﻿WEBVTT

00:00:52.618 --> 00:01:00.100
‫قربانی دوم

00:01:08.560 --> 00:01:17.630
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:01:20.099 --> 00:01:22.060
‫صبح بخیر.

00:01:51.900 --> 00:01:54.900
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر، اسبن.

00:01:56.099 --> 00:01:57.900
‫به سلامتی!

00:02:00.260 --> 00:02:02.938
‫شاید بهتره...

00:02:07.578 --> 00:02:12.180
‫- ولی دیگه شیر نمی‌دم.
‫- اون دیگه تو تخصص من نیست.

00:02:15.460 --> 00:02:18.860
‫- صبح صداتو از پی‌وان نشنیدم؟
‫- چرا.

00:02:18.979 --> 00:02:21.699
‫- خوب بودی. خیلی دقیق و علمی.
‫- مرسی.

00:02:21.860 --> 00:02:24.860
‫سلام! ببخشید.

00:02:27.020 --> 00:02:30.699
‫چرا آدما وقتی هیچ کار اشتباهی نکردن
‫می‌گن ببخشید؟

00:02:30.860 --> 00:02:33.538
‫- معذرت می‌خوام.
‫- باورنکردنیه!

00:02:33.699 --> 00:02:37.340
‫- اسمت چی بود؟
‫- امیلی. تو هم الکس بودی، درسته؟

00:02:37.538 --> 00:02:39.500
‫- آره.
‫- سلام.

00:02:39.657 --> 00:02:46.180
‫امروز بک‌آپ نورولوژی تویی؟ من شیفت اصلی‌ام.

00:02:46.340 --> 00:02:50.258
‫اسبن اون بالاست، جراح مغز و اعصابه.
‫رختکنشون داره بازسازی می‌شه.

00:02:50.460 --> 00:02:53.740
‫باشه، لعنتی. ببخشید، نمی‌دونستم.

00:02:53.900 --> 00:02:57.780
‫- من می‌رم اون‌طرف.
‫- از کجا باید می‌دونستی؟

00:02:59.340 --> 00:03:01.657
‫یه کریستیان بک‌آپه.

00:03:01.818 --> 00:03:04.818
‫- امروز کریستیان رو دیدی؟
‫- نه.

00:03:05.818 --> 00:03:10.900
‫- اگه سؤالی داشتم از کی بپرسم؟
‫- از بیرگیته بپرس، مسئوله.

00:03:14.538 --> 00:03:17.860
‫- اولین باره تنهایی شیفت اصلی‌ام.
‫- هیجان‌انگیزه.

00:03:17.979 --> 00:03:22.180
‫آره، هیجان‌انگیزه. ولی استرس هم دارم.

00:03:22.340 --> 00:03:25.139
‫- احتمالاً خوب پیش می‌ره.
‫- روز خوبی داشته باشی.

00:03:25.300 --> 00:03:27.900
‫- تو هم همین‌طور.
‫- آره، تو هم.

00:03:29.020 --> 00:03:31.780
‫رژ لب رو بی‌خیال شو.

00:03:31.900 --> 00:03:35.818
‫- وگرنه فکر می‌کنن پرستاری.
‫- باشه. حتماً. مرسی.

00:03:38.740 --> 00:03:41.258
‫- صبح بخیر، ترین. ترومبولیز با توئه؟
‫- آره.

00:03:41.460 --> 00:03:43.060
‫خوبه.

00:03:49.979 --> 00:03:53.180
‫- کشیک ترومبولیز، الکساندرا هستم.
‫- اسکه‌ام از A22.

00:03:53.340 --> 00:03:55.340
‫یه خانم ۵۹ ساله به اسم وینی اینجاست.

00:03:55.894 --> 00:03:58.818
‫پسرش زنگ زده چون پشت تلفن
‫عجیب حرف می‌زده.

00:03:58.818 --> 00:04:02.377
‫توی حرف زدن مشکل داره
‫و سمت راست بدنش ضعیف شده.

00:04:02.580 --> 00:04:04.900
‫علائم از کی شروع شده؟

00:04:05.060 --> 00:04:09.020
‫سخته بگم، ولی دیشب
‫کاملاً حالش خوب بوده.

00:04:09.180 --> 00:04:12.300
‫اگه شب اتفاق افتاده، فوریه.
‫کجایین؟

00:04:12.500 --> 00:04:17.100
‫- ده دقیقه دیگه می‌رسیم.
‫- علائم حیاتیش رو می‌گی؟

00:04:17.259 --> 00:04:23.579
‫فشار ۱۸۰ روی ۸۰، نبض ۹۹،
‫تعداد تنفس ۱۸ و قند خون ۶.۲.

00:04:23.740 --> 00:04:26.220
‫- مرسی. می‌بینمت.
‫- کی می‌رسن؟

00:04:26.379 --> 00:04:31.019
‫ده دقیقه دیگه. سکته موقع بیدار شدنه،
‫پس نهایتاً ۳۰ دقیقه وقت داریم.

00:04:31.180 --> 00:04:34.579
‫- اسمش چی بود؟
‫- وینی.

00:04:37.259 --> 00:04:39.660
‫سیستم پرونده‌های پزشکی کار نمی‌کنه.

00:04:39.819 --> 00:04:44.899
‫- احتمالاً الان درست می‌شه.
‫- باشه. من می‌رم جلسه صبح.

00:04:45.019 --> 00:04:48.980
‫الکس؟
‫فقط باید چندتا بیمار رو مرخص کنی.

00:04:49.139 --> 00:04:53.740
‫- شیفت شب اینجا رو کرده هتل.
‫- انجامش می‌دم.

00:04:53.899 --> 00:04:57.740
‫فرق خدا و دکتر چیه؟

00:04:59.019 --> 00:05:01.939
‫خدا می‌دونه که دکتر نیست.

00:05:04.338 --> 00:05:10.699
‫ببخشید؟ یه مرد تو راهروئه
‫که صداهای عجیب‌وغریب درمیاره.

00:05:10.860 --> 00:05:14.579
‫- فقط کلوپوکسید لازم داره.
‫- ساعت هشته، شروع کنیم.

00:05:14.740 --> 00:05:19.980
‫- باز تویی؟
‫- همون‌طور که می‌دونین، کریستیان مریضه.

00:05:20.139 --> 00:05:25.338
‫یعنی امروز صبح توی اورژانس
‫هیچ نیروی بک‌آپی نداریم.

00:05:25.540 --> 00:05:29.220
‫کسی می‌تونه یکی دو ساعت
‫تلفن رو جواب بده؟

00:05:34.060 --> 00:05:36.180
‫من کل شب اینجا بودم.

00:05:36.338 --> 00:05:39.620
‫توی بخش تنهام.
‫شیفت اصلی کیه؟

00:05:39.778 --> 00:05:44.699
‫- اِما.
‫- امیلی، نزدیک بود. منم.

00:05:44.860 --> 00:05:49.980
‫- چند وقته اومده؟ دو هفته؟
‫- یه کم دلشوره می‌گیرم با این وضع.

00:05:50.139 --> 00:05:54.740
‫- از ساعت ده می‌تونم بگیرمش.
‫- پس دو ساعت بک‌آپ نداریم.

00:05:54.899 --> 00:06:00.220
‫- امیلی خیلی خوب از پسش برمیاد.
‫- اگه اوتو تأییدش کنه، من مشکلی ندارم.

00:06:00.379 --> 00:06:05.379
‫ولی این واقعیت رو عوض نمی‌کنه
‫که کمبود نیروی جدی داریم.

00:06:05.579 --> 00:06:10.500
‫- به نظرت باید چی کار کنیم؟
‫- من سر کار زیاد حس نمی‌کنم.

00:06:10.660 --> 00:06:16.019
‫ولی می‌خوام بدونم دارین به استخدام
‫یه متخصص دیگه فکر می‌کنین یا نه.

00:06:16.180 --> 00:06:19.060
‫نمی‌تونیم فقط چون مریضه
‫اخراجش کنیم.

00:06:19.220 --> 00:06:22.660
‫نه، ولی نبودنش
‫روی بیمارها تأثیر می‌ذاره.

00:06:22.819 --> 00:06:25.660
‫- موافقم.
‫- ولی نباید این‌طور باشه.

00:06:25.819 --> 00:06:30.500
‫بخش باید از همکارش حمایت کنه.
‫سال سختی داشته.

00:06:30.660 --> 00:06:35.100
‫- برای کریستیان چی پیش اومده؟
‫- داستانش مفصله.

00:06:35.259 --> 00:06:37.740
‫آره، نتونست از پسش بربیاد.

00:06:37.899 --> 00:06:40.939
‫ازش شکایت شد،
‫بعد قضیه خیلی بزرگ‌تر شد.

00:06:41.100 --> 00:06:44.699
‫دیگه بسه.
‫هنوز بک‌آپ نداریم.

00:06:44.860 --> 00:06:48.019
‫- من می‌گیرمش.
‫- باشه. مرسی، الکس.

00:06:48.939 --> 00:06:52.300
‫- ترومبولیز و اورژانس با هم زیاد نیست؟
‫- مشکلی نیست.

00:06:52.500 --> 00:06:56.620
‫- وقتی الکسه، خیالم راحته.
‫- از پسش برمیاد.

00:06:56.778 --> 00:07:01.259
‫- باید برم. اگه چیزی شد زنگ بزن.
‫- باشه.

00:07:03.300 --> 00:07:07.620
‫- ببخشید، یکی منو خواسته بود.
‫- من نبودم.

00:07:07.778 --> 00:07:09.699
‫- شما کشیشین؟
‫- بله.

00:07:09.860 --> 00:07:11.660
‫لباستون پشت‌وروئه.

00:07:11.819 --> 00:07:15.139
‫- صبح بخیر، کمال.
‫- صبح بخیر، رئیس.

00:07:15.300 --> 00:07:18.899
‫- وینی نیلسن برای ارزیابی ترومبولیز.
‫- بله. ممنون.

00:07:19.019 --> 00:07:24.259
‫- من بودم تلفنی باهات حرف زدم. چیز جدیدی نیست؟
‫- نه.

00:07:24.459 --> 00:07:28.338
‫- آخرین فشارش چند بود؟
‫- ۱۸۰ روی ۸۰.

00:07:28.540 --> 00:07:33.100
‫- داروی رقیق‌کننده خون مصرف می‌کنه؟
‫- پسرش فکر نمی‌کرد. تو راهه.

00:07:33.259 --> 00:07:36.980
‫- پس رقیق‌کننده خون نمی‌خوره؟
‫- طبق گفته پسرش، نه.

00:07:38.180 --> 00:07:41.939
‫سلام، وینی.
‫من الکسم، دکترم.

00:07:42.100 --> 00:07:46.819
‫آوردنت اینجا چون شک داریم
‫توی مغزت لخته خون ایجاد شده.

00:07:46.939 --> 00:07:52.740
‫می‌خوایم معاینه‌ت کنیم.
‫سریع انجام می‌شه، بعدش توضیح می‌دیم.

00:07:52.899 --> 00:07:55.620
‫حالا اینو ازت درمیارم.

00:07:55.778 --> 00:07:58.778
‫وینی، می‌تونی بهم بگی
‫چند سالته؟

00:08:00.579 --> 00:08:04.220
‫خوبه. می‌تونی بگی
‫الان چه ماهیه؟

00:08:06.139 --> 00:08:09.660
‫آره. می‌تونی به من نگاه کنی؟
‫چشماتو ببند.

00:08:10.699 --> 00:08:13.338
‫دوباره بازشون کن.
‫آره، خوبه.

00:08:13.540 --> 00:08:16.139
‫وینی، حالا به دستم نگاه کن.

00:08:18.379 --> 00:08:20.300
‫آره. خوبه.

00:08:21.778 --> 00:08:24.819
‫باشه، خوبه.
‫وینی، حالا دستت رو می‌برم بالا.

00:08:24.939 --> 00:08:30.483
‫ولش می‌کنم، تو هم بالا نگهش دار
‫تا من تا پنج بشمرم.

00:08:30.483 --> 00:08:34.815
‫حالا می‌شمرم.
‫یک، دو، سه، چهار، پنج.

00:08:35.229 --> 00:08:36.142
‫آره، خوبه.

00:08:36.576 --> 00:08:40.697
‫حالا با اون یکی هم همین کارو می‌کنیم.
‫ولش می‌کنم، تو بالا نگهش دار.

00:08:40.860 --> 00:08:43.538
‫یک، دو... آره، خوبه. عالیه.

00:08:47.220 --> 00:08:50.700
‫این رو حس می‌کنی، وینی؟
‫آره، یه کم درد داره.

00:08:50.860 --> 00:08:54.100
‫این یکی چی...؟ نه. خوبه.

00:08:54.259 --> 00:08:56.778
‫خوبه. ببرینش ام‌آر‌آی.

00:08:56.899 --> 00:09:02.019
‫سلام، وینی. داریم می‌بریمت برای ام‌آر‌آی،
‫بعدش دوباره می‌بینیمت.

00:09:04.340 --> 00:09:06.740
‫صبح بخیر، راگنار.
‫بگیر!

00:09:06.899 --> 00:09:10.379
‫اوه، مرسی! آب‌نباتم.

00:09:10.580 --> 00:09:13.899
‫- حقته.
‫- یه لحظه.

00:09:15.500 --> 00:09:17.538
‫بله، راگنار هستم.

00:09:19.700 --> 00:09:22.980
‫بله. ولی چرا؟

00:09:24.778 --> 00:09:30.100
‫هزار بار گفتم که قرار نیست
‫گندکاری شما رو جمع کنم.

00:09:30.259 --> 00:09:33.500
‫همینه که هست. ممنون، خداحافظ.

00:09:33.658 --> 00:09:35.899
‫دیگه از دست اورژانس خسته شدم.

00:09:36.057 --> 00:09:39.500
‫بیمارها رو می‌فرستن اینجا
‫فقط برای یه ام‌آر‌آی،

00:09:39.658 --> 00:09:44.778
‫به‌جای اینکه درست معاینه‌شون کنن.
‫فکر می‌کنی می‌دونن چقدر هزینه داره؟

00:09:44.899 --> 00:09:50.177
‫معلومه که نه. این پزشکیِ دفاعی
‫آخرش نظام درمان رو نابود می‌کنه.

00:09:50.340 --> 00:09:52.620
‫تصویرا دارن می‌رسن.

00:09:53.580 --> 00:09:58.899
‫- سکته‌ست. انفارکت نیمکره چپ.
‫- با آفازیش جور درمیاد. کی اتفاق افتاده؟

00:09:59.057 --> 00:10:05.139
‫سه چهار ساعت پیش.
‫باید فوراً درمان رو شروع کنیم.

00:10:05.298 --> 00:10:10.100
‫حدود ۶۰ کیلوئه، پس ۵۴ میلی‌گرم اکتیلایز.

00:10:10.259 --> 00:10:15.019
‫۵.۴ میلی‌گرم بولوس،
‫بقیه‌ش طی ۶۰ دقیقه، ممنون.

00:10:15.177 --> 00:10:17.340
‫- درسته.
‫- آره.

00:10:17.538 --> 00:10:20.940
‫اینجا یه دکتر واقعی داریم
‫که وقت تلف نمی‌کنه.

00:10:21.100 --> 00:10:23.019
‫دقیقاً.

00:10:23.177 --> 00:10:26.259
‫آره، هشتگ می‌تو.

00:10:26.460 --> 00:10:30.899
‫- فقط می‌گن می‌تو.
‫- باشه، باشه، همونو می‌گیم.

00:10:36.899 --> 00:10:41.580
‫الکس؟ هنوزم به پرونده‌ش
‫دسترسی ندارم.

00:10:41.740 --> 00:10:45.057
‫- باشه.
‫- واقعاً افتضاحه.

00:10:45.220 --> 00:10:51.139
‫- پسرش گفت دارویی مصرف نمی‌کنه.
‫- این توی دادگاه سند حساب نمی‌شه. چی کار کنیم؟

00:10:52.220 --> 00:10:55.460
‫- درمان رو شروع می‌کنیم.
‫- نمی‌تونیم.

00:10:55.620 --> 00:10:59.019
‫باید صبر کنیم
‫تا سیستم پرونده‌ها درست بشه.

00:10:59.177 --> 00:11:01.778
‫- وقت نداریم.
‫- بگیرش!

00:11:01.899 --> 00:11:06.860
‫داری چی کار می‌کنی؟ اینجا بیمارستانه،
‫چیزی پرت نمی‌کنیم.

00:11:10.460 --> 00:11:14.899
‫وینی، یه کم به من نگاه کن.
‫می‌تونی به سقف اشاره کنی؟

00:11:16.100 --> 00:11:18.778
‫می‌تونی به سقف اشاره کنی؟

00:11:20.259 --> 00:11:21.980
‫خوبه. ممنون.

00:11:22.139 --> 00:11:25.899
‫حالا می‌خوام یه سؤال
‫خیلی مهم ازت بپرسم:

00:11:26.019 --> 00:11:31.019
‫دارویی مصرف می‌کنی؟ آره؟ یا نه؟

00:11:32.620 --> 00:11:35.740
‫نه؟ هیچ دارویی نمی‌خوری؟

00:11:35.899 --> 00:11:38.580
‫خوبه. پس می‌تونیم اکتیلایز بدیم.

00:11:41.220 --> 00:11:43.860
‫- کشیک نورولوژی.
‫- امیلی‌ام.

00:11:43.980 --> 00:11:48.778
‫یه پسر ۱۸ ساله‌ست، از دیروز سردرد داشته.
‫مطمئن نیستم خشکی گردن داره یا نه.

00:11:48.899 --> 00:11:53.778
‫- ۵.۴ میلی‌گرم اکتیلایز.
‫- یه کم صبر کن، وسط ترومبولیزم.

00:11:53.899 --> 00:11:56.580
‫- مطمئنی؟
‫- آره. ممنون.

00:12:00.220 --> 00:12:03.700
‫باشه، امیلی.
‫ادامه بده، ولی آروم حرف بزن.

00:12:03.860 --> 00:12:08.460
‫توی ارزیابیش به مشکل خوردم
‫و می‌خوام نظارت کنین.

00:12:08.620 --> 00:12:11.580
‫باشه، میام.

00:12:11.740 --> 00:12:15.899
‫- می‌رم پیش امیلی. پنج دقیقه دیگه برمی‌گردم.
‫- الان می‌ری؟

00:12:16.057 --> 00:12:18.658
‫- اگه چیزی عوض شد زنگ بزن.
‫- باشه.

00:12:26.899 --> 00:12:29.340
‫سلام. اوضاع اینجا چطوره؟

00:12:30.460 --> 00:12:31.778
‫سلام.

00:12:31.899 --> 00:12:35.658
‫ببخشید؟
‫می‌شه داروهاشو چک کنین؟

00:12:35.820 --> 00:12:38.778
‫گفتن باید کلوپوکسید بخوره.

00:12:38.899 --> 00:12:42.658
‫این می‌تونه صرع باشه.
‫لطفاً چک کنین، باشه؟

00:12:55.100 --> 00:12:58.340
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر، الیاس.

00:13:04.100 --> 00:13:06.340
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

00:13:06.538 --> 00:13:09.940
‫صبح بخیر.
‫من الکساندرام، متخصص مغز و اعصاب.

00:13:10.100 --> 00:13:13.538
‫- کامیلا.
‫- موضوع فوری‌ای بود؟

00:13:13.700 --> 00:13:16.340
‫- فوری؟
‫- آروم باش، مامان.

00:13:16.538 --> 00:13:20.057
‫امیلی پزشک در حال آموزشه،
‫من فقط دارم نظارت می‌کنم.

00:13:20.220 --> 00:13:24.778
‫- یعنی چیز جدی‌ای نیست؟
‫- نگران نباش.

00:13:24.899 --> 00:13:29.298
‫الیور از دیروز
‫سردرد شدید داشته.

00:13:29.500 --> 00:13:32.500
‫تا جایی که من می‌بینم همه‌چی طبیعیه،

00:13:32.697 --> 00:13:35.620
‫ولی مطمئن نیستم گردنش خشکه یا نه.

00:13:35.620 --> 00:13:38.580
‫تشخیصش سخته.

00:13:38.740 --> 00:13:43.298
‫- دیگه مثل دیروز درد نداره.
‫- بذار دکتر معاینه‌ت کنه.

00:13:43.500 --> 00:13:48.860
‫- سرش شلوغه. امروز تولدشه.
‫- اوه، چند سالت می‌شه؟

00:13:48.980 --> 00:13:51.139
‫- ۱۸.
‫- مبارکه. سن مهمیه.

00:13:51.298 --> 00:13:53.899
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

00:13:54.019 --> 00:13:59.820
‫- تب داری؟ حالت تهوع؟
‫- نه، کاملاً خوبم.

00:13:59.940 --> 00:14:04.057
‫- این اواخر زیاد الکل خوردی؟
‫- یه کم.

00:14:04.220 --> 00:14:09.259
‫تو که این‌قدر مشروب نمی‌خوری.
‫ربطی به الکل نداره.

00:14:09.460 --> 00:14:12.820
‫- الیور، به دماغم نگاه کن.
‫- باشه.

00:14:12.940 --> 00:14:15.620
‫حالا توی چشمات نور می‌ندازم.

00:14:16.980 --> 00:14:18.580
‫خوبه.

00:14:20.100 --> 00:14:25.139
‫به نوکش نگاه کن. سرت رو تکون نده،
‫فقط با چشمات دنبالش کن.

00:14:31.057 --> 00:14:36.620
‫- خوبه. تا حالا دوبینی داشتی؟
‫- نه.

00:14:36.778 --> 00:14:41.620
‫به چشمام نگاه کن
‫و دستات رو دو طرف باز کن.

00:14:41.778 --> 00:14:46.379
‫حالا با یه دست دماغت رو لمس کن.
‫خوبه. حالا اون یکی.

00:14:47.538 --> 00:14:52.980
‫خوبه. می‌تونی همچنان به چشمام نگاه کنی
‫و با انگشتت انگشت منو لمس کنی؟

00:14:54.740 --> 00:14:56.379
‫خیلی خوبه.

00:14:56.580 --> 00:15:01.580
‫حالا بریم روی تخت معاینه.
‫سرت رو این طرف بذار و دراز بکش.

00:15:04.259 --> 00:15:06.298
‫به سمت من.

00:15:09.100 --> 00:15:12.100
‫- کفشامو دربیارم؟
‫- نه.

00:15:12.259 --> 00:15:16.057
‫- دراز بکش، بعداً درستش می‌کنیم.
‫- این‌جوری...

00:15:16.220 --> 00:15:21.460
‫دارم گردنت رو معاینه می‌کنم،
‫فقط شل باش. سرت دست منه.

00:15:22.340 --> 00:15:26.259
‫خوبه. اگه احساس کشیدگی
‫یا درد کردی بگو.

00:15:29.980 --> 00:15:31.538
‫خوبه.

00:15:31.700 --> 00:15:34.259
‫الان می‌تونیم بریم خونه؟

00:15:34.460 --> 00:15:38.620
‫آره، به نظر میاد یه میگرن معمولیه
‫یا خماری.

00:15:38.778 --> 00:15:42.057
‫- مطمئنین؟
‫- آره. می‌تونین برین خونه.

00:15:42.220 --> 00:15:46.340
‫برای درد می‌تونه پانادول بخوره.
‫فقط حواستون باشه حالت تهوع نگیره.

00:15:46.538 --> 00:15:50.460
‫- ممنون. خیالم راحت شد.
‫- ممنون.

00:15:51.980 --> 00:15:56.057
‫- الان میام.
‫- برای احتیاط ام‌آر‌آی لازم نیست؟

00:15:56.220 --> 00:15:59.778
‫فقط راگنار می‌افته به جونت.
‫هیچ نیازی نیست.

00:16:18.100 --> 00:16:21.658
‫- اومدم.
‫- فشارش شده ۲۱۰ روی ۱۰۰.

00:16:21.820 --> 00:16:24.740
‫- انفوزیون رو قطع کن. توی مثانه چیزی هست؟
‫- نه.

00:16:24.899 --> 00:16:27.538
‫لطفاً ۲۰ میلی‌گرم تراندیت بده.

00:16:27.700 --> 00:16:32.379
‫- وینی؟ حالت تهوع داری؟
‫- آره.

00:16:32.580 --> 00:16:34.980
‫- سردرد داری؟
‫- آره.

00:16:35.940 --> 00:16:38.259
‫- ۲۰ میلی‌گرم تراندیت.
‫- ممنون.

00:16:38.460 --> 00:16:42.899
‫بفرما، وینی.
‫آره، اصلاً خوشایند نیست.

00:16:53.580 --> 00:16:57.259
‫- خیلی خوب بود، وینی.
‫- آب.

00:16:57.460 --> 00:17:00.177
‫- آب.
‫- برات آب میارم.

00:17:00.340 --> 00:17:03.177
‫اون بیرون چه خبره؟

00:17:03.340 --> 00:17:06.019
‫- می‌رم ببینم.
‫- مرسی.

00:17:08.219 --> 00:17:11.739
‫اسمش وینیه.
‫بگین کجاست!

00:17:11.900 --> 00:17:14.857
‫- جوابمو بدین! اسمش وینیه!
‫- آروم باشین.

00:17:14.979 --> 00:17:18.140
‫سلام. شما پسر وینی هستین؟

00:17:18.298 --> 00:17:20.979
‫- من الکساندرام، دکترم.
‫- آندرس.

00:17:21.140 --> 00:17:23.337
‫- می‌دونین کجاست؟
‫- بیا.

00:17:23.538 --> 00:17:27.337
‫هیچی بهم نگفتن.
‫پشت تلفن عجیب حرف می‌زد.

00:17:27.538 --> 00:17:29.900
‫- من برات توضیح می‌دم.
‫- حالش خوبه؟

00:17:30.057 --> 00:17:34.617
‫مادرت دیشب توی مغزش لخته داشته،
‫ولی حالش خوبه.

00:17:35.900 --> 00:17:40.298
‫درمانش رو شروع کردیم
‫و ظاهراً داره جواب می‌ده.

00:17:40.500 --> 00:17:44.140
‫یعنی...؟ قراره...؟

00:17:44.298 --> 00:17:48.740
‫می‌خوای باهاش حرف بزنی؟
‫فکر کنم از دیدنت خوشحال بشه.

00:17:51.460 --> 00:17:53.700
‫با من بیا.

00:17:55.817 --> 00:17:58.057
‫این آندرسه، پسر وینی.

00:17:58.220 --> 00:18:01.900
‫سلام، آندرس. بیا تو.
‫وینی، آندرس اومده.

00:18:02.019 --> 00:18:05.259
‫- کشیک ترومبولیز، الکساندرا هستم.
‫- سلام، کریستینام.

00:18:05.460 --> 00:18:10.380
‫اوگه، ۸۲ ساله، از گزگز
‫انگشت‌هاش شکایت داره.

00:18:10.577 --> 00:18:13.500
‫حال عمومیش خوب نیست. دیابت هم داره.

00:18:13.660 --> 00:18:18.259
‫- علائم از کی شروع شده؟
‫- می‌گه چند روز پیش.

00:18:18.460 --> 00:18:24.180
‫به نظر یه لخته کوچیک میاد،
‫ولی برای ترومبولیز خیلی دیره.

00:18:24.337 --> 00:18:27.900
‫ولی بفرستینش نورولوژی،
‫اونجا معاینه‌ش می‌کنن.

00:18:28.019 --> 00:18:32.097
‫- باشه، می‌فرستیم. حروف اول اسمت چیه؟
‫- AD.

00:18:32.259 --> 00:18:35.298
‫- باشه، ممنون. خداحافظ.
‫- ممنون. خداحافظ.

00:18:35.500 --> 00:18:38.180
‫- الکس، دو ثانیه وقت داری؟
‫- آره...

00:18:38.337 --> 00:18:41.460
‫فکر نمی‌کنی یه کم زوده
‫تنهایی کشیک وایسم؟

00:18:41.617 --> 00:18:44.500
‫خیلی خوب از پسش برمیای.

00:18:44.660 --> 00:18:48.740
‫مرسی، ولی خودت گفتی
‫اگه حس کردم...

00:18:48.900 --> 00:18:52.900
‫وقت احساسات نداریم.
‫این حرف یه کم خودمحورانه‌ست.

00:18:53.057 --> 00:18:56.097
‫تو برای بیمارها اینجایی،
‫یادت نره.

00:18:56.259 --> 00:18:59.259
‫آره، دارم سعی می‌کنم همین‌طور باشم.

00:18:59.460 --> 00:19:02.220
‫از پسش برمیای. می‌دونم.

00:19:04.660 --> 00:19:06.700
‫کمک! الیور؟

00:19:06.857 --> 00:19:09.380
‫کمک! افتاد زمین.

00:19:09.577 --> 00:19:13.817
‫- کمک لازم داریم! کد قرمز!
‫- الکس، چی کار کنم؟

00:19:13.940 --> 00:19:16.500
‫زیر سرش. کامیلا، بذار رد بشم.

00:19:16.660 --> 00:19:19.778
‫- الیور؟
‫- الیور؟

00:19:21.940 --> 00:19:24.577
‫- ۵ میلی‌گرم استسولید.
‫- چه اتفاقی داره می‌افته؟

00:19:24.740 --> 00:19:27.617
‫فقط یه کم جا لازم داریم که کار کنیم.

00:19:27.778 --> 00:19:29.900
‫- یه تخت لازم دارم!
‫- تخت!

00:19:30.057 --> 00:19:32.900
‫- تخت و اکسیژن!
‫- میارم.

00:19:34.538 --> 00:19:37.740
‫- به پهلو!
‫- ببخشید.

00:19:37.900 --> 00:19:40.617
‫- امیلی، پیشش بمون!
‫- ببخشید.

00:19:45.097 --> 00:19:49.097
‫- دارم تخت میارم.
‫- همین الان ببرینش ام‌آر‌آی!

00:19:50.298 --> 00:19:54.500
‫- کجا می‌برینش؟
‫- ام‌آر‌آی، تا بفهمیم چی شده.

00:19:54.660 --> 00:19:58.140
‫- چه مشکلی داره؟
‫- دست آدمای مطمئنیه.

00:19:58.298 --> 00:20:02.500
‫- نمی‌تونی همین‌جوری بری.
‫- برمی‌گردم. قول می‌دم.

00:20:02.660 --> 00:20:05.538
‫برمی‌گردم.

00:20:05.700 --> 00:20:09.019
‫- تنهام نذار!
‫- همین‌جا منتظر بمون.

00:20:38.019 --> 00:20:41.097
‫خونریزی مغزیه.

00:20:47.740 --> 00:20:53.700
‫- نمی‌شه با کویلینگ بستش؟
‫- با همچین خونریزی‌ای؟ غیرممکنه.

00:20:53.857 --> 00:20:58.019
‫- راگنار...
‫- پیشنهاد من جراحیه.

00:20:58.180 --> 00:21:03.900
‫خطر پارگی خیلی بالاست.
‫به نظرم کویلینگ بهترین گزینه‌ست.

00:21:04.019 --> 00:21:06.900
‫نمی‌شه.

00:21:07.019 --> 00:21:09.337
‫ریسکش چقدره؟

00:21:09.538 --> 00:21:14.660
‫۸۰ درصد احتمال داره حین جراحی
‫خونریزی شدیدتر بشه. اون‌وقت می‌میره.

00:21:14.817 --> 00:21:17.900
‫ولی ۲۰ درصد هم شانس داری جلوشو بگیری.

00:21:18.057 --> 00:21:20.660
‫شاید فقط ۱۵ درصد.

00:21:20.817 --> 00:21:23.538
‫گزینه دیگه اینه که تا آخر عمر تو کما بمونه.

00:21:23.700 --> 00:21:28.778
‫- یا با آسیب مغزی به هوش بیاد.
‫- الان نمی‌تونیم درباره‌ش چیزی بگیم.

00:21:28.900 --> 00:21:33.057
‫به نظرم اگه عمل نشه
‫پیش‌آگهیش بهتره.

00:21:34.019 --> 00:21:38.617
‫باشه. پس توی پرونده می‌نویسم
‫که نمی‌خوای عملش کنی.

00:21:38.778 --> 00:21:41.900
‫بحث نخواستن نیست، ولی...

00:21:43.778 --> 00:21:46.220
‫فقط ۱۸ سالشه.

00:21:50.380 --> 00:21:52.980
‫- امتحانش می‌کنیم.
‫- خوبه.

00:21:55.097 --> 00:21:56.460
‫خوبه.

00:22:46.900 --> 00:22:50.298
‫من می‌رم پیش بیرگیته. هر وقت آماده شدی بیا.

00:22:50.500 --> 00:22:51.980
‫باشه.

00:22:54.259 --> 00:22:56.857
‫- اینم تلفن.
‫- عالیه.

00:22:56.980 --> 00:23:02.617
‫جمع شدیم یه مرور سریع روی
‫حادثه بحرانی‌ای که پیش اومد داشته باشیم.

00:23:02.778 --> 00:23:08.180
‫هدفمون اینه بفهمیم چی شده،
‫نه اینکه دنبال مقصر بگردیم.

00:23:08.337 --> 00:23:09.700
‫باشه؟

00:23:09.857 --> 00:23:14.980
‫پنج دقیقه دیگه جلسه دارم،
‫ولی فکر کنم خوب پیش بره.

00:23:15.140 --> 00:23:18.980
‫الکس، می‌تونی بگی
‫ماجرا از دید تو چطور پیش رفت؟

00:23:19.140 --> 00:23:22.577
‫حدود ساعت ۸:۱۵ بهم زنگ زدن.

00:23:22.740 --> 00:23:27.617
‫یه بیمار با سردرد بود. فرستادمش خونه چون
‫هیچ نشونه‌ای از مشکل حاد ندیدیم.

00:23:27.778 --> 00:23:31.298
‫- یعنی تو بیمار رو پذیرش کردی؟
‫- نه، امیلی کرد.

00:23:31.500 --> 00:23:35.019
‫پس دکترهای تازه‌کار نباید
‫بیمار نورولوژی پذیرش کنن.

00:23:35.180 --> 00:23:37.617
‫- داری می‌گی تقصیر من بود؟
‫- نه.

00:23:37.778 --> 00:23:41.617
‫فعلاً بحث مقصر بودن رو کنار بذاریم.

00:23:41.778 --> 00:23:45.337
‫قول می‌دم برگردیم به چیزی که تو تجربه کردی.

00:23:45.538 --> 00:23:48.220
‫- الکس، ادامه می‌دی؟
‫- آره.

00:23:48.380 --> 00:23:51.900
‫- یه مدت بعد برگشت.
‫- چقدر بعد؟

00:23:52.057 --> 00:23:56.817
‫ده دقیقه. داد زدیم کد قرمز
‫و بعدش همه‌چی شلوغ شد.

00:23:56.940 --> 00:24:00.700
‫آره، و من حس کردم
‫فضا خیلی ناخوشایند شد،

00:24:00.857 --> 00:24:04.940
‫و آدما با هم بد برخورد می‌کردن.
‫اصلاً حس خوبی نداشت.

00:24:05.097 --> 00:24:10.220
‫- ممکنه خیلی سنگین به نظر بیاد، ولی...
‫- وقتی باید سریع کار کرد، همین‌طوری می‌شه.

00:24:10.940 --> 00:24:14.500
‫مطمئنم همه تمام تلاششون رو کردن.

00:24:14.660 --> 00:24:16.380
‫طفلکی پسره.

00:24:16.577 --> 00:24:20.337
‫من به دکتر ارشد زنگ زدم.
‫دیگه چی می‌تونستم بکنم؟

00:24:20.538 --> 00:24:24.900
‫کاملاً طبیعیه که دکترهای جوان
‫معاینه اولیه رو انجام بدن.

00:24:25.057 --> 00:24:28.740
‫و وقتی شک پیش اومد،
‫الکس خودش معاینه‌ش کرد، درسته؟

00:24:28.900 --> 00:24:31.740
‫- آره.
‫- و هیچ نشونه‌ای هم پیدا نکرد؟

00:24:32.940 --> 00:24:36.298
‫نه. اگه چیزی دیده بودم،
‫می‌فرستادمش ام‌آر‌آی.

00:24:36.500 --> 00:24:40.180
‫- نه، لعنتی...
‫- آروم، آروم.

00:24:40.337 --> 00:24:44.660
‫وقتی اومد هیچ نشونه‌ای نداشت.
‫منم معاینه‌ش کردم.

00:24:44.817 --> 00:24:49.500
‫فقط مطمئنم که بهت گفتم...

00:24:50.778 --> 00:24:53.140
‫چی؟

00:24:55.140 --> 00:24:59.700
‫هیچی. کاملاً مطمئن نیستم.
‫یادم نمیاد. ببخشید.

00:24:59.857 --> 00:25:03.778
‫- امیلی، مشکلی نیست.
‫- آره، خیلی هم خوب.

00:25:03.900 --> 00:25:08.019
‫- چیز دیگه‌ای هست که بخوای باهامون در میون بذاری؟
‫- نه.

00:25:09.380 --> 00:25:14.980
‫پس تمومش می‌کنیم. وقتمونم تموم شده،
‫ولی خوب شد ته قضیه رو درآوردیم.

00:25:15.140 --> 00:25:18.380
‫ممنون. الکس؟

00:25:18.577 --> 00:25:21.857
‫می‌تونی با امیلی
‫یه قهوه بخوری؟

00:25:26.259 --> 00:25:28.660
‫کلاً بی‌فایده بود.

00:25:29.660 --> 00:25:34.057
‫- حال الیور چطوره؟
‫- الان می‌خوان عملش کنن.

00:25:35.057 --> 00:25:38.057
‫- فکر می‌کنی به هوش بیاد؟
‫- فکر کنم. جوونه.

00:25:38.220 --> 00:25:41.019
‫مغز توی اون ناحیه انعطاف‌پذیری بالایی داره.

00:25:41.180 --> 00:25:44.740
‫فکر می‌کردم پیش‌آگهی
‫خونریزی مغزی بده.

00:25:44.900 --> 00:25:49.900
‫- یا مرگ، یا آسیب مغزی.
‫- بستگی به نوع و محلش داره.

00:25:55.700 --> 00:26:00.980
‫می‌دونم تقصیر کسی نبود،
‫ولی فکر می‌کنم باید می‌فرستادیمش ام‌آر‌آی.

00:26:02.057 --> 00:26:05.900
‫امیلی، نمی‌شه هرکی سردرد داشت
‫بفرستیمش ام‌آر‌آی.

00:26:10.140 --> 00:26:13.057
‫ولی اگه می‌تونست جونش رو نجات بده چی؟

00:26:13.220 --> 00:26:16.500
‫- ولی که نمرده.
‫- نه، ممنون.

00:26:18.298 --> 00:26:21.500
‫وقتی نشونه‌ای نیست،
‫یعنی نیست.

00:26:21.660 --> 00:26:25.980
‫- سلام، هانه. تو که مرخصی نبودی؟
‫- یکی مریض شد.

00:26:26.140 --> 00:26:28.660
‫پس واسه همینه.

00:26:30.180 --> 00:26:31.817
‫چی؟

00:26:33.220 --> 00:26:36.019
‫بهت گفتم.

00:26:39.500 --> 00:26:43.460
‫فقط نمی‌خواستم جلوی بقیه بگم.
‫خشکی گردن.

00:26:43.617 --> 00:26:47.778
‫- تو همچین چیزی نگفتی.
‫- چرا، اصلاً واسه همین بهت زنگ زدم.

00:26:47.900 --> 00:26:53.538
‫تو زنگ زدی چون نمی‌دونستی
‫چطوری خشکی گردن رو بررسی کنی.

00:26:53.700 --> 00:26:58.940
‫نه، زنگ زدم چون خشکی گردن پیدا کردم.
‫توی پرونده هم نوشتم.

00:26:59.097 --> 00:27:02.500
‫- ندیدیش؟
‫- نه، وقت نکردم.

00:27:02.660 --> 00:27:06.740
‫ولی بهت گفتم، هم پشت تلفن
‫هم توی اتاق.

00:27:06.900 --> 00:27:09.980
‫با خوندن پرونده حال الیور
‫بهتر نمی‌شه.

00:27:10.140 --> 00:27:14.259
‫اون درمان درست لازم داره،
‫خانواده‌شم به ما احتیاج دارن.

00:27:14.460 --> 00:27:16.617
‫- ولی...
‫- باید برم.

00:27:16.778 --> 00:27:18.617
‫باشه.

00:27:18.778 --> 00:27:21.097
‫کشیک ترومبولیز، الکساندرا هستم.

00:27:23.380 --> 00:27:26.857
‫جست‌وجوی بیمار:

00:27:34.817 --> 00:27:38.220
‫سردرد حاد.

00:27:44.538 --> 00:27:47.857
‫هشدار!! خشکی گردن،
‫احتمال خونریزی مغزی.

00:27:47.980 --> 00:27:51.259
‫پزشک مسئول، الکساندرا دمیر،
‫خشکی گردن را تأیید نمی‌کند.

00:27:55.700 --> 00:28:01.337
‫الیور استیگ وینتر
‫توسط الکساندرا دمیر مرخص شد.

00:28:03.337 --> 00:28:05.980
‫- الکس؟
‫- چی؟

00:28:06.140 --> 00:28:08.778
‫قول داده بودی یه بیمار رو مرخص کنی.

00:28:08.900 --> 00:28:13.220
‫آره. فقط دارم می‌رم اتاق عمل،
‫بعدش نگاهش می‌کنم.

00:28:13.380 --> 00:28:14.740
‫باشه.

00:28:16.259 --> 00:28:20.259
‫- حالش چطوره؟
‫- خوبه. الان می‌خوان عملش کنن.

00:28:20.460 --> 00:28:22.460
‫خوبه.

00:28:31.980 --> 00:28:33.460
‫چه خبره؟

00:28:37.019 --> 00:28:40.660
‫- عملش نمی‌کنیم.
‫- چرا؟

00:28:40.817 --> 00:28:45.617
‫خطر پارگی خیلی بالاست،
‫همون‌طور که گفتم.

00:28:55.140 --> 00:28:59.617
‫- مگه توافق نکردیم این بهترین کاره؟
‫- می‌گم نمی‌تونم.

00:29:01.980 --> 00:29:06.817
‫اگه خونریزی زودتر پیدا شده بود،
‫شاید، ولی...

00:29:06.940 --> 00:29:11.900
‫- کی پذیرشش کرد؟
‫- یه پزشک تازه‌کار، ولی من...

00:29:13.940 --> 00:29:15.980
‫کمی بعد از اون حالش بد شد و افتاد.

00:29:16.140 --> 00:29:18.660
‫علائم از کی شروع شده بود؟

00:29:19.660 --> 00:29:24.220
‫مامانش دیروز به اورژانس پزشکی زنگ زده بود،
‫پس احتمالاً یه نشت هشداردهنده بوده.

00:29:25.778 --> 00:29:28.538
‫- معلومه.
‫- چیزی رو عوض نمی‌کنه.

00:29:28.700 --> 00:29:33.298
‫نه، ولی اگه دیروز اومده بود،
‫الان توی این وضعیت نبودیم.

00:29:34.460 --> 00:29:38.700
‫توی همچین خونریزی‌هایی
‫دقیقه‌ها تعیین‌کننده‌ان.

00:29:38.857 --> 00:29:41.097
‫اوه... لعنتی!

00:29:43.220 --> 00:29:46.857
‫قبل از اینکه برم مادرش رو بیارم،
‫چیز دیگه‌ای هست که باید بدونم؟

00:29:46.980 --> 00:29:51.660
‫- این واقعاً بی‌فایده‌ست.
‫- اسبن، چیز دیگه‌ای هست که باید بدونم؟

00:29:52.259 --> 00:29:54.940
‫توی کماست.
‫حالا باید ببینیم به هوش میاد یا نه.

00:29:59.900 --> 00:30:04.577
‫اگه اون پسر بمیره...
‫تقصیر من نیست.

00:30:04.740 --> 00:30:06.817
‫- به هوش میاد.
‫- من گزارشش کردم.

00:30:06.940 --> 00:30:11.577
‫پس اگه پدر و مادرش شکایت کردن،
‫اسم منو نیار.

00:30:12.660 --> 00:30:14.500
‫چرا باید شکایت کنن؟

00:30:26.019 --> 00:30:28.900
‫می‌دونی زوج‌درمانی
‫چقدر خرج داره؟

00:30:29.019 --> 00:30:32.019
‫- ۴۶ هزار خرج کردیم.
‫- شوخی می‌کنی!

00:30:32.180 --> 00:30:34.980
‫ترین؟ پدر و مادرش کجان؟

00:30:35.140 --> 00:30:37.857
‫مادرش توی سالن نشسته.

00:30:37.980 --> 00:30:43.097
‫- مسخره گرونه.
‫- مجبور شدم شیفت اضافه بردارم.

00:30:44.778 --> 00:30:48.660
‫- هی، داری اشتباه می‌ری!
‫- گوشیمو جا گذاشتم.

00:31:18.740 --> 00:31:22.019
‫- کامیلا. دوباره سلام.
‫- سلام.

00:31:22.180 --> 00:31:25.700
‫- پدر الیور داره میاد؟
‫- آره، توی راهه.

00:31:25.857 --> 00:31:30.380
‫- صبر کنیم تا اونم برسه؟
‫- نه، می‌خوام بدونم چه خبره.

00:31:30.577 --> 00:31:32.857
‫بشینین.

00:31:39.857 --> 00:31:44.220
‫موضوع اینه که الیور
‫یه خونریزی مغزی شدید داشته.

00:31:45.980 --> 00:31:51.180
‫با جراح مغز و اعصاب حرف زدم،
‫و تصمیم گرفتن عملش نکنن.

00:31:53.019 --> 00:31:56.538
‫الان دارن می‌برنش
‫یه اتاق توی مراقبت‌های ویژه.

00:31:57.617 --> 00:32:00.500
‫پس یعنی عمل لازم نداره؟

00:32:00.660 --> 00:32:06.660
‫جراح فکر می‌کنه ریسکش خیلی بالاست.
‫ممکنه حالش رو بدتر کنه.

00:32:08.337 --> 00:32:12.380
‫- پس الان توی کماست.
‫- کما؟ یعنی چی؟

00:32:12.577 --> 00:32:15.019
‫یعنی وضعیتش ثابته.

00:32:16.259 --> 00:32:19.337
‫حالا فقط باید صبر کنیم
‫ببینیم به هوش میاد یا نه.

00:32:22.019 --> 00:32:25.220
‫دیروز گفت
‫سردرد داره.

00:32:27.220 --> 00:32:31.298
‫- می‌دونستم یه مشکلی هست.
‫- ولی خوشحال و سالم به نظر می‌رسید.

00:32:31.500 --> 00:32:34.337
‫ولی بچه منه،
‫آدم این چیزا رو می‌فهمه.

00:32:34.538 --> 00:32:38.577
‫نمی‌تونستین بدونین.
‫منم چیز مشکوکی ندیدم.

00:32:40.298 --> 00:32:44.460
‫- همینو می‌خواستم بگم.
‫- ولی این...

00:33:03.019 --> 00:33:04.817
‫ممنون.

00:33:31.538 --> 00:33:35.857
‫سلام، مادر الیور، کامیلا رو آوردم.

00:33:43.097 --> 00:33:47.460
‫سلام، من آیدا هستم.
‫پرستار مراقبت‌های ویژه‌ام.

00:33:48.900 --> 00:33:53.220
‫اگه دوست دارین،
‫کنارش بشینین.

00:33:57.940 --> 00:34:02.538
‫اگه چیزی لازم داشتین بهم بگین.
‫جراح هم به‌زودی میاد.

00:34:02.700 --> 00:34:06.019
‫الان درگیر یه عمل دیگه‌ست.

00:34:24.340 --> 00:34:28.099
‫- شما از نورولوژی هستین؟
‫- آره، من همون کسی بودم که...

00:34:28.260 --> 00:34:32.018
‫فقط می‌خواستم ببینم حالش چطوره.
‫من الکسم.

00:34:33.099 --> 00:34:37.500
‫باشه. اسبن داره میاد،
‫اون دیگه ادامه می‌ده.

00:34:37.659 --> 00:34:40.219
‫- خوبه.
‫- ممنون.

00:34:40.380 --> 00:34:42.099
‫صدای منو می‌شنوه؟

00:34:48.900 --> 00:34:52.820
‫می‌تونین با جمله‌های کوتاه و ساده
‫باهاش حرف بزنین.

00:34:52.940 --> 00:34:55.980
‫براش توضیح بدین دارین چی کار می‌کنین.
‫مثلاً:

00:34:56.139 --> 00:34:59.460
‫الان دارم دستت رو جابه‌جا می‌کنم.

00:34:59.619 --> 00:35:02.179
‫الان دارم پیشونیت رو نوازش می‌کنم.

00:35:03.460 --> 00:35:05.780
‫هر نوع لمسی خوبه.

00:35:05.900 --> 00:35:10.860
‫می‌تونی آروم اسمشو صدا کنی
‫و بگی برگرده.

00:35:10.980 --> 00:35:16.980
‫آهنگ‌های موردعلاقه‌شو بخون. شاید هم
‫براش توضیح بدی چرا تو بیمارستانه.

00:35:17.139 --> 00:35:19.699
‫چرا تو بیمارستانه؟

00:35:21.900 --> 00:35:27.139
‫مطمئنم اِسبن، جراحش،
‫همه‌چی رو براتون توضیح میده.

00:35:27.300 --> 00:35:30.179
‫چرا باید پسر من اونجا خوابیده باشه؟

00:35:43.260 --> 00:35:46.820
‫ببخشید، فقط حس می‌کنم خیلی ناعادلانه‌ست.

00:35:46.940 --> 00:35:49.659
‫کاملاً درکت می‌کنم.

00:35:49.820 --> 00:35:52.579
‫سال‌ها تلاش کردیم بچه‌دار بشیم.

00:35:53.659 --> 00:35:55.659
‫همه می‌گفتن بی‌خیالش بشم،

00:35:55.989 --> 00:35:59.188
‫می‌گفتن یه مشکلی
‫توی لوله‌های رحمم هست.

00:36:00.059 --> 00:36:02.579
‫ولی من خیلی بچه می‌خواستم.

00:36:06.820 --> 00:36:10.139
‫آخرش بی‌خیال شدیم. ولی یهو...

00:36:11.579 --> 00:36:13.900
‫...اون اومد.

00:36:14.018 --> 00:36:16.659
‫اون معجزه کوچولوی ماست.

00:36:19.139 --> 00:36:20.739
‫آره.

00:36:23.820 --> 00:36:27.179
‫اگه چیزی لازم داشتین بهم بگین.

00:36:27.340 --> 00:36:29.340
‫دارین می‌رین؟

00:36:29.539 --> 00:36:33.139
‫آره. ولی بعداً برمی‌گردم
‫بهتون سر می‌زنم.

00:36:34.980 --> 00:36:37.780
‫خیلی خوب میشه.

00:36:43.820 --> 00:36:46.900
‫وقتی پدرش رسید بهم پیام بده.

00:37:05.579 --> 00:37:08.139
‫آره، احتمالاً خوب میشه.

00:37:09.500 --> 00:37:15.539
‫خودش تنهایی از پسش برمیاد.
‫اون‌وقت تو باید برنامه‌ت رو عوض کنی.

00:37:16.500 --> 00:37:21.619
‫من که افتضاحم.
‫حتی نمی‌تونم کون خودمو پاک کنم.

00:37:21.780 --> 00:37:26.340
‫- مامان، دکتر اومده.
‫- باید برم. خداحافظ.

00:37:27.619 --> 00:37:33.099
‫- سلام، وینی. چطوری؟
‫- لازم نیست نگران من باشی.

00:37:33.260 --> 00:37:35.820
‫- بازم نگرانم.
‫- لطف داری.

00:37:35.940 --> 00:37:38.579
‫می‌تونی برام لبخند بزنی؟

00:37:40.219 --> 00:37:43.619
‫اون یه چیز دیگه بود.
‫می‌تونی قورت بدی؟

00:37:44.940 --> 00:37:47.380
‫- سخته؟
‫- آره.

00:37:47.579 --> 00:37:51.820
‫اگه بعضی عصب‌ها آسیب دیده باشن، ممکنه سخت بشه.
‫می‌تونی این صداها رو بگی؟

00:37:51.940 --> 00:37:54.500
‫کا-کا. پا-پا. تا-تا.

00:37:54.659 --> 00:37:57.739
‫- کا-کا. پا-پا. تا-تا.
‫- عالیه!

00:37:57.900 --> 00:38:00.500
‫بابت رفتار قبلیم معذرت می‌خوام.

00:38:01.260 --> 00:38:04.219
‫فقط... خیلی ترسیده بودم.

00:38:05.579 --> 00:38:08.860
‫- درک می‌کنم.
‫- ما فقط همدیگه رو داریم.

00:38:08.980 --> 00:38:12.460
‫- فقط من و مامانیم.
‫- من که هنوز نمردم!

00:38:12.619 --> 00:38:16.300
‫- مامان، خنده‌دار نیست.
‫- فعلاً که نه.

00:38:16.500 --> 00:38:20.900
‫می‌دونین این ماجرا
‫آسیب دائمی براش می‌ذاره یا نه؟

00:38:22.059 --> 00:38:24.380
‫- دوباره مثل قبل میشه؟
‫- مثل قبل؟

00:38:24.579 --> 00:38:28.579
‫هنوز زوده که بگیم،
‫ولی من خیلی خوش‌بینم.

00:38:28.739 --> 00:38:34.500
‫آخه وقتی تلفنی باهاش حرف زدم،
‫صداش خیلی...

00:38:36.018 --> 00:38:38.380
‫...عجیب بود. کاملاً...

00:38:41.659 --> 00:38:43.539
‫ببخشید.

00:38:44.900 --> 00:38:48.659
‫- فقط خیلی وحشت کرده بودم.
‫- کاملاً طبیعیه.

00:38:48.820 --> 00:38:52.539
‫همه‌چی خیلی ناگهانی اتفاق افتاد.
‫معلومه که ترسیدی.

00:38:52.699 --> 00:38:56.500
‫پرستار گفت اگه شما نبودین،
‫اون...

00:38:56.659 --> 00:39:00.099
‫- شما جونشو نجات دادین.
‫- فقط کارمو کردم.

00:39:01.500 --> 00:39:03.059
‫ممنونم!

00:39:06.739 --> 00:39:10.139
‫پدر اولیور رسید.

00:39:12.619 --> 00:39:16.900
‫- من دیگه باید برم، ولی اوضاع خوبه.
‫- ممنون.

00:39:21.699 --> 00:39:24.099
‫گنج کوچولوی من.

00:39:34.018 --> 00:39:36.619
‫سلام. پدر و مادرش کجان؟

00:39:38.099 --> 00:39:41.739
‫رفته بیارتش.
‫پدره راه رو پیدا نمی‌کرد.

00:39:43.219 --> 00:39:47.820
‫- حال اولیور چطوره؟
‫- فشار خونش یه کم بالا پایین شده.

00:39:50.500 --> 00:39:52.340
‫اِسبن کجاست؟

00:39:52.539 --> 00:39:57.579
‫هنوز تو اتاق عمله،
‫ولی وقتی زنگ زدم داشت تموم می‌کرد.

00:40:17.900 --> 00:40:20.739
‫آخرین بار کی مردمک‌هاشو چک کردی؟

00:40:20.900 --> 00:40:23.340
‫هر ساعت چکشون می‌کنم.

00:40:35.300 --> 00:40:38.739
‫امروز بخش ترومبولیز یه کم خلوت نیست؟

00:40:44.059 --> 00:40:46.260
‫چه خبره؟

00:40:47.739 --> 00:40:49.260
‫الکس؟

00:41:05.380 --> 00:41:07.659
‫مردمک‌ها به نور واکنش نمی‌دن.

00:41:09.500 --> 00:41:11.579
‫- دیابت داره؟
‫- الکس...

00:41:11.739 --> 00:41:15.579
‫یه بیمار داشتم که تو کمای عمیق بود و آخرش معلوم شد...

00:41:15.739 --> 00:41:18.619
‫- میرم پدر و مادرشو بیارم.
‫- نه، صبر کن!

00:41:19.860 --> 00:41:25.018
‫- باید همین الان به پدر و مادرش بگیم.
‫- اصلاً نباید اینجا بستری می‌شد.

00:41:25.179 --> 00:41:27.699
‫منظورت چیه؟

00:41:29.260 --> 00:41:32.780
‫اگه موقع معاینه‌ش
‫یه چیزی رو ندیده باشم چی؟

00:41:33.619 --> 00:41:36.739
‫الان وقت حرف زدن درباره این نیست.

00:41:41.460 --> 00:41:44.099
‫ولی باید بهشون بگی.

00:41:45.219 --> 00:41:46.619
‫سلام.

00:41:47.900 --> 00:41:49.900
‫- سلام.
‫- سلام.

00:41:50.059 --> 00:41:52.139
‫خوش اومدین.

00:41:52.300 --> 00:41:54.579
‫سلام. پدر اولیورم. کارل.

00:41:54.739 --> 00:41:57.619
‫- الکس. پزشک متخصص.
‫- خب، من دیگه رسیدم.

00:41:58.340 --> 00:42:01.539
‫- سلام.
‫- سلام. یه صندلی براتون میارم.

00:42:01.699 --> 00:42:03.860
‫- ممنون.
‫- بفرمایین.

00:42:05.699 --> 00:42:08.179
‫چقدر دستگاه اینجاست.

00:42:08.340 --> 00:42:11.018
‫میرم اِسبن رو بیارم. همین‌جا بمونین.

00:42:12.380 --> 00:42:15.940
‫وقتی نبودم
‫اتفاقی افتاد؟

00:42:18.099 --> 00:42:22.260
‫- فقط اومدم یه سلامی بکنم.
‫- ممنون.

00:42:24.940 --> 00:42:28.739
‫حالا پدرش هم رسیده.

00:42:28.900 --> 00:42:31.619
‫صدای حرف‌هامون رو می‌شنوه؟

00:42:31.780 --> 00:42:34.500
‫آره، معمولی باهاش حرف می‌زنیم.

00:42:34.659 --> 00:42:37.219
‫خوابه یا تو کماست؟

00:42:37.380 --> 00:42:39.699
‫- می‌تونی پتو رو درست کنی؟
‫- آره.

00:42:39.860 --> 00:42:42.219
‫فقط یه کم صافش کن.

00:42:43.260 --> 00:42:47.340
‫خب. بابا پتوت رو درست کرد.
‫این بهتر نیست؟

00:42:49.900 --> 00:42:53.139
‫چیزی گفتن
‫کی به هوش میاد؟

00:43:07.940 --> 00:43:12.300
‫- احتمالاً خوب میشه.
‫- کارل، میشه کلاهت رو برداری؟

00:43:15.820 --> 00:43:19.780
‫- اِسبن تقریباً کارش تمومه.
‫- آره، فقط باید...

00:43:23.460 --> 00:43:26.579
‫- جراح داره میاد.
‫- ممنون.

00:44:48.940 --> 00:44:52.579
‫- بله؟
‫- اولیور به‌عنوان اهداکننده عضو ثبت شده.

00:44:53.980 --> 00:44:59.659
‫باید بیای. اِسبن هنوز نرسیده،
‫و حالا باید به پدر و مادرش بگیم.

00:45:04.179 --> 00:45:06.619
‫- هستی؟
‫- آره.

00:45:08.018 --> 00:45:10.099
‫الان میام.

00:45:41.059 --> 00:45:43.820
‫نهایتاً ده دقیقه دیگه می‌رسم.

00:45:43.940 --> 00:45:46.219
‫باشه. خوبه.

00:45:46.380 --> 00:45:48.900
‫- سلام.
‫- سلام، الکس.

00:45:49.018 --> 00:45:51.780
‫فقط اومدم یه سر به اولیور بزنم.

00:45:51.900 --> 00:45:56.018
‫- اوضاع اون تو چطوره؟
‫- پدرش رسیده. یه کم تنهاشون گذاشتیم.

00:45:56.179 --> 00:45:59.900
‫- گفتن زودتر بیام.
‫- حالا باید چیکار کنیم؟

00:46:00.018 --> 00:46:03.300
‫- در مورد چی؟
‫- وضعیت اولیور.

00:46:03.500 --> 00:46:05.460
‫مگه وضعیتش چشه؟

00:46:05.619 --> 00:46:09.780
‫- بهش نگفتی؟
‫- چی رو نگفتم؟

00:46:12.500 --> 00:46:16.380
‫همون مردمک‌ها.
‫اولیور رفلکس مردمکی نداره.

00:46:17.500 --> 00:46:19.659
‫چی؟

00:46:19.820 --> 00:46:22.780
‫چرا هیچی نمی‌گی؟

00:46:22.900 --> 00:46:26.300
‫- به پدر و مادرش چی گفتین؟
‫- هنوز هیچی.

00:46:27.018 --> 00:46:30.300
‫یا خدا! بیاین، زود باشین!

00:46:34.460 --> 00:46:36.380
‫سلام.

00:46:36.579 --> 00:46:41.260
‫من اِسبن هستم، جراح مغز و اعصاب.
‫مسئول درمان اولیورم.

00:46:41.460 --> 00:46:42.860
‫شما بودین که نمی‌خواستین عملش کنین؟

00:46:42.889 --> 00:46:44.889
‫آروم باش و به دکتر گوش کن.

00:46:45.940 --> 00:46:50.900
‫موضوع اینه که می‌خوایم
‫یه کم اولیور رو معاینه کنیم.

00:46:51.059 --> 00:46:53.980
‫شما می‌تونین بیرون منتظر بمونین.

00:46:54.139 --> 00:46:59.820
‫- نمی‌فهمم. چی رو معاینه کنین؟
‫- الکس، تو گفتی همه‌چی خوبه.

00:46:59.940 --> 00:47:04.380
‫- فقط می‌خوایم معاینه‌ش کنیم.
‫- خب بکنین.

00:47:04.579 --> 00:47:06.980
‫زیاد طول نمی‌کشه.
‫می‌تونین بیرون بشینین.

00:47:07.139 --> 00:47:10.099
‫- چرا نمی‌تونم اینجا باشم؟
‫- بریم بیرون.

00:47:10.260 --> 00:47:14.579
‫- الکس، چه خبره؟
‫- فقط یه لحظه طول می‌کشه.

00:47:16.659 --> 00:47:18.659
‫ما بیرون منتظر می‌مونیم.

00:47:18.820 --> 00:47:21.940
‫- زیاد طول نمی‌کشه.
‫- باشه، بریم.

00:47:31.579 --> 00:47:33.900
‫می‌تونم چراغ‌قوه‌ت رو قرض بگیرم؟

00:47:34.059 --> 00:47:35.539
‫مرسی.

00:47:43.659 --> 00:47:48.340
‫- اهداکننده ثبت‌شده‌ست؟
‫- آره، با رضایت بستگان درجه‌یک.

00:47:49.300 --> 00:47:53.380
‫- برای یه جوون کار قشنگیه.
‫- پس باید با پدر و مادرش حرف بزنیم.

00:47:53.579 --> 00:47:56.219
‫آره، حفظ فشار خونش داره سخت میشه.

00:47:56.380 --> 00:48:00.300
‫- الان اوضاع خیلی سریع پیش میره.
‫- اهدا باید امروز انجام بشه.

00:48:00.500 --> 00:48:05.500
‫اگه طبق قرار عملش کرده بودی،
‫شاید این اتفاق نمی‌افتاد.

00:48:06.900 --> 00:48:10.340
‫شاید بهتره این بحث رو
‫یه وقت دیگه بکنین؟

00:48:10.539 --> 00:48:13.980
‫- انگار خیلی عجله دارین.
‫- این اعضا که برای من نیست.

00:48:14.139 --> 00:48:18.739
‫- باید به خواسته متوفی احترام بذاریم.
‫- چیزای دیگه‌ای هم باید در نظر گرفت.

00:48:18.900 --> 00:48:21.900
‫اگه زیاد صبر کنیم،
‫اعضا دیگه قابل استفاده نیستن.

00:48:23.820 --> 00:48:27.099
‫- من با پدر و مادرش حرف می‌زنم.
‫- نه. اولیور بیمار من بود.

00:48:27.260 --> 00:48:30.980
‫تو نه مسئولیت اولیور رو قبول کردی،
‫نه پدر و مادرشو.

00:48:31.139 --> 00:48:34.579
‫رابطه من باهاشون
‫از تو بهتره.

00:48:38.340 --> 00:48:39.780
‫باشه.

00:48:39.900 --> 00:48:44.739
‫پس به مرکز پیوند زنگ می‌زنم
‫ببینم اونا چی می‌خوان.

00:48:44.900 --> 00:48:49.539
‫- آیدا، تو هم توی صحبت باش.
‫- باشه.

00:48:58.820 --> 00:49:00.659
‫خب...

00:49:02.900 --> 00:49:07.460
‫متأسفانه به نظر میاد
‫حال اولیور بدتر شده.

00:49:08.980 --> 00:49:10.300
‫یعنی چی؟

00:49:11.739 --> 00:49:17.018
‫وقتی معاینه‌ش می‌کنیم،
‫هیچ نشونه‌ای از فعالیت مغز نمی‌بینیم.

00:49:17.179 --> 00:49:21.500
‫برای همین احتمال زیادی هست
‫که مغز اولیور از کار افتاده باشه.

00:49:22.340 --> 00:49:23.900
‫متأسفانه.

00:49:24.059 --> 00:49:27.780
‫- ولی شما گفتین همه‌چی خوبه.
‫- یعنی چی؟

00:49:28.940 --> 00:49:32.900
‫یعنی مغزش دیگه کار نمی‌کنه
‫چون خون بهش نمی‌رسه.

00:49:34.179 --> 00:49:38.900
‫- ولی داره نفس می‌کشه.
‫- دستگاه تنفس براش نفس می‌کشه.

00:49:40.460 --> 00:49:41.980
‫قلبش چی؟

00:49:42.139 --> 00:49:45.619
‫می‌زنه چون ما داریم نگهش می‌داریم.

00:49:45.780 --> 00:49:50.260
‫پس زنده‌ست دیگه.
‫بدنش زنده‌ست، مگه همینو نمی‌گین؟

00:49:50.460 --> 00:49:54.460
‫از نظر فنی بدنش زنده‌ست، ولی...

00:49:55.099 --> 00:49:57.780
‫...دیگه به هوش نمیاد.

00:50:01.780 --> 00:50:05.500
‫ولی شاید چند روز دیگه
‫حالِش بهتر بشه؟

00:50:07.659 --> 00:50:10.179
‫بالاخره جوونه.

00:50:10.340 --> 00:50:13.260
‫- زود خوب می‌شد.
‫- من گفتم...؟

00:50:15.260 --> 00:50:20.619
‫- متأسفم، دیگه کاری از دستمون برنمیاد.
‫- همیشه یه کاری میشه کرد.

00:50:20.780 --> 00:50:23.099
‫حالا چی میشه؟

00:50:26.699 --> 00:50:29.219
‫لازم نیست الان درباره‌ش حرف بزنیم...

00:50:29.380 --> 00:50:33.099
‫- درباره چی؟
‫- می‌تونیم یه کم صبر کنیم.

00:50:34.539 --> 00:50:39.340
‫باید بهتون اطلاع بدیم که
‫اولیور اهداکننده عضو ثبت‌شده‌ست—

00:50:39.539 --> 00:50:42.059
‫با رضایت بستگان درجه‌یک.

00:50:43.739 --> 00:50:48.619
‫- نمی‌فهمم. یعنی چی؟
‫- اهداکننده؟ این چه شوخی مریضیه؟

00:50:48.780 --> 00:50:51.980
‫- مجبور نیستین با این کار موافقت کنین.
‫- چه کاری؟

00:50:55.018 --> 00:50:58.340
‫- نمی‌خوای یه کم صبر کنی؟
‫- نه، می‌خوام بدونم.

00:50:59.500 --> 00:51:03.179
‫یه عمل جراحیه
‫که طی اون برمی‌دارن—

00:51:03.340 --> 00:51:06.860
‫—بافت‌ها و اعضایی رو
‫که قابل استفاده‌ان.

00:51:06.980 --> 00:51:09.900
‫- بافت و عضو؟
‫- ظاهرش خوب می‌مونه.

00:51:10.018 --> 00:51:13.619
‫ظاهرش خوب می‌مونه. دوباره بدنشو می‌بندن،
‫و لباس‌های خودش رو تنش می‌کنن.

00:51:13.780 --> 00:51:18.539
‫- نمی‌تونن همین‌جوری تیکه‌تیکه‌ش کنن.
‫- خود اولیور ثبت‌نام کرده بود؟

00:51:19.980 --> 00:51:21.300
‫بله.

00:51:26.579 --> 00:51:28.500
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:51:29.460 --> 00:51:33.539
‫- این خواسته خود اولیور بوده.
‫- امضا نکن. اون پسرمونه!

00:51:40.980 --> 00:51:42.340
‫امضا نمی‌کنم.

00:51:42.539 --> 00:51:46.739
‫یه معاینه کامل مرگ مغزی انجام می‌دیم
‫تا مطمئن بشیم...

00:51:47.699 --> 00:51:52.018
‫اگه کوچک‌ترین نشونه‌ای از حیات باشه،
‫اصلاً سراغ اهدا نمی‌ریم.

00:51:52.179 --> 00:51:55.900
‫پس یعنی هنوز امیدی هست،
‫درسته؟

00:51:57.539 --> 00:52:00.059
‫دارین همینو می‌گین، نه؟

00:52:02.300 --> 00:52:05.059
‫نمی‌تونم ردش کنم.

00:52:12.380 --> 00:52:16.139
‫- می‌خوام موقع معاینه حضور داشته باشم.
‫- ممکنه یه کم...

00:52:16.300 --> 00:52:18.820
‫- کارل هم می‌خواد باشه.
‫- آره.

00:52:19.539 --> 00:52:23.619
‫این حق رو دارین،
‫ولی توصیه‌ش نمی‌کنم.

00:52:23.780 --> 00:52:27.340
‫اون هنوز اون توئه، حسش می‌کنم.

00:52:42.340 --> 00:52:43.940
‫اولیور؟

00:52:46.500 --> 00:52:48.739
‫اولیور، صدامو می‌شنوی؟

00:52:55.900 --> 00:52:57.460
‫اولیور؟

00:52:58.539 --> 00:53:00.460
‫اولیور!

00:53:06.300 --> 00:53:10.900
‫دوباره رفلکس مردمک‌هاشو چک می‌کنم،
‫این بار همراه با حرکت.

00:53:21.699 --> 00:53:23.579
‫آب یخ.

00:53:32.059 --> 00:53:37.380
‫دارم توی مجرای گوش اولیور آب یخ می‌ریزم
‫تا رفلکس تعادلش رو بررسی کنم.

00:54:06.300 --> 00:54:09.820
‫حالا دارم روی پاهاش
‫تحریک درد انجام می‌دم.

00:54:30.059 --> 00:54:31.900
‫میشه لطفاً...

00:54:34.018 --> 00:54:37.739
‫- دستشو گرفتی؟
‫- آره.

00:54:40.780 --> 00:54:42.699
‫- ببخشید.
‫- چی شده؟

00:54:42.860 --> 00:54:44.860
‫فقط...

00:55:05.460 --> 00:55:08.659
‫یه بار دیگه. فقط فشار بده.

00:55:19.300 --> 00:55:22.780
‫خب... تنفس.

00:55:24.018 --> 00:55:30.340
‫دستگاه تنفس رو قطع می‌کنیم
‫تا ببینیم اولیور خودش می‌تونه نفس بکشه یا نه.

00:55:41.900 --> 00:55:44.099
‫از الان زمان می‌گیریم.

00:57:02.820 --> 00:57:05.500
‫می‌تونین دوباره وصلش کنین.

00:57:23.900 --> 00:57:28.659
‫بله، معاینه بالینی
‫مرگ مغزی رو تأیید می‌کنه.

00:58:35.099 --> 00:58:38.059
‫قبل از معاینه بهشون چی گفتی؟

00:58:41.219 --> 00:58:43.980
‫این‌که مغزش کار نمی‌کنه.

00:58:51.219 --> 00:58:53.260
‫یه بار دیگه ازت می‌پرسم:

00:58:53.460 --> 00:58:55.659
‫بهشون چی گفتی؟

00:58:55.820 --> 00:58:58.579
‫- گفت‌وگوی طولانی‌ای بود...
‫- بس کن.

00:58:59.980 --> 00:59:03.619
‫تو به پدر و مادرش این حس رو دادی
‫که هنوز امیدی هست.

00:59:03.780 --> 00:59:08.260
‫- نمی‌تونم امیدشون رو ازشون بگیرم.
‫- چی فکر می‌کنی؟ مرگ مغزی شده.

00:59:08.460 --> 00:59:12.340
‫نمی‌دونیم چی میشه،
‫شاید به هوش بیاد...

00:59:12.539 --> 00:59:13.940
‫آره.

00:59:14.099 --> 00:59:18.260
‫چند صدتا مورد مثل این دیدم.
‫هیچ‌کدوم به هوش نیومدن.

00:59:20.300 --> 00:59:23.460
‫تا حالا بیمار مرگ مغزی داشتی؟

00:59:26.099 --> 00:59:27.860
‫نه.

00:59:27.980 --> 00:59:30.539
‫چه اعتمادبه‌نفسی.

00:59:32.500 --> 00:59:36.380
‫این‌که فکر می‌کنی
‫تو این زمینه بهتر می‌دونی.

00:59:36.579 --> 00:59:39.179
‫واقعاً نگران‌کننده‌ست.

00:59:39.340 --> 00:59:43.500
‫کار ما اینه که تو همچین موقعیت‌هایی
‫بی‌طرف باشیم!

00:59:43.659 --> 00:59:46.460
‫- من...
‫- تو به دانش حرفه‌ای من شک داری.

00:59:46.619 --> 00:59:52.099
‫زیر قول و قرارت با همکارات می‌زنی،
‫و به خانواده بیمار دروغ می‌گی.

00:59:55.579 --> 00:59:58.940
‫چیز دیگه‌ای هم هست
‫که یادت رفته بگی؟

01:00:02.380 --> 01:00:06.219
‫ببخشید، امروز واقعاً
‫خودم نبودم.

01:00:07.099 --> 01:00:09.619
‫تو چه جور دکتری هستی؟

01:00:36.300 --> 01:00:38.619
‫داری فیلم می‌گیری؟ آماده‌ای؟

01:00:38.780 --> 01:00:42.780
‫من آماده‌ام، تو چی؟
‫باشه. یک، دو، سه، الان!

01:00:42.900 --> 01:00:45.260
‫میشه بس کنی؟

01:00:45.460 --> 01:00:50.260
‫ببخشید. یوناس اینستاگرام بخش رو گرفته دستش،
‫برای همین بیرگیت ازم خواست...

01:00:50.460 --> 01:00:53.579
‫امیلی، برام مهم نیست.

01:00:56.860 --> 01:01:01.659
‫- شاید بعداً فیلم‌برداری رو تموم کنیم؟
‫- آره. می‌بینمت.

01:01:09.099 --> 01:01:11.820
‫از اولیور خبری شده؟

01:01:15.980 --> 01:01:17.780
‫مرده.

01:01:20.139 --> 01:01:21.539
‫نه...

01:01:23.099 --> 01:01:27.539
‫خیلی وحشتناکه.
‫چی شد؟ حالت خوبه؟

01:01:27.699 --> 01:01:33.300
‫توی پرونده منو متهم کردی که
‫بیمار با خونریزی مغزی رو فرستادم خونه.

01:01:33.500 --> 01:01:36.739
‫- نمی‌گم تقصیر تو بوده.
‫- پس چی می‌گی؟

01:01:36.900 --> 01:01:39.900
‫وقتی همیشه این‌قدر مبهم حرف می‌زنی،
‫سخته بفهمم منظورت چیه.

01:01:40.018 --> 01:01:43.380
‫ببخشید، فقط دارم می‌گم...

01:01:44.460 --> 01:01:47.179
‫ما تو بیمارستان کار می‌کنیم، اتفاق پیش میاد...

01:01:47.340 --> 01:01:51.619
‫چطور ممکنه به یه چیز جدی شک کنی
‫و هیچ کاری نکنی؟

01:01:52.860 --> 01:01:56.900
‫- داری بی‌انصافی می‌کنی.
‫- وای. احساساتت رو جریحه‌دار کردم؟

01:01:57.018 --> 01:02:02.018
‫نه، ولی این تو بودی که
‫بعد از معاینه فرستادیش خونه.

01:02:02.179 --> 01:02:05.018
‫- پس یه کم بی‌ادبیه...
‫- بی‌ادبی؟

01:02:05.179 --> 01:02:08.980
‫این‌که ازت حداقلِ کار پزشکی رو انتظار داشته باشم؟

01:02:09.139 --> 01:02:12.980
‫تو دکتری، امیلی.
‫هیچ‌کس دلش برات نمی‌سوزه.

01:02:13.139 --> 01:02:17.059
‫نه من، نه بیمارها،
‫نه خانواده‌ها. هیچ‌کس اون بیرون.

01:02:17.219 --> 01:02:19.219
‫احساسات تو مهم‌تره؟

01:02:19.255 --> 01:02:22.954
‫باید همه کارامون رو ول کنیم
‫و ناز تو رو بکشیم؟

01:02:23.300 --> 01:02:27.380
‫می‌فهمی که نمی‌تونیم
‫همه‌چی رو بذاریم کنار و مراقب تو باشیم؟

01:02:27.579 --> 01:02:30.300
‫بیمارها کمتر از تو گریه می‌کنن.

01:02:30.500 --> 01:02:33.699
‫خودتو جمع‌وجور کن و غر نزن!

01:02:40.139 --> 01:02:42.018
‫باشه.

01:02:52.900 --> 01:02:54.980
‫نمی‌خوام ببینمش.

01:02:55.139 --> 01:02:58.860
‫می‌فهمم سخته،
‫ولی باید جواب بدین.

01:02:58.980 --> 01:03:00.940
‫سلام رئیس.

01:03:01.099 --> 01:03:04.739
‫- ببرش کنار.
‫- کامیلا، اونا فقط دارن کارشونو می‌کنن.

01:03:04.900 --> 01:03:09.900
‫- که مجبور نیستین همه اعضاشو اهدا کنین، نه؟
‫- این‌جوری درباره اولیور حرف نزن.

01:03:10.018 --> 01:03:13.699
‫- براتون یه اتاق پیدا کنیم؟
‫- نمی‌ذارم بدنشو ببُرین!

01:03:13.860 --> 01:03:15.940
‫- تصمیم با شماست.
‫- قبول نمی‌کنم!

01:03:16.099 --> 01:03:20.179
‫- اولیور می‌خواست همه اعضاش رو اهدا کنه.
‫- آره، ولی من نمی‌خوام.

01:03:20.340 --> 01:03:23.099
‫- تو نمی‌تونی تنهایی تصمیم بگیری.
‫- چی؟

01:03:23.260 --> 01:03:26.699
‫باید به خواسته اولیور هم احترام بذاریم.

01:03:26.860 --> 01:03:28.360
‫دیروز من چی گفتم؟

01:03:28.405 --> 01:03:31.539
‫گفتم حالش خوب نیست.
‫ولی تو گوش نکردی.

01:03:31.539 --> 01:03:36.300
‫- فکر کردم خماره.
‫- احمقی؟ سردرد داشت!

01:03:36.500 --> 01:03:40.260
‫پشت تلفن گفتن باید صبر کنیم.
‫خودت هم قبول نکردی؟

01:03:40.460 --> 01:03:43.018
‫- تقصیر توئه.
‫- تقصیر هیچ‌کس نیست.

01:03:43.179 --> 01:03:47.340
‫خفه شو.
‫تو گفتی حالش کاملاً خوبه.

01:03:48.460 --> 01:03:50.940
‫و حالا مرده.

01:03:54.179 --> 01:03:57.699
‫موقع معاینه
‫هیچ چیزی نبود که باعث بشه فکر کنی -

01:03:57.860 --> 01:04:00.460
‫ممکنه خونریزی مغزی باشه؟

01:04:04.780 --> 01:04:09.860
‫- پزشکی علم دقیقی نیست.
‫- این جواب کافی نیست.

01:04:09.980 --> 01:04:13.739
‫مگه دکتر نیستی؟
‫با همین لباس این‌ور اون‌ور نمی‌ری؟

01:04:13.900 --> 01:04:17.340
‫- تو چه جور آدمی هستی؟
‫- آروم باش!

01:04:17.539 --> 01:04:20.619
‫بهم دست نزن. ولم کن!

01:04:20.780 --> 01:04:24.300
‫- دست نمی‌زنم، ولی باید آروم بشی.
‫- آره.

01:04:24.500 --> 01:04:28.619
‫- تو پسرمو کشتی، می‌فهمی؟
‫- بسه دیگه.

01:04:28.780 --> 01:04:31.260
‫- حالا خوشحالی؟
‫- کامیلا، بس کن!

01:04:31.460 --> 01:04:35.059
‫- می‌شنوی؟ تو پسرمو کشتی!
‫- ولش کن.

01:04:36.619 --> 01:04:39.900
‫دیگه ولت کرده.

01:04:40.900 --> 01:04:45.179
‫- حالت خوبه؟
‫- آره... بیمار منتظرم دارم.

01:04:57.260 --> 01:05:01.139
‫ببخشید، شوهرم درد داره.
‫سه ساعته منتظره.

01:05:01.300 --> 01:05:04.619
‫- وقت ندارم.
‫- الو؟ یه کاری بکنین.

01:05:10.460 --> 01:05:11.780
‫- الکس؟
‫- الان نه.

01:05:11.900 --> 01:05:13.500
‫- چرا، الان.
‫- چی؟

01:05:13.659 --> 01:05:15.900
‫مگه با هم قرار نداشتیم؟

01:05:16.059 --> 01:05:19.980
‫- درباره چی؟
‫- که چندتا بیمار رو مرخص کنی.

01:05:20.139 --> 01:05:24.739
‫- بدون اینکه اول ببینمشون، نه.
‫- لون یا کریستر رو پیشنهاد می‌کنم.

01:05:24.900 --> 01:05:29.500
‫حال هر دوتاشون نسبتاً خوبه
‫و گفتن می‌خوان برن خونه.

01:05:32.900 --> 01:05:36.219
‫دیگه اون‌قدر نترسی، نه؟

01:05:36.380 --> 01:05:40.260
‫- ببخشید، فقط استرس دارم.
‫- کریستر رو مرخص کن.

01:05:40.460 --> 01:05:42.860
‫نه، لون. کریستر.

01:05:43.940 --> 01:05:46.900
‫- الکس، من...
‫- چیز دیگه‌ای هست؟

01:05:49.900 --> 01:05:52.900
‫آره. یه بیمار
‫توی بخش پذیرش منتظره.

01:05:53.018 --> 01:05:56.300
‫- ببخشید که منتظر موندین.
‫- اشکالی نداره.

01:05:57.059 --> 01:06:00.900
‫- می‌خوام نور بندازم تو چشم‌هاتون.
‫- باشه.

01:06:01.018 --> 01:06:03.860
‫به من نگاه کنین.

01:06:21.900 --> 01:06:24.980
‫- باید کاری بکنم؟
‫- آره، شما...

01:06:25.139 --> 01:06:27.659
‫- به من نگاه کن و...
‫- آره.

01:06:27.820 --> 01:06:31.380
‫...بعد به دستی که حرکت می‌کنه اشاره کن.

01:06:37.018 --> 01:06:41.099
‫نمی‌بینم
‫هیچ‌کدومشون حرکت کنن.

01:06:41.260 --> 01:06:43.820
‫نه، خوبه. یه کار دیگه می‌کنیم.

01:06:44.780 --> 01:06:48.179
‫به من نگاه کن و دست‌هات رو
‫مثل من دراز کن.

01:06:48.340 --> 01:06:51.059
‫بعد با انگشتت نوکت بینی‌ت رو لمس کن.

01:07:04.980 --> 01:07:08.179
‫- الان برمی‌گردم.
‫- باشه.

01:07:09.380 --> 01:07:10.980
‫الکس؟

01:07:12.380 --> 01:07:14.619
‫چی شده؟

01:07:17.659 --> 01:07:19.300
‫تو؟

01:07:21.260 --> 01:07:24.300
‫فکر کنم امروز یادم رفته غذا بخورم.

01:07:24.500 --> 01:07:27.980
‫نمی‌خوای بری خونه؟

01:07:31.018 --> 01:07:33.500
‫پلیس اینجا چیکار می‌کنه؟

01:07:38.780 --> 01:07:41.900
‫الکس، پلیس می‌خواد باهات حرف بزنه.

01:07:42.059 --> 01:07:45.139
‫- الان وقت خوبی نیست.
‫- درباره چی؟

01:07:45.300 --> 01:07:50.018
‫- می‌تونیم یه جای خصوصی حرف بزنیم؟
‫- آره، می‌تونین اون تو بشینین.

01:07:50.179 --> 01:07:51.940
‫باشه.

01:08:00.539 --> 01:08:05.820
‫متوجه شدیم امروز درگیر
‫یه اتفاق ناخوشایند شدین.

01:08:05.940 --> 01:08:09.940
‫- من؟
‫- می‌تونین بگین چی شد؟

01:08:15.340 --> 01:08:17.859
‫من...

01:08:17.979 --> 01:08:24.179
‫وقتی بیمار اورژانسی زیاده
‫و پرسنل بی‌تجربه هم زیادن، -

01:08:24.337 --> 01:08:26.899
‫ارزیابی شرایط سخته.

01:08:27.020 --> 01:08:29.219
‫می‌تونین دقیق‌تر بگین؟

01:08:32.859 --> 01:08:35.738
‫من قبلاً هیچ‌وقت چیزی رو از قلم ننداختم.

01:08:37.259 --> 01:08:42.460
‫ولی بازم درست نیست
‫که همراه بیمار یه کارمند رو تهدید کنه.

01:08:42.618 --> 01:08:45.618
‫این قابل قبول نیست.

01:08:50.219 --> 01:08:53.658
‫- تهدید؟
‫- مادرش برخورد فیزیکی هم داشت؟

01:08:59.779 --> 01:09:03.140
‫نه، یا شاید یه کم. عصبانی بود.

01:09:04.337 --> 01:09:07.578
‫ولی واقعاً بهتون حمله کرد، الکساندرا؟

01:09:09.779 --> 01:09:13.500
‫شاهد داریم که می‌گن
‫گرفتتون.

01:09:13.658 --> 01:09:17.899
‫برای نوشتن گزارش
‫باید بدونیم دقیقاً چی شده.

01:09:18.020 --> 01:09:21.179
‫تازه پسرش رو از دست داده. نمی‌خوام...

01:09:22.337 --> 01:09:24.337
‫نمی‌تونی.

01:09:25.618 --> 01:09:27.460
‫ولی اگه...

01:09:31.738 --> 01:09:34.819
‫اگه چیزی که گفت راست باشه چی؟

01:09:35.578 --> 01:09:37.219
‫چی گفت؟

01:09:40.899 --> 01:09:42.979
‫شکایت نکنین.

01:09:43.140 --> 01:09:47.537
‫به یه دکتر حمله کرده.
‫معلومه که باید شکایت کنیم.

01:09:49.337 --> 01:09:51.658
‫تقصیر من بود.

01:09:52.819 --> 01:09:55.020
‫تقصیر منه.

01:10:05.899 --> 01:10:08.738
‫سلام؟ ببخشید، الان وقت دارین؟

01:10:16.899 --> 01:10:18.380
‫الو؟

01:10:21.939 --> 01:10:23.658
‫شما...

01:10:28.899 --> 01:10:30.500
‫شما.

01:10:31.899 --> 01:10:33.979
‫به من نگاه کن.

01:10:36.658 --> 01:10:38.819
‫نفس بکش.

01:10:38.939 --> 01:10:40.899
‫نفس بکش.

01:10:43.100 --> 01:10:47.020
‫آروم و راحت.
‫آفرین، آروم.

01:10:48.380 --> 01:10:52.500
‫از بینی نفس بکش،
‫از دهنت بده بیرون.

01:10:53.819 --> 01:10:56.738
‫انگار داری توی نی فوت می‌کنی.

01:10:59.618 --> 01:11:02.100
‫آره. همین‌جوری.

01:11:08.698 --> 01:11:11.618
‫یه کم آب برات میارم.

01:11:22.537 --> 01:11:24.537
‫بفرما.

01:11:40.939 --> 01:11:42.260
‫مرسی.

01:11:43.300 --> 01:11:45.140
‫اوف!

01:11:48.899 --> 01:11:52.578
‫- نمی‌خوای یه کم بشینی؟
‫- خوبم.

01:12:27.779 --> 01:12:30.738
‫اینجا چیکار می‌کنی؟ حالت خوبه؟

01:12:30.899 --> 01:12:33.020
‫می‌خوام ازشون عذرخواهی کنم.

01:12:35.060 --> 01:12:38.340
‫فکر می‌کنی اون عذرخواهی
‫چه چیزی بهشون می‌ده؟

01:12:38.537 --> 01:12:42.779
‫این‌که تقصیر اونا نبود که...
‫نمی‌دونم.

01:12:42.899 --> 01:12:45.618
‫نه. تو چیزی از اونا نمی‌گیری.

01:12:46.779 --> 01:12:50.899
‫فقط می‌ذاریشون تو موقعیتی
‫که مجبور شن یه چیزی بهت بدن -

01:12:51.060 --> 01:12:53.060
‫حتی اگه خودشون نخوان.

01:12:53.220 --> 01:12:56.819
‫الان اونجا نیستن.
‫واقعاً یه کم...

01:12:56.939 --> 01:12:59.220
‫خودخواهانه‌ست.

01:13:00.658 --> 01:13:03.020
‫ما اوضاع رو کنترل کردیم.

01:13:05.300 --> 01:13:09.460
‫- نمی‌تونم فقط...؟
‫- اونا نیستن که باید تو رو ببخشن.

01:13:14.939 --> 01:13:17.380
‫- می‌تونیم بریم تو؟
‫- آره.

01:13:19.537 --> 01:13:23.020
‫سلام. براتون مهمون اومده.

01:13:23.180 --> 01:13:25.939
‫- می‌تونم بیام تو؟
‫- بله.

01:13:27.260 --> 01:13:31.180
‫- ما مذهبی نیستیم یا همچین چیزی.
‫- درباره هرچی بخواین می‌تونیم حرف بزنیم.

01:13:35.020 --> 01:13:37.819
‫من بودم که خواستم بیاین.

01:13:39.460 --> 01:13:41.698
‫این پسرمونه. اولیور.

01:13:44.738 --> 01:13:48.859
‫می‌گن دیگه کاری نمی‌شه کرد،
‫ولی همیشه یه کاری هست، نه؟

01:13:54.140 --> 01:13:58.100
‫آره، فکر قشنگیه...

01:13:58.939 --> 01:14:03.939
‫...این‌که باور کنیم روی زندگی خودمون
‫کنترل و اختیار داریم.

01:14:06.300 --> 01:14:12.020
‫ولی بالاخره یه روز باید قبول کنیم
‫که این‌طور نیست.

01:14:12.180 --> 01:14:15.779
‫- نمی‌تونین یه دعا یا چیزی بخونین؟
‫- عزیزم...

01:14:15.899 --> 01:14:21.100
‫- معجزه اتفاق می‌افته، مگه نه؟
‫- بسه. راست می‌گه.

01:14:21.260 --> 01:14:23.779
‫اولیور داره نفس می‌کشه. نمی‌تونیم همین‌جوری تسلیم شیم.

01:14:23.899 --> 01:14:28.220
‫دستگاه‌ها دارن براش نفس می‌کشن.
‫دیگه کاری از دستمون براش برنمیاد.

01:14:35.899 --> 01:14:38.578
‫الان به چی فکر می‌کنی؟

01:14:40.500 --> 01:14:45.020
‫به اولیور فکر می‌کنم
‫و چیزی که خودش می‌خواست.

01:14:52.578 --> 01:14:55.340
‫فقط حس می‌کنم خیلی بی‌دستم.

01:14:55.537 --> 01:14:59.819
‫معلومه که این حس رو داری،
‫تو مادرشی.

01:15:00.979 --> 01:15:02.578
‫آره.

01:15:05.020 --> 01:15:07.260
‫قبول کردنش دردناکه.

01:15:10.140 --> 01:15:14.460
‫چون تو دنیایی زندگی می‌کنیم که فکر می‌کنیم...

01:15:15.698 --> 01:15:17.899
‫...روی همه‌چی کنترل داریم.

01:15:19.180 --> 01:15:20.859
‫تقریباً.

01:15:22.140 --> 01:15:25.020
‫تنها چیزی که روش کنترلی نداریم
‫مرگه.

01:15:27.140 --> 01:15:29.979
‫حتی دکترها هم نمی‌تونن تو این مورد کمکمون کنن.

01:15:34.939 --> 01:15:37.979
‫پس باید چیکار کنیم؟ باید کمکمون کنین.

01:15:40.020 --> 01:15:43.100
‫همون کاری رو بکنین
‫که همیشه می‌کردین.

01:15:43.260 --> 01:15:45.698
‫دوستش داشته باشین.

01:15:47.859 --> 01:15:51.738
‫آدم فقط چون یکی می‌میره
‫دست از دوست داشتنش برنمی‌داره.

01:15:51.899 --> 01:15:55.260
‫عشق از مرگ قوی‌تره.

01:15:56.939 --> 01:15:59.899
‫همین چیزه که ما رو آدم می‌کنه.

01:16:01.899 --> 01:16:05.979
‫دوست داشتن
‫یه جور پذیرفتن هم هست.

01:16:07.180 --> 01:16:08.979
‫یادتون باشه.

01:16:11.020 --> 01:16:12.939
‫دوستش داشته باشین.

01:18:06.300 --> 01:18:10.060
‫فردا صبح اولین کاری که می‌کنم،
‫گزارشت می‌کنم.

01:18:18.779 --> 01:18:24.140
‫من بودم که بعد از معاینه اولیور
‫فرستادمش خونه.

01:18:26.556 --> 01:18:30.556
‫می‌فهمم اگه فکر می‌کنی کافی نبوده.
‫خودمم همین فکر رو می‌کنم.

01:18:52.779 --> 01:18:57.899
‫اگه این صدا رو می‌شنیدی، فکر می‌کردی
‫چی داره از اون پیچ میاد؟

01:19:02.020 --> 01:19:03.939
‫فقط جواب بده.

01:19:04.738 --> 01:19:06.899
‫اسب.

01:19:07.020 --> 01:19:08.939
‫چرا؟

01:19:10.537 --> 01:19:15.899
‫- چون صدای اسب همین‌طوریه.
‫- آره، بیشتر آدما همینو می‌گن.

01:19:18.400 --> 01:19:23.100
‫- نمی‌فهمم منظورت از این حرفا چیه.
‫- گورخر بود.

01:19:24.240 --> 01:19:28.798
‫از کجا باید می‌فهمیدی
‫اولیور یه گورخره؟

01:19:32.360 --> 01:19:36.240
‫اگه به حرف امیلی گوش کرده بودم
‫و می‌فرستادمش ام‌آر‌آی چی؟

01:19:37.440 --> 01:19:39.199
‫الان زنده بود؟

01:19:39.360 --> 01:19:44.199
‫احتمال اینکه یه جوون هجده‌ساله
‫با خونریزی مغزی بیاد چقدره؟

01:19:46.798 --> 01:19:49.440
‫یک در ۳۸۰۰.

01:19:49.600 --> 01:19:51.199
‫دقیقاً.

01:19:51.360 --> 01:19:54.480
‫طبق تشخیصت عمل کردی. این اشتباه نیست.

01:20:13.240 --> 01:20:16.159
‫هر دکتری یه قبرستون برای خودش داره.

01:20:42.119 --> 01:20:44.360
‫اینا برای توئه.

01:20:45.798 --> 01:20:48.280
‫از طرف یکی از بستگان بیماره.

01:21:05.079 --> 01:21:09.119
‫الکساندرای عزیز
‫اگه تو نبودی، ما چیکار می‌کردیم؟

01:21:09.280 --> 01:21:12.480
‫ممنونیم. با احترام،
‫آندرس (پسر وینی)

01:23:06.560 --> 01:23:08.440
‫ممنون.

01:23:11.955 --> 01:25:21.525
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.