشی که درد جسمانی

279
00:15:46,230 --> 00:15:49,650
‫قدرت ذهنی رو فعال و تقویت می‌کنه

280
00:15:49,650 --> 00:15:51,650
‫مشکل ما اینه که برای پیوستن به زمزمه،

281
00:15:51,660 --> 00:15:54,030
‫باید از بدنت جدا بشی که

282
00:15:54,030 --> 00:15:56,700
‫این باعث میشه درد جسمانی زیان‌بخش هم باشه

283
00:15:56,700 --> 00:15:59,270
‫راه‌حل چیه؟ درد ذهنی

284
00:15:59,740 --> 00:16:01,500
‫این رو درنظر بگیر لوک

285
00:16:01,500 --> 00:16:03,960
‫به‌محض این که به زمزمه متصل شدی،

286
00:16:03,960 --> 00:16:06,300
‫تموم دردهات متوقف میشن

287
00:16:07,800 --> 00:16:09,920
‫این هم از این. خیلی‌خب

288
00:16:09,920 --> 00:16:11,220
‫خیلی‌خب

289
00:16:16,760 --> 00:16:19,020
‫- دیگه آمپول نزن. بسه
‫- هیس

290
00:16:19,020 --> 00:16:21,190
‫درد این یکی رو اصلاً حس نمی کنی

291
00:17:29,880 --> 00:17:31,710
‫تو رو خدا قطعش کن!
‫تو رو خدا!

292
00:17:50,400 --> 00:17:53,820
‫می‌دونی که درمورد دره‌ها چی میگن دیگه؟

293
00:17:53,820 --> 00:17:58,410
‫بهش که نگاه کنی، اون هم به تو نگاه می‌کنه

294
00:18:00,120 --> 00:18:02,330
‫مغز تو یه موهبتـه

295
00:18:02,330 --> 00:18:04,750
‫مغز تو و...

296
00:18:04,750 --> 00:18:07,370
‫توانایی‌هاش یه موهبتـه

297
00:18:45,646 --> 00:18:48,872
‫« غرق شدن نوجوانان، فصلی تازه در
‫تاریخچه‌ی مرگبار صخره‌های پلکانی سرخ »

298
00:19:27,253 --> 00:19:28,290
‫برو پی کارت!

299
00:19:28,290 --> 00:19:31,060
‫لوک! منم، ایوری!

300
00:19:31,060 --> 00:19:33,360
‫ایوری، میشه فردا حرف بزنیم؟

301
00:19:33,360 --> 00:19:34,680
‫تازه تو محفظه بودم

302
00:19:34,680 --> 00:19:36,800
‫پیداش کردم. کالیشا رو پیدا کردم

303
00:19:36,800 --> 00:19:40,090
‫چی؟ چی؟ منظورت چیه که پیداش کردی؟

304
00:19:40,090 --> 00:19:42,050
‫یعنی صداش رو می‌شنوی؟
‫همین حالا؟

305
00:19:42,050 --> 00:19:44,220
‫می‌تونم ببینمش. می‌خوای نشونت بدم؟

306
00:19:45,350 --> 00:19:48,480
‫- یعنی چی؟
‫- فکر کنم بتونم

307
00:19:48,480 --> 00:19:51,880
‫آمپول‌هایی که بهم زدن
خیلی حواسم رو قوی‌تر کردن

308
00:19:52,400 --> 00:19:55,110
‫نگران نباش. دستام رو شستم

309
00:19:59,990 --> 00:20:01,660
‫ولش نکن

310
00:20:34,140 --> 00:20:36,150
‫پشمام. جواب داد

311
00:20:40,650 --> 00:20:42,780
‫واقعاً اومدی

312
00:20:42,780 --> 00:20:44,910
‫آره، به‌گمونم اومدم

313
00:20:47,870 --> 00:20:50,870
‫وای خدا، چقدر خوبـه...

314
00:20:50,870 --> 00:20:52,750
‫واقعاً‌ خیالم راحت شد

315
00:20:52,750 --> 00:20:55,620
‫می‌دونم. خیال من هم همینطور

316
00:20:56,000 --> 00:20:59,840
‫ببینید، نمی‌دونم چقدر وقت دارم
‫اینجا پیش‌تون باشم اما...

317
00:20:59,840 --> 00:21:04,970
‫آره خب، ایوری به بدبختی تونست پیدات کنه

318
00:21:04,970 --> 00:21:06,640
‫آره

319
00:21:06,980 --> 00:21:09,940
‫فکر کنم از وقتی اومدم اینجا،
‫یکم گیج شدم

320
00:21:09,940 --> 00:21:14,350
‫اصلاً هرکسی که اینجاست یکم گیجه

321
00:21:14,350 --> 00:21:16,920
‫اما اولین تفاوت واضحش اینه که

322
00:21:16,920 --> 00:21:20,340
‫می‌تونیم از این سرهمی‌های
به‌شدت جذاب بپوشیم

323
00:21:22,510 --> 00:21:24,940
‫به‌نظرت واسه اینه که دارن
‫لباس‌هامون رو می‌شورت تا

324
00:21:24,940 --> 00:21:27,040
‫بتونیم تو راه خونه بپوشیم‌شون؟

325
00:21:29,200 --> 00:21:30,580
‫ممکنه

326
00:21:30,580 --> 00:21:33,980
‫آره، چون لباس فرم باعث همدلی میشه

327
00:21:34,200 --> 00:21:37,040
‫واسه همین بین‌ فاشیست‌ها و...

328
00:21:37,040 --> 00:21:38,940
‫کمونیست‌ها خیلی محبوبه

329
00:21:40,900 --> 00:21:44,220
‫- این سروصدا دیگه چیه؟
‫- وایسا ببینم، تو هم می‌شنویش؟

330
00:21:44,220 --> 00:21:46,680
‫کاش نمی‌شنیدم

331
00:21:46,680 --> 00:21:49,800
‫- لوک، تو هم می‌شنوی؟
‫- اصلاً

332
00:21:49,800 --> 00:21:52,430
‫همم، خوش به حالت. راستش وقتی میارنت اینجا

333
00:21:52,430 --> 00:21:55,600
‫تقریباً تنها چیزیـه که می‌تونی بشنوی

334
00:21:55,600 --> 00:21:57,660
‫فکر می‌کنم حتی نگهبان‌ها هم می‌شنون

335
00:21:59,220 --> 00:22:01,960
‫می‌دونم این شاید اینجا رو بد جلوه بده اما

336
00:22:02,120 --> 00:22:04,360
‫راستش از خیلی جهات

337
00:22:04,360 --> 00:22:06,000
‫قسمت پشتی خیلی از قسمت جلویی بهتره

338
00:22:06,000 --> 00:22:08,780
‫دیگه خبری از سکه‌ها نیست، برای همین...

339
00:22:08,780 --> 00:22:12,740
‫آب‌نبات، مشروب و سیگار همش مجانیـه

340
00:22:12,740 --> 00:22:16,410
‫دیگه خبری از آزمایش و مخزن شناور و

341
00:22:16,410 --> 00:22:18,120
‫اون محفظه رویای کوفتی نیست!

342
00:22:18,120 --> 00:22:21,380
‫آره، تقریباً تنها کارشون اینه که ما رو
‫واسه «شب‌های فیلم دیدن» جمع کنن،

343
00:22:21,380 --> 00:22:23,420
‫البته این اسمیـه که اونا روش گذاشتن

344
00:22:23,420 --> 00:22:26,760
‫بیشتر حس چیز به آدم میده...

345
00:22:26,760 --> 00:22:30,260
‫اون بازی‌های توییچ رو دیدی که
‫مردهای گنده بازیش می‌کنن...

346
00:22:30,260 --> 00:22:33,470
‫مثل «سرباز» یا همچین چیزیه؟

347
00:22:33,470 --> 00:22:34,970
‫بازی‌های تیراندازی اول‌شخص؟

348
00:22:35,500 --> 00:22:38,560
‫آره، فرقش اینه که تیراندازی نمی‌کنی و
‫فقط زندگی می‌کنی

349
00:22:38,560 --> 00:22:40,940
‫زندگی؟

350
00:22:41,660 --> 00:22:45,360
‫دیشب داشتیم مسواک می‌زدیم،
‫بعدش رانندگی کردیم

351
00:22:45,360 --> 00:22:47,650
‫بعدش هم داشیتم کارهای دکتری می‌کردیم

352
00:22:47,650 --> 00:22:49,700
‫مثلاً مریض‌ها رو معاینه می‌کردیم،

353
00:22:49,700 --> 00:22:52,910
‫بهشون آمپول می‌زدیم و از اینجور کارها

354
00:22:52,910 --> 00:22:55,540
‫و تموم این مدت داشتید
‫پرده رو نگاه می‌کردید؟

355
00:22:55,540 --> 00:22:57,210
‫نه

356
00:22:58,750 --> 00:23:01,670
‫راستش، فیلم رو پرده

357
00:23:01,670 --> 00:23:04,000
‫داشت از ته سالن امتحان پخش می‌شد

358
00:23:04,920 --> 00:23:06,630
‫مثل یه‌جور دوربین بود که

359
00:23:06,630 --> 00:23:08,630
‫داشت از داخل لباس یه‌نفر فیلم می‌گرفت

360
00:23:09,420 --> 00:23:11,000
‫وقتی چشمام رو بستم

361
00:23:11,000 --> 00:23:13,280
‫فقط می‌تونستم همه‌چیز رو از نگاه دکتر ببینم

362
00:23:18,850 --> 00:23:21,060
‫سلام. آیریس؟

363
00:23:25,680 --> 00:23:27,640
‫سلام شا

364
00:23:29,740 --> 00:23:33,080
‫- کی کنارت وایساده؟
‫- منظورت چیه؟

365
00:23:40,960 --> 00:23:44,080
‫ببخشید

366
00:23:44,090 --> 00:23:45,920
‫- فقط خسته‌م
‫- طوری نیست

367
00:23:45,920 --> 00:23:48,490
‫بعداً می‌بینمت

368
00:24:02,230 --> 00:24:04,230
‫مغزش ایراد پیدا کرده،

369
00:24:04,230 --> 00:24:06,400
‫بدجوری هم ایراد پیدا کرده

370
00:24:06,960 --> 00:24:08,960
‫شب‌های فیلم دیدن تاثیر بدی می‌ذارن

371
00:24:09,340 --> 00:24:10,920
‫اولش حس خوبی به آدم میدن

372
00:24:10,920 --> 00:24:13,860
‫مطمئنم همینطوری تونستم با
‫شما ارتباط برقرار کنم اما...

373
00:24:13,860 --> 00:24:14,990
‫سردردش...

374
00:24:14,990 --> 00:24:18,910
‫هردفعه هی بدتر میشه و

375
00:24:18,910 --> 00:24:23,420
‫فکر می‌کنم آیریس سردردهای بدی رو تجربه کرده

376
00:24:23,420 --> 00:24:25,660
‫قراره به‌زودی منتقلش کنن

377
00:24:25,660 --> 00:24:27,380
‫چی؟ یعنی... می‌فرستنش خونه؟

378
00:24:29,245 --> 00:24:31,565
« بازپروری »

379
00:24:31,590 --> 00:24:34,180
‫اول یه شب آتیش‌بازی رو بهش میدن و

380
00:24:34,180 --> 00:24:37,010
‫بعدش هم منتقلش می‌کنن به بخش «بازپروری»

381
00:24:37,640 --> 00:24:39,960
‫زمزمه از همونجا داره میاد

382
00:24:39,960 --> 00:24:41,770
‫آره، دقیقاً

383
00:24:42,260 --> 00:24:44,180
‫فکر کنم حتی من هم دارم می‌شنومش

384
00:24:45,440 --> 00:24:47,900
‫ایوری،‌ می‌تونی ببینی چی پشت اون دره؟

385
00:24:47,900 --> 00:24:49,440
‫نه، دلم نمی‌خواد

386
00:24:49,440 --> 00:24:51,400
‫ایوری، باید بفهمیم

387
00:24:51,400 --> 00:24:53,070
‫نه! نه!

388
00:25:01,480 --> 00:25:03,140
‫بستنی

389
00:25:37,320 --> 00:25:39,910
‫یعنی تو قسمت پشتی
هیچ محفظه رویایی نیست؟ کلاً؟

390
00:25:41,750 --> 00:25:43,200
‫نه، اینطور می‌گفت

391
00:25:43,200 --> 00:25:45,980
‫همم. پس اسم من رو همین حالا ثبت کنید

392
00:25:45,980 --> 00:25:49,210
‫مگه نشنیدی که می‌گفت آیریس تو
‫ظرف غذای کوفتیش خاکستر می‌ریخته؟

393
00:25:49,210 --> 00:25:52,560
‫خیلی‌خب، اونجا بودن رو آدم
‫تاثیر بذاری می‌ذاره، خب که چی؟

394
00:25:52,560 --> 00:25:54,340
‫می‌فرستنت بخش بازیابی و
‫بعد هم میری خونه

395
00:25:54,340 --> 00:25:57,090
‫وای، انگار بدجوری اصرار داری که

396
00:25:57,090 --> 00:25:58,540
‫مزخرفات‌شون رو باور کنی

397
00:25:58,540 --> 00:26:00,080
‫تو هم باهوشی و همه‌چی رو می‌دونی

398
00:26:00,080 --> 00:26:02,140
‫لوک می‌تونه همه‌چیز رو ببینه

399
00:26:02,140 --> 00:26:03,680
‫مگه نه؟ اون خبر داره

400
00:26:04,620 --> 00:26:05,730
‫آره جورجی

401
00:26:05,730 --> 00:26:07,980
‫هم‌خونه‌ی نابغه‌مون با کی موافقه؟

402
00:26:07,980 --> 00:26:09,270
‫خیلی‌خب

403
00:26:11,420 --> 00:26:14,470
‫واقعاً فکر می‌کنی که هیچ‌جوره
نمیشه بهشون اعتماد کرد؟

404
00:26:14,760 --> 00:26:16,100
‫به‌نظرم هنوز مشخص نیست

405
00:26:16,100 --> 00:26:17,820
‫- زر مفتـه
‫- خب، اگه موقع فرار از اینجا

406
00:26:17,820 --> 00:26:20,120
‫گیر بیفتی که همه‌چی میره رو هوا

407
00:26:20,120 --> 00:26:22,200
‫باید ببینیم چی پشت اون دره

408
00:26:25,660 --> 00:26:28,500
‫عجیب نیست که این‌قدر زود صمیمی شدن؟

409
00:26:28,500 --> 00:26:30,320
‫این هم یه مدرک موثق‌تر برای

410
00:26:30,320 --> 00:26:33,508
‫اثبات نظریه‌‌ی روابط موسسه‌ی جورج آیلزه

411
00:26:33,533 --> 00:26:36,953
‫خب، فقط امیدوارم بهشون دست‌درازی نکنه

412
00:26:38,720 --> 00:26:41,280
‫چیه؟ مامان‌بزرگ‌های شما مجبورتون نکردن
‫برنامه‌ی «دیتلاین» ببینید؟

413
00:26:42,010 --> 00:26:43,600
‫من اصلاً نمی‌دونم مامان‌بزرگ‌هام کی‌ان

414
00:26:43,701 --> 00:26:44,850
‫بابابزرگ‌هام هم نمی‌شناسم

415
00:26:47,560 --> 00:26:48,640
‫ایوز؟

416
00:26:51,270 --> 00:26:54,110
‫می‌تونی بفهمی نظرِ هری
‫درمورد دوقلوها چیـه؟

417
00:26:56,820 --> 00:26:59,320
‫مراقب باش

418
00:26:59,320 --> 00:27:01,780
‫هری تو خونه چندتا سگِ
‫ کاکر اسپانیل داشته

419
00:27:01,780 --> 00:27:03,620
‫درواقع سگای مامانش بودن

420
00:27:03,620 --> 00:27:06,790
‫بگذریم. این دخترا واسه‌ش...

421
00:27:06,790 --> 00:27:08,830
‫جای سگا رو گرفتن. آره

422
00:27:08,830 --> 00:27:11,000
‫نمی‌دونم هری با
‫ سگاش، چطوری بوده

423
00:27:11,000 --> 00:27:13,710
‫این دختر کوچولوها که
‫ اونو تو مشتشون گرفتن

424
00:27:16,170 --> 00:27:18,090
‫« رعدوبرق که زد، پناه بگیر »

425
00:27:18,090 --> 00:27:21,260
‫بریم که الان موش آبکشیده می‌شیم

426
00:27:21,260 --> 00:27:24,930
‫دو کلمه باهات حرف دارم، لوک

427
00:27:26,930 --> 00:27:29,100
‫با خودت تنها

428
00:27:29,100 --> 00:27:31,400
‫همه‌چیز خوبـه.
‫چیزی نیست.

429
00:27:34,000 --> 00:27:41,000


430
00:27:45,160 --> 00:27:47,830
‫بهتر نیست بریم تو
‫دفترت حرف بزنیم؟

431
00:27:47,830 --> 00:27:52,290
‫آخه بارون گرفت،
‫ الان شدید ‌میشه

432
00:27:52,290 --> 00:27:54,960
‫نگو که از خیس شدن می‌ترسی

433
00:27:56,630 --> 00:27:58,210
‫می‌دونی، فکر کنم
‫یه‌جا خوندم که

434
00:27:58,210 --> 00:28:00,130
‫سیگار واسه سلامتی مضره،
‫مریض می‌شی

435
00:28:02,720 --> 00:28:04,510
‫مریض بودن هم عالمی داره

436
00:28:08,430 --> 00:28:10,560
‫متأسفانه یه مشکلی
‫ واسمون پیش اومده

437
00:28:12,310 --> 00:28:16,860
‫بعضی از نتایج آزمایش‌ها

438
00:28:16,860 --> 00:28:19,900
‫با پیشرفتی که داری
‫ همخونی ندارن

439
00:28:19,900 --> 00:28:22,610
‫به نظرت مشکل از کجاست؟

440
00:28:22,610 --> 00:28:24,280
‫دودِ سیگارت داره بوی
‫نم بارونو خراب می‌کنه

441
00:28:24,280 --> 00:28:26,490
‫گفتی نم بارون؟

442
00:28:26,490 --> 00:28:29,240
‫پس بگو چرا انقدر نتیجه‌ی
‫ آزمایشت خوب بوده

443
00:28:31,910 --> 00:28:33,500
‫یه بار یه شطرنج‌باز
‫ تو یه مصاحبه

444
00:28:33,500 --> 00:28:36,840
‫درست یادم نیست،
‫گمون کنم جاش ویتکینز بود

445
00:28:36,840 --> 00:28:40,170
‫هرکی، مهم نیست. گفته بود اولین
‫ چیزی که می‌خواد از حریفش بدونه،

446
00:28:40,170 --> 00:28:42,550
‫اینـه که اگه یهو بارون بگیره

447
00:28:42,550 --> 00:28:45,260
‫چیکار می‌کنه

448
00:28:45,260 --> 00:28:48,020
‫اگه حریفش می‌گفت
‫ میره پناه می‌گیره،

449
00:28:48,021 --> 00:28:51,020
‫بازی رو پرتنش و
‫ دیوونه‌وار پیش می‌برد

450
00:28:51,020 --> 00:28:53,520
‫این‌جوری، باختِ حریفش
‫ تضمینی بود

451
00:28:53,520 --> 00:28:55,810
‫من عاشق بارونم

452
00:28:55,810 --> 00:28:58,400
‫آره. بعد ببین،

453
00:28:58,400 --> 00:29:01,320
‫اگه حریفش می‌گفت
‫ زیر بارون می‌مونه

454
00:29:01,320 --> 00:29:03,490
‫می‌فهمید که حریفش از
‫ تنش خوشش میاد

455
00:29:03,490 --> 00:29:06,200
‫و بازی رو محتاطانه و
‫کنترل شده پیش می‌برد

456
00:29:06,200 --> 00:29:10,160
‫تا زمانی که صبر طرفِ مقابل
‫ تموم شـه و ببازه

457
00:29:10,160 --> 00:29:12,290
‫جواب سؤالمو ندادیا

458
00:29:12,290 --> 00:29:13,790
‫که چرا نتایج آزمایشم،

459
00:29:13,790 --> 00:29:15,500
‫اون طوری که تو می‌خوای نیستن؟

460
00:29:15,500 --> 00:29:18,540
‫نمی‌دونم، شاید بخاطر این‌که
‫این آزمایشا کسشعرن

461
00:29:18,540 --> 00:29:20,710
‫درست مثل مکانشون،
‫و خیلی معذرت می‌خوام

462
00:29:20,710 --> 00:29:22,670
‫درست عین خودت

463
00:29:24,930 --> 00:29:26,470
‫- من دشمنت نیستم، لوک
‫- عـه؟

464
00:29:26,470 --> 00:29:29,180
‫پس کیـه؟

465
00:29:29,180 --> 00:29:32,720
‫دکتر هندریکس دیشب تورو
‫برد به محفظه رویا

466
00:29:32,730 --> 00:29:35,020
‫این جمله‌ت خبری بود یا سؤالی؟

467
00:29:39,270 --> 00:29:42,030
‫فکر می‌کردم دکتر هندریکس
‫ همه‌چیزو می‌ذاره کف دستت

468
00:29:42,030 --> 00:29:44,030
‫درست فکر کردی

469
00:29:44,030 --> 00:29:48,110
‫احتمالاً متوجه شدی که توی اتاقِ
‫ آزمایشات، هیچ دوربینی کار نذاشتم

470
00:29:48,120 --> 00:29:49,820
‫خیلی هوشمندانه‌ست

471
00:29:49,830 --> 00:29:51,870
‫حتماً بخاطر اینـه که نمی‌خوای
‫فیلمی از اتفاقاتِ اون اتاق

472
00:29:51,870 --> 00:29:54,040
‫توی دادگاه جرایم جنگیت پخش بشه

473
00:29:54,040 --> 00:29:58,000
‫وقتی اون‌جا دوربینی نیست، یعنی باید
‫ به گفته‌های کارکنانم اعتماد کنم

474
00:30:00,750 --> 00:30:03,000
‫در حال حاضر که بعید می‌دونم

475
00:30:03,010 --> 00:30:05,840
‫اونقدر بهشون اعتماد داشته باشی

476
00:30:09,010 --> 00:30:11,470
‫چرا هندریکس باید پشتت حرف بزنه؟

477
00:30:13,180 --> 00:30:15,480
‫نکنه می‌خواد پیش بقیه خرابت کنه؟

478
00:30:15,480 --> 00:30:17,900
‫یا جایگزینت کنه

479
00:30:20,020 --> 00:30:22,150
‫اصلاً چرا این‌جا زیر بارون نشستیم

480
00:30:22,150 --> 00:30:25,440
‫و درباره همچین چیزی حرف می‌زنیم؟

481
00:30:25,440 --> 00:30:30,070
‫بخاطر این‌که تو دفترت
‫ صدامون شنود میشه؟

482
00:30:32,030 --> 00:30:33,580
‫تو فکر می‌کنی استک‌هاوس هم
‫ برعلیه‌ت کار می‌کنه

483
00:30:38,750 --> 00:30:40,460
‫انقدر با من نجنگ، لوک

484
00:30:40,460 --> 00:30:42,420
‫چرا؟ چون میگی دشمنم نیستی؟

485
00:30:42,420 --> 00:30:44,130
‫نه

486
00:30:44,130 --> 00:30:46,840
‫بخاطر این‌که نمی‌تونی منو بِبَری

487
00:31:13,780 --> 00:31:16,290
‫-سلام
‫- سلام

488
00:31:16,290 --> 00:31:18,870
‫امیدوارم از این‌که سرزده
‫ اومدم ناراحت نشی

489
00:31:20,040 --> 00:31:22,420
‫چرا ناراحت بشم؟

490
00:31:22,420 --> 00:31:24,090
‫بیا تو

491
00:31:33,760 --> 00:31:35,010
‫چش شده؟

492
00:31:35,010 --> 00:31:37,470
‫صدف گندیده خورده

493
00:31:37,470 --> 00:31:39,430
‫الان واقعاً حوصله کسشعراتو ندارم

494
00:31:39,440 --> 00:31:40,690
‫تونی، اون حالش بده

495
00:31:40,690 --> 00:31:43,230
‫تازه فهمیدی، دکتر؟

496
00:31:43,230 --> 00:31:46,070
‫عوارض آمپولا رو
‫هرکس متفاوتـه

497
00:31:46,070 --> 00:31:48,230
‫گندت بزنن!

498
00:31:48,240 --> 00:31:49,820
‫دیدی؟ باید ببریش پیش دکتر

499
00:31:49,820 --> 00:31:52,990
‫تو هم باید یاد بگیری تو
‫کارِ بقیه دخالت نکنی

500
00:31:52,990 --> 00:31:55,030
‫یکیو بفرستید این‌جارو تمیز کنه

501
00:31:55,030 --> 00:31:56,620
‫راهروی جنوبی
‫تو شرق ساختمون

502
00:31:57,830 --> 00:32:00,120
‫نکنه توی نابغه
‫ می‌خوای تمیزش کنی

503
00:32:01,420 --> 00:32:03,460
‫پاشو!

504
00:32:03,460 --> 00:32:05,000
‫هری

505
00:32:06,750 --> 00:32:07,840
‫بس کن

506
00:32:24,560 --> 00:32:27,440
‫نمی‌خواد پیش من بمونی، لوک

507
00:32:27,440 --> 00:32:29,440
‫می‌دونم این آزمایشا
‫چقدر برای بچه‌ها سختـه

508
00:32:29,440 --> 00:32:31,450
‫نمی‌خواد تظاهر کنی شوکه شدی

509
00:32:33,410 --> 00:32:34,410
‫لوک

510
00:32:34,410 --> 00:32:36,160
‫تو می‌دونی دارن این‌جا چیکار می‌کنن

511
00:33:05,520 --> 00:33:09,690
‫اگه خواستی حرفی بزنی که اونا نباید بشنون

512
00:33:09,690 --> 00:33:12,280
‫بیا این‌جا، کنار ماشین یخ‌ساز

513
00:33:12,280 --> 00:33:14,070
‫یا برو تو زمین بازی

514
00:33:14,070 --> 00:33:16,820
‫هرجایی جز این‌جاها صدات شنود میشه

515
00:33:16,820 --> 00:33:19,030
‫زیاد نمی‌تونیم حرف بزنیم

516
00:33:23,910 --> 00:33:26,250
‫هیچوقت نمی‌فهمی کی
‫ پشت دوربینا نشسته

517
00:33:26,250 --> 00:33:29,710
‫تنها کسی که یه‌کم از این‌کارا
‫ شرمش می‌گیره تویی، مورین

518
00:33:29,710 --> 00:33:31,670
‫فقط تو اینجوریی

519
00:33:33,720 --> 00:33:35,340
‫از من چی می‌خوای؟

520
00:33:35,340 --> 00:33:37,390
‫چرا لوشون نمیدی؟

521
00:33:37,390 --> 00:33:39,600
‫به کی لوشون بدم؟

522
00:33:39,600 --> 00:33:42,560
‫نمی‌دونی چه کارهایی از دستشون برمیاد

523
00:33:50,230 --> 00:33:51,980
‫اسمش چی بود؟

524
00:33:54,700 --> 00:33:56,280
‫پسرتو میگم

525
00:33:56,280 --> 00:33:58,530
‫اسم پسرت چی بود؟

526
00:34:02,620 --> 00:34:04,080
‫جیکوب

527
00:34:06,210 --> 00:34:08,830
‫اما می‌گفت جیک صداش کنن

528
00:34:08,830 --> 00:34:12,250
‫چون جیکوب اسم آدم بزرگ‌هاست

529
00:34:12,250 --> 00:34:13,840
‫و...

530
00:34:15,380 --> 00:34:16,920
‫اون یه بچه بود

531
00:34:16,930 --> 00:34:18,590
‫آره

532
00:34:18,590 --> 00:34:20,600
‫عین من

533
00:34:20,600 --> 00:34:24,600
‫یه بچه.
‫همه‌ی ما این‌جا یه بچه‌ایم

534
00:34:26,060 --> 00:34:27,810
‫کاری از من ساخته نیست

535
00:34:27,810 --> 00:34:29,900
‫ببین. من جیک نیستم

536
00:34:29,900 --> 00:34:32,820
‫خودم می‌دونم،
‫ولی ببین...

537
00:34:35,530 --> 00:34:37,360
‫می‌تونم باشم

538
00:34:39,280 --> 00:34:41,990
‫بقیه هم می‌تونن

539
00:34:41,990 --> 00:34:44,290
‫من نمی‌تونم کاری بکنم

540
00:34:45,790 --> 00:34:48,330
‫من فقط یه سرایدارم

541
00:34:49,920 --> 00:34:52,000
‫تو از چیزی که تصور می‌کنی
‫ قوی‌تری، مورین

542
00:35:03,680 --> 00:35:05,390
‫مردم میرن خونه یه نفر
‫ واسه‌ش شراب ‌میبرن

543
00:35:05,390 --> 00:35:07,520
‫ولی مثل این‌که
‫ سلیقه‌ات مثل خودمـه

544
00:35:07,520 --> 00:35:09,270
‫تازه اکثراً یه بطری پُر
‫ با خودشون می‌برن

545
00:35:09,270 --> 00:35:11,600
‫ولی مهم نیتـه دیگه

546
00:35:11,610 --> 00:35:13,060
‫اینو توی چادر اَنی پیدا کردم

547
00:35:13,070 --> 00:35:15,150
‫حداقل بنده‌خدا با آرامش مرد

548
00:35:15,150 --> 00:35:17,820
‫- یه لطفی بکن
‫- تا ببینم چی باشه

549
00:35:17,820 --> 00:35:20,490
‫بیا دقیق نگاش کن

550
00:35:20,490 --> 00:35:23,410
‫ببین چیزی دستگیرت میشه یا نه

551
00:35:26,040 --> 00:35:27,330
‫١١.٩٩ دلار

552
00:35:27,330 --> 00:35:29,370
‫اَنی جنسای خوبی می‌خورده‌ها

553
00:35:29,370 --> 00:35:34,290
‫تو خیلی وقتـه اَنی رو می‌شناسی،
‫حداقل بیشتر از من...

554
00:35:37,510 --> 00:35:39,510
‫ولی تاحالا دیدی رژلب...

555
00:35:39,510 --> 00:35:42,430
‫رژلب نزده باشه

556
00:35:42,430 --> 00:35:44,890
‫فکر نکنم.
‫همیشه رژلب زده بود

557
00:35:44,890 --> 00:35:46,930
‫آره، خب اگه دلیل این‌که جای
‫ رژلب روی بطری نیست

558
00:35:46,930 --> 00:35:50,230
‫این باشه که بطری اصلاً
‫ به لبش نخورده، چی؟

559
00:35:50,230 --> 00:35:52,980
‫اگه مثلاً... نمی‌دونم...

560
00:35:52,980 --> 00:35:55,110
‫اگه کسی مشروبو ریخته
‫ باشه تو حلقش چی؟

561
00:35:55,110 --> 00:35:57,650
‫خودت با گفتنش خنده‌ت نگرفت؟

562
00:35:57,650 --> 00:35:59,190
‫- نه
‫- کی همچین کاری می‌کنه؟ اصلاً چرا؟

563
00:35:59,190 --> 00:36:01,280
‫برای این‌که بدون
‫ جلب توجه، ساکتش کنه

564
00:36:01,280 --> 00:36:02,910
‫واسه چی ساکتش کنه؟

565
00:36:02,910 --> 00:36:04,370
‫ناسا اومده کُشتتش چون

566
00:36:04,370 --> 00:36:06,160
‫از جزئیات فرودشون
‫ روی ماه خبر داشته؟

567
00:36:06,160 --> 00:36:09,370
‫اون سناتور رو می‌شناسی؟
‫همینی که هواپیماش سقوط کرد

568
00:36:09,370 --> 00:36:11,410
‫آره. رمزی، داکوتای‌ شمالی.
‫بابام می‌گفت آدم جالبیـه

569
00:36:11,420 --> 00:36:12,960
‫آره، خب

570
00:36:12,960 --> 00:36:17,630
‫قبل از این‌که تو تلویزیون
‫اعلامش کنن، اَنی به من گفته بود

571
00:36:18,800 --> 00:36:19,880
‫بیخیال بابا

572
00:36:29,220 --> 00:36:32,230
‫درمورد فاجعه پلکان سرخـه؟

573
00:36:32,230 --> 00:36:35,230
‫این نقشه‌ایـه که
‫اَنی از اون منطقه کشیده

574
00:36:36,690 --> 00:36:38,230
‫یه‌کم فکر کن

575
00:36:38,230 --> 00:36:40,400
‫تو اون زمان این‌جا بودی.
‫چیزی ازش یادت نمیاد؟

576
00:36:42,530 --> 00:36:43,570
‫بذار

577
00:36:55,420 --> 00:36:56,920
‫برو صفحه سه

578
00:37:02,260 --> 00:37:04,470
‫پس تو اونارو می‌شناختی

579
00:37:04,470 --> 00:37:06,050
‫نه زیاد

580
00:37:06,050 --> 00:37:07,930
‫اونا سال بالایی بودن،
‫من تازه وارد

581
00:37:13,020 --> 00:37:16,850
‫ببین، من فقط یه سال تو دبیرستان
‫ فرانسوی رو پاس کردم

582
00:37:16,860 --> 00:37:18,150
‫« نوتر پَن » خونده میشه

583
00:37:18,150 --> 00:37:19,820
‫معنیش میشه « نونِ ما »
‫درستـه؟

584
00:37:19,820 --> 00:37:22,400
‫آره. یه جوک بود که فقط
‫ خودشون می‌فهمیدن

585
00:37:22,400 --> 00:37:23,780
‫تهشم ما نفهمیدیم چیـه

586
00:37:26,990 --> 00:37:28,990
‫این‌جارو باش. فکر می‌کردم
‫ فقط خودم این‌شکلی عاشق میشم

587
00:37:28,990 --> 00:37:31,490
‫این هیچ ربطی به رد استپس نداره

588
00:37:31,500 --> 00:37:32,750
‫بیخیال، اذیتم نکن!

589
00:37:36,920 --> 00:37:39,840
‫- ساعت کاریت الانا شروع میشه
‫- آره، راست میگی

590
00:37:41,340 --> 00:37:43,170
‫باید برم شام بکشم

591
00:37:54,430 --> 00:37:57,140
‫کار دیگه‌ای ازم برمیاد؟

592
00:37:57,150 --> 00:37:59,690
‫آره، می‌خواستم بگم اگه میشه...

593
00:37:59,690 --> 00:38:03,070
‫می‌دونی... اگه اشکال نداره
‫ماشینتو قرض بگیرم

594
00:38:05,570 --> 00:38:07,150
‫مشکلی نیست

595
00:38:07,160 --> 00:38:08,530
‫ممنون

596
00:38:16,330 --> 00:38:18,750
‫بیا، هری

597
00:38:18,750 --> 00:38:20,250
‫یه چیزی بخور

598
00:38:20,250 --> 00:38:22,500
‫باید یه‌کم غذا بخوری

599
00:38:22,500 --> 00:38:24,590
‫خفه شید!

600
00:38:24,590 --> 00:38:27,010
‫گمشید بیرون!

601
00:38:27,010 --> 00:38:28,470
‫گمشید!

602
00:38:29,970 --> 00:38:31,720
‫هری!

603
00:38:31,720 --> 00:38:33,140
‫خفه شو!

604
00:38:42,070 --> 00:38:44,320
‫حراست! یکی کمک کنه!

605
00:38:44,320 --> 00:38:45,860
‫هری!

606
00:38:45,860 --> 00:38:47,610
‫هری! لطفاً درو باز کن!

607
00:38:47,610 --> 00:38:49,950
‫خفه شو، گمشو بیرون!

608
00:38:49,950 --> 00:38:51,870
‫هری!

609
00:38:51,870 --> 00:38:53,450
‫- چه مرگتـه تو؟
‫- دو قلوها تو اتاقشن

610
00:38:53,450 --> 00:38:56,580
‫باید کمکشون کنیم. خواهش می‌کنم.
‫هری! باز کن درو!

611
00:38:56,580 --> 00:38:58,540
‫- هری!
‫- خفه شو!

612
00:38:58,540 --> 00:39:00,500
‫- گرتا؟
‫- این دیگه چی بود؟

613
00:39:00,500 --> 00:39:02,250
‫گرتا!

614
00:39:02,250 --> 00:39:04,090
‫- وای! چیکار کردم!
‫- بیدار شو!

615
00:39:06,300 --> 00:39:07,630
‫هری نمی‌خواست بهت آسیبی بزنه!

616
00:39:09,220 --> 00:39:10,760
‫گرتا! توروخدا پاشو!

617
00:39:23,400 --> 00:39:25,440
‫چرا غذاتونو نمی‌خورید؟

618
00:39:27,190 --> 00:39:28,900
‫این مهمترین وعده‌ غذاییتونـه‌ها

619
00:39:35,240 --> 00:39:37,200
‫خیلی‌خب...

620
00:39:38,870 --> 00:39:42,830
‫می‌دونم که همه‌مون بخاطر
‫ اتفاقِ ناگوارِ دیشب...

621
00:39:42,830 --> 00:39:45,800
‫بین هری کراس و
‫ دوقلو‌های ویلکاکس

622
00:39:48,840 --> 00:39:52,300
‫ناراحتیم و اعصابمون بهم ریخته

623
00:39:53,720 --> 00:39:55,300
‫همون‌طور که می‌دونید

624
00:39:55,310 --> 00:39:59,140
‫بخاطر آزمایشاتِ
‫میدان و حدت بینایی

625
00:39:59,140 --> 00:40:03,190
‫که شما بهش میگید
‫تزریق آمپول نقطه‌ها

626
00:40:03,190 --> 00:40:05,400
‫هری...

627
00:40:05,400 --> 00:40:07,980
‫دچار یه تشنج شده بود

628
00:40:07,980 --> 00:40:09,990
‫که خداروشکر خفیف بود

629
00:40:09,990 --> 00:40:12,700
‫و وقتی گرتا سعی کرده
‫که بهش کمک کنه

630
00:40:12,700 --> 00:40:15,780
‫هری ناخواسته بهش ضربه زده

631
00:40:15,780 --> 00:40:19,790
‫که باعث شده گردنش
‫ یه‌کم رگ به رگ بشه و

632
00:40:19,790 --> 00:40:24,170
‫ضربه‌ی خفیفی هم
‫ به سرش خورده

633
00:40:24,170 --> 00:40:29,090
‫در حال حاضر هر سه نفر
‫در آسایش کامل به سر می‌برن

634
00:40:29,090 --> 00:40:31,970
‫و انتظار میره که به زودی
‫بهبودی کامل پیدا کنن

635
00:40:31,970 --> 00:40:35,850
‫و به هیچ وجه...

636
00:40:35,850 --> 00:40:39,180
‫این اتفاق،

637
00:40:39,180 --> 00:40:42,890
‫کار مهم ما رو
‫تحت تاثیر قرار نمیده

638
00:40:42,890 --> 00:40:46,480
‫و یا به خطر نمی‌اندازه

639
00:40:46,480 --> 00:40:50,820
‫اما من می‌خوام اینو بدونید که

640
00:40:53,660 --> 00:40:58,660
‫هری بخاطر آسیب زدن به دوستش
‫ احساس بدی داشت

641
00:40:58,660 --> 00:41:02,120
‫و گرتا بزرگواری کرد و
‫ عذرخواهیشو پذیرفت

642
00:41:02,120 --> 00:41:06,380
‫و با گفتنِ « اتفاقـه دیگه »
‫ ازش گذشت

643
00:41:06,380 --> 00:41:09,840
‫پس...

644
00:41:09,840 --> 00:41:15,300
‫بیاید جای خالیشونو پر کنیم

645
00:41:15,300 --> 00:41:18,300
‫و از درک و گذشتِ
‫ اونا درس بگیریم

646
00:41:18,310 --> 00:41:21,560
‫این یعنی رفاقت واقعی

647
00:41:21,560 --> 00:41:22,980
‫می‌تونیم ببینیمشون؟

648
00:41:22,980 --> 00:41:25,100
‫نه. اصلاً

649
00:41:31,480 --> 00:41:33,360
‫هرکسی که...

650
00:41:35,700 --> 00:41:38,990
‫حرف‌های منو رد
‫ کنه، دروغگوئـه

651
00:41:38,990 --> 00:41:40,660
‫و باید گزارش بشه

652
00:41:40,660 --> 00:41:43,200
‫متوجه شدید؟

653
00:41:43,210 --> 00:41:45,670
‫گرفتید چی میگم؟
‫همه فهمیدن؟

654
00:41:48,920 --> 00:41:52,300
‫اگه منظورمو فهمیدید
‫بگید « بله، خانم سیگسبی »

655
00:41:52,300 --> 00:41:54,840
‫بله، خانم سیگسبی

656
00:41:54,840 --> 00:41:57,130
‫انتظار داشتم بلندتر
‫ جواب بدید

657
00:41:57,140 --> 00:42:00,550
‫بله، خانم سیگسبی

658
00:42:00,560 --> 00:42:01,560
‫آفرین

659
00:42:04,390 --> 00:42:05,350
‫از صبحونه‌تون لذت ببرید

660
00:42:14,990 --> 00:42:16,280
‫دیشب گند زدم، داداش

661
00:42:16,280 --> 00:42:17,950
‫تو که خیلی شجاع بودی

662
00:42:17,950 --> 00:42:19,780
‫آره، ولی...

663
00:42:19,780 --> 00:42:22,120
‫چطور بهشون بگم که می‌دونستم
‫ توی اون اتاق چه خبره؟

664
00:42:22,120 --> 00:42:24,700
‫چندتا نگهبانی که اون‌جا بودن از
‫ من هم بهشون نزدیک‌تر بودن

665
00:42:24,700 --> 00:42:26,370
‫اونا هیچی نشنیدن

666
00:42:26,370 --> 00:42:27,870
‫می‌فهمن که تو دورآگاهی

667
00:42:27,870 --> 00:42:31,250
‫ببین، اگه منو
‫بفرستن به بخش پشتی

668
00:42:31,250 --> 00:42:33,960
‫شاید بتونم برم دنبال اون
‫زمین بازی قدیمی بگردم

669
00:42:33,960 --> 00:42:36,550
‫همونی که سگه دیده بود.
‫می‌دونی دیگه. حصار قدیمی داشت

670
00:42:36,550 --> 00:42:39,430
‫آره! شاید این خوب باشه

671
00:42:41,970 --> 00:42:45,520
‫نه. ما هنوز نمی‌دونیم
‫ اون پشت چخبره

672
00:42:45,520 --> 00:42:48,140
‫کالیشا هیچی درمورد حراستِ اون‌جا،

673
00:42:48,140 --> 00:42:49,850
‫دوربیناش و بازرسی
‫اتاقاش بهمون نگفته

674
00:42:49,850 --> 00:42:52,270
‫اگه قراره کاری بکنیم،

675
00:42:52,270 --> 00:42:55,150
‫باید اول توی همین بخشِ
‫ جلویی انجامش بدیم

676
00:42:55,150 --> 00:42:57,150
‫و باید هر چه سریعتر بریم تو کارش

677
00:43:00,070 --> 00:43:02,080
‫تاحالا...

678
00:43:03,990 --> 00:43:06,330
‫تاحالا شده یه چیزی رو

679
00:43:06,330 --> 00:43:08,620
‫قبل از اتفاق افتادنش ببینی؟

680
00:43:10,210 --> 00:43:12,170
‫فکر نکنم

681
00:43:12,170 --> 00:43:14,170
‫قبل از اتفاق افتادنش؟ چطور؟

682
00:43:14,170 --> 00:43:16,800
‫لوک

683
00:43:23,310 --> 00:43:24,810
‫باید باهام بیای

684
00:43:24,810 --> 00:43:26,930
‫فکر کردم وقت
‫ صبحونه‌ست و میشه...

685
00:43:26,930 --> 00:43:28,940
‫می‌خوای از راه سخت‌تر پیش برم؟

686
00:43:58,800 --> 00:44:01,930
‫جدای از آزمایش‌های عادی

687
00:44:01,930 --> 00:44:05,390
‫که این‌جا انجام میدیم، یه سری...

688
00:44:05,390 --> 00:44:09,640
‫چیزای خاص هست که برای
‫ بچه‌های خاص نگه می‌داریم

689
00:44:11,350 --> 00:44:13,850
‫مخصوصاً واسه اونایی که
‫باهامون روراست نیستن

690
00:44:13,860 --> 00:44:16,400
‫تو که همیشه باهامون روراستی،
‫درستـه، لوک؟

691
00:44:17,480 --> 00:44:19,150
‫آره

692
00:44:20,070 --> 00:44:22,700
‫خیلی‌‌خب، پس بیا ثابتش کن

693
00:44:22,700 --> 00:44:24,160
‫تو دورآگاهی؟

694
00:44:24,160 --> 00:44:25,740
‫نه

695
00:44:25,740 --> 00:44:27,790
‫نه، من قدرت دورجنبی‌ دارم

696
00:44:27,790 --> 00:44:29,500
‫- یادتونـه دیگه؟
‫- نه

697
00:44:29,500 --> 00:44:32,000
‫وقتی اومدی این‌جا دورجنبی داشتی

698
00:44:32,000 --> 00:44:36,380
‫تا الان باید توانایی دورآگاهیت هم
‫تقویت میشده

699
00:44:36,380 --> 00:44:39,210
‫این اتفاق زمانی میفته که تو
‫اون نقطه‌هارو می‌بینی

700
00:44:39,210 --> 00:44:41,800
‫شاید این روش رو همه
‫ جواب نده، شاید...

701
00:44:41,800 --> 00:44:43,760
‫ولی جواب میده

702
00:44:45,010 --> 00:44:47,930
‫رو هرکسی جواب میده

703
00:44:47,930 --> 00:44:50,970
‫چون این توانایی‌ها به هم وصلن

704
00:44:50,980 --> 00:44:54,400
‫وقتی یکیشو داشته باشی،
‫می‌تونی بقیه رو هم می‌تونی تقویت کنی

705
00:44:54,400 --> 00:44:57,020
‫من توی تیمی بودم که روی
‫ اثبات این مسئله کار می‌کرد

706
00:44:57,020 --> 00:44:59,480
‫خب شاید من هنوز
‫ نتونستم تقویتش کنم

707
00:44:59,480 --> 00:45:03,240
‫تو نقطه‌هارو دیدی.
‫علمـه دیگه.

708
00:45:06,280 --> 00:45:08,240
‫طی این چند سال فهمیدیم که

709
00:45:08,240 --> 00:45:12,830
‫اون واکنش‌های غریزی و
‫ترس‌های اولیه، یا بهتر بگم،

710
00:45:12,830 --> 00:45:15,830
‫واکنش‌های ترس گالوانیک
‫ یا همون ترس شدید

711
00:45:15,830 --> 00:45:18,630
‫خیلی توی رسیدن به نتایج واقعی

712
00:45:18,630 --> 00:45:23,170
‫بهمون کمک می‌کنن

713
00:45:24,550 --> 00:45:26,720
‫هنس

714
00:45:33,100 --> 00:45:34,480
‫برو توی مخزن

715
00:45:38,860 --> 00:45:40,730
‫منتظری من ببرمت اون تو؟

716
00:46:07,300 --> 00:46:08,840
‫لوک

717
00:46:08,850 --> 00:46:14,220
‫وقتی حس کردی ریه‌هات
‫ داره خالی میشه،

718
00:46:14,230 --> 00:46:17,140
‫شاید وسوسه شی که
‫ نفستو حبس کنی

719
00:46:17,150 --> 00:46:21,270
‫اما الان چون خطرِ
‫ پارگی وجود داره

720
00:46:21,270 --> 00:46:24,820
‫پیشنهاد می‌کنم که این‌کارو نکنی

721
00:46:24,820 --> 00:46:26,990
‫حالا...

722
00:46:26,990 --> 00:46:30,160
‫من دارم به یه حیوون فکر می‌کنم

723
00:46:30,160 --> 00:46:32,120
‫اون چه حیوونیـه

724
00:46:36,620 --> 00:46:38,040
‫نمی‌دونم

725
00:46:39,670 --> 00:46:41,040
‫باشه، رفیق

726
00:46:41,040 --> 00:46:42,750
‫هرطور که میلتـه

727
00:47:19,710 --> 00:47:21,670
‫این دفعه کلاً ١۵ ثانیه بود

728
00:47:21,670 --> 00:47:23,750
‫دفعه‌ی بعدی میشه ٣٠ ثانیه

729
00:47:25,550 --> 00:47:26,710
‫حالا

730
00:47:26,710 --> 00:47:30,180
‫بگو که دارم به چه
‫ حیوونی فکر می‌کنم

731
00:47:30,180 --> 00:47:32,720
‫جدی میگم، من نمی‌دونم

732
00:47:32,720 --> 00:47:35,390
‫بهتون که گفتم من دورآگاهی ندارم

733
00:47:35,390 --> 00:47:40,020
‫من دورجنبی دارم. حتی هنوز به
‫ دورجنبی مثبت هم نرسیدم

734
00:47:40,020 --> 00:47:43,060
‫باشه، رفیق.
‫بریم برای ٣٠ ثانیه

735
00:47:43,060 --> 00:47:46,280
‫- این‌طوری همه‌چیزو سخت‌تر می‌کنی
‫- نه

736
00:47:49,240 --> 00:47:51,110
‫نه، نه. نه

737
00:48:53,680 --> 00:48:58,060
‫الان دارم به یه تیم ورزشی فکر می‌کنم

738
00:48:58,060 --> 00:49:02,270
‫تیم ورزشی، بگو!

739
00:49:02,270 --> 00:49:04,480
‫من چه می‌دونم!

740
00:49:04,480 --> 00:49:06,900
‫صیادهای گوش‌ماهی آبالون می‌تونن
‫نفسشونو ٩ دقیقه حبس کنن

741
00:49:06,900 --> 00:49:09,270
‫حالا بگو

742
00:49:09,280 --> 00:49:11,900
‫داره به چه تیمی فکر می‌کنه؟

743
00:49:54,280 --> 00:49:56,110
‫ریدم تو هرچی تیم و حیوونـه

744
00:49:56,110 --> 00:50:00,200
‫فقط حقیقتو به ما بگو

745
00:50:00,200 --> 00:50:02,250
‫تو دورآگاهی داری، مگه نه؟

746
00:50:06,920 --> 00:50:08,460
‫بگو! بگو « من دورآگاهی دارم »

747
00:50:09,960 --> 00:50:12,500
‫تونی

748
00:50:12,510 --> 00:50:15,590
‫به مورین بگو ببرتش توی اتاقش

749
00:50:25,640 --> 00:50:29,150
‫دیدی؟ سر وقت رسیدم.
‫لازم نبود کسی یادآوریم کنه

750
00:50:29,150 --> 00:50:31,940
‫بیا یه‌کم آروم پیش بریم

751
00:50:33,360 --> 00:50:35,740
‫جولیا سیگسبی داره بهم
‫ میگه آروم پیش برم؟

752
00:50:35,740 --> 00:50:38,320
‫لابد بعدش میگی بیا حرف بزنیم

753
00:50:38,320 --> 00:50:41,120
‫آره، دقیقاً

754
00:50:41,120 --> 00:50:44,410
‫باشه فقط حواست باشه که

755
00:50:44,410 --> 00:50:46,040
‫من یه نیم ساعتیـه

756
00:50:46,040 --> 00:50:48,830
‫قرصمو خوردم، پس...

757
00:50:48,830 --> 00:50:50,790
‫داری با لوک الیس خارج از
‫برنامه کار می‌کنی

758
00:50:50,790 --> 00:50:53,750
‫این حتی فکرش هم مسخره‌ست

759
00:50:53,760 --> 00:50:56,920
‫دیشب محفظه رویا رو
‫ روش امتحان کردی

760
00:50:56,920 --> 00:50:59,260
‫درحالی که اون هنوز دو هفته‌ی دیگه
‫ زمان لازم داره تا واسه‌ش آماده بشه

761
00:50:59,260 --> 00:51:02,300
‫داری آزمایشات پیش‌آگاهی
‫ روش انجام میدی

762
00:51:02,310 --> 00:51:04,260
‫درست نمیگم؟

763
00:51:04,270 --> 00:51:06,850
‫خب...

764
00:51:06,850 --> 00:51:09,730
‫استک‌هاوس گفت انجامش بدم

765
00:51:09,730 --> 00:51:11,860
‫راستش، از اولش کار اون نبود

766
00:51:11,860 --> 00:51:14,360
‫اما اون بهم گفت که ادامه بدم

767
00:51:14,360 --> 00:51:15,900
‫اون هم بعد از این‌که
‫ من بهت گفتم ادامه ندی

768
00:51:15,900 --> 00:51:20,740
‫جولیا من واقعاً متأسفم

769
00:51:20,740 --> 00:51:23,370
‫بهشون... بهشون گفتی؟

770
00:51:23,370 --> 00:51:25,740
‫- نه هنوز
‫- ازت خواش می‌کنم...

771
00:51:25,750 --> 00:51:29,080
‫این بساطو جمع می‌کنم.
‫قول میدم

772
00:51:29,080 --> 00:51:32,460
‫دیگه نمی‌ذارم همچین اتفاقی بیفته

773
00:51:32,460 --> 00:51:34,340
‫نمی‌دونی بعد از این‌که الیسو
‫ تبدیل به یه پیشگو کردی

774
00:51:34,340 --> 00:51:36,300
‫استک‌هاوس می‌خواد باهاش چیکار کنه؟

775
00:51:36,300 --> 00:51:38,720
‫می‌خواد بفروشتش

776
00:51:38,720 --> 00:51:40,220
‫شخص خاصی مد نظرشونه؟

777
00:51:40,220 --> 00:51:42,300
‫کسی که بالاترین قیمتو
‫ پیشنهاد رو بده

778
00:51:44,100 --> 00:51:47,020
‫- حالش چطوره؟
‫- لوکو میگی؟

779
00:51:47,020 --> 00:51:48,600
‫خب...

780
00:51:48,600 --> 00:51:52,150
‫آی‌کیوی بالایی داره، بهش خوشبینم

781
00:51:52,150 --> 00:51:54,690
‫ولی می‌دونی...

782
00:51:54,690 --> 00:51:58,360
‫فرایند تقویت پیش‌آگاهی
‫زمان زیادی می‌بره

783
00:51:58,360 --> 00:51:59,740
‫آره، خودم می‌دونم

784
00:51:59,740 --> 00:52:02,160
‫این یمی از دلایلیـه که
‫ پروژه رو متوقف کردیم

785
00:52:02,160 --> 00:52:04,240
‫میرم به استک‌هاوس
‫میگم کارمون تمومـه

786
00:52:04,240 --> 00:52:06,540
‫نمی‌خواد چیز اضافه‌ای
‫ به استک‌هاوس بگی

787
00:52:06,540 --> 00:52:09,960
‫فقط میری میگی اون مخزنِ
‫ شناور ثابت کرده که الیس

788
00:52:09,960 --> 00:52:13,540
‫قدرت دورجنبی داره و من اصرار
‫ دارم که بفرستیمش به بخش پشتی

789
00:52:13,540 --> 00:52:15,550
‫اما مخزن همچین چیزیو ثابت نکرد

790
00:52:17,380 --> 00:52:19,170
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

791
00:52:19,170 --> 00:52:21,840
‫تونی هفت بار هوای
‫ اون تو رو دستکاری کرد

792
00:52:21,840 --> 00:52:23,850
‫اون بچه هیچی نگفت

793
00:52:26,060 --> 00:52:29,470
‫هرچی. بفرستیدش تو
‫ بخش پشتی

794
00:52:29,480 --> 00:52:31,770
‫می‌دونم که خودت می‌دونی اگه

795
00:52:31,770 --> 00:52:35,150
‫قبل از فعال کردن قدرت دورآگاهیش

796
00:52:35,150 --> 00:52:37,360
‫به زمزمه وصلش کنیم چی میشه

797
00:52:37,360 --> 00:52:40,490
‫همین الان هم دورآگاهی داره.
‫فقط به روی خودش نمیاره

798
00:52:40,490 --> 00:52:42,660
‫ریسک بزرگیـه

799
00:52:44,660 --> 00:52:47,530
‫خیلی‌خب

800
00:52:47,540 --> 00:52:51,750
‫پس فعلاً به همین منوال ادامه میدیم

801
00:52:51,750 --> 00:52:54,920
‫چیز دیگه‌ای هم به استک‌هاوس نگو

802
00:52:54,920 --> 00:52:57,210
‫مرتیکه نفهم

803
00:52:59,210 --> 00:53:02,170
‫ممنون... ممنونم

804
00:53:06,050 --> 00:53:08,640
‫الیس چی میشه؟

805
00:53:08,640 --> 00:53:10,970
‫یعنی چی، چی میشه؟

806
00:53:10,980 --> 00:53:14,940
‫باید یه راهی پیدا کنیم که
‫ ثابت کنه اون دورآگاهی داره

807
00:53:14,940 --> 00:53:17,480
‫اونو بسپار به خودم

808
00:53:19,070 --> 00:53:20,780
‫لوک! لوک!

809
00:53:20,780 --> 00:53:22,240
‫می‌تونستم حست کنم

810
00:53:22,240 --> 00:53:23,700
‫داشتی می‌مردی.
‫خیلی ترسناک بود.

811
00:53:23,700 --> 00:53:24,780
‫هی

812
00:53:24,780 --> 00:53:26,490
‫نه، نمی‌مردم

813
00:53:26,490 --> 00:53:28,330
‫داشتن سر به سرم می‌ذاشتن

814
00:53:28,330 --> 00:53:30,120
‫یه‌کم استراحت کن، لوک

815
00:53:30,120 --> 00:53:33,000
‫- من باید برگردم سر کارم
‫- باشه

816
00:53:33,000 --> 00:53:34,620
‫ممنون، مورین

817
00:53:48,220 --> 00:53:50,510
‫خب دیگه، من رفتم

818
00:53:52,180 --> 00:53:53,680
‫لوک! لوک! نخواب!

819
00:53:53,680 --> 00:53:55,480
‫چیشد؟

820
00:53:55,480 --> 00:53:57,560
‫فهمیدم پشت اون دری که شا
‫ بهمون نشون داد چیـه

821
00:53:57,560 --> 00:53:59,570
‫الان تو ذهن مورین دیدمش

822
00:54:00,000 --> 00:54:20,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

